بسم الله الرحمان الرحیم ... رویاهای صادقه .... برگ سبز ( سهمی از نور)

 

به نام الله برتو سلام

خواننده عزیزدراینجا ازمطالبی رویا گونه خواهید خواند که من منتظرآنهارا هدیه ای ازطرف الله نورمی دانم ودوست می دارم آنها را چون تحفه ای از درویش ازجانب رویاهای صادقه پذیرا باشید معجزات کوچکی که من آنها را در زندگی واقعی تجربه کرده ام ومیدانم ازبرکت وجود آنهاست که اینک با یقیینی بیشتر وبیشتر به حضور الله یگانه درنوردرزندگی درخانه شماهستم

*برگ سبز نمازشب.

چند شب است نیمه های شب از خواب بیدار میشوم .بدخوابی است دیگر. دراثرخستگی است وهرچه هست مرا واقعا کلافه کرده است .چرا بیدار میشوم . هر بارکه بیدار میشوم  کسل وبی حوصله ام . اززمان دقیق ساعت هم خبر ندارم( دوست ندارم بدانم )مدتی است که به دلایلی که در اینجا نمی آورم ازاقامه نمازشب دور شده ام.در طی روز به این فکر افتادم که این بی خوابیها شاید یک در خواست باشد از طرف الله اوکه عاشق ترازهرعاشقی می پرستمش باید دلیلی داشته باشد که مرا بیدارمی کندبایدازاو جریانش رابپرسم دلیلش را جویا بشوم

واین چندمین شب است که این گونه بی خوابی به سراغم آمده است از او از الله نور می پرسم . آیا برای اقامه نمازشب مرا بیدار می کند ؟ اگر این طور است که باید به من این اجازه را بدهد که عاشقانه دربرابرعظمتش به نماز بایستم نه ازروی اجبارودرحال کسالت .نه نمی خواهم تورا برنجانم من تورا عاشقانه دوست می دارم ای یگانه در رافت و ود .

امروز با او قرار گذاشتم که دوست می دارم  او راببینم درنمازشبی باحضور قلب .واو

***درخوابم احساس خنکای بهشت را می کنم ویا شاید خنکای تماس با ملائکی که ازآتش ( شیطان )دورند و ازسرزمین بهشت ویا شاید مهر ایزد منان است که صورت ونیمه تن مرا نوازمی دهد باخنکای سکر آورهوای بهشت که روح انسان را شاداب میکند . بیدار می شوم نه این توهم نیست رویا هم نیست یک معجزه است  بله ساعت سه بعد از نصف شب است وقت  دیدارخوبی است برای نجوای عاشقانه ودیداریک مخلوق ناتوان با خالقی که در بی نیازی و صبر تا نداردمن دعوت اور ابا جان ودل دریافتم .

*برگ سبزآخرین رکعت

نماز شب من به انتهایش نزدیک شده است  به لحظات خدا حافظی شبانه . اما عجیب است در این آخرین رکعت من یک قاعده کلی از نماز را فراموش کرده ام و آن قرائت  سوره توحید است . آیا من باید این سوره را هم در آخرین رکعت به جا بیاورم . یا اینکه نه همان حمد و ناس وفلق برای من کافی است ؟ آه الله من شرمنده ام شرمنده ام . چقدرخجالت می کشم . چقدراحساس غفلت به من دست داد او را تنها گذاشته ام به طوری که حتی یادم نیست که باید دل رحمان او این سوره را باید بخوانم یانه ؟ آه این مفاتیح کجاست اما در این مفاتیح کوچولو که یک کلمه ازنمازشب نیامده است . هنوزهمان طورسرپا درمقابلش ایستاده ام شرمنده ام در حضورمهربان ومجیبش. باید این رکعت آخررابخوانم الان صبح میرسد. وقت دارد می گذرد اما او با من است در کنارمن و میگوید درست در لحظه ای که من مرتب با خودم تکرار می کنم این سوره را دارد ؟

((((بله همین که گفتی درست است )))).

