بسم الله الرحمان الرحیم

                                                       رویاهای کوتاه واقعی ( شادابی )

                                                         وقاب وارونه ارتداد ومن

درادامه مطلب قبل ازارتداد درمیان ایمان آورندگان گفته شد . دررقابت بین طاغوت (سامری)و دعوت یک ایمان آورنده اولی وبرتر(هارون) درمیان قوم بنی اسراییل درزمان غیبت چهل روزه حضرت موسی س .ازرد شدن ازخطوط قرمزیک ایمان آورنده دربرابرتسلیم شدن به شرک ( سامری )ویا ایستادگی ومطیع بودن با توجه به امروحکم الله به  تسلیم در مقابل پیامبر او .ولو آنکه درجمع حضور نداشته باشد.هیچ ایمان آورنده ای نمیتواند به جای مخلوقی به نام پیامبر برایمان آورندگان دیگر سیطره خود را تحمیل بکند و دررفع اختلافات ومسائل رای بدهد وقضاوت بکند وقرآن وآیات الهی آورده شده آنرا به نفع مصالح خود یا عده ای خاص ازمردم یا حکومتها مصادره وتحریف کند .درامروز ما با فقدان حضورپیامبرو زیاد شدن خلاء فاصله با الله که توسط ملکی به نام جبراییل  پرمیشد دیگراز ابلاغ ودعوت همراه با معجزه وکتاب وپیامبر نمی توان بهره برد  پس بایدبه اتکاء قرآن با بحث ومجادله درصدد رفع اختلافات ونزاع  در مقابله با مشرکان وکافران برآمد.جالب انست که مومنین ازهرگونه دخل وتصرف  وتغییردر قرآن ودین و با توجه به آیه پنجاه ونه سوره نساء ازتفسیر وکتمان( =پنهان کردن) آیات نیز بشدت منع  شده اند واقدام بدین عمل راپارا ازحق فراتر نهادن  را ما ارتداد می خوانیم .    

                                       ******                                                    ******

در آیه پنجاه ونه تا شصت ویک سوره نساء ازچگونگی عملکرد ایمان آورنده دراطاعت ازالله وپیامبرآمده است واینگونه بیان می کند که ایمان آورندگان  درهرزمان که جهان دین  ازوجود پیامبر بی بهره است  راه قوم بنی اسراییل را درپیش نگیرند وبه ایمان اورنده ای که متقی تر .مومن تروصلاحیت بیشتری دارد تکیه کنندو هرگز شکایت واختلاف خودرابه طاغوت رجوع ندهند .مثل فرعون .مثل قارون .مثل شاه .مثل مجتهد خودفروخته .یاطاغوتی که مدعی جانشینی الله در زمین را داشته باشد وکسانی که حاکمیت این  طاغوت حمایت می کنند همان منافقینی هستند که درقرآن ازآنها گفته شده است .در اینجا ضروری است  که بدانیم اطاعت از علمائ دین . مجتهدین .فقها و روحانیونی که ازطاغوتی که با تکذیب آیات کتاب الله به الله علنا اعلان جنگ داده است حمایت می کنند ازنظرقرآن منافق و مرتد و پیروی واطاعت از آنان ورجوع بدانها وانجام حکم ورای آنها باطل وحرام است.

باید دانست چنین رویکردی جنبه کلی برای همه مردم ودر زمانهای متفاوت دارد وبرای ایمان آورندگان همه ادیان الهی به طورعام وکلی یکسان می باشد .انتخاب جانشین برای الله درهمه ادیان الهی مردودومنفورمی باشد .هرکسی که چنین ادعایی بکند در واقع برعلیه الله وپیامبرقیام کرده و آیات کتاب الله را ردکرده است وپا را ازحق فراتر نهاده است.وعقوبت عمل او زندانی خواهد به نام جهنم .نماز. روزه .حج . تولی .تبری .وهمه عبادات چنین شخصی باطل واوسهمی ازبندگان انتخابی شیطان است سهم شیطان .

 یازده-(بگومهمترین گواهی .گواهی چه کسی است ؟ بگوخداوند گواه بین من وشماست.بدانید که قرآن برمن نازل شده تاهم شماوهم کسانی راکه این قرآن بعدها به آنها میرسد ازنافرمانی خدا برحذردارم .آیا بازشهادت می دهید که خدایان دیگری با الله هستند بگومن که چنین شهادتی نمی دهم .بگو الله .خدای یکتاست ومن ازشرک ورزی شما بیزارم) سوره انعام .آیه نوزده 

دوازده --(اکنون تنهای تنها همانگونه که روز اول خلق شدید بسوی ما آمده اید و آنچه را به شما بخشیده بودیم پشت سر گذاشتید .درحالیکه شفیعان واولیاء خود را که فریاد رس می پنداشتید با شما نمی بینیم .اکنون تمام پیوندهایی که داشتید بریده شده است .حتی تمام آنچه را که درخیال می پنداشتید ازشما دورشده است .)سوره انعام آیه نود وچهار.

