بسم الله الرحمن الرحیم

رویاهای صادقه خواب (یمین روشن )

همراه با قسمت دوم ازقاب وارونه

            ( زبان آدم . لسان  حوا یا لسان حوا . زبان آدم )

سلام به تو ای همراه  سبز که باید چون من از پل ( نه ) گذر کنی. 

*درخوابم .در مکانی ایستاده ام که ازشررنوربسیار روشن است .وچون زمین  بسیار وسیع است .انتهای اطراف ومحدوده آن  را نمی توان سنجید . در میان  آن همه چلچراغانی من هم یک حضورروشنم . روشن. سرم را برمی گردانم وبه طرف راستم  نگاهی می اندازم درآنجایی که ایستاده ام .حجابم نیز معمولی است . آرام ایستاده ام . این نور که چشم را نوازش می دهد نور الله نور است .احساس وجوداو را بخوبی می توانم ببینم .توجه ومهر نگاه او روحم راطراوت می بخشد. احساس وجود اویعنی دیدن او یعنی که اوهست .نور او چشم مراغرق نورکرده است  نور او مرا در لذتی ازسروررها می کند .شادم .بازاززیرچشم نیزنگاهی به طرف راستم در آنجایی که ایستاده ام می اندازم . اوست همان پیامبری که به من وعده تحقق زیباترین رویای زندگیم را داده است .اونیزدر نور ایستاده است با لباسی روشن نباتی رنگ وشاید کرم رنگ .آنقدرشدت نورزیاد هست که من رنگ لباسش را نمی بینم . من چه می توانم بکنم .چه آرزویی بهتر از دیدن او می توانم داشت ؟ایستاده است . ومن نیز ایستاده ام . حضور او برای من تکیه گاهی شده است وامیدی بزرگ برای یافتن آرامش روح بیقرارم که طعم دنیا را نمی داندشاید تعلق به آنرا گم کرده است.روح من  دلداده گمشده ای شده است که هیچکس اورابه چشم  نمی یابد .نور الله نور از پشت مبارک محمدص سمت راست مرا چون برق صاعقه که شب را به رگبار نو بیاراید روشنایی بخشیده است  .من روح با لبخندی ملایم بر لب مرتب از زیر چشم او را ورانداز می کنم . آه ای من ای شیفته نور . به اوکه نگاه می کنم نور الله نور را که مرا به خود می کشد با تمام وجودم در خود زنده می بینم .جذابیت فوق تصوراین نور مرامحو خود کرده است . غرق نور شده ام .نمی دانم این دلدادگی این طعم زیبای نور الله چه مدت مرا به خود مشغول کرد.نمی دانم .آه ای رویا ای پایان مرا باخود مبر. مبر. مبر .ولی یک باره به یادم افتاد که تونیستی .آه پس من کجا هستم ؟. من از خاک ؟ آه این منم. آن بالا که از چشم های جستجو گرم انتهایش هیچ پیدانیست در میان  فضایی تاریک  ونا متناهی  .دیوار روبروی من تا آسمان  بالا رفته است .من خاکی به سرعت برق با یک حرکت غریب ظاهرمیشوم . تیره وخاکیم ولی سبک .راستی چرا من این بارعجیبم ؟ مثل آن موجود بد مثل آن زشت  به سیاهی شیطان میمانم امامن که  سیاه نیستم تاریکم  .تو آن بالا چه می کردی ای خاک( جسم من).آه ای من .( آنجا که تاریک است ودیواری بلند قرار دارد درست مقابل جایی است که الله .نورمحمد ص رادربر گرفته است) .حالا دیگر این منم ایستاده ای خاموش و آرام در تاریکی  . با اطمینان به خودم می اندیشم  که  توبرگشتی .ای من (جسم) .یک حس به سراغم آمده است که برایم آشناست . به خودم نگاه می کنم که هم از خاکم .هم از روحم .و از او دورم . او؟او که دردنیا درخواب است وبه من ( در رویا ) با چشمان حیران نگاه می کند  .به خودم خیره شده ام که چه تصمیمی را باید بگیریم هردو به هم خیره نگاه می کنیم .چه مدت ؟ نمی دانم لحظه ها به پایان می رسند ما داریم به یکدیگر می رسیم من در رویا ومن در دنیا . عاقبت من دنیا مرا به خود می کشددرلباس اوجمع میشوم وبازمیشوم من .بعداز خلوت فرصت  دیگر چاره ای نیست .وآه  پس ما باید برگردیم .بله من باید برگردم .

