بسم الله الرحمن الرحیم

                                   قاب وارونه ارتداد ومن ( من = شیطان )

                                  به همراه رویاهای صادقه واقعی ( یاد  آوری)        

سلام به تو که با من آغاز راباور کرده ای

در مجادله بحث ارتداد همراه با شما هستم . بحث مهم اجتماعی ودینی .

*(اوهمان کسی است که قرآن را برتونازل کرد کتابی که هم دارای  آیات ( محکم ) است با حکمی روشن وواضح که این قسم  اصل قرآن است وهم دارای آیات  ( متشابه ) است که از نظر معنی  وجوه مختلفی دارند . بدینسان آنها که قلبها و نیاتشان منحرف است بخاطر ایجادفتنه وارائه تفسیری نادرست به سراغ متشابهات می روند .در حالیکه عمق معنای ناب آن هارا کسی جز  خداوند بزرگ نمی داند و آنان که در راه علم ودانش ثابت قدم  واستوار هستند می گویند ما قرآن را باور کرده ایم تمام آن از جانب پروردگارمان آمده است و این نکته را کسی جز اندیشمندان در نمی یابد .) آیه هفت سوره آل عمران

( آیا نمی دانی که فرمانروای مطلق آسمانها وزمین با خداست وشما راهیچ یار و پناهگاهی به جز خدا نیست ) سوره بقره آیه صدوهفت

( هیچ *بشری را سزاوارنیست که خداوند به او کتاب و فرمانروایی ونبوت عطا کند آنگاه به مردم بگوید بندگان من باشید نه بنده خدا .در حالیکه سزاواراست مردمی الهی باشید همچنانکه کتاب خدارا می آموزید ودرس می گیرید .) سوره آل عمران . آیه هفتاد ونه

(بدانید شما همان چیزی را می خواهید که خداوند آن پروردگارجهانیان اراده کرده است )

سوره تکویر آیه بیست ونه

(آنگاه کسی که از مرز حق پا را فراتر نهاده . وزندگی دنیا را انتخاب نموده .جایگاهش جهنم خواهد بود ) سوره نازعات . آیات سی وهفت . سی وهشت وسی ونه

(آن روز حق است پس هرکس بخواهد** می تواند راهی به سوی پروردگارش برگزیند . )

 سوره نباء . آیه سی ونه

* همه ما می دانیم که سر باز زدن شیطان از امر الله در عرش صورت گرفته است .در نزد ولی ( =الله ) وبا آگاهی ونیز عصیان خلیفه برحق او آدم س نیز دربهشت ودر صورتی که به وجود الله آگاهی کامل و گواهی داشته است و در بهشت به وجود ولی( الله ) نزدیک بوده است این سرکشی به تجربه میرسد. وگفتیم که این دو روی سکه از ارتداد انتخابی  بوده است الله هیچکدام  از این مخلوقات را نابود نمی کند .هیچ کدام را به اعدام تهدید نمی کند و فقط اشاره به آینده این دو انتخاب متفاوت ومتضاد باهم  برای این دو مخلوق خود می نماید . می بینید که الله  (= ولی ) جهان هستی هیچکدام را به اجبار به نور ایمان بخود نمی خواند .هر دو این مخلوقات  مختارند وهردو آگاه .  قابل توجه است که دین توحید  درکل  آیات قران بزرگ بر هیچ مخلوقی تحمیل نمیشود یعنی اطاعت از ولی ( = الله ) نیز انتخابی می باشد وعجیب اینکه وقتی آدم س را به خلیفه بودن ویا رسالت دعوت می کند . شیطان همچنان در مقابل این خلیفه مقاومت خود را در ادامه می دهد و در آنجا اولین دشمنی بین ابلیس وآدم نماد  جبری پیدا می کند . ودر دومین عصیان که از سوی آدم وحوا صورت می گیرد ودر بهشت این رویداد بزرگ بشری ممکن میشود  پیامبری که با تمارد با دستورات الله به هویت انسانی یا قدرت بقا از نوعی دیگر در زمین پی میبرد .انسانی که در عرش هویت یافته و مدتی رانیزدر بهشت ساکن شده اکنون خود را  در یک مسیر دوگانه ودر تلاش  برای رسیدن به مکان آغازین زندگی در مبارزه باشیطان درزمین می یاید . عدم تمکین به عظمت الله ( =ولی ) در میان مخلوقات زمین  با اشکال بزرگتری از عصیان آدم وحوا وشیطان نیز دیده میشود تجاوز از مرزهای شخصی . وتجاوز به حدود ومرزهای  دیگران ( میوه یا لقمه حرام در بهشت سهم مخلوقات  دیگری بوده است) بامقام برتری بر همه مخلوقات .والبته  قبول وشناساندن موقعیت یک انسان ویژه که اوهم از گناه مبرا نمی باشد ( جایز الخطاست) .

