بسم الله الرحمن الرحیم

                                            رویاهای صادقه . خواب ( شک )

                                           همراه باقاب وارونه ( من) وارتداد

سلام به تو ای خواننده امروز ایران سرفراز

***در خوابم . آنجایی که هستم  هوا روشن است . اما اطراف من جز سیاهی آسمان شب فضایی نیست . نشسته ام در میان کسانی که نمی شناسمشان . از لحاظ اندام ازمن بزرگترند ازما بزرگترند . دورمیزی که چوبین رنگ است جمع شده ایم محفل گرمی است به اندازه بزرگی قلبهایمان که شهامت دیدن وشنیدن دارد. چند نفرهم آنطرف تر هستند که صدایشان را می شد از میان این جمع به وضوح شنید. من پشت خود را به من در خواب کرده ام ( در خواب خود را از پشت می بینم )وبا لذت به آنچه آن جمع می گویند گوش می دهم .سه نفر را دور میزمی بینم . که بسیار شادابند وبا لطافت وظرافت وجود لازمشان به من آرامش می بخشند . چه میگویند . آه بله در میان جمع ماآنچه ردو بدل میشود به مشاعره میماند . از بد وبدها میگویند .با زبان شعر . به ظالمان ایران بد می گویند وسرانجام  مکرر آن رابه ظالمان دنیا بسطش میدهند . چه خوب . در رویا هم میشود هم کلامی یافت . هم کلامی اما از جنسی دیگر. ازجنسی که مانمی توانیم باشیم . در میان شعرهای آنها میشود بدها را دید واز سرانجام نادیدنی آنها گفت . من هم گاهی در سرودن درد دل با آنها هم آغازمیشوم .همچنان این بزم درد آلوده بر علیه ستم ستمگران با عشق ونور درهم آمیخته میشود .وقت میگذرد بی دغدغه زندان . بی دغدغه شکنجه باهم بر علیه همه منکران قصیده می سراییم .  گاهی در میان این سروده ها میشودبه دردسینه های مظلومان زمین بازهرخندی ازسرتنفرازعمال ظلم نیز خندید وما با طراوت وبا اطمینان می خندیم؟. درآنجادروغ ها .تجاوزها.تقلبها .خیانتها . زندانی کردن بیگناهان وتخریب چهره انسانهای راستین را عریان ترمی توان به دست گویایی کلام  شعرسپرد. بدون هراس از باطوم . بدون هراس از زندان وبدون ترس ازمرگی که به جبریک  حکومت شوم برسرنوشت وحیات بیگناهان  زمین پیوند خورده است .

من  نیزغرق درلذتم . وغرق در تحسینم . جای توای سبزدرآنجا چه خالی شد. من زمان را دربین این جمع  خوب فراموش کرده ام . دومرد هستند ویک زن که آن خانم ؟ در کنارمن نشسته است . و آخرین بیان شعر به این خانم ختم میشود  چه مصراع زیبایی .چه بیان شدنی . نیشخندی به ظلم ظالمان نیز بدین زیبایی مرا نمی تواند تسکین ببخشد .پس چشمهایم را می بندم تا شعراورا بتوانم بخوبی حس کنم .البته همه بیت شعراورا می پسندند وبا لبخند اورا وسلیقه بدیهه سراییش رادرود می فرستند . عجیب است حالا من آن خانم را نمی بینم  .در حالت باور آن شعر  چه اتفاقی افتاده است .یک آقایی در کنار من نشسته است ویکی ازآن آقایان که در ردیف سوم نشسته بود تبدیل شده است به یک خانم . ؟ براستی عجیب نیست .  به خانم نگاهی می اندازم .او کمی بطرف آن آقایی که درسمت چپ من نشسته است برگشته است . آه نه او اراده بوسیدن صورت آن آقا را کرده است . آه نه .نه مگر او نمی داند که  این کاریک امرحرام است .یک امر قبیح است درخلوت ودرانظار. اما او( خانم)کم کم دارد حالت خود را از دست می دهد او بزرگ تر میشود بلندتروبزرگ ترجلو می آید . آن قدر که به آن آقا که با فاصله زیاد بر صندلی کنار من نشسته است میرسد .نه .نه . به  این صحنه نمی توانم نگاه کنم ویاخاموش بنشینم . اما. اما . آن خانم دارد چهره عوض می کند وصورتش میشود چهره یک مرد.وآرام گونه آن آقا یی را که مصراع زیبایی را سروده است با تشکر می بوسد . اما وقتی دارد این کار را می کند .نگاهش به من می گوید (تو به *ما اعتماد نداشتی .) نه اینکه نگاهش حرف بزند ازموج نورنگاهش صدایی به من ندا داد . ندایی که می گفت  من در اعتماد بدانها دچارتزلزل شده ام .( او)میداند من گرفتاریک تردیدم اودارد یاریم می کند .که به اعتقاداتم با اطمینان تکیه کنم . به بزرگی حق در برابر باطل –به باور تمیز حرام وحلال. به یکتایی الله .