*اکنون بیدار شده ام آوای افسونگر اذان در تاریکی این بامداد خنک غوغایی به راه انداخته که هرکس بتواند از پاسخ به این صدا صرف نظر کند . آن کس من  نخواهم بود .وبه تو سلام ای صبح . امروز نیزمرا درآغوش  روشناییهای زنده ات  بپذیر.

در اینجا بایداشاره کنم که تاریکی یا سیاهی (من ) در این رویا به دلیل غرق شدن در مسائل روزمره زندگی است آن ماد یتی که من  در تکیه دادن بدان واقعا در هراسم .ودیوار علامت ونشانه سد بزرگی است که من روح بتوانم من خاکی را به تعالی و اوج نور برسانم .

*امروز قرار است ازوقت معمول هر صبح سی دقیقه را کنار بگذارم .ودرست ساعت پنج  بیدار بشوم .ساعت زنگ می زندساعت پنج است و من بیدارم .اما نه( ده دقیقه) دیگر بد نخواهد بود که با زمان بازی کنم .وباز خوابم می برد کجا هستم نمی دانم هیچ کس را نمی بینم .پس من کجایم  ؟ ای ( من ) کجا هستی ؟اه این منم ایستادم در تاریکی .آرام وبیخودی با خودم زمزمه می کنم باید برگردم .من باید برگردم .به خودم نگاه می کنم .به خودم که در خوابم امااز من  در رویا دوراست   توچه میگویی ؟یک حس ما را به هم نزدیک  می کند ونزدیک ترو نزدیک تر

* حال برگشته ام باهم هستیم من در رویا ( روحم ) ومن تاریک اما درخواب . ساعت درست پنج وده دقیقه است می بینید که منهم مثل توای سبز خوب یک معترضم .معترض به جهل .معترض به ظلم ومعترض به شرک.و لبریز از انتظار ومنتظر.

***واما قاب وارونه


*( وچون مومنان  آنان راگویند . در زمین فساد نکنید .پاسخ دهند تنها ما کارها را اصلاح می کنیم .)

سوره بقره آیه یازده

*خداوند فرمود ای آدم ملائکه را به حقایق این اسماء آگاه ساز.چون آنان را آگاه ساخت  خدافرمود  ای فرشتگان .آیا به شما نگفتم  که من برغیب آسمانها وزمین دانایم واز آنچه پنهان و آشکار می دارید آگاهم . )            سوره بقره . آیه سی وچهار

*(پس آدم ازپروردگار خود کلماتی آموخت وخدا توبه اورا پذیرفت واوتوبه پذیرومهربان است . ) سوره بقره آیه سی وهفت

*(گفتیم  همه ازبهشت فرود آیید.پس آنگاه که ازجانب (من ) رهنمایی.برای شما آید . آنان که پیروی آن کنند در دنیاوآخرت برایشان هرگز بیمی نیست واندوهگین نخواهند شد و آنان که کافرشدند و آیات ما را تکذیب کردند آنها البته اهل دوزخند . ودرآتش همیشه معذب خواهند بود ).                                                        آیات سی وهشت .سی ونه سوره بقره

**درآیات بالا ازسرانجام سرنوشت مومنین وکافران گفته شده است وازدستورالله به آدم س وازتوبه آدم به درگاه الله وهمچنین ازتحکم به آدم س وحوا وهمچنین شیطان که ازجهنمیان است .توجه داشته باشید که کتاب قرآن را پیامبری نوشته است که به زبان عربی صحبت می کرده است ولی آیا زبان آدم وحوا ویا شیطان ویا ملائک نیز به زبان عربی می بوده است ..زبان عربی آخرین زبان است برای بیان آخرین کتاب اززبان آخرین پیامبر برای آخرین قوم که متکلم به زبان عربی بوده است .