 حسادت وتوهم که عقل را از تشخیص عاجز می کند منجر به ارتکاب به قتل هابیل به دست قابیل میشود این شروع  عصیان وارتداد در فرزندان آدم است که در زمین نماد ظاهری پیدا می کند و دفن نکردن جسد برادردر خاک ازارتداد  قابیل است  .و چون آدم س پیامبران دیگری هم بوده اند که قرآن از آنها با نام توبه کننده( توابین ) یاد آور میشود . داووددر قضاوت اشتباه می کند .سلیمان با توجه به قدرت افسانه اییش بر مخلوقات ماورایی و نیز جانوران خاک دچار حب دنیا میشود . موسی س اقدام به قتل بی گناهی می کند . محمدص  نجوای شیطان را بادریافت  وحی  از سوی جبراییل به خطا می پذیرد . اماازجمع  همه  پیامبرانی  که به خطا وگناه می افتند . همه خود مسئولیت این خطاها وگناهان را پذیرفته اند و راه را ولو به سهو انتخاب کرده اند . البته بعد از آن از اشتباه وگناه خود توبه می کنندوبرمیگردند.واین انتخاب برتر همواره در قرآن با شکوه تحسین میشود والب است که هیچ کس حتی الله  آنها را مجبور به توبه نمی کند . اگرچه او ولی مطلق وتنها خالق هستی بخش است  .الله  توبه همه را( جز کافر ومشرک )را می پذیرد.پس اجباری در بین مخلوقات برای تبعیت از دستورات الله ( ولی ) وجود ندارد .واگر ما مسلمانان از همه ادیان جز این بیندیشیم ( توبه بدون ندامت وپشیمانی رایک راه حل  اجباری وحق انتخاب را برای بازگشت  از مخلوقات سلب کنیم ) پس  در اینصورت  یک ( مرتد ) خواهیم بود مرتدی که جایگاهش در روز حسرت  روز نا امیدی جز جهنم وعذاب درد آور نخواهد بود.

 البته شیطان مجبور به اظهار ندامت نشد ودر راه خودش  هرگز از انتخاب بزرگ خود باز نگشت .این راه  را باید راهی دانست که همسو با راه شخصی است که برخلاف راه یا صراط الله میرود .شخص باید به تعدی وعصیان خود پی ببرد و به عظمت قدرت الله با دیده بصیرت ایمان بیاورد.

در آیات بالا جمله زیبایی است که الله به رسول اکرم وحی کرده است که می گوید راه انتخابی شما راهی است که الله اراده کرده است . ومگر ما جز راهی زیبا . وبهشتی گلستان وسرسبزبا نهرهای جادویی با هوایی سکرآور را برای خود ومسلمانان  می خواهیم ؟

واین نکته هم جالب است اگر به مقامات نزول آدم از عرش وبعد بهشت ودر انتها بر خاک توجه کنیم  .ذکرنام  عرش .بهشت . خاک در واقع یک راهنمایی است برای نشان دادن مسیر به انسانهای مابعد از آدم س وحوا س که باید بدانند برتر از خاک بهشت است وبرتر از بهشت عرش . وما باید برای رسیدن به مقام اولی تر باید بتوانیم خود را از خاک به بهشت وبعد از آن  بهعرش برسانیم .مقام اولئک المقربین .مقام ملائک .مقام عیسی س.

در مطلب قبل گفته شد که هر مسلمانی الزاما مومن و متقن نخواهد بود . یعنی *ایمان کامل  یک مسلمان محاسبه میشود برای برتری او ونه صرفا اسلام او . و همه ارتداد درمیان گروههایی که به نام بعضی از اهل کتاب در قران آمده در واقع یک نمادی است از تزلزلی که در ایمان مسلمانان ( از هردین ) در میان ادیان الهی در روز تغابن  مورد سوآل قرار میگیرد. رعایت حجاب دستور یا امر اجباری در دین ما نمی باشد اگرچه توصیه به حجاب در قرآن بسیار آمده است و  قرآن با آیاتی که برای حفظ حجاب برای زنان خاندان محمد ص آمده آنرا در واقع به صورت ایده آل برای مومنین پیشنهاد می دهدبرای اینکه انگیزه بشود برای تکامل انسان ایده آل جوی دین .اما بدعت  اجبار .اجبار در پذیرش یک دین خاص . در حجاب وکج روی بعضی از حکومتها از جمله حکومت ایران از دستورات قرآن  اجباری کردن آن را در جمع مسائل  ارتداد قرار میدهد . جادارد دراینجا به تقابل دین نفی دین  توسط حکومت  ایران نیز سخنی گفته بشود که مثلا پخش اذان . یا حجاب اجباری .یا اجباری کردن مشرکانه ولایت در سلسله قوانین ایران دلیل بر ایمان حکومتیان وخواص  ایران نمی باشد افراط وتفریط در فساد وتباهی  و ظلم و دل بستن به دنیا از شاخص کفر محسوب میشود به دلیل آنکه پا را از حدود ومرزهای  **حق فراتر گذاشته اند به آیه  سی وهشت از سوره نازعات  در بالای مطلب توجه بفرمایید .( مرتد = دنیا طلبی که پا را از حدود ومرزها ی *حق فراتر گذاشته است   وارتداد =  رد کردن حکم الله . باتوجه به این آیه)

