بسم الله الرحمن الرحیم

                                                   قاب وارونه( ارتداد ومن)

                                                   و رویای صادقه ( امید )

سلام به تو  همراه سبز من که

می توانی

* قبل از آغاز  نوشتن این قاب  ازاینکه در مطلب بحث ومجادله ونقد ارتداد در ادیان الهی همراه با من شده اید از شما تشکر می کنم .

  در مطالب قبل ازحق انتخاب در مذهب . راه . بهشت وجهنم . دنیا ودین . حق وباطل ونقش آن در عرش و بهشت و احیا سرنوشت انسان زمینی  و اینکه همه ما انسانها قبل از تولد به یگانگی وتوحید گواهی داده ایم ( آیه صد وهفتاد ودو آل عمران) واز تغییر نام ابلیس به شیطان . از خوردن لقمه حرام توسط آدم وحوا در بهشت . از تغییر نام انسانها به ستمکاران که دربعداز انتخاب راه از سهم شیطان شده اند.ازضرورت توبه وبازگشت بعد از رد شدن از حق ( ارتداد )و نقش تحریف درمعنی آیه مهم (سوره نساء )  به طور خلاصه گفته شد .اما این بار من با نگاهی از نوع دیگر به این آیه مهم که مورد سوء استفاده برای عده ای از اهل کتاب( علی الخصوص مدعیان بصیرت در حکومت ایران ) شده است نقد آن را در مطلب این قاب برای شما می آورم . با من همراه بشوید با نگاهی به رای قرآن  بزرگ .به اسطوره های شرک وکفر داعیان عدل .داعیان ولایت در عصر غیبت .

*( واینگونه نیست .به پروردگارت قسم که اهل ایمان نیستند مگر آنکه در نزاع واختلاف خود تورا به قضاوت وداوری بطلبندکه در این صورت مطمئنا از حکمی که تو می دهی ناراضی نشوند وکاملا تسلیم آن گردند . ) آیه شصت و پنج .سوره نساء

( آیا نمی بینی آنها را که گمان می کنند به آنچه که برتو وقبل از تونازل شده ایمان دارند در حالیکه می خواهند قضاوت وداوری را به طاغوت واگذارند وحال آنکه به آنها امرشده بود که به طاغوت *کافر شوند.بدانیدکه شیطان می خواهدآنها را گمراه وحیران کرده وبه بیراهه های دور از *حقیقت بکشاند .) سوره نساء . آیه شصت.

قبول قضاوت وداوری پیامبر وگفته الله ( آیات قرآن ) ولو آنگونه که موافق با خواسته آنها نباشد توسط مومنین . تنها راه تشخیص مومنین از اهل کفر واز بعضی از اهل کتاب

( یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله واطیعوا الرسول و اولی الامر منکم فان تنزعتم  فی شی ء فرودوه الی الله والرسول ان کنتم تومنون بالله والیوم الا خر ذلک خیر واحسن تاویلا .)

 سوره نساء آیه پنجاه ونه

 *( ای کسانی که حقایق را باور دارید ( به حقایق ایمان آورده اید)از خداوند اطاعت کنید ).

از الله که یکی است. الله بایدانتخاب بشود وپذیرش پرستش الله جبری نیست.الله همتای زمینی ندارد . به شکل بت نیست . الله کور وکر نیست .راه می رود .حرف میزند.بیناست . شنواست . نمی میرد .نمی میرد .زنده می کند ومیمیراند .انتخابگر است .حق است . می آفریند احد است واحد است .

*ای ایمان آورندگان ( از پیامبر اطاعت کنید)

پیامبر که انتخاب شده است .برگزیده است رسول است .کتاب دارد . کتاب پیامبر مبین کلام الله است کدام پیامبر ؟ کدام پیامبر ؟ از آدم تا خاتم همه پیامبرند . پیامبران چون الله واحد نیستند . گاه زمینیند گاه ساخته شده در عرش  .نمی توانند تولد ببخشند ( اگرچه عیسی س مردگان را احیا میکرد اما نمی توانست یک انسان راخلق بکند ) پیامبر ناتوان است . توانایی پیامبران در قلت است اما نیروها واستعدادهای پنهان آنها از حق است و عظمت حق در اکثریت .الله یاور آنهاست ولی آنهاست جمیع پیامبران  برای ابلاغ ودعوت دین الله انتخاب شده اند . پیامبر نیز یک انتخابگر است در محدوده قدرت های مافوق بشریش که از سوی الله بر او به عنوان معجزه جبری میشوند .برای اثبات . برای  دیدن تفاوتها  .الله برای آنکه دیگران را به سوی برتری واولویتها ی ویژه انسانی هدایت کند .معجزه  را بر پیامبرانش عرضه می کندپس معجزه نمادی از قدرت الله است همانطور که خلقت آدم س یک معجزه بود .آدم س نیزتوبه کرد .