*(ویادآرید زمانی که از بنی اسراییل عهد محکم گرفتیم که جز خدای رانپرسید ودر باره پدر ومادر وخویشان ویتیمان  وفقیران  نیکی کنید وبا مردم ..به زبان خوش.. تکلم کنید ونماز رابه پای دارید وزکات مال خود را بدهید پس طایفه یهود جز چند نفری عهد را شکستند وروی برگردانیدند واز حکم وفرمان خدا برگشتید ).                       سوره بقره آیه هشتاد وسه

*( وآن گروه به تمسخر گفتند . دلهای مادر حجاب غفلت است .چنین نیست بلکه خدا بر آنهالعن وغضب فرمودزیرا کافر شدند .پس در میان آنها اهل ایمان بسیار اندک بودند.)                                              سوره بقره .آیه هشتاد وهشت

*وبه یاد آورید وقتی را که از شما پیمان محکم گرفتیم وکوه طور را بر فراز شما بداشتیم  که باید آنچه را برای شما فرستادیم با ایمان محکم بپذیرید وسخن حق را بشنوید شما گفتید.شنیدیم ودر عمل عصیان خواهیم کرد . وچون به خدا کافر بودید .دلهای شما فریفته گوساله شد .ای پیغمبر بگو.اگر ایمان داشته باشید .ایمان شما .شما را به کار زشت وامیدارد؟)

سوره بقره آیه نود وسه

*(ای اهل ایمان .هنگام تکلم با رسول حق  مگویید راعنا .بلکه بگویید انظرنا. وسخن خدا را بشنوید وبدانید برای کافران  عذاب دردناکی مهیا است . )                                                                                 سوره بقره آیه صدوچهار

*(ای پیامبر ما تورا به حق فرستادیم.که مردم را به بهشت  مژده دهی واز عذاب جهنم بترسانی وتوپس از اتمام حجت وانجام رسالت دیگر مسئول کافران که به راه جهنم رفتند نیستی .)                                           سوره بقره . آیه صدونوزده

*( پروردگارا اول ما راتسلیم فرمان خود گردان وبعد فرزندان ما را به تسلیم ورضای خود بدار. وراه پرستش وطاعت را به ما بنمای وبرما ببخشای  که تنها تویی بخشنده ومهربان .)                                      سوره بقره آیه صدوبیست وهشت  

لعن وغضب الله بر کافران .یعنی الله زبان کافران را داناست وبه کسانی که کافرندمی گوید کارهای زشت آنها ازفقدان ایمان است .اعمال مومن . اعمال کافر نیز زبانی برای شناخت راه آنهاست . وعمل گوساله پرستی یعنی زبان کفر . ویا دانش تشخیص بهشتیان ازاهل دوزخ بوسیله رسول الله .وگویش دعای ابراهیم نبی س وفرزندش به درگاه الله نور . آیا زبان پیامبران ومردم اهل دوزخ وبهشت  محدود به زبان عربی می بوده است آنچه در قرآن می خوانیم فقط یک تاریخ است که از زبان یک شخصیت قدرتمند عرب نگاشته شده است .پس نباید ساده لوحانه انگاشت که یک یهودی  اهل کتاب ویا یک مسیحی اهل کتاب ویا کافران ویا مومنان درطی گذرتکاملی نسلها وهمچنین با سیرآیین وسنن همه به زبان عربی صحبت میکرده اند .مسلماهرگزچنین نبوده است  همانطور که در زبان حال ما نیز بدینگونه نیست .

*( یهود ونصارا به مسلمانان گفتند .به آیین مسیحیت یا یهودیت در آیید تا راه راست وطریق حق را بجویید . ای پیامبر در جواب آنها بگو نه دین اسلام را که آیین ستوده ابراهیم است پیروی می کنیم . )                  سوره بقره آیه صدوسی و پنج