 زندانی کردن مجرمین نیز از ارتداد است . هر کس باید هر جرمی دارد باتوجه بدان جرم کیفر ببیند وبه محض کیفر دیدن واجرای حکم او این شخص از گناه پاک میشود ومورد بخشایش  الله قرار میگیرد و چون مسلمانان دیگر که گناه یا جرمی انجام نداده اند باید با او رفتار بشود ( گناه یا جرم او محو میشود به دلیل تسلیم بودن در مقابل رای وحکم الله ) و اما نمی توان حق زندگی را در میان مردم ولو به مدت یک روز از اوسلب کرد تا مثلا نوبت  وزمان ادای حکم او فرا برسد یا اورا شکنجه کرد قصاص در مقابل قصاص. دست در مقابل دست . پا در مقابل پا و...........ومی بینید که فرعون به عنوان نماینده شرک یوسف  س را زندانی می کند . یعنی اینکه عمل  زندانی  کردن فرعون از شرک  اوست. حکومتهای وقت نیز امامان معصوم ما را در زمان امامت  خودبه دلیل به خطر افتادن قدرت حاکمیت خود و رواج دین در میان مردم زندانی می کنند . زندان . یک تمارد است نسبت به بهره بردن از حق الهی از زندگی انسان .چون دین ما سلطه هر حکومتی را بر عامه مردم رد می کند .ولایت وبرتری انسانی را بر انسانهای دیگر نفی می کند و این چنین حکومتی را ظالمانه و باطل  می داند وحکومت را جز بر برگزیدگانش حرام می داند مثل حضرت سلیمان نبی س.( واین حضرت در دعای خود از الله می خواهد که بعد از اوهیچ  پادشاهی توان برابری با پادشاهی اورا نداشته باشد ومی بینیم در متن قرآن ما بعدازاین دعا با پادشاهی هیچکدام از پیامبران برخورد نمی کنیم واین پادشاهی به نام سلیمان س انحصار پیدا می کند بله الله همیشه بهترین رابه برترینها در راه حق می بخشد) .         بسم الله الرحمن الرحیم

(یا ایها الذین آمنوا . اطیعوا الله واطیعوا الرسول واولی الامر منکم .)سوره نساءآیه پنجاه ونه

 ای  ایمان آورندگان اطاعت کنیداز الله ورسول الله ( رسول الله)  و آنها که در امور شما اولاترند واز خودتان هستند . اول الله بعد پیامبران او ( موسی س. عیسی س . داوود س . ابراهیم س .و........ ..ومحمد ص .بعد هم از میان جمع  خودتان ازمیان ایمان آورندگان ودر درجه ایمان از اولین ها .باید ایمان آورندگان از  اولهای مومن  ونه ازیک اول ونه از یک مومن در ایمان بلکه همه ایمان آورندگان  از جمع مومنان آنها را که درجه بالاتری دارند در ایمان   پیروی بکنند .می بینی که در این آیه از *حکومت یک جمع ویا یک فرد و به صراحت از پیروی ودنباله روی از یک فرد سخنی گفته نمیشود . اینکه این آیه را در خدمت حاکمیت یک فرد بر کل مسلمانان  تحریف کنیم ارتداداست  وتایید کنندگان آن  حاکم نیز مرتد محسوب میشوند آیا اکنون به بیعت نکردن امامان معصوم با خلفای حاکم بر مردم زمان خودشان پی بردید ؟ آنها هرگز با پذیرش حاکمیت یک فرد بر امور مسلمانان بیعت نکرده اند. اسلام همه ادیان حکومت فرد  زمینی را بر مخلوقات  رد می کنند وباطل می دانند . بی نهایت متاسفم از این همه اوهام.  

