بسم الله الرحمان الرحیم

                                             رویاهای صادقه

                                          برگ سبز( روز پاک )

***هوا بسیارگرم است صبح است بالای جدول ( جوب ) ایستاده ام. درست ازجلوخانه مان تا پایین راخدمت کارشهرداری تمیزنکرده است .روزیکشنبه آمده اما روزی بوده است که نوبت تمیزکردن این اطراف نبوده است .اوجوب های کوچه پشتی را تمیز کرده است امامثل این است که جوب ما رارها کرده است . باخودم می گویم این جوب که لجن ولای آن ازکوچه بالا می آید برای ما هم دردسری شده است . آت آشغال های کوچه های بالا باید ازاین جوب بگذرند و بعد درمسیرراه خودشان به کوچه های پایین بروند. ازخانم های محترم کوچه پشتی فقط یکی از خانواده ها به تمیزی اطراف خانه اش اهمیت می دهد وبقیه به بهانه هایی خود را از مسائل بهداشت محیط خانه هایشان کنارکشیده اند . البته من هم واقعا از این وضعیت خسته شده ام .. این خدمت گزاران بی ادعای شهرداری هم واقعا زحمت زیادی می کشند . اما متاسفانه  تمیزی و بهداشت این کوچه ها که اکثر ساکنان آنها مستاجر هستند واز اهالی دهات اطراف شهر ما می باشند همیشه مسئله ساز بوده است.این مستخدم زحمت کش هم جوب خانوار بالا تمیز کرده وحتما از سر خستگی دیگر تمیز کردن این جوب جلو خانه ما را رها کرده است .هوای داغ تابستان که بوی بد این جوب ها را چند برابر می کند و گرد وغبارهای خاکی که مانند سطلی از زباله آشغال های اطراف شهر را در کوچه ها ولو می کند وجوب ها را برای رد شدن آب و لجن سد می کنند . نگرانم کرده است و نمی دانم چرا دلم یک باره گرفت . شایداز کم لطفی همسایه ها .با خودم گفتم ممکن است او امروز بیاید سراغ این جوب؟اما امروز پنجشنبه است . راستی این مستخدم حالا کجاست؟ سرم را بالا می گیرم گفتی باید سری به کوچه های این اطراف بزنم . در حالیکه همانجا بالای جوب ایستاده ام . روزمقرر بهداشت این جوب ها یک شنبه بوده است . مگر ممکن است امروز دوباره سری به این اطراف بزند .سرم را بالا می گیرم چشمهایم را لحظه ای می بندم من ( روحم )به او نزدیک میشوم و او را میان همین کوچه ها می بینم که سرش گرم تمیز کردن این جوب هاست .الله مرا می برد در این کوچه به خوبی می توانم صدای بیلش را بشنوم پیدایش می کنم  اورا می بینم که از حالت طبیعی که بسیار لاغر اندام است کمی ورزیده تر است وهوای اطراف او روشن است .او را درحجابی نوری از(مالی پاک )می بینم . وازنسیم  خنکی  که صورتم را شاداب می کند لذت می برم .به طوریکه گویی تابستان خوزستان را فراموش کرده ام او رفتگرحتما خواهد آمد . وجوب خانه من را هم تمیز خواهد کرد نگاهی به جوب کثیف انداختم وبه داخل خانه آمدم .

در آشپز خانه ام . ساعت حدود ده وسی دقیقه است صدایی توی کوچه می پیچد و(آنها) این صدارامانند موجی تا داخل آشپز خانه می آورند . صدای بیل مرد رفتگر شهرداری است دارد جوب را تمیز می کند .

بله او هم نجوای مرا شنیده است . آرام به او( الله )وآنها ( ملائک )می اندیشم . بهای رهاکردن آنها ودور شدن از آنها برای من یک  فاجعه جبران ناشدنی است

*خواننده خوب رویای صادقه در بالا یک برگ سبزاز این منتظررا خواندید . یک برگ سبز که آرام وخاموش به من می گوید  رویت هر معجزه ای در زندگی ما صرفانباید رویا باشد والله در همین نزدیکی هاست .

