(بسم الله الرحمن الرحیم )

                                                            رویاهای صادقه

                                                        قاب وارونه( مخلوقات ) 

                                                 سلام به تو ای همتای من ای سبزرنگ

 قبل ازهرچیز ودر آغازبرای یاد آوری باید ذکر کنم که ما در عرصه زندگی دینی خود باآمیزش محسوس ونامحسوس سه موجودیک ملائک .دو انسان و سه شیطان ویک مسیر مشترک برای زندگی به نام سرنوشت سروکار داریم در اصطلاح ودر بعد دیگری مااز سه موجود زنده ملائک با عنوان  عنصرآب و انسان با عنوان عنصرخاک وشیطان با عنوان عنصر آتش وسرنوشت با عنوان عنصر باد نام می بریم .

از قبل گفته ام که روح  ( ببینید این روح پوشش انجیری ویا لباس خاکی ندارد ویک انسان یا ملائکه نیست ودر واقع یک  روح است یک روح پاک وبرتردر عرش که توانایی زندگی وبه  زمین آمدن را هم دارد  )  روح قدرت حی کردن دارد هم اوخالق یا دمنده حیات به کالبد انجیری ملائک در عرش است وما می بینیم که عیسی س ویحیی س و الیاس س و یا خضرس از دمیدن نفس یادم توسط روح  در کره خاک دارای موقعیت زمینی  شده اند .عجیب نیست که این ( روح ) به زمین بیاید وبرود وهیچ کس او را نبیند .پس حال فهمیدید چرا هیچ شاهد مسیحی متدینی  عیسی  مسیح س را قرنهاست  که نمی تواند ببیند اونیز زنده است  و چون ملائک و به اراده الله  قدرت غیب شدن وظاهرشدن دارد  ودیگر مخلوقی که در اثر تجربه ساکن بودن در عرش توانایی حی کردن را دارد ابلیس ویا در اصل جن  یا شیطان است او هم با حلول ودمیدن می تواند دیگرنوع  از روح خودش را در انسان وجانور بدمد .فرق آفرینش آن دو موجود بالا اینست  که روح در کالبد یک انجیر می دمد وملائک ویا انسانس برگزیده  خلق میشوند واما شیطان به یک ماوا ءیا مکانی برای حضورو تکیه گاهی برای خودستایی احتیاج دارد که بتواند وسوسه هایش را براو پیاده کند مثل انسان ویا حیوانات  . اویک موجود بی ارزش ورانده شده است . شیطان دشمن انسان  دشمن ملائک مخلوقات الله. الله نور. الله محیی الله ممیت  می باشد.

واما آدم که از دم ونفس الله نورخلق شده است وامتیاز اوبر دومخلوق دیگر به دلیل همین دم ونفس الهی است ولباسی ازعصاره خاک براوپوشش یافته است که نابود شدنی است .انسان می تواند حی باشد . اما کمتر انسانی می تواند حی بکند . زیرا این مقام به مشابه مقام عیسی س وروح ویا ملائک مقرب در عرش است.   اما این انسان با کیفیت خاکی متاسفانه با در دسترس گرفتن در مقابل آتش میسوزد والبته با توجه به اینکه ملائک از عنصر آبند می تواند آنها را زخمی کند ( مثل یک سنگ تیز که به جای تبر بر درخت انجیر بزنیم واثرش راببینیم ) این نقاط ضعف انسان است که عملا از خطرات احتمالی  در برابرروح اوست برای رسیدن به آن مقام بلندی که گفته شد .به واسطه خاکی بودن ممکن است طعمه آتش ( شیطان )بشود وبواسطه خاکی بودن می تواند دشمن ملائک بشود وماوایی برای دم شیطان .که این دشمنی نوع دوم نیز براثر تسلط شیطان بر جسم او در سرنوشت ابدی اومیسر است . سرنوشت ابدی بهشت جاودان . یا جهنم جاودان .

