بسم الله الرحمان الرحیم

                                   رویاهای صادقه خواب( محدودیت )

                   با سلامی به رنگ سبز ارتش سبز ایرانیان  سبزصبور وبا استقامت

 

باید بخوابم صبح های روزهای رمضان را به سختی می توانم  تحمل بکنم وبایدتا قبل از ظهر بی خوابی سحررا جبران بکنم وچه بهتر اگر ساعت ( دوازده ونیم شرعی ) از خواب بیدار بشوم .

***درخوابم . نمی دانم چه زمانی است که خوابیده ام همه جا سیاهی موج می زند . حتی  ( روح من ) نیز سیاه است  به خوبی می بینم روح من در این رویا پیدایش شده است . کجا بوده ای ای تو .یاد من کرده ای؟فقط چشمهایش در تماشایند . چه چیزی او را به سوی من خوانده است . چه می خواهد ؟. ایستاده است در میان ظلمت ودارد خیره همه جا را نگاه می کند . یک باره  وسریع وبی خبر گم میشود ومیرود .

بله او به زمان سیاهی ( دنیا ) واقعی برگشته است به جسم من که چون نعش ولو شده است تا زمان بیداری و آه من بیدار شدم .بله نمازظهری دیگر در رمضان را باآواز اذان باید بگذرانم   

                             *******************************

وحالا بعد از ظهراست حدود ساعت دو . بچه ها این روزها ی رمضان تا نیمی از روز گذشته می خوابند البته تابستان خوزستان می طلبد که زمان اینگونه سپری بشود.زمان. زمان .با الله حرف  ونیازم را می گویم من باید حدود ساعت چهار بعد ازظهر بیداربشوم . ساعت چهاربرای من خاکی جلوه همه زیباییهای این ماه نورانی است وقتی است  برای یافتن تبرک از قرائت کلام نور .وقتی است  برای غرق شدن در بصیرت دعاهایی که علت ودلیل بیچارگی ما انسانها رابخوبی نشان می دهد . ناتوانی وعجزو فانی بودن در دعاها بر زبان ما بی هیچ اغماضی به نقطه اقرار واعتراف می رسند .

*در خوابم . هیچ جایی را نمی بینم . فقط یک کالبد تیره رنگ را می بینم که در خواب است او جسم من است . و آه او دیگر کیست ؟. روح من است که نمیدانم تا حال کجا را سیر کرده است . شاید خستگی  وضعف جسمی من در رمضان در حال او نیز اثر گذاشته است . بله چه شادابی وچه درخشانی از نور ای  روح من . نمی دانم کجا بوده است . فقط چنان با کبکبه ودبدبه می بینمش که حسرتش را می خورم . حسرت روحیه سرمستی اورا . گویا ظرفیت بالای ادعیه وقرائت قرآن بزرگ او را چنین گیرا و مغرور کرده است . چشمهایش را باز می کند و با تبختر پایش را روی پای دیگر می اندازد وآمرانه می نشیند اما من نمی بینم که او برچه چیزی نشسته است ؟ ناگهان سرش را برمی گرداند وکمی به طرف سمت راست خیره میشود یکباره  وسریع غیبش میزند .

 

.حال اوبه کالبد من در خاک برگشته است . آه این آقای خانه است که از طرف در که سمت راست اطاق است با سروصدا وارد میشود ومن دلیل غیب شدن روح شاداب ونورانیم را خیلی زود دریافتم وهیبت آمرانه وشاد اونشان از موفقیت هدایت جسم من خاکی رامیدهد .

