بسم الله الرحمان الرحیم

                                                      رویاهای صادقه خواب (منتظران)

روزهای زیبای رمضان می گذرند ودرگذراز این روزهای تولد نور( قر آن ) برتو ای همراه سبزصبور سلام

 

رویای صاحب  قهررا خواندید .تجربه این رویا واقعا مرا در فکر فرو برده است .من عظمت خشم مهدی ع  را نه تنها برای ایران بلکه برای همه جهان اسلام یک هشدار دیدم . قطع اعضا بدن نشانه چه  مجازات شرعی باید باشد ؟ واما آیا وقتی این حکم تا این حد از سوی قائم آل محمد ص بر کسی جاری بشود آیا جز این نکته را بیان می کند که شخص متهم ازعمل  توسل به(( توبه )) در جهان خاکی سر باز زده است ؟آیا شاهدوگواه این مطلب است که  درخاک  ایران ماقاضی عادل و خدا ترسی  نبوده است که مسئولیت این امر جاری شدن حکم رابه عهده بگیرد ویا نه این نشانه شدت ظلمی است که برهمه احاد این مرز وبوم روا میشود ؟  واقعا نفی ایمان و حذف نمازوتکیه برتخت  حکومت ناامن  دنیا که حتی بر سلیمان  نبی س  دوام  آن  نیزحرام بوده است وتسلط  همراه ارعاب بر نفوس مردم بیگناه  این همه ارزشمند است که  آقای غایب مهدی ع در رویا برای شما اهمیت کیفر اینچنین افرادی از نظر اسلام را  نشان بدهد  .

(امنیت و آرامش ) دو شایستگی لازم در یک جامعه اسلامی اکنون در وطن ما به سراب تبدیل شده است  چرا شما حکومتگران و وزراء ونمایندگان و شما شوراهای وابسته به قدرت.ونیروهای مسلح.........چرا چرا ؟ به بازگشت نمی اندیشید .آنچه شما به نام اسلام؟؟؟( ومن نمی دانم این کدام اسلام است و از کجا آمده است که انحصار در حکومت ایران دارد وبس ؟) بر مردم تحمیل می کنید همراه با فقر وفحشا و اعتیاد جوانان دلبند این آب وخاک . تورم وگرانی تاوان اقتصادی ناتوان و بیکاری و زیاد شدن سن ازدواج جوانان و فشار اجتماعی  وتحصیلی و آمار بالای طلاق و ترافیک بالای زندانهای ایران  امنیت و آرامش را ازچهره  مردم این آب وخاک زدوده است وخشونت زیاد حکومتگران و اعمال شدن روش و بدعتهای متعصبانه دوران جاهلیت قبل از اسلام در راس حکومت ایران و تکیه بی حاصل براسلحه وزورآنهارا از مردم متاسفانه بسیار دور کرده است 

من اما منتظرمسئولی که به دعوت  وابلاغ دین مبین اسلام  می اندیشد . شما چطور؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 *اما شما دررویای( صاحب  قهر) دیدید اگر چه شما حکومتگران  از مردم دورشده اید اما حق همواره در کنار مردم مظلوم ایران خواهدبودگاهی بازگشت گاهی تامل کنید همیشه ( توبه وبازگشت )زیباترین وکوتاهترین انتخاب است چرا به بازگشت نمی اندیشید ؟

  • الله منتظر بازگشت تسلیم شدگان است تسلیم شدگان به توحید الله

                      *************     **********     *************

امروز سیزده رمضان است . این بچه ها هم در این شبها مثل پروانه دور وبرم جولان می دهند ودر یغ از یک خواب رویایی .اما صبح ها ازیک طرف خستگی واز طرف دیگر بی خوابی واین گرمای کشنده خوزستان آتشین مزاج کسالت وبی حوصلگی را برمن مسلط می کند . بعداز نماز صبح که همه در خوابند گوش وهوش من میرود تا ناکجا آباد زندانهای ایران ووحشت از یک( رای )ویرانگر فقط این یک نفر .ولالایی هر روزه یک دشمن فرضی که نمی دانم بالاخره می خواهند کجا پیدایش کنند واز قبل حضور این دشمن فرضی نیز این مردم بیچاره را خواب کنند . بگذریم که من منتظر به وعده الله نور ایمان که ( ظلم رفتنی است ) ایمان دارم .

