بسم الله الرحمن الرحیم

                                     ( قاب وارونه  ارتداد ومن )

                         به همراه رویای واقعی( بن بستی درنور)

با سلام به تو که راز توانستن رامی دانی

درقاب وارونه ارتداد ومن با همه کنشها وواکنشهای دینی دردنیای سیاست ودین دربزرگترین قاب همراه بامن هستید .

( درآن خانه آیات روشنی ازربوبیت است  برهرکسی که برای رسیدن بدانجا توانایی یافت وهرکه به سبب انکارحج بیت الله کافر شود تنها به خود زیان رسانیده که البته خدا ازاطاعت جهانیان بی نیاز است. بگوای اهل کتاب چرا به آیات خدا کافرمی شوید با آنکه خدابراعمال شما آگاه است ؟بگوای اهل کتاب چرا کسی را که اهل ایمان است از راه خدا باز می دارید وبه راه باطل می خوانید وآن راه را کج می شمارید درصورتی که خودبه زشتی این عمل آگاهید ؟ وخدا ازکردارشماغافل نخواهد شد.) آیات نود وهفت ونود وهشت ونود ونه از سوره آل عمران .

(ومردم راازراه خداومسجدالحرام که برای مردم چه اهل آن و چه بادیه نشینان یکسان قرار دادیم منع می کنندوهرکسی را که درآنجا اراده کجروی وستمکاری داشته باشد همه راعذاب دردناک می چشانیم) سوره حج . آیه بیست وپنج

*انکار حج = با عذاب دردناک .ومنع مردم از زیارت خانه کعبه نیز راهی به سوی باطل رفتن است ونشانه انحراف دردین از طرف گروهی که قرآن ازآنهابه نام ( اهل کتاب ) نام میبردواین بعضی ازاهل کتاب درهردینی وجود دارند .دین محمد ص ( حکومت ایران ) دین مسیح س . دین موسی س.و عذاب دردناک تاوان تحریم و حرام  نمودن عبادات جمعی مردم است .

دفاع ازواجبات ودیگرجنبه های نور الهی یادفاع ازامورعبادی مردم دراین آیات بخوبی مشهود است .تاکید بر حفظ ابهت و حرمت  خانه ای که مظهر یکتاپرستی درهمه ادیان محسوب میشود درمقابل مشرکین وکافران که انسانها را به بت پرستی انسان پرستی وشیطان پرستی دعوت می کنند.متاسفانه ما درکشوری زندگی می کنیم که سردمداران آن برای گمراه کردن مردم گوی رقابت را ازبعضی ازاهل کتاب  دیگرادیان نیزربوده اند. نماز.روزه .حج .وهرگونه عبادت ووحی الله را قربانی یک نظام موهوم وباطل کرده اندنظامی مشرک که تنهاحربه محافظت ازآن تحکیم نفوذ روحانی نماهای حکومتی  وسوء استفاده ازجهل  مردم و اعمال ارعاب است.برماست راهی به سوی نوررابرای نجات ویاری  همدیگر اگرچه بسیار سخت بیازماییم . 

بیست وشش-(بگواوپروردگار من است خدایی جزاونیست .براوتوکل کرده ام وبازگشتم بسوی اوست ) سوره رعد قسمتی از آیه سی

 بیست وهفت-(آیا آن خدایی که بالای سرهمه ایستاده است ونگهبان وحافظ آنهاوآثار وجودی ایشان است واعمال همه را می بیند آیا اورا فراموش کردند ؟آنها برای خدا شریکانی ازپیش خود جعل کردند .بگونام آنها خدایان را بگویید آیا اورا به آنچه درزمین است واوازآن آگاه نیست خبرمی دهید یاآنکه سخنی سطحی میگویید وبلکه برای کافران مکرشان زیباجلوه نمود وازراه خدا بازداشته شده اند وهرکسی را خدا گمراه کند رهبری نخواهد داشت.) سوره رعد آیه سی وسه

*اشاره به آن خدایی که **(ایستاده )است فراموش بشود؟بدلیل ساختن بتها وجعل خدایان زمینی ؟ونام آنها ؟ براستی چرا الله ازوجود این خدایان بی خبراست ؟ازوجودخدایانی به نام فرعون .شاه . ولی فقیه بی خبر مانده است؟ آیا آنکه کافر بودبه جدیت به این خدایان ایمان آورد؟  درآیات سی وهشت .سی ونه .وچهل سوره یوسف نیزازانتخاب مشرکین  گفته میشود خدایانی بانامهای توخالی . الله بدان جهت نام خدایان  زمینی را توخالی می گوید چون آنهادر واقع نابود شدنی هستند . مثل اودرزمان ومکان بی نهایت دائم  حی نیستند . صادق. واسع . باسط . نصیر . بشیر . بصیر . رئوف. ودود . حسیب .مجیب .قدیم . کافی .وافی .شافی . نور .قدوس . کریم .رحیم و....... نیستند یک موجودی هستند متولد یکزمان ومکان خاصی ازتاریخ که جبراباید محو بشوند ونابود واگر به تاریخ نگاه کنیم از این دست  خدایان دروغین فراوان انسانهایی بوده اند که مدعی خدایی کرده اند اما اکنون قرنهاست که موجودیت ندارند مثل همه اشیاء . وسایل . و..... پس فقط ازآنها نام آنها باقی مانده است .نامی از بی شمار خدایان خاکی .