 از ایمان آورندگان .نه از مسلمون .( مسلمون در اینجا از اولویت وبرتری ساقط میشوند بواسطه همان موارد ازطرد گروههایی که در میان مسلمانان همه ادیان در اکثریت انکار کنندگان حق قرار می گیرند ) از نظر دین . گروههایی که در دین اسلام محمد ص و همه ادیان دیگر آمر به باطل هستند .  حکومت خود ونظامشان را برنماز وعبادت الله وحق الهی اوجب می دانند .مسلمانانی که در موقعیت از بین رفتن حق  وتضعیف  حق مسلمانان هموطن خودرا مسئول نمی بینند .مسلمانانی که دین را برای خدمت به ستمکاران حاکم قلب می کنند . بی گناهان را به دلایل ابراز حق خواهیشان به حصر وزندان محکوم می کنند .قضات وروحانیتی که رای حلال مردم راقربانی اهداف استبدادحاکمیت جابروباطل می کنند ومسلمانانی که قرآن را برای خوشایند حکومت تحریف وبه لوث می کشانند و کلیه کسانی که از متجاوزین به حقوق عامه مردم . از دزدان بیت المال  واز دروغگویان دفاع می کنند  ومهمتر آنکه از ولایت یک انسان بعنوان جانشین الله در زمین دفاع می کنند وبی مهابا قتل می کنند ؟؟نیزاز بعضی ازگروههای اهل کتاب می باشند.......و همه این مسلمانان ( گروههای اهل کتاب که مدعی دین برتر  هستند ) ازالگوی ویژه برای پیروی دیگرمسلمانان ومومنین مبری و مردود شمرده میشوندو اطاعت ازآنها باطل و رای آنها نیز  پذیرفته نیست. .پس درجه ایمان  یک مسلمان  برای اولویت در اطاعت بسیار لازم وبرای اطاعت دیگر ایمان آورندگان شاخص تلقی میشودومقام  ایمان بر اساس کتاب الله  مورد قضاوت قرار می گیرد ومی بینیم که بعد مکان وبعد زمان ومقام دنیایی دردرجه این افراد دخیل نمی باشد .این ایمان آورندگان ممکن است از خاندان نبوت  محمد باشند (چون معصومین ) یا حواریون  دین عیسی مسیح س باشندویا آسیه ای درون کاخ فرعون باشند وبعید نیست از اشخاص مومن گمنام در سراسر گیتی باشند .از کدام دین بودن . ازکدام کشور بودن .سفید بودن.سیاه بودن .از عوام یا خواص بودن  شاخص نیست درجه ایمان امتیازاست ایمان آورندگانی از میان مسلمانان ادیان موسی س .عیسی س . ابراهیم س ومحمد ص رسولان دین حق . ببینید در این آیه اشاره به نام هیچ دین خاصی نشده است پس سوء استفاده از این آیه برای یک دین خاص ارتداد محسوب میشود . نمایشی از خط مشی ء اتحادو وحدت بین ادیان . پیوستگی وارتباط دینی مابین پیروان  ادیان الهی .با سلطه ایمان به حق در علم وعمل . و ایمان آورندگان همه ادیان ملزم به اطاعت ازالله و رسول الله و مومنین از یکدیگردر همه ادیان  الهی هستند  و حاکمیت انسان را برانسان نفی می کنندوآیا مگر جز ایمان آورندگان کس دیگری بر اطاعت ازالله و رسول او واقف و در اولویت هستند . این همان برنامه ابلاغ ودعوت است در خدمت هدایت  به سوی تکامل در اسلام .



باید گفت که به دلیل ازدیاد مسلمانان از گروههای اهل کتاب که به روشهای مختلف در انکارحق مصر هستند ایمان آورندگان در ظاهر در قلت ودر نیرو وقدرت برتری در اکثریت هستند .برای مثال به جای دوری نمی رویم به منزلت اسلام در ایران ما توجه بفرمایید به واقع جای اسف فراوان دارد که مدعیان بصیرت با  سلطه وهم انگیزخود و ایجاد تبعیض طبقاتی ( خواص وعوام) جامعه دینی را ناتوان از همراهی با مردم کرده اند .بله ایمان آورندگان و نه جارچیان  دروغین عدالت و آزادی در اختیار. در انتخاب .  آری. آری فقط یک ولی الله .الله .الله واکثریتی درصف ارتداد .

واما در سوره ای از قرآن .از حصر زنان آمده است در خانه . ببینید امنیت وایده آل یک گونه از حبس  شرعی را در قرآن .در کمال راحتی .با خانواده زیستن . وسلب نکردن حق زندانی یا محکوم .در بهترین وضعیت  از زندگی یک شکل از زندان است که قران بدان مثال میزند .اما ما در اسلام محمد ص  بودن یا ساختن یا صحبت از  چنین زندانی را برای مسلمانان مجرم و مرتد نیز در قرآن نمی یابیم پس  سنت جاهلانه زندان وزندانی کردن یک مجرم ازارتداد محسوب میشود . وعجب دارم که سنگسار نیزیکی از روشهای تنبیه پیامبران توسط حکومتگران ودشمنان دین است اما به عنوان حکم الهی در اسلام ( نظام من ) ؟وارد وبصورت یک قانون درکشورما اجرا میشود. ارتداد = رد شدن . قبول نشدن .پذیرفته نشدن .در لوا و حجابی از دین  . در پناهگاه امن و آرامش دین برعلیه الله برخاستن .همانطور که در عرش که جایگاه خاص الله است شیطان در میان ساکنان آنجاکه مورد حمایت الله هستند سر به تمرد بلندمی کند ویا آدم س وحواس در بهشتی که خاص مقربین الله هست وبه نام  سرای آرامش وامنیت  بدان اشاره شده  به عصیان برمی خیزد در جایی که از حمایت کامل الله برخوردار هستند .   