بله باید سوره توحید را بخوانم عزیز من . من می دانم که تو مرا رهانخواهی کردای خیرالقادرین .

*برگ سبز جایزه

 این ماشین حساب همانی است که من خریدم .؟

نه این مال دوست ... است

اما من هم مثل این را برایتان خریده ام

نه نه شما مثل این نخریده اید

شاید خواهرتان با خودش برده باشد دانشگاه؟

نه این طورنیست تومثل این نخریده ای

این مالمه وصحبت از این ماشین حساب برای چندمین باردرخانه  من تکرارمی شود . بابای بچه اصراردارد که لنگه این دستگاه را برای بچه ها خریده است و آنها مدام تکرارمی کنند که اودارد اشتباه می کند

این ماشین حسابی است که من خریده ام

نه این مال ما نیست

از بالای سر پدربچه ها نگاهی به ماشین حساب می کنم چه نگاه دقیقی . بله خیلی دکمه ها واعمالی که این ماشین حساب بزرگ انجام می دهد از عهده ماشین حساب کوچولوی بچه ها بر نمی آمد . درحالی که اززیر چشم به ماشین حساب نگاه می کنم با خودم می گویم ( چه میشد اگر یک ماشین حسابی مثل این توی خانه می آمد )بعد با خودم گفتم که بچه ها می گویند قیمت این ماشین کوچولو بالای بیست وپنج هزارتومان میشود پس حالاها باید صبر کنم تا بتوانم لنگه اش را بخرم . حتما باید یکی لنگه اش بخرم. اما ای کاش میشد . دوست داشتم آقای بچه ها به این آرزویش برسد که یک ماشین حسابی مثل این عفریته را خریده است .

نمی دانم باور می کنید یا اینکه از گفته های من به سادگی رد میشوید اما شاید صبح فردا یا پس فردای آن بود که پسرم با لنگه همان ماشین حساب اما ازکشوردایه دلسوزترازمادر( چین )به خانه آمد ومن الله را بهتر دیدم اورا زیباتر شناختم الله الله

*برگ سبز نمکدان

مهمان داریم .اومدتها ست ازمادوربوده است . میوه با خیارجلویش گذاشته ایم نمکدان نیز.

با هم صحبت می کنیم از همه جا. اما او . اوه با تعجب چه شد ؟پسرم گفت روی خیارش زیادی نمک پاشیده است  نمکدان را خالی کرده است . بچه ها طرز استفاده از این نمکدان را یاد گرفته اند اما مهمان من ؟او تعجب کرده بود ولی من با چشم غره به نمکدان نگاهی انداختم و دردل گفتم که چه کاری بود کردی ؟مهمان من را این جوری پذیرایی کردی ؟. بگذریم دخترم اصرارکردکه حتما ظرف وظروف میوه هارا خودش به آشپزخانه ببرد اما هنوزآن را روی میز آشپزخانه نگذاشته بود که سینی باهمه آنچه در آن بود روی سرامیک آشپزخانه ولو شد اما همه چیزسالم مانده است اما نمکدان شکسته است .

دیروزپسرم به طعن می گفت که خواهرش نمک خورد ونمک دان شکست اما من به او گفتم .. نه اونشکست من شکستم.

*برگ سبز کلمن . هوا گرم است درخوزستان ثروتمند . این گرما پرازعطش درتابستان چنان زهرچشمی از ساکنان این استان میگیرد که از حال و حوصله می افتند هواتب کرده و پر از گرد وغبار است حوال ساعت ده است یخ یخچال را خالی کرده ام . به کلمن نگاهی می اندازم . چندین سال است که در خانه ماست بزرگ است و سنگین اما من امروز جور دیگری به آن نگاه می انذازم مانند کسی که از دیدنش خسته شده ودلش یک کلمن کوچک تر وزیباتر بخواهد . در اصل من به تغییر وتنوع درزندگی  معتقدم .باید یک کلمن جدید بگیریم و این را که دیگر از رنگ ورو می افتد بگذاریم برای گردشی تعطیلاتی ویا شاید یک سفراما.