بیست وهشت-(وآنان که برآنها کتاب آسمانی فرستادیم مومنان اهل کتاب ومسلمانان ازآنچه برتونازل شده خوشحالند وجماعتی از احزاب برخی ازآیات آنرا انکارمی کنند بگو.من مامورم که خدای واحد را بپرستم وهرگزبه اوشرک نیاورم .خلق رابه سوی او دعوت می کنم وبازگشت من بسوی اوست .) آیه سی وشش از سوره رعد

بیست ونه -(آنچه نزد شماست نابود میشود و آنچه نزد خدااست باقی میماند )سوره حجر . آیه نود وشش

چه چیزی درنزد ماست ؟چه چیزی ؟آنچه چشم وگوش بصیرت می بیند آیاآنچه درنزدماست دنیایی نیست مگرآیا باطل نیست.؟ آیا قرارنشده  است در دنیا بماند.پس این چه خدایی است که در بعد مکان زندانی است ؟

سی-(آیاآنکه می آفریند مانند کسی است که نمی آفریند ؟ چرا به یاد نمی آورید؟ ) سوره نحل آیه هفده

*تفاوت درنگاه جهان بینی. الله کسی که زمین وآسمان را خلق کرده است  همه جهان هستی مخلوق اوست واما آیا کسی که خود دچارجبرنابودی ونیستی است . نمی تواندخود ودیگران را ازنابودی (مرگ)نجات بدهد ویا بجای آنها موجودی دیگرخلق بکند درپرستش با الله که در نوع واحد واحداست با هم برابرند؟

سی ویک-(معبودهایی را که بجای خدا می خوانید چیزی راخلق نمی کنند .بلکه خود مخلوقند.) آیه  بیست از سوره نحل   

سی ودو-(ومی گوید کجایند شریکان من که برای طرفداری ازآنها (با پیامبر ومومنین) خصومت می کردید؟ اهل علم می گویند رسوایی وخواری امروز برای کافران است ) سوره نحل آیه بیست وهفت

*ازکسی دفاع می کنند که همه بنیانهای دین وشریعت را انکارمی کند .نماز را .حج را که وحی الله هستند رابرای حفظ مقام دنیاییش نفی وقربانی می کند. حرمت به ماه حرام رازیر پا می گذارد( درماه حرام امربه قتل می کند).آیات اجباری نبودن حجاب برای مسلمانان . آیات اجباری نبودن دین . آیات احترام به حقوق مسلمانان راتجاوزازمرزهای خصوصی وناهی به تجاوز وچسباندن تهمت وافترا را به بهانه حفظ حاکمیت خدایی خود بی پروا زیر پا می گذارد  .بدینگونه است که الله دشمنان خود را با این آیه تحقیر می کند وپست می شمارد . ومکررا آنها را مخلوق می خواند.

سی وسه -(وبجای خدابت هایی را پرستش می کنند که درآسمانهاوزمین هیچگونه اختیارروزی مشرکان را ندارندونمی توانند داشته باشند.) سوره نحل آیه هفتادوسه

سی وچهار-(وچون مشرکان شریکانی که بجای خدا قائل هستندمشاهده کنند حسرت خورند وگویند .ای پروردگارما اینان شریکانی هستند که ما بجای توپرستش میکردیم .شریکان جواب می دهند که شمادروغ میگویید ودرآنروزهمه کافران ومشرکان تسلیم فرمان خدا میشوند وآنچه غیرازخدا جعل میکرده اند همه نابود میشوند آنان که هم خود کافر شدند وهم دیگران را ازراه خدا بازداشتند به کیفر فسادی که می کردند عذابی برعذابشان بیافزاییم)

سوره نحل آیات هشتادوشش .هشتاد وهفت و هشتادوهفت

*نفی وانکار پرستش کنندگان توسط معبودها .در آیاتی دیگر از کلام الله چنین نفی وانکاری از زبان شیطان نیز آمده است .باید برای دیدن تاثیر دقیق دنیای موهومات اقمار شیطان ورد پای شیطان در زندگی کافران ومشرکین زندگی اورا ازمجادله با الله تا زمانی که درروز حسرت متوالیا در قرآن آمده است بر رسی کرد. شباهت در تفکر وطغیان وانکار. .