*چه خیالی ؟ اینکه بهشت وجهنم  اجباری  .حجاب اجباری . فقر اجباری .عدالت اجباری . شکنجه اجباری.تجاوز اجباری. زندانی کردن بیگناهان. قتل بیگناهان . تهمتهای زشت  چسباندن به مسلمانان .می تواند شما را درچشم (کورها وکران) خدا بسازد؟ چه خیالی خیال  ولی؟؟؟؟ امرمسلمانان جهان شدن با بخششهای بیحد وحصر بیت المال  ؟ گفتن از عدالت درحالیکه با تمام قوا وبا اسلحه درمقابل مخالفان ساکت وبی سلاح  چون دن کیشوت های کاغذی از قدرت خدای خوددفاع می کنید ؟؟؟ .براستی ای حکومتگران نفرین شده ایران آیا شما درخیال خود به بهشت خودتان وارد خواهید شد ؟چگونه است که شما به کلام صادق الله ایمان نمی آورید اما به دروغهایتان ایمان دارید؟

سیزده --(چگونه میشود پدید آورنده زمین و آسمانها فرزندی داشته باشد در حالیکه همسری نداشته است ؟ بدانید اوهمه چیز راخلق کرده وبه همه چیز آگاه است . )سوره انعام . آیه صدویک

   *پیامبراکرم همسر و فرزندداشت  ونمی توانست  همه چیز راخلق بکند وازهمه چیز آگاهی یابد.ایمان آورنده ای  اولی به نام   علی ع  همسروفرزند داشت اما نمی توانست که همه چیز راخلق بکند وازهمه چیز اگاهی یابد .همه معصومین حتی مهدی ع نیزهمسرو فرزند داشته اندودارند آنها نیزنمی توانندهمه چیزراخلق بکنند وازهمه چیز آگاهی یابند .پس( الله )نبوده اند . ولی ؟ خاکی حاکم بر ایران نیزهمسر وفرزند دارد.او نیزنمی تواند بهشت .جهنم . عدالت  وهیچ چیز دیگری بیافریند وازهمه چیزهم آگاهی ندارد. حتی ازسرنوشت خودش . آیاای خواننده خوب .ای ایرانی با بصیرت چنین موجودی می تواند الله باشد؟ . دل بستن  به توهمی با این عظمت که یک موجودی چنین جاهل  وعاجز با تحمیل یک اصل ( اصل ولایت فقیه ) برمردم ایران  می تواند در زمین خدایی بکند حماقت بزرگی است .

چهارده - (پس چه کسی ستمکارترازکسی است که به خداوند افترا ببندد یا آیاتش را دروغ بپندارد ؟ آنها سهمی را که برایشان مقرر شده دریافت خواهند کرد.وهنگامی که پیک های مرگ از سوی ما می روند تا جانشان را بستانند از آنها می پرسند کجا هستند منجیانی که به جای خداوند می خواندید ؟ می گویند همه گم ؟شده اندواینگونه بر علیه خودشان گواهی می دهند که کافر وناسپاسند .) سوره اعراف . آیه سی وهفت

* حکومتگرمدعی ولایت ؟داردبطورواضح وآشکاربه الله افترامی بنددچون الله راچون خود می پندارد وپیروانش نیز.باعمل خویش وتکیه بریک موجودفانی ومیرادرواقع صداقت کلام الله راردمی کنندارتداد یعنی حق راانکارکردن درفکروعمل.   

پانزده- (آیا غیرازبازتاب دستاوردشان را انتظار دارند ؟ روزی که حقیقت اعمالشان برآنها آشکار شود کسانی که آن روز را از یاد برده بودند ؟ می گویند پیامبران پروردگارمان بحق آمدند .آیا اکنون شفیعانی هستند که برای رفع عذاب ازما پادر میانی وشفاعت کنند؟ ویا امکان دارد که دوباره به دنیا برگردیم واین بارکارهای دیگری غیراز آنچه مرتکب شده ایم انجام دهیم ؟ آنها به خودشان ضرر زده اند زیرا منجیان دروغینی که می پنداشتند از نظرشان گم شده اند.) سوره اعراف آیه پنجاه وسه

*بله منجیانی که مدعی میشوند که می توانند خواص با بصیرت خود را به بهشت خاص خودشان بفرستند مسلما درآنروزگم میشوند .منجیان؟همان خدایان زمینی فرعونها.نمرودها.قارونها. ولی ها.بتها.الهه ها.شاهان .طاغوتها .همه گم میشوند؟وسراب بازگشت به دنیا با دستاوردی که ازاساس بروهم وجهل حاصل شده است؟چرا انسان همیشه درخسران است؟

بازتاب اعمال کفرآمیزشان دردنیاهمانا فساد وفحشاء وفقروشرک وفسق وفجورفراگیرمیان مردم است ودرآینده پس ازمرگ؟