مجلس جمع ما به پایان رسیده است وحالا دارم به خانه  برمی گردم . سوار بر وسیله یا اتومبیلی شده ایم که فقط جای سرنشینانش دیده میشود.وازقسمت میانی وقسمت پایین اتومبیل هیچ نمی توان دید. ما سواربراین وسیله ایم .درهوای تاریک آسمان شب. حال که از میان آن جمع برگشته ام اندوه خود را همراهم نمی یابم . و خود را درخنکایی می بینم که به رنگ زیبای آرامش است . آرامم .وعجول . باید برگردم . ای خواب سبکی مرا آرامش مرا تو دوباره به من برگرداندی. در اتومبیلی که فقط می توان درآ ن نشست واراده راننده درحرکت آن دیده نمیشود وهرگزدرمیان سیاهی آسمان نمی راند. جزمن چندنفر دیگرنشسته اندکه یکی درپهلوی من است ومن خیال می کنم دخترمن است ودرجلوعجب این دیگر کیست یک آدم کوچولو ست با لباس سفید. مرد است وخیلی کوچولو .اصرارندارد چهره اش را برگرداند . با آن کنجکاوی که دارم نمی توانم سماجت او را برای آنکه صورتش را نبینم . دریابم . شاید قراربراین نبوده است که من چهره او را در یابم .اگر چه احساس می کنم او را خیلی خوب می شناسم .ازجنس آن کسانی است که در تحقیر ستمکاران شعر میسرودند . اونیزیکی ازفرستادگان اوست . او که درهمین نزدیکیهاست  وهیچ کس او راندیده است .این را باخودم اندیشه می کنم . درحالیکه به برگشتن می رسم وآه اینکه آقای خانه است . در جلو اتومبیل چه کارمی کند ؟اودر کنارراننده کوچولو که لباس سپیدی برتن داردنشسته است . می گوید حالا به خانه برمی گردیم .براستی او تا حال کجا بوده است نمی دانم اما حالا که هست پس آرام بنشین تو می خواهی برگردی .امانمیشود عجله دارم .می گویم مرا پیاده کنید من می خواهم به خانه برگردم . یعنی که من مسافر راهی که شما خواهید رفت نیستم . آقای منزل می گوید . خب خب . به عقب برمی گردد ومی خواهد  در را باز کند اما عجله من بر پیشدستی او می چربد ودر را باز می کنم  ومن پیاده میشوم در هوا . در هوا اما زیر پایم خالی نیست می ایستم و یک باره غیب میشوم آه هوای تاریک شب بسیار خنک وروح افزاست .

** بیدارشده ام ساعت چهار وبیست دقیقه است . ومن با آن عجله ای که در رویایم داشتم ده دقیقه زودتر از موعد مقرر از میان آسمان رویاها به زمین شب برگشتم چهار وبیست دقیقه . جالب است بدانید که شب قبل از خواب من ساعت را طوری کوک کردم که بتوانم در ساعتی بین چهارو( سی ) دقیقه حتما بیدار بشوم . وحال بیدارم . هنوز چند ثانیه ای نگذشته است که صدای ساعت بلند میشود همه درخوابند . من آنها را درخواب رهاکردم وبیدار شدم شوهرم را .دخترم را واما با قلبی پر از آرامش یک دیدارزیبا ورویایی برگشته ام . آنها همدم تنهاییهای من هستند . ساکنانی که تو نمی توانی باورشان کنی . آنها را درمیان رویاهایم در چهره انسانها یافته ام . همانطور که پیامبران ما .ابراهیم س . لوط س . محمد ص . مریم س آنها را درلباس انسان رویت کرده اند . شک من نیز ازتاثیر اندوه بزرگی است که کشور بزرگ وعزیز( ایران ما )را دستخوش رکودوشرک وهرج ومرج وبی ثباتی روحانیت در راس حکومتی که دین را بازیچه دنیای خودنموده است وندای الله که ازعمق چشمان آن ملک  شنیدم پاسخ به شک وتاثر من بود به اینکه الله برهرامری قادراست به نابودی ظالمان حکومتگروبه محوهرآنچه اززشتیهاست .             ***********                              ********************************