  امروزبا آنکه اطلاعات معنوی دینی درانسانها ازگذشته بیشتر است اما بسیاری ازما خود را در غباری از شرک وکفر گم کرده ایم .در امروزما انتحار . خودسوزی .انواع خودکشی .اعتصاب غذا.خودکشی اعتراضی ؟ بصورت سمبلیک  راهی برای به کرسی نشاندن حرف خود ویا قشر . حق  پایمال شده خود ویا یک گروه. رای جمعی وانتخاب  عامه مردم  شده است  واقدام به عمل هر کدام از این جلوه های قابل  تعلیم و آموزش نیز ارتداد محسوب میشود وکننده آن نیز مشمول عذاب دردناک .جهنم . جهنم . از آنجا که الله ممیت است فقط الله میمیراند . واینگونه اعمال در واقع تمارد است در مقابل الله ممیت .

( ویاد آور هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت می خواهم بر روی زمین خلیفه ای بیافرینم . آنها گفتند .ای خداوند بزرگ آیا می خواهی موجودی را بر روی زمین بیافرینی  تا زمین را به فساد وتباهی کشد  وبه ناحق خون بریزد .حال آنکه ما خودمان  تورا به حکم ستایش تسبیح  می گوییم  وهر* لحظه تقدیست می کنیم وخداوند دانا گفت . *من چیزهایی را می دانم  که شما از آن بی خبرید .) سوره بقره آیه سی  

دراین آیه نیز چندمطلب بزرگ نهفته است .* آنکه فرشتگان وساکنان عرش از قتل مخلوقات دیگر معذور وناتوانند .امادر این آیه آنها ازخلاقیت انسان در زمین کلامی بر زبان نمی آورند واین نشان می دهد که آنهاامکان توانایی درخلاقیت را دارندبادم .با نفسی از روح خود و  *هویت ومنش واقعی انسان در نزد کائنات برپایه فساد و مرگ وانهدام انسانهای دیگر توسط نوع بشر متصور است  و*دیگر مورد هم رازی است که بعدها با عصیان شیطان و آدم س وحواس وجدال دائم حق وباطل برفرشتگان نیز روشن میشود .

فساد .قتل .ارتدادانسانها ؟وپیامبرانی مخلوق ساکنان عرش وعیسی س مسیحا نفس از دم یک رسول بزرگ آسمانی به نام روح.وناتوانی او از اجرای حکمی که بر قتل یا اعدام استوار باشد با فرامینی انبوه برای ما انسانها از عشق ودوستی . نمایشی از تسلیم کامل از یک مخلوق که از خاک آفریده نشده است .واما نوع دیگر از تسلیم محمد ص که  به اراده وخواست الله می تواند افراد عصیانگر مسلح را که برعلیه دین ( فقط دین ونه نظامی که اساس وبقای حکومت  آن  وهم برتری یک نوع لباس خاص یایک طبقه خاص مثل خواص یا موبدان یا خاندان ؟) باشد و برعلیه الله  وحق شورش می کند با فرمان وحی .وحی الله آن ظالم یا رامشرک بکشد.این مرز بندی بین حق وباطل بسیار مهم است در تسلیم .

( و مردم کشور ما . ای شمادرجهان امروز سر آمدان تسلیم  ای معترضان  خرداد ایرانی )

کتاب الله را آموختن ودرس گرفتن از آن برای عبور از ابتلاء به ارتداد ( سوره آل عمران آیه هفتاد ونه ). درصورتیکه ما بیمار نشده باشیم .بیماری ناشنوایی .بیماری نابینایی در یک کلام بیماری نفهمی که ما نفهمیم چرا الله در قرآن از تحریف کتاب موسی س توسط بعضی از اهل کتاب  دین یهودیت ویا تحریف کتاب مسیحیت به دست علمائ دین یا همان قشر وگروه مرتد بعضی از اهل کتاب دین عیسی س میگوید.ما پیروان دین محمد ص نمی توانیم  واز دانش مانیست که این امر ضد الهی را هشدار به خود ندانیم  این کتاب الهی( قرآن ) تعلق به همه ادیان الهی داردواگر آیاتش را به علم وزعم خویش  تفسیر نکنیم آیات آن را بازیچه افکار واندیشه های خاص یک گروه خاص نکنیم دعوت وابلاغ این کتاب بزرگ به پیروان دین ابراهیم وپیروان دین عیسی . به یهودیان دین موسی وهمچنین به مسلمانان  داوودو...... همه ادیان دیگر نیزتعلق خواهد داشت.بله تفسیر قرآن .تورات .انجیل . زبور و....اگر در جهت برنامه ها و ایده آل های خاص یک گروه خاص یا یک حکومت خاص صورت بگیرد ویادر یک اشاره آیات آن تعبیری  دنیایی پیدا بکند از ارتداد است وحذف آیات قران (یا  انجیل . تورات و زبور و..........)تعبیر سودجویانه آیات آن ویا تغییر در ادراک از مفاهیم آن که برای شنونده (وهم ) انگیز بشود وتفسیر نادرست را القا بکند نیز فتنه در دین یا انحراف وشرک محسوب میشود . اینکه یک گروه خاص یا گروهی از اهل کتاب  به نام الله ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یک انسانی را وجود الهی ببخشند واورا بر دیگران اولی بخوانندو یا یک گروه خاص را به بهانه ( از خواص بودن ) ویا تمایز لباس آنها.پست دنیایی  . آنها رابه نام دین بر دیگر انسانها حاکم بکنند نیز ارتداداست زیرا حاکمیت انسان بر انسان دیگر حرام وباطل است  وباعث سلب آزادی .سلب اختیار وانتخاب ( = امتیازات خاص انسان ).سلب حقوق انسانی .الهی  ویا موجبات جبر ( تشکیل امت واحده ) یا همان مدیریتی کردن جهان دین بر رای یک قشر خاص یا یک مذهب خاص میشود باید پذیرفت که حاکمیت یا ولایت مقتدرانه خاص الله است پس تعبیر سوء از آیات کتب الهی درهمه ادیان باطل است  وپذیرفته نیست . در قرآن ازاسم مسلمون  . از نام ایمان آورندگان  زیاد آمده است .