*ای ایمان آورندگان  (اطاعت کنید ازانسانهای اولی وبرتر در ایمان درامور خودتان ).امورخودشان ؟ امور مومنان.

 ایمان آورندگان باید از الله وپیامبر اطاعت کنند و از کسانی چون خود که در ایمان برترند . درجه ایمان . درجه تقوی نیز هست. ایمان آورندگان از گروههای خاص ومنکر ( اهل کتاب) در ادیان الهی نیستند . ایمان آورندگان ادیان الهی باید از همدیگر اطاعت کنند .

*ای ایمان آورندگان (واگردرچیزی اختلاف کردید .برای داوری آن رانزد خدا وپیامبر مطرح کنید چنانچه به خدا وروز حسابرسی ایمان دارید.اینکاربرای شما خیر وعاقبتی نیکو دارد . )

سوره نساء آیه پنجاه ونه

* ( قبلا این آیه را آیه پنجاه از سوره نساء خوانده بودم .شماخوبان عذر مرا بپذیرید . )

اختلاف . نزاع . مجادله . در بین ایمان آورندگان .ایمان اورندگان از همه ادیان .به طور خاص در یک دین یا به طور عام ایمان آورندگان در همه  ادیان . در اینجا الله دیگر از رجوع  برای حل مسائل ومشکلات وموضوع مطرح نزاع واختلاف وبردن آن به نزد ایمان آورندگان دیگر نمی گویدومی خواهد این اختلاف در بین ایمان اورندگان عیسی س باشد ویا ایمان اورندگان دین خاص محمد ص باشد ویا اختلاف مابین ایمان اورندگان دو دین  یا چند دین باشد . باید مشکل ومسئله مورد سو آل در اختلاف ونزاع در نزد الله ( ببینید در بدو باید به الله رجوع بشود .الله ) وبعد به پیامبر . کدام پیامبر .؟ مطمئنا هر پیامبری رای دیگر پیامبران را تایید می کند .بله اعتمادبرای حل وفصل اختلاف مابین ایمان آورندگان  از ایمان آورندگان سلب میشود وبه الله وپیامبر رجوع داده میشود.

رای پیامبردر هردین رای الله است . پیامبر هردین اسلامی یک واسطه است و پذیرش رای اوتسلیم محض می طلبد . ببینید این سوی قضیه را اگرمومنان از رجوع به  مومنان دیگر معذور بشوند از رجوع به پیامبر معذور بشوند تنها راه باقیمانده رجوع به کتاب الله است می خواهد این کتاب قرآن باشد .می خواهد کتاب موسی س باشد ویا کتاب عیسی س . این راهی است که  الله به پیامبردین مامحمد ص در قرآن برای تعیین رای درست ونهایی در مجادله وبحث برای رفع اختلافات ارائه می دهد .رجوع به قرآن .پیروان دیگر ادیان الهی نیزبرای بازکردن گره های تفاوت های فکری وعملی به این کتاب می توانند تکیه کنند . والبته به کتاب خودشان .

