بسم الله الرحمن الرحیم

همراه با قابی وارونه از (ارتداد ومن )در نگاه قرآن

ورویای صادقه بیداری ( ارتداد )

 سلامی در آغازبه تو که انتظار را رنگ سبز زندگی می بخشی

در باره ارتداد باید بنویسم . نمی دانم آیا می توانم این مسئولیت سخت را که به عهده  من گذاشته شده است را به خوبی ادا کنم یا که نه ؟ اما حتما می توانسته ام .می توانسته ام .

از اولین جلوه ارتداد در عرش  توسط شیطان  ( باعصیان ازامر الله ) ونیزارتداد آدم س در بهشت(با خوردن لقمه حرام ) گفتیم .لقمه حرام . که سرنوشت آدم س را از اشرف مخلوقات در بهشت جاودان به انسانی ستمکار وعجول وبی ثبات در زمین فانی تنزل داد.با توجه به آیات صدوهفتاد ودو وصد وهفتاد وسه  از سوره آل عمران همه ما نوع بشر قبل از هبوط آدم س بر زمین به توحید ویکتا پرستی سوگند خورده ایم.بعداز آن تاریخ  ارتداد را ما یک نوع انتخاب بد یا ناهنجار در پذیرفتن جهنم ویا رسیدن به بهشت  که یک برتری نوع  گزینش آدم ( توبه )را به ثبوت میرساند درمقابل شیطان خواهیم شناخت. که انتخاب مومن به  راه  الله و نهایت هدف را که رسیدن به یک ارث ابدی  بهشت می باشدرا ازپیش تبلیغ می کند خواهیم دید پس حق انتخاب هر عمل مردود و منسوخی که  حق انتخاب ما را از ورود به بهشت تبدیل به راهی برای تسهیل ورود به جهنم بکند از نشانه های ارتداد است . ما عموما انسانهای باگرایشهای دینی رامسلمان وتسلیم شدگان به یک دین را ازادیان الهی می خوانیم . ویا به دیگر تعبیر از اهل کتاب می دانیم. یعنی کسانی که از سوی الله به یک کتاب مثلا از دین عیسی س ویا موسی س و یا محمد ص و......با دعوت  وآگاهانه بدان تسلیم شده اند .مسلمانان .مسلمون یا اهل کتاب همان تسلیم شدگان به ادیان الله هستند. این گروه بزرگ مسلمان هستند وبه آنها اهل کتاب نیز گفته میشود اما اکثریت آنها در ایمان  دچار نقصان و کمبود نامریی می باشند واز این اهل کتاب نیز گروههایی هستند که دچار انحراف وگمراهی در شرایط اولیه مورد مقبول دین خود گشته اندکه ما آنها را تحت عنوان مذاهب ویا شاخه هایی از مذاهب هر دین اسلامی می دانیم .

 باید دانست که محاسبه اعمال یک مسلمان به یک دین خاص (= دین محمد ص. که نباید بدینگونه باشد و یک مسلمان باید همه ادیان الهی را بپذیرد همه پیامبران الهی را بپذیرد .ملائک را و کتب پیامبران ونیز کتب الله وهمچنین معاد را قبول داشته باشد تا به او مومن بگوییم )از محاسبه اعمال یک فرد مومن مسلمان جداست .پس  فردمسلمان به یک دین لزوما در گروه تسلیم شدگان بدان دین  حتمام**ومن وبا ایمان نخواهد بود .

* یک شخص مسلمان که مرتبا وبا آگاهی دروغ می گویددر یک بعد از اسلام خود( معنویت) به صداقت الله (ایمان) ندارد پس وقتی دروغ می گوید در واقع به ارتدا د خود اعتراف می کند او الله را صادق نمی داند. او یکی از آیات ونشانه های تصدیق کننده به الله را رد می کند . آیاتی که از کتاب دین اوست . وقتی او صداقت را در الله انکار می کند آیه قران را نیز رد می کند پس به او مرتد می گوییم .او باور ندارد که الله در بی نهایت صداقت است . ودچار خودبینی میگردد و در یک طرف ماجرای آفرینش به جای شیطان ظهور می کند و بازیچه او میشود بدون اینکه به زبان اسلام خود را ردکند .بیماری نفهمی یاگمراهی .خود را رقیب الله قرار دادن با بی پروایی . ودروغگویی در زمان ما چه بازیچه زشتی شده است برای روسیاهان .