از صراحت گفتار وروشنی بیان آیات اشاره به نام مسلمون و به نام مومنین خاص این چنین می توان نتیجه گرفت که اشاره به اولی الامر خاص دین بزرگ ما نیست بلکه به مسلمون ومومنین همه ادیان الهی اطلاق میشود . ختمی بر کتب الهی .خاتمی بر پیامبران .وطرف کلام وصحبت  گوینده این کتاب  همه جهان دین . همه جهان تسلیم. و  احدی حق ندارد که این کتاب را در مسیر اندیشه سودجویانه خویش معنی وتفسیر بکند . اگر من منتظربگویم که تفسیروتعبیر  آیات کتب الهی حرام وباطل است نیز سخنی به مبالغه نگفته ام . ارتدادتحریف  درکتاب  یک دین یعنی گمراه کردن مردم ناآگاه یعنی تزریق الزایمر دینی  .

( قسم به قرآن پند آموز .) آیه دو سوره  ص

( اما کسانی که به حقایق ایمان آورده وعمل کردی نیک وشایسته دارند وبه قرآن حقی  که از جانب پروردگارشان ایمان دارند .خداوند گناهانشان را می پوشاند وکارهایشان را اصلاح می کند .) سوره محمد ص آیه دو

*پس  تکیه به  حقایق و کتاب  قرآن از روی ایمان ما رامورد عنایت وحمایت الله قرار میدهد . آیا این  چنین آیات  روشن وصریحی ازقرآن  تفسیر می خواهد ؟.

( هیچکس در حقانیت آیات الهی مجادله نمی کند مگر کسانی که به حقایق کافر شده اند .مراقب  باش جولان دادنشان در شهرها وقدرت نماییشان  باعث فریب تونشود. ) سوره غافرو آیه چهار

این آیه زیباترین نمونه از شکل وارائه ارتداد را توسط حکومتهای ضد الهی نشان میدهد قدرت نمایی درتلقین جامعه به ناتوانی وعجز خود . ایجاد تفرقه با مجادله  ساختگی ( یا همان تفسیر وتعبیر والقاء جبر  درفقر .در جهل . در وهم یاعوام فریبی .و...درجهت کمک به حکومتهای خودکامه )در آیات کتب الهی نیز عظمت و برتری حق را نمی تواند ازبین ببرد ونمی تواند نور حق را نفی کند . ارتداد خواننده خوب یعنی حق را انکار کردن .حق را تحریف کردن . حق را باطل جلوه دادن وباطل را مترادف حق خواندن . حرام را حلال خواندن وحلال را حرام کردن . ارتدادیعنی جنگ با حق .با الله بانور ورها کردن انسانها در تاریکی وجهل  .وچه زیباست اگرایمان بیاوریم به اینکه

 الله ریا و عوام فریبی ستمکاران وظالمانی  را که (دین) را دستاویزی برای سروری و حاکمیت خود بر خلق الله قرار می دهند را می بیند . می شنود و بطلان آن را با حاکمیت  وبرتری حق پاسخ خواهد داد.           

* در پایان این مطلب خواننده خوب شما را به مطالعه قاب وارونه ارتداد ومن در آینده دعوت می کنم         

*****************************                 ****************************

خواننده خوب در این قسمت از مطلب رویاهای صادقه می خواهم تورا به نوعی دیگر ازارتباط به دنیای رویاببرم واز تاثیرو دخالت رویا در زندگی روزمره وبه عنوان کمکی در انجام امورات شخصی آشنا کنم .

*خوابم گرفته است ونمی توانم در مقابل نیروی این خواب مقاوت کنم . نمیشود .اما دغدغه رسیدگی به یک سری ازکارهای منزل به من فرصت واجازه اندیشیدن به خواب رانمی دهد .

من باید در ساعت ده ویا ساعت ده وده دقیقه بیدار می بودم تا بتوانم غذای ناهار را بپزم . خانه داری زیباترین کاردنیاست به عقیده من .اما چه کنم باید بخوابم .به شمانیز گفته ام که اراده من در زمان به خواب رفتن وبازگشت از خواب دخالت ندارد.واگرچه باتاخیر  به خواب میروم .