 سرپیچی از حکم این آیه ( پنجاه ونه سوره نساء ) ارتداد محسوب میشود . سرپیچی  ایمان آورندگان از رجوع به کتاب الله وپیامبر دین خود ویا پیامبران ادیان دیگر  و بردن مشکل ومسئله نزد هر گروه از ایمان آورندگان برای گرفتن حکم ورای وقضاوت  ارتداداست  وشریک قرار دادن برای الله خوانده میشود واین گروه نیز در جمله گروه مرتدان (یا بعضی از اهل کتاب ) قرار می گیرند در این آیه (جمع )ایمان آورنده  به حق نیزاز دادن حکم ورای معذور وناتوانند و در غیر این صورت تکیه آنها به رای جمعی افراد از درجات خودشان برای حل مشکلات خودشان  انکار آیه کتاب دین ما دین اسلام محمد ص وهمه کتب الهی دیگر پیامبران است و اساس ارتداد ورد شدن از مرزهای حق وسزاوار آتش  وعذاب است ایمان آورندگانی که در صورت تعمد در رای دادن  وقضاوت برای رفع  وختم مسائل ومشکلات  ( که تداخل رای خودشان دردین وکتب الله وحقیر نمودن رای پیامبران است ) ازطاغوت قلمداد میشوند فقط الله می تواند قضاوت بکند .

الله .از آنجا که در قرآن ما محمدص هرگز از کلمه (من )استفاده نمی کند وآیات قرآن از زبان الله نقل میشوند پس در زمان فقدان دسترسی به پیامبر رجوع به قرآن بر ایمان آورندگان واجب میشود برای رفع کدورتها واختلافات  .ودریک جمله رجوع به مومنان  برای حل مسائل ایمان آورندگان از شرک وارتداد است  آنها همه باهم در نزد الله برابرند وپیامبر برگزیده ومنتخب الله است.

مگرایمان آورندگان در دین محمد ص چه کسانی هستند؟ مقداد .ابوذر . سلمان .یاسر . بلال .علی .علی ع؟ حسن ع؟حسین ع و .....تا مهدی ع آنها که در نماز به سائل می بخشند .آنهاکه سهم خود  از غذای رمضان را می بخشند . محمد حنفیه .جعفر طیار .عباس . و..... از ایمان آورندگانند عجیب نیست که خاندان بزرگ پیامبر نیز از قضاوت خلع ومردود باشند . مشکل علی ع در زمان انتخاب خلفای چهار گانه همین است مخالفان مشروط دین محمدص می خواهند به تنهایی حکومت بکنند اما رای علی ع رای الله وپیامبر است .اوواسطه ای مابین الله وخود چون پیامبر ندارد . پیامبر هم نیست که  در حل اختلافات داوری کنددر اینجا مقابله دو گروه مومن وباطل در تراژدی تلخ سیاست  روبروی هم قرار میگیرند .آگاهی قوم عرب ازاینکه نمی توان بعد از پیامبرهیچ  حکمی را نزد ایمان آورندگان ( علی ع وخاندان پاکش )برد و تحریف قرآن از سوی دلباختگان به حکومت و سلطنت از سویی دیگر راه را برپایه ریزی مبانی قرآن می بندد ومی بینیم علی ع بر سر چاه می گرید .شکم زهرا س دریده میشود .حسن ع در اختلاف مابین قبیله ای تنها میماندوصلحی ناخواسته براونحمیل میشود . حسین ع در خون خود می غلطد وسجاد ع و........اساس ظلم وستم نمی پذیرد که یک انسان کامل  مومن بیاید مدعی بطلان حاکمیت آنها بشود ( همانطور که در ایران ما چنین وقایعی را شاهد بوده ایم وخواص وحکومتگران ایران بطلان حاکمیت خود را باور ندارند .مشکل فقط یک چیز است آنکه آنها کلام قرآن را رد می کنند وبه وهم وجهل پناه برده اند وما می دانیم رد قرآن و آیات الله از ارتداد است).

گروه ایمان آورندگان همواره در طی تاریخ تنها مانده اند همیشه بر علیه ظلم قد برافراشته اند .برعلیه حکام وقت . درسپاه یزید .در قصر فرعون .اما به دلیل آنکه الله  رای آنها را در اختلافات ونزاع فی مابین اهل تسلیم وایمان آورندگان به رای وحکم الله  وپیامبر عودت می دهد ازمعجزه  پیامبران  وحمایت الله برخوردار نیستند .ایمان آورندگان مخلص .متقی . درستکار  پیامبر نیستند که کتاب داشته باشند .پیامبر نیستند که وحی بیاورند . معجزه بیافرینند آنها جبرا پیامبر خلق نشده اند ( چون  ابراهیم س چون عیسی س .چون موسی س.چون یحیی س.ویا جبرا به پیامبری انتخاب نشده اند چون محمد ص چون یوسف و......... اینست که در دین ما با وصیت رسول وبعد خلف به خلف به حفظ وبقای دین انتخاب میشوند .