*منتظری درانتظار نور

                                                    

قاب وارونه  (من = شیطان) وارتداد

**درآغازباید گفته شودمخلوقی که اورا درعرش با نام ابلیس ودرزمین به نام شیطان می شناسیم اولین موجود تسلیم( مسلمان ) بوده است که اقدام به تمرد ( ارتداد) ویا تشریک شدن با الله نور راکرده است موجود ی در بارگاه تسلیم . اما الله هرگز مخلوق خود را بعدازتمرد را نابود نکرد .گرچه برایش آسان وبر این عمل قادر بود .اما اورا طرد کرد او را ازبارگاه فیض وجبروت نورخود راند .

  ازبین نبردن شیطان متمرد در عرش یک پیش آگاهی است که ما با یک مشرک با مرتد چگونه رفتارکنیم . حتی راندن شیطان ازعرش وبعدها اززمین یک درس است برای همه ادیان .وچه زیبا قرآن این راه را برای راهنمایی ما مسلمانان نشان می دهد .هبوط  جبری آدم س وهمسرش برای بازگشت به هویت الهی خوددر زمین نیز یک واکنش طبیعی آموزشی است نسبت به مسئله ارتداد .زیرا الله الله نور نه آدم س ونه همسرش را به دلیل تمرد ویا انتخاب گونه ای ازشرک ازبین نمی بردبلکه به آنها مهلت می دهد .به شیطان به آدم س وحوا س  که راه بازگشت  برای همه مخلوقات الله باز است . پس روش اعدام . روش زندانی کردن  مشرکین ومرتدان و گروههای شیطان پرست نیزدر نزد الله عملا مردود است .مهلت برای بازگشت وامید به تولد نسلی تازه از میان این نسل  مشرک ومرتدکه شاید به نورگرایش پیدا بکندوموجبات نجات دیگرهمنوعان خودرافراهم آورد . نسلی که درمیان یهودیت (ارتداد گروه اهل کتاب) یک مسیحای دیگری را به ظهوربرساند .نسلی که شاید ازاندرون قصرهای فرعونیان آسیه ای دیگرخلق بکند .نسلی که حرازمیان آنان ودرقعرهمه ظلمات به ندای نورالله پاسخی زیبا بدهد وحیات بهشتی خود راجاودانه سازد.واما نسلی که امروزدر(ایران ما) درمقابل حکومتگرایان ظالم ومشرک سربه عصیان نهاده است ومن بی نهایت به عروج این نسل امیدوارم . خوانندگان رویاهای صادقه بیایید فرزندان آدم س را برای بازگشت به نورالله یاری دهیم .همه ما در مقابل ندای الله وعهد وپیمانی که قبل ازتولد با او بسته ایم مسئولیم

 

*(وبه یاد آرهنگامی که پروردگارت از پشت (= نسل ) بنی آدم همه فرزندانش را بر گرفت وخطاب کرد ( شما را بر فطرتتان گواه می گیرم آیا من پروردگار شما نیستم ؟ ) همه گفتند آری هستی .وگواهی می دهیم .( این کار را کردم ) که در روز قیامت نتوانید بگویید ما ازآن ( پیمان  وگواهی )بی خبر بودیم ..وحتی نگویید که پدران ماپیش از این  مشرک بودند وما بعد از آنها آمدیم وتومی خواهی به جرم باطل ما را مجازات کنی.)