**اینک درخوابم .وعجیب در خواب مهمان برایم آمده است .آنجا نشسته است . روی صندلی . وروی میز وسط هال برای این مهمان ناخوانده رنگینک با نان گذاشته ام ؟مردی است که اگرچه چهره اش آشناست اما آشنایی با این چهره بهره بردن از یک ماسک را به من القا می کند و در چشم من خواب.به چهره انسان زمینی شبیه میماند تا چهره واقعی فرد مورد نظرمرا  .این را گفتم برای اینکه بدانی گرچه من چهره آن فرد را آشنا می دیدم امادر تشخیص باورم اورا یک شخصی می دانستم که زمینی نیست . چاق بود .سفید پوست بود این سفیدی برای من با  رنگ سفیدی که تومی بینی تقاوت دارد و این رنگ  برای من زنده است زنده .  و اندام او با فشارونا خواسته در جسمش قالب شده بود .این آن چیزی است که من می دیدم . بماند .

با ولع نان را با خرما می خورد در کمال تعجب خوشحال نیز هستم که بدینگونه بی تعارف غذارا می بلعد. مهمان است دیگر وحبیب الله . در حین  خوردن  باتاکیدمیگوید(من رنگینک با نان می خورم .)یعنی که در خوردن آن برای من حرفی نیست . من باید بخورم  . می خواهم  به اومهمان نوازیم رانشان بدهم .می گویم که ما برنج با خورشت هم داریم ...( من آنرا پخته ام . آماده است برایت بیاورم ؟)

در حالیکه همچنان با اشتها غذایش را می خورد باز تکرارمی کند ( من رنگینک هم میخورم ) یعنی اینکه با آوردن چلو وخورشت حرفی ندارد .ومن در یک چشم برهم زدن غذای پخته شده  چلو وخورشت را برایش روی میز می گذارم .واوهم شروع به خوردن می کند این بار هم با اشتهای زیاد.اکنون من دارم به خوردن او دقت می کنم .به غذایی که روی میزاست .برنج .برنج .پشتم را به او می کنم او همچنان در حال خوردن است اما من دارم به خودم ( آن  من خوابیده در دنیا ) خیره نگاه می کنم  احساس می کنم یک تاریکی دارد به سراغم می آید چشمهایم در تاریکی است .  حس می کنم یک کاری را باید انجام بدهم .اما غذای من که آماده بود ؟به آشپزخانه نگاه می کنم . آن چیز چیست ؟ آن تردید از چیست؟ تاریکی . نمی توانم جلوتر از این بروم مثل این میماند که  اگر جلوتر بروم به دیوار نامریی برخورد می کنم . آن یکی خودم را می بینم .در آشپزخانه است ایستاده است مرا نگاه می کند کمی دلشوره دارد هردو به هم نگاه می کنیم هنوز دارم به خودم نگاه می کنم .

من هم دارم او را از پشت این دیوار نامریی بلورین؟ می بینم او در تاریکی است کمی پرسش گر به نظر می خورد .شاید مستاصل است یا دلشوره دارد نمی دانم .او در تردید ودر تاریکی است ومن نیز چون او اما در روشنایی ایستاده ام . آن مرد هنوز می خورد .می دانیم (اوکه در خواب است واو که در دنیاست  )  به سختی تحمل می کند که  خودش را  به جای انسان جا بزند .  منتظر است  ومن  درتاریکی نیز  منتظرم .احساس خنکی به من دست می دهدو......نور.نور زیاد

*بیدار شده ام مهلت خواب من تمام شده است .و ساعت ده وده دقیقه است من باید بروم آن برنج چلویی  را بار بگذارم وخورشت را آماده کنم

 از الله ممنونم که  حتی در خواب  مرااز عشق ودوستی خود محروم نمی کند .او که برای من بیشتر از اینکه الله باشد یک دوست استثنایی اما تنهاست .

* باز قرار است دراین رویا یکی از امورات آشپز خانه را انجام بدهم .خورشت را روی  اجاق بار گذاشته ام وبه سراغ قرآن آمده ام  .من باید ساعت یازده ونیم (حتما ) قبل از آمدن آقای خانه به منزل بیدار بشوم .وبالاخره به خواب میروم با کمی دلشوره که مبادا غذای ظهر از خوردن بیفتد با...

**اکنون در خوابم .هیچ روشنی نمی بینم .همه جا تاریک است خودم را نمی بینم .گویا همراه من نیست .چه مدت در خوابم نمی دانم اما نه یک کسی بالای سرم سایه انداخته است .زیر چشمی او را نگاه می کنم اما چهره اش رانمی بینم .احساس خنکایی عجیب می کنم . روشنایی را می بینم . چشمهایم  نیمه بازند .اما نمی بینمش . در خوابم . ناگهان کسی با انگشت  اشاره اش ناگهان ضربه محکمی به شصت پایم می زند اورا می بینم اگرچه در یک نگاه سفید سفید.