 پس ازپیامبر ما محمد ص پس از موسی س.پس از عیسی س وپس از ابراهیم اختلافات در بین ادیان به اوج خود میرسد .کفر والحاد در مقابله با دین بی پرواتر وعریان تر به مبارزه می پردازد .کلیسا .مساجد وکنیسه ها در قرنطینه موهومات قرار میگیرند .     


ایمان آورندگان در بهشت خواهند بود اگر در حکم ورای پیامبر والله که مکتوب هم هست تداخل و بدعت نکنند.که در اینصورت از پیروان ارتداد خواهند بود.پس الگوگرفتن از ایمان آورندگان ومقایسه نوع رفتار خود با نوع زندگی ورفتار  آنها هرگز نمی تواند موردی برای درستی وصداقت در قضاوت قرار بگیرد.حرف حرف الله است وتجاوز . دروغ زنا . لواط . دزدی . جانشین زمینی خدارا پذیرفتن وپیروی از چنین موجود موهومی ( حکومت برمردم به نام الله ). گران فروشی . ارزان فروشی . همه وهمه باطل وحرام وزشتی وتاریکی است و ..... رفتنی  وحق ماندنی میشود .اینست که ما اکنون در انتظاری زیبا به  طلوع صبح می اندیشیم. اگر داغی که علی ع مظهر تقوی بر پشت دست عقیل می گذارد  که با این حرکت می گوید علی ع بر خود  نمی پذیرد که  هیچ مسلمانی ننگ  خوردن بیت المال را به بهای از دست دادن بهشت وچشیدن داغ جهنم سوزان باخودبه آخرت ببرد را با نکته سنجی به نقد بکشیم .در خواهیم یافت که حساسیت و مسئولیت ایمان آورندگان تا چه حد مهم و پذیرفتن هر عمل باطلی در مسیرحفظ وبقا دیانت آنها به چه حد مهلک ودردآور است .باتوجه به این آیه حاکمیت یک فرد بر ایمان آورندگان باطل وحرام است از گناهان کبیره است ونیز استفاده از آرا ء و قضاوت ایمان اورندگان  فی مابین خودشان وبرای دیگر مردم نیز ممنوع است استفاده از کتب تحریف شده ادیان الله برای دفاع وحمایت از هر گونه از اشکال ارتداد وشرک ازظلم وباطل است . بهره بردن از روشهایی که مومنان علی ع حسن  ع حسین .ع سجاد ع و....... در زندگی برای مبارزه با مخالفان دین  به کار برده اند تا زمانی موثر و واجب شمرده میشود که در راستای آیات  الله وپیامبر در قرآن که رای مکتوب الله نیز هست قرار داشته باشند . دم زدن از داغی که علی ع بنا داشت برپیشانی منافقین بگذارد هیچ مصداقی با ارائه اعمال نظرات حکومتگران ایران ندارد واستناد قرآنی ندارد. چون اینان مخالفان نظام  خود را منافق می بینند و الله ومحمد ص مخالفان دین وشریعت را منافق می خوانند ویا سنگسار نمودن افراد مسلمان که زنا نموده اند نیز هیچ سنخیت قرآنی ندارد وصرفا  سنگ زدن یا رمی جمرات در مکه را نمی توان با قصاص گناه یک مسلمان مقایسه نمود . ما در مسیر اسلام از توبه و بخشش از گناه .بخشش از حکم قصاص نیزبرای رسیدن به جامعه ای باآرامش وامنیت همراه با آزادی در دین می توانیم بهره ببریم  .کافیست گاهی به روز حسرت به روز نا امیدی بیندیشید .روزی که برای هیچکس بازگشتی در آن نیست .اما چرا حکومتگرایان ایران با قرآن  وکتب الهی پیامبران دیگر ادیان مشکل دارند مگر ادیان الهی چه می گویند که حضرت محمد ص به بعضی از اهل کتاب می فرماید شما تحمل بعضی از فرامین دین را ندارید؟ چه می گویند این الله .این پیامبر نور ورحمت ؟آنها از عدالت .از صداقت از درستی در راستای ابلاغ ودعوت میان ( مردم ) می گویند .آنها از بزرگداشت حق  مردم .عوام . خس وخاشاک . محارب .منافق . زندانیان حکومتی . محرومان . میکربها . ویروسها .مستضعفان .طبقه پایین دست .طبقه فرودست . طبقات زیر خط فقر.گوساله ها . بزغاله ها با نظرات .ادیان ورنگهای مختلف می گویند        