سی وپنج-(هرگزبا خدای یکتا معبوددیگری قرارمده که نکوهیده وخوارخواهی شد .پروردگارتوحکم فرموده است جزاوهیچکس رانپرستید .)  سوره اسراء آیه بیست ودو وقسمتی از آیه بیست وسوم  

سی وشش-(این ازحکمتهایی است که پروردگارت به تو وحی کرده است .هیچ خدایی راهمراه الله قائل مشوکه درجهنم می افتی وملامت زده ومطرود میشوی.) سوره اسراء آیه سی ونه

  توصیه الله به پیامبر.پرستش الله.فرمانبری ازپیامبرودیگرهیچکس ونتیجه پرستش باطل یعنی مردود شدن .ارتداد .وعاقبت دوزخ .چرا ؟حتی اگرپیامبرباشی بایدازالله فرمان ببری.؟ چه سرنوشتی برای انسان عاصی عذاب آورتراز وعده آتش جهنم ؟

سی وهفت-(بگواگرچنانکه آنها می گویند با اوخدایان دیگری بود دراین صورت آن خدایان سعی میکردند راهی بسوی خدای صاحب عرش پیدا کنند .خدا برتراست ازآنچه آنها می گویندبسیار برترومنزه تر)سوره اسراء آیات چهل وسه

سی وهشت-(بگواین بتهایی که جزاوخدا می پندارید بخوانیدتا ببینید که نمی توانند بلا را ازشما دفع کنند ونه تغییر وتحولی توانند داد.آنهایی که کافران به خدایی می خوانند خود وسیله ای برای تقرب به درگاه پروردگارشان می جویند که مقرب ترین بشوندوبه رحمت اوامیدواربشوند وازعذاب او می ترسند که البته ازعذاب پروردگارت بایدهراسان بود)

 اسراء آیات پنجاه وشش وپنجاه وهفت

*دراین دوآیه تلاش وچشمداشت خدایان زمینی را به آرزوی داشتن قرابت ونزدیکی به الله ساکن عرش یاد آورمیشود . فرعون .برای رسیدن به الله .موسی س دستور داد تا برج گونه ای بسازند تاازآن بالاوبالاتر برود وبه الله نزدیک بشود . و(ولی) ایرانیان با نسبت دادن تبار خود به فرزندان فاطمه زهرا س خود را  از مردم سوا می کند.درحالیکه دراین خاندان با عظمت هرگز هیچ مردیا زنی  حتی پیامبر اکرم به مقام خدایی  وولایت  زمینیان نرسید؟ عجیب است که در همه آیاتی که از توحید آمده است الله سریعا خدایان وجانشینان وشرکای زمینی خود راوهمچنین مشرکین وکافران را تحقیرمی کندخواروباطل وگمراه ودروغگو می خواندودشمن خودمی داندو آنها را سزاواردوزخ وعذاب درد آور میدانداما این جانشینان دروغین .این خدایان ساختگی همه  باتوهم وگمان مدعی گواهی الله برمشروعیت خودشان هستند.     

 سی ونه-(وچون دردریا خوف وخطری به شما رسد درآن حال جزخدا همه آنهایی که می پرستیدید ناپدید گردند .آنگاه که شما را ازخطرنجات دهد بازازاو روی بگردانید .زیرا انسان ناسپاس است )اسراء آیه شصت وهفت

چهل-(بگوستایش مخصوص خدایی است که نه فرزندی برگرفت ونه در فرمانروایی شریکی داردونه یاوری بخاطر ضعف وذلت اختیار کرده است پس اورا تکبیرگوی .تکبیری شایسته.) اسراء آیه صدو یازده

چهل ویک-(اینان که قوم ما هستندغیرازخدای یگانه خدایانی برگرفته اند چراهیچ دلیل روشنی براثبات خدایی آنها ندارند؟ پس کیست ستمکارترازکسی که بر خدا دروغ می بندد؟ ) سوره کهف آیه پانزده

*بازهم سایه دروغ . الله از ستم  دروغی که بواسطه پرستش خدایان زمینی براو می بندند می گوید  

چهل ودو-(بگوخدا به مدت اقامت آنهادرغارداناتر است که غیب آسمانها وزمین ازآن اوست .براستی چه بینا وشنواست آنها جز او ولی ندارند وهیچکس درحکم او شریک نیست .) کهف . آیه بیست وشش

چهل وسه-(رفیق اودرمقام پندواندرزگفت آیا به خدای یکتا که تورا ازخاک وسپس ازنطفه آفریدوآنگاه تورا مردکاملی ساخت کافرشدی؟بلکه خدای واحدپروردگارمن است وهرگزاحدی را شریک اونخواهم ساخت.)کهف آیات سی وهفت .سی وهشت   

چهل وچهار-(ویاد آوروقتی به فرشتگان فرمان دادیم که برآدم سجده کنید آنها همه سر به سجده فرود آوردند جز ابلیس که ازجن بود وازاطاعت پروردگارش سرپیچید آیا او.شیطان وفرزندانش را به جای من دوستان خود گرفتند درصورتی که آنها سخت با شما دشمنند .ظالمان چه جایگزین بدی را برگزیده اند ؟ )سوره کهف .آیه پنجاه

چهل وپنج-(وروزی که خدا به کافران می گوید آنانی را که گمان میداشتید که شریک منند بخوانید .آنها بخوانند وشریکان اجابت نکنند پس میان آنها هلاکت گاه قراردهیم .) کهف . آیه پنجاه ودو.

