بسم الله الرحمن الرحیم

                           رویاهای صادقه خواب (طوفان نور )

به توسلام . به توای راه نور پیشه کرده سلام 

   *آذر یعنی آتش وظهور ابراهیم س در تقابل با (آتش ) ؟پرستی پیامی است که قرنها ست در مبارزه با شیطان تاریخ وجهان را به بیداری می خواند ونمایش این پیام در متن کربلا برای تقابل با شیطانی در لباس بتی به نام یزید وامروز در ایران ما نوید روشن آینده است ......

*جمله بالا را خواندید .این جمله از مطلب قبل من تحت عنوان ( چرا رویاهای صادقه )؟ گرفته شده است . آنرا با دقت بخوانید در این جملات یک اشتباه است . یک اشتباه ساختاری از لحاظ معنوی.

من مطلب چرا.......؟ را نوشتم وتمام کردم ورفتم که بخوابم .خواب .اما نخوابیدم نشد که بخوابم وبهتر بگویم نمی توانستم بخوابم . هر کار کردم موفق نشدم بخوابم .با خودم گفتم چه شده است ترا که نمی خوابی. جفت پاهایم  گر گرفته بود می خواست پرواز کند .من اما بی اراده افتاده بودم ومیخواستم که هر طور که میشود بخوابم اما نه جسم من گفتی روی زمین نبود . پاهایم از فرط عصبانیت می خواست بالا برود ومحکم خودش را بر زمین بکوبد شاید بتواند از شر من که با سماجت می خواستم بخوابم  راحت بشود وبرود .کجا؟من نمی دانستم .با الله گفتم . آه خدایا خسته شدم از دست این جسم ؟با چشمهایی که میدانستم از آن روحم هست به پاهایم نگاه می کردم وبا خودم می گفتم براستی اگر پاهایم بالا بروند ومحکم خودشان  را بر زمین بکوبند با سروصدایی که به راه خواهند انداخت همه خانواده را از خواب بیدار خواهند کرد واین فکرمرا مستاصل ودرمانده کرده بود .جسمم با من موافق نبود .می خواست برود من  از خودم(روحم از خودش ) پرسید م.( من چه کرده ام مگر؟چه شده است ؟).

براستی چه شده که جسم من اینگونه ناآرام است .میدانید هرچه آتش بود زیر سر روحم بود با زرنگی روحم به درونم برگشت و با برگشتن به  مکان مطالب نوشته شده و مرور مطلب بالا به من گفت که اشتباهی در نوشته ات است که باید تصحیح بشود عجب ؟با چنان سرعتی از پله های اتاق بالاپایین پریدم وبه سراغ این رایانه آمدم که می گفتم هر انی ممکن است پایم پیچ بخورد .بله در آن نوشته اشتباهی بود که براثر عجله من وسردرد مختصری که داشتم با شتاب زیاداز آن جمله گذشته بود م .بله ای الله نور انسان عجول است .

وجمله *آذر یعنی آتش وظهور ابراهیم در تقابل با بت پرستی پیامی است در مبارزه ..................)

                                                *****************

*در نوشته بالا از دو موجود آفرینش که با هم مکمل یک انسان  مفردرا می سازند یعنی روح وجسم  گفته ام ودر رویاهایم نیز بسیار از این دو موجودسخن آورده ام . باید بدانی . روح در رویا مثل تصویر ی از خود شخص است که در آیینه با  نور شدید دیده بشود . نرم ولطیف ودر حرکاتش ظرافت زیادی است روح  یک انسان  خودبه تنهایی سریع تر ازانسان زنده  که در زمین زندگی می کند واز جسم وروح آفریده شده است حرکت می کند( مثل باله بدون رقص) درک می کند وتیز هوشتر است و قابلیت وتوانایی پرواز ( منظورم بالا رفتن وحرکات طیرانی است)در همه جهات از  عمودی وافقی دارد سبک است ورنگ طبیعی آن نیز مانند رنگ شیربسیار رقیق شده وکمی شفاف(یک نوع برق یا نور کمی محسوس ) به نظز می خورد  .

