تبلیغات
رویاهای صادقه

ادامه مطلب قاب وارونه من وارتداد

قبل از این آوردم ازکتاب قرآن بزرگ که خروج از دایره ایمان آورندگان ورجوع به طاغوت( طاغوت از طغیان می ایدبا ذکر کننده آن  طاغی به اولین طغیان کننده مخلوق درکل جهان هستی که  برعلیه الله  خودرا علنا قربانی وهم کرد ونام اونیز ابلیس بوده است ( سوره نساء آیه پنجاه ونه ).هرکس که از حق( گفته های الله درزمانی که امر استجابت وپاسخ به الله واجب میشود به  یازمان  اکنون( این اکنون زمان خاصی است از آغاز آفرینش آدم وداستان عرش که برآدم ومخلوقات ابلاغ میشود ودر میان پیامبران الهی دست به دست به زمان سپرده میشودو تا زمانی که جهان آفرینش به پایان مهلت وعده داده شده برسد همچنان  درآغازو استمرار است) پارا فراتر بگذارد واز آیات کتب الهی روی گرداند( سوره ص) هرکس که از گواهی دادن به یکتایی الله تمرد بجوید ( سوره آل عمران )یعنی که ولایت الله را انکارونفی کرده است . وقران ( یاتورات .زبور . انجیل . و....)همان اقوال الله یا مرسل است قول  لایتغییر وگفته حق الله است در فقدان پیامبر . واجب است درهر زمان با اطاعت ازقران  به توحید اقرارکنیم درحرف وعمل . پیامبر و قران زنده را مارسول ( مرسلات)می خوانیم . ودر قرآن  منکران حقیقت برای  پنهان کردن تضاد پندارهایشان باآیات حق الله در میان  *اکثریت با  ایجاد بدعت وفتنه از ساختن ولایت انسانی ومخلوق   سودمیبرند

 پشت سر این مخلوق ایستادن= تولای  به اودرواقع تولای به دوستداردنیاست  اطاعت از الله .اطاعت از رسول در دایره ایمان آورندگان واجب است حتی در صورت بروز اختلاف ودر فقدان پیامبر .  رجوع به قران در فقدان پیامبر واجب است و تمکین به ایمان آورنده در فقدان پیامبر وردشدن از آیات قرآن ارتداد است .خودفریبی خودرا به فراموشی زدن  براساس تبعیت ازشیطان برای دورشدن از معنویتی بزرگ دورشدن از الله ( بخاطربیاورید که در قابی ازقابهای گذشته  درآیه ای گفته شدکه جهنم درپشت سر ظالمان قرار دارد ).ویا درپشت این بت  .انسان .یاوهم قرارگرفتن برای رسیدن به آنچه دربعد مکان *دنیا نامیده است است( دنیا حداکثر ایده آلی است که اوبا چشمهایی که نمی بیند .گوشهایی که نمی  شنوند . درکی که  واقعیت وحقیقت رانمی پذیرد و عقلی که اورا دریک نابرابری بسوی حق هدایت نمی کند انتخاب کرده است ). ارتداد شمرده میشود .دریکی از قابها از تلاش مشرکین .کافران ومرتدان  برای تسلط وحاکمیت  برمساجدگفته شدبرای رسیدن به منافع دنیایی که حضرت علی ع آنرامعادل  بدعت وفتنه در دین توحید می داند مسجدنیز(خانه الله) میتواند یک مخفی گاه بشودبرای کسی که وهم تسلط بر ایمان ودنیا ی مردم اورا دچارجنون ساخته است .این هم یک نوع مبارزه با حق است این گروه بعضی از اهل کتاب نیز باسکونت درمساجد تضاد بین پندارهایشان با باور توحیدی را بدینگونه نشان می دهند این هم یک قسم دیگر از ارتداد دربین بعضی از اهل کتاب است . زمان .مکان یازمینی که پس ازماموریتش باید برگردد به چهره واقعیش هرگزازآن انسان باقی نخواهد ماند پس الله مکرردرقرآن و درکتب دیگرتوحید  بیان میکنددلیل می آورد که همه چیز یادنیا جبراازبین خواهد رفت ودرگذشتگان وپیشینیان وشهرهایشان واقتدارانها را برای مثال یادآورمیشود .دنیای ماروزی  باطل خواهد شد ( دراینجاهم شمارابه شباهت سرنوشت زندگی انسان وزمین و دنیا جلب میکنم  انسان هم جبرا باید بمیرد)وبا آنکه درقرآن ازمستضعفین (آنها که از احقاق حق خود در موضع ضعف وناتوانی اجباری قرارگرفته اند درعاقبت وراث زمین خواهند بوداما در انتها ودرسرانجام یاموعود  ازکره ای به نام زمین به شکل امروزی اثرونشانه ای نخواهد ماند  .با این همه دوراندیشی که الله برای ما آشکارا بیان میکند  چگونه  به حاکمیت خواهان بایدگفت  که سهمی از شیطان شدن باپیروی محض از یک اصل؟  قانونی که درمقابل شرع  از اهمیت بیشتری برخورداراست درواقع برعلیه الله ایستادن است  شرک کفر وارتداد است رد آیات الله است ورد اقوال الله است  انسان امروز باید آگاهی بیابددر صورت ارتداد هرآنچه از نماد خیر و نور ونعمت و از بهترینهاست و روزی حلال است براو حرام وباطل  میشود بدلیل رویگردانی از آیات قرآن همان  گفته های  حق الله؟  قدر مسلم آنست که  خواص ایران ماسالهاست عامدانه وباتوسل  به مکر خودرابه تجاهل زده اند . درچشم آنها  حق با( لباس روحانیت دینی) درجامعه شناخته میشود چه فرق میکند این لباس چه شکلی است بر تن کیست ؟.درمقابل  ارتداد وتابعیت محض ازوهم وجنون تمکین واقتداء به اصل ( ولایت  چه فرق میکند نام ولی خاص  منسوب به کیست باتمکین  واقتدای محض از ولی اوجبرا وبی اراده از حق ونوردورمیشود) درهرموردحق ونور وخیر ونعمت  آن لباسی که نمادی از مظاهر دین درمیان مردم شمرده میشود با تمرداز الله ورسول وآیات قرآن برانسان  حرام وباطل میشود .وعدالت قانونی *الفی شوم متولد شده بی روح قرن جدید یارنگ ولعاب طرح وقانون هدفمندی یارانه ها  نیزاز ارتداد است .مقایسه کنید ناتوانی بشر را برای مهارواستفاده  حداکثری ازطبیعت واختیاراتش در مقابل الله قادر  و منشاءومبداء فقر وبحران اقتصادی که امروز جهان  ما باان روبروست تسلیحات .جنگ . تحریمها) انسان را بوسیله قانون شرطی کردن .تخمین زدن اجباری عدالت  جعلی برای حصارکشیدن .بربایدها ونبایدهای یک ماشین به نام انسان .الفی همان انسان است . این ماشین عاقبت آتش میگیردویا ذوب میشودمثل گوساله سامری . دراین طریق جن زدگی نفس کشیدن هم دراختیارانسانها نیست همانطورکه پیمانه ها.نیازها وتوانایی اقتصادی از اراده انسان نیست.ازحاکمیت قانون است . این ماشین باید کنترل بشود .شارژ بشود وبیش از خودش نخواهد .طریق دیگری ازجنون .مردن باطل شدن مرتب دروسواس کم شدن زیادشدن دنیا بودن از هرچیزی باید ردشدحتی ازانسانیت .عجیب است که دراین بدعت جدید خمس وزکات مطمئنا سرجای خودش است نمیدانم خمس وزکات یک ماشین را ازچه کسی بایدگرفت؟نمازاومتعلق به کیست؟ عبادات اوچطور .وقتی زنده است که مال خودش نیست وقتی مردچه کسی صاحب او خواهدشد. وقتی آتش گرفت چه کسی بایدجواب بدهد؟ . وقت وزمان برای همه ماشینها یکسان خواهدبود آنها که حفظ نظامشان را اوجب واجبات می دانند می گویند که این بدعت نامشروع  را یوسف برایشان سرمشقی برای روزها سختی  قرار داده است . اما کدام یوسف؟آن یوسفی که آنها به جهان معرفی میکنندمجنون وار درمیان بتها؟ به دعوت مردم مشغول است وفراموش کرده است که چرا متولدشده است  گویا به دنیا آمده است تا یارانه هارا به ما بسپارد ومارا بفرستد دنبال نخود سیاه وشایدهم قراربوده است بگوید در( اکنون) تاریخ آنهافقط  از یک زن میشودآموخت که چگونه بت را باید شکست .(بله  زنهای اکنون ما بت را شکستند ترانه ها . نداها. سیده ها ......سلام اکنون مابرشمایان باد) این یوسف آنها خودش را گم کرده است وکسی که در دنیا گمشده چگونه میتواند برای آنها ازچنین طرحی  برخواسته  ازعدالت  خواهی؟ به نام هدفمندی ( یارانه)  بگویددرحالیکه خروارهاگونی اسکناس را در جیب یک نفر می ریزند چگونه؟این یوسف خودش یک مدل از قانون است .پیامبر نیست جنسش از دین توحیدنیست .همان الفی ماشینی بی روح است که فقط تماشا میکند تا قانون براوحکم کند ونه الله ) .این هم  گونه ای استفاده ازالقا یک باور شیطانی  است که  میشود؟ پیامبری معصوم دریک رویای واقعی بودو درکنار ولی یا بت یا فرعون یاشاه هم الله را پرستید وزندگی کردوفقط برای اومرد .جای سوآل است که این پیامبرقانونی  چرا چون پیامبران دین اسلام نمی گوید ( نماز من وتمامی عبادات من وزندگی ومرگ من از آن الله پروردگارجهانیان است ) شک نکن  یوسف آنها هم چون (ولی) چون شاه .چون فرعون بیماراست وگرفتاردرارتدادودرروزمرگی ندیدن نشنیدن .اوهرگز تسلیم محض آیات الله نیست