*یا مسلمانی که خود را مدعی ( ولایت در زمین یا جانشینی الله )می داند در واقع احد بودن و واحد بودن الله  .خالق بودن .صمد بودن الله ونور بودن الله و......را  انکارمی کند ممیت بودن الله .اول و آخر  بودن الله . عظمت و اقتدار الله رادر حی کردن . ارتزاق و........ رانفی کرده است ناآگاهانه همه آیات ونشانه های الله را در کتاب مکتوب دین اسلام خود ( چه فرق می کندمسلمان به چه دینی باشد) رد ومردود می شمارد در این مورد هم همین شخص نیزخود را مسلمان می داند .او  مدعی رقابتی خاص میشود برای  مقابله باالله و همه واجبات الله راباطل می کند این چنین شخصی از هرچه  حکم و شرع الهی است می گذرد بی مهابا قتل می کند . دروغ می گوید بهتان می زند . در حالی که اگر به کتاب الله ومکتوب دین خود مراجعه بکند آثار شوم توهم خود را در سرنوشت اقوام گذشته به خوبی خواهد دید اما  از راه خود ( باز ) نخواهد گشت  . آنچه جالبتر است آن است کسی با چنین افکار مردودی وقتی نماز می خواند در نماز ی که نشانه تسلیم به الله می باشد قدرت زمینی  خود را نفی می کند . وقتی می گوید ستایش خاص الله است .او نه زاده شده ونه می زاید . احد است صمد است ویک جمله واقعا شگفت آور( کسی جز الله را نمی پرستیم وجز ازالله  یاری نمی طلبیم )را از آیات سوره حمد است را وقتی می گوید خدایی خود را باطل می داند اما متاسفانه از اندیشه شیطانی خود باز نمی گردد .

 افرادی که به زبان و درعمل این شخص را ولی یا جانشین الله در زمین می دانند باید آگاه باشند که الله انتخاب آنها یا جانشینی این فرد را باتوجه به این آیه رد می کند .چون قبول این فرد به جانشینی یا نیابت یا ولایت  الله در واقع شرک محسوب شده و آنها دچار دوگانه پرستی شده اند ونماز آنها نیز باطل است  پس مسیر او یا شخص مدعی ولایت وجانشین الله ویا نیابت الله  راه شیطان واز ارتداد است   *ویاکسی که امر به قتل بیگناهان می کند الله را ممیت نمیداند . وقتی با هیاهو وجنجال شعار مرگ بر .... مرگ بر ..... می دهد باید بداند آگاهانه خود را شریک در قتل کسانی قرار می دهد که جرم آنها را نمی داند .اوپیشاپیش می کشد .وامر به کشتن می دهد . بدون هیچ محاکمه عادلانه ای .بدون اینکه در این امر عالم و آگاه باشد و البته  تکیه بر کسی که حاکمیت مشروع  ندارد نیز نمی تواند شعارهای او را معتبر ومشروع بسازد اگرچه امر به این عمل هم بکند ومطلوب او که  ممکن است اقدام به قتل عده ای از بیگناهان باشد با شعارهای این ناآگاهان در عمل سریعتر وبا اگاهی عمو می صورت بگیرد .( شرکای جرم)  که آمر بدان نیز مشروعیت دینی والهی ندارد پس ارتداد در بیان شعارها هم خود را نشان می دهد .

آنها با شعار می کشند انسانهایی  را که در برابر رای جمعی   قدرت دفاع از آنها گرفته شده است .شعارها تحقق پیدا می کنند با  زندانی کردن بیگناهانی که جز حق نمی گویند وجز حق نمی خواهندو درحق آنهاقلب یا تقلب صورت بگیرد ودر پناه شعارها . در پناه عده بی شمار ناآگاه . با سیاهی لشکری از روحانیت . با عده ای که بر علیه یک خدای دروغین  شهامت ( جهاد ) ندارند اما برعلیه رای وشعور جمعی یک ملت که نشانه دهنده اسفاده ازحق انتخاب الهی است باید  قتل بکنند وخودشان هم چرایش رانمی دانند.  همه مجرم میشوند .به اینگونه استفاده از ناآگاهان در قرآن استضعاف گفته میشود .آیا حق این عده است که با شعار امر به قتل دیگر همنوعان خویش بکنند ؟ قضاوت نهایی بکنند؟ در یک کلمه خدایی بکنند ؟  آیا نمی دانند فقط الله است که میمیراند . خدایان . خدایان زمینی .سپاهیان .روحانیون . گروههای خودسر . لباس شخصی ها .بت پرستان بی بتکده . شکنجه گران . والبته بازیچه های  روزمبادا خدایگان بزرگ.