بعضا درانسانهایی که نور الله در آنها متجلی تر باشد شدت نمایش این نور بیشتر است .انسانهایی با روحی برتر .که به عرش میروند . به معراج می روند .به بهشت می روند به برزخ می روند می توانند بر روح دیگران احاطه پیدا بکنند . ودرون آنها را دریابند .به رویا بروند در آسمانها ( هفت آسمان ) سیر وسلوک بکنند . با پیامبران وملائک ومعصومین ارتباط برقرار بکنند آنها را زیارت بکنند . آنها را به زمین دعوت بکنند از آنها شفا بگیرند الله الله الله نور را ببینند که این عده به مقام حی بودن  دردنیا و بهشت نائل شده اند( متقین . محسنین . صادقین . ذاکرین الله . قانتین . شهیدان و...........) از این گروه حی یا زنده دائم هستند .وبالعکس هم که می دانید فریب خوردگان شیطان هستند  که آنها هم زنده جاوید ودر آتش خواهند بود زیرا آتش یا شیطان را انتخاب کرده اند .سروکار زندگی آنها با شیاطین اجنه و انس والهه های خیالی( بت ها .حکومتهای ظلم مدار و......)ونمادهای شیطانی است وزندگیشان هرگز در روال عادی قرار نمی گیرد مگراز راه رفته بازگردند ( توبه کنند )

 هر چه باشد حلاوت ونرمی روح  دلیل بر آرامش شخص مومن است وهر چه ....... بگذریم از روح برایتان گفتم وجسم در رویا به رنگ دودی است تیره است سیاه است هرچه باشدمانند روح شفاف و روشن نیست . در رویاها فقط مشتی خاک است ( آن ترکیب به هم پیوستگی مولکولی وسلولهای زمینی در جسم کمتر مشاهده میشود ) در قالب انسان زمینی که چون لاشه افتاده است جالب است بدانید در رویا  هر چه این  روح  از جسم دورتر میشود شفاف تر سبک تر و  رویت نور نامحسوس آن مشخص تر وحرکاتش نرم تر وظریف تر میشود ( واین یعنی از دنیا دور شدن وبه نو رالله نزدیک شدن وهر چه به جسم خودش نزدیک بشود در رنگ و شباهت ظاهری به جسم خودش  بیشتر شبیه میشود یعنی شما وقتی یک روح به جسمش نزدیک باشد رنگ پوست ولباس او را خیلی طبیعی واز جنس خاکیش( دنیایی ) می بینید واگر کم کم از جسم خودش دورودورتر بشود آن را روشن تر . شفاف تر نرمتر ظریف تر وسبک تر می بینید ومی بینید  که یک نوری است که در شباهت کامل با انسان  که البته حجم دارد و تصوربکنید آن روح راکه  می بینید وحجم داردبتوان به آن دست زد ومیشود که  ( برخلاف تفکر معمول ) تصور بشود که روحی که ازجسم دور است در آسمان است و یا در برزخ ویا......لباس برتن نداردوشایدهم به گونه ای (لیز )هم بنماید  بواسطه دید مشتبهی که انسان را فریب می دهد به واسطه همان نور خفیفی که روح دارد.

آن نور یا شفافیت به نسبت دور ویا نزدیکی به جسم خودش کم وزیاد هم میشودو روح نزدیک به جسمش به طرح وشکل ظاهری دنیاییش  واقعیتر به چشم می آید واما حقیقت این است که روح را فقط قالب جسمش می توانددر خود بپذیرد وامکان لمس ویا احاطه ( زندانی کردن)یادر آغوش گرفتن آن  توسط دیگران یک توهم است

این مطالب را برای شما خوانندگان خوب آوردم تا به هنگام همراه شدن با من در رویاهای واقعی سهم انتخاب شما برای مطالعه رویاهای صادقه محفوظ بماند وچه بسا که  خود رابه جای من در رویاها هم ببینید

                                                    ****************

برگردیم به عالم رویاهای واقعی.باید بدانید آنچه شماتحت  عنوان رویا می خوانید در واقع یک گزارش یا ره آوردی است از سفر روح من به دنیایی که از دسترس جسم من خارج است پس اگر من می گویم جایی تاریک ویا مکانی دیگر روشن است باید بدانید روح من آن مکانها را بدینگونه می بیند یا دیده است وجسم من هم تابع رفتن و بازگشت  روحم بیدار می خوابدویا بیدار میشود وقتی روح میرود می خوابد ووقتی برمیگردد جسم من را هم طبیعتا بیدار می کند .بله زمان .زمان .مرگ بازگشت دوباره وزندگی دوباره .معاد . زمان . 