 سوره اعراف . آیه صدوهفتاد ودووصد وهفتاد وسه

وهمه مامخلوقات انسانی روزی در نزد الله جمع شده ایم .عهد وپیمانی بسته ایم درنزد اوازاولین آدم تا آخرین انسان  .درآن روزبه یکتایی او وخالق بودنش اعتراف واقرارکرده ایم وروز قیامت نیز باید همه ما مخلوقات به نزداو باز می گردیم بعد اززنده شدن مردن وباز زنده شدن مجدد آیا سزاوار است که این بار اذعان کنیم که  خالق خودراوعهدوپیمان خود را به فراموشی سپرده ایم.   آه امان از این الزایمر لعنتی . 

ودر امروز جهان خاک درشرایط جهل نمود و ظهور الزایمر وفراموشی ما انسانها  به نقطه اوج خود می رسد .یکی از بهانه های ابتلا به الزایمراز نوع دینی یا بیماری کوری وکری ( بی بصیرتی ) ارتدادیا شرک است .

برای شناخت چهره های ارتداد وشرک  با من به سرزمین رویاها درقرآن بزرگ  بیایید.

*********                    **********                            *********                     **********

*(ای پیامبر . آنهایی که کفر وناسپاسی سراسر وجودشان را گرفته .چه از عاقبت کار برحذرشان داری وچه نداری .حقایق را باور نمی کنند ). سوره بقره . آیه پنج

*(وقتی به آنها گفته میشود که تباهی وپلیدی را در زمین ترویج نکنید . مغرورانه جواب دهند که ما درستکار وخیر اندیشیم .).بقره آیه یازده

*(وهنگامی که به فرشتگان گفتیم آدم را سجده کنید بی درنگ همه سجده کردند مگرابلیس که متکبرانه از فرمان خدا سر باز زد وبا این تمرد از گروه ناس پاسان شد )بقره .آیه سی وچهار

*( آنگاه گفتیم ای آدم با همسرت در بهشت ساکن شو واز هرنعمتی که خواستید در کمال امنیت  بهره مند شوید فقط به این درخت نزدیک نشوید . وچنانچه وسوسه شدید وفرمان شکستید  بدون شک  به خود ظلم کرده اید واز ستمکاران خواهید بود . )بقره آیه سی وپنج

* بعضی از اهل کتاب .(ادعا کردند اگر یهودی یا مسیحی شوید حتما به راه درست و نجات بخش هدایت می گردید ای پیامبر به آنها بگو ما آیین یکتا پرستی ابراهیم را در سینه داریم واهل شرک به خدا نیستیم .چنانچه ابراهیم نیز اهل شرک نبود. ) بقره  آیه صد و سی وپنج

*(کسانی که باکفر وناسپاسی  زندگی کردند وبا کفر وناسپاسی مردندنفرین خداوند وفرشتگان وهمه مردم بر انها باد )بقره . آیه صدوشصت ویک

*( وازمیان مردم کسانی هستند که همتایانی برای خدا قائل میشوند و آنها را به اندازه پروردگار دوست می دارند .واما آنها که باتمام وجود حقایق را باور دارند خدا رابیش از هر چیز دیگر دوست می دارند وهنگامی که گستاخان ستم پیشه عذاب را ببینند درک خواهند کرد که تمامی قدرت در اختیار خداوند است وعقوبت خداسخت وطاقت فرساست )بقره آیه سد وشصت و پنج

*( وسوسه های او ( شیطان ) شما را به بدی وتباهی می کشاند وباعث میشود به خداوند نسبتی را بدهید که نمی دانید . )بقره .صد وشصت ونه

*( بدانید خداوند کتابش را به حق نازل کرد وهمه آنهایی که در کتاب خدا اختلاف دارند به دور از بهره اند )

 بقره آیه صد وهفتاد وشش

*( اموال یکدیگررا با دروغ ونیرنگ وکلاه برداری نخورید وبه حاکمان رشوه ندهیدتا آنها شمارادر برابرخوردن ناحق مال دیگران حمایت نکنند وخودشما خوب می دانید که چه می گویم).

