بسم الله الرحمن الرحیم

                                                           قاب وارونه( ارتداد ومن)

                                                          بارویاهای کوتاه  ( فاصله )

سلام به تو ای ایرانی سبز که نجوایت حضور رنج را در من زنده کرده است

در ادامه قاب (ارتداد ومن ) همراه با من هستید . مطلب (ارتداد ومن )در واقع یک  نوع بحث ومجادله ونقد است با حکومتی که من منتظر اساس آن رابرجهل وظلم وشرک می بینم .به یاد داشته باشید که بحث ومجادله  با استفاده از آیات قرآن بعنوان بهترین روش برای توجیه مشرکین وکافران از سوی الله به صورت وحی بر محمد ص نازل شده است .

    ساده انگاری است که ما مسلمانان ( همه ادیان ) به حکومتی که بر اصلی به نام ولایت یک انسان به جانشینی الله پایه ریزی شده باشد نمودار عدل و صداقت و آزادی در حق انتخاب  دین  وراه باشد نام حاکمیت  الهی بدهیم .انبوهی زندانیان بیگناه زندانهای ایران . فقر پیشرفته اقتصادی . عدم صداقت وپنهانکاری  مسئولین وافساد دربیت المال نادیده گرفتن حق انتخاب مردم . افشاء تجاوزات تاسف انگیزچند سال اخیر .شیوع روز افزون فحشاء واعتیاد همه گویای یک مطلب است و آن  مطلب اینست که  آنچه حکومتگران ایران به آن مباهات می کنند ( دین حق الهی ) نیست و مبین کفر وشرک در باور این حکومتگران است . این حقیر در مطالب قبل آنچه را که در توانم بود برای نقد این حکومت آوردم . نقدی که مطمئنا برای من به عنوان یک زن مسلمان آریایی که تحصیلات علمی وحوزوی  ندارم بسیار سخت وگران است . امیدوارم  وخوش بینم  که بتوانم به عنوان یک منتظردر مقابل عظمت غیبت ایشان خدمتگزاری سرافرازباشم .

( ای کسانی که ایمان آورده اید .از خداوند اطاعت کنید.از پیامبر اطاعت کنید واز صاحبان امور (مسئولین با ایمان ) از میان خودتان اطاعت کنیدواگر در چیزی اختلاف کردید برای داوری آن را نزد خدا وپیامبر مطرح کنید چنانچه به خدا وروز حسابرسی ایمان دارید .اینکار برای شما خیر وعاقبتی نیکو دارد. )سوره نساء . آیه پنجاه ونه

گفته شد که مقام  ایمان آورندگان در قرآن به معنی اخص نیست ویک اسم عام است برای مومنین همه ادیان الهی . دین عیسی س . دین موسی س. دین ابراهیم س .دین داوود س  .دین محمد ص و.....واین دستور مطیع بودن به آیات ووحی الله در واقع یک امر جبری درادیان به طورعام بوده ودر شرایط خاص زمانی ومکانی نیزقابل تغییر نمی باشد .  این آیات درواقع نزول فرمان اجابت یک امر واجب است به ایمان آورندگان .همه ایمان آورندگان بدون در نظر گرفتن درجه تقوی ودرستکاریشان . بدون در نظرگرفتن زبان .ملیت .نژاد . قدرت مالی .قدرت نظامی . رنگ پوست . دوری ویا نزدیکیشان به سرزمین وحی ویا قرابت نسبی وسببی با پیامبران الهی می باشد.