.همه چیز درمسیرجعل ازتاریخ دین توحید است درشکل دنیاییش به شیوه ای مضحک . مصلحت دنیایی این خواص ایجاب می کند که اکثریت معنویت الهی را تحت سلطه اولویتهای دنیایی قرار بدهند  افسانه  عدالت محوری دروغین را قانون کرده اند برایشان سنت شده است که هربدعتی رادر کمال بی رحمی به رسمیت بشناسند

 * حکومتگران نفرین شده ایران وجهان برای رد این آیات شما چه قانونی راچه طرح ویا چه بسته پیشنهادی رامصلحت  میدانید

( خداهرکس را صلاح بداندمجازات می کند وهرکس را صلاح بداند مشمول رحمت می نماید *بدانید که همگی بسوی او بازمیگردید امکان ندارد که شما بتوانید از خداوند بگریزید نه در آسمان ونه در زمین وجز الله هیچ ولی و یاوری نخواهید داشت)

سوره عنکبوت آیات بیست ویک وبیست ودو

( هنگامی که قیامت فرارسدجنبنده ای را برای آنان از زمین خارج می کنیم تا بامردم سخن بگوید که این مردم به آیات ما یقیین نمی آوردند) سوره نمل آیه هشتادودو

به زمان فعل درآیات سوره های قرآن  دقت کنید . بداند. میکند . می نماید .نمی دانند . و....همه این افعال ازمشخصه ووضعیت درزمان حال میگویداز زمان زنده اکنون دردنیا که ادامه دارد اکنونی برای ابدووقتی بطورنهی ازفعل  مپندارمیگوید یعنی انکه جایز نیست و نمیشود با تعلل با درنگ وباشک آیات قرآن راپذیرفت *باید با یقیین وتسلیم محض  به آیات ایمان آورد .جای هیچگونه سوآل . تفکربه عقب . محافظه کاری وفریبی نیست انسان هرگز  نباید اینگونه بیند یشد واجب است که بداند که آنی تردید . ذره ای شک  درحجاب بین او والله یارابطه بین ایمان آورنده وقران یا گوینده حق را مردود میسازد اینست که الله به پیامبرمیگوید به سوآل کنندگان از الله بگوید که الله در همین نزدیکیهاست هرچه یقیین وایمان به گفته ها .آیات .اقوال . مرسلات و...حتی رویاهای صادقه ( یوسف س.ابراهیم س. محمدص )در شخص قویتر وسریعتر مورد اجابت قرار بگیرد شخص به الله نزدیک تر خواهدبود اوهمزمان در حجابی از نوردرمحافظت  الله وبی نیازی از دنیاخواهدبود .

(مپندار که کافران راه گریزی در زمین خواهند داشت.آنها جایگاهشان درآتش است وچه بدسرنوشتی است آتش.)

 سوره نورآیه پنجاه وهفت 

(اینها به آن دلیل بودکه  متکبرانه در زمین ازاوامر حق سرکشی کردند ونیرنگ های بد ی طرح ریزی کردندبدانید که نیرنگ های بد وناحق *فقط به اهل خودش میرسدآیا در انتظارچیزی غیرازسنت پیشینیان نشسته اند؟(آنهامورد عذاب الله قرار گرفتند)درسنت الهی ( قوانین ومقرات الهی = آیات الله اقوال الله .گفته های حق الله که تبدیل به اراده در زمان شده اند)نه تبدیلی خواهی یافت ونه تغییری)سوره فاطر آیه چهل وسه

این آیه را مجددا بخوانید .هرعملی  درمخالفت باحفظ حق .ممانعت از صیانت از حق وهرگونه دخالت و خدشه ای به این آیات باعث عذاب فرد جسارت کننده ومجنون  میشود یک قدرت عظیم که بر آسمان وبر زمین وبرسرنوشت انسان حاکم است هر حیله ای هرمکری را به خاک  وبه فرد دنیاطلب یرمیگردانددراینجا همان آینده ای که در عرش برای درپیش گرفتن چنین راهی از سوی الله پیش بینی شده است یعنی دربیراهه های گمراهی از حق دور شده است 

*قربانی اصل دروغین  میگوید نظام من ( ولی فقیه) از اوجب واجبات است اما هرگزنمیشود الله نمی خواهد .الله منتظراست  بنده اش به الله رجوع کند اما(من )مرتد.(من )مشرک .(من) مجنون دردنیا با قرارگرفتن در تاریکی اجبار میداندکه بندگان الله  فقط از این (من )بگویند.بگویدمن*  چون ابلیس .

امانمیشود هرگز بدینگونه نخواهدشد این یک جبراست واختیاری درآن نقش تعیین کننده دارد که ( برگردد =توبه کند)

الله نمیخواهد نمیشودکه بنده دراین انتخاب مختار بشوددرتردیدباشد سزاوار نمی داند که بنده اش از گفته هایش  ردبشود له اش کند مردودش بخواند این من هم یک ( من)دیگر قربانی  است مثل ابلیس  که نباید و نمیتواند بگویدمن.  همه چیز تحت حکمروایی واقتدار وحاکمیت یک واحد احداست یک زنده جاودان است یک باطل کننده شرو تاریکی وظلمات است  

به این آیه توجه کنید(مرد زناکار جزبا زن زناکاریا مشرکه ازدواج نمی کند*بازهم ازتودرخواست می کنم به زمان این آیه دقت کنی .( نمی کند=همان زمان حال است زمانی شرطی در یک حالت جبری بر کننده تحمیل میشود بدون اراده واختیاروزناکار کسی است که عمل قبیح  زنابرایش عادی شده است وفعل نمیکند .نشانه جبراراده الله است بر فرد یعنی انکه الله نمی خواهد الله صلاح نمی داند  هیچ گریزی ازان نیست )ودنباله آیه .وزن زناکار راجز مردزناکاریامشرک به ازدواج خود درنمی آورد وهمه این موارد برای اهل ایمان حرام است)سوره نور آیه سه 

 خواننده خوب  گفتن از مفهوم و شرح صریح این آیه برای من بسیار سخت ورنج آور بوده است .پیام این آیه بسیارتکان دهنده است .ازچندنگاه میشود انرا تشریح کرد.از یک سو آیینه است برای زناکاران ومشرکان که همدیگر را در نگاه  ماورایی وحق الله یکی بدانند .زناکار با مشرک درنزد الله  هردومردودند هردو یکسانند فرقی باهم ندارند هردو سزاوار جهنمند واین آیه چه  میگوید؟ میگوید که یک روحانی مشرک یک قاضی مشرک یک ولی که دچار جنون شده اند با زناکاران در یک سطحند دریک میزانندیعنی شخص مشرک هرکه هست زناکارخواهد شد؟ زناکار هم میشود؟زناکارهم یک مشرک است ؟ فرزندان مشرک فرزندان زنایند؟وفرزندان زناکاران مشرک به دین الله هستند؟میزان وعدل درنگاه مهربان وحق الله در جامعه شرک امروزما اکنون ما . چرا ؟چرا؟ ایران ما؟ از اینجا رابطه زنا وتجاوز با شرک گسترده در میان مردم مانیز روشن میشود.زنا وتجاوز در جامعه مشرکان .کافران زیاد است واکنون نیز زیاداست ( توجه به این مطلب بکنید که زن ومرد در نظر الله هم کفو وکامل کننده یکدیگرند زن مشرکه .مردزناکار ومشرک ......) وزمان فعل ازدواج نمی کند ازجبراست اگر زن گناهکار همسر پیامبری به نام لوط هم باشد بایداز پیامبر جدابشود یا همسر فرعون مصر ( آسیه) باشد باید ازاوجدا بشودو مشرک کافر باید هلاک بشود زیرا یک پیامبر درمقابل او ایستاده است .مسئله رویگردانی خودش را دراینجا عملا نشان میدهد .مخالف الله وپیامبر از نعمت زندگی . نور وحق و .... باید محروم بشود .واگر الله بخواهد که این آیه را تصدیق بکند.مطمئنا قادراست .واما ببینید که الله چگونه از تشابه ناتوانی مشرکان( بعضی ازاهل کتاب که خودرا مسلمان واز پیروان دین میخوانند)  وزناکاران در تشخیص حلال وحرام میگوید برای یک مردی که دچاربیماری  جنون است ( مشرک)تشخیص زن پاک با زن ناپاک ویازنی که  اوهم دچار ومبتلاء به جنون است تشخیص مرد پاک وناپاک مقدور نیست میخواهد مشرک باشد می خواهد  زناکارباشد .قدرت تفکیک وعقلانیت ازاو سلب شده است اینست که ما می بینیم حکومتگران ایران ما بجای اسف خوردن برفاجعه  تجاوزات در  زندانهای ایران شاکیان را سرکوب می کنند در حصر وزندان قرارمی دهند . زناکار ومشرک .کافر در یک وجه اشتراکی باهم قراردارند به نام جن زدگی وبه دلیل.این عدم تشخیص و تمیز درگروه اکثریت قرارمیگیرند . اگرچه ما می گوییم .زناکار .الواط .دزد .مرتد.. دروغگو . کافر .مشرک . قاتل .و...... اما همین گروههایی که در چند دستگی قرار گرفته اند با آنکه مرتب همدیگر را به نقد می کشند اما هر کدام از این افراد در گروه خودش راحت است زندانی است .به سخنانی که درروزمرگی هایتان ( می شنوید) دقت کنیدافرادی در طبقات مختلف یک ساختار اجتماعی از مجموعه یک نظام اگرچه همدیگر رامرتبا می کاوند اما همه انها در یک نقطه کورکه همواره ثابت است  ناگزیرندبه تحجر .سنگ شدن ارتجاع( رجوع ) به نسل اولیه سنگ بودن. از زنده شدن ( ایمان به الله)  بدون آنکه بخودشان فرصت بدهند وقادرباشند  ازحق بشنوند.یانوری ازحق را که آنها را درحجاب خودقرارداده است را ببینند برمیگردند به سرگذشت پیشینیان  میمیرند وباانها دفن میشوند . نه آنهانمی توانند بیشتر ازآنچه مقدورشان است ازحق بشنوند  نورراببینند .ارتجاع بازگشت  سرنوشت خودرا عودت دادن به گذشتگان باطل  واین یک جبراست که الله برایشان صلاح دیده است .آنهادرنهایت عجز عقلی برای انتخاب  چگونه زندانی شدن خود خطوط قرمز می کشند.اینها هرگز به دیگر شدن نمی اندیشند بالعکس همواره در سقوط ازمقام انسانیت عجول هستند. . در قابهای وارونه قبل از برتری جویی وزیاده خواهی ابلیس که درمیان کافران ومشرکان ومرتدان نیز دیده میشود گفته شد . این دو ویژگی منفی وانفعالی شیطان آنها راچه بخواهند وچه نخواهند در زندانی ازموهومات قرار میدهد .ازانها مرده میسازد وقتی تواناییهای  شنوایی . بینایی ازانها گرفته میشود.آنها از جمع بینایان .شنوایان  وانسانهای صاحب درک وفهم  و تمیز سوامیشوند .