 شانزده - (گفتند آیا به سراغ ما آمده ای که فقط الله را بپرستیم وخدایان پدرانمان را رهاکنیم .اگرراستگوهستی عذابی را که به ما وعده می دهی بیاور.گفت به اذن خدا پلیدی وخشم بر شما فرود آمده است آیا بامن برسرنامهایی که شما وپدرانتان بر معبودهای دروغین نهاده اید مجادله می کنید ؟ بدانید که خداوند هیچ دلیلی برمعبودهای دروغین آنان نازل نکرده است .پس انتظار بکشید ومن نیز پا به پای شما منتظر میمانم .)سوره اعراف . آیه هفتاد وهفتاد ویک

سوال پایان ناپذیرهمه کافران ومشرکان ازمحمدس از موسی س.ازعیسی س.ازابراهیم س وازهمه پیامبران الهی این بود که آیا الله .خدایان . خدایان پدرانمان را تایید می کند . ولی وخدای زمینی ایران را .خدای زمینی مصر را .و خدای زمینی اعراب را و شاید خدایان آینده ایرانیان راالله تایید می کند؟ وپاسخ پیامبر فقط یک جمله است این خدایان دروغینند .دروغین .ای خواص ایران ما اگرمدعی هستید که بصیرت دارید پس چرا به وسوسه ای خود را فریب میدهید؟خدایان شما .به شما گفته اند که شما ازخواص هستید ومردم ازعوام؟آیا می توانید .معجزه بیاورید .کتاب بیاورید ؟. نامی ازخدایانتان را بگویید که قرنهاست زنده است وبر مردم حکم می راند اگر می توانید .

 پیامبران الهی درهرقومی با روش های غلط زندگی اجتماعی وحکومتی  ضد الهی روبرو بوده اند .ابراهیم  س با قومی بت پرست .شعیب س با گران فروشی وارزان فروشی . لوط س با هم جنس گرایی. موسی س با  پرستش خدایی زمینی . عیسی س در مبارزه با روحانیتی  برانگیخته از اشرافیت  قوم یهود (بعضی از اهل کتاب ) که ارتداد پیشه کرده وادیان دیگر وبسیاری از آیات کتاب خودرا رانفی می کنند .سلیمان نبی س با اشاعه خرافه پرستی.داوود س در انحراف درقضاوت .صالح  س پیامبر درمبارزه با قلب درانصاف درمالکیت و غصب وتجاوز به تعلیم وآموزش  با شجاعت وایمان به محدوده اقتدار حکومتها و به میان مردم آمدند وتاریخ اسلام همه ادیان را نوشتند .دین اسلام محمد ص نیزبا یک رسالت کلی درمبارزه در مجموع همه موارد بالا وبلکه بیشترودرمشی خاص خود برعلیه شرک وکفر درمتن حاکمیت واقتداراشراف تجلی بخش همه ادیان گشته است .همه این پیامبران یکدیگر را تایید وواز اولین روز هبوط آدم س تا ظهور آخرین پیامبر پی در پی به ادامه راهشان توسط پیامبران دیگر گواهی داده اند.دین شما چه آیین وسنتی را در زمین به رسمیت می شناسد تجاوز را؟ دزدی را؟ دروغ را ؟ غصب را ؟ پرستش یک بشر را؟برتری خواص را؟ برتری کاخ هارا ؟ وویرانی کوخ ها ؟آبادکردن قبرستانهارا؟ ارعاب را؟ خرید وفروش  پر سود مواد مخدررا ؟ قتل بیگناهان را؟ـآیین ودین شما همان  آیین ودین مردودشدگان است  همان آیین ودین  مردگان است. اگر بدانید.  راء وانتخاب مردم اموال مردم را به بهانه مخالفت با دید تنگ نظرانه دنیایتان ؟

هفده- (آیاچیزهایی راهمتای خدا قرارمی دهند که نمی توانند چیزی راخلق کنند وحتی خود مخلوقند .ونه می توانند در مصائب ومشکلات آنها را یاری کنند و نه حتی یاور خودشان باشند ..بدانید اگر آنها را به راه هدایت بخوانیدازشما تبعیت نمی کنند چه آنها را بخوانید وچه ساکت باشید .برایشان یکسان است.آنهایی را که به جای خدا می خوانید بندگانی مثل شما هستند .پس اگر راست می گویید که آنها حاجات شما را برآورده می کنند آنها را بخوانید باید به شما پاسخ بدهند .آیا آنها پاهایی دارند که با آن راه بروند ؟.دستانی دارند که با آن چیزی را بگیرند؟ .چشمهایی دارند که با آن ببینند؟ .گوشهایی دارندکه باآن بشنوند ؟ بگو آنچه را شریک خدا قرار داده اید بخوانید وبر ضدمن تدبیرکنید ولحظه ای مهلتم ندهید)

 سوره اعراف آیه صد ونود ویک .صد ونود ودو . صد ونود سه .صد ونود چهار . صد ونود پنج

*این آیه شاید پاسخی باشد به  ایده جدید گروه اصلاح طلبان ایران .اگردرآن تامل کنند .