لازم است  بدانی که وجوه مشترک بین الله  وروح و ملائک وانسان آب ونوراست .آب ونور.اماشیطان  فاقد چنین امتیازی است  او فاقد روح الهی یا نفس ملائکه گون است وفقط از آتش خلق شده است .عصیان او در عرش او را در زمره ( مهلت داده شدگان ) قرار داده است به امید به بازگشت .؟

*من وروحم  یا من وجسمم؟ ای خواننده خوب قبلا از روح برایت گفتم .اما بهانه ای برای اثبات آنچه صداقتش می نامم مرا بر آن داشت تا تو را ازاهمیت رویت رویاهای صادقه ومشاهده آنچه از دیدنش ناتوانی  به سراغت بیایم وتو را آگاهانه تر به دنیای زیبای  خوابهای رویایی خودم ببرم

گفته ام برایت از روح که به رنگ شیر رقیق شده است اما نگفتم به چه میزان ؟به چه اندازه ؟ رنگ روح به رنگ شیر میماند حال  ازتومی خواهم این بار را که دقیق تر پای مطلبم بنشینی وروح را ویا شاید نیمه دوم خودت را که من آنرا معجزه نامریی ازجانب  خالق مینامم بهتر ببینی وبدان دسترسی پیدا بکنی. اگرچه خلقت انسان ودیگر موجودات هرکدام  ازمعجزات الله می باشند .

یک لیوان یا پارچ  یا ظرف  بلوربدون نقش ( رنگی نباشد ) را جلوی چشمهایت بگذار .

*یک .. دستت یا یک شی مثل مجسمه ویا یک موجود زنده اگر باشد را از پشت آن  ظرف موردنظر بلور ببین . این شی یا موجود زنده را چگونه می بینی ؟.

*دو .. لیوان یا پارچ یا کاسه  مورد نظر را به چهار قسمت و کمی بیشتر از آب پر کن شی یاموجود زتده مورد نظر پشت لیوانت را نگاه کن چه می بینی .؟

*سه .. با یک قاشق چای خوری شیر را کم کم به این آب اضافه کن وهر باربا افزودن شیر شی ویا موحود زنده مورد نظر پشت لیوان را هم خوب ومریز نگاه کن .

*چهار .. چند قاشق از شیر را به آب افزوده ای .دوباره بدان موجود زنده ویا شی پشت ظرف  به دقت نگاه کن  آن شی یا موجود زنده پشت ظرف را چطور می بینی؟ . هر قاشق از شیر که توبه این آب اضافه می کنی( که بهتر آنکه  میزان شیریک سوم بیشتر نشود  ) آن شی یا موجودپشت ظرف  شیری رنگ به نظر میرسد تا بدانجا که دیگر آن موجود یا شی پشت ظرف را نمی بینی گمش می کنی .البته می توانی یک لیوان را از مخلوط شیر و آب پر کنی وفی الفور خالی کنی . این لیوان خالی از داخل لایه ای از شیر را که به دیواره اش مانده نشان می دهد تو این طور می توانی زودتر خودت راآه ببخشید روحت را ببینی اما  فاصله  کم وزیاد بین روح وجسممت و نزدیک و دور بودن  روح را به مبداء خلقت را نمی توانی رویت بکنی. 

*پنج .. حال این محلول توآماده است .بایداین محلول را از لیوان خارج کنی؟ تصورش را بکن که این محلول دیگر مایع نیست. مادیگر به آن یکی موجود زنده یا شی برای دیدن روح خودمان احتیاجی نداریم وفقط مایع داخل ظرف که حالا شیری رنگ شده است را نیاز داریم که باید آنرا از حالت مایع به جامد یاهم جنس خودمان که زنده ایم ببینیم .لازم است کمی تخیل ویا تصورزیادی بکنیم تا بتوانیم خودمان را از داخل لیوان یا ظرف آنهم به شکل یک انسان شیری رنگ  خارج بکنیم وببینیم .هر قدر که نیمه دوم مارنگ آن شیری رنگ تر باشد وقت خارج کردنش از ظرف نزدیک تر است .آن موجود زنده ویا شی مورد نظر هم در واقع خود ما هستیم که کم کم از جسممان فاصله می گیریم و آخرین میزان برای این دوری به رنگ مواد محلول داخل ظرف مورد نظر باید بشود .