که باید الله را اطاعت کنند وبعد از الله رسول اورا . که در این آیه مهم از هیچ رسول خاصی نام برده نشده است .پس ایمان آورندگان  دین محمد ص اگر قبل از ظهور دین عیسی س ویا موسی س  دچا ر اختلاف ویا مشکل میشدند می توانستند به پیامبر بعدی رجوع بکنند .اما می بینیم که دین اسلام محمد ص خاتم برهمه ادیان الهی است .واگرچه ایمان آورندگان ادیان قبل از دین محمد ص می توانسته اند برای رفع وحل مسائل واختلا فاتشان به پیامبر ما مراجعه بکنند اما از این کار سرباز زده اند ومی بینیم آنچه به شکل ارتداد در ادیان دیگر که پس از رحلت پیامبرانشان بوجود آمده است ( ونه قبل از آن )هنوز در بین بسیاری از مردمان کشورهای  جهان با ادیان  مختلف وجود دارد ومتاسفانه ریشه های شیطانی آن  نیز اساس وبنیان   اندیشه ها وتفکرات پیروان ادیان الهی را تهدید می کند

 در دین اسلام محمد ص نیز پس از مرگ او چون مومنان ( بر اساس آیه پنجاه ونه.سوره نساء ) نمی توانند به پیامبر که با الله به صورت وحی درارتباط است دسترسی داشته باشند واز آنجا که در این جمله به تجدید ارتداد در غیبت پیامبر اشاره میشود یاد آوری میشود که  در یکی از قابهای قبل از گواهی و تعهد همه نسلهای انسانی قبل از هبوط در سوره آل عمران آیه صدوهفتاد ودووایمان آنها به الله در قبل از تولد سخن آورده شده است . توجه کنید یکبار قبل از تولد ویکباربعد از ظهور دین ما به الله  ایمان می آوریم  آیه بالا نیز قبل از وفات حضرت پیامبر نازل شده است اما اینکه ایمان آورندگان نمی توانند برای حل مشکلات خود شان خود سرانه اقدام کنند . به دلیل جلوگیری از انحراف در دین است . بعد از مرگ پیامبران  نیز هیچ گزینه ای گرانمایه تر از کتاب پیامبران نیست .

(آیا نمی بینی آنهایی را که گمان می کنند به آنچه که برتو وقبل از تو نازل شده ایمان دارند .در حالی که می خواهند قضاوت وداوری را به طاغوت واگذارند حال آنکه به آنها امر شده بود که به طاغوت کافر شوند .بدانید شیطان می خواهد آنها را گمراه وحیران کرده وبه بیراهه های دور از *حقیقت بکشاند ) آیه شصت از سوره نساء

بله کتاب الله را . وحی الله را رها می کنند برگرد طاغوت جمع میشوند طاغوتی که حفظ حکومت خود را بر نماز الله ورسول برتر واوجب میداند .طاغوت است کسی که بر علیه حق قیام کرده است .کسی  است که از حق پا را فراتر گذارده ودچار گمراهی شده است .کسی است که اصلی متوهمانه( اصل ولایت فقیه )  قانونی ورسمیت داده که باآغاز پیاده کردن آن  تمامیت یک کشور رابه ارتداد سوق میدهد .

(وهنگامی که به آنها گفته میشود بسوی کلام خدا وپیامبر بیایید *منافقان را می بینی که از تو روی برمی گردانند )

 آیه شصت ویک از سوره نساء

·         با توجه بدین آیه از نظر الله . منافقان یا منافقین حمایت کنندگان شرک وکفرهستند .جالب است اگر بیندیشیم در این دوسال اخیر چه کسانی از دادن حق مسلم مردم  حق جوی ایران روی برگرداندند؟.چه کسانی راه را برای رسیدن به حق الهی  مردم حق جوی ایران با تجاوز ورای  وحکم ضد الهی  سد کردند وبستند؟ چه کسانی ؟

