بسم الله الرحمن الرحیم

                                                رویاهای صادقه خواب (هشدار)

                                      سلام به توای دربلای زندگی سبزتر از من

قرار است این بار رویایی را بنویسم برای تو ای خوب . که در نوشتن وفرستادنش در تردیدم . درتردید .چرا که باید ازموجودی دیگر برایت  بنویسم .از موجودی که گمراه است وبه گمراه کردن بندگان الله می اندیشد .هزاران  چون او را میشناسی  اما او را همواره گم می کنی .گویی هرگز از اونشنیده ای .هرگز چون او به خاطر نداری .گاهی  رد پای  کم رنگی از هویت او را در خودمی یابی اما باور نداری. من هم چون تو از اوگریزانم .چون اوهست .وجز با سلاح نور نمی توان با اوجنگید .

****در خوابم .چونان که به یاد نمی آورم شب است یاسحری در انتظارصبح یا که خوابی درگذراز نیمروزباشد .در زمانم و در خواب. خو دم هستم در روح وجسم .تیره ام (توکه می دانی تیرگی سیاهی وتاریکی علامت حضور در دنیاست) پس من در این رویا دردنیادر خواب هستم همانطور که (باید )باشد . صدای آرامی مرا متوجه خود می کند .چشمم را باز می کنم و از زیر چشم به طرف صدا نگاه می کنم .گویی فاصله دقیق او را با خود میدانم واما خاطرت باشد که در خواب سرم را از پهلو روی دست چپم گذاشته ام . از زیر چشم با چشمانی نیمه باز به طرف صدا نگاه می کنم او را می بینم .او . او . نمی دانم از او برایت بگویم ویا اینکه تورا با سوالی  بی پاسخ رها کنم . اما نه می گویم . او همان شیطانی است که چندی پیش از او برایت گفتم وقرار من این بوده که او را رام واهلی کنم .رام ومطیع خودم .چه شکلی است ؟. خیلی سیاه سیاه وزنده . مثل بادکنک (سبک) است وجسور وبی پروا . مرز را نمی داند که چیست اوبه طرف بالا میرود . وقتی او را در یک نگاه ببینی متوجه نمی شوی که او یک ( نفس یا دم ) از شیطان است او یک موجودی است که کسی او را ندیده است .  او همراه با من بود وقتی در خواب گم شدم اوتصمیم گرفت به هر کجا سرک بکشد ذات او اینگونه است مثل سیالات میماند وشاید مثل هوا . وقتی از ( من ) جداشد که بطرف بالا برود به دلیل سرعت زیادش برای بالا رفتن  گفتی یک ظرف پهن بیضی شکل را دیده باشی اما وقتی توقف کرد ولاجرم ایستاد  یک چیز دیگری شدموجودی همراه با چشم ودهان  که کم کم  شکل پیدا کرد .او آن شیطان اکنون خاموش است وآتشین نیست  . شاید من به او این اجازه را نمی دهم او تلاشش اینست که ذهن مرا با افکار بیهوده و وقت کشی معطوف به خودش بکند من ناچار به سازش با اویم .مهار اوکار آسانی نیست.

چه چشمهایی ؟ چشمهای زیبا و زیبا  که به دیدار من آمده اند ویا شاید می خواهند او را مشغول به خود بکنند تامرا فراموش کندواز من دور بشود من که این طور می اندیشم .این چشمها کم کم تعدادشان زیادتر میشود . چشمهایی که برق روشنی دارد پیکره  صاحبان آنهارا هم  دارم به طور  کامل می بینم وشاید من  بی دقت آنها را ریز ریز می بینم .به چشمها دقت می کنم بعد متوجه اعضاء دیگر اندام آنها میشوم درتاریکی شب در آغاز چشمهایشان به دلیل برق عجیبش نمایان بود وحالا اندام آنها .آه واقعا چه باید بگویم فریبا و زیبا رو یند این موجودات . او هم آنها را می بیند می ایستد مسحور زیبایی چشمها یشان میشود با نگاهش آنها تحسین می کند . شیفته آنها میشود مثل پدرش شیطان که شیفته استثنایی بودن آدم نبی س شد وبه او رشک برد .او تاریک وسیاه است . من از او می ترسم .او مدتهاست همراه من است . او یک موجود هر( جایی ) است می تواند همه کجا برودحتی در اندیشه های ما رسوخ کند  .حالا من در خوابم  بطور آنی مرا رهاکرده است چشمهای زیبا اورا به خود مشغول کرده اند مرا فراموش کرده است اما نه اومتوجه باز بودن  چشم  هایم شده است وتا من  از فرصت استفاده بکنم وچشمهایم را ببندم او در یک چشم برهم زدن برمیگردد به من در خواب و من می خوابم .امان از این همراه بد . بی اعتنایی به حضوراو شاید بهترین کار است . نمی دانم چه زمانی است در خوابم. هرچه هست دنیاست تاریکی است.

