سلام ..سلامی به رنگ سبزبیداران آنها که در پناه آزادی درزندانها به سر میبرند .و

تقدیم به  بزرگ بانوی ایرانی خانم شیرین عبادی    

آنچه به نام برگ سبزدراین جا آورده میشود . یا نتیجه اجابت دعاهای من بوده اند ویا هدیه ای ازطرف الله نور . اما هرچه باشند همه آنها را به عنوان هدیه ای تحفه درویش از من پذیرا باشید . انتظار دارم  شما هم چون من از میان روزمرگیهای عمرو زندگی با چشمها وگوشهای  بسته نگذ رید.  

*باغچه ها را آب دادم . باغچه های نقلی که درجلوخانه درست شده اند و اگرچه درختان زیبا یی درآنها رشدنکرده اند ولی درمجموع به دلیل علاقه خاص من به گیاهان همه خانواده کم و بیش به رشد ونمو گیاهان انبوه آن توجه نشان می دهند . گفتنی است در اینجا یاد آوری  کنم تعداد این باغچه هاکه به فاصله زیاد ازهم درست شده اند سه تکه از زمین پاک الله در اندازه های هشتاد در چهل ( تقریبی ) می باشد .

یکی از این باغچه ها که آب آن خیلی زود خشک میشد . خاک ضعیفی هم داشت آن قدر سفت شده بود که به سختی آب آن به زمین فرو می رفت و دیگر این که یک قسمت از طول آن بسیار بلند وقسمت دیگرآن گود شده بود .. گفتم که خاک آن به مروربسیار سفت شده بود . شاید روزسه شنبه یا چهار شنبه بود( بدان جهت از کلمه شاید استفاده می کنم که دقیقا آن روز را به خاطر ندارم در هر صورت در یکی از روزهای هفته دوم اردیبهشت بود)ازشوهرم درخواست کردم که خاک این تنها باغچه را که بسیار بدنما هم شده بود با بیل شخم بزند کمی به آن برسد . اما متاسفانه  آقای منزل  که ازانجام کارهای بدنی به سختی بدش می آید با اخم وایراد و بهانه های جوراجورکه چه احتیاجی هست و این باغچه به درد نمی خورد ویا خاکش مناسب نیست از انجام این خواسته خودداری کردو اکراه نمود . ازجانب خودم هم که یک ببخشید به باغچه توی کوچه بدهکار شدم .بقیه اعضاء خانواده هم که طبق معمول ......راستش کمی دلم گرفت ازپاسخی که دوست نداشتم  از شوهرم بشنوم .رفتم وتوی کوچه نگاهی به باغچه کردم ودردل گفتم .( چه می شد که من می توانستم خاکت را زیروروکنم ). ونمیدانم چند دقیقه با حسرت به خاک آن خیره شدم .

*اماصبح جمعه وقتی برای دیدن شاخ وبرگ شاداب آنها که این روزها ی بهارمرتب  با آب باران شسته می شد به کوچه میرفتم . احساس حضورکسی که منتظربیرون آمدن من ازخانه بودچشمان مرا روشن کرد مثل ساعتی ازظهر که خورشید در وسط آسمان بدرخشد . نوری ازیک انسان که از پشت سرمراقب من باشدوچهره اش همانند من متوجه به سمت باغچه بودمثل اینکه بخواهد مرا متوجه امری بکند وای من وای من شما نبودید وحیرت مراازدیدن باغچه ببینید .خاک همان باغچه نقلی با دقت ونظم زیر وروشده بود وخاک آن تا عمق زیادی شخم خورده بود باتعجب به داخل خانه آمدم ازشوهرم پرسیدم  بیل زدن باغچه کاراوست ؟

وعجیب است امروزبعد ازیک هفته هنوزهیچکدام ازما نمی دانیم چه کسی باغچه را بیل زده است وچرا وچه موقع ؟به عقیده من آن یک نفرهرکس که باشد جزبه خواسته وقدرت  الله نوراراده این کاررانکرده است.

·        واما ازتوبسیارمتشکرم که درفکروبه یاد من هستی ای موعود زمان.ای قائم دردادگری ای چشم وچراغ خانه امید همه خسته دلان. این جمعه وهرجمعه  تا نفسی هست وتا اختیاری هست بایقینی  آسمانی باتودرانتظارخواهم ماند.