 پیامبر قوم یهود ایمان آورندگان را در کوهپایه به مدت چهل روز رها می کند . به غار میرود ( غار منزلگاه نزول آیات الله برای محمدص . برای موسی س. آرامشگاه مومنانی به نام اصحاب کهف و...)ایمان آورندگان (نمی توانند ) برای مسئله ای به نام ارتباط با الله راه حل پیدا کنند پس به یک ایمان آورنده ای از میان خودشان رجوع می کنند واولین سامری  سازنده  بت در جهان دین  با روش دیگری از ارتداد متولد میشود ارتداد درمیان ایمان آورندگان . با دینی از  شرک با اولین مسئله اساسی به نام ارتداد.اوگوساله طلایی( به نظر شما چرا  گوساله طلایی ؟) را میسازد ومردم را به گمراهی می کشاند .گفتیم طاغوت کسی است که از فرامین الله  وپیامبر طغیان می کند .موسی س بر میگردد وبر برادر خود خرده میگیرد که چرا او سامری را از اینکار منع نکرده است .

( موسی گفت ای هارون چرا وقتی دیدی گوساله پرستی را اختیار ؟( اختیار گوساله پرستی در حالیکه پیامبرشان هنوز زنده می بوده است )به دنبال من نیامدی ؟آیا توهم از فرمان من سر پیچی کردی؟)

 وهارون پاسخ میدهد ( ای پسر مادرم ( پسرمادر موسی س؟ )ریش وموی سرم را رهاکن .من ترسیدم وقتی می آیی بگویی . توبین بنی اسراییل تفرقه انداخته ای وبه توصیه های من اهمیتی نداده ای)از سوره طه آیات نود وسه ونود وچهار.

 دراین آیات  می بینیم که از نظر موسی س هارون از درجه تقوای بیشتری برخوردار بوده است ونیز قدرت رهبری ایمان آورندگان بدین الله را می داشته است . الله  وموسی س (وبایددرکل  کتاب خاتم  در دین محمد ص وکتب دیگر ادیان نیز همین رای وحکم  در نظر گرفته بشود) شرک وکفر به هر طریقی مردود واز ارتداداست . سامری در آیه ایمان اورنده ای است که دچار طغیان شده است اودر غیاب پیامبر خویش از دین خودبرمیگردد .وهارون ایمان آورنده ای است که اگرچه بعداز موسی س به پیامبری میرسداما در زمان این رویداد یک ایمان آورنده یا مومن به حقایق است ونمی تواند به جای موسی س رای بدهد ونباید ونمی تواند در مقابل سامری بایستداو به  مفهوم  آیه اطاعت از الله وپیامبر الله بخوبی واقف وتسلیم است پرهیز از خطا . پرهیز از گناه یا تقوی یکی از ویژ گیهای ایمان آورندگان است .اگر هارون بالاجبار وبا تهدید آنها را به دین الهی  تحمیل بکند خود طاغوتی دیگر میشود اگر آنها را رها کند و با همراهی با  آنها  مشوق آنها به بت پرستی نیز بشود از منافقین خواهد شد .دوراه  مخالف در مسیر جهنم .هارون به حق انسانی ایمان آورندگان که همانا حق انتخاب در دین است مشروعیت می بخشد و به آن احترام می گذارد . انسان انتخابگر . که هیچکس نمی تواند دین خاصی را بر آنها تحمیل کند ویا نمی تواند از پذیرش دین انتخابی آنها ممانعت بعمل آورد.در هردو صورت اوارتداد ورزیده است .

 همکاری یوسف پیامبر س وبنیامین س برای رسیدن به یک اتحاد غیرممکن با برادرانش . همکاری داوود س  وسلیمان نبی درقضاوت درمیان همه استثنا ئات .ابراهیم س واسماعیل س برای برقراری یک وحدت مابین ادیان الهی .همه وهمه از تعالی درجه ایمان به مقام پیامبری از در سهای راز آلود قرآن بزرگ است آنچه مسلم است اینست که یک ایمان آورنده باید در مقابل وحی  الله و عمل به فرمان رسول او به درجه تسلیم محض برسد.این سیر تکامل  رامتاسفانه  در اسلام محمد ص  تا منزلت مومنین نمی توانیم دنبال کنیم بدلیل آنکه اسلام محمد ص خاتم بر همه ادیان الهی است.پیامبر ما بعد از خود جانشینی ندارد .رسالت  تمامی پیامبران با رحلت  او اختتام می پذیرد . اما از میان ایمان آورندگان دین او خانواده ای شکل گرفته است که دارای منزلت ومقامی خاص هستند .این خانواده در زمان پیامبرکه یک خلیفه است چون موسی س وعیسی س و........  علمدار تبلیغ  دین پیامبررا به گردن میگیرندونه ادامه دین اورا   .ایمان اورندگانی درمیان چهره های گوناگون ارتداد باید  به گونه ای راه را برای ظهور دیگر ایمان آورندگان  دیگران هموار سازند ولو با شهادت ولو با زندانی شدن  در زندانهای طاغوت ( آه طاغوت ایران . ایران ما؟ ). 