**در اینجا لازم می بینم از خوانندگان عزیز که نظرلطف  آنها همواره توشه راه من بوده است واز خوانندگانی که مرا دعوت کرده اند تا امکانات خودرا در ارتباط با دنیای اطراف گسترده تر کنم نیز صمیمانه تشکر کنم .نیت این منتظر از پرداختن به این وبلاگ تبلیغ ازاسلام بزرگ بوده است اسلامی که مشوق ومستند به (دعوت )است .ودر کنار ادیان دیگر وبه موازات   آنها به بیداری انسان  ورستگاری  پیروان دین می اندیشد .پس ایجادایجاد یک ارتباط وسیع تر ( یک سایت) را یک نوع تداخل  وعدم  مساوات می بینم در برنامه تبلیغاتی  مروجان ومبلغان ادیان دیگروحتی فرقه ها ومکاتب دیگر... اسلام دین بزرگی است بسیار بزرگ وبرازنده نسلی است که به تعالی وبقانسل های نزدیک وآینده خود می اندیشد. جالب است بدانید رویاهای صادقه بدون هیچ حمایتی تاکنون توانسته درمجموع ازسه وبلاگ جداگانه به خانه های شما درمرزهای چهل کشورجهان وارد بشود و مبلغ اسلامی باشد که باتحریم نماز وواجبات مسلمانان و تجاوز وشکنجه و تقلب ودروغ و نادیده گرفتن حقوق متعالی انسانها بیگانه است . اسلامی که از خانه کوچک محمد ص تا مرزهای جهان ارتباطات امروز بقای خود را ادامه داده است . در اینجا از همه مدیران ومسئولان شبکه ارتباطی بلاگفا ومیهن بلاگ نیز تشکرمیکنم

منتظری در انتظار نور

( خدایا ازتوپوزش می طلبم درباره ستمدیده ای که درحضور من به او ستم رسیده است ومن به یاری اش بر نخاسته ام ودر باره احسان وخیری که به من رسیده ومن سپاسگزاری آن را به جا نیاورده ام ودرباره بدکاری که ازمن پوزش طلبیده ومن نپذیرفته ام ودرباره مستمندی که دست حاجت به سویم دراز کرده ومن او را بر خویش مقدم نداشته ام ودر باره حق مومن حقدار که برعهده ام بوده ومن درایفای آن سستی ورزیده ام ودر باره عیب ولغزش مومنی که برایم آشکار شده ومن آن را نپوشانده ام ودرباره گناهی که برایم پیش آمده ومن از آن دوری نگزیده ام .

ای خدای من ازاینها وهمانند اینها ازتوپوزش می طلبم پوزشی ازروزپشیمانی که مرا دربرابرگناهانی ازاین دست که درپیش رودارم بازدارد

پس برمحمد ودودمانش درود فرست وپشیمانی مرا درلغزش هایم وتصمیم را برترک گناهانی که برایم پیش می آیند توبه ای قرارده که برایم موجب دوستی توگردد..  ای دوستدار توبه کنندگان .)

صحیفه کامله سجادیه .از امام سجاد ع

تیر .ایران (کوروش وقوم آریا) نفت نداشت گاز نداشت  مس نداشت فولاد نداشت . سیمان وطلا نداشت .وو..............نداشت حتی اسلام بزرگ را هم نداشت تا همه را به مساوات بخوانداما بسیارقدرتمند بود چون  ( قانون مند )بود.

خوزستان .

( اشد ) خوبه ا غیب بیایه

اشد= عطسه . درمیان اهالی خوزستان عطسه کردن یعنی تاکید نمودن برحوصله وشکیبایی ودرنگ وتامل نمودن اما دراین ضرب المثل مترادف با خواسته ای ویا تعمتی است که بدون به زحمت افتادن ویاابراز به بیان برای خواهنده اش فراهم بشود .پس درلزوم معنی این ضرب المثل یعنی خواسته ای که بدون تقلا وتلاش  به دست بیاید و آبروی خواهنده محفوظ بماند . روی این منتظر نیز در اینجا به رژیم خواص  ایران است که تقلب ودروغ های جوراجوروقتل وشکنجه وفقروفسادوبیکاری واعتیاد و گرانی وتبعض طبقاتی ونیزبر باد رفتن ثروتهای این آب وخاک را حتی با چشم بصیرت هم نمی توانند در یابند وسازمانهای حقوق بشری ورسانه ها ومردم آگاه وروشن بین باید با تحمل زندان وثیقه های گران ناچارا به اقراروبیان مسائل وفجایع آن پرداخته اند بله دموکراسی مردمی وآزادی ومساوات صبقاتی وارج نهادن به ارزشهای انسانی واسلامی عاقلانه تر آن است  که به صورت یک وظیفه همگانی دربیاید تا( همه) فی النفسه موظف به احترام بدان بشوند 

 

 

   

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 تیر 1389    | توسط: منتظر در انتظار    |    | نظرات()