                            *******************************

 دعا وقرائت راتمام کرده ام وغذایم روی اجاق است با الله می گویم که خورشت من تاحدود شش جامی افتد وخوب است که قبل از پخت کامل آن بیداربشوم ( در دلم هم به خودم می گویم به این بچه های بازیگوش امیدی نیست که حتی به فکر افطار باشند تاچه.رسدبه.......  )

*حالا در خوابم .جسمم خواب وروحم اماگویا جایی گیر افتاده است .می بینم که به خودش می پیچد  گرفتار کمبودهوا یاهمان اکسیژن شده است .  آه ای روح من مرتب وبا ناراحتی زیاد باخودش می گوید آه دارم خفه میشوم .اینجا هوا پیدا نمیشود . این بوی چیست ؟ گرمم شده است .مثل اینکه بوی سوختگی می آید آی یک چیزی دارد میسوزد آی دارم خفه میشوم نکند جایی دارد میسوزد ای وای وای

واز کمبود هوا وشدت گرما از خواب بیدار میشوم وتمام بدنم عرق کرده است به هال می آیم بوی ته گرفتن خورش مرا به خود می آورد . بله یک بوی آشنا مرا به آشپزخانه می کشد . به بچه ها می گویم شما بوی این خورش را نفهمیدید مرا صدا بزنید . می دانید آنها چه جوابی به من دادند گفتند که ما داشتیم ازعطر بوی  خورشت تعریف وتمجید می کردیم .

اما خورش البته تازه داشت ته می گرفت به آن شدت بوی سوختگی در رویای من نبود اما من یک چیز را فهمیدم که روح من برای اینکه بتواند مرا به موقع وقبل از سوختن غذا بیدار کند ناچار بوده است گرمای بالای اجاق را تحمل کند و برای  بیان درجه سوختن غذا هم تمام هوا( بوی ته گرفتن غذا) را به رویای من انتقال بدهد تا من قبل از سوختن هشدار روحم را در رویا دریابم . می بینی که الله نور در این ماه به فکر پذیرایی بندگان خویش نیز هست .بله این روزها زمانی است تا الله را بیشتر ونزدیک تریاد کنیم واجابت بطلبیم

                                **************************

واین هم یک برگ سبز در روزهای زیبای رمضان

قرار است برای خانواده این منتظریک زوج مهمان بیایدصبح تا حدود ساعت دو از آنها خبری نشد من هم فرصت را عزیز شمردم وبه قرائت قرآن عظیم مشغول شدم . قرائت کتاب نورهمیشه برای من شیرین بوده است به خاطرم نیست ساعت دو وسی دقیقه شد کمی این طرف کمی آن طرف اما در حالی که این کتاب معجزه ها روبرویم باز بودم لحظه ای به فکر فرو رفتم و حس کنجکاویم گل کرد راستی این مهمانان ما حالا کجایند ؟

و بله آنها دارند می آیند سریع و با کمی نورواضح که نشان از وجود روح آن دو میداد.؟ من آنها را بواسطه  حس  روحم از وجود روح  آن دوآنهارا همان نزدیکی می دیدم .و بله توقف کردند  .

می خواهم به بچه ها اطلاع بدهم اما یک نیرویی می گوید صبر داشته باش تا مطمئن نشدی بچه ها را از رسیدن مهمانها مطلع نکن . و آه با تمام شدن این جمله اندیشه های من بله صدای زنگ در است که ما را از رسیدن مهمانهابا خبر می کند .

                                    ************************* 

بله من باید بخوابم با کمک از الله نور وتا زمان ؟باید بیدار بشوم وچقدر عجیب تر آنکه درظرف چند ثانیه بتوانی به دنیای خواب بروی .وچه بهتر است اگر این  طلبیدن سریع خواب برای دفع وطرد افکار بیهوده وخسته کننده روح انسان باشد . توهم می توانی خواننده خوب از استعدادها واراده های برتر روح وجسم خودت برای نزدیک شدن به الله الله نور بهره ببری . به نظر شما با استفاده از چنین نیروهایی می توان در زمان حال خوابید ودر روزی که نام آن موعود است در کنار مهدی ع دوازدهمین امام وولی برحق ما مسلمانان به یاری حق برخواست .