 ببینیداین خیلی مهم است  آنها وظیفه توسعه دین  اورا ونه جانشینی اورا  دنبال خواهند کرد.هیچ احدی نمی تواند جانشین پیامبر بشودهمه  پیامبران از سوی* الله برگزیده میشوند اما ایمان آورنده ای چون علی ع . حسن ع .حسین ع و....... به سفارش ووصیت پیامبر به ادامه راه به ایمان آورندگان دیگر می پیوندند . همراه با پیوند با ایمان اورندگانی حتی از ادیان دیگر الله برای ایجاد وحدت . این مفهوم آیه پنجاه ونه سوره نساء است ونه بیشتر .

می بینید که هیچ ایمان آورنده ای ولو فقیهه باشد ویا مجتهد . علامه . معظم . کشیش . پاپ . هارون  س نام ( قبل از رسالتش ). یا علی س و.... نمی تواند به جای  الله و پیامبردر مسائل واختلافات مابین ایمان آورندگان رای  تمرد بورزد ورای وحکم قاطع بدهدویا  آیات الله را تغییر بدهد. اینکه فردی بیاید وبگوید حفظ نظام ؟ من بر نماز وواجبات الله وپیامبر اوجب است مبین یک ( وهم ) وگمراهی بزرگ در دین اوست و شرک او واین بشرزنده ازنوع طاغوت است.و انتخاب دین در اسلام جبری نیست و هیچ انسانی نمی تواند وهم وگمان خود را به نام دین  بر مردم آن هم با اسلحه وزور ویک اصل در قانون تحمیل بکند .نمی تواند یک انسان  مفلوک  ویا یک انسان با عظمت علی ع یا حسن ع و.........یا  حتی مهدی ع را در نبود پیامبر به جای  پیامبر ویا الله بر مردم معرفی وتحمیل بکند چنانکه سامری نتوانست .چنانکه فرعون نتوانست .چنانکه سازندگان بتهای مرده نتوانستند .ایمان آورندگان براستی اراده ای مافوق یک انسان دارند ودر برابر هیچ طاغوتی زانو نمی زنند . گفتیم که سامری در غیاب پیامبر زنده خود دچار طغیان شد و بت گوساله طلایی را ساخت . واگرچه هارون س به آنها گفته بود 

(ای قوم من شما بوسیله این گوساله مورد آزمایش الهی قرار گرفته اید بدانید پروردگار شما خدای رحمان است اگربه دنبال راه نجات و آرامش هستید از من پیروی  نمایید ودستور مرا اطاعت کنید .) سوره طه قسمتی ازآیه نود