(ومحققا جماعتی از شمارا که درروز شنبه عصیان ورزیدند شناختید پس آنهارا گفتیم باشید بوزینگانی خاموش و ذلیل.)

سوره بقره آیه شصت وشش

(آیا می خواهیدشمارا ازکسانی که موقعیتشان نزدالله بدتر است اگاه سازم کسانی که الله نفرینشان کرده وموردخشم قرارداده وازانها میمونها وخوکهایی ساخته که طاغوت وبت عبادت می کنند.آری موقعیت آنهابدتراست ونسبت به راه درست گمراه تر وحیران ترند) سوره مائده . آیه شصت

شرک . وعصیان انسان را ازمقام انسان به شان حیوانی نزول میدهد . اگر به صفات میمون توجه کنیم میمون به آسانی شرطی میشود و از خود انچه را انسانهای دیگر انجام میدهند تقلید می کند.گمراه میشودکه میمون است یاانسان  .کسی که نمی شنود .نمی بیند چگونه حرف میزند از چه حرف می زند ؟ویا خوک از حیوانات حرام گوشت است .حیوانات حرام گوشت . فرزندان زنا.انسانهایی که الله آنهارا به حیوانات تشبیه میکند .

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 25 دی 1390    | توسط: منتظر در انتظار    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

قاب وارونه ارتداد ومن

بسم الله الرحمن الرحیم                                                  

قاب وارونه ارتداد ومن                                                    

(دعوت پیامبر رادرمیان خودتان همچون دعوت بعضی ازشما ازبعضی دیگرتصورنکنید(دعوت او دعوت به انجام احکام الهی است) خداوندازآنهایی که پشت سردیگران  پنهان میشوندتایکی پس ازدیگری (برای امتناع ازاجابت به این دعوت)فرارکنند بخوبی آگاه است کسانی که ازدستورپیامبرتخلف میکنندبایدازاین بترسندکه مبادا فتنه ای ویا عذاب دردناکی گرفتارشان کند.آگاه باشیدکه هرچه در زمین وآسمانهاست ازآن خداست موقعیت شمارامیداندودر آن روزکه همه بسوی او بازمیگردندبی شک از عملکردشان آگاهشان خواهدکردوخداوندبزرگ برهرکاری آگاه است)سوره نور آیات شصت وسه وشصت وچهار

*********************************                                      

خواننده خوب این قاب درراستای مبارزه با شرک وکفروارتداد وبا کمک از قرآن برای تو آمده است بحث ومجادله با کافران ومشرکین ومرتدان با استناد به این کتاب بزرگ برای پیامبر ما یک تکلیف شمرده شده است .می بینید من هم بعنوان یک ایمان اورنده ازکمک ازاین کتاب درمبارزه با آنچه ارتداد خوانده میشودکمک می طلبم  

( هرکس از قرآن روی بگرداندتاروز قیامت بارگناهی رابدوش خواهدکشید وهمواره زیراین بارخواهد ماند .بدانیدکه بدباری را درروزقیامت بدوش می کشند) سوره طه .آیات صدو صدویک

*******************************                                            

  دین زنده اسلام برروش تبلیغ ودعوت وهشداربه جهان معرفی شده است پس فقط زمینه ساز تغییر وانقلاب دربینش وسنتهای رایج مردم نیست بلکه ابعاد دعوت آن  جبرا نیروهای مسلط بریک جامعه منجمله حاکمیت رادربرمیگیرد  پس نمی توان گفت که دین از سیاست جداست  واین پنداراز ارتداد است.نقد ومجادله باقرآن ومقایسه آیات آن برتاریخ رایج وریشه دار سنتهاو آیینهای درگذشتگان و آنچه درامروز ما بانام تمدن ومد نیت در کره خاک خوانده میشودمارا با شکلهای جدیدی ازارتداد آشنا میکند اما آنچه بانام اکثریت در کتاب قرآن آمده از مجموعه ها وزیرمجموعه های شرک وکفر وارتداد تشکیل شده که برخی از این نوع رد دین . نفی دین الهی در متن ادیان اسلامی رشد یافته است ما این گروه مجزا که ادعای دینداری نیز دارند( گروه بعضی ازاهل کتاب ) بازخواهیم شناخت .این گروههای مدعی دین توحید نیز در میان مسلمانان از اکثریت برخوردارند( بخش بزرگی از مسلمانان را شامل میشوند) . درنتیجه ما خواهیم دانست که تعدد دینداران واقعی در میان مسلمانان دراقلیت خواهد بود این بعضی از اهل کتاب نیزاز خانواده مشرکین هستند درهمه ادیان . ومرتد خوانده میشوند . اگر به قرآن مراجعه کنیم این گروههای مدعی اسلام نیز در آخرت از عذاب الهی گریزی نخواهند داشت.

  بعضی از اهل کتاب در ایران ما سالهاست ازاسلام می گویند.ازمعنویت  وعدالت می گوینداماآنچه میگویند خودنیز انراباورندارندوناداورانه  برای گریز ازرعایت حق مردم  ازانحراف دردین ؟و ظهور فتنه ومبارزه با منافقین ومحارب ؟ میگویند  برای حفاظت ازاوجب واجبات خود یعنی حفظ نظام ( ولایت فقیه) که یک اصل دروغین وضدالهی است  در مقابل دیانت مردم به هر وسیله ای متوسل میشوندگویا آلزایمر تاسرحدجنون آنهارااز هدفی  که مدعی( صدور) آن هستند غافل کرده است . قضات وروحانیون وقوانین آنها آگاهانه  ازآیات حق الله که درباره مجازات دزدان وزناکاران است ( رد) میشوند عوام مجرم را به کیفرمی رسانند وزشتکاری وجرم خواص را پنهان می کنندوبدینگونه شرک وتبعیض طبقاتی وارتداد درجامعه  را تقویت می کنند .ایه زیر مصداق عملکرد  حکومتهای مردود در دین  الله رانشان میدهد

 (آنهاکه حقایق راباور دارنددرراه خدامی جنگنداماانها که کفروناسپاسی وجودشان را گرفته درراه طاغوت وبتان *واهی پیکارمی کنندپس بجنگید باهواداران شیطان .بدانیدکه نیرنگ شیطان ضعیف است) سوره نساء آیه هفتادوشش

برای توجیه  چرایی ماندن خودشان ازآرزوی دست نیافتنی  امت واحده  میگویند( چون الله نمیخواهد پس این امت واحده تشکیل نخواهد شد)  وبرای شبیه سازی آنچه از معنویت ودین توحید ندارند از اجرای احکام قصاص در انظار عمومی  سرسختانه دفاع می کنند.برای تغییر در دین توسط مردم  حکم  بی رحمانه اعدام  و برای حد مجرمان  درامورسیاسیشان حکم شلاق  وبرای حد زناکار سنگساررا قانون کرده اند؟ومیزان عدالت معنوی والهی  را با عدالت جعلی طرح وقانون هدفمندی یارانه ها می سنجند.

پیروان  دین ما دین اسلام محمدص باید بدانند در اسلام محمدص ودرکلیت ادیان الهی  پذیرش وتسلیم  به (ولایت) دینی به نام .بت پرستی . شاه پرستی . فرعون و...... باطل وحرام است واین نظام مشروعیت ندارد وتمکین بدان تکلیف شرعی نیست همراهی با ارتداد .شرک وکفروظلم است. در توحید پیامبران الهی تبعیض طبقاتی به نام خواص وعوام  ازارتداد است وبیعدالتی است. حتی طرح هدفمندی یارانه اشان نمایشگر غرق شدن این خواص در ارتدادووهم است (به دلیل بوجودآمدن فقر اجباری وتحمیلی و استفاده ازاین روش اقتصادی باید توجه بشود). در آیه بالا خواندید فرار از حق فرار از دعوت توحیدخوداز عوامل   بوجود آمدن فتنه است ( دعوت پیامبر همان دعوت الله است واکنون درمیان ما کتابی است مرسل که پیام دعوت  حضرت رسول را مداوما ابلاغ می کند رد هرکدام ازآیات این کتاب رد دعوت پیامبر است ارتداد است اجباری کردن دین . اجباری کردن حجاب سنگسار. و...... بی شمار قوانینی که در ایران ما به عنوان دین توحیدبر مردم ما تحمیل میشود از انواع فتنه وبدعت در دین است چون مردم را از دینداری دور میکند وازارتداد و از شرک است)این بعضی اهل کتاب دین محمدص  از کتاب قرآن آیه نمی آورند برای این مردم  که چراباید اجرای احکام شرع ودین توحید لزوما درانظارعمومی جاری بشود.آنچه مسلم است بعدازاجابت ازایمان آوردن  واطاعت از رسول کتاب او یعنی قران بایدوواجب است  که آیات آن پذیرفته بشودوهمه  باید بدان ایمان بیاورند امااین گروه  ایمان با اعمالی که درجامعه ترویج میدهند آیات را نفی ودیانت خودرا انکارمیکنندارتداد می ورزند وبرای عوام فریبی حق را بازیچه اوهام و مصلحت  بقائ نظام خود قرارمیدهندوبارد آیات قرآن اجابت دعوت به توحید را مصلحت نمی دانند