**در مرحله یک ما رنگ واندازه وهر آنچه طبیعی تر است ( از پشت طرف بلور )بخوبی می بینیم این آغاز*اولین مرحله جدا شدن روح از بدن ماست . روح هم تا مادام که در کنار جسم ماست مثل جسم ما رنگ دارد وبیشتر به زمینیان میماند . در مرحله دوم *روح کمی از جسم فاصله گرفته است وتوجسم را آنگونه که از پشت ظرف بلور خواهد بود می بینی . در مرحله سوم نیز فاصله روح وجسم را برایت گفته ام  که مرتب با افزودن شیر با جسم ما زیادتر وبیشتر میشودوآنچه میماند ظرفی محلول از شیر وآب است وبعدودر آخرین مرحله  لحظه خارج شدن مایع که از تو خواسته ام آنرا مثل خودت یک موجود نیمه جامد نیمه مایع ( زنده) تصور کنی اما خواننده خوب من درواقع زمان  حتی در بیشترین فاصله روح با جسم هیچکس روح را شیری رنگ ترو سفید تر نخواهد دید .من به توتوصیه می کنم لیوان ویا ظرف را جلوی یک لامپ مهتابی بگذاری در فاصله نزدیک به آن چیزی که می بینی  نگاه کنی  آنکه  می بینی دقیقا روحی است که درنهایی ترین مرز دردنیای رویاهای من  به نورالله نزدیک شده است . ودر این موجود سبک وپاک  ازرنگ سفید شیرخبری نیست یک موجود را می بینی که درتمام حجم پیکر  خود نور دارد (اما نوررا نمی تاباند ).

*جالب است بدانی سرعت رسیدن روح به بالا ترین نقطه آسمان و یا در کنار سیارات وستارگان قرار گرفتنش خیلی سریع ودریک چشم به هم زدن اتفاق می افتد ویاشایدبنظر بخورد که این امربا یک نوع جهش با غایب وحاضر شدن خیلی سریع که به چشم نمی آید اتفاق می افتد ( فاصله ومسافت دوری جسم وروح راکه  تا اوج آسمانها هم ممکن است اتفاق بیفتد تصور بکنید خواهید فهمید که واقعا یک معجزه خواهد بود که روح بتواند تا این مکان دور از جسم فاصله بگیرد برود وبرگردد آن هم در یک خواب که چند دقیقه هم مدت زمان گذر ازآن نخواهد بود .)

*واما روح در( برزخ ). توهم می دانی جسم ما با گذر اولین ثانیه های خود در لحدیاقبر یا زیر خاک مانند همه موجودات دیگر می پوسدو تبدیل به خاک میشودو حتما در کتب زیادی خواندی که روح در اثر فشار قبر از جسم جدا میشود ودر اینجا مهمترین فرصت برای زندگی بدون جسم برای روح میسر میشود در مکانی به نام ( برزخ ). روح در آنجا هنوز از جهان به طور کامل جدا نشده است واز رویدادها وطریقه زندگی زمینیان مطلع است . دررویایی برایت گفتم که من هم فرصتی پیدا کرده ام ومدت کوتاهی دربرزخ بودن را تجربه کرده ام شاید برایت جالب باشد که من روح زمینیان را در آنجا چگونه یافتم .در آن هوای خفه کننده نفس گیر که بدن ما از تحمل دمای گرم آن ناتوان است روح به شکل یک موجود به شکل گرد چهار گوش ( روحی  گردوشکل پذیر که گویی از فشار زیاد در یک بسته چهار گوش مربع شکل ) چپانده شده است  دیده میشود .گفتنی است در رویایی که من تجربه کرده ام  فشار هوای تنفسی  کم و گرمی غیرقابل تحمل برزخ روح موجو دزنده را بی اراده و ناخود آگاه  با فشار نیرویی غریب به سوی بالا می کشاند که کنترل وتحمل آن نیرو از اراده انسان خارج بود .   