**دراینجا لازم به توضیح است قسمت عمده ای ازقران بزرگ دروصف مرزهای کفروشرک . جهنم وبهشت . در میان ادیان نظر به یادآوری از نام یهودیت ومسیحیت .همان اشاره به ارتداد وگروهی خاص از اهل کتاب است که دین خودراازدین اسلام جدا می دانند .گروههایی که مسیح س را فرزند الله می دانند . بعضی از اهل کتاب که دین خود را جدا ازدین ابراهیم س وبرترازادیان دیگر میدانند .گروههایی که تورات را می پذیرند اما انجیل ویا قرآن را رد می کنند .ویا مثل زمان امروز ما دین اسلام محمدص  راقبول ودیگر ادیان را مطرود می دارند علی الخصوص در رژیم حکومتی جمهوری ؟ اسلامی ؟  .ویا گروههایی که انجیل را می پذیرند ولی قر آن وتورات را مردود می دانند .گروههایی که عزیر را ...... این تفکیک ها هر چه به متن قرآن نزدیک تر میشویم آشکارتر میشوند در آیه فوق نیزاشاره به ظهوراین نابسامانی دینی در نزد این گروه از( بعضی ازاهل کتاب )آمده است اما درمطلب این قاب ما فقط به بیان وتکلم این گروه از ادیان الهی ویا تفهیم زبان آنها در نزد مسلمانان بسنده می کنیم .گروههایی که در( آخرت )بهانه ارتداد از دین از سوی آنها پذیرفته نخواهد شد

*(........وبرای راه آخرت ازخودتوشه برگیریدکه بهترین توشه ( این راه ) تقوی است وای صاحبان عقل ازمن بپرهیزید وخدا ترس شوید )                                                                           سوره بقره قسمتی از آیه صدونود وهفت

*( وچون آنها در میدان مبارزه با جالوت ولشکریان اومواجه شدند گفتند ..بارپروردگارابه ما صبرواستواری بخش وما راثابت قدم فرما وما رابر شکست کافران یاری فرما . )                                             سوره بقره آیه دویست وپنجاه

*( رسول به آنچه ازطرف پروردگارش براو نازل شده است ایمان دارد .ومومنان نیز همه به خدا وفرشتگان وکتب و پیغمبران خدا ایمان آوردند وگفتند .ما میان هیچیک از پیغمبران خدا فرق نگذاریم وهمه ویکدل ویک زبان  در قول وعمل اظهار کردند فرمان خدارا شنیدیم و اطاعت کردیم .پروردگارا ما آمرزش را از تومی خواهیم ومی دانیم  که بازگشت همه به سوی توست .)                                                                                   سوره بقره آیه دویست وهشتاد وپنج

**در سه آیه بالا از گفته الله با صاحبان عقل . ونیایش ودعای مومنان و پیامبری به نام داوود س در مبارزه با جالوت ستمگر وهمچنین نیز اعتراف به زبان مومنان در یگانگی الله ودر نتیجه معاد آمده است .در این آیات  الله به ما می گوید زبان مردمان چند قرن را می شنود وبه رسول الله محمد ص عرضه می کند تا درکتاب قرآن به عبرت و یانمونه آورده بشود .تکلم الله وفرشتگانش به زبانهای مختلف با پیامبرانی با زبانهای مختلف . زبانهای گوناگون کافران .زبانهای گوناگون  مومنان  همه را درطی قرنها به آخرین پیامبرعرضه می کند واو چون عرب زبان است پس لاجرم باید به زبان عرب نیز بنویسد ولو آنکه کافران ومومنین قبل از ظهوراو به چندین  زبان مختلف صحبت کرده باشند . از آنجا که محمد ص عرب زبان است پس زبان عربی را می فهمد و جبراییل برای او آیات وکلام الله را به زبان عربی نازل می کند . آیا دراین واقعیت می توان شک کرد؟هرگزوبازمی بینیم که همه این گروهها از پیامبران .ازملائکی که زبانهای مختلف می دانند وهم الله وهم ملائک هم پیامبران زبان یکدیگر را بخوبی می دانند .میدانید مشکل اینجاست که ما همه چیز را محدود به ذهنیتهای عقلانی خودمان می دانیم و نامتناهی بودن قدرت الله دربدعت های الهی در ذهن محدود ما معنایی نداردآنچه رامی خواهیم می پذیریم وآنچه را درک نمی کنیم لاجرم آنرا منکر می شویم .زبان گویش بوسیله آدم س به جهان کائنات آورده شده است ونیز در زمین ترویج یافته است با هبوط .آدم س معجزه زبان خاک  درکره زمین به تحقق می رسد خاکی که سخن می گوید وزنده است .آدم س اولین کسی بوده است که به زبان الله وزبان ملائک به دلیل همزیستس در عرش آگاهی کامل داشته است .او بهترین نمونه می بوده است  برای آنکه به ما بگوید که تکلم  خاص الله چگونه بوده است درحالیکه این همه زبان را در زمین ما بوسیله فرزندان آدمس در طی قرنهای متمادی خلق کرده است .

