بسم الله الرحمان الرحیم ... رویاهای صادقه .... رویای خواب ( تولدی دیگر )

سلام به تو که مرا ناخوانده به سلامی دعوت کرده ای

***نمی دانم به کجاآورده شده ام شاید بالای ابرها اما نه  این جا کاملا به مکان رویاهای خواب من می مانست وبه یک طبقه دیگراززمین اما دورازدسترس انسان مادی بی شیاهت نیست.براستی اینجا کجاست؟ خنک است ونیمه تاریک ( اصطلاح نیمه تاریک را قبلا برایت درمطلبی ازرویاهای صادقه آورده ام محض یاد آوری مکانی که از دنیای مادی وزودگذرفعلی که درآن بسرمی بریم خبری نیست تاریکی ونیمه تاریکی در واقع تمثیلی ازدنیای نابود شدنی است)بماند اینها کی هستند سه نفربا بال آه این هم الله است اما من گویی در اوج سادگی وبچگی هستم شایددر سن ده سالگی ویا دوسال بالاترمهم نیست مهم این است که این سه بانوی بال دارکه بسیارهم جوان هستند درطرف چپ من ایستاده اند والله آه الله اوهم پشت سرماست الله بی نهایت عظیم است گفتی تمامیت آسمان را دروجود خود محوکرده است درلفافه ای ازهوایی چون مه که نمناک نیست  واقعا این عجیب نیست . این اولین باری هست که الله رامی بینم .الله راکه همدم وهمراز تنهاییهای روح خسته من است  آرام آرام.

 من کودکی درآستانه نوجوانی هستم ایستاده ام بسیار معصومانه و البته کنجکاو .. آه آن پایین چه خبراست . من آن بالا آن وقت آنها آن پایین چه کارمی کننددنیای خاکی وانسانهاو شهروزندگی آمد ورفت وهیاهوهای روزمره بشری الله روبه ملائک می کندو می گوید(( به اوبگویید آنچه را باید بگویید )) . چه را؟.آنها چه را باید به من بگویند. ملائک جلوترمی آیند با آن بالهای لطیف شان .با آن چهره های نازنینشان

 بال این موجودات دوست داشتنی که اکنون درکنارمن هستند دوگانه است . به پایین نگاهی می کنم  یکی از آنها جلوتر آمدند ملائکی که می بینم خیلی به هم شبیه هستند او( ملکی که جلو آمده بود )با یک نوع تردید گفت(این آینده توست )پس من باید آینده را میدیدم ..نظرش به آن پایین بود وآینده من؟ . عجب . کنجکاوی مرا با خود برد به شهرم و میان آدمها و آن کس که من هستم ودراین جمع دنیایی می چرخم میروم می دوم اینجا آنجا .شب می آید وروز میرودو.... اما من ازاین وضعیت وراستش را بخواهید ازاین موجودی که توی ذوقم میزدوباید با او وچون اوعمرم رامیگذراندم بدم آمدمن یک چیزی بیشتررا دوست می داشتم یک انسانی  انسانی تر. نه .  من این شخصیت کوچک وخاکی را دوست ندارم حالم از شدت درماندگی لبریزازغم وغصه میشودو گریه امانم نمی دهدوشروع کردم به گریه  شاید فکرمی کردم بدبخت ترین انسان روی زمین هستم شاید می خواستم خودم را باور کنم اما نمیشود نه من باچنین موجودی نمی توانم سرکنم واسیر دنیای اوبشوم.