بعضی از اهل کتاب در طرح حجاب  وعفاف.حجاب را اجباری میدانند در حالی که  کتاب مرجع قرآن الله جز این رامی گوید .واین یعنی ارتداد. دین ؟را اجباری می دانند .چه دینی ؟دین ساختگی  ودروغین  خودرا .که از پدرانشان به آنها رسیده است با آنکه این دین از طرف الله نیست وراه شرک وکفر است در حالی که الله انسان را انتخابگر خلق کرده است .راه شرک .کفر و یادین الله انتخابی است اما مجازات یا پاداش بدانها از سوی الله جبری است  زندگی در بهشت وجهنم جبری است وانتخاب حد وسط برای دنیا و آخرت وجود ندارد.

درعصر غیبت ما می بینیم  بعضی ازاهل کتاب .پذیرش وپیروی ازیک موجودناتوان وحقیر به عنوان الله را در زمین ازبصیرت خود می دانند . بدعتهای دروغ .تجاوزبه نوامیس انسانها .قتل بیگناهان را زشت نمی پندارند . چرا ؟  چون از الله تبعیت وپیروی نمی کنند از طاغوت اطاعت می کنند مقصد آنها از بین بردن ادیان الهی است وقرار دادن حاکمیت خودشان به جای فرمانروایی الله در زمین . حاکمیت یک موجود مخلوق به جانشینی الله خالق.در اینجا جا دارد به دفاع از زندانیان بیگناهی که به دلیل اقدام علیه الهه (نظام من )هم اکنون در زندانها تحت سخت ترین شرایط زیست قرار دارند سخنی گفته بشود از آنجا که پایه ها وارکان حاکمیت حکومت ایران بر وهم و دروغین است واز سوی تمام ادیان الله مردود شمرده میشود و نمونه ای است از انحراف دردین یا شرک  که همان جانشین قرار دادن برای الله در زمین گفته میشود پس هر قضاوتی که به دفاع از چنین حکومتی بر مردم اعمال و تحمیل بشود نیز مردود وبر اساس شرک وباطل است .پیروی ازجانشین درهیچ حکومتی .نیابت هیچ قدرتی .ولایت  هیچ وجود مخلوقی بر پرستش وستایش الله اوجب نمی باشد وهر مخلوقی که  در برابر الله بایستد بر کفر والحاد و طاغوت است .شیطان است .واین منتظر از نام الهه ( نظام . من =شیطان)بدین دلیل استفاده برده ام که چنین موجودی  جزدرخیال ووهم  وجود ندارد وتکیه برالهه  تکیه برشیطان  است ونه بر الله .هیچ کس  گرچه شاه باشد فرعون .مجتهد . امام معصوم .باشدنمی تواند آیات الله را قربانی حکومت خودش بکند هیچکس نمی تواند نماز را باطل بکند وحاکمیت یک انسان منفعل رامشروع و واجب بداند . هرگونه لوث آیات کتب الهی وتحریف و تفسیر آنها برای حمایت از حکومت شخص یا اشخاصی که الله سلطه آنها را برانسانهای دیگرباطل میداند ارتداد محسوب میشوداحدی نمی تواند باطل وحرام وحلال و مکروه ومباح الله را تغییر بدهد  .ارتدادیعنی مبارزه علنی با الله با پیامبر الله .با مومنان . راه مرتد یعنی راه باطل یعنی  حرام.یعنی گناه کبیره  .

 باید گفت در آیه پنجاه ونه سوره نساء. الله  بطور صریح مذهب تسنن را تایید می کند . ادیان دیگر الهی را مشروع می خواند تا آنجا که در آیه ای می گوید .