*بیدار شده ام .او را نمی بینم .اوکه مرا بیدار کرد .اما هنوز احساس ضربه ای که انگشت پایم زده است تازه است وساعت ؟ دقیقا ساعت یازده ونیم است .هنوز چند لحظه ای نشده است  که صدای زنگ در به من می گوید که ؟. به گمانم شما هم این را بدانید که چه کسی پشت در است؟

 **من منتظر سالهاست به خواب میروم وبرمی گردم رویاها با زندگی واقعی من همیشه در مسیری به سوی نور درخاک  و در دنیای ماوراء در جریان بوده است  اما

 هرگز باور نمی کنم که با انکار حق بتوان رویای صادقه را تجربه کرد .باور نمی کنم که با تایید جنایات وگناهان وپذیرش یک جانشین زمینی  بتوان برزخ را دید. باور نمی کنم که با لوث عامدانه  شخصیت یک پیامبر  با هویتی الهی  بشود * الله را دید .من منتظر نمی دانم آن جهنم این گروه دنیا طلب  که برای دشمنانشان ساخته اند کجاست ؟.نمی دانم آن بهشتی که برای دوستانشان ساخته اند کجاست ؟

وبرزخشان کجا قرار دارد؟ .وچرا حتما باید به زبان عربی در بهشت  خاص خودشان تکلم بکنند ؟. چرا من نمی توانم به برزخ آنها بروم ؟.چرا من نمی توانم به بهشت آنها بروم؟ .توهم برتری جویی چشمهایشان را  از دیدن حق کور وگوشهایشان را از شنیدن حق کر کرده است .آیا تو می دانی  چرا می خواهندمردم ایران را به بهشت وجهنم خدای دروغینشان بفرستند؟ .خدایی که همانند ما انسان است وهمه همنوعانش می توانند اورا ببینند که عاجزانه وناتوان به دنیا وقدرت چسبیده است ؟وهیچ مخلوقی از مخلوقات آسمانها وزمین از او فرمان نمی برد؟  آیا تو می دانی پیامبران دروغین این خدای  دروغین کجایند؟ آیا تو می دانی انسان  مخلوق زمینی نمی تواند ( الله ) خلق بکند ولواز جنس خاک باشد

ای  شمایان بعضی از اهل کتاب محمد ص  ای مرجع در شورای نگهبان  .وای مرجع  درخبرگان رهبری .ای روحانیون .ای قضات ناداور  چه بلای عظیمی را بر مسلمانان حاکم کرده اد؟ آیا تو ای هم نوع من می دانی تو به جرم ارتداد مسئولی. مسئولی.

                                                     منتظری در انتظار نور

                                                  بسم الله الرحمن الرحیم

( ویاد آورید آن هنگام را که از شما پیمان گرفتیم که خون یکدیگر رانریزید وهمدیگر را از خانه و دیار خویش آواره نکنید وشما به چنین پیمانی اعتراف کردید وخود گواهید .اما اکنون این شمایید که همدیگر رامی کشید وعده ای را از خانه و کاشانه اشان آواره می کنید وبرعلیه آنها تجاوز کارانه وبه ناحق متحد میشوید وهرگاه به اسارت شما در آیند برای آزادیشان فدیه طلب می کنید ؟ حال آنکه از اساس بیرون کردنشان از سرزمینشان بر شما حرام بود . آیا فقط می خواهید به بعضی از آیات خدا عمل کنید وبرخی را انکار کنید ؟ بدانید جزای کسی که این چنین عمل کند چیزی جز خواری  وذلت در دنیا نیست  وبه خاطر دست آوردشان  در روز قیامت به اشد مجازات محکوم خواهند شد بدانید خداوند از عملکردتان غافل نیست .اینان همان کسانی هستند که زندگی دنیا را به بهای از دست دادن آخرت خریدند .وبه خاطر این تجارت زیان بارهیچ عفوی شامل حالشان نمیشود وکسی توانایی نجاتشان  از عذاب راندارد .)

 سوره بقره آیات هشتادو چهار . هشتاد وپنج . هشتاد وشش )

(به آنها بگو اگر راست می گوییدکه بهشت خدا وحیات جاودان فقط ویژه شماست نه مردم دیگر .پس آرزوی مرگ کنیدتا زودتر به وصال خویش برسید .و*هرگز آرزوی مرگ نمیکنندزیرادستاوردشان زشت وپلید است وخدا ستمکاران را خوب *می شناسد )

 سوره بقره آیات نود وچهار ونود وپنج

اردیبهشت. همه ملتها باید بدانند بت شکستنی است .

 ایران ما .خوزستان .ای الهه نظام من .حاکمیت  یک انسان زمینی بر دین الله و بر مخلوقات الله یک توهم ویرانگر است همانطور که حاکمیت شیطان برجهنم وبهشت  مخلوقات الله از خود فریبی او بود واورا از اهل جهنم ساخت . خدایی بر مخلوقات الله واحدبر تو ای الهه باطل وحرام است.  

*سال روز شهادت مظلومانه هموطنان کرد را به خانواده های نستوه  این شهیدان وبه ملیت کرد ایرانی تسلیت می گویم

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 19 اردیبهشت 1390    | توسط: منتظر در انتظار    |    | نظرات()