** نفس یا دم دمیده شده در کالبد ما انسان هادر آنجا به صورت واقعی دیده میشود ونه به شکل جسم ما.روحی که نور در خود دارد اما نور نمی تابانددر آنجا به انتظار معاد عمر دیگری را تجربه می کند . وجالب است بدانی مایه وعامل بقا زندگی  روح و جسم  آب است که هم در روح ما هست وهم در جسم ما جاری است .در زمان زیستن تا زمان مرگ این آب است که روح را به جسم پیوند می دهد و جسم از آن تاثیر می پذیرد  آب ونور .پس از مرگ آب  پاک  با روح به برزخ  میرود وفقط کمی از آن که در زمان آفرینش از خاک گرفته شده است به خاک برمیگردد به شکل چرک به شکل روغن . نفت است

 این آن چیزی است که من در رویایم دیدم وامیدوارم  که اشتباه نکرده باشم ( انشا ء الله که این طور است)    

**واما شیطان . قبلا گفته ام که شیطان یک نفس یا دم است که به شکل ظرف بیضی شکل پهنی است . که بهتر بود می گفتم یک دیسک بیضی شکل  پهن که در قسمت وسط از دو طرف انحنا دارد . بالا رفتن این نفس سیاه سیاه رنگ مانند رقص شعله های آتش است .بسیار زیبا  نرم وسریع بالا میرود .ود ر بازگشت به طعمه مورد نظر؟ هم او را من فقط میتوانم به شکل دود برایتان مثال بزنم که در حالت هورت کشیدن به جسم ما برمی گردد البته در زمان خاموشی تا لحظه اتفاق شیطانی که وسوسه هایش موثر بیفتد .دم یا نفس سیاه سیاه  که با هورت کشیدن وبه شکل دود به جسم ما برمیگردد . من فکر می کنم والبته با تکیه بر رویاهایم تصورم این می باشد که چون جسم ما در حالتی که جسم از آن خارج میشود ( واین به نشانه فنا پذیری جسم است ) سیاه است ویا این که دنیا را من در رویا تیره وسیاه وگاها خاکستری می بینم که نشانه نابودی واستهلاک آن است پس  زمانی  که جسم ما ببینید *جسم ما مورد حمله دم یا نفس شیطان قرار میگیرد و بدان حلول پیدا می کند ونیز با توجه به گفته قر آن که از کلمات ظلمات ونور در جهت مقابل هم استفاده می کند ویا اینکه شیطان خود یک مخلوق است ونابود شدنی است پس حریف او درمبارزه برای رسیدن به مقاصدش طبعا جسم ما انسانهاست اوازتسلط بر جسم  ما به اهداف خودش میرسد .با زبانی که به دروغ تسلیم میشود تهمت میزند حرام ( حکومت خودش ) را حلال می خواند وحلال( نماز .روزه وحج وعباداتی که الله بر عمل بدان  ازجانب ایمان آورندگانش اصرار دارد ) را حرام میداند  ویا تملق می گوید . خود را خدای زمین می خواند غافل از آنکه خدایی فقط برازنده الله نور است وشاهی نیز . خود را جانشین پیامبر می داند در حالی که جانشین پیامبر هم نمی تواند باشد زیرا معصوم نیست ضامن ندارد شاهد ندارد .او عادت کرده است دروغ بگوید به خلق الله به عوام ...اونمی تواند جانشین الله باشد که پیغمبر نیز جانشین الله نشد  و نمی تواند جانشین پیغمبر یامعصوم الله نیزبشود  که  خلافتش رسمیت الهی ندارد  معصوم نیست واز خلف نیست عملا نه شاه( الله ) می تواند باشد ونه جانشین شاه ( خلیفه )..