چهل وشش-(آیا کافران می پندارند که غیرازمن بندگان مرا به دوستی خواهندگرفت ؟ ما دوزخ را چون منزلگاهی برای کافران مهیا ساخته ایم.) سوره کهف . آیه صدو دو

چهل وهفت-(بگومن بشری هستم همانند شما.تنها فرق من با شما این است که به من وحی میرسد که خدای یگانه خدای شماست . حال هرکس به لقای پروردگارش امیدوار است باید نیکوکاری کند ودرپرستش پروردگارش هرگز احدی را با اوشریک نگرداند. ) سوره کهف. آیه صد وده


*بله مشرکین وکافران وخدایان دروغین آنها باید بدانند بین آنها والله فقط یک پیامبر مبشر و مبلغ است وقرآن این یاد آوری را مرتب تکرار می کند پس ایمان آورندگان فقط باید در آیین تسلیم الگوی مردم بشوند ونه درحاکمیت .ومی بینیم که که علی ع به دلیل آنکه از ایمان آورندگان است نمی تواند بر علیه عثمان ودیگر کسانی که به رای مردم برای ادامه بقای دین انتخاب میشوند ازمحورحق پا را فراتر بگذارد وبرعلیه آنها که فقط ظواهر دین را می پسندند عصیان بکند .علی ع اگر برعلیه آنها شمشیر بکشد درواقع برعلیه انتخاب مردم شمشیر کشیده است. وعلی ع اگر برمخالفت  بررجوع مردم به طاغوت قد علم کنددرواقع ایجاد تفرقه کرده است واین هردوراه حل ازارتداد است .همانطورنیز نمی تواندمشوق آنها درادامه این انتخاب باشد گمشدن دردوراه مخالف هم.گمراهی ناتوانی دردرست دیدن حق .درست شنیدن ازحق و بصیرت را به عمل تبدیل کردن است   

چهل وهشت-(من ازبتهایی که به جای خدا می خوانید دوری می کنم وپروردگار خود را می خوانم امید که چون اورا می خوانم از درگاه لطفش محروم نگردم.) سوره مریم . آیه چهل وهشت

چهل ونه-(ومشرکان به غیرخدای یکتا خدایان باطلی را اختیار کردند تا سبب عزت دنیویشان گردند. چنین نیست بلکه بزودی ازپرستش آنها روی بگردانند وبه خصومت با آنها برخیزند .) مریم.آیات هشتاد ویک وهشتادو دو

پنجاه-( الله .خدای واحد که خدایی جز اونیست .نامهای نیکو مخصوص اوست .) طه آیه هشت

پنجاه ویک-(خدای واحد من هستم هیچ خدایی جزمن نیست پس مرابپرست وبه  یاد من نماز را به پا دار)طه آیه چهارده

پنجاه ودو-(همانا خدای شماخداوندی است که خدایی جز اونیست که علمش برهمه چیزمحیط است.)نودوهشت سوره طه

پنجاه وسه-(یادرزمین خدایانی برگرفته اندکه برانگیزاننده آنان درقیامتند .اگردر آن دو( آسمان وزمین )خدایانی جزخدای واحد وجود داشت هردوتباه میشدند پس خداوندعرش ازتوصیف آنان منزه است .) آیه بیست ودو از سوره انبیاء

پنجاه وچهار-(آیامشرکان جزاوخدایانی برگرفته اندبگو.برهانتان رابیاورید.این کتاب سخن کسانی است که بامن هستندوسخن کسانی که پیش ازمن بوده اندامابیشترشان چیزی ازحق نمی دانند وازآن اعراض می کنند.)