آه ای ابراهیم نبی تبر تو را چه کسی بر دوش بت بزرگ آویزان خواهد کرد؟

  شرط اول قرآن برای یک مسلمان ( از هر دین ) به دین پذیرفتن یگانگی و احدیت الله است .پس اینگونه افراد مشرک ( دوگانه پرست ) و کافر به حقانیت الله هستند . در همه ادیان الهی (الله )در اوج اقتدار وعظمت است و ما مخلوقات . محتاج . و متکی و وابسته به الله هستیم هیچ موجودی اعم از جن ( شیطان ) وانسان نمی تواند خود را بدل از الله بداند . حتی خدایی از نوع زمینی اش.

( پس چرا کسانی را که به جای خدا آن هم به بهانه ( تقرب به خدا ) برگزیده بودند آنها را یاری نکردند؟بلکه همه آنهاازجلو چشمشان ناپدید شدند .اینها دروغ ها وتهمتهایی بود که می بافتند . ) سوره احقاف آیه بیست وهشت

*در این آیه از درماندگی این گونه مشرکین در دنیای توهم  میگوید چون آنچه به جانشینی الله در زمین پذیرفته بودند دروغی بیش نبوده است پس آنها را در روز سوآل وجواب نخواهد دید . در اینجا الله می گوید من ( وهم ) نیستم من یاریگر بندگانم هستم . من فانی نیستم  انتخاب یک بنده یک خدای دروغین را به جای خود تهمت می داند .ترسناک نیست این تخیلات  این اوهام ( ولی ) ویا ولایت زمینی؟

(کسانی که به جای خدا تکیه گاههای دیگری  برمی گزینند خداوند تمامی اعمالشان را ثبت می کند  وتو وکیل آنهانیستی . ) سوره شورا . آیه شش

*درآیه  بالا هم الله پیامبر خویش را از حمایت وجانبداری این مشرکین که انسان( ولی یا شاه یا فرعون یا جانشین یا حاکم ......)و یا بت را به جای الله در زمین می پرستند نهی کرده است پس آنها ( پذیرفتگان جانشین یا ولی الله بر زمین ) در واقع ازدین جدا شده اند . ازجامعه دینی بایدطردبشوند مثل شیطان .آنها همانا طرد شدگان از بهشت نیز هستند.

(آگاهی از زمان وقوع قیامت نزد خداست .بدانید هیچ میوه ای از شکوفه اش بیرون نمیزند وهیچ مادری حامله نمیشود ووضع حمل نمی کند مگر به علم خدا .روزی که مشرکان را ندا دهد که شریکانی که برای من می پنداشتید کجایند ؟ جواب گویند اعلام می کنیم که ما هیچ شاهدی  برای ادعای خود نداریم. آن چیزهایی را که برای نجات و آرامش ؟ خود می خواندند از نظرشان ناپدید شده است و اکنون دریافتند که هیچ گریزگاهی ندارند .)

آیات چهل و هفت وچهل وهشت از سوره فصلت

*آیات واضح وروشن برای رد خدایان زمینی به نام شاه . ولی  و فرعون  وبت ها که از قدرت و اعمال خلقت ناتوان هستند و جز در دنیای تخیل و وهم حضور واقعی ندارند آن روز هم کسی آنها را نخواهد دید . زیرا آنها نیز  مثل دیگر مخلوقات الله در صف  خواهند ایستاد تا به کیفر وتاوان اعمال آنها رسیدگی شود .روز رسوایی انسان متکی به وهم . روز تغابن روز افسوس .آه از روز حزن آور

( آیا تکیه گاههایی به جز خدا اختیار کرده اند ؟** الله ((ولی )) وتکیه گاه است اوست که مرده را زندگی می بخشد واوست که بر هرکاری تواناست .) سوره شورا آیه نه

( او آفریننده آسمانها وزمین است .او همسرانی از جنس خودتان برایتان آفریده است همچنین جفتهایی برای چهار پایان پدید آورده است وبا آفرینش همسران بر شمار وتعدادتان می افزاید .**بدانید که تحت هیچ عنوانی چیزی همانند وهمطراز خداوند نیست واو شنوا وبیناست . )

 سوره شورا آیه یازده

*تکیه گاههایی که  هرگز وجود ندارند ( نابود شدنی هستند) ناتوان از احیاء وممات هستند آنها مخلوقاتی بیش نیستند. آیا خالق برابر با مخلوق خویش است .؟

(( آیا آنها معبودانی دارند که بی اذن خدا برایشان دین و آیینی ترتیب داده اند ؟ بدانید اگر قول فضل وکرم الهی نبود کارشان تمام بود .وبی شک برای ظالمان عذابی درد ناک است .)