ببینید نقش یک ایمان آورنده را در مقابل ایمان آورندگان دیگر . هارون یک ایمان آورنده است چون همه آن دیگر ایمان آورندگان که از زیر سلطه فرعون هجرت کرده اند . او به عنوان یک ایمان آورنده . ایمان آورندگان دیگررا از بت پرستی وشرک نهی می کند .( وظیفه ابلاغ  توسط یک ایمان آورنده با تقوای الهی را به آیندگان  نشان می دهد نهی از منکررا )ومی گوید از من اطاعت کنید از هارون س.به عنوان یک ایمان آورنده . ( معنی آیه پنجاه ونه سوره نساء را به خاطر بیاورید)بله ایمان آورندگان درنبود پیامبر درفقدان پیامبرواجب است که ازهمدیگر اطاعت کنند والبته از آنها که در درجه اولاتر هستند اطاعت کنند نه از کسی که خود را جانشین الله میداند ومی گوید پرستش وحفظ ( نظام من ) بر پرستش  الله و عمل به آیات ونشانه های الله برتر واولا تراست وواجب است ؟؟وای وای که این خدای زمینی ( ولی فقیه )برای ما ایرانیان مسلمان به دین محمد یک آزمایش الهی بیش نیست  ومن متاسفم .متاسفم.

اما وقتی موسی برمیگردد .برادرش از هراس از تفرقه مابین بنی اسراییل می گوید از دخالت یک ایمان آورنده دیگر ( توجه کنید که سامری هم قبل از ساختن بت یک مومن بوده است).وما باید مجددا رجوع کنیم به سوره نساء

از این آیه ( نود وچهار سوره نساء)چنین بر می آیدتنها گروهی که به طاغوت دلخوش میدارند همانا منافقین هستند . آنها بدون هیچ ابایی از فرمان الله و رسول او سر باز می زنندتفرقه نتیجه فتنه در دین است وپا را از حدود حق فراتر گذاشتن. هارون س نمی تواند به مبارزه با این بت پرستان بپردازد وفقط توصیه به اطاعت از خود دارد .هارون س چون پیامبر نبوده وهنوز به جانشینی پیامبر انتخاب نشده است نمی تواند بر علیه آنها بشورد ودر مقابل آنها بایستد بت را ذوب بکند در دریا بریزد .

ببینید مرزهای عمل یک ایمان آورنده را درغیاب پیامبر و  عمل یک پیامبر که از سوی الله به رسالت انتخاب گشته است . یک ایمان اورنده اگر حدود حقانیت یک پیامبر را زیر پا بگذرد واز آن رد بشود فتنه ایجاد کرده است ( سخن هارون س را مجددا در بالا بخوانید )وشما خوب میدانید که در قرآن اشاره شده است که پیامبر در مقابل فتنه گران می تواند دست به اسلحه ببرد . طاغوت از درون ایمان آورندگان می تواند باشد . ویا می تواند از خارج برآنان سیطره پیدا بکند .

                              ******************************************************

ای خواننده خوب نویسنده منتظراین قاب دارداز* فتنه بزرگی میگوید که درایران ما.درغیاب پیامبر ما محمد ص  با حاکمیت یک انسان بی بصیرت و به نظر من  گمراه به جانشینی الله شکل گرفته است ومنافقین به این  مظهر شرک وکفر دامن گیر نیز جنبه قانونی ورسمی داده اند . فتنه بزرگی که قربانیهای زیاد گرفته است .آنچه جای سوآل دارد که گویی در تمامیت این خاک کسی  حتی یکبارقرآن را قرائت نکرده .حتی قاریان ما . حتی روحانیان ما . حتی مفسران ما . حتی دشمنان ما . گویی پیامبری از سوی الله به رسالت برگزیده نشده بود گویی قر انی هرگزبر پیامبر ما وحی نشده است .گویی هیچ کس علی ع را واین خانواده مومن وبا تقوی را نمی شناسد گویی هرگز از سوی الله  دینی برای رشد ما انسانها نیامده است . واگر اینگونه نیست پس چرا بیگناهان در زندان هایند ؟.چرا مردم کشور ما به جرم گناه ناکرده کشته میشوند؟چرا باید  در یک حکومت که روحانیون آن ادعای تسلیم بودن به دین ناب محمدی را دارند به نوامیس مردم ما تجاوز بشود ؟ پس چرا همه خاموشند ؟ چرا  در این کشور همه از همدیگر چون اشباح می گریزند ؟آیا جز اینست که به دروغ بزرگی که به نام دین ؟بدان تن در داده اند شرمگین هستند ؟