 سوره انبیاء.آیه بیست وچهار

*چرا این همه اصرار درتکراراهمیت  استقامت درتوحید. پس چرا ما انسانها پند نمی گیریم؟چرا ما انسانها نمی توانیم بپذیریم که الله هیچ  نوع شرکی را نسبت به خود نمی پذیرد؟

پنجاه وپنج-(ماهیچ پیامبری راپیش از تونفرستادیم مگرآنکه به او*وحی کردیم که ابلاغ کند هیچ معبودی به جزمن نیست پس فقط مراپرستش کنید.وادعا کردندخدای رحمان فرزندی(چون عیسی مسیح وعزیرویا ازجنس فرشتگان )اختیارکرده است.خدای سبحان ازاین *اوهام مبراست .آنها فقط بندگان گرامی ومحترم خدا هستند .درسخن گفتن از خدا پیشی نمی گیرندوهمواره به دستور اوعمل می کنند .خدا ازآینده وگذشته اشان باخبر است وآنها شفاعت کسی را بدون رضایت واجازه خدا نمی کنند.وهمواره ازهیبت اوبیمناکند.بی شک هرکس ازآنها بگوید بجز الله .من هم * خدا هستم جزایش جهنم است وما این چنین کیفرظالمان را می دهیم .)

سوره انبیاء . آیات بیست وپنج .بیست وشش . بیست وهفت . بیست وهشت وبیست ونه

* نشانه ومعجزه پیامبران ووحی است وحی به توحید .دراین آیه هیچ مبالغه ای نمیشود والله مستقیما خودش به دفاع از وحدانیت خودسخن می گوید وپیامبرانش را ( در اینجا مسیح س )و یاعزیریکی از ایمان آورندگان .وملائک را بندگان خود می خواندوبه گویایی پرستش آنها را به عنوان جانشینانش ( به روش جانشینی در سلطنت ) رد می کند وآنرا یک وهم می خواند بندگانی محترم که نمازوعبادت الله را قربانی حکومت جهنمی خود نمی کنند وبه جای تاکید ودستور به فرمانبری مردم از خودشان آنها را به سوی الله می خوانند هیچ کدام از این بندگان محترم هم نمی توانند به جز الله آنها هم خدایی می توانند کرد از اهل جهنم خواهند بود ........

.براستی با تلاوت چنین آیاتی از قرآن بزرگ آیا شایسته است که ماایرانیان دروهم زندگی کنیم . چرا؟

پنجاه وشش-(بگوکیست که بتواند شماراازمجازات شبانه  روزی خدای رحمان محفوظ بدارد؟ با این وجود آنها ازیاد پروردگارشان روی گردانند. شاید به جزالله خدایان دیگری دارند که ازعذاب الهی مصونشان میدارند بدانید که آن خدایان دروغین توانایی مراقبت ازخودرا ندارند چه رسد به دیگران .ازجانب ما نیز پناهی نخواهند داشت.)

سوره انبیاء . آیات چهل ودو .وچهل وسه.

*این چگونه است که ما الله را فراموش می کنیم ؟چرا خدایانی را تنها میشوند نمی بینیم . چرا نمی بینیم که مشرکین وکافران نیز آنها را تنها می گذارند . چون آنها را پناه خود نمی دانند ؟ چون آنها را ایده آل در تکامل وبرترین نمی دانند ؟ چون الله برتر است .؟ وآنها را نیازمند به الله می بینند ؟ مشرکین نیز  باهمه وهمی که دارند دوست می دارند به الله نزدیک بشوند ؟ آیا شیطان در آرزوی برتری  برانسان ونزدیکی وقرابت به الله نیست اما شیطان از درگاه الله طرد شد پس این خدایان نیز مطرود خواهند بود .شیطان خود را خدا می داند . شاه خود را خدا می داند . فرعون خود را خدا میداند . ( ولی ) خود را خدا می داند . نمی داند؟وکم کم به گمان من این باشد که رییس ؟؟؟... نیز دارد ... نمی کنند ؟ پس چرا ما ایرانیان باید تاوان یک انتخاب .یک رای را با مرگ حق طلبان .تجاوز به نوامیس مردم . زندان و با باطوم  وشکنجه وعدالت اجباری و.......... تجربه کنیم.؟چرا؟ ایرانی قربانی خدایگانی میرا.میرا.

پنجاه وهفت-(ابراهیم گفت پس چرابجای خداوند چیزهایی رامی پرستید که نه .می توانند به شما سود برسانندونه زیان .وای از انحراف شماوازمعبودهای دروغینی که بجای الله می پرستید چرا تعقل نمی کنید؟)

انبیاء آیات شصت وشش . شصت وهفت

*برای نجات از انحراف از توحید.توصیه ابراهیم است به مشرکان وکافران  فقط یک راه. تعقل .بیداری.هوشیاری

پنجاه وهشت- ( برخی مردم فقط خدا را از روی حرف می پرستند اینگونه آدمها هر وقت خیری به آنها رسد نسبت به الله آرامش واطمینان پیدا می کنند وهر گاه بلایی دامنگیرشان بشود از الله روی برمی گردانند .این چنین کسان هم در دنیا وهم درآخرت زیان می بینند.زیانی که کاملا آشکاراست.به غیر ازالله چیزهایی را برای نجات و آرامش خود می خوانند که هیچ سود وزیانی برایشان ندارد.بدانیدکه این اعماق گمراهی است.حتی کسانی را برای نجات خویش می خوانند که ضررشان  نزدیک ترازنفع شان است بی شک چه بد *ولی وهمنشینی را انتخاب کرده اند .)