*توقع حل کردن  مشکلات ومصائب . گرانی .تورم . فقر . زلزله .سیل وحتی ناتوانی شنیدن ودیدن  از حق و نور.فحشا زیاد شده است . فساد اخلاقی وفساد اقتصادی زیاد شده است . بازار تهمت وافترایشان حتی درروز جمعه ها تعطیل نمی شود.این دستان .گوشها . پاها . چشمهای نیازمند به یاری .نیازمند به  شنیدن .نیازمند به راه رفتن ونیازمند به دیدن چگونه می توانند شما را یاری کنند***ما می بینیم .ما می شنویم .با دستاویزوبه هربهانه ای زنان جامعه ما را به بادتهمت وافترا میگیرند اینان گویی عمری را ازتلاوت قران محروم مانده اند .گویی عمری کور بوده اند گویی عمری کربوده اند.اینان  اگر قرآن را می خواندند می دانستند که چگونه در بهشت آدم وحوا هر دو( عریان ) شدند اما الله آدم را تنبیه کرد . آدم را به نور توبه هدایت کرد .واو را معلمی بزرگ قرار داد برای مردان آینده درزمین.

درمیان قوم لوط این اکثریت  مردان بودند که به گناه همجنس بازی  خود و شهرشان را به نابودی کشیدند .این مردان قوم  لوط بودند که با وقاحت می خواستند به ساحت پاک والهی ملائک تجاوز کنند .همواره این مردان بوده اند که به جنگ باپیامبران برخاسته اند. درکدام مرحله ازظهوردین محمد س.دین موسی س.دین عیسی س.دین ابراهیم س .ازجنگ زنان برعلیه الله آمده است ؟ قرآن بخوانید واززیر بارمسئولیت انسان بودن و( مرد ) بودن شانه خالی نکنیدکه الله با مظلومان است.لباسهایتان را. زنانتان را با تهمت به زنان دیگرجامعه محکوم به مظلومیت وپذیرفتن زشت ترین القاب رکیک و تحقیر آمیزنکنید وای کاش شما حکومتگران نفرین شده می دانستید چرا الله همه پیامبرانش را ازمیان مردان انتخاب کرده است ؟ ویاچرا الله  درآیه ای ازقرآن میگوید اگرقراربودکه من پیامبرانی ازملائک برزمین بفرستم آنهارابه شکل مردبرجوامع  وامتهامیفرستادم؟آیابه دلیل این امرنیست که مردان سریعتراززنان پاراازحق فراترمیگذارند؟                                          از قرآن بیاموزیم که حجاب نیکوست اما دلیل برتری درتقوای زنان ومردان نیست .

هجده -(بدانیدولی من الله است همان خدایی که کتاب را نازل کردواوسرپرست صالحان است.آنهایی را که بجای خدا می خوانید نه می توانند شمارا یاری کنندونه حتی یاورخودشان باشند واگر آنها را به راه هدایت بخوانید نمی شنوندومی بینی که فقط تورا نگاه می کننددرحالیکه دیدگان آنها ازبصیرت خالی است)

سوره اعراف.صدونود شش. صد ونود وهفت. صد ونود وهشت

نوزده -(وهنگامی که درروزمحشرهمه آنها را جمع کنیم به مشرکان گوییم .شما ومعبودهایتان درجای خود قراربگیریدآنگاه بین آنهاجدایی بیاندازیم درحالیکه معبودهایشان می گویند شما هیچگاه مارا پرستش نمی کردید.بین ما وشما شهادت خدا کافی است وخدا گواه است که ماازپرستش شما آگاه نبودیم .درآنجا هرکس دستاورد اعمالش را دریافت می کند وهمه بسوی خداوند مولای حقیقی شان بازمیگردند ومعبودهای دروغینشان ناپدید می شوند .) سوره یونس . آیات بیست وهشت . بیست ونه وسی

*چرا معبودها منکر عبادات مشرکان میشوند ؟ براستی چرا؟آیا بدان دلیل نیست که آنها درظاهرمعبودها را پرستش میکردند واما در اصل شیطان ( من ) وجود خودشانرا ؟ لباس خودشانرا .ثروت خودشانرا . سپاه خودشانرا.

آه ای ولی احد( مارا مسلمانان را  دریاب.دریاب .ومارا به حال خود رها مکن ).

بیست-(بگو.آیاازمیان معبودهایی که برگزیده اید کسی هست که چیزی خلق کند وباززنده اش کند ؟ اما توبگو.این الله است که همه مخلوقات را می آفریند سپس در روز قیامت زنده اشان می کند .با این حال چگونه ازحق رویگردان میشوید؟ آیا ازمیان معبودهای شما کسی هست که بتواند به راه حق راهنمایی کند ؟ اما توبگو.الله بسوی حق راهنمایی می کند.آیا کسی که توانایی هدایت بسوی  راه حق را دارد آیا سزاوار تبعیت است یا کسی که این توانایی راندارد وحتی خود نیازمند هدایت است ؟ چه بر سرتان آمده چگونه حکم می کنید ؟ اکثرآنها فقط از گمان خود پیروی می کنند حال آنکه گمان وپندارانسان راازحق بی نیازنمی سازد. بی شک خداوند بزرگ ازعملکردشان آگاه است.) سوره یونس . آیات سی وچهار . سی وپنج وسی وشش 