وامایکی از احکامی که  درقرآن صریحا بدان اشاره شده است مجازات در اسلام محمدص  حکم شلاق برای  گناه زنا* است که میشوددرمیان (گروهی از ایمان آورندگان ونه درانظار عامه مردم) صورت بگیرد واین را قران بصراحت بیان می کنداما حکومتگران وقضات ناداور ایران ما از هر فرصتی برای پرده برداری از آنچه جاری ساختن حکم شرع؟ می خوانند برای اصراربرعدالتی که با ان بیگانه اند استفاده وسودمیبرند.ودر پشت این عدالت؟که اعمال احکام آن  برعوام واجب وبر خواص مباح شناخته شده است از اجابت به فرامین ودستورات حق الله در مجازات گناهکاران ومجرمان شانه خالی می کنند

(مرد وزن زناکار رابه هریک صدتازیانه بزنیدودرانجام اجرای احکام دین نسبت به آن دو محبت کاذب شمارافرانگیرد.اگربه خدا وروزقیامت ایمان دارید حتی *گروهی ازاهل ایمان شاهداین مجازات باشند)سوره نورآیه دو

درلباس روحانیت هستند اما آیا میدانند کسی که به  اصل ( ولایت فقیه)تمکین بورزدچون دروهم خود برای الله شریک ساخته است و آیات واحدبودن الله را ردمی کندواطاعت از الله واطاعت از رسول رادر اسلام محض ردمیکند  (دلیل ان هم ناتوانی از صرف نظر نمودن  ازدنیاواز مادیات یازیاده خواهی است)دچارجنون و شرک شده است ومرتد خوانده میشودوجبرا جهنم براو واجب است  ولباس روحانیت  برچنین گروهی حرام است  دادن خمس وزکات به شخص مرتدومشرک و.. حرام است . وهرآنچه از مادیات  درتحت تملک انهاست  باید به بیت المال مسترد بشود . آنچه قرآن برآن تاکید دارد عکس العمل متناسب  است  دربرابرکسی که ازآیات الله روی برمیگرداند وکافر به دین توحید شده وواجب است که ایمان آورندگان درمقابل بی اعتنایی . رویگردانی ویارد اطاعت از الله واطاعت از رسول ازشخص کافر یامشرک روی برگردانند ودرغیر اینصورت طغیان کرده اند وارتداد ورزیده اند والبته دراینصورت اموال مسلمانان دیگر ادیان الهی برشخص مشرک وکافرحرام است.تحت پوشش هرلباس ومقامی درجامعه دیده بشود

*(ای قضات وای روحانیون مومن به اصل ولایت  شماچگونه می توانید برای  حل مسائل اجتماعی وسیاسی به نام مجتهد و...فتواوحکم شرع در دین محمدص را تبلیغ بکنیددرحالیکه با توجه به آنکه الله در قرآن واززبان جبراییل و رسول خود ایمان به ولایت مخلوق بر بندگانی که الله برآنها تسلط کامل دارد رامردود وازشرک وکفروارتداد میداند اکنون عملکردوحکومت شماازاساس منفوروسزاوار آتش است ودادن هرگونه پاسخ به سوآلات دینی برشماحرام است وشمابرباطلید)اگربدانید

 اموال بیت المال مسلمانان به عنوان دستمزد یاکمک ومساعده و.... برشخص مرتد باطل وحرام است .ازعقل واز شرع است که ای آقای محترم ای خانم محترم ازهرشغل ومنبع درآمدی که مبداءومنشاء آن درحاکمیت  شرک وکفر تداخل داشته باشد  مثل تمکین بی قید وشرط به اقتداء به ولایت یک مخلوق وحفظ وحراست از یک نظام مادی ازجمله  شاغلان درامورهسته ای . سازندگان بمبهای ویرانگر .طرح هدفمندی یارانه ها.شکنجه گران متجاوزان در زندانها.قاتلان . وهمه این مشاغل ودرآمدها ی  بامنشاءومبداء باطل وهرآنچه مستقیم یاغیرمستقیم عایداین اشخاص بشوداز باطل وبراوحرام است واین را(خواص) بخوبی میدانند وهرکدام از این افرادوگروهها اگر درراه عقیده اشان *تمکین واقتداء به اصل ولایت کشته بشوندمتاسفانه شهید محسوب نمی شوند وبه دین شرک وکفر مرده اند قرآن مکررا می گوید بعضی ازاهل کتاب از خرد وعقلانیت بهره ای ندارند .

*مردم ما بایدبدانند هرپدرومادری .دین کفر ( مادیگرایی مطلق یادین ولی نظام دریک کلمه دین شرک  )را که بعداز ایمان آوردن به توحید  می پذیرندیعنی دین الله را ردکرده اندارتداد ورزیده اندو بعداز انتخاب  دوم ( دین کفروشرک ) نسلی که بعدازتمرددر دین  از این خانواده متولدمیشود با استناد به آیات قرآن ودر دین شریعت وتوحید  آیندگانی مرده ونسلی باطل شده است . اگرچه میلیونها فرزند ازآنها به خاک بپیوندد وهرآنچه از نماز وعبادات وزندگی ومرگ آنهاست سهم شیطان است وباطل است.ندیدن نشنیدن .درک نکردن . عدم توان تشخیص عقلی در شکل جبری آن در مسیر تغییر به سوی آتش بطور وضوح در این تیره انسانی خودرانشان خواهد داد . حال با بصیرت به سطح توقعات یک مرده بیندیش این نوع جدید انسانی که راه میرودوحرف میزند .میخوردو...... درواقع مرده  است در نهایت ناچاری و مداوما وجبرا وبا تسلط الله  تغییر وتبدیل شدن به خاک را می طلبدوتجربه میکند اودر زمانی که دردنیازندگی کرده است نمی دیده است ونمی شنیده است آنچه را که از نور  وخیر ونعمت  ومعنویت می بوده است اونادانستهوشایدآگاهانه آن زمان هم که نفس می کشیده در حال تجزیه وتبدیل به خاک بوده است  این یک هشداراست وما انسانهادرجبریم که به پایان مهلت بیندیشیم . تصورش را بکنید مگریک مرده زنده چه می خواهد ؟در عین زیستن محفوظ باشد درتاریکی قبر ( جسم).سکوت وسکون متضاد آنچه دراوهام اوست که هیچ نبیند .هیچ نشنود .هیچ نیندیشد چون مجبوراست بدینگونه درجبر زمان گم بشود.برای مثال یک زناکارهیچ دوست ندارد که از این عمل زشت وقبیح نهی بشود یا به اوگفته بشود که عمل تو مستحق آتش جهنم است به همین دلیل خودرا عامدانه زندانی اوهام میکندبرای خود دلیل می آورد وعمل خودرا موجه میداند به همین سادگی.  وقتی عمل او به شکل جرم عریان میشوددر جامعه اسلامی اودیگر یک وهم زده نیست . اویک مجنون =جن زده)است .سهم شیطان است ودر دین الله مرده ومردود و از اهل باطل است این فقط یک نوع شکل از میلیونها شکل طغیان وارتداداست.


نوشته شده در تاریخ یکشنبه 25 دی 1390    | توسط: منتظر در انتظار    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

قاب وارونه ارتداد ومن (من =شیطان)

سوره حج اهمیت حفظ مساجدبرای  جلوگیری ازنفوذافکار سلطه طلبانه نشان میدهد .این سوره شامل میشودبرمشخصات گروهی که از افکارمالیخولیایی برای ساختن یک طبقه خاص اجتماعی وحکومتی از دست زدن به هرکارضدالهی پرواندارند.اگرعبادت حج را مظهر بزرگداشت از مساجد وامنیت برای تمامیت مسلمانان  در این اماکن بدانیم وارتکاب به شکستن ماه حرام در مکه را که قصاص ان واجب است توسط عمال حکومت ایران در سرزمین وحی به نقد بکشیم به نیات شوم وانحصارطلبانه آنها بر سرنوشت مسلمانان همه ادیان الهی پی خواهیم برد.انحصاری نمودن مساجدنه برای دعوت وتبلیغ به دین الله . بلکه برای تایید اوهام ضدالهی خودشان .برتری جویی برمسلمانانی که الله را می پرستند به وسیله کسانی که یک مخلوق رامی پرستند . وراز بقای این دین خاکی نیز جنگ با الله حق است پیامبر است .قرآن است .صداقت است .ازمفسده ای به نام فتنه میگویم گروهی که خودرامحق میدانند به حکومت درحالی که حکومت وجبراین چنینی بر زندگی مردم .عبادت مردم ومرگ مردم  دراسلام محمد ص ازسوی فردی خاص حرام است  مردود است وچنین تفکری ازارتداداست. چه کسی می تواندباورکند که عده ای اراذل واوباش  حکومتی ؟پیام آورتبلیغ ودعوت وهشدارباشند؟