 سوره حج . آیات یازده .دوازده . سیزده

پنجاه ونه –(همواره ازیکتاپرستانی برای خدا باشید که هیچ نوع شرکی به اونمی ورزند زیرا کسی که به خداوند بزرگ شرک بورزد همانند کسی است کهاز آسمان سقوط کرده در بین راه پرندگان اورا بربایند یا طوفانی اورا به محلی دور دست پرتابکند .آری هرکس شعائر الهی ( اوامر الله) را بزرگ ومحترم شمارد بداند که این کار نشانه تقوایی است که در دلش خانه کرده است .) حج .آیات سی و یک وسی ودو

شصت –(ونیز بدان سبب است که خداوند بزرگ حق است وغیر از او آنچه را که نجات بخش می خوانید باطل است وخداوند بلندمرتبه وبزرگ است .) سوره حج آیه شصت و دو

شصت ویک-( آنها بغیر از خداوند چیزهایی را می پرستند که هیچ دلیل آسمانی نداردوبرآن نیزآگاه نیستند حقیقتا ظالمان یاوری ندارند)سوره حج . آیه هفتادویک

شصت ودو-( ای مردم برای شما مثالی زده شده است .به آن گوش فرادهید .کسانی راکه بجای الله به خدایی می خوانید هرگز توانایی خلق یک مگس را هم ندارندحتی اگر همه شان جمع شوند ودست به دست هم دهند اگرمگسی چیزی ازآنها برباید نمی توانند ازاوپس بگیرند .هم طالب وهم مطلوب  هردوناتوانند) سوره حج. آیه هفتادوسه

 

***و توصیه وحکم الله به ایمان آورندگان درجهاد برعلیه شرک وکفر

(درراه خداآنگونه که شایسته است جهاد نماییدزیرا اوشما راانتخاب کرده است .بدانیدکه دین هیچ مشقت وسختی برایتان قرارنداده زیرا همان آیین پدرانتان ابراهیم است.اوهمه شما را مسلمان نامیده چه درآن زمان وچه دراین زمان تا پیامبر گواه والگوی شما باشد وشمانیز گواه والگوی همه مردم پس نماز بپای دارید وزکات پرداخت نمایید وبه خدا توسل جویید که او دوست وولی شماست وخدا چه دوست وولی خوبی است .) حج .آیه هفتاد وهشت

 

***درکتاب ما مسلمانان دین محمد ص از این آیات فراوان دیده میشود. که همه ازتلاش خستگی ناپذیررنج وغم پیامبران برای نجات ماانسانها ازجهل .ارتجاع .بندگی وبردگی میگویند . همه ادیان الهی کم وبیش در مسیر این هدایت به راهنمایی انسانها درانتظارند . زمانی است که دیگر تکیه به همنوع راه نجات  ازسقوط درانسانیت نیست . مسلمانان( اهل تسلیم درهمه ادیان الهی ) به حج می روند وخود را به آغوش سیال نور می سپارند .به نماز می ایستند وبا الله به ارتباط معنوی می پردازند . ماه رمضان را با لبانی تشنه به تلاوت آیات کلام الله به امید لذت یک دم خلسه در این آیات به تقوی پناه میبرند . به زیارت اماکن مذهبی  رجوع می کنند .مساجد را خانه الله می دانند اما .اما

 

*همه گویی درخوابیم .درخواب یک رویای گمشده در بیداری .رویایی به نام بهشت . خواننده خوب تا مادام که ما اجباری کردن اصل ولایت فقیه را درصدرحقوق انسانی وشرعی خود مستند بدانیم ویک انسان همنوع را جانشین الله درزمین بخوانیم نتیجه حج زیبای ما نمازعاشقانه ما.رمضانهای تشنه کام. در آرزووحسرت بهشت بودن بعد از عمری زندگی درسایه دین؟. زیارات ما.اعتکاف ما.ازدواج ما. حتی شهادت ما. و...... براساس شرک وکفراست .نتیجه اش باطل است .دوزخ است  واین سوآل را ارجحیت می بخشد که آیا برای بازگشت از(اعماق گمراهی )مهلتی هست ؟

بحث و مجادله در قاب ارتداد ومن همچنان ادامه دارد      

                                 *************************************

ورویا. رویای صادقه                    (بن بستی درنور)

 