(ای اهل کتاب پیامبر*مادردورانی که پیامبرانی نبودند بسوی شما آمد تا حجت را بر شما تمام کند تا دیگر نگویید بشارت دهنده وهشدار دهنده ای نداشتیم . اکنون این پیامبر هم بعنوان بشارت دهنده وهم هشدار دهنده از *آن شماست وخداوند بزرگ برهمه چیز تواناست )

سوره مائده . آیه نوزده.پیامبر اکرم از آن دیگر اهل کتب  اعلام میشود . وحدت .اتحاد در ادیان الهی .پیوستگی درابلاغ ودعوت . وحل مشکلات .حل اختلافاتفی ما بین ( بعضی از اهل کتاب ) ادیان دیگر توسط پیامبر ما.

( ای اهل کتاب پیامبر* ما بسوی شما آمده تا بسیاری ازحقایق آسمانی را که شما کتمان کرده اید روشن سازد واز بسیاری دیگر که تاب تحملش راندارید در گذرد .( کاش درک می کردید ) که از جانب خدا برایتان یک نور حقیقی ویک کتاب روشن آمده است .) سوره مائده . آیه پانزده

*در این آیه هم الله به بعضی از اهل کتاب می گوید که پیامبر ما می بینید الله در این جمله پیامبر را بین خود و اهل دین  جمع  می بندد ورسالت پیامبر اکرم را خاص دین محمد ص نمی داند از آنچه بعضی از اهل کتاب پنهان می دارند می گوید مگر  بعضی از اهل کتاب چه چیزی را کتمان  می کنند ؟ پیوستگی ادیان الهی را؟ بله .دنباله روی پیامبران از یکدیگر برای انجام فرامین الله را؟ بله

وبرتری جویی خود را نفی می کنند ولزوم ارتباط دینی همه ایمان آورندگان ادیان الهی را با یکدیگر در کمال آمنیت وآرامش رانیز و اینکه همه ادیان از الله هستند جز کفرجز شرک

ولازم است در این دو آیه به ضمیر (( ما)) توجه بشود .فردیت در ادیان الهی منفور وباطل وازشرک است فردیت در دین  محکوم به نابودی است.اهل کتاب ورشدونمو چندگانگی در دین .ظهور مذاهب و آغاز اختلافات  آغاز دشمنی ها .بعضی از اهل کتاب بازیچه وهم وافکار درگذشتگان خویش هستند .مالیخولیای قدرت پرستی .بیماری الزایمردرمیان ادیان الله .ادیان تسلیم وبیماری کوری .کری نفهمی فقدان بصیرت ؟.رها شدگان

( مگر کسانی که توبه کنند ودست به کار  نیک زنند وجبران نمایند و آن حقی را که کتمان کرده اند آشکا رنمایند .بی تردید من هم توبه آنها را می پذیرم زیرا من بسیار توبه پذیروباگذشتم . )

از سوره بقره آیه صد وشصت . حق ناس .حق انتخاب در دین .در حجاب .حق جهاد بر علیه شرکا ء الله .حق قیام برای حق خواهی. آیا زمان آن نرسیده است که ظالمان از حقوق مردم بگویند .

(ای کسانی که ایمان آورده اید درمورد کشته های شما قصاص مقرر شده است .آزاد در مقابل آزاد . بنده در مقابل بنده .زن درمقابل زن .واگر کسی از جانب برادر خود از قصاص  عفو شود باید مسرورانه به دنبال خون بها برود و ان را به نیکوترین وجه بپردازد .این نکته در حقیقت عفو بخششی از جانب پروردگار بزرگتان است واگر بعداز این تجاوزکارانه برخورد کند برای اوعذابی دردناک است .) آیه صد وهفتاد وهشت از سوره بقره .

( ای صاحبان اندیشه برای شما در قصاص زندگی است نه مرگ . باشد که از زشتی وتجاوز پروا کنید سوره بقره . آیه صدوهفتاد ونه

