بسم الله الرحمان الرحیم

                                  رویاهای صادقه .... خواب (  صاحب قهر)

 

 گاهی به تومی اندیشم که همراه منی . با توخواهم آمدای سبز تا صبح تا روز . ودر آن روزبه تو سلام

همه جا نور صبح نشسته است . همه جا روشنایی است اما توای سیاه شب زده من به تونیز می اندیشم که در توهم رسیدن به نور چرا در(گم) راهی؟ چرا؟

 

*نگاهی به ساعت می اندازم . خوب است سر ساعت  پنج و نیم برای اقامه نماز بیدار بشوم . ساعت را کوک نکرده ام . نماز را با اذان صبح به جا می آورم .ومی خوابم . عجیب است خیلی زود به خواب می روم .کسی مرا صدا زد؟ بیدار میشوم . ساعت پنج ونیم شده  است . آه ای الله  ای مهربان من تو را می ستایمت . سپاسگزارم از تو که مرا بیدار کرده ای.دوستت می دارم .ای  خالق من ای از جنس نور.

*در خوابم . غرق در خواب آه چرا این همه سردم است .دارم یخ می بندم . باید از اینجا خارج بشوم . واما از محیط سرد دنیای رویا و خواب به دنیای خاک می آیم وچه به موقع ساعت دقیقا همان زمانی است که باید به دنیای خاک برمی گشتم . از تومتشکرم .ای که هرگز مرا رها نخواهی کرد وهرگز.

*واین هم جمله ای است که باید در این روزهای آسمانی رمضان برای شما خوانندگان رویاهای  صادقه می آوردم ودر یکی از رویاها از نوشتن آن خود داری کرده بودم در زمانی که از ترس  دیدن نام ارتش سایبری ایران در کامنت وبلاگ خودم به حدی ترسیده بودم که روحیه خودم را از دست داده بودم وبه الله روی آوردم و روح من در رویایی که در آن روزها غرق در ناراحتی وترس وتردید بود موفق به دیدار حضرت قائم آل محمد ص شدودیدار ایشان نور امید را دوباره به من برگرداند که بالاتراز شهادت برای حق مظلومان مگر درجه ای برای یک منتظر هست ؟ وایشان  در آن رویا به من گفتند

(ما از توانتظار بیشتری داشتیم . ما ولایت ( عشق ودوستی  به خاندان آل عبا )را به توبخشیدیم اما اکنون ترا چه شده است .که ما تورا از رها شدگان می بینیم ) ونتیجه آن رویا برای من جز استقامت و دفاع از مردم سبز ایران زمین وبی گناهانی که به اسم دفاع از اسلام به کام مرگ می روندنبود ومعنی جمله انتظار آقا مهدی ع جزدفاع از مردم رنج دیده ایران  نبود ونیست .   

*شب هفتم رمضان است در رنج وغم زندانیان بی گناه ایران زمین هستم درد آنان لحظه ای مرا رهانمی کند در این روزهای دعا وتلاوت نور این عزیزان در کنج سیاه زندان روز را به شب وصبح را به شب می گذرانند . دور از خانواده دور از جریان زندگی .هم وزجر خانواده هی شهیدان سبز تاب وتوان مرا به تحلیل برده است . دلخوشند که می گذرد و با همه تلخی فراموش کرده اند به سوی پایان می روند به سوی خاک میروند . وجای افسوس دارد اگر بتوانیم ودریغ کنیم واگر بدانیم و دلمان را به سیاهی خوش کنیم. با خود می گویم حزب ولایت درست کرده اند واعظین خاص تعلیم می دهند کتب را فقط به صرف هم خوانی با آرزوهای باطل ( فقط این یک نفر ) تغییر می دهند . آه تا چه زمان سر در برف فرو بردن وخود را فریفتن . آن زمانی که سر از درون این برفهای داغ خارج کنند چه بسیارزمانی دور است .آن زمان وقتی به خود بیایند صورتشان از تب آتشین برفها سوخته است .آه ای آفریدگار نور .ای تنها ای تنهاترین کسی که تنهایی مرا در می یابی ؟ توچه می گویی ؟ نظر مولای ما در دفاع از این همهمه ای که در ایران ما به نام مبارک ایشان (نیابت ولایت زمان )برپا شده است چیست ؟ من از الله نور پرسیدم آیا این خونهایی که زیر چتر ولایت در جامعه ما به فاجعه انسانی بدل میشود آیاالله ودود رحمان ورحیم وآه غفور آنرا تایید می کنند ؟وآه شما باید بخوانید این رویای تلخ مرا

 