ناگهان  او می آید او که (خورشید )رویاها یم در شبهای رویایی است  مهدی ع را می گویم .اوکه این روزهای خاکستری به وجود با وقارش بیش هر زمان دیگری احتیاج داریم . ایستاده است یک متر ونیم شاید دومتر بالاتر از زمینی که من خفته ام در تاریکی . آه ای آقای عدالت گستر دنیای تاریک ما به کورسویی از عدل تو محتاج است . اوایستاده است وبا صدایی که درد وغم و توقع از آن  به خوبی آشکار است می گوید ((((دنیای اطراف ما را فساد وتباهی گرفته است ))))

با پایان کلامش دیگر او را نمی بینم و با رفتن او گویی یک زلزله مهیب رخ داده باشد از وحشت از خواب می پرم .

صبح است صبح زیبای نماز او نیز امام و قائم و پیش  نماز ما منتظران است .منتظرانی در زمان .

*شیطان یا جن .این اولین بار نیست او را می بینم . اما الله مرا ببخشاید که اکنون از او برایت گفته ام امیدوارم اشتباه نکرده باشم . او مظهر زشتی و سیاه بختی است  برای جهنمی کردن اشرف مخلوقات انسان.انسان ؟

واما آن آقای بزرگوار در مخمصه پیروی و دنباله روی ما انسانها از شیطان پلیددر  گرفتار آمده است چه میگوید ؟.او خوب می داند که بعضی افراد هستند که بعد از غیبت  اوداوطلب ولایت وامامت وجانشینی  مسلمانان شده اند . افرادی که  متاسفانه واجد شرایط نیستند معصوم نیستندواز طرف اولیا ءالله به جانشینی (انتخاب ) نشده اند .سرپرست مسلمانان بودن آرزوی دست نیافتنی است برای این عده اگر بپذیرند .

 این  داوطلبان به پندار خود برترند اولی ترند اما زهی خیال باطل .چقدر انتظار بکشیم یک سال یک قرن چند قرن شاید که  اوباز آید او آخرین منجی . چقدر به خیال او بیندیشیم تا ازوسعت  عالم رویا به عدل خود دنیا را بیاراید ؟ اواز روزهای تاریکی وطن ما خوب می داند اواز جهل و کفری که همه جهان مسلمانان را تهدید می کند خوب میداند .

اکنون چه شده است که خیال چون او بودن این جاهلان حریص رامدعی بصیرت کرده است ؟ ومشتی کاغذ دست نوشته همنوعانشان را که به مقتضای زمان وبرای سودجویی از فرصتهای  ظالمانه برای حاکمیت بر مردم نوشته شده است سند قرار می دهند . وبرای حفظ  آن  حکومت دروغین هر حلالی را حرام وهر حرامی را حلال می پندارند .