قصاص .قصاص ومعادل قصاص بخشش وعفواز قصاص  .حتی توبه  نیز معادل قصاص است . نتیجه توبه برابر شدن یک گناهکار با یک بی گناه در نزد الله خواهد بود. پاک شدن وطهارت از گناه یک گناهکار .اما آیا انچه ما در ایران از قصاص می گوییم با شکنجه ها. حبسهای طولانی مدت . دوری از خانواده رها شدن خانواده های فرد مورد قصاص در جامعه طبق دستورات دینی ما صورت میگیرد؟واما زندان . زندانی کردن مجرم  ویا انسان بیگناه  در آیات الله تایید نمیشود واگر این چنین می بود باید از زندانی کردن افراد مجرم .فرعونها .نمرودها و زناکاران .ویا الواط قوم لوط حتما آیاتی از سوی الله بر محمد ص ودیگر پیامبران  وحی می شد و انچه برداشت من از قرائت قرآن از سرانجام مجرمین یا گناهکاران باشد راندن شیطان که مظهر پلیدی وزشتی است از عرش است که در زبان عامیانه بدان تبعید گفته میشود ویا دور شدن یا بهتر بگوییم دور کردن یا تبعید حضرت یونس س از میان مردم به دریا واندرون شکم ماهی است برای رسیدن به مقام توبه یا توابین .آنچه مسلم است اگر ما بر خلاف آیات الله به جای تبعید یک مجرم گناهکار را حبس وزندانی کنیم نیز ارتدادورزیده ایم وبهترین شکل هم اگر به صورت حصر باشد به گونه ای است که در سوره نساءآمده است و شخص  باید موقتا از اجتماع دور  ودر شرایط مفید وایده آل انسانی مجازات بشود یک  طریق زندگی تحمیلی اما در رفاه تا رسیدن به مرحله بازگشت .یا توبه که در آن صورت نیز معادل وبرابر با  قصاص محسوب میشود وشخص پاک میشودفراموش نکنیم هر انسان مجرم وگناهکاری بالطبع مسلمان  ومورد حمایت الله خواهد بود ( با توجه به آیه صدوهفتاد ودو ).ببینید الله به شیطان فرصت برای بازگشت میدهد واما اورا از عرش دور میکند .اورا زندانی نمی کند او را نمی کشد .الله قادر است .   

( ودر تورات برآنان مقرر کردیم که جان در برابر جان .چشم در برابر چشم .بینی درمقابل بینی .گوش در مقابل گوش .دندان در مقابل دندان  ونیز هر زخمی را قصاصی است .اما اگر کسی بزرگوارانه گذشت نماید کفاره گناهانش خواهد بود .بدانیدهرکس بر اساس آیات خدا حکم نکند از ستمکاران است .) سوره مائده .آیه چهل وپنج

تشابه آیات دربین کتب ادیان اسلامی را در اینجا بخوبی می توان دید . پیشنهاد به گذشت وعفو از قصاص به عنوان صدقه ای برای محوکردن گناهان .جبر در پذیرش این تعالیم را با تاکید بر حکم الله در دین موسی س هم می توان تجربه کرد .

  *واما گذشت وعفو در قصاص .شکنجه . سنگسار . فروکردن سر مسلمان در کاسه توالت  .چسباندن تهمتها وافترا به مسلمان .دشمن *دین خواندن مسلمانان به بهانه حفظ حکومت باطل  آیا باهم وجوه مشترکی دارند ؟ای خواص حکومتگر.چرا شما اسلام را زیبا نمی نویسید؟ چرا شما قرآن را زیبا نمی خوانید؟ چرا به انتظار نمی اندیشید ؟چرا به جای طریق وراه باطل مردم را برای رسیدن به نور یاری نمی دهید؟ .مگر شما به الله ایمان ندارید؟آیا می دانید دین شما دین الله وپیامبرانش نیست . دین شما مصداق دین مخاطبان حضرت محمد ص در سوره کافرون است .

*از توخواننده خوب دعوت می کنم در ادامه  مطالعه قاب ارتداد ومن در آینده با من همراه بشوید