 سوره شورا آیه بیست ویک

*بله گویا آنها معبودانی دارند که اصل ولایت را .  قتل بیگناهان را . تجاوز به عنف را.دروغگویی را . ریا را .باطل را .حرام را . دزدی را. سیاست جهانی شدن  توهم  مدیریت و تشکیل امت واحده افکار مسخ شده ومخرب خود را جزو حقوق وقوانین مکتوب الله وازنوع دیانت پیامبران قلمداد می کنند؟ عذاب دردناک عذاب درد آور . ای روحانیون . ای خواص . ای حکومتگران ایران این همه تملق گویی .این همه سر سپردگی .این همه شرک وعاقبت عذاب دردآور؟مردم را مردم را .به کجا می برید ؟؟؟به کجا؟شبها راچگونه می خوابید در کشتی که نوح در آن ناخدا نیست ؟ چگونه حکم می رانید در سفینه فضایی که به جای (درشکه  آه ای درشکه قربانی )سوار شده اید ودرآن سفینه هرگزحسین ع نیست تا در مقابل منکر بایستد ؟چرا شما  ظالمان فریاد شکنجه  قربانیان واقعی اوهام خودتان را که در زندانهای مرگ آورتان می پیچد وکابوس شبهای بی آرامش دیگر ایرانیان شده است نمی شنوید ؟ چرا؟چرا به مردم دروغ می گویید ؟

(ما این کتاب را بحق بر تونازل کردیم تا خداوند را بپرستی ودین را خالص و تمام برای او بخواهی . آگاه باشید که دین ناب و بی شرک ازآن خداست وکسانی که به جای اوتکیه گاههای دیگری برمی گزینند ادعا می کنند که ما این چیزها رافقط بخاطر تقرب به خدا می پرستیم ؟خداوند در آنچه اختلاف  میکنند میانشان قضاوت خواهد کرد زیرا او کسی را که دروغگو وناسپاس است به راه نجات و آرامش هدایت نمی کند .اگر خدا می خواست فرزندی برای خود برگیرد از میان مخلوقاتش آنچه را که می خواست برمی گزید .اما اوپاک ومنزه است اوخدای واحد وقهار است .)

آیات دو . سه . وچهار از سوره زمر

(خداوند مثالی می زند آیا فردی که مملوک شریکانی است و آنها پیوسته در باره مالکیت او مشاجره می کنند با فردی که تنها تسلیم یک نفر است مساوی هستند ؟ ستایش مخصوص خداوند بزرگ است هرچند که اکثرآنها درک نمی کنند .هم تومیمیری وهم آنها خواهند مرد . )

آیات بیست ونه وسی از سوره زمر

.مرگ مرگ یکی از وجوه تمایزتشخیص الله از این شرکای زمینی است .الله نمیمیرد .نمی میرد . پس این مشرکان به زندگانی ابدی الله ایمان ندارند به *حی بودن الله ایمان ندارند .در حالیکه خود را مسلمان می خوانند . مگر میشود دو الله در یک جهان ؟الله این درک غلط را رد می کند و قرآن را برای بیان حی خود سند قرار میدهد . دین ناب وخالص الله در نزد این عده نفی میشود . دیگر پرستی  یعنی خود را برتر از الله دانستن . یک انسان دیگر یک همنوع خود را پرستیدن یعنی اینکه من الله را انکار نمی کنم   .امابه بهانه حل مشکلات . قصدتقرب به الله .در لباس شرک وهم وبیماری  خود را پنهان کردن و تردیدها را نفی کردن باید دیگری را برتربدانم والبته  مسلمانم ؟.

( چرا به جای او خدایانی اختیار کنم حال آنکه اگر خدای رحمان بخواهد آسیبی به من برساند شفاعت هیچکدام از آنها سودی به حال من نخواهد داشت وباعث نجات من نخواهد شد . که اگر چنین کنم بی شک در گمراهی خواهم بود .) آیات بیست وسه وبیست وچهار از سوره یاسین

*گمراهی بعداز عمری زندگی بر روی خاک ؟زندگی درتاریکی .جهل ووهم .ای خدایان دروغین چرا مردم را رها نمی کنید؟چرا نمی گذارید مردم الله را حق را نور را ببینند ؟بهشتی که برای مردم ساخته اید چگونه است ؟ جهنمی که برای مردم ساخته اید چگونه است ؟ جای شما در این دومکان چگونه است ؟ جهاد را از نفس خود آغاز کنید .شایدکه دیو بیرون رود وفرشته در آید ؟؟؟؟

(با این همه به جای خدا خدایان دیگری اختیار می کنند تا شاید در مشکلات یاریشان کنند . حال آنکه توانایی یاریشان را ندارند واین آنها هستندکه همواره چون سپاهی درخدمتشان قرار گرفته اند.)سوره یاسین آیات هفتاد وچهار وهفتاد وپنج