در قرآن مداوما از بی اعتنایی ورویگردانی از کافران .مشرکان ومرتدین گفته میشود همان روش متقابلی که کافران ومشرکان ومرتدین در برابر حضرت محمد ص در آن موضع ایستادگی میکردند.رویگردانی وبی اعتنایی. و برای مبارزه وشکستن این حربه الله به پیامبر پیشنهادمیدهد که برای مجادله بااین گروهها از قرآن ونقدآن استفاده کند . واگر رویگرداندند .بی اعتنایی کردند .محمدص نیز مکلف است که از آنها روی بگرداند وبه آنها بی اعتنایی کند . ودر حین این بی اعتنایی از دعوت وتبلیغ وهشدار آنهارا محروم نسازد . اشاره است به دادن مهلت .به دادن فرصت همان امرمهمی که الله در عرش  قول وعده آنرا به شیطان داده است مجددا در دین محمدص تجلی واقعی پیدا میکند .توجه داشته باشید که الله محمدص را هرگز ترغیب به جنگ بااین گروهها نمیکند وبلکه نهی میکند مگرانکه آنها اقدام به جنگ مسلحانه بکنند و آغازگرجنگ با اسلام باشند.درانصورت دفاع و حمایت از دین امری واجب است .درتاریخ ایران ما ودر زمان کوروش خدایگان پیشینیان ما ایرانیان نیز سپاهی به همین جهت ( تبلیغ .دعوت وهشدار ) به ایران ماآمدنداما متاسفانه خدایگان در طبقات مختلف این پادشاهی قانون خودراهم زیرپاگذاردند و این سپاهیان را قتل عام کردند و این اعلان جنگ با آمدن وظهور اسلام محمد ص درکشورما به پیروزی منجرشدکه درکمال صلح خواهی به وقوع پیوست . این جنگ باعث وهمی بزرگ در بسیاری از متفکران دینی و اکثریت حکومتداران دینی شده است که اساس پیشرفت اسلام بر جنگهای مداوم است با کشورهای دیگر.که این تفکرازارتداد است وهمچنین درباور وهم انگیزاین قشر از روحانیت واندیشمندان دینی اینگونه برداشت شده است که خودشان را موظف میداننداز روش جنگ برای پیشرفت دین اسلام محمدص  میتوان مسلمانان ادیان دیگر راتحت تسلط دین محمدص درآورد که این ایده نیزاز ارتداد است . اگرچه همین باور غلط که قران از آن به نام تشکیل امت اسلام ویاکفر نام میبرد در همه ادیان بوسیله (گروههای بعضی از اهل کتاب) که متاسفانه دراکثریت تعدد هستند قرنهاست که بر مردم  کره خاک به بهانه های مختلف تحمیل شده است ازجنون است ووهم است وارتداد.

 دین محمدص مردی بوده است تسلیم محض به حقایق به آیات الله .به نشانه ها ومرسلات و هرگز حامی جنگ برای پیشبرد وانجام رسالت الهی  خود نبوده است معصومین ماهم به همچنین در اوج تسلیم به شهادت رسیده اند در اوج موفقیت در تبلیغ ودعوت وهشدار . اگرشماچیزی غیراز این می اندیشید باید بگویم دچار جنون وارتداد شده اید .                        

  *خواننده خوب روی سخن من در چند جمله بالا به مسلمانانی بوده است که باناآگاهی از اقدام به جنگ برای پیشرفت اسلام                                                  نام میبرند ونه حکومتگران ایران ما .که من آنها راهمان می بینم که خودشان به جهان معرفی کرده اند اوجب دانستن نظام خودشان بر دین ومعنویت  الهی ولو ادیان دیگرالهی باشد با اتکاء به هرروشی .تجاوز . دزدی . قتل . شکنجه و آبروی مسلمانان را بردن والبته جنگ و......این چهره واقعی حکومت ایران است ونتیجه دلخواه انها هم فقط دردورکردن مسلمانان راستین ازحقانیت دین الله  در زندگی .عبادات ومرگشان خلاصه میشود وجمله حضرت علی ع درواقع انتقال هشداراست از سوی معصومی به آنها که به حقایق ایمان آورده اند.                                                                                           

                                                     ***********************   

ما دیدیم که تاریخ عاشورای ایرانیان را مردم ایران نوشتند حکومتگران وخواص سرمست از پیروزی  ارتداد ورزیدند ومبارزه  را در مقابل حق مردم انتخاب کردند وسپاه بصیرت برآنها شورش بردند زدند کشتند در حالیکه همه چیز در مقابل چشم جهانیان عریان بود آنها حرمت ماه حرام را با کشتن مردم بی دفاع شکستند وارتداد ورزیدند آنها در زمانی که سجده بر حق واجب بود  چون شیطان عصیان ورزیدند. آنها از قصاص برای مجرمان به گناه کبیره قتل نگفتندوارتداد ورزیدند .ومردم رابا فتنه بزرگ برای تحمیل رای باطل به دامان کفر وناسپاسی راندند وبازارتداد ورزیدند.به مردم گفته اند فتنه گرند اما من معتقدم که انها فقط سبزند وبایدحکومت این واقعیت ونعمت بزرگ را محترم بشمارد

 ای حکومت گران نفرین شده ایران ماای پیشینیان مرده قرنهای دور ای سنگواره ها که درمیان ماراه میرویدو فقط حرف میزنید کورید کرید .ونمی دانید که درک زمان ومکان وعقلانیت در شما با تسلط  جنون به زوال رفته است آیا با آگاهی شما از باطل بودن اصل ولایت  ؟ چگونه است که قانونی کردن  این  اصل  راتحمیل شرک وکفر بر مردم این آب وخاک نمی دانید؟ آیا این قانون دورکردن مردم ازدینشان وبه گفته قران فتنه بزرگ نیست؟ ارتداد نیست؟خالی کردن ایران ما از معنویت الهی نیست؟آیا رد آیات بالا نشانه کفر وشرک شما نیست ؟.وقتی می گویید ( بودن وحفظ نظام شما) بر نماز وروزه وحج  الله اوجب است . برشما واجب است که بدانید وقتی  الله به پیامبر خویش می گوید ( ای پیامبر بگوکه نماز من وعبادات من و زندگی و مرگ از ان پروردگار جهانیان است) اشاره الله به امربگو(که یک زمان ابدی را نشان میدهد ) بر پیامبرواجب شده است  اینرابگوید به مردم مسلمان همه قرنها که من خالق (الله) می خواهم که زندگی وعبادات ومرگ تمامیت مسلمانان (ازهمه ادیان الهی ودراینجا نیز به مقام بلند مسلمانان نیز اشاره می کند)مال من باشدانسانی برای الله وتسلیم محض اراده الله درزمین  آدم س. گاه نام این انسان موسی  س است گاه وجود او برای  انتخاب الله .عیسی س است درکنار دریایی ازمهر.ویا مریم س است بانویی که پیامبرگونه زکریا(س)های زمان خویش را به بیداری خواندویا نام اوابراهیم س  میشود که عاشق الله است و زندگیش نوردیده اش را ازآن الله می داند .وشاید نام او حسین ع است که درکنار آب نماد آب میشود وتومیدانی آب چیست ؟.و شما چگونه از حسین ع میگوییدکه حسین ع قربانی مظلوم یک فتنه یک فریب .یک تبانی است دورکردن مردم برای بیعت با او بی شباهت به انقلاب سبزو انتخابات بی سرانجام ایران ما نیست  حسین ع هرگز برای رسیدن به حکومت وولایت .یا تشکیل امت واحده با دشمنانش جنگ نکرد بلکه او را فریب دادند و او ناچارشد که با دشمنان  بجنگد .حسین ع از آیات قرآن آنچه راکه  در راه مبارزه با شرک وکفر وارتداد باید انجام بدهد آموخته بود . اومی دانست تا مادام که دشمنانش  به جنگ تن به تن اقدام نکرده اند وظیفه او فقط  رویگردانی وبی اعتنایی ودرمرحله بعد تبلیغ .دعوت وهشدار است شما چگونه توانستید پاراازحق فراتربگذارید وارتداد بورزید ومردم بی دفاع ایران را قتل عام کنید . مطمئنا شما سخنان مرا خوب می دانید وآگاهید که اکنون برمردم ایران قصاص شماواجب است 

گویا درانتخاب الله حسن ع است که  موظف است از آب مراقبت کند ویا سجاد ع  که مارابه همصدایی می خواند ویا..... هرچه هست رد پای این آب از فاطمه س است همان او  فاطمه س که در محاصره ظلم حق رسیدن  به فدک را برای همه مسلمانان به یادگارمیگذارد. ای حکومتگران نفرین شده ایران ما شماناچارید که  بدانیدو باید ببینید باید بشنویدباید درک کنید .باید بفهمید .......ناچاریدوواجب است که باورکنیدوتسلیم باشید به حکم الله  درراه جبریی که از سوی الله  برای انتخاب  همه مخلوقات ممتاززمینی تعیین شده است  حق همه مردم رادرزندگی وعبادات  ومرگ ازآن الله بدانید .

ای حکومتگران  نفرین شده ایران ماآیا شما وقتی می گویید که  بقاء نظام شما بر عباداتی که متعلق به مردم نیست  ومتعلق به الله است در اولویت است می دانید که چه می گویید ؟ باید بدانید آگاه بشوید دیانت شماریشه درشرک داردوالبته سیاست شما هم.مگر دین دنیاطلبی  هم سیاست میداندکه چیست؟ سیاستش هم توخالی است

آیا شمابرایستادن  ومحاربه علنی  خوددر مقابل  الله واحد الله حسیب الله قادر الله خالق واقف هستید؟( الله .آه ای الله مارادریاب) آیا شما خواص .شما وزراء . نمایندگان واعضاء مجالس چندگانه وشما سپاهیان باطل  ازتضاد درعقاید خود آگاهی دارید؟مگر میشود با تکیه بردنیا با بندگی بریک اصل(اصل باطل .که من آنرا باعث وبانی  فتنه قرآنی می دانم )با حمایت  یک مخلوق ناتوان وعاجزیک مخلوق درمقابل الله خالق ایستاد ؟.