بعداز ظهر است آب کلمن کم کم دارد خالی میشود روی کابینت ازآب خنک لکه نمک گرفته است .

  بله کلمن نو باید بیاید کلمن سوراخ شد ؟

*

ظهر آقای خانه اصراردارد همین کلمن رانگه داریم اما او نمی داند داخل کلمن نو یک عیب بزرگ است که اونتوانسته است در مغازه آنرا ببیند

می روم کوچکتر از این می آورم در عوض این

نه ما کلمن نقلی در خانه داریم

بروم یک رنگ دیگراز این بیاورم در عوض این یکی

نه حرفش را نزن فکرش را هم نکن من این مدل را دوست ندارم

می بینی این یک بحث خانوادگی است برای خرید یک کلمن . شاید با خود بگویی یک کلمن هم بحث دارد .اماشما هم اگردرمتن بحث ما بودید وحکم فرمایی مقتدرانه آقا را می دیدی . به من حق می دادی لااقل در باره وسایل خانگی تصمیم خانمها آن هم در شکل وزیبایی اولویت برنظر آقایان دارد اگرقبول بکنن که گاهی لازم است که ازخرشیطان پایین بیایند .

خوب فعلا آقا رفته است کلمن را پس بدهد چرا من نرفته ام .گفتم  که قدرت حاکمه با آقایان بر ظرافت و تدبیر خانمها می چربد . به هرحال من درخانه ام و غرق در فکر هم صحبتم  نه بهتر بگویم شنونده حرفهای من آه اوست الله او که رسم عاشقی را بهتر ازبندگانش برزمین جاری می کند  

دقت کنیدو با اندیشه من همراه بشوید

*

عصر .. عجیب است این همه کلمن شیک توی بازار ریخته رفته است نوبرش را آورده خوب است او یک کلمنی بگیرد به رنگ روشن نه قرمز ونه آبی ( کلمن قبلی یک رنگ آبی تند داشت ) امامن یک کلمن به رنگ سبزروشن رابیشتر می پسندم و .اندازه اش؟ . بله اندازه اش هم ازکلمن قبلی که کف آن سوراخ شده کوچک ترباشد و شکلش شکلش ؟(قبلا) یکی کلمن ایرانی درمنازل یکی ازاقوام دیده بودم چه خوب بود( این روزها کلمن های خارجی رونق زیادی در گرما ی اینجادارند ) اگرقراراست که این کلمن ایرانی باشد مثل آن کلمنی باشد که من دیده ام . عجیب است توی این پلا سکو فروشی نباید انواع واقسام کلمن باشد نباید برایش کلمن جدید بیاورندنباید در این مغازه کلمن با مدل  قشنگ تری باشد ؟و القصه

.بله کلمن را آورده است یک کلمن ایرانی وبه رنگ سبزروشن اندازه اش هم متوسط است .

 ازشوهرم می پرسم چه کردی آن یکی را پس دادی واین یکی راازیک مغازه دیگر خرید کردی ؟

به نظر شما جواب آقای ما چه بود ؟ جواب این بود وقتی او به مغازه رفته بوددر مدت زمان ( ظهر تا عصر ) برای مغازه بار آمده بود چه باری ؟کلمن کلمن خواننده خوب

  نظرشمادر باره آنچه که دربالا خواندید چیست ؟به عقیده من هر کدام ازآنها جای تامل دارند یک بار اتفاق یک باردیگرشانس یا نه سهم ؟