*چرالله ازجمع ( معبودها ) می گوید ؟ چرا هیچکس جز الله نمی تواند  کسی را به حق بخواند ؟  مگر این حق چیست که هر معبودی ان را نمی پذیرد؟

تکیه برگمان وپنداراست که انتخاب هردین ضدالهی راموجه میسازد معبودهایی در دایره دین کفر . دین شرک و پناه بردن به .پندار وگمان را.خدا شدن .خدا ساختن . را قران ناتوانی می خواند ناتوانی درانتخاب راه. ناتوانی در دیدن . ناتوانی در شنیدن . ناتوانی دردرک حق می داند. 

بیست  ویک-(هیچ چیزی را به جای خداوند به عبادت مخوان .زیرا آنها نه می توانند نفعی به تو برسانند ونه آسیبی به تو وارد کنند .اگر چنین کنی قطعا ازستمکاران خواهی بود . بدان اگر خداوند بخواهد مصیبتی به تو وارد کند هیچکس توانایی رفع آنراازتونخواهد داشت مگرخودش واگر برایت خیری اراده کند هیچکس توانایی جلوگیری از فضل اورا ندارد خداوند فضل وکرم خود را به هریک از بندگانش که صلاح بداند می دهد وبی شک او بسیار آمرزنده وباگذشت است . )

سوره یونس آیه صدوشش . وآیه صد وهفت. بلا ومصیبت . خیر وفضل وایمان به یک وجود استثنایی. اوهست .اوهست .

بیست  ودو-(من ازآیین پدرانم ابراهیم واسحاق ویعقوب پیروی می کنم سزاوار مانیست چیزی را شریک وهمتای خداوند بزرگ قراردهیم وچنین امتیازی برای ما وهمه مردم یک فضل الهی است هرچند اکثر مردم قدر ناشناسند .ای دوستان زندانی من خدایان متعدد بهتر هستند یا خداوند واحدی که برهمه چیز تسلط دارد ؟ بدانید  که شماچیزی را نمی پرستید مگر یک سلسله نامهای توخالی و بی محتوا که خود وپدرانتان نامگذاری کرده اید خدایانی که زاده توهم تان است .آن هم بدون  آنکه دلیل وحجتی الهی داشته باشدحکم جزحکم الله نیست واو دستور داده است تا چیزی غیر از اورا نپرستید .این دین من ماندنی وپابرجا ست هرچند که اکثر مردم بدان آگاه نیستند.) سوره یوسف.آیات سی وهشت .سی ونه .وچهل

*بازهم توهم  در پرستش خدایان متعدد.چرا نامهای خالی .چرا نامهای بی محتوا.وحشتناک نیست که  ای اکثریت انکارکننده پس ازعمری پرستش این خدایان یکباره  آنها را گم کنید. دنیا گم شدنی است . دنیانابود شدنی است .معبودهای دنیایی نیز نابود خواهند شد .ازشمامی پرسم آیا در زمان ما فرعونی را زنده می یابید .آیا می توانید از مرگ شاهان و ولی ها وخدایگان کوچک تان مانع بشوید ؟از همه  ولی ها.شاهان . فرعونها و..... که فقط نامی از آنها مانده است مگر خیر وفضلی هم به شما می رسد؟ .می بینید که یوسف س از برتری دین وآیین پدران خود می گویدودین و آیین پدران اکثریت مردم ناسپاس وناآگاه را دین فانی وگذرا می خواند وبه دین خود افتخارمی کندبه دین پدرانش.واین خدای یوسف س است که برمعبودهای  میرا وفانی کافران ومشرکان تسلط وبرتری دارد.    

 بیست وسه -(پروردگارا تونصیبی ازملک(دارایی وثروت و اموال) به من عطا کردی وتومرا تغبیرخواب آموختی توآفریننده آسمانهاوزمینی . تودردنیا وآخرت ولی وتکیه گاهی.مرا درحال تسلیم بمیران وبه صالحان ملحق کن )

سوره یوسف .آیه صدو یک  

بیست وچهار -(دعوت به حق برای اوست وکسانی که به جای خدا وند چیزهای دیگری را به خدایی می خوانند بدانند اجابتشان نمی کنند اینان همانند کسانی اند که کف دستهای خود را از آب پر کرده تا به دهانشان برسانند اما هرگز نتوانند ودعای کافران فقط به درد گمراهی می خورد.) سوره رعد .آیه چهارده

 بیست وپنج -(بگوپروردگارآسمانهاوزمین کیست ؟.بگوالله .بگو چرابجزاواولیایی رابرگزیده اید که حتی قادربه تامین سودوزیان برای خود نیستند ؟بگوآیا بینا ونابینا برابرند ؟ یا ظلمات ونوریکسانند ؟ ویا شریکانی که برای خدا قائل شده اید مخلوقاتی چون مخلوقات اودارند؟ حقیقت آفرینش برآنهامشتبه شده است.بگوالله خالق هرچیزی است واوواحد ومسلط است) سوره رعدآیه شانزده         