******این مولا است مهدی ع است چنان عصبانی وخشمگین است که من ایشان را در رویاهایم فقط یک بار که باشمشیر معجزه آسایشان به جنگ ستمکاران پایتخت آمده بودند دیده بودم ( قبلا این رویارا برای شما آورده ام )فقط یک بار . اما مولا دارند چه کار می کنند با این همه خشم ؟در دست ایشان تبری است سنگین وهولناک و بادسته ای بلند که مرتب بالا می رود وپایین می آید وایشان مرتب تکرار می کنند( نمی خواهید بروید بروید بروید )وهر لحظه که این تبر پایین می آمد من که که روبروی ایشان ایستاده بودم از وحشت قالب تهی می کردم . نگاهی به جایگاه فرو آمدن  ضربه های تبرایشان می کنم . این ضربه ها به کجا فرو می آیند . آه ای خوانندگان خوب من . آنچه من دیده ام امیدوارم هیچ انسانی نبیند . این خامنه ای است همان که مدعی ولایتمداری می کند . او لخت افتاده است بر دیواری از انسانهای ظالمی که ما بعضیشان را می شناسیم وبعضی شان چون زیر آوارانسانهای دیگر بودند به چشم نمی آمدند  ضربه های این تبر یک بار دست این مرد ( خامنه ای )را قطع می کرد ضربه دیگر پایشان را وعجیب با هر ضربه ای که قسمتی از بدن ( خامنه ای )قطع میشد بدن او بی هیچ اراده ای ونا خود آگاه به صورتی قرار می گرفت که با ضربه دیگر از تبرحضرت مهدی ع قسمتهای سالم دیگر بدن او نیز براحتی قطع بشود .وهر بار مولا با فریاد وخشم ندا می داد بروید بروید بروید )

                                                      *****************

 آه ای مولای ای آقای دردمند ما ای مهدی ع جان ما آه ای غایب زمان ما

  جزتقاضای بخشش از شما چه باید کرد ؟ ما راببخش که معنای غیبت ترا ندانستیم .ای الله نور من ما را ببخش . مارا ببخش. آیا زمان آن فرا نرسیده است که از درون حاکمیتی که باید بر مردمی آگاه وسر افراز با عشق وایمان به الله برجهان سروری کند راهی به سوی نور پیدا کنید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آیا زمان دل کندن از رویاهاوتوهمات باطل وبی سرانجام فرا نرسیده است ؟

واما تبر به نظر شما خوانندگان سبز تبر علامت چیست ؟تبر وسیله بریدن چه جاندار بیگناهی است ؟آه ای تبر دارآه ای تبر ..........ندای ما کو؟ سهراب ما کجا رفت ؟وترانه را که سوزاند ؟.محسن راکه غارت کرد؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چرا فراموش می کنیم که الله الله نور عزیزی ذوانتقام  است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟

 

منتظری در انتظار نور

خدایا همچنان که مورد ستم واقع شدنم را درنظرم ناپسند جلوه دادی مرا نیز از ظلم  به دیگران باز دار بار خدایا به هیچکس جزتو شکوه ندارم واز هیچ حاکم و داوری  جز تو یاری نمی خواهم حاشاکه چنین باشم . پس ای خدا بر محمد ودودمانش درود فرست ودعایم را به اجابت مقرون وشکوایم را با دگرگونی همراه ساز .

خدایا به توپناه می بریم از برانگیختگی و طغیان آزمندی و شدت خشم وچیرگی حسد و ضعف وناتوانی شکیبایی وکمی قتاعت وبدخویی و اخلاق زشت و زیاده روی در شهوت و غلبه عصبیت و پیروی هوس وسرپیچی از هدایت و خواب غفلت وکوشش بی حد و برگزیدن باطل به جای حق و برگناه  پای فشردن وکوچک شمردن معصیت و بزرگ داشتن طاعت وچون توانگران نازیدن و فقیران را خوار شمردن ونیازمندان را تحقیر کردن ودر حق زیر دستان کوتاهی کردن ونیکی واحسان کسی را که برماحقی دارد پاس نداشتن . خدایا به تو پناه میبریم از اینکه پشتیبان ستمگری باشیم  یا ستمدیده ای را تنها گذارده خوارش کنیم یا آنچه سزاوار آن نیستیم بخواهیم ود آنچه در قلم رو دانایی است ودانش وآگاهی می طلبد .از روی نادانی سخن بگوییم وبه تو پناه می بریم از اینکه در باره کسی در اندیشه خیانت باشیم ودر کردارمان خود پسند واز خود راضی باشیم و آرزوهای دراز بپروریم وبه تو پناه می بریم از اینکه نسبت به دیگران بد دل و بد نیت باشیموگناهان کوچک را خرد ونا چیز بدانیم واز اینکه شیطان بر ما چیره گردد یا اینکه روزگار به ما آسیب وگزند رساند و سلطان ستمگرزمان ما را در خود هضم کند وایمانمان را تباه سازد وبه توپناه میبریم از این که دست خود را به اسراف بیالاییم و روزی کفاف را از دست بدهیم وپناه می جوییم به تو از سرزنش و ملامت دشمنان و از نیاز بردن به همگنان و زیستن در مشقت ورنج و مردن بدون آمادگی و بی زاد وتوشه وپناه می بریم به تو از عظیم ترین اندوه ودریغ  واز بزرگترین مصیبت  وبلا و زشت ترین شقاوتها واز بدی فرجام وناکامی و نامرادی از پاداش و از رسیدن کیفر و آمدن عذاب.

 جملاتی از صحیفه کامله سجادیه .ادعیه امام علی بن الحسین ع

مرداد . مرداد مرداد مردادمرداد مرداد مرداد داغ داغ داغ داغ داغ ...وفقط آتش حتی از نوع هسته ایش

خوزستان . ولایتعهدی ثروتمند وخاکی در قربانگاه فقر   

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 28 مرداد 1389    | توسط: منتظر در انتظار    |    | نظرات()