*(آنها( خردمندان ) گویندپروردگارا .پس از آنکه ما را به حق هدایت فرمودی دلهای ما را به باطل میل مده .وبه ما از لطف خویش رحمتی عطا فرما که همانا تویی بخشنده .)سوره آل عمران . آیه هشت    

*(ای پیغمبر بگوبارخدایا ای پادشاه ملک هستی توهرکه را بخواهی ملک وسلطنت می بخشی وبه هرکه خواهی عزت وااقتدارمی بخشی وهرکه را بخواهی خوارگردانی هرخیر ونیکویی به دست تواست وتنها توبرهرچیز توانایی)

سوره آل عمران . آیه بیست وشش

*(یاد کن آنگاه که زن عمران گفت .پروردگارا من نذرکرده ام فرزندی که دررحم دارم برای خدمت به توآزاد شده باشد پس این نذررا ازمن بپذیر که تودعای بندگان را می شنوی وبه اسرارواحوال همه آگاهی)سوره آل عمران آیه سی وپنج

*( پس هنگامی که زکریا در محراب عبادت ایستاده بود فرشتگان اورا ندا دادندکه همانا خداوند تورا به ولادت یحیی س بشارت  می دهد در حالیکه او گواهی دهنده به کلمه خدا (عیسی س)بزرگوار و پارسا وپیغمبری از شایستگان است

.زکریا عرض کرد پروردگاراچگونه مراپسری تواندبود .درحالیکه سن پیری من فرارسیده است وزن من نیزعجوزی نازا باشد .گفت (کارخدا چنین باشد . خداهرچه بخواهد می کند)                 سوره آل عمران آیات سی ونه وچهل

*(و آنگاه فرشتگان گفتند ای مریم خداوند تورا برگزید وپاکیزه گردانید وتورا بر زنان جهانیان برتری بخشید .)

سوره آل عمران آیه چهل ودو

*(مریم گفت پروردگارا چگونه مرا فرزندی تواند بود وحال آنکه  مردی به من نزدیک نشده است گفت چنین است کار پروردگار خدا هر چه بخواهد بدون اسباب می آفریند چون مشیت او بر خلقت چیزی قرار گیرد به محض آنکه بگوید (موجود باش ) همان دم موجود می شود . ) سوره آل عمران آیه چهل وهفت

** ملک به پیامبراشاره میکند که با الله صحبت کند واو را درسلطنت وپادشاهی بستاید . مادر مریم س با الله صحبت می کند ونذر خود را به او می گوید ودر محراب ملائک با زکریا س حرف می زنند ومژده تولد یحیی نبی س را به او می دهند . زکریا با الله صحبت می کند وعجز خود را واگویه می کند .فرشتگان به مریم مژده بانوی برگزیده  شدن او را درعالم اطلاع می دهند . ومریم با الله نجوا ودرد خود را بیان می کند . مگر الله به چه زبانی حرف می زند که مریم س وزکریا س می توانند اراده همکلامی با اورا بکنند .مگر فرشتگان به چه طریق حرف می زنند که می توانند به این انسانهای برگزیده نزدیک بشوند ؟  این اشتباه بزرگی است که اگر ما بیندیشیم چون قرآن به زبان عربی نوشته شده است پس الله با ملائک . با پیامبران با مریم س و...... نیز به زبان عربی صحبت می کرده است قرآن این  قصص را به زبان عربی به تاریخ امروز می سپارد زیرا محمد ص عرب زبان بوده است . زبان  عربی.واگر محمد ص فارسی زبان  نیز می بود حتما قران هم به خط وزبان فارسی نوشته میشد .این ادعای قرآن کریم است . وامروز ما قران را باید از فارسی به زبانهای دیگر ترجمه می کردیم .