وچرا در سایه عظمت دین و آیینی بدین بزرگی ما اینگونه ناتوانیم ؟آیا زمان جهادی دیگر قیامی دیگر برای ایرانیان آزاده فرا نرسیده است ؟         

                      

******************************************************

 ورویاهای کوتاه ( فاصله )

بیمارم .وتب دارم . می خواهم بخوابم نمی توانم از رخوت این خواب خودم را رها کنم وبالاخره تسلیم میشوم که باید بخوابم باخودم آیا قبل از نماز مغرب بیدار خواهم شد ؟ ومی خوابم

***همه جادر تاریکی است .هیچ چیزی دیده نمیشود فقط خودم را می بینم که در خوابم . نمیدانم چه زمانی در خواب بودم که یکباره احساس سرمایی ما از عالم خواب به جایی دیگر برد یک حس مانند در خواب بودن واما نتوان از خواب هم رها شدن وبیدار گشتن . سروصدایی می آید گویی از دور است .سرما هم هست . احساس خنکی وجودم را لبریزکرده کرده . سروصداها هنوز ادامه دارند از دورند .از دورند .در خواب صدای کسی را می شنوم که دارد بیدارم می کند اورا نمی بینم او تاریک است . فقط میدانم بالای سرم ایستاده است اما من کسالت دارم  خواب مرا رها نمی کند . اه این دیگر چه بود سه انگشت سه انگشت در خواب لباسم را چنان کشید که فکرکردم دارد پوست مرا البته باملایمت می کشد ( چیزی مثل نیشگون).وفورا از در اتاق خارج شد .همه جا تاریک است . در باز است .باشد باشد باید بیدار بشوم این سروصداها چیست ؟ چه کسی مرا نیشگون گرفت ؟واما بیدار میشوم .

*موعد اذان واقامه نماز مغرب است . من هم بیدارم .از توای که همیشه همراه منی سپاسگزارم .

                                                 *****************************

*شب  ساعت را کوک نکرده ام هنوز مختصر کسالتی دارم با خودم میگویم اومرا رها نخواهد کرد مرا برای نماز صبح به خود خواهد خواند .ومی خوابم

***در باغ ودشت هستم . گم شده ام وعده ای دعوتم کرده اند که زمانی را با آنها باشم ( آه در رویا) دخترکانی هستند شاداب اما من غمگینم .اما من افسرده ام . بیماری مرا از عزیزانم دور کرده است . باشد بد نیست من هم تنهایی را باآنها تجربه کنم  آتش درست می کنند غذا می پزند .تفریح شادی زندگی . من فقط نگاه می کنم . چه زمانی با آنها گذشت نمی دانم اما فقط همین را میدانم که به آنها گفتم باید بروم .نه نه آنها اجازه نمی دادند من بروم .من مهلت ندارم .من باید بروم . کجا ؟ به آنها گفتم من باید به خانه ام بروم . یکی از آنها به  آن دیگری گفت پس برو راه را به اونشان بده .اکنون در خیابانی ایستاده ام بسیار وسیع وپر ازنور که به سپیدی می زند . مرددم . احساس می کنم چیزی دارد از دست می رود اما من گیجم که چه چیزی؟ .باید بروم . خیابان تا بی انتها نوراست .یکی از دخترکها جلوی من راه می افتد من باید دنبال او بروم مثلا دارد راه را به من نشان میدهد . تمام نگاهم به اوست که چه رفتاری دارد . آرام است پوستی سفید دارد .موهایش خوش حا لت است وبلند عجیب است چهره اش را برنمی گرداند . او می رود ومن هم میروم در مسیر خیابان .حالا من هستم او دیگر نیست دارم به نور نگاه می کنم خیابانی نیست ودر یک چشم برهم زدن در نور محومیشوم غیب میشوم .