***فکر می کنم مسئله این سهم در نگاه شما کمی گنگ است اما باید یک توضیح به شما بدهم و آن درنگ و

توجه به جمله ای در یک کتاب که نوشته بود سهم علی ع از کل آفرینش یک پنجم همه آنهاست . یک پنجم . راستش این جمله بارها درجلوی چشمان من زنده می شد اما من ازالله نور نپرسیدم که سهم یعنی چه( تسلیم به خالق این سهم بودم وعلی ع را محق به آن می دانستم ) .اماالله بنده نا آگاه را دوست نداردومی بینید اکنون هم من وشما با نظرو یاد آوری از لطف و مهر الله نور می توانیم دریابیم که منظورازجمله این نویسنده ازسهم علی ع ازکل آفرینش چه بوده است .  سادات ما هم سهم دارند  والبته سهم مادی که با( واسطه) ای طولانی از خاندان نبوت وامامت بدانها رسیده  است ( خمس وزکات )آنهانیز از بعد معنوی مانند انسانهای معمولی(که توانسته اند باتوانایی ازاخذ معانی  اسمائ الله و برخورداری از آن خود را به الله نور نزدیک بکنند ) می توانندسهمی از نور راکسب کنند این بستگی به محیط و قدرت مقاومت فطری آنها دارد و دیگران صادقین ومتقین و محسنین وصالحین و مطهرین ومعصومین ومومنین وووووو هم سهمی از نوردارند و شما دراینجا می بینیدکه یک منتظر رویاهای صادقه ( که خود سهمی از نور است )هم دردرگاه الله نورسهم دارد اماسهمی متمایز( هم سهم مادی وهم سهم معنوی)ودرواقع سهمی ازجنس نوراما بی (واسطه)نوری ازالله به مخلوق آن بنده ای که ایمان وباوربه یقیین دارد که الله نوریکی است .

 

منتظری درانتظارنور .(( وهر گاه آیه ای برای آنها آمد گفتند ایمان نمی  آوریم مگرآنچه را به پیامبران خدا داده شده است به ما نیز داده شود ؟. .بگوخداوند داناتراست به اینکه رسالت خود رادرکجا قراردهد بزودی از جانب خداوند به مجرمان به خاطرفریب کاریشان عذاب شدید وخوارکننده ای خواهد رسید . ))

 سوره انعام . آیه صدو بیست وچهار

اردیبهشت . هرازگاهی  مدعیان نافله های بصیرت؟ هیاهوبه راه می اندازند که جنبش سبزمردم ایران پایان یافته است ومن با تکرارهرجمله نا آگاهانه آنها به یاد قصه های  دوران بچگی می افتم وقصه ماندگارنخودی ودیو در تاریخ ادبیات ایران زمین.

دیوپلید نخودی وبرادران وخواهرانش رادعوت به قصرش می کند تاهرازگاهی درسیاهی شب بی خبر از دیگران یکی ازآنها را (( بپزد ))وهرنیمه شب برای اینکه بتواند به آنچه می خواهد برسد با صدای بلند ازآنها می پرسد.

کی خواب است وکی بیدار؟؟ ونخودی پاسخ می دهد همه خوابند نخودی بیدار

وامروزدرکشورمادراین سیاهی نحس قدرت منفی ودرمیان همه حبسهایی که به عنوان کیفربریاران سبزمی بندند شکنجه ها وظلمهایی که برآنها روا می دارند وتهمتهایی که ناجوانمردانه برآنها می زنند . آوارگی ها و معضلات اجتماعی که درجامعه ازموضع قدرت برخانواده های آنهاتحمیل می کنندوقصه تلخ وفراموش نشدنی کهریزک و شهادت گل های پاک این آب وخاک باید گفت نخودی هنوزبیداراست ستاره ها بیدارند شب بیدار است ماه و  خیابانها آه خیابانها بیدارند زندانها قفس های قدرت نیز بیدارند حتی (مجسمه ها) هم بیدارندامید نیز بیداراست تا صبح از راه  برسدو آیا توبا ور داری نور دراین نزدیکی هاست.

خوزستان  ازحجاب وعفاف می گوییدویاازبازی تبلیغات سیاست ؟ ویا اززیرپیراهن معروف ؟؟ آن هم  فراترازمرزها .

                                 ************************************

 

 

  

نوشته شده در تاریخ جمعه 31 اردیبهشت 1389    | توسط: منتظر در انتظار    |    | نظرات()