 (وهنگامی که علی ع شنید عماربن یاسردر باره سخنی به مغیره بن شعبه مراجعه نموده است به عمار فرمود *اورا به حال خود بگذار زیرا مغیره از دین چیزی را نگرفته است مگر اینکه اورا به دنیا نزدیک بسازد اوبر مبنای (عمدو آگاهی) واقع را برای خود مشتبه میسازد تاامور ابهام انگیز را برای پلیدیهای خود عذری قراربدهد)


   

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1 دی 1390    | توسط: منتظر در انتظار    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

قاب وارونه ارتداد ومن (من =شیطان)

                                                                  بسم الله الرحمن الرحیم

                                                         قاب وارونه ارتداد ومن (من =شیطان)

(بگومن بدعت گزار پیامبران دیگرنیستم . ونمی دانم  که برمن وشما چه خواهد رفت من فقط از آنچه بسویم  وحی میشودتبعیت می کنم ومن چیزی جز یک پیامبر هشداردهنده آشکار نیستم) سوره احقاف آیه نه

(جزاین نیست که مردم بردوصفتندیک.پیروقانون شرع.ودویا بدعت گزاروپیرو بدعت که با او هیچ برهان قانونی و روشنایی دلیل ازخداوند وجودندارد) ازسخنان حضرت علی ع ازکتاب نهج البلاغه

 

                                                                     ************************                                                         

(آیا درزمین سیرنمی کنندتا ببینند عاقبت  کسانی که  قبل ازآنها زندگی کرده اند چگونه بوده است؟. آنها نیرومندتر بودندوزمین را دگرگون کردندو بیش ازآنچه اینان آباد نموده اندعمران ساختند وپیامبرانشان  هم بادلایلی روشن بسویشان آمدند بدانید که خداوند به آنها ظلم نکردبلکه  این خود آنها بودند که به خویشتن ستم روا داشتند.عاقبت سوء سرانجام کسانی بود که عملکرد بدی داشتندزیرا آیات خداراتکذیب کردند) سوره روم آیات نه وده

    (بگودرزمین سیر کنیدوببینیدعاقبت گذشتگان که اکثرشان مشرک بودند چه بوده است؟) آیه چهل ودو سوره روم

(آیادرزمین سیرنمیکنندتاببینندسرنوشت کسانی که قبل ازآنهازندگی میکردندچگونه بوده است؟ آنهانیرومندترازاینان بودندحتی آثاری که درزمین بجای گذاشتندبیشترازاینان بوداماخداوندبخاطرگناهانشان همه راگرفتارعذاب کردبطوریکه هیچکس دربرابراین مجازات الهی نگهدارنده آنهانبود.این عذاب بخاطرآن بود که پیامبرانشان با دلایل روشن به سراغشان آمدنداماآنهاحقایق را انکارکردندوخدانیزهمه انهاراگرفتارعذاب کردزیرااوقدرتمندوعقوبتش سخت وطاقت فرساست)سوره غافرآیات بیست ویک وبیست ودو

( آیا در زمین سیر نمیکنند تاببینندعاقبت کسانی که قبل از آنها زندگی میکردند چگونه بوده است ؟ آنها هم نیرومندترازاینان بودندوهم آثاری در زمین بجای گذاشتند بیشتر بوده است امادستاوردشان باعث نجاتشان نشد.چون  پیامبرانشان با دلایل روشن بسراغشان آمدندبه علم ودانش خودشان دلخوش بودند ورسالت پیامبرانشان را مسخره کردند) تا اینکه حقایقی راکه مسخره میکردند محاصره شان نمود) سوره غافر آیات هشتاد ودو وهشتاد وسه

(آیامردم در زمین سیر نمیکنندتا ببینندعاقبت کسانی که قبل ازآنهازندگی میکردندچگونه بوده است؟خداوند آنهاراهلاک کرداهل کفرنیزعاقبتی آنچنان خواهندداشت.)سوره محمدآیه ده 

در آیات بالا از انتخاب گفته میشود وراز نابودی ومرگ دائم در بین اهل کفروشرک وارتداد (باطل بودن .ندیدن .نشنیدن .نفهمیدن .درک نکردن .ندانستن و..........دقیقا علائمی هستند ویژه افراد برتری جو ودنیاطلب که با مشخصات مردگان همسان است بنابراین قرآن آنها رامرده می خواند). اما باتوجه به معرفی گروههای بالا  الله  یک نکته دیگررا دائما برای خوانندگان وشنوندگان آیات قران گوشزد می کند وآن سخن گفتن ازبندگانی است که آنهارادعوت به خودکرده استو این بندگان گل چینی از انتخاب خود اوست .الله انتخاب میکند .ومی بینیم انتخاب یک حق واجب است برای الله وانسان والبته گروه جن .

(هرکس از شمابتواند به دیدارخداوندمتعال نائل گرددبادستی پاک از خونهای مسلمانان واموال آنان وبا زبانی سالم از اهانت به نوامیس مسلمانان به سوی چنین دیدار حرکت نماید ) نهج البلاغه.از علی ع

 

 با توجه به آیات قرآن می توان نتیجه گرفت ملائک ازحق انتخاب محرومند به دلیل ثبات دائمی که درتغییرناپذیری درجه ایمان ویقیینی که نسبت به احد یت الله دارند

( خداگفت قسم به حق و آنچه می گویم حق است .که جهنم را ازتو ( جن ابلیس یا شیطان ) واز تمام کسانی که ازتوپیروی کنند پرخواهم کرد ) سوره ص .آیات هشتادوچهارو هشتادوپنج

( همان که در سینه ها ی مردم وسوسه بپا میکند چه جن باشد چه انسان) سوره ناس آیات پنج وشش

در این آیات ودیگر آیات قرآن که ازوارد شدن اکثریت انسانها و شیاطین به جهنم  میگویند یاداوری به نام ملائک نشده است.

توجه به زندگی  گیاه انجیر می تواند راهنمای خوبی باشد برای چگونگی این ناتوانی جبری بر ملائک.واراده الله بطور ثابت  براراده آنها حاکمیت دارد.اما در قرآن آیاتی را می خوانیم که الله ازنقش حاکمیت غیرمستقیم خود بر سرنوشت انسان وشیطان میگویدو گویاترین وصادقانه ترین نماداین حاکمیت واراده  مستقیم الله  بر تولد ومرگ و آمدن روز معاد یا قیامت است که نه انسان ونه گروه جن در زمین از آن گریزی نخواهند داشت اما اراده غیر مستقیم الله با جملاتی یاری دهنده بیان میشودوپیام کلی آنست که  ما در هر ضرورت احاطه مکان وزمان برسرنوشت خودفقط الله را در سرنوشت خویش ولی ویاور خواهیم دید

( این چنین  نیست .بدانید که این قرآن پند واندرز است برای هرکسی که بخواهد از آن پندگیرد. وکسی پند نمیگیرد مگر آنکه خدا صلاح بداند او شایسته این است که حرمتش نگاه دارندهمچنانکه اوشایسته آمرزش بندگان است) سوره مدثر آیات پنجاه و پنجاه وچهار وپنجاه وپنج وپنجاه شش

( شما بجز آنچه خداخواسته چیز دیگری نمی خواهید .بدانید خدا آگاه وحکیم است .هرکس راصلاح بداند به رحمت بیکرانش  واردمی کند حال آنکه برای ظالمان عذاب دردناکی مهیاکرده است)

سوره انسان آیات  سی وسی ویک

آنچه ما در انتخاب  ودرراه رسیدن به رشد وتکامل  راه ومقصدی  که باید بخواهیم جبراباید بپذیریم وازحق خود بدانیم تسلیم و قبول حاکمیت واراده الله یا توحید است.آیه ای کامل .گویا واشاره به جبری که ما در سرنوشت خود باید بدان تمکین وتسلیم باشیم .والبته دررد وانکارآن جبرا ناتوانیم انتخاب شخص ممتاز از جمعیت بی شمار انسانها توسط  الله است که از میان  مخلوقاتش.اراده کند دوستداران خودرا دریابد وقتی الله با تحکم از موقعیت ( باش ) می گوید هیچ اراده ای نمی تواند از غلبه شدن این نیرو و قدرت مانع بشود. اینست که پیامبربه شیوایی  از زمان متوالی پیام می دهد ومیگوید زندگی من .عبادات من ومرگ من از آن الله است تسلیم محض بودن .از* من  گذشتن است.  وقتی الله انتخاب میکند باید که مخلوق به این دیگر شدن تسلیم باشد. وتردید ورداین انتخاب ظلم واز ارتداد است آیه اطیعواالله واطیعوا الرسول واولی الامرمنکم نیزاشاره محض داشتن به این انتخاب است توسط ایمان آورندگان . ایمان آورنده ای که توسط الله انتخاب شده است نمی تواندازمسئولیت جدید وماهیت جدید(که میرا نیست) ازاین انتخاب الهی خارج بشود.یک پیشنهاد جبری برانتخاب شخص مومن برای رسیدن به مقام بلندبهشتیان با نظر وخواسته الله حق دراین آیه *الله سریعا اشاره میکند به پیامبروایمان آورنده که (من جدید)فقط من می توانم و(میخواهم). ازارتداد میگوییم با تکیه به کتاب قرآن اولین و آخرین  کتاب از کتب ادیان توحیدی  که به دست نوع بشرنوشته شده است وتوجه به اینکه کتاب پیامبران دیگر توحید به دست پیامبران نوشته نشده اند ما را آگاهی میدهدازشخصیت برجسته وناب ترین انسانی که از خاک به معراج رفته است ازخاک تکامل یافته ای است ازنسل انسانهای کامل .موجودی انسانی که ازنطفه خلق گشته است دیگرهیچ مخلوق آسمانی درتکوین وخلق اونقش نداشته است  تولدانسانی کامل (هویت  فبل ازاین بودن باطل است وجود ندارد ).