 

*منتظری درانتظار نور .حضرت (علی ع )می دانست چه زمان ودرکجاوبه دست چه کسی ودرموقع انجام چه عملی شهید میشود اما هرگزنمازرا برمسلمانان حرام نکرد وبقای حکومت خود را واجب ترازنمازدیگرمسلمانان ندانست .بعداز او فرزندان اووفرزندان فرزندان اونیز هیچ گاه جسارت به تحریم ودوری ازنمازننمودند و بلکه بردعاهای قنوت  نمازآن ادعیه دیگری افزودند وتعقیبات آن را با کلام خویش زینت بخشیدندو مسلمانان راهمواره برانجام نمازتشویق وترغیب نمودند.(شهادت) همه امامان ما به دلیل پاسداری ازاوامرالله نور بوده است ونه حفظ حکومت دنیایی.هرشهادتین مادرنمازیعنی هرلحظه تا مرگ من یک مسلمانم  و ایستادن به نمازحکایت از پیروی ازدستورحضرت محمدص دارد واین آیین نماز تا تسلیم به ( مرگ ) ادامه دارد

*اردیبهشت ضرب المثلی هست که می گوید .. ( سیزده ) نحس است اما برای کس تا کس . برای کسی که پولی را گم کرده روز بد بیاری است وبرای کسی که آن پول گمشده را یافته است روزشانس است .

 برای آن کس که بعد ازعمری احترام ناموسش به تجاوزبه تاراج بیداد رفته است ویامقام وعزتش قربانی های وهوی کوران و کران ( صم بکم لایعقلون) گشته است ویاازخانه وکاشانه آواره گشته است ودرقفس زندان ودورازعزیزان روزش به شب تعبیر شده است روز سیزده ( =حکومت ) نحس و برای آن کس که درروزسیزده( = حکومت) حیف ومیل نام واموال دیگران وتجاوزبه نوامیس (غیر) را درپیش داردودزدی وتقلب ورسیدن به منصب ومقام درپناه یک روزحکومت در دنیا برایش عیب وعاری نیست وتلاش برای تدارک زندان برای این دوست و آن دشمن می کند روزخوب خدا وروزنوروزاست کنایه به آنها که آرزو دارند هرروزی ازسیزده  روزحکومت آنها باشد بهتراست .

 در روز سیزده همه به ذائقه تفریح ازقفس خانه ودیوارها گریزان میشوند به کوه ودشت ودریا پناه می برند اما برای حکومت مداران  هیچ جایی از کره زمین امن نیست وهرگزازخود نمی پرسند چرا سیزده (= حکومت )برای آنها نحس است وباید درکاخ ها زندانی باشند ؟  دم از اسلام می زنند در حالی که اسلام آنها نه به رنگ اسلام علی ع است  که از ایثار خون جاودانه بشود ونه مانند رضا ع است که زندان را فرجی از آزادی بداند ونه به رنگ حکومت مهدی ع است که در همه جا حتی در کنار باغچه ای برای باور ویقیین مسلمانان مخلصانه هویدا شود . هر چه در نزد آنها بصیرت است رنگی ازحکومت زندان جهل است در پناه دیوارهای کاخ ها ودر میان ستونهایی ازاشباح آدمیان .حتی حکومت یک روزمثل سیزده ونوروز باستان را براختیار انسانها درنمی یابند .حکومت جابرانه ستم گران به گونه ای به رنگ حکومت سیزده است که مردم برای فرارازنحوست آن به کوه ودشت و دمن پناه می برندآنها  گویی باور نمی توانند کرد زمان بندگی وتعظیم وکرنش سپری شده است و اسلام راه بقا خود را ازمیان بیم وهراس مردمان پاک و مومن  وجور حکومت های  مستبدزمان به روشنی پیدا خواهد کرد.

 *خوزستان ...  الا کامه .. الا شامه . دست الا مسکین بگیر تابرویم خانه

(الا کامه ) یعنی ای خوشبخت وکامروا ای خواص  ای ارباب ای صاحب تخت وتاج وای ( الا شامه ) یعنی  آن کس که روزش شب شده است وزندانی است  وعزت وشرف اوبه بهای  حفظ تخت  وتاج حکومت بیداد قربانی شده است وجزشب زندان هیچکس اورادرآغوش نمی گیرد دست ( الا مسکین )کسی راکه به فقرومسکنت افتاده است رابگیرتابه خانه برویم

که اشاره به یاری یکدیگرو آباد کردن سرزمین ووطن و دوری کردن حکومت مداران از روال معمول ظلم وجور دارد.

قسمتی ازلالایی های گمشده درزمان کودکی به لهجه لری که امروزدرمیان فرزندان سرراهی استبداد (هیاهو وجنجال وهرج ومرج ها وفقروبیکاری وتورم و دروغ وظلم وارعاب و سکون وعدم مساوات وتعفن روزهای بی عدالتی و تاریک زندان وفساد وتاراج ثروتهای ملی ایرانیان وانحصار اندیشه ها )به یک ضرورت بدل میشود.   

 

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 19 اردیبهشت 1389    | توسط: منتظر در انتظار    |    | نظرات()