منتظری در انتظار نور

(ای مردم وعده خدا حق است  مراقب باشید زندگی چند روزه دنیا شما را نفریبد و شیطان  شما را نسبت به خداوند بزرگ مغرور نکند .) سوره فاطر آیه پنج

(واز کافران ومنافقان اطاعت مکن وبه آزار واذیت آنها اعتنایی نداشته باش  وبر خدا توکل کن  زیرا خداوند برای (دفاع) از توکافی است .) سوره احزاب آیه چهل وهشت .

(آیا به غیر از خدا شقیعانی انتخاب کرده اند ؟ بگو اگر چه آنها مالک چیزی نباشند وعقل ودرکی هم نداشته باشند؟ .

بگو تمامی شفاعت آز آن خداست .فرمانروایی آسمانها وزمین نیز از آن اوست وسرانجام همه به سوی او باز خواهید گشت.

هنگامی که خداوند به تنهایی یاد میشود قلبهای کسانی را که به آخرت ایمان ندارند تنفر فرا میگیرد ولی هنگامی که به جای خدا از کسان دیگر یاد شود آنها شادمان می گردند .

بگو خداوندا تو آفریننده آسمانها وزمین هستی تو دانای نهان و آشکاری تودرمورد اختلاف بندگانت داوری. 

چنانچه تمامی آنچه در زمین است متعلق به ظالمان باشد وحتی همانند آن نیز به آن اضافه بشود حاضرند با دادن همه اینها خود را از مجازات روز قیامت معاف کنند حال آنکه از سوی خدا چیزهایی برایشان آشکار میشود که در مخیله اشان نخواهد گنجید).

آیات چهل ودو تا چهل وهفت سوره زمر    

شهریور

 لقلقه زبانشان یاری مولای آخرین اسلام مهدی ع است اما همچنان دروغ می گویند آنها به چنین دستاویز گران بهایی  برای حفظ حکومتی جاهل و ستمکارمحتاجند

خوزستان . نخود سیاه سهام عدالت وبن رمضان این دو سال اخیر. تشکیل جبهه  وگروههایی که بوی انتظار نمی دهد. دم زدن از حق ملت ؟  فروکردن سر قهرمانان ومردان راستین این آب وخاک در (کاسه توالت ) وخوراندن کاغذهایی که روزی جنایات شما را دربرابر الله نور بیان خواهند کرد در حلقوم بیگناهان . دروغ وتهمتهای هرز وجعلی به این و آن زدن به بهانه دفاع از اسلام ؟ حکومت نظام من  و دفاع از تحریم ؟و.............. هم دیگر افاقه نمی کند برای شماامروز روزی است که  راه رفتن زیباترازتقلا دربن بست ماندن است . باطل کردن حق بریک نفرتنها از جانب حکومت ظالم  اگر

نامش علی ع  تنهاباشد 

ویا یک زن تنها چون گوهری زهرا س نام  باشد

ویا نامش حسن ع  باشد

وآن یک نفرتنها اگر نامش حسین ع  باشد

ویا اگر نامش سجادع  باشد

ویا نام این  تنهایک نفراگر محمد باقر ع  باشد

ویا نام این تنها یک نفر اگر جعفر صادق ع  باشد

ویا موسی کاظم ع

ویا نام آن تنها رضا ع باشد

واگر نام این تنها یک نفر محمد جواد ع باشد و

یا نامش در تنهایی هادی ع باشد ویا

نامش حسن عسکری ع باشدو

یا یک غایب (تنها )در دوران به نام مهدی ع قائم  باشد

وهمیشه این یک نفر( فقط یک  نفرتنها )باشد چون سلاح اوحق است و حق فقط  ازآن الله بزرگ وکبیر وباعظمت و تنها است پس در اکثریت است واکثریت یقینا پیروز است.

واما عید فطر بر اکثریت سبز ایران زمین مبارک .

نوشته شده در تاریخ جمعه 19 شهریور 1389    | توسط: منتظر در انتظار    |    | نظرات()