 روبه ملائک کردم وگفتم( نه من نمی خواهم اینجوری باشم) و صورتم را برگرداندم وبعد نگاهی به الله کردم (حتی به این فکر نکردم که این موجودات کی هستند و آن بالا چه کار می کنند ویا این بزرگی که تمام سطح پشت سر مرا ازآن خود کرده بود کیست ؟) به حالت قهر وعصبیت وبازگریه... افسرده ودلمرده شده بودم ملائک اصرار داشتند که سرنوشت خودم را چون او (الله نور)برایم رقم زده است بپذیرم اما من زیربارنمی رفتم می خواستم فریاد بزنم  به مرگ راضی ترم .اما مگرمیشد رای الله را برگرداند؟ ازتعلل وحرکات ملائک اینگونه برداشت کردم ..الله نورآن هنوزآنجاست  پشت سر من وبادقت به حرفهایم گوش می دهد . ملائک نیزساکت شده اند .اما الله خوب من چشمهایش راخیلی سریع بست وباز کرد وبعد به من نگاهی کرد وبعدبه ملائک که راضی هم نبودند گفت ((میشود)) . وادامه داد (( باشد زندگی تو سخت خواهد بود وبعد مابقی  تاثیرسرنوشت را( عنصر باد )را برایم درمیان انسانها بازگو کردند.قصه زندگیم را برایم گفتند ومن آن چیزی را که باید می دانستم اززبان آنها شنیدم ودرعاقبت گفتند(( که زندگی توعاقبت به آن آرزو ورویای مطلوب تو  که دوست داری تغببر می کند این برای توکافی است؟)) . آه الله الله نورنگاهم میکند . اوبزرگ وبی نهایت عظیم است .حالا آرام گرفته ام بسیار آرام ولذتی چون لحظه خلوت باالله نوربرای اولین باردر رویای خواب درجسم  مادی من جریان می یابد .وقبول کردم که به میان انسانها بیایم وبه خیل رهسپاران خاک ملحق بشوم بیایم و بروم و بعدازیک سیاهی عمیق که مانند تونل بود گذشتم واین صدای گریه من است  من فورا گریه کردم و اطرافیان صدایشان هنوز درگوشم می پیچد . آه ای انسان توچقدر ناتوانی والله چقدر قدرتمند.

**رویا را خواندید بسیارجالب است  از آنجاکه این رویا متعلق به زمانی است که باید تولددیگری پیدا کنم وامروزباخواستن وایجاد یک تغییر بزرگ سرنوشت من به یکی از منتظران با رویایی صادقه دراین کره خاک  ودرجلوچشمان شما درمسیر آینده به جلومیرود.شاید تعجب کنی که این منتظر چگونه در یک رویا الله را وملائک را نمی شناسد .ببینید رویای صادقانه از زمانی همسن با سن  من در این رویای بالا تجربه شده است ( اززمان پهلوی )ولی با بالا رفتن سن ورخدادهای زندگی این رویا رنگ وعطرجدی تری به خود گرفت ** خواننده خوب این تولد برای توهم وجود داردواین ازعدالت الله است که همیشه منتظر تعالی ما انسانها باشدودرضمن فاصله از( بودن ) تا ( شدن ) در تسلیم یک اراده است به سلام.   

*درگذشته درکتابی مطلبی خواندم که درآن بیان شده بود ازبزرگان وعلمائئ دین که قبل ازتولد هرانسانی الله نورازاودرمورد ورود یا عدم ورود ( مرگ )قبل ازپیوستن به خیل جمعیت خاک خواهد پرسید که آیا اوبه چنین تولد وزندگانی وبا یک خلقت انسانی  وعاقبتی اینچنین در کره خاک ودر سرنوشت خویش راضی هست ؟ ومن از الله پرسیدم چرا من چنین چیزی را تجربه نکرده ام واوگفت ( (توجه کنید این رابطه و صحبت به صورت القا و الهام صورت می گیرد ومن هیچ دخالتی دررخداد ویا زمان ومکان آن ندارم ونمی توانم داشته باشم) توهم چنین تجربه ای داشتی)) و رویای بالارا برای من بعدازسالهازندگی درخاک یاد آوری کرد

اکنون منظور این نویسنده مدعی تولد برای من حقیر ( فقط در درگاه الله ) معنی ومفهوم دیگری پیدا کرده است و  ازجهل بسیاری ازمسلمانان که فکرمی کنند بخت ویا اقبال ویا سرنوشت هرانسانی راقبل ازتولداو رقم می زنند ( نظریه جبر) بسیارمتاسف شدم

  • محض اطلاع .