                *********************************************

  واما یک رویا

قاب ارتداد ومن از مطلب گذشته را اتمام کرده بودم واما یک احساس بی قراری روحیه  مرا باخود درگیر کرده بود . میرفتم که بخوابم ناگهان بر روی دیوار تصویر او را دیدم تصویر حضرت پیامبر را . اوکه وعده گذاشته ام با تمام توانم دین او را یاری برسانم . نمیدانم چرا نتوانستم از دیدن او بگذرم . چشمم را ببندم . با اوسخن نگویم .باقلبی پراز اندوه وگلایه ودلخوری بامحمد ص صحبت کردم از اوگله کردم که مرا رهاکرده است .به اوگفتم که با حکومت ایران وبه دفاع از مردم ایران به امید رسیدن به آرزوی او ست  بی امان مبارزه کرده ام باقلم اگرچه ناتوان . به اوگفتم که انتظار من بیش ازین بوده است والله مرا تنها رهانکرده است .ملائک همچنان مرا یاری میرسانند .مهدی ع هم پشتوانه ودلگرمی من بوده است که از سختی نهراسم اما اورا کمتر می بینم .او را کمتر احساس می کنم  که همراه من باشد . چه باید بکنم . ؟بدنم سست میشوم .نمی توانم که بایستم .دیگر مهلتی برای نجوا کردن با اونیست .الله می داند .الله می داند ومی خوابم

***در خوابم .افتاده ام چون یک جسداما نه این منم که سرم را مرتب به هر سویی می چرخانم و عجیب که در خواب نیز به طرف قاب نگاه می کنم . در حالی که قابی نمی بینم .دیواری نمی بینم .همه جا دنیایی رنگ است تاریک است . اما اوایستاده است در فاصله یک متر شاید .من هم هم نیم خیز نشسته ام .دارم او را نگاه می کنم .ایستاده است .می گوید ( من هم با تو موافقم اینان متوهمند ))).می گویم چه کسانی ؟ در حالیکه سرش را آرام تکان می دهد پاسخ مرا می دهدومی گوید ((( همانها که تومی گویی .آنهامتوهمند ))) ومن در فکر فرومیروم .در خواب .

*بیدار میشوم درحالیکه هیچ شکی ندارم که راه را برای ابلاغ ودعوت این حکومتگران مشرک ومرتدکشور عزیزمان ایران به درستی انتخاب کرده ام .بله ای محمد ص زمانه بدی شده است                                                  *********                                                         ***********

*در اینجا نیز لازم است یک توضیح را به تو ای خواننده رویاهای صادقه  بدهم و آن اشاره به تاریکی در عالم خواب است قبلا برایت گفته ام که تاریکی علامت بودن وحضوردردنیاست  وباید بدانی که تاریکی نمادی از فاصله وبیان دوری از عالم نور هم هست .یا به بیانی دیگر دنیا فاصله ای شده است تا من در عالم رویا نزدیکی کمتری به نوروروشنایی دنیای ماوراء پیدا کنم .و تاریکی برای من  یک هشدار می باشدزیرا نشانه اهمیت وبهای زیاد دادن به اموردنیاست در زندگی روزمره من .

منتظری در انتظار نور   

 عده ای از ایرانیان  را حبس کرده اند. همه آنها رااز ارتباط با جهان منع کرده اند .وبر بسیاری  از آنها زندان را  تحمیل کرده اند .بسیاری رانیز  ازعطر  این آب وخاک  محروم کرده اند .دیدن همسر .دیدن فرزند . دیدن مادر .دیدن پدر .دیدن دوست را بر آنها حرام کرده اند . غذای خوب .خواب خوب . دیدن  ایران زیبا را برآنها حرام کرده اندنور روز راوشبهای  مهتابی  خرداد را برآنها حرام کرده اند .حق انتخاب آنها را  به زندگی در زندان  تعبیر کرده اند .لبان بعضی را مهروموم کرده اند .فرمان  شکنجه آنها را لابد اجرای فرمان خدا  می دانند .توهین به آنها را از بصیرت می دانند .

اما توصیه می کنم به شما آقایان جمعه های ارعاب برای هر کدام از ما ایرانیان چاهی بسازید مملو از آب پاک تا از سر مظلومیت هموطنانمان  چون علی ع بر سر آن چاه بگرییم از ظلم شما از بی عدالتی شما از تحقیر شما به خودمان به آب بگوییم . آب را اگرچه در زندانی به نام ایران  بر ما حرام نکنید .آب پاک آب چاه  را بر ایرانیان حرام نکنیداگرچه در زندانهایتان باشد .

                                                                 خرداد سبز بر ایرانیان مبارک باد

 خرداد ماه ایرانی . ما ایستاده ایم

 ایران ما .خوزستان . ای حکومتگران نفرین شده  .خود را به باطل مشغول نکنیدباطل رفتنی است .

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 4 خرداد 1390    | توسط: منتظر در انتظار    |    | نظرات()