بقره آیه صدوهشتاد وهشت    

*( وبدانید خوب وشایسته نیست که از درهای پشت خانه ها وارد بشوید واز درهای اصلی خانه ها داخل شوید وازخداوند پروا داشته باشید .امید آنکه به رستگاری نائل گردید . )بقره آیه صدوهشتادونه

*( ای پیامبر در میان مردم کسانی هستند که نظراتشان در باره دنیا چنان زیباست که مورد توجه تو قرار می گیرد در حالیکه خدا را نیز به نیت خیر خود گواه میگیرند.اما ما از قلبهای آنهاآگاهیم .مراقب باش آنها کینه توز ترین دشمنانند ) بقره آیه دویست وچهار

*( وبا زنان مشرکه  تا وقتی ایمان نیاورده اند ازدواج نکنید بدانید یک کنیز با ایمان به مراتب بهتر از یک زن زیبای مشرکه است که ظاهرش مورد توجه شما قرار بگیردهمچنین مردان مشرک تا زمانی که ایمان نیاورده اند زنان مومنه را به عقدشان در نیاورید بدانید که یک بنده ساده مومن به خدا به مراتب بهتر از مشرکی است که ظاهرش موردتوجه وپسند شما باشد زیرا آنها ( زنان ومردان مشرک ) شما را به سوی آتش  می خوانند اما خداوند بزرگ به فرمانش شما را به سوی بهشت و آمرزش می خواند وخدا این چنین آیات ونشانه هایش را برای مردم بیان می کند امید آنکه بیندیشید ) بقره آیه دویست وبیست ویک

آدم س وحوا س ازدرخت یا میوه جهنم که  توسط الله ازخوردن آن نهی شده اند می خورند . این اولین نمونه از تمرد یا اولین نشانه ارتداد است  سرباززدن ازامر ونهی الله . . وایه بعدی دعوت عده ای خاص به نام اهل کتابی که در اصول کتب وادیان با دیگر هم دینان خود وجوه اختلاف زیادی دارند . بعضی کتاب را به نفع خود تحریف می کنند بعضی منکر دیگرادیان میشوند . بعضا پیامبران وادیان پس ازظهوردین خود را رد می کنند .عده ای به برتری دین خود اذعان دارند . بعضی دختران را ملائک می دانند وبعضی مسیح س را فرزند الله می دانند . بعضی ولایت انسان در زمین را باور دارند . بعضی برای پرستش خدا شریک قائل میشوند . بعضی واجبات را قربانی حکومت طاغوت می کنند . دروغ راحلال . تجاوز را حلال واحقاق حق را باطل می دانند وزندانی کردن افترا وتهمت زدن به  بیگناهان را نشانه قدرت در دین  خود مینامند .............

همه این افکارازتاثیروسوسه شیطان است ومجددا باید اشاره بشود که اگربه متن کتاب قران با بصیرت بنگریم اولین کسی که از فرمان الله تمرد جست شیطان بود والله شیطان را نابود نکرد بلکه او را زندگی ومهلت بازگشت بخشید واورا از خود راند .این دقیقا همان حکمی است که همه ادیان در برابر مرتد به الله یا فرد متمرد باید پیشه کنند الله اعلام اعدام یا قتل یک مشرک یا متمرد را نمی دهد بلکه او را ازخود می راند شیطان اولین رانده شده مشرک است ودوری از مشرک ومرتد توصیه عملی  درطرد شیطان است . چند امر زشت ناپسندیده هم که الله درمورد آنها مردم را به رعایت آن دعوت می کند یکی ندادن رشوه به زور گیران .دوری از اختلاف در کتاب الله . و وارد شدن به خانه های امن مردم ازدراصلی وبا اجازه مالک خانه است ( ایجاد امنیت عام برای همه اعم از مشرک وکافرو اعم ازاهل تسلیم که مبادا زمینه تعصی واعتراض را بوجود آورد )و اما طریق راندن وطرد افراد مشرک ومرتد یک نمونه اش دوری جستن از پیوند با چنین افرادی است تامادامی که به توبه ایمان نیاورده اند . بله شیطان که نهایت قدرت الله ستیزی است به مرگ یا اعدام محکوم نمی شود بلکه از فضای ایمان وآرامش رانده وطرد میشود .سوال این است پس چرا حکومت ایران افرادی که اسلام محمدی ع دارند وبه یکی دیگراز ادیان الهی می گروند به اعدام محکوم می کند در حالی که الله به آنان نیز آزادی در انتخاب دین  وتداوم زندگی در میان عموم داده است .این شبهه بوجود می آید که آیا قضات وخواص ایران ازچگونگی برخورد با مسئله ارتداد آگاهی ندارند . به نظرمتوهم  آنها این تغییر دین نشانه کفر است وکافر محکوم به مرگ .در حالی که چنین نیست .در اوج ارتداد تنها گروهی که می توان به قتل آنها اقدام کرد کسانی هستند که درحرب وجنگ برابردرمقابل هم قراربگیرند یعنی جنگ تن به تن.اسلحه در مقابل اسلحه .وازدواج یک مشرک با مشرکه . یک زن زناکار با مرد زناکار یک راه حل است برای جلوگیری از اشاعه یک طرز فکر ویا طرزعمل مغایر با جامعه تسلیم است ونیزدوری ازمشورت با مشرکین ونیزعدم وابستگیهای احساسی نسبت به این گروه از دیگرطرق دفع وطرد آنها درمیان مسلمانان با ایمان است .            