***این قاب همچنان ادامه دارد

                                          *منتظری در انتظار نور

وباز هم ارتداد

*(ای کسانی که به زبان ایمان آورده اید به خدا ورسولش و کتابی که بر رسول فرستاده و کتابهایی که پیش از این فرستاده است ایمان واقعی بیاورید هر که به خدا وفرشتگان و کتابهای آسمانی ورسولانش وروز قیامت کافر شود سخت به گمراهی دور و درازی افتاده است . آنان که ایمان آوردند و سپس کافر شدند وباز ایمان آوردند و دگر باره کافر شدند سپس بر کفر خود افزودند (خدا) هرگز اینان را نخواهد بخشید وبه راه راست هدایت نخواهد فرمود ).

آیات صدوسی شش وصدوسی وهفت سوره آل عمران

(آنان که به عوض ایمان خریدار کفر شدند هرگز زیانی به خدا نمی رسانندولیکن  آنها راعذاب دردناکی خواهد رسید.)

سوره آل عمران آیه صد وهفتاد وهفت  

ببینیددراینجا الله بدون هیچ گونه پنهان کاری وبدون لفافه از کسانی می گوید که ما بدانها مرتد می گوییم اواعلان می کند که این گروه از مرتدان را نخواهد بخشید اما هیچ حکمی که بیانگر حد شرعی ( اعدام ) برای مرتدان دینی در دنیا باشد را به پیامبر ابلاغ نمی کند . به نظر می رسد که ارتداد زاویه ای از معنویت باشد که هیچ کس حتی پیامبر نمی تواند در حذف پیروان این نوع عقب نشینی ازمواضع دین دخالتی بکند.الله در مورد قصاص . زنا . قطع دست یک دزد به صراحت در قران حکم می دهد .اما در مورد ارتداداینگونه رای نمیدهد .اما ازعذابی میگوید که در آیات دیگری در عالم آخرت بدانان خواهد رسید .

*( آنان (دورویان )آن روزبا آنکه دعوی مسلمانی داشتند به کفر نزدیک تر بودند تا به ایمان .به زبان چیزی را اظهار می کردند که در دل خلاف آن را پنهان داشتند وخدابر آنچه پنهان می دارند از خود آنها آگاهتر است . )

قسمتی از آیه صدوشصت وهفت .سوره آل عمران

  *(وگروهی ازاهل کتاب به خودی هایشان گفتند بروید وبه آنچه بر(اهل ایمان ) نازل شده است در ابتدای روز ایمان بیاورید اما در انتهای روز انکارش کنید تا شاید از اعتقاداتشان دست بردارند وباز گفتند جز آن کسی را که از دین شما تبعیت می کند باور نکنید اما تو ای پیامبر بگو .هدایت فقط هدایت خداوند است .اهل کتاب به یکدیگر گفتند .تصور نکنید( همانند آنچه) به شما عطا شده به دیگران نیز داده شده تا بوسیله آن بتواننددر پیشگاه خداوند به مجادله با شما برخیزند .؟ ای پیامبر بگوفضل ورحمت به دست ( توجه کنید به دستان الله .دست  ) خداست.و آن را به هر که بخواهد می دهد وخداوند گشاینده وداناست)                                        سوره آل عمران . آیات هفتاد ودو وهفتاد وسه  