او کیست  مسلمانی ؟ است  با دستهایی که تقلب می کند.با دستهایش سر بیگناهان را در کاسه توالت فرو می کند با دستهایش داغ میگذارد برجسم بیگناهان ویا امضا می دهد یک عوام دزد را دستش را قطع کنند ویاخواص رابا همان جرم بر مردم  مسلمان  دیگر شرافت می بخشد .با ... این زبانهای دروغگو .این دستهای زشت ازآتش شیطان سوخته اند . روح  در احاطه تکرر مکرر گناهان کبیره وصغیره جز تحمل کاری نمی تواند بکند پس این روح بیمار میشود افسردگی میگیرد ترسو میشود  بی بصیرت میشود کور میشود کر میشود .نمی داند . وبلکه ( صم بکم لایرجعون ) میشود . مجنون میشود . زناکار میشود الواط میشود قاتل میشود یار ظالم میشود ویا آلزایمر میگیرد

اگراز اوبخواهند سنگسار را که یک بدعتی از قوم کفر است  عملی نکندکورکورانه  می گوید ما مسلمانیم وسنگسار جزوقانون ماست وحجاب  اجباری را که یک بدعت است با سرسختی متعصبانه اش جزو قانون مسلمانان می خواند اما با وقاحت تمام به ایمیل مردم سرک می کشدمثل افسار گسیختگان به نوامیس مسلمان تجاوز می کند وحریم خانوادگی مردم را بی پروا می درد در آنجا دیگر اومسلمان نیست او برده شیطان است و گوی سبقت رادر اجرای حرام ومعصیت از کف کفار  می رباید ومیشود یک یهودی تمام عیار که همواره دشمن اسلام می دانسته است این نوع مسلمانی ظاهری اسلام ؟ مسافران کشتی نجات است  وعجیب ترآنکه  بیان اعمال قبیح  ورایج درکشورهای کفار را برای سر پوش گذاشتن برانجام ا عمال زشتش بهانه قرار می دهد   . او دینش را به آسانی گم میکند وخانه اش را.کشورش را ومقام بلند خود  اشرف  مخلوقات  بودن خودرانفی می کند زیرا او دراوج گمراهی وضلالت راه خود راگم کرده است.

  به اومیگویند انرژی هسته ای حرام است می گوید فلان  دشمن ما ازقوم یهود دارد پس برما هم واجب شده است . می گویند حجاب ویا پذیرش دین یک امر انتخابی است به افتخاربه تحکم به اجرای آن امور مستحبی  آنها را سلاح می کنند برای بستن چشم عوام بر واقعیتی به نام زور به نام استبداد وهمه این سردمداران  عالم به اسلام ؟؟؟؟؟؟؟میشوند مدعیان کشتی الهه نظام( من) با  اسلامی  که مسلمان کش قهاری است.اسلامی که در کتاب مکتوب ما مسلمانان مردود است . وفقط سایه ای است از جهالت و توهم .

به گفته قرآن انسان بی ثبات است عجول است پس می بینی چه سهل وآسان یک نفس یک دم از شیطان  بر او سیطره پیدا می کند او عاشق این نهاد وعضو جدید میشود وطالب آتش .حال دانستی  چرا در جهنم آتش زیاد است این جسم  آتش و( شیطان آتشین )را با خود به جهنم میبرد ومیشودهیزم برای آتش روحش و روح و روح و ای انسان ؟توچرا به بازگشت نمی اندیشی . توچرا از شکنجه بیگناهان که هنوز حکمی برایشان تعیین نشده واگر هم حکمی تعیین شده است شکنجه جزوآن نیست دست برنمیداری ؟ توچرا حریم پاک انسانی دیگران را با شعله های بی امان ظلم پاره می کنی میسوزانی . میسوزانی