*  بیدار شده ام اذان را گفته اند ودقایقی از وقت آن نیز گذشته است واما همه جا هنوز تاریک است . بله من شاید بعید نبود  در رویا همراهی با اورااز دست بدهم . آیا تواورا دیده ای؟

                                              ****************************

*برق قطع است .برق. گرما همه راکلافه کرده است هوای خوزستان  در تابستان غیر قابل تحمل است ..صبح که برق قطع شد خواب را برهمه حرام کرد.من هم دیگرنتوانستم بیشتر از این  کلافگی را تحمل کنم .باخودم گفتم می خوابم . وخوابیدم در صورتی که باید در ساعت ده برای پخت غذا بیدار بشوم .

*** در فکرم که چه بنویسم .در وبلاگی که تومی خوانی . این را بنویسم . از آنجا بنویسم . فقط صدایخودم را می شنوم .سرم درد می کند . چه مدت گذشت . همه جا تاریک است .نمی دانم.. فقط همین بس  که صدای یک ( کلیک ) یک دکمه مرا از خواب پراند. آشفته از خواب پریدم . اه صدای سوت محافظ کنتور برق است که خانه را پر از سوت کرده است سوت پشت سوت   وساعت .؟ ساعت دقیقا ساعت ده است . ساعت ده .زمان پخت ......

من هم می توانم مثل توبخوابم اگر بخواهم . من نمی خواهم که زمان را از دست بدهم پس الله یاریم می کند . من امیدوارم در روزی که به ظهور نزدیک است من بتوانم قبل از هر ایمان آورنده ای به پایان این انتظار زیبا جامه واقعیت ببخشم .

                                            *****************************

منتظری درانتظار نور

                                                                     بسم الله الرحمن الرحیم

یک-(وازمیان مردم کسانی هستند که همتایانی برای خداوند قائل میشوند وآنها را به اندازه پروردگاردوست میدارند .اما آنها که با تمام وجود حقایق راباوردارندخدا را بیش ازهرچیز دیگردوست میدارندوهنگامی که گستاخان ستم پیشه عذاب را ببینند درک خواهند کرد که تمامی قدرت دراختیارخداوند است وعقوبت خدا سخت وطاقت فرساست.) سوره بقره.آیه صدوشصت وپنج      

دو-( پس خداوند بزرگ راپرستش کنید وهیچ وچیز را همتای اوقرار ندهید و.....) قسمتی ازآیه سی وشش سوره نساء

 سه -(بدانید خداوند هرگناهی را به جز شرک به خودش را . در مورد هرکه بخواهد می آمرزد و عفو می کند .زیرا کسی که برای خدا شریک و همتایی قائل بشود حقیقتا افترا وگناه بزرگی مرتکب شده است .) آیه چهل و هشت از سوره نساء

 چهار-(ای پیامبربگو .چرا به جای خداوند چیزی را پرستش می کنید که هیچ سود وزیانی برایتان ندارد .بدانید که خداوند بزرگ شنوا وآگاه است .) سوره مائده .آیه هفتاد وشش

پنج -(بگو .آیا می دانید اگر خداوند قدرت درک حقایق را از گوشها وچشمهای شما بگیرد کدام خدا به جز الله می تواند آنرا به شمابرگرداند ؟ ببین چگونه آیات ونشانه هارا شرح می دهیم .اما انها روی برمیگردانند ) سوره انعام .آیه چهل وشش

 شش -(بگو .من منع شده ام از اینکه به جز خداوند آنچه را شما به جای خدا می خوانید پرستش کنم بگو خواهشهای نفسانی شما را پیروی نمی کنم که اگر چنین کنم گمراه خواهم شد و هیچگاه رنگ هدایت را نمی بینم . ) سوره انعام آیه پنجاه وشش