مشکلات . سپاه .بندگان .بردگان .دیگر چه ؟ هفتاد وچهار میلیون  انسان مرده هفتاد وچهار میلیون رای  (حلال )که همه (باطل) شده اند . هفتاد وچهار میلیون انسان انتخابگر زندانی شده اند محسن شده اند .ترانه شده اند .قربانی جهل وتوهم شده اند  .این همه رنج ودرد حاصل حضور خدای خدایگان  زمینی ایرانیان؟است  خدایی فناپذیر بانقاب دین . دین محمدص؟؟؟؟؟؟والله والله که در همین نزدیکیهاست. آیا توهم در اسارت وهم خود گرفتار شده ای؟ای عاجز از انتخاب ؟

 (رحمتی راکه خداوند برای مردم بگشاید کسی نمی تواند از آن جلوگیری کند وچیزی را که خداوند جلوگیری نماید کسی غیرازاو نمی تواند آن را به مردم برساند.بدانیدکه او قدرتمندو حکیم است . ای مردم یادآورید نعمتی را که خداوند به شما ارزانی داشته است . آیا به جز خدا خالقی هست تا شما را از آسمان وزمین روزی دهد ؟ هیچ معبودی جز او نیست .پس چرا از مسیرحق منحرف میشوید؟ )آیات دو وسه از سوره فاطر

( بگو آیا شریکانی که را که به جای  خدا می خوانید نمی بینید ؟ به من نشان دهید آنها چه چیزی در زمین خلق کرده اند؟آیا در آفرینش آسمانها چه مشارکتی داشته اند ؟ آیا ما بر آنها کتابی فرستاده ایم که به آن در این موارد استناد کنند ؟ نه ظالمان فقط به یکدیگر وعده های دروغین وفریبکارانه می دهند .براستی خداوند بزرگ آسمانها وزمین را نگاه داشته تا زوال نیابند واگر به زوال خود رسند هیچ احدی غیراز خودش نمی تواند آنهارا نگاه دارد بدانیداو بردباروآمرزنده است)


آیات چهل وچهل ویک از سوره فاطر

به ما بگویید که خدای کوچک شما ای خواص ایرانی وای روحانیون ؟؟ خدای محتاج وحقیر شماآیا توانست معجزه ای بیافریند؟شما آیا می دانید بایک اصل دروغین ( اصل ولایت ) با سرنوشت هفتاد وپنج میلیون نفر چه می کنید؟کشوری همه مشرک همه غرق دراوهام.غرق در دروغ .همه در ارتدادو غرق در آتش ورانده شده ازدین . رانده شده ازبهشت را به سوی آینده تاریک سوق می دهید.

(بگو همه معبودهایی را که به جای خدا* می پنداشتیدبخوانید آنها حتی مالک ذره ای در آسمانها وزمین نیستند ودر بوجود آوردن آسمان وزمین شرکت نداشته اند وخدا نیز از میان آنان مساعد وپشتی بانی انتخاب نکرده است .)سوره سبا . آیه بیست ودو

( خداوند شب وروز را از دل یکدیگر در می آورد وخورشید وماه را هر کدام در مدار خویش تا زمانی معین رام ومطیع کرده است . آری الله پروردگار شماست . حکومت از آن اوست وکسانی که را که به جای خدا می خوانید حتی مالک پوست یک هسته خرما نیستند .هرچه آنهارابخوانید دعای شما را نمیشنوند واگر هم می شنیدند توانایی اجابت دعای شما را نداشتند ودر روز قیامت خود آنها شرک ورزی شما را انکار می کردند علاوه براینها آنهاهرگز نمی توانند مثل خدای دانا تورا از حقایق آگاه سازند .ای مردم  همه شما نیازمند خداهستید .حال آنکه خدا بی نیاز وستودنی است .اگر اراده کند می تواند همه شما را از بین ببرد وخلق جدیدی بیافریند . وچنین کاری بر خداوند سخت نیست .)سوره فاطر آیات سیزده .چهارده . پانزده . شانزده وهفده

*آگاهی دادن از آینده . در این آیات الله از سرانجام پرستش خدایان زمینی و انکار حقایق می گوید .

 

خواننده خوب همراه بامن ادامه ارتداد رادر مطالب آینده خواهید خواند 

*****************************                               *************************

اما چند توضیح

*رویاهای این منتظر واقعی است .