*دراین آیه الله شریکان ساختگی  خود رانابیناوازظلمت می خواند وخود را بینا ونور .نور الله نور.وحقیقت آفرینش ودرک اشتباه درک وانتخابی اشتباه .چرا یک بشربایددرانتخاب یک اشتباه به اشتباه زندگی کند؟چرادرحالیکه اویک نام توخالی بیش نیست ومظهر کوری  وتاریکی است بیاید مردم را به خدایی خویش اجبارکند؟ آیا مردم می توانند درکنار کسی که کوراست .درظلمات رها شده است حقایق را ببینند ؟.

آیا با کوری اوما نیزباید کور بمانیم ودرتاریکی انتخاب اوما نیز باید نور را نبینیم؟چرا؟چرا؟ای اصل دروغین؟چرا؟

                                    ***************************************

 

می دانید که من یک منتظرم منتظر پایان یک غیبت پرمعنی و هدف دار. اما بیشترازاین انتظار من به یک دیدارمی اندیشم به انتظار معجزه ای که ازطریق انتظاردرامید رسیدن به این دیدارمی اندیشم وبا حکومت کفر وشرک ایران برعلیه زشتیها قلم می زنم. اما آرزوی بزرگ من اشتیاق رسیدن بدین دیداربزرگ است وگمان نکنم که جز با پایان انتظارظهور موعود همه ادیان مهدی ع  وتلاش درطریق ابلاغ ودعوت به دین  رسیدن به چنین معجزه ای میسرباشد .

                                                                                                                 منتظری در انتظار نور

**اورا می بینم .الله خوب وپاک را نمی دانم چگونه درکناراوقرارگرفتم فقط همین بس که اکنون در وسعت آغوش اوهستم آغوش بزرگ او  که دستهایم آن را رها نمی کند بالعکس می خواهد اورا حس کند .وحس می کند که آغوش اواگرچه جای منستاما سخت است .من نمی توانم از آغوش او عبور کنم . سخت است و با مهابت . دلم می خواست در سینه او صدای قلبش را بشنوم اما صدایی نمی آید فقط صدای قلب منست که می شنومش و می خواهم به قلبش وارد بشوم .اگرچه چشمهایم بسته است اگرچه ناتوانم اما حس می کنم میشود بدرون قلب اوکه نمی زند هم وارد شد نرم ولطیف است وچون روغنی مایع که بشود درآن شنا کردبرای ماندن من نرم بود حس اینکه من دیگر نیستم من دیگر وجودی ندارم با منست . تصو.رش را بکنید که من هم یک رنگی باشم از یک نقاشی که آن نقاشی ازاصل بوده باشد و تعمدابه تصویر نقاشی افزوده نشود .هرچه هست من حالا دیگر غرقم .محوم .من دیگر نیستم درمیان  این رویا فقط زنده ام در آغوش الله .بی نهایت مهربان . دوست ندارم الله را رهاکنم آرامم . زنده ام . هیچ روحی ندارم هیچ وجودی ندارم  در جستجوی قلب اوبه یک جا به یک راه به یک خیالی  افتادم که  حس نرمترین  ولطیف ترین جا ومکانی که میشود یافت رادر من زنده کرده است . افتادم افتادم اما از بالا به پایین بلکه از روبرو به جهانی معنویت دیگر ودر روبرو.نمی خواهم دیگر هیچ بدانم از صدا .از تو واز مکان . دوست ندارم او را رها کنم تحمل دیدن هیچ کس دیگر راهم درآغوش اوندارم .نمیدانم چه مدت گذشت نمی دانم این حس چه زمانی تمام شداما من هنوز دربسترآغوش او هستم .نمی خواهم رهایش کنم . من عاشقی هستم که بی اومرده ام .بی او مشتی خاکم من در ستبر آغوش او قلبم را رها کردم یکی شدم با آنچه از میان این رهایی احساس میکردم .چه مدت گذشت نمی دانم فقط مطمئنم این مدت زمان طولانی بوده است چون من  اکنون شادابم .باطراوتم .چشمهایم تیزتر می بیند وخود را در بالا می بینم اگرچه همه این تجربه فقط یک حس است .چشمهایم را باز می کنم من کجاهستم نزدیک شانه اش .چهره اش را نگاه می کنم که ازعلم وقدرت وتدبیر در بی نهایت یقیین وباور یک مومن است  ذوق زده شده ام . نمی خواهم .نمی خواهم نمی توانم  این فرصت را از دست بدهم خودم را بالا می کشم .نه بهتر بگویم بدون هیچ  احساسی بدون هیچ اراده ای بالاتر برده میشوم صورتش .چهره اش .را می بینم خودم را به چهره اش نزدیک می کنم . متوجه  حجابی  میشوم .حجابی که موج زیبایی دارد ومنظم و به شکل اریب در حالت چهره او نمایان است  چهره اوبه هر طرف باشد موج آن هم  بدانسو جهت دارد  می خواهم با دست با چهره اش تماس پیدا کنم حس تماس با آن حجاب را با نوک انگشتانم می توانم در یابم لطافت خاصی دارد ویک لذت خاص در نوک انگشتان من بوجود می آورد که موقتی است بعد دستم از حجاب می گذرد . وچهره اش چهره ای نمایشگر غرور و وقار وعظمت است در بینهایت قدرت وتوانایی وعلم.وخودم را می بینم . چشمهایم را می بندم .صورتم را به چهره اش می چسبانم حس خنکی زیبا به من دست می دهد .سمت راست چهره من اکنون به صورت او مماس است  .(دمای جسم او فقط یک درجه یک درجه ونیم از دمای روح من پایین تر است ومن کم کم دارم حس گرمای روح خودم رااز دست می دهم ).قسمت راست صورتم را روی چهره اش می گذارم اودارد مرا نگاه می کنداگرچه من تاریکم (مخلوقی از جنس دنیایم واحساس کوچکی می کنم .وناتوانی) ومن  آرام نفس می کشم این صدای نفس زدن کیست؟ چشمهایم باز میشود .من کنجکاوم میروم دنبال صدا . دنبال صدای نفس.