 هفت -( فکرخود را به آنها که دینشان را به بازی وسرگرمی گرفته اند مشغول مکن زیرا زندگی دنیا مغرورشان ساخته است فقط بواسطه قرآن به آنها یادآوری کن مبادا دستاوردشان دامنگیرشان بشود درحالیکه به جز خدا هیچ یاور وشفیعی نخواهند داشت.حتی اگربرای رهایی ازعذاب هرگونه فدیه ای دهندپذیرفته نخواهد شدوآنها کسانی هستند که بخاطر دستاوردکفرآلودی که دامنگیرشان شده است برایشان شرابی ازآب جوشان وعذابی درد آورمهیا شده است)

هشت-(بگو.آیا به جای الله چیزی را بنام خدا بخوانیم که نمی تواند سودی به ما بدهد ونه زیان برساند؟.ومارا در حالیکه هدایت شده ایم دوباره به *ارتجاع برگرداند .درست مثل کسی که توسط وسوسه های شیاطین  روی زمین سرگردان شده است در حالیکه یاران قابل اعتمادی دارد که می توانند اورا به راههای نجات بخش هدایت کنند وندا دهند که بسوی ما بیا . بگو تنها هدایت خداوند هدایت است .ما دستور داریم که تسلیم محض پروردگارجهانیان باشیم .) سوره انعام .آیات هفتاد و هفتاد و یک

نه -(اوکسی است که آسمانها وزمین را به حق آفرید وروزی که به هرچیزی بگوید موجود شو .وموجود شود.کلامش حق است و آنروزکه درصوردمیده شود حکومت خاص اوست .دیده ونادیده را میداند و اوحکیم واگاه است .) ازسوره انعام آیه هفتاد وسه          

 ده - (من (تسلیم محض ).روی خود را سوی کسی می کنم که آسمانها وزمین را آفرید  ومن هرگز از مشرکان نخواهم بود . وهنگامی که قومش به ا پرخاشگری کردند .گفت آیا در رابطه با خداوند بامن به  پرخاشگری برخاسته ایددرحالیکه اومرا به راه نجات هدایت کرده است ؟ من ازچیزهایی که شما همتای خدا قرار میدهید نمی ترسم مگر آنچه را پروردگارم بخواهد . وسعت علم و آگاهی پروردگارم همه چیزرافراگرفته است آیا هنوزهم هشیارنمی شوید؟ وچگونه ازچیزهایی که شما همتای خداوند قرار داده اید بترسم در حالی که شما درمورد شرک زشت آلود خودتان به خداوند که هیچ دلیل الهی هم ندارد نمی ترسید ؟ اگر می دانید بگویید ببینم کدامیک  ازدوگروه بت پرستان وخدا پرستان .شایستگی بودن در فضای امنیت و آرامش را دارند.؟ ) آیات هفتادونه . هشتاد .هشتاد ویک از سوره انعام .

ای حکومتگران نفرین شده ایران آیا شما پاسخ این سو آل قرانی را می دانید ؟ پس چرا ازعملکرد زشت تان نمی ترسید ؟  

خرداد .ای اصلاح طلبان برای خروج از بحران موجود  ازیک دوست دلسوز بشنوید.امید . صبر . استقامت و پیروزی

همینکه این آقایان از زنده کردن کلماتی مانند معنویت .عقلانیت و عدالت استفاده می کنند گویای قبول یک عقب نشینی از عملکرد دوسال پیش  این آقایان  و گویای امید بزرگ  به پیروزی برای جنبش سبز ایرانیان است .

 ایران ما .خوزستان . بیکاری غوغا می کند .فقر بیداد می کند گرانی سرسام آور است . محرومیت  بی نظیر است . فحشاء روز افزون است . برق مرتبا قطع میشود . آب لوله کشی خانه ها  آلوده است  .تکدی گری واویلاتر از همیشه است . براستی نماینده  انتخابی؟؟؟؟ شهرستان بهبهان  کجا هستند ؟   

     

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 17 خرداد 1390    | توسط: منتظر در انتظار    |    | نظرات()