(خداوندبزرگ کسی را که به اوشرک بورزدنمی آمرزداما هرگناهی پایین ترازآنرانسبت به هرکه صلاح بداند می بخشدزیراکسی که برای خداوند همتایی قائل شودبدون تردیدبه بیراهه های گمراهی وحیرانی افتاده است.)سوره نساء صدوشانزده (او کسی است که درمیان مردم  درس ناخوانده پیامبری ازمیان خودشان برانگیخت تابرآنهاآیاتش را تلاوت کندوپاکیزه شان گرداند وکتاب وحکمت تعلیمشان دهد هرچند پیش از این درگمراهی واقعی بوده اند .همچنین بر* دیگرانی که هنوز به آنها نپیوسته اند بدانیدخداوندقدرتمند وحکیم است این فضل الهی است که به هرکس صلاح بداند عطا میکند بدانید خداوند صاحب فضل بزرگی است)سوره جمعه . آیات دو .سه .وچهار

( زیرا نمی توانستند شاهد این باشند که خداوند فضل وکرمش را به هرکدام از بندگانش که بخواهد می دهد . وبدین سان خشمی مضاعف آنها راگرفت. ) قسمتی از آیه نوداز سوره بقره

انسان معجزه گری که روحش ( عبادت ومعنویتش )جسمش ( تولدومرگش)ازالله است  شیطان هیچ سهمی وتسلطی براو ندارد. زمانی رسیده است که ما میتوانیم بیان صادقانه این آیه را در زندگیمان احساس کنیم ببینیم .بشنویم . رد این آیه از ارتداد است .رد تک تک آیات قران .ودیگر کتب اسلامی وتوحیدی از ارتداد است انتخاب پیامبروایمان آورندگان اگر از سوی نوع بشرردبشود ازارتداد است. باتسلیم شدن به این آیه انتخاب یک مخلوق به عنوان ( ولی) ارتداد محسوب میشود.نشانه ها .مرسلات و آیات سندی بر این انتخاب هستند . انتخاب یک مخلوق به جانشینی پیامبرکه فقط از سوی الله باید برگزیده بشود ازارتدادوجنون است.رها کردن بتها در اطراف محل هدایت یک پیامبرنیزازارتداد است هرگز نمیشود درمیان بتها زندگی کرد ودر ادامه رسالت  به الله تکیه کرداین نوع زندگی زندگی نابینایان .کوران و.... است کاش ما انسانها خودرا پیامبر نمی دانستیم وچه خوب است که انسانها نمی توانند الله باشند .پیامبربیافرینند( جای سو آل است  که فیلم یوسف پیامبر درایران ما پخش وتکثیر میشود وهیچ روحانی  مختصر ایرادی هم به این فیلم نگیردکورچشمی ازتاثیربیماری جنون است )

احدی نمی تواند به یک پیامبر تهمت شرک بزندواورا به تصویر بکشددرحالیکه ازتاثیرشرک نمی بیند.نمی شنود.ازدرک ایمان راستین عاجزاست عقلانیت اوبه زوال رفته است واورا درکنار بتها پذیرفته است .

ه

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1 دی 1390    | توسط: منتظر در انتظار    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

قاب وارونه ارتداد ومن ( من در اینجا یعنی شیطان)2

. همه برجستگیها اعم از دیدن شنیدن . درک شعورو حس مثبت جای خودرا به ماهیت انفعالی ویژه ومنفی  میدهد واین یعنی ناتوانی یعنی تنزل و مرگ . اوبراساس این شخصیت  باید بصورت عادت ومستمر با الله که در عظمت حی وتوانا ودانااست در ستیز باشدیک بار ندیدن .دو بار ندیدن برای ابد ندیدن و یک بار نشنیدن .دوبار شنیدن وهیچوقت نشنیدن اورامدیون اوهام و عاجز از هر درک وفهم درستی می کند.  اگرچه شیطان در آیات بالا وهمچنین در آیات سوره ص اعتراف می کند  که اوهم به روز موعود یا معاد وپایان مهلت ایمان دارد.اما او به برتری الله ایمان ندارد به برتری گروهی که ازآنها طرد شده است ایمان ندارد( واگرنه خودرا ازانها جدا نمی ساخت). وبه مخلوق جدیدی که الله از برتری او میگوید نیز بی ایمان است اما موعود یا معاد را می پذیرد این یک نکته است برای کسانی که موعود را قبول دارند ومدعی بهشت وجهنم ساختگی خیالی نیزهستند  اما ایمان آنها نسبت به قدرت الله . نسبت به پذیرش ملائک ویا قبول گزینش  پیامبراز سوی الله درتضاد است( در این باره نیز می توان به اصل ولایت فقیه اکتفاکرد که عده ای جمع شده اند وخودشان برای الله نایب وبرای پیامبر جانشین ساخته وپرداخته کرده اند درمحاسبه آنها رای الله مردود شناخته شده است ویک انسان می تواند با یک اصل ادعایی بالاتر از پیامبر را داشته باشد شرک و ارتداد در ایران ما بیداد می کند)این اکثریت بعضی از اهل کتاب خودرا  در قضاوت وحاکمیت برتر از الله می پندارند

(وادعا کردند که هیچکس به بهشت خداوند وارد نمیشود مگر آنکه یهودی یا مسیحی باشد .این آرزوی آنهاست .به آنها بگو اگر راست می گویید دلایلش را بیاورید. )سوره بقره آیه صدو یازده

اگرچه این آیه برای بعضی از اهل کتاب اسلام موسی س و اسلام  مسیح س آمده است اما قابل ذکر است که بعضی از اهل کتاب  اسلام محمد نیز درایران ما وهم ( اکنون) مدعی چنین ادعای شرک آمیزی هستند  توسط فردی که خود را رهبر اعظم جهان اسلام محمدص می داند؟ بدبختانه این شخص اولین نفری است که  عامدانه از صدر اسلام محمد ص تا کنون بدعت ولایت انسان بر انسانهای خاک و ادعای امت واحده نظام ؟را مطرح می کندازحق مردم ایران ما است که  بدانند دوستداران او( آه  ای خواص ای خواص)و همچنین فرزندان این نسل از دوستداران این شخص؟( ولی  نظام من) ازهر دین الهی که باشند درصورت ایمان به  مخلوق الله درصورت مرگ به دین کفروشرک از دنیامیروند اودر یک کلام تکرار کفر شیطان وارتدادرا بصورت فراگیر وگسترده  برای مردم یک کشور موجب شده است واز مقام انسان به مقام شیطان ( جنی که روزی ابلیس نام داشت .وآب  که یک نعمت بوداز اوگرفته شد ونام اوتبدیل گشت به شیطان ) شیطان باطل .شیطان  موجود مرده ای که ازنور وخیر وحق وبرکت وفضل   نزول یافته است .

این شخص زنده کننده واحیاء کننده  دین حرام . دین  باطل است که  دین توحید  آنراقرنهاست مرده  خوانده است باطل دانسته است واین عصیان وطغیان بر علیه دین توحید توسط انسان یعنی ارتداد .یعنی انسانی مردود شده . یک موجود مرده ابدی درمیان سابقون گذشته .اکنون وزمان آینده.بر اوست و باید و واجب است اونیزدراکنون ازنظم دیگر ایمان اورندگان پیروی کند قرآن به مدعیان چنین وهمی می گوید (به آنها بگو اگرراست می گویید که بهشت خدا وحیات جاویدان فقط ویژه شماست نه مردم دیگر. پس آرزوی مرگ کنید تا زودتر به وصال خویش برسید وهرگز آرزوی مرگ نمی کنند زیرا دستاوردشان زشت وپلید است وخدا ستمکاران را خوب می شناسد وقتی شخصیت شان را تحلیل کنی خواهی دید که آنها حریص ترین مردم به زندگی در دنیا هستند حتی حریص تر از مشرکان .برخی  از این ناسپاسان خودخواه طالب عمر هزار ساله اند اما حتی این عمر دراز آنهارا از عذاب الهی مصون نخواهدکرد وخداوند نسبت عملکردش بیناست) سوره بقره آیات نودوپنج .نود وشش

. جنون وارتداد  در بین  این گروه از بعضی از اهل کتاب  وگریزان ازعقلانیت ومعنویت غیر قابل انکار است این گروه طاغی همواره با عدالت ونظم الهی دردنیای اوهام در رد وانکارواقعیات سیر می کنند .درآیات پنجاه ونه سوره نساء  به بعد قرآن از آشفتگی درنظم کلی رشد وتعالی می گوید که   باید و واجب است که مداوما وحدت  درایمان  در میان ایمان آورندگان جایگاه ویژه ای داشته باشد بقرآن گریزاز دایره ایمان در بین ایمان آورندگان را  با طغیان ابلیس ایمان آورنده درعرش  مترادف می داند. طغیان سامری  دربین ایمان آورندگان قوم موسی  س پیامبر از نمونه نزول از مقام در بین زمینیان است می بینیم که این نسل جدید به سادگی دچار گمراهی میشوند اگرچه بایدجبرا بر نسل قبل ازخود ( آنها قبل از ایمان آوردن به دین موسی س پیرو کفر وشرک فرعونیان بوده اند)درمقام ارجحیت  واولا تر باشند. سامری نیز در زمانی طغیان می کند که پیامبری از سوی الله برای این قوم مظلوم مبعوث شده است اونیز چون شیطان  می تواند به نسل برتری تعلق بگیرد که به دین الله متکی است  او.گم کرده راهی  است در بین سابقون . درست مثل زمان انتخاب آدم بعنوان برگزیده در عرش که  باعث شد ابلیس  از دایره ایمان آورندگان خارج ومطرود بشود درحالیکه هم گروه او ملائک آبی اکنون در قربت نور زندگی میکنند و اگر ما این آیه را این نظم کلی رارد کنیم ارتداد ورزیده ایم .در بعضی ازاهل کتاب این آیه با رد ادیان یا دین جدید بازیچه قرار میگیرد بازگشت به  آیین نسل مرده یا باطل واتکاء به دنیا جز موجب غبن واسف نخواهدبود .هرچه ماانسانها به خاک وابسته تر بشویم  در  نابینایی . کوری .کری . درک نادرست از فرامین الله  راخودخواسته  نافرمانی  شیطان راتایید کرده ایم اینست که شیطان می گوید من کارهای زشت را در چشم آنها زیبا جلوه خواهم داد .اعتراف شیطان به داشتن نیروهای خارق العاده منفی وقدرت نفوذ آتش در خاک را درآیه بالا می توان  آشکارا دید