*ساعت دو وسی دقیقه زمان خوبی است برای بیدار شدن .می خوابم

*** در خوابم همه  جا تقریبا تاریک است  . سروصدا ویک آشفتگی وبلوا همه جارا برایم مشابه با یک طوفان زمینی نشان می دهد . آه کمی می ترسم . خودم را(روحم  را ) نمی بینم معلوم میشود اوهنوز به سیر وسیاحت نپرداخته است ودر کالبد من مهمان است . همه چیز اضطراری به چشم می آید .چه سروصدایی . واقعا .. سرو صدای بلندو گوشخراش مرا کنجکاو می کند . نه باید ببینم چه خبراست . صدای آقای منزل را می شنوم ودورترها صدای صحبت می آید  .اما من ( روح )می روم .می خواهم ببینم چه خبر است . سریع میروم .متوجه نشدم ازکجا از راه پله بام سر در آوردم . عجب این آقای خانه است .گفتی طوفان آمده است ومی خواهد در بام را از جا بکند واو در را ازپشت هل می دهدومحکم میگیرد  که مبادا طوفان باد وباران به داخل ساختمان بیاید .تقلای زیادی می کند اما در کم کم باز میشود .از لای در من یک نوری را می بینم نه باد است به رنگ نور .طوفانی است از نور که می خواهد به خانه وارد بشود ولو به زور ومن وقتی نور را می بینم ته دلم شاد میشوم وبا خودم می گویم آه چه نسیمی .  نه در را باز کن تا نور بیاید نور نور.طوفانی ازنور بیاید .واما او آقای خانه هم در مقابل این زور آزمایی باد وباران نور تسلیم میشود وخودش را کنار می کشد واین نور است که برمن می وزد من ( روحم ) در آن گم میشوم محو میشوم ولذت میبرم .الله را شکر می گویم .چه لذتی .چه شادابی؟. احساس امنیت احساس آرامش .وبعد آه برگشته ام. خودم را می بینم بالای سر جسمم نشسته ام  ونگاه می کنم خیره به در اتاقی که در آن خوابیده ام .گاها چشمهای جسمم با زیرکی به روحم نگاه می کند همان لحظه ای که روحم به جسمم نگاهی می اندازد . یعنی مرتب روحم به جسمم برمیگردد واز وضعیت جسمم خبر دارد.او باید به خودش کمک بکند .  همه جا تیره وتاریک است ( دنیا ی خاکیست )  نشسته ام منتظرم .منتظر خبری ویا شاید صدایی .  چند لحظه ای وبا سرعت از جسمم دور میشوم وبعد بعد؟ نیستم نمی بینمش روحم را می گویم او به جسمم برگشته است حالا باز هردو با همیم .صدای وحشتناکی می آید مثل اینکه طوفان کارخودش راکرد؟در راه پله راکه باز بود چنان به هم زد که من از خواب پریدم .

آه بله ای دنیا مجددا سلام . ساعت دقیقا دو وسی دقیقه است ومن در زمان مقرر بیدار شده ام . خواننده خوب .از خودت  پرسیده ای چرا؟

من  در اینجا پاسخت را خواهم داد زیرا من یک منتظرم

منتظری در انتظار نو ر

                                 بسم  الله الرحمن الرحیم

وبه عنوان یک مجازات پیشگیری کننده دست زن ومرد را قطع کنید .وبدانید خداوند مقتدرو حکیم است .وهر کس (بعد)از ستمی ( دزدی) که کرده است توبه کند وبا خدمت وکار مفید جبران نماید .بداند که خداوند توبه اش را می پذیرد .زیرا خداوند بسیار آمرزنده و با گذشت است آیا نمی دانی حکومت آسمانها وزمین از آن خداست .هرکه را صلاح بداند عذاب می کند وهر که را صلاح بداند عذاب می کند وهر که را صلاح بداند می آمرزد واو برکاری تواناست .

آیات سی وهشت وسی ونه و چهل سوره مائده

بله الله توبه را می پذیرد اما حکومتگران ایران نمی پذیرند و حدود مجازات شرع و قصاص رافقط برای عوام  اجرا می کنند .وخواص  متجاوز به بیت المال  واموال مردم از این قانون الله مبری هستند . آیا این مبری کردن خواص از حدود مجازات شرعی و قانون الله محاربه با الله نیست .؟

 ای آذر  .ای محرم

 سال هشتادوهشت  رادو موضوع  یکی رد فجایع کهریزک  ودیگری  (دا غی )  که مهدی ع وازغیب در آن جمعه ای که فرمان نهاندن داغ بر پیشانی مردم مظلوم ایران (خس وخاشاک و منافق و میکرب ومحارب و فتنه و آشوب طلب . بزغاله وگوساله و ما بقی راشما بگویید )  توسط آقای نظام ( من ) داده شد وبر پیشانی تمامیت حکومتگران وخواص ایران  مهر  ابدی خورد  جاودانه کرد . جمعه ها . جمعه ها وداغ از یاد نرفتنی  رسوایی تاریخی .

(داغ) رسوایی . (داغ )ننگ . (داغی )که ایران ما وخردادما همواره یاد آور آن است .

خوزستان . باز این چه شورش وچه نوحه وچه ماتم است که در خلق عالم است .

سلام برحسین ع. سلام بر عاشورائیان .سلام زینب س پیام آور خونین دل کربلا.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 24 آذر 1389    | توسط: منتظر در انتظار    |    | نظرات()