 اما درتاریخ دین هستند اقرادی که با لباس دین ارتکاب به هر جنایتی ضد دینی می زنند وخود را درستکار وخیرخواه مردم میدانند.این گروه نیزدرحاشیه امن حدودالهی قرارندارند وازمحکومان  عذاب ارتدادوشرک در روزموعود (معاد) محسوب میشوند .

*(ای اهل ایمان  محرم اسراری غیراز اهل ایمان انتخاب نکنید زیرا آنهاازهیچ فسادی نیبت به شما کوتاهی نمی کنند وهمواره آرزو می کنند دررنج وعذاب باشید کینه ودشمنی از کلامشان می بارد تازه آنچه در دل پنهان کرده اند بزرگتر است مانشانه ها را به روشنی برای شما بیان کردیم .امید آنکه عقل خود را بکار بیندازید . ) آل عمران آیه صد وهیجده

*(شماآنها را دوست می دارید اما آنها شما را دوست ندارند زیرا شما به تمام این کتاب ایمان آورده اید وزمانیکه شما با آنها برخورد کنید می گویند ایمان آورده ایم ووقتی خلوت کنند نسبت به شما انگشتان خود را به دندان می گزند بگوای پیامبر .ازشدت این  کینه بمیرید که خداوند به آنچه که دردلهای آنهاست آگاه است )

صدونوزده سوره آل عمران

می بینید صداقت ومعجزه کلام الله رابعد از قرنها نزول.از شما می خواهم به این روزهای وطن عزیزمان با دقت توجه کنید تا چهره های پنهان مرتد ومشرک را بهتر دریابید.

*(آنان که ایمان را از کف دادند وبجای آن کفر خریدند بدانند که هیچ ضرری به خدا نخواهند رساند وبرای انها عذابی دردناک مهیاست ) صدوهفتاد وهفت آل عمران

*(خداوند شما اهل ایمان را همانگونه که هستید بدون آزمایش رهانمی کند مگر انکه نا پاک را از پاک مشخص کند وخدا شما را از نادیده های  غیب مطلع نمی کند اما بعضی پیامبرانش راکه خود بخواهد برای اینکار برمی گزیند پس خدا وپیامبرانش را باور کنید واگر ایمان بیاورید وحرمت فرمانهای خدارا نگاه دارید در این صورت برای شما پاداشی بزرگ است . ) صدوهفتادو نه آل عمران

*(آیا نفهمیدند نشانه ای ازجنون دردوستشان پیامبرنیست .بدانید که او فقط هشدار دهنده آشکار است.)

آل عمران آیه صد وهشتادوچهار

*(آیا به نظام خلقت آسمانها وزمین و آنچه را که خداوند خلق کرده نمی نگرند ؟ شاید مرگشان نزدیک باشد پس به کدام سخن بعد ازقرآن می خواهند ایمان بیاورند .؟ هرکس را خدا در گمراهی گذارد هیچ هدایت کننده ای برای او نخواهد بود وخدا آنها را در طغیان و سرکشی شان رها می کند تا حیران وسر گردان بمانند .)