*من در خوابهایم وحتی  در زمان به خواب رفتن وزمان بیدار شدن خود اراده ای ندارم

*اکثر رویاهای من در زمانی پایان می یابد که من با خودم قرار گذاشته بودم ( اگر)شد بیدار بشوم .مثلا رویای دیدار قبل از هبوط  را من در زمانی تجربه کردم که در زمان آن هیچ نقشی نداشتم وشما می دانید اتفاق ورویداد انسانی هبوط تاریخ آن برمی گردد به قرنها سال قبل . وبیدار شدن از این رویا نیز مترادف شده است با زمانی که من قبل از به خواب رفتن باخودم وعده کرده بودم برای انجام کاری ( اگر) شد بیدار بشوم .من این رویاها را معجزه ای میدانم که با  پرواز روح خویش در گذشته و آینده تجربه کرده ام وشخصا در مکان وزمان آن دخالتی نداشته ام.

* در بعضی از رویاهای من اتفاقاتی سانسور شده ویا حذف گردیده به دلایلی که برای شما گفتن از آن را ضروری نمی دانم .

* و آنچه می دانم که دوست می داری بدانی .در یکی از رویاهایم با عنوان( تولد) از بال ملائک گفته ام ودر رویای دیگری که نام آن را به خاطر ندارم وملائکی قصد بیدار کردن این حقیر را برای انجام  و اقامه نمازرا داشت نیز مجددا از بال این موجودات پاک ومعصوم گفته ام .ببینید در رویای تولد فاصله من با زمین بسیار زیاد بود گویی بالای ابرها بوده باشم  وبالهای ملائک بسیار قوی وشبیه به بال پرندگان بودند با لطافت وزیبایی بسیارورنگین زیبا واما بزرگ . اما در رویای دیگری که من در خواب تجربه کردم وملکی به موازات بدن من تلاش داشت مرا از خواب بیدار بکند بال او به شکل بال سنجاقک (درهردو مورد بالهایی  با لطافت عجیب وبزرگ چقدر بزرگ به اندازه ای که بتوانند موجودی بزرگتر از انسان را در پرواز کمک کنند  ومانند بلور بودند واگر به اطراف خود به دیده بصیرت نگاه کنیم در خواهیم یافت که اینگونه بالهای مانندبال سنجاقکها در مخلوقات دیگرالله در فواصل نزدیک به زمین استفاده میشود .پس این نشانه خوبی است که بدانیم ملائک هم در مکان بسیار دور اززمین وهم در فواصل نزدیک به زمین از بالهای گوناگون بهره می برند ودر حال پرستش وفرمانبری از دستورات الله هستند .

*ودیگر تجربه ای که من در رویای قبل از هبوط کردم  اینکه روح ماانسانها که از روح الله یا نفس یادم الله به جسم مادمیده شده است  نفس نمی کشد . وفقط این جسم زمینی ماست که احتیاج به تنفس دارد . فکر می کنم  در رویای در برزخ نیز من با عدم تنفس توسط روح برخورد کرده بودم .پس میتوان نتیجه گرفت که در برزخ هوای تنفس ( آنچه خاص ما انسانهاست ) وجود ندارد.

*والله الله حجاب دارد . یک حجاب بسیار بسیار لطیف از نور که به مانند خیال میماند.روشن سفید پاک.میشد دست رادر آن رهاکرد و گذشتن از آن نیز بسیار آسان است و گذشتن از آن به مانند تکان دادن دست در روشنایی یک لامپ که نور آن* جسم داشته باشد شبیه است ( بیشتر ازین نگویم بهتراست )والله والله والله اعلم.اعلم است

   ورویا.رویا

*دوست می دارم لحظه اذان با او باشم .با اوکه هیچکس او را ندیده است هیچکس.حالا دارم میروم که بخوابم . با خودم می گویم که یعنی تودر زمان نماز ( ظهروعصر) بیدار میشوی؟در حین این با خودم گفتنها ساعت جلوی چشمم آمد ساعت یک وده دقیقه  نه ساعت  یک و پانزده دقیقه . ساعت .زمان .مهلت

حالاساعت شاید دوازده وسی دقیقه  باشد وشاید کمتر چه اهمیتی دارد. می خوابم  می خوابم