**درخوابم.ودر خواب با خانواده همراهم .آقای خانه می گوید مگر قرارنبود به بازار بروید نمیدانم  اوچه عجله ای دارد که فی الفوردراتومبیل را بازمی کندومی گوید سوار بشوید برسانمتان .ما هم ( من وپسر کوچکی که حدود هفت سال داردومن دراین رویا اورا پسر خودم می دانم.) در راه که در آسمان بود مدام به آنچه می خواهم از بازاربخرم فکرمی کنم .همه چیزسریع اتفاق می افتد.من که نمی توانم به یاد بیاورم چگونه ازاتومبیل پیاده شده ایم.از دوسه پله بالا وبه بازارواردمیشویم این بازاردر جای بسیاربلندی مثل آسمان است ودوسه پله می خورد .گفتم که ما با اتومبیل در فضا و آسمان حرکت میکردیم پس این بازار دوسه پله ای بلندتر از آسمان باید باشد.خودم وآن پسر بچه را می بینم که در بازار هستیم وگیج تماشای اجناس دستفروشهایی با قیافه هایی عجیب. ابروهای عجیب .لباس عجیب .قبا مانند و نباتی رنگ .با چپیه هایی که به دور سرشان پیچیده بودند وگاها صدای زنان نیز در همهمه سروصدای فروشندگان مرد از دور ونزدیک شنیده می شد . اه چه جالب . من از این ؟لباس حتما باید بخرم اما حیف است در این بازار اجناس زیادی است ومن فکر می کنم خیلی زود آن مقدار پولی که برای خرید با خود آورده ام با ولخرجی از دست بدهم .این فکری است که با خودم می کنم وبه پسر بچه هم می گویم . آیا اوپسر منست؟گاهی با تعجب به اوخیره میشوم .اما بلوای بازار نمی گذارد برآن که می بینم بخوبی تمرکز کنم واو را دریابم .(خوب چه باید بکنیم .بهتراست پول را به این آقای فروشنده به امانت بگذاریم وبعد که برگشتیم آن را پس بگیریم؟)اما در جلو چشم فروشنده پول را زیر یک تکه پارچه که روی البسه نوپهن کرده تاکثیف نشوند می گذارم .هوا خنک است وروشن .ومن شادابم .ازدرآنجا بودن لذت می برم حجابی هم ندارم .(اینها برای من علامت خوبی است ).شادابی درهوایی سکرآور.دستفروشها تک وتوک اجناسشان را روی زمین ولو کرده اند واما پول ما نباید گم بشود .این را به پسرم ؟ می گویم .وشروع می کنیم به قدم زدن ورفتن به سوی اوج شلوغی بازار .اما ما دیگردرآنجا نیستیم .بدانجا وبه آن سوکه قدم گذاشتیم وارد دنیای دیگری شدیم که حضور ما دیگر در آنجا دیده نمیشد.گویی ما غیب شده بودیم در یک فضایی که بسیار روشن بود بطوریکه هر چه وهرکه در ان قدم می گذاشت در روشنایی آن دیگر دیده نمیشد . این روشنایی مانند دیواری بازار را از آن قسمت که نه راهش پیدا بود ونه  چیزی دیده میشد جدا میکرد . یکباره یک حس مثل آنکه در یک آب خنک یا مه غلیظ اما نسبتا سرد محوشده باشیم درمن زنده شد.چه فضای خنکی.هیچکس دیده نمیشود بازار .مردم . دستفروشها . یک حس مثل غرق شدن خود خواسته دریک آب خنک که از * روی زمین تا آسمان ادامه دارد( ببینید روی زمین ونه در گودی یاچاه یا حتی دره وچاله )مرادرلذتی عمیق فروبرد. گفتی  این دیوار خنک که میشد وارد فضای نامریی آن شد ودر عرض زمین کشیده شده است از آسمان تا روی زمین ایستاده باشدو من خودم را دیگر نمی بینم .

آه این ماییم ازدرون این دیوارخنک بیرون می آییم .پسرک گویی چیز .حسی را تجربه نکرده است اما من سرزنده تر ازقبل از دیوار بیرون آمدم دیواری از هوا .دیواری که جز نوری چون مه از آن چیزی نمی توان دید .باز بازار که روبرویمان است بله دیوار بن بست این بازار بوده است یعنی ما در بن بست بودیم .بن بستی از خنکای هوایی دلپذیر؟به خاطرم امد که باید برگردیم .اه بله باید پول را از دست فروش پس بگیریم . بالای اجناس اورفتم .مرد دستفروش  لحظه ای بود یک لحظه نبود.اما هر بار که غیب میشد ودوباره حاضر میشد متوجه میشدم که با دقت حرکات مرا تحت نظرش است . من هم که اصلا بی خیال این رفت وآمدهای غیبی او بودم فکر میکنم دیگر جزو عادتم شده است که چنین کارهایی را در رویا ببینم وتعجبی هم نکنم .تکه پارچه را از روی پول اسکناس برداشتم .وقتی تکه پارچه را بالا آوردم  تا پول خودمان را ببینم وبردارم یک اسکناس دیگر که گویی به تکه پارچه چسبیده بود باتکانی از پارچه به روی اجناس مرد دستفروش افتاد اما من آن را برنداشتم ودست دراز کردم که فقط پول خودمان را بردارم . مرد دستفروش که تا به حال حرفی نزده بود گفت ((می دانستم که اوحلال وحرام خودش را می داند )) ما به بازارمیرویم . بازار .