آل عمران آیه صد وهشتادو پنج و صدوهشتاد وشش

بله درحالیکه وظیفه پیامبرهشدار به انسانهاست حکومتگران ایران خود را در پشت این دین وبه تلقین خودشان سنت پیامبر مخفی کرده اند و اجرای احکام ضد شریعت  را به اوج رسانده اندآیا سخن پیامبر جز کلام قر آن است ؟

*(آیا چیزهایی راهمتای خدا قرار می دهند که نمی توانند چیزی راخلق کنند وحتی خود مخلوقند .ونه می توانند در مصائب ومشکلات آنها را یاری کنند ونه حتی یاورخودشان باشند .بدانید اگر آنها را به راه هدایت بخوانید از شما تبعیت نمی کنند چه آنها را بخوانید وچه ساکت باشید برایشان یکسان است . آنهایی را که به جای خدا می خوانید بندگانی مثل شما هستند پس اگر راست می گویید که آنها حاجات شمارا برآورده می کنند آنها را بخوانید . باید به شما پاسخ بدهند .)آل عمران آیات صدونودویک .صدونود ودو.صدونود وسه . صدونود وچهار

آیا آنهایی که به اندیشه خودبه نیابت وجانشینی یک همنوع خود به جای الله خالق در زمین ایمان دارند باتوجه به این آیات مشرک نیستند ؟

*( وهرکس غیرازتسلیم بودن در برابر خداوند دینی برگزیند هرگز ازاو پذیرفته نخواهد شد و قطعا اودر اخرت از زیان دیدگان خواهد بود.) آل عمران آیه هشتادوپنج

واین آیه مصداق واقعی کسانی است که در راس حکومت ( ایران ما )از آیات روشن قرآن می گذرند وحلال را حرام می کنند و باطل راحق جلوه می دهند ودستشان به خون بیگناهان بسیاری آلوده است .این گروه از اهل کتاب نیز گویا دین دیگری ابداع کرده اند مغایر با دین تسلیم .

از این پس هرکس به خدا دروغ وافترا ببندد بدون شک از ستمکاران است .بگو خدا راست می گوید پس از آیین یکتاپرستی ابراهیم تبعیت کنید زیرا اواز جمله مشرکان نبود) آیه نودوچهارو آیه نود وپنج. آل عمران

*(بدانید بدترین جنبندگان نزد خداوند کسانی اند نسبت به حقایق کوروکرند واندیشه نمی کنند ) انفال آیه بیست ود و

*(ای اهل کتاب چرا در مورد ابراهیم مجادله وستیز می کنید در حالی که تورات وانجیل بعداز او نازل شده است چرا عقلتان را بکار نمی اندازید )آیه شصت وپنج .آل عمران

(ای پیامبر. اگرازایمان به حقایق رویگردان شدند .بدان که خداوند کاملا برمفسدان آگاهی دارد .)

آل عمران آیه شصت و سه

* درآینده نیزدر زمینه نظر ورای قرآن در مورد مسئله ارتدادوشرک بامن همراه بشوید . در پناه حق باشید  

*اسفند .اسفند ماه باطوم ماه گاز اشک آور.ماه تنهایی همه ستمگران زمان . ماه اسارت رهبران سبزوماه زنان را جز با فریاد واعتراض نمی توان نوشت.ای حکومت گرایان نفرین شده رهبران درحصر ماوزندانیان سبززندانها را آزاد کنید واز روزی بترسید که جز الله یاوری نیابید .

*خوزستان . روز زن را به حضرت فاطمه زهرا س وزینب س  که به من آموختند آفرینش کرامت یک زن از درون خانواده ازمرزهای زمان درتاریخ فراتراست و به بانوان شیرین عبادی وفاطمه کروبی وزهرارهنورد و خانم فائزه هاشمی وهمه زنان  بزرگوار ایران سبزدر درون زندانهای جهل حکومتگرایان که هم آنها به من تجربه چگونه درجامعه بودن را یاد آورشدند تبریک می گویم . روززن را به همه بانوان درایران وجهان  تبریک میگویم .

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 17 اسفند 1389    | توسط: منتظر در انتظار    |    | نظرات()