***در خوابم . با فراغ خیال .خودم را می بینم که در خوابم من روشنم وبر پهلو خوابیده . بعد میروم جز سیاهی چیزی نمی بینم . چه سروصدایی .از کجا می آید باید بدان این صدا از کجاست .این منم . دارم در راه پله پرواز می کنم . گاهی تاریکم ( با جسمم هستم ) گاهی روشن .آه صدارا پیدایش کردم . آنجاست .پایین است وروح من آن بالا. صدااز یک جایی است که دیوارهایش بلندند .مثل اتاق میماند .اما دیوارهایش همه سرامیک شده اند سرامیک زیبا .وبسیار روشن نیز هست .این اتاق اینجا چکار می کند اتاقی وسط هالچه خانه ؟گویا اتاقی از یک  مسجد باشد پس این سروصداها ازکجابود ؟ در این اتاق که سقفی ندارد وبی نهایت روشن است مردی ایستاده است که با صدایی بلند دادوهوار راه انداخته است .من بالای دیوارم او رانگاه می کنم اگرچه اومرا می تواند ببیند اما گویا نمی خواهد مثل من کنجکاوی بکند .من آن بالا ی دیوار منتظرم ببینم او چه می خواهد اوچه می گوید .صدایش بلند تر شده است تکرار پشت تکرار( مگر کسی در این خانه نیست ؟ کسی نمی خواهد جواب مرا بدهد ؟ کسی نمی خواهد از این اتاقها بیرون بیاید؟)آه من . من که در خانه هستم باید پایین بروم وسریع اینکار را می کنم .اتاق دیگر نیست مرد دیگر نیست مردی که بسیار بلند قدبود . مردان بلند قد.

*من بیدارشده ام ساعت یک وتقریبا پانزده دقیقه . من بیرون آمده ام .با ندایی کمرد از مردان او . او که مرا صدا زده است .همان اوکه سزاوار پرستش است .من باید بروم .توچه طور آیا توهم به دیدار اومیروی؟

ورویایی دیگر  

امروز نیز ساعت از دوازده کمی گذشته است باید بروم بخوابم . با خودم می گویم آیا کسی هست که مرا بیدار بکند ؟ با یک نوع تاسف ازتنهایی این را در دل گفتم زمان دیروز برای اقامه نمازرا برای دیدارم با الله را با تاخیر میدانستم .وبه خواب میروم . همه جا تاریک است.هیچ جا نبودم . اما یک زنگ تلفن یک زنگ از دنیا مرا وخواب مرا باخود برد و اکنون زمان دیدار رسیده است زمانی که دیگر متعلق به خودم نخواهم بود .

گاهی در دنیا نیز تورا به خود می خواند .

واما برگ سبزی  از رویای بیداری که باید قبل از آغاز مطلب ارتداد ومن برایت آورده میشد ودرادامه این قاب برایت آورده ام 

    ***روز از  مهلت جمعه گذشته است ساعت حدود هشت شب است . دارم قرآن می خوانم . کمی دلشوره دارم ویک غم که رهایم نمی کند  من جمعه را متعلق به کسی میدانم که جهان در انتظار اوست در نماز با جمله  ایاک نعبدو وایاک نستعین  به جنگ  وهم میروم صدبار . در دعا با اوبیعت می کنم ودر غسل آماده شهادت در راه او راه الله .اما امروز او یادی ازمن نکرده است . باغچه جمعه را نخواسته بودم که شخم بزند وااو برایم شخم نزده است .به خواب نرفته ام که از عبادتم غفلت کنم و مرا با چهار  ضربه  از انگشت از خواب بیدار نکرده اند .برای صبحگاه نیزبا در زدن  مرا به نماز نخوانده است دلتنگم وتنها .تنها .نمی دانم چقدر درخودم درگیر بودم و درچراهایم درمانده .که پسرم آمد وگفت تو می دانستی ؟ چه را؟ اینکه هرکس مسلمان  باشد و از دین خود برگردد وبه دین موسی س وعیسی س ایمان ؟بیاورد باید اورا کشت ؟؟؟؟؟؟اورا باید کشت اشتباه نمی کنی .نه .ببین این آیه را بخوان . آیه ای از سوره بقره را برایم می خواند که این عمل ایمان ؟آوردن را با یک جمله از الله که این عمل ( پذیرفته نیست )به حکم اعدام تعبیرکرده بودند . عجب عجب .کسی به ادیان دیگری می پیوندد که در آغاز در دین خود مومن وراسخ نبوده است .کمان ندارم که دین جدید با دین قدیم او تفاوتی داشته باشند خدایشان هم که یکی است پیامبرانشان هم که هردو از سوی الله آمده اند هردو کتاب دارند هر دوازانتخاب شرک وکفر  بعنوان انتخابی در مسیر جهنم می گویند پس چه فرق می کند که این شخص چه دینی داشته باشد ؟واز کدام شاخه آن دین ؟ مسلم اینست که اوهم مانند یکی از ما خواهد بود که از یک طرف الله را می پرستیم واز طرف دیگر الهه زمینی را .ولی را شاه را حاکم را . .آیامگر دین محمد وموسی س وعیسی س وابراهیم س و  ..... از ادیان تسلیم ( اسلام ) نیستند پس چرا شخصی که از انتخاب خود برگشته است ودین دیگری پذیرفته  اعدام میشود ؟ در حالیکه اعلان جنگ هم  به هیچ دین دیگری نداده است وچرا وچراهای دیگر

حالا این منم بی قرار گویی نمی توانم یک لحظه آرام باشم .قرآن هنوز باز است قرآن روزی گواه صداقت رویای من خواهد بود.پس آنچه این جمعه معجزه ها میخواهد گفتن ازچیست ؟ از پسرم می پرسم واو میگویداین شخص را مرتد می خوانند .مرتدآقای قاضی مرتد آقای روحانی؟؟؟؟؟؟؟

واو آمد مردی مسافر وغایب از نظرها .