( او کسی است که انسان را ازآب آفرید وبرای اونسب وسبب قرار داد (تا باعث ازدیادشان شود)بدان که پروردگارت تواناست)

سوره فرقان آیه پنجاه چهار

                                                *******************************************. 

دراینجا قرار است به پاسخگویی به یکی از نظرات خوانندگان رویاهای صادقه که در نظر خود نوشته ای در باره  وجودتشابهات ملائک  رابا انجیر ( اراجیف ) خوانده بودند بپردازم .این خواننده پیشنهاد داده بودند که من به کتاب نهج البلاغه حضرت  علی ع مراجعه کنم .من هم همین کار را کردم در مجموعه سخنان ایشان در باب چگونگی ظاهر ملائک اشاره کرده بودند به پاهای ملائک که به پرچم میمانند اما به عقیده من حضرت علی ع ملائک را از فاصله زیاد دیده باشندیاتعمدا نخواسته است از انچه دیده است بیش ازاین بگوید .من هم بیشتر از این نمیگویم و برمی گردم به قسمت حذف شده ای از یک رویا .که من متاسفانه نام آنرا به خاطر ندارم اما می دانم برای همه خوانندگانی که به رویاهای صادقه می آیند خالی از جذابیت نیست واما قسم حذف شده رویا

** در خوابم . به ناگاه احساس می کنم که پای کسی به پایم خورد  . زیر چشمی نگاهی به پای آن کس که  پایش به پای من خورده است نگاهی می کنم همه جا روشن است . روشن تر از روز .روشن تر از نور.دارم نیم خیز بشوم که بهتر ببینم . اما از وحشت نفسم رفت . حس اینکه آنچه می بینم چقدر وحشت آور است جز در کابوس نمی آید. از ترس هیچ چیزی نمی بینم پاهایی به شکل ریشه در خت . که چون پرچمی با رگهایی از ریشه درخت  که بسیار زیبا و  یکسان بریده شده اندقوی و زنده اند .من حتی زنده بودن آن را حس میکردم . تمیز ند وپاک سفیدند. ایستاده اند ومثل پاهای ما بر زمین تکیه دارند زنده اند وفاصله کم با اومرا بیشتر می ترساند شاید پنجاه سانت . ... من می ترسم .من هیچ نمی بینم . خودم راآن من دیگرهم اوکه خوابیده است را نمی بینم .احساس می کنم بالاتر رفته ام از جایی که خوابیده ام در رویا . جسمم را رها کرده ام . جسمم را گم کرده ام . هیچ چیزی نمی بینم . نفس نمی کشم .اما من لاجرم باید به جسمم برگردم  .نمی دانم چه مدت در این حالت دوری از جسمم هستم .در تنه خودم احساس سنگینی میکردم مثل آن میماند که مرده باشم .برمی گردم. من اورا جسمم را نباید رهاکنم . زمان رهایی او نرسیده است .من هنوز مهلت دارم با اوباشم. برای اولین بار دارم خودم را گول می زنم . آن هم در رویا . نه او امام آخرین در غیبت است . دوباره به او نگاهی می اندازم .لباس بلندی به رنگ کرم پوشیده است .اما من پاهای اورا نمی بینم .این لباس انقدر بلند هست که پاهای اورا دیگر نمی بینم . و..........)

بله من درباید اینجا از این خواننده  خوب تشکر کنم که به من پیشنهاد دادند تا سخنان حضرت علی ع را در باره ملائک مطالعه کنم وبه راز بزرگی که در رویای خودم که برای من تجربه بزرگی بود آگاه بشوم . گاهی فکر می کنم هیچکدام از رویاهای من سهوا رویت نشده اند بلکه هرکدام ره آوردی از آشنایی با جهان کائنات و پاسخ به سوآلات و خواسته های من را باخود دارند .پاهایی به شکل پرچم که بر زمین راه می روند همراه با یک بوی خواستنی . مثل بوی زندگی   یا بوی برگ انجیرواما

                                                               رویای صادقه( بازگشت)

آقای منزل به سفر رفته است  ومن منتظر بازگشت اوهستم اما  خواب مرا با خود میبرد . ساعت از دو ونیم گذشته است

*درخوابم ونمی دانم چرا. صدای در می آید . آقای خانه وارد حیات میشود . منتظرم کلید در قفل در ساختمان بچرخد  . صدای کلید می آید که در قفل می چرخداما نه . هیچ خبری نیست .نیم بیدارم گوشهایم را تیز می کنم  نه .نه  انتظار بی فایده است

*باز می خوابم هیچ  اراده ای ندارم که بیدار بمانم . صدای در حیات می آید .آقای خانه وارد میشود البته حس میکنم که وارد میشود . من درخوابم گوشهایم تیز میشوند که صدای چرخیدن کلید در ساختمان را بشنوند .صدا ی کلید را می شنوم که درقفل میچرخد امانه .بیدار میشوم . نه .خبری نیست .

*باز خواب مرا با خود می برد . در حیات بازمیشود بسته میشود . آقای خانه در حیات است .من درخواب منتظرم در ساختمان با چرخش یکباره کلید باز بشوداما نه .همه جا تاریک است .من در خوابم .کسی دارد با یک شی به در ساختمان میزند .  من بیدارمیشوم سریع پایین می ایم .اوست آقای خانه . دارد با کلید به در می زند . در را باز می کنم .او میگوید کلید در ساختمان را ندارد.

عجیب نیست سه رویا مداوما تکرارمیشوند .ودر رویا من همه چیز را می بینم . نظر تودر باره این رویا چیست ؟ آیا من از قبل می دانسته ام که او کلید را باخود نبرده است ؟ که نمی دانستم . ویاکه در دو رویا به من گفته شد که اوکلید را ندارد ومن متوجه این نکته  نمیشدم .                                                                            ****************************

                                                     رویای صادقه (دوست سرد)

*  در خوابم اما جسمم را حس می کنم . می توانم بفهمم .که از او دور نیستم .در رویا گاها وقتی به زمان بیدار می رسم چنین حسی را دارم .صدای همهمه ای می شنوم . صداهایی از بالا می شنوم . اما جز پرده ای از تاریکی هیچ نمی بینم . دورند اما دوری انها فقط در فاصله نزدیک است . دارند با هم صحبت می کنند مگر ساعت چند است . یک خنکی یک هوای خاص به من میگوید آنها آشنایند .اراده  می کنم بلند بشوم اما جسمم

بامن نیست . سنگین است . نه باید کمی دیگر اورا در خواب تحمل کنم . گوش می دهم به همههمه ای که از آن هیچ نمی فهمم . چه خنکای عجیبی .به من حس آرامش . حس امنیت کامل می بخشد ..من در خوابم   آن خنکی لطیف کم کم جایش را به یک سرمای خواستنی میکند یک موجود یک نفس زنده با جسم لطیف خودش به گونه چپ من خودش را میمالد .نرمش  سرد اوبرگونه چپ من مثل یک شی پشمی شاید بالی به لطافت کرک میماند که قصد زحمت ندارد اماهمین تماس نفس مرا وجسم مرابه آرامی با خود می برد..من  باید بیدار بشوم ؟و جسم من گویا همین را می خواست . شی سردبعد ازکشیده شدن بر صورتم با نرمی روبه بالا می رفت.صورتم سرد شده است . آن موجود زنده سردهم به سوی بالا کشیده شد آرام . من واو ( من دیگر) باید از خواب بیداربشویم . 

*اکنون بیدارم صبح زیبای تازه نفس ازراه رسیده است ومن بر زمین کوچکم که چون من کوچک است عجیب ترآنکه ای خواننده خوب باطری ساعت تمام شده است من از آن دوست که دراین نزدیکیهاست .و آتش را بر من سرد نگاه داشته است  جز این نمی پسندم جز این نمی خواهم که مرا رها نکند .                                                            *************************

                                                          رویای صادقه(شرم )

*در خوابم آنجا کجاست .تاریک است  هرجا هست زمین مانیست .بالا ست یک جایی که دور است از جسمی که از خاک است . ان منم خودم را می بینم در حال قدم زدن هستم . در میان زنان زیبارویی که در دو طرف من در حال قدم زدن هستند .حرف می زنند شادابند . من تاریکم سرم پایین است در ظاهر به حرفهایشان گوش می دهم .نمی دانم چرا؟ گویا باید اینگونه ممکن باشد.احساس وزن می کنم .تاریکی من هم می گوید من با جسمم در آنجا هستم . آه این اوست که می آید او که دست معجزه گرش قرآن را نوشته است . بین من و ان زنان زیبا ودر سمت راست من می ایستد واو هم شروع به قدم زدن می کند .می ایستد .من هم می ایستم .آن زنان هنوز صحبت می کنند . ایستاده حرف می زنند . حضرت محمد ص  با یک نوع لحن سردی که نشان میدهد از طولانی شدن صحبت آن زنان راضی نیست  می گوید(( اوباید برود رهایش کنیدتابرود))سرمن هنوز پایین است من تسلیمم به آنچه او می گوید .آن زنان هرکدام به سویی میروند .او هنوز ایستاده است . می خواهد برود به من نگاه می کند وبعد پشتش را به من می کند .در یک لحظه من بر زمینم وبیدار زمانی است که باید بیدار بشوم . ساعتی از همه بودنها برخاک که جزو زندگی خوب من است .واین تقدیر از هیچ بشری دور نیست اگر اراده کند .                  *************************

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 30 آبان 1390    | توسط: منتظر در انتظار    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^