صبح است خواب کم کم چشمان مرا با خود میبرد تا الله .تا الله .به اومی گویم کاش می خوابیدم به گمان خودم  این خواب برایم واقعا لازم است .ومی خوابم ومی خوابم ودرست ساعت یک وربع کم بیدار میشوم وقتی ساعت را می بینم به الله می گویم که نه ای الله خوب من اجازه بده تا بخوابم

شاید فکر می کنم این نماز در حالی که خواب اجازه نزدیک شدن را به او از من گرفته است از صفا وتوجه خالی است وبه او می گویم شاید یک نیم ساعت از اذان گذشته مرا بیدار کند نمازم را با او قسمت خواهم کرد .

وعجیب که خیلی راحت می خوابم در صورتی که در این روزهای رمضان  امسال یک خواب سیر را به سختی تجربه کرده ام .زیاد از خوای گفتم خوب این به دلیل اهمیت خوابی هوشیارانه دررویت رویای صادقه می باشد وبله اکنون من در خوابم . ای خوب. من دررویایم در رویایی که حضرت مهدی ع به من در یکی از رویاها تاکید کرده اند من از خواب سیرم . بله ای ای مولا من از خواب بی نیازم  چون در رویایم . من از خواب سیرم چون رویاهای من واقعی است وبیانی بیداراز واقعیتهای اکنون و آینده زمانه ماست . در اینجا این گفته را آوردم تا به آن دسته از خوانندگانی که مرتب پیگیر مطالعه رویاهای من شده اند یاد آوری کنم که رویاهای من به صداقت رویت شدنی است ود رجهان ما اتفاق خواهند افتاد از بیدار شدن درزمانها وساعتهای معین وتا خرید خانه وتحصیل فرزندان وتا بیان حد شرعی برای قطع عضو با تبر برای حاکم وستمگران حکومت  ایران (در رویای قهر صاحب )توسط حضرت مهدی ع در گذشته اتفاق افتاده اند ویا در آینده اتفاق خواهند افتاد.

واما یا دیدار با حضرت قائم ع و حضور در عرش وماورا و شنیدن اذانهای مختلف با صدای گنجشک ودر زدن و یادردریایی ازنورگم شدن همراه با ملائک ویامومنین جهان ماوراء وحتی با توکل به نور .آینده جنبش سبز مرد م ایران رادر رویا دیدن و دانستن همه وهمه شاهدی بر ادعای این منتظر است .وتعجب نداشته باشید اگر من حامی سبز باشم وبه در کنار مردم بودن افتخار می کنم اما آنچه در رویاهای خواب  وبیداری من آمده آکنده از صداقت الله نور است که در آیه ای فرموده است (یاد کنید تا اجابت کنم شما را )ومن وعده او را حامل حقی بر بندگانش می دانم اگر آنرا دریابند . الله اعلم