یک لحظه برگشته ام به دنیا که تاریک است ( گرچه هنوز صبح است ) زیرچشم وخواب آلوده اطراف آنجایی را که خوابیده ام نظری می اندازم همه جا آرام است وخاموش . دیگر صدای نفس نمی آید چشمهایم را می بندم برمی گردم هنوز صورتم .روی چهره الله است راستی الله موندارد موندارد از جنس خاک نیست از جنس ملائک هم نیست  توباید این را بدانی .

 پس صدای نفس صدای نفس من بوده است ونه صدای نفس الله .اونفس نمی کشد این را وقتی فهمیدم که بناگاه یک لحظه به دنیا برگشتم واطرافم را خاموش وخلوت دیدم ودانستم شنیدن آن صدای نفس .صدای من از دنیا بوده است من دوباره صورتم را به روی  چهره اش گذاشتم وچشمهایم را بستم و.............مابقی را شما در رویای  دیدار قبل ازهبوط خوانده اید

قسمتی حذف شده در دیدارعاشقانه من با الله  دررویای ( دیدارقبل از هبوط )          

قبل از توضیح  مجددا از توای خواننده رویاهای صادقه به دلیل نامفهوم بودن جمله مطلب قبل در مقدمه باید بگویم که من یک منتظرم منتظر ظهور مردی که جهان کفر وایمان منتظر اوست . توکه عذر مرا می پذیری؟

الله ازجنس ملائک نیست را بدان دلیل  برایت می نویسم که دررویای بیداری .اگرآنرا مطالعه کرده باشی ازدرخدمت انسان بودن ملائک  وازامداد ملائک به انسان زمینی واززیرسلطه رفتن ملائک توسط انسان ( سجود برآدم س ) را به یاد آورید برتری آدم را باسجده ملائک برایشان میتوان دریافت واما انسان خواسته وناخواسته  درمقابل الله تحت نیروی بی نهایت درعظمت اوجذب وگم میشود( ترجمه آیات صدوهفتادودو وصدو هفتاد وسه .ازسوره آل عمران وگواهی نوع بشر به  توحید نیز از تاثیر همین نیروی برترواستثنایی است ).ودراینجانیز باید گفت که  روح انسانهای اولی وبرتر در موقع مرگ.به آسانی وبا میل واشتیاق به سوی الله عروج می کنندواما حجاب الله که من تا آنگاه که خود را درآغوش الله می بینم شاید به دلیل کنجکاوی زیاد ویا نا آرامی وبیقراری روحی آن را حس نکردم وبا آن تماس نداشتم تا لحظه ای که خودرا به صورت الله رساندم . یا مرا بی هیچ اراده وآگاهی به صورت الله رساندند ومن با اولین حرکت دست راستم که می خواستم با آن با صورت الله تماس پیدا کنم از وجود ان آگاهی یافتم .وبدان نگاه کردم حجابی که موج زیبایی داشت و چگونگی حس تماس دستم رادرطی این مدت که از رویت آن رویا گذشته است رابا هیچ حسی نتوانستم نزدیک تربدانم جز با حس ظریف انگشتان دست با تارهای عنکبوت که کمی هم کلفت شده است وبعد ازحس این تماس دست من که ازحجاب  زیبای الله  گذشت وبه چهره الله خورد من یک بیحسی خاصی را احساس کردم ودیگرحس لمس نوک انگشتانم محوشد وچه آرام شدم .وسبک.  