***نصف هال رانور پوشانده است دیوارها محوشده اند . دیواری از نور این قسمت از خانه را از قسمتهای دیگر آن جدا کرده است . دیواری روشن .او آرام آمد عجیب است از بالا نیامد ایستاده است اورا تاریک می بینم  نه آنقدرکه از روشنایی سواباشد فقط علامت در دنیا بودن اورا حس می کنم از او می پرسم ( ببینید این گفتگو در قلب ویااز غیب وشایداز تقابل دوروح )انجام میشودبا بیانی بی صدا وخاموش می پرسم پس  من باید از ارتداد بنویسم وایشان سرشان را دو بار به علامت مثبت تکان دادند وودر حالیکه به من نگاه می کردند سرشان را پایین انداختند ومن در پشت سر ایشان دیدم سه مرد روشن تراز نور را که گویا از پله پایین می آمدند .پله هایی که دیده نمیشد وهر سه به من نگاه می کردند مردانی سپیدپوش .مردانی غرق درنور .آنقدر محودیدنشان شدم که توقف کردند ودر بالای پله ها ماندند پله هایی از بالا. همه باهم  رفتند دیگر دیواری نیست فقط حس تجربه یک رویا با من قلب بیقرارم را آرام کرده است .آرام .

 در این قابهای وارونه که به پیشنهاد یا دستور آخرین بازمانده مظلوم خاندان پیامبر نوشته شده توخواننده خوب می بینی هرکسی می تواند مرتد ومشرک باشد اما خودش به دوگانه پرستی خویش آگاه نباشد.

********************                 ***********         *********************

 آنچه مسلم است قرآن به ما می گوید اگر می خواهیم سرنوشت خود را تغییر بدهیم باید از تغییر خودمان شروع کنیم . ما ***باید بپذیریم در اسلام  دین خود باید مومن باشیم به اینکه الله همان فقط *یک است وما  همه بینهایت صفرهاییم . صفرهای ناتوان از( یک)شدن .

*    منتظری در انتظار نور

                                               بسم الله الرحمن الرحیم

( قرآن بی تردید راهنمای قابل اعتمادی است برای آنهاکه حرمت خداوند را نگاه می دارند . کسانی که نادیده ها را باور دارند .بنده وار نماز می گزارند ودر آنچه روزیشان کردیم دیگران را سهیم می کنند .هم آنهایی که به راهنماییهای خداوند .چه آنها که برتونازل کرده ایم و چه آنها که به پیامبران قبل از تو وحی کرده ایم ایمان دارند و آخرت را با تمام وجودشان باور می کنند این چنین افرادی در جریان هدایت الهی شان سیر می کنند وبی شک اینان رستگاران حقیقی اند)

آیات یک تاپنج از سوره بقره

اردیبهشت . هیاهویشان تملقهایشان . درغار ( مجلس)به انتظار معجزه خدایشان نشسته اند خدایی که معجزه نمی داند که چیست . میخورد . می خوابد . می نوشد .بیدار می شود میمیرد . ناتوان وعاجز است . بصیرت ؟ را نخوانده است که چیست ؟ نمی تواند از خودش محافظت کند نه زنده می تواند کرد ونه نفس مسیحا دارد نه از غیب آمده است ونه به غیب میرود ونه ازغیب  می گوید. سیاست نمی داند دیانت نمی داند که چیست ؟ آقایان آقایان . فقط می توانم بگویم که گربه هایی که در کوچه وخیابان می پلکنداگر کمی بجنبند هرگز گرسنه نخواهند ماند. چرا تکیه بر وهم شما را سیر نمی کند ؟ به شما بهشت نمی بخشد ؟ شما را فریادرس بی کسان ودر ماندگان وزندانیان بیگناه نمی کند؟

 ایران ما. خوزستان محروم مظلوم وقربانی فراموش شده تشنه درجهنمی ازدود و گرد و خاک وغبار

        

نوشته شده در تاریخ شنبه 10 اردیبهشت 1390    | توسط: منتظر در انتظار    |    | نظرات()