***************             *******************                  ******************

واما رویای زیبای این منتظر

***اکنون در خوابم . وه این روح من است در میان سروصدایی از دنیای دیگر.عجیب است که من روح بودن خودم را به سختی حس میکردم . شاداب و پر از تحرک و غرور. اینجا کجاست  نیمه تاریک با هوایی مه آلوده .اینجا کجاست ؟نمی دانم فقط همین بس که در اینجا بانوانی  شاداب وکمی هم معترضی هستند که در اطراف من هستند وبه طور مرتب اشاره می کنندوبا سروصدا مکرر می گویند که( برگرد برگرد) ومن مرتب از گوش دادن به تقاضای آنها شانه خالی می کنم خیلی دوست دارم با آنها باشم. اما مگردست برمی دارنددرآخرتسلیم امرونهیشان  میشوم و به آنها می گویم باشد باشد میروم وآنهابا دستهای لطیفشان مرا به جلو هل می دهند ( اگر اینجا چنین است پس اقامتگاه ملائک دیگر کجاست ؟). راه می افتم از آنجا دور میشوم دیگر صدایی نیست از ان فضای نیمه تاریک دور شده ام توگفتی یک طبیعت بکر وسبزبوده است که من اکنون در کنار دیواری ازیکی از غار کوههایش به جهانی دیگر پا می گذارم  ایستاده ام نور مقابل چشمهایم صورت را روشن تر این صفحه کامپیوتر کرده است ( وسعت تابش نوررا تصور بکنید )نور مقابلم  مرا به خود جذب می کند ناتوان از هیچ عکس العملی به طرف نور میروم .تنها . تنها وبا اولین قدمی که به سوی نور برداشتم احساس کردم روح من در جسمم واردشد این اولین باری است کهدر بیداری کامل در رویا یکی شدن جسم وروح خودم را می بینم . به سوی نور بزرگ جلوتر میروم . یک خیابان عریض وطویل روشن ونورانی که آغاز وانتهای این خیابان از روشنایی زیبای آن پیدانیست .فقط نور است ونورومن محو وروشن در این نور کم رنگ وکم رنگ تر میشوم  .ناگهان آسمان بالای خیابان پاره شد ودر اول یک دست بسیار بسیار بزرگ وسپید سپید( بزرگی این دست را متاسفانه نمی توانم به طور دقیق برایتان بیان کنم )پیداشد وبعد یک چهره بسیاربسیار  بزرگ( نمی توانم برایتان تصورش را بیاورم فقط می توانم بگویم آرام وزنده ) که نیم تنه یک اندام بزرگ بزرگ را از میان پارگی آسمان به زمین نزدیک شد وبه خوبی میشد دید که قسمتی از نیم تنه وسرو یک دست این سپیدی بسیار بسیار بزرگ گویی از آسمان پاره شده بر خیابان آویخته است . یک اندام بزرگ از نور که وقتی دستش از پهلو بربالای خیابان  دیده شد با تکان نیم تنه  او زمین زیر پای من به لرزه افتاد بله زمین لرزه شدومن با خود اندیشیدم هر زمان ممکن است آسمان بر زمین بیفتد و( روح ) آه (روح ) پا بر زمین بگذارد روح دستش را آرام برپایین ترین نقطه به زمین نزدیک کرد ویک باره دو بانو از پارگی آسمان پایین آمدند . صاحب آن پیکر بزرگ به آنها گفت(( اینجا بایستید تا اوبیاید. منظور ایشان من بودم ) دو بانوکه چادر پوشیده بودند وسط خیابان ایستادند .من هنوز در میان نور وروشنایی آنها رانگاه می کردم اما جلو تر نمی رفتم و البته مدتی گذشت و گویاسروکله من پیدا نشد  و آنها ناخرسندی خودشان را به آن موجود عظیم ونورانی  که من اورا( روح .) میدانم ( آنهم به دلیل فقدان جسم خاکی ویا انجیری و عظمت او.وخواننده خوب نام روح را در سوره قدر ودر لحظه دمیدن موجودی نطفه در بطن مریم اطهر بسیار شنیده ای)  ابراز کردند واودوباره گفت ((باید بایستید تا او بیاید ) .. من همه این اتفاقات رادر منظره  روبرویم می دیدم .و آرام وخاموش ودرخشان از نور به آنچه روبرویم بود می نگریستم  قدم زنان  آرام  و با وقار( این احساسی را که در این لحظه من سرتاسر وجودم را فرا گرفته بود راهم نمی دانم چطور برایتان بیان کنم تا بتوانید آن احساس را لمس کنید فقط یک نوع اطمینان خاص از برترین بودن و  یک زیبایی  روح وباطن بی نظیر.) آرام آرام به سویشان رفتم  آن اخمی که نارضایتی آنها را به خوبی نشان میداد یکباره محوشد وجایش را در چهره های آنها به شادابی و خوشحالی  ویک نوع تحسین داد . آنها منتظر من بودند .به سویشان رفتم و با رسیدن  من به دو قدمی آن بانوان هرسه در نوری زیاد  غیب شدیم .

 آه این اولین باری است که من منتظر در نور غیب میشوم . مثل ملائک .مثل عیسی س ومثل آدم س.و مثل مهدی ع که روزی جهان به قدوم مبارکش روشن خواهد شد .

*******************     *********************      *******************

نظر توچیست ؟ چرا مانتوانیم  این حق هر مسلمانی( تسلیم به نور الله ) است که بتوانددر نورغیب بشود ودر کنار خاصان ومقربان نور سرافرازانه بایستد . در اینجا گفتنی است من بعداز رویت این رویاسجده شکر به جا آورده ام وبسیار شادمانم ودعایم را چون نقل وشیرینی بدرقه راه همه ایرانیان سبز عزیز کشور عزیزمان ایران وهمه تسلیم شدگان به نور در سرتاسر جهان  کرده ام  .