   **یک توضیح هم بدهم به توای خواننده همراه بامن .و آن هم مربوط به رویاهایی است که تو با چند نفر  در یک رویا  وهمزمان برخورد می کنی مثلا دررویایی که این حقیر می بایستی غذا (برنج) را بپزم موعد بیدارشدن راهم در ساعتی معین به خودم داده بودم وشما درآن رویا با منی که ازمهمان پذیرایی میکرد و(منی) که درآشپزخانه درپشت دیوارنامریی بود و(منی )که در خواب بودم هرسه درارتباط بودید .خوب ( منی) که از مهمان پذیرایی میکرد ودر آخرهم ظرف برنج پخته جلویش گذاشت  (من) روح بودم در آینده  وآن (من)که در آشپزخانه وپشت دیوار نامریی ایستاده بود. آن (من =جسم وروح زنده)در زمان  قبل ازآینده بود که بایدغذا بپزد (یک نوع  پیش بینی .وشاید فرمان به من درآینده ) .(من )درخواب هم که معمولا تاریک هستم جسم من است که اکثرا بی حرکت است ودرخواب .وآن شخص ؟که رنگینگ وبرنج دوست می داشت بهتراست درمورد اوهم خودتان نظر بدهید.عجیب آنکه من تا ورود به دنیای خواب ازحضورهر کسی جزروحم  در یک رویا بی اطلاعم.

**یک رویا .

ساعت را کوک نکرده ام  .بهتر می دانم که کمی بعد از روشن شدن هوا برای نماز از خواب بیدار بشوم . حالا هم نیمه خواب نیمه بیدارم که هیاهوها شروع میشود اما خواب دارد مرا با خود می برد .یک لحظه حس کردم در خوابم اما این صدای چیست ( اوپ .اپ )ومرتب تکرار میشود ومثل چکش بر سرم می کوبد نه فایده ندارد . دانستم که با منید اما  من نه اراده ای ندارم باید بلند بشوم ومثل انسانی که در خواب است بیدار میشوم وه شادابی یک دیدار لذت هرچه از جنس دنیاست را برباد میدهد . با اوهمراه میشوم که صدایم زده است .ایا گوشهای تو صدای اورا میشنود؟

**ساعت را کوک نکرده ام .شب راهم دیرخوابیده ام .یک نوع احساس تلخی را دارم . آن تنهایی که ازآن برایت گفته ام مرا غمگین وافسرده کرده است .با همه معصومیت این احساس به خواب میروم .

***چه مدت در رویا بوده ام نمیدانم فقط می دانم که همه جا روشن است ونور چشم گیری هم هردم از گاهی چشمک می زند . اگرچه در خوابم در انجا به اطرافم نگاهی می اندازم  .دور وبرم شلوغ است . بسیار شلوغ .مجموعه ای ازهمراهان . که بسیار شادابند .هیچکدام برایم آشنا نیستنداما حسی مرا در میان این جمع راضی می کند .ودر جمع آنها من نیز شادم .اه این منم برخلاف وعده دنیا که همیشه مرا در رنج رها می کند بسیار خوشحالم وگرم صحبت با آنها .واو .او پیامبری که قران را نوشت  محمد ص را می گویداو هم در میان ماست .لباسهای سپید . بانوان .نور روشن مکانی که درآن قدم می زنیم ومحمد ص که بسیار شاداب است و صحبت می کند . گویی می خواهند کسی را از درد وغم رها کنند . ناگهان در جایی می ایستیم . زنان می گویند بمان .بایست . یک فکر.باآنها بمانم . معصومانه سرم را پایین انداخته ام .محمد ص می گوید (((اورا رها کنید او باید برود ))).

و در حالیکه می خواهد مابین من وآن زنان قرار بگیرد ومانع میشود که آنها براصرارشان ادامه بدهند .((( اورا بفرستید برود ))).  آن جا چشمم به یک جای خالی وسیع افتاد که  ما بالای آن ایستاده بودیم  .مثل حفره ای میماند که هرکس در آن بیفتد ازآن بالا سقوط خواهدکرد ودر آن خواهد افتاد کمی مراهل دادند حس نکردم اینکار را می کنند حتی به من دست نزدند  ومن افتادم .بدون درد .بدون اینکه حس کنم از کیلومترها بلندی افتاد ه ام و روی دوپا روی زمین قرار گرفتم ..

*اکنون من بیدارم .بله  محمد ص راست می گفت .من باید برمی گشتم زمان نماز به سوی درگاه خالق هستی فرا رسیده است والله منتظر من است واو مرا با دنیایی از شادابی به سوی خود خوانده است .آنچه درخلوت قلبهای  ما می گذرد.آنچه  با الله می گوییم .وآنچه در رویا می بینیم .زمانی ممکن است به معجزه تبدیل بشود حتی دردنیا .      

 خرداد. فقط بیست ودوم خرداداست که می تواند به جهان بگوید درتاریخ ما اصل خدای دروغین برای همیشه باید باطل بشود .

ایران ما خوزستان .

میلاد حضرت علی ع

 وبزرگداشت روز پدر را  

را به خانواده های شهیدان و.زندانیان سبز

 وهمه همراهان  خردادسبز درایران  وجهان تبریک وتهنیت می گویم

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 26 خرداد 1390    | توسط: منتظر در انتظار    |    | نظرات()