خواننده خوب این گروهی از اهل کتاب یا بعضی از اهل کتاب  نیز در این آیات مورد اشاره واقع شده اند .این گروه ممکن است ایمان آورندگان به دین ابراهیم .س ویا داوود س ویا موسی س وعیسی س ویا حتی بعضی ازایمان آورندگان به دین اسلام محمد ص باشند .در نتیجه این آیه یک وسعت عام به گروه  مرتدان می دهد .نمی گوید مسلمان به دین محمد ص .نمیگوید مسلمان به دین عیسی س و..............می گوید گروهی ازاهل کتاب . الله مرتب نمی آیدتکرار یک آیه را بدهد درمعنای عام به همه این بعضی از اهل کتاب اشاره میکند . اما مگرالله به ادیان دیگرچه داده است که به دین دیگرش نداده است .پیامبر.معجزه ای به نام کتاب رسالت.ایمان به یکتاپرستی .ازملائکه گفتن ومعجزه وارازدین وپیامبران قبل ازخود گفتن ازسرگذشت انسانهایی که درزمینند و اینکه چه سان اهل بهشت یا جهنم خواهندگشت ؟این پندار متوهم برتری جویانه بعضی یا گروهی ازاهل کتاب است که موجب انکارهردین دیگری درنزد بعضی ازاهل کتاب می شود .اگرقرار است با یک دیگر اندیش که گرفتارارتداداز نوع انکار دیگر ادیان الهی شده است اولین سند مکتوب کتاب آن پیامبراست برای اثبات حقانیت رسالتش .یعنی اگر پیامبر اسلام عیسی بخواهد دین خود را براین بعضی ازاهل کتاب که درهمه جای تاریخ دین حضور دارندوموجبات گمراهی وارتداد دیگران را مهیا می کنند به قصد دعوت واثبات وتبلیغ ترویج کند باید ازمحتویات کتاب الهی انجیل بگوید همانطور که در قرآن نیزبرای مجادله وبحث اشاره صریح به کلام الله شده است .استناد به کتاب الله .یک پیامبرفقط از دوطریق می تواند البته شاید بتواند این بعضی ازاهل کتاب را ازرنج بیماریشان رهایی ببخشد یک کتاب الهی .دو معجزه . سه تاریخ گذشته وآینده را بیان کردن که این نیز یک معجزه است)اما اکنون درزمان ما بهترین تکیه کتاب الله می باشد کتابی که دچاراعمال نفوذ حکومتها ویا افراد فرصت طلب نشده باشد .متاسفانه دین اسلام محمد ص نیز تحریف این بعضی ازاهل کتاب درامان نمانده است .در ایران ما بخوبی جلوه های ارتداد را می توان دید.قراردادن آنچه که جز توهم  وشرک نیست درجای عبادات واعمال دینی . اینکه نماز را قربانی حکومت قرار دادن . ولایت یک انسان ؟ به نیابت وجانشینی الله . داخل کردن تجاوز به نوامیس در دین شریعت . شکنجه زندانیان . دروغ .تقلب .خیانت در امانت . حرام کردن حلال . حلال کردن حرام .وزندانی کردن بیگناهان.وادعای مدیریت جهان یاهمان تشکیل امت واحده اسلامی.  ادعای ولی انسانی به نیابت الله در زمین ؟ ....همه وهمه از بدعتهای کاذب وضد دینی هستند که از نشانه های ارتدادجامعه سرخورده  وناآگاه ایران ماست .و جای تعجب دارد که روحانیت ما نیز دچارسرگردانی ووابستگی شدید به دنیا گشته است . بی گناهان را درزندانها شکنجه می کنند مورد تعرض قرارمی دهند.کسی برما حکومت می کند که چون شیطان امر به حرام می کند . حق را باطل وباطل را حق نموده وبه جای  دین الله  به جای قانون به جبربر  مردم اشاعه  می دهند اما دریغ  وافسوس ازیک فریاد اعتراض ازسوی جامعه روحانیت ما . با تفاخر به لباس روحانیت  با تغافل وتجاهل چشم خود را بر واقعیت جامعه  ایران می بندنددر حالیکه به پشتوانه دیانت وشریعت نان می خورند؟

 ودر مورداین چنین روحانیت بی بصیرت وبی مسئولیتی جزاین نمی توان گفت که ( دلش خوش است که نامش کبوتربام حرم است)  کبوتری که نان هم نشینی حرم رامی خورد اما به جایش آیا درست است که بگوییم بر بام حرم فقط فضله ؟می ریزد.

آه ای داد رس . فریاد رس .

اسفند . ای حکومتگران نفرین شده  ایران .چون دماوند در مقابل شما ایستاده ایم.    

ایران ما. خوزستان .ای قائم انتظار.ای اندیشه بلند توچراغ راه ما. ای حضور تودر زمین امید قلبهای ما. ظهور کن

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 اسفند 1389    | توسط: منتظر در انتظار    |    | نظرات()