ومن اطمینان دارم که الله همین نزدیکی هاست بیایید اورا با هم صدا بزنیم .

منتظری در انتظار نور

 ( به جز خداوند چیزهایی را پرستش می کنند که نه می توانند آسیبی به آنها رسانند ونه به آنها نفعی بدهند وادعا می کنند اینها شفیعان وواسطه های ما در پیشگاه خداوندند . بگو آیا خدا را از چیزی خبر می دهید که در هیچ آسمان وزمینی سراغ ندارد ؟ پاک وبی نقص است خداوند بزرگ واز پندارهای شرک آلودشان بلند مرتبه تر است . ) قرآن مجید سوره یونس آیه هیجده

    (مگر کسانی که به حقایق ایمان بیاورند وعملکردی نیک وشایسته داشته باشند هم آنهایی که خدا را بسیار یاد می کنند وچون مورد ظلم واقع میشوند به مقابله برمی خیزند وکسانی که ظلم کردند به زودی خواهند فهمید که بازگشت شان به کدامین مکان است .) قر آن کریم سوره شعرا آیه دویست وبیست وهفت

( اگر منافقان وکسانی که در قلبشان وسوسه های شیطانی است )همچنین آنها که شایعات دروغ وبی اساس در مدینه منتشر می کنند از کارهای خود دست برندارند تورا چنان بر آنها مسلط می کنیم که جز اندکی  با تودر شهر نباشند

اینها نفرین شدگانند هر جا یافته شوند باید دستگیر وزندانی گردند و به قتل برسند .

این سنت الهی است که در اقوام پیشین نیز بوده است وبرای سنت الهی هیچ دگر گونی نخواهی یافت )

از سوره احزاب آیات شصت وشصت ویک .وشصت ودو

بله ای خواننده خوب منافق واقعی را توباید بدانی که کیست ؟ موج افتراوتهدید به تاراج نوامیس و دروغ و دروغ ودروغ ودروغ پراکنی وعوام فریبی که در لباس اسلام ؟ بر مردم ما تحمیل میشود هیچگاه از روش اهل ایمان نیست ونخواهد شد  

شهریور .

آه بله بله ای  ایرانی( ممه را لو لو برد ) وچه ممه هایی را لو لو برده است ؟ممه ای با شکوه به نام اسلام ؟ممه ای به نام زنده بودن ؟ ممه ای به نام انتخاب ؟ممه ای به نا م هویت ؟ ممه ای به نام آزادی ؟ ممه ای به نام  آراء چند میلیونی ..؟ممه ای به نام وحدت بین  مذاهب تشیع وتسنن ؟ممه ای به نام سهراب و ممه ای به نام ندا؟ آه شهیدان سبز ؟. ممه ای به نام حراج شرافت زن ومردمسلمان ؟ ممه  ...ممه هایی به نام سهام عدالت وجدیداممه ای به نام ( بن رمضان )ممه هایی به نام آبرو برده شده وگذاشتن تخم طلایی با نام جعلی اقتصاد  یارانه ای ؟ در دامان مردم  درمانده و آه  چه ممه هایی ؟چه ممه هایی که قربانی این یک رای نشده است رای فقط این (یک نفر )

واما

ممه خواننده خوب در لهجه لری خوزستان  به معنای ( او یا همان آب ) است البته برای کودکی که تازه شروع به تکلم کرده است وما می بینیم این ممه یا او یا آب  رانیزلولو ازبستر رودها ودریاچه ها در نقشه جغرافیایی ایران  نیزبرای فردای کودکان  به تاراج برده است واکنون نوبت به  تاریخ کشور ما از ادبیات بیان تا نبوغ دانشمندان وروشن اندیشان ا واساطیر ادبیات ایران تا رویدادهای پراز ابهت شکوفایی  اسلام وایران رسیده است که این لولوبا خود ببرد .؟ اما گویی لولو فراموش کرده است که اونیز جزیی از تاریخی است که باید روزی نوشته بشود ؟

خوزستان ..درخت تو گر بار دانش بگیرد ....به زیر آوری چرخ نیلوفری را 

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 3 شهریور 1389    | توسط: منتظر در انتظار    |    | نظرات()