قبلابرایتان ازموجودات معصوم وبیگناهی به نام ملائک گفته ام که با آتش یا شیطان ( گناه ) تا بی نهایتی از زمان آشتی ناپذیرندآنها با توجه به زمان ولزوم درموقعیت( باش ) ویا(موجود شو) که ناشی ازاراده الله هست تبدیل به زن ویا مرد میشوند وبرای سرعت در انجام دستورات الله نورازبالهای دوگانه چهارگانه وبیشتر استفاده می کنند ). ببینید اهمیت این سرعت به دلیل بالهای این مخلوقات آفرینش است وهرچه بالها بیشتر باشد سرعت ظاهر شدن وغیب شدن این ملائک بیشتر خواهد بودپس اگرشمادرجایی  ویا رویایی متوجه این قدرت استثنایی  غیب شدن ویا ظهوراین موجودات   شدید باید با یقیین این استعدادآنها را باور کنید دریک چشم به هم زدن وکمترازاین مدت با بال.

درزمین.در خواب. درعرش .درکهکشان .درهمه جا با بالهایی لطیف آمدن (ظاهرشدن) ورفتن(غیب شدن) درخدمت الله با قلبی آکنده ازعشق به الله بی گمان یک پدیده الهی وشگفتی آورخواهدبود این ظاهرشدن وناپیدا شدن با غیب شدن وظهورانسانهای بزرگی چون مهدی ع متفاوت است وایشان درهرزمان به دلیل داشتن استفاده ازسهم خوداززمان والبته مکان می توانند اراده حضور وغیاب  داشته باشند.

مهدی عج یک انسان کامل وتعالی یافته وزنده وحاضردرعصرماست.

                                            ************************

منتظری در انتظار نور

ای نظام من

 این عجیب نیست که یک مسلمان ازیک مسلمان دیگر(حداقل) حق مردم رابطلبد ؟درحالیکه همه مابه حق مسلم وعادلانه مردم در اسلام وادیان دیگرآگاهیم 

**اگرشما به واقع به اصل قصاص ایمان دارید ومعادل گذشتن یا شکستن مرزهای شرع اسلام را قصاص می دانید باید بدانید ( حداقل ) درحکم قصاص  معنی ندارد دریک انتخابات ریاست جمهوری  رای اکثریت مردم را ضبط وغصب کرده ایداکنون یا باید انتخابات دیگری را برقرار کنید یا رای واقعی مردم رامنصفانه درترازوی عدالت راستین قراربدهید وحق مردم را با رعایت شرعی به صاحبان این آب وخاک برگردانید . توجه داشته باشید که این گفته یا سخن این حقیردردرگاه الله نیست این حقی است که ولایت عهد جهان مهدی موعود ع با قضاوتی عادلانه به آن حکم داده است انتخاباتی بی اغماض = انتخاباتی که کرامت واعتبارآن شکسته شده است .**

روز جمعه دقایقی قبل از اذان ظهر

این عدالت دررعایت حق مردم برای ایجاد امنیت وآرامش واقعی دریک کشور مدعی اسلام؟ آغاز یک مردم سالاری دینی رانوید میدهد 

اگر شماحکم ( نور)جمعه راباور ندارید من منتظرم ولازم است شماهم منتظربمانید تا روزی که به نورعدل ایشان جهان ما روشن و شمشیرحق ایشان بین رای ظالمان جهان وضعیفان مختاربه قضاوت بشود  ...

 

خرداد. 

 واما یک ضرب المثل خاص استان خوزستان (داری که کناری بیشتره . سنگ بیشتری ایخره )

درخت سدرکه میوه اش (کنارش) بیشترباشدبرای ریختن میوه اش(کنارهایش)سنگ بیشتری به آن پرتاب خواهد شد .که کنایه ازسختی رسیدن به کسی است که هدف بزرگی دارد ویا

کسی که فرزند بیشتری دارد ناسزای بیشترخواهد شنید

تقدیم به پدران مادران جنبش سبز ایران وفرزندان  سبزدلاورایرانی

خوزستان

تولد سبزایران عزیزمان را به شما مردم جنبش سبزتبریک می گویم وتا طلوع  صبح خوب پیروزی همچنان درکنارشما خواهم بود ..          

  

 

نوشته شده در تاریخ شنبه 22 خرداد 1389    | توسط: منتظر در انتظار    |    | نظرات()