 **ای آقای ما . می بینی ونیک می بینی ما راوهم خورندگان  لقمه آتشین ولایت نامشروع را. نام حرام را ونان حرام را.

آقای ما تونیز میدانی  ومن خسته ام از مکرر این تکرار بیهوده گفتنها .و آه از انسان ؟ این اشرف مخلوقات ؟ ای آقای ما مگر میشود اشرف مخلوقات بصیرت ؟ داشته باشد ونام( ولایت ) تورا جعل کند . خود را باتو یکی بخواند وآگاهانه لقمه حرام بخورد . شفای حرام بطلبد گوشت حرام بر تن عاجز خویش بیفزاید ؟. مگر میشود با غصب صندلی ریاست ؟ اشرف مخلوقات زمینی  نان حلال بخورد ؟وبا قضاوت ناعادلانه  لقمه حلال به منزل ببرد ؟. مگر میشود قاتل بیگناهان . متجاوز به شرع  وحرمت مسلمانان  نان حلال بخورد ؟ آه ای آقای ما اوکیست ؟ او که زمین و آسمان وباد و آتش عاجز از بر دوش کشیدن مسئولیت  بزرگ او بوده اندپس کیست ؟  الهه ( نظام من ) است ؟ پرچم است ؟ مدعی مدیریت کل جهان است ؟ قاتل محسن وسهراب ونداوترانه است ؟ قاضی دادگاههای بدون عدل حکومت نفرین شده  خواص است ؟ متجاوزان بی شرم ومتنعم از مالیخولیای توهم است؟دن کیشوتها و مترسک های سیاه بازی بازیچه ظلم است . این اشرف مخلوقات پس کیست ؟ اوکیست ؟آیا آن مسئولیت بزرگ حکومت یک انسان بدون بصیرت در لباس ولایت  بر عوام بود ؟ آیا آن مسئولیت ارائه یک جمهوریت بدون مردم بود ؟ آیا آن مسئولیت بزرگ قضاوتی ناعادلانه و خارج از حریم عدل بود ؟ تجاوز بود ؟ قتل بی گناهان وهمنوعان بود؟ دزدی از بیت المال بود ؟ روحانیت واجتهادی بدون لزوم تقلید مردم بود ؟ یا شعار بود؟ دروغ بود ؟ ویا ................. حق بیحد وحصر خوردن لقمه حرام بود شاید ؟چه بود آن مسئولیت تا باز شناسمش در راه ؟ آه ای آقای ما کاش فرصتی می بایست تا تولحظه ای از اندرون  حجاب نور به در آیی شاید که ما را به راهی مستقیم قانع کنی . می بینی که مرا در کشور خودم نیز نمی پذیرند و شاید نمی خواهند بپذیرند آیا مسئولیت بزرگی که آدم آن را بر دوش گرفت نادیده گرفتن انسانها و اهداف والای آنها بود آیا نادیده گرفتن مردمانی دیگر با عقاید دیگر ادیانی دیگر با بهانه ای به نام مدیریت جهان بود ؟اوکیست ؟آیانام او آدم س . نوح س وعیسی س وموسی ومحمدص وعلی ع وحسن ع وحسین ع وسجادع و باقرع وصادق ع و.............مهدی ع مگر نبوده است ؟ پس چرا هر که راست بگوید محکوم میشودوباید سرش در کاسه ؟ فرو برود ؟ زندانی بشود ؟از وطن رانده بشود ؟ از وطنش آواره بشود ؟ به اوتجاوز بشود ؟به ناموسش توهین بشود ؟

 آه امان از این اوهام وسوسه انگیز شعله ور . که عقل را ضایع وبصیرت را محکوم می کندبه تبعیت وتعظیم بر شیطان . زمانه تلخی در گذر از تاریخ ماست . هیچکس نمی داند که کیست ؟ هیچکس آگاه نیست که لقمه دهانش چیست آتش است آتش است یا نعمت ؟ای آقای  برحق ما ای قائم در عدل  ای مهدی ع جان ما  عوام  مظلوم را.خس وخاشاک  را. منافقان را . محارب را .دشمنان نظام را نا اهلان را. فتنه گران را.آشوبگران را.و کثیف های ایرانی را . خبیث های ایرانی را میکربهای ایرانی را............مردم  مظلوم ایران را دریاب .در یاب ای غایب .ای نور توخارج از تصور همه گمراهان.

منتظری در انتظار نور

  بسم الله الرحمن الرحیم

 (( بگو ای اهل کفر.آنچه راکه شما عبادت می کنید عبادت نمی کنم .

 شما نیز آنچه را من عبادت می کنم عبادت نخواهیدکرد .

 پس من پرستنده چیزی که شما پرستش می کنید نیستم .

شمانیز پرستنده  آنچه  که من می پرستم نیستید .

 پس دین شما برای شما . ودین من برای من .))

                                                                                      قرآن حکیم. سوره کافرون

 آبان .ای داوطلبان ولایت . شما بالا بروید پایین بیایید حکومت وسلطنت ولایت برمردم جز در قدرت وعظمت الله نیست وسرپرستی  وحق خلیفگی برمردم آن هم از نوع وجنس الهیش  در کف قدرت پیامبران و دوازده معصوم است وبس . سوره کوثر را با بصیرت ؟؟؟؟ بخوانید بیشتر ازاین نمی توانم گفت .جز به سکوت جز به صبر جز با استقامت .

 ایران .خوزستان . بله ای حجت درزمان (( دنیای اطراف ما را فساد وتباهی گرفته است )) مارا دریاب .

شهادت امام معصوم باقر در علوم را به حضور سبز مهدی ع وهمه ایرانیان حق جو تسلیت می گویم .

 

    

نوشته شده در تاریخ شنبه 22 آبان 1389    | توسط: منتظر در انتظار    |    | نظرات()