آیا هیچگاه ای الهه نظام ( من ) ای قوم نفرین شده  متولی جمعه ها؟  آیاشما  مقام انسان را میشناسید . ؟ آیا تا کنون با خود اندیشه کرده ای که آیا این راهی که میروی همان راه علی ع است و در مسیر انتظار است ؟ آیا واقعا تو یک مسلمانی که  می توانی اراده نیابت الله را بر زمین داشته باشی ؟ آیا شما راه خود را درمسیر دین ودنیای مسلمانان می دانید ؟ پس چرا این همه لی لی به لالای شیطان می گذارید ؟ آیا اعمال شما( دروغ و تقلب وتجاوز و دزدی و امر به زشتی و شکستن حریم خصوصی مردم و........در صورتیکه الله حضرت محمد ص را از شنیدن نجوای مخالفان نهی کرده است ) ردو تکذیب آیات قر آن کریم نیست ؟ آیا آنچه بر ملت مظلوم ایران  به نام اسلام روا می دارید تکذیب راه محمد ص نیست ؟   ای انسان عجول  .بی ثبات وطغیان گر به کجا چنین شتابان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ازشما می پرسم چرا برای رسیدن به مقاصد خود الله را تکذیب می کنید ؟.

                          *********************************************************************

منتظری در انتظار نور

                                                            بسم الله الرحمن الرحیم

ومرا با کسی که تنهایش آفریدم واگذار .همان کسی که به اومال بسیار دادم . وفرزندانی  که همواره در خدمت او بودند وپیوسته کارها را براو آسان می کردم . آنچنان که طمع می کرد تا نعمتها را زیادترکنم .هرگز .او دشمن آیات ماست .او را مجبور می کنم تا از قله های موفقیت بالا برود سپس به زیرش می کشانم .او برای مخالفت با حق فکر می کند وطرح می ریزد . مرگ بر او  که چگونه نقشه می کشد . باز مرگ بر او که چگونه نقشه می کشد . سپس نگاهی افکند . آنگاه چهره در هم کشید و تکبر ورزید . وگفت این قر آن جز جادویی که به او ( پیغمبر ) آموخته اند چیز دیگری نیست . این چیزی جز سخن انسان نیست ؟اورا وارد جهنم خواهم کرد . وتوچه دانی که جهنم چیست ؟نه چیزی را باقی می گذارد ونه رهایش می کند . سوزاننده پوست است . آیات یازده تا بیست ونه  سوره مدثراز قرآن عظیم

بله آتش جهنم سوزاننده پوست است زیرا طعمه شیطان در واقع جسم ما ست

دی .  ما زنده به آنیم که آرام نگیریم

 ایران ما . خوزستان .

 در کشور ما مسافران کشتی نجات ویا همان حزب ولایت ؟ بی پروا دروغ می گویندبی عدالتی را دراجرای قانین شرع در بین خواص وعوام  را به حد نهایت رسانده اند . از تسلط بر بهشت وجهنم مردم عوام سخن می گویند . از اذان الله اکبر بر بامها می ترسند ؟ بهشتیان را متکلم به زبان عربی می خوانند . مدعی برتری اعراب برعجم هستند . آمران به تجاوز را رها می کنند از قبل اعمال زشت اراذل واوباش ونیروهای خودسربر مردم  حکومت می کنند حدود مکافات وجزای شرعی را با شکنجه های متوحشانه خود زیر سو آل می برند از بر باد دادن بیت المال هراسی ندارند وازمهدی ع صاحب الزمان که  قرنهاست در غیبت است برای مردم پول هدیه می آورند . محمد ص را ایرانی می دانند . مخالفت با حکومت ظلم را محاربه با الله می دانند. برخواستن  از برای احقاق حق خود رافتنه گری ومحاربه و....... می دانند .از تهمت زدن بر مسلمانان دیگر نمی هراسند . در کشورما خبری از آرامش وامنیت که حق مسلم ایمان آورندگان است نیست .در کشور ما  مدعیان عدالت و آزادی حرامیانی بیش نیستند آری در سرزمین ما آنچه زیادتر است ظلم است و آنچه که نایاب است آثار نوررحمت اسلام  وایستادگی  در راه انتظاراست.

آه ای خورشید روشنایی بخش عدل گستر طلوع کن طلوع کن .

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 12 دی 1389    | توسط: منتظر در انتظار    |    | نظرات()