اما حالا داریم برمی گردیم چرا از خرید در بازارهیچ چیز باید ندانم .نمی دانم . اه اینجا دیگر کجاست؟ همان پله هاست ودر چوبی که از آنجا وارد بازار شده بودیم ومن درهنگام رفتن به بازار اصلا متوجه وجود آن نشده بودم .عجیب است .عجیب است آن مرد دستفروش هم مثل دربانها روی یک صندلی نشسته است درست کناردر واز داخل.باحیرت نگاهش می کنم اما خوب ما باید از بازار برگردیم  با دیدن مردکمی ترسیدم مگراو در بازار نبود پس اینجاچه کارمی کند ( دلیل غیب شدنهای گاه وبیگاه او شاید این بوده باشدکه می تواندهرجا خواست برود وسریع برگردد) پسرک پایین آمد اما من فقط پایین آمدن از دوپله اورا دیدم ودیگر اورا ندیدم یکباره غیب شد.من هم باید از بازاربیرون بروم وقتی قدم جلوگذاشتم که بطرف در بروم پایم به چیزی گیر کرد .سکندری خوردم .نزدیک بود بیفتم اما نه ایستادم .حالا روی اولین پله درگاه اولین قدم را گذاشته ام تا از آنجا پایین بیایم یک مرتبه درهوا ولو شدم وغیب شدم .مثل اینکه به یک جایی افتادم . هوا روشن است وخنک حتی اکنون که دارم ازآسمان پایین می افتم واز افتادن نمی ترسم.

**آه من برگشته ام به جسم تاریکم وماهردوبیداریم .هواخنک است.سحراست ومن باید به دیدار آن تنهاغایب هستی بخش بروم . به دیداراوکه در رویا هست ودربیداری هست وهمان اوکه درسحراست.

*یک توضیح هم در اینجا لازم است که درمورد ( روح ) داده بشود .روح که برای اولین باردرعرش موجودیت یافت ونیمه دوم وجاودانه جسم فانی ماشد. در سوره حج وآیه هفتادوهشت الله از انتخاب ایمان آورندگان می گویدبه عنوان انسانهای  گواه والگو.ببینید الله ستمکاران .منافقین .مشرکین .کافران را به عنوان گواه والگو ردمی کند ومرتد می داند وآنها را رها شده میگویدوهم اینان سهم شیطان ومنتخبان شیطان هستند .ولی حتی در صورت واگذاری آنها به شیطان نیز الله برآنها قدرت جبری دارد هم الله آنها را به همراه شیطان به جهنم می فرستد . پس الله برجسم وروح ما احاطه دارد .بعد ازمرگ جسم ما روح به برزخ میرود .شرایط زیست روح در برزخ بسیار خاص است .فضایی بدون هوای تنفسی .خفقان آورکه تحمل آن برای جسم مقدورنیست واگرازمن منتظر بپرسند برزخ بکجامی ماند؟پاسخ من اینست شایدکره ای دیگرمکانی دیگرباشددرسطح بالایی ازفضای ما سرشارازبخارات وگازهای گرم که آنطورکه من حس میکردم نم ورطوبتی هم درآن وجود نداردوتنفس این هوا هم برای انسان نفس گیر وغیر قابل تحمل است .ودراین هوا انسان زنده بسوی فضای بالا ترکشیده میشود بدون اراده وآگاهی .شایدکه بدلیل تحمل چنین هوایی باشدکه برای موجود زنده بسیارسخت است .بعضی از افراد مدعی میشوند که می توانند روح را در زمین ودرمحل زندگیشان احضار بکنند. واین در صورتی است که روح بعدازمرگ حتما برای ادامه بقا باید درشرایط ویژه ای چون برزخ به زندگی ادامه بدهد واحضار روح درزمین جز دراراده وقدرت الله نیست اوروح را دمیده است الله روح را تا روزندامت قیامت زنده نگاه خواهد داشت وفقط اوبرروح احاطه داردحتی اگراراده الله برآن باشد که روح را به جهنم ویا بهشت بفرستد .پس ادعای این گروه افراد نیزدروغین وارتداد محسوب میشود. واما احاطه وحکمفرمایی یک نفرانسان به عنوان ولی .شاه .فرعون برجسم وروح یک انسان وانسانهای دیگر به هردلیل وعنوانی نیز ارتداد خوانده میشود .تنها موجودیت قادری که می تواند برانسان حاکم بشود همانا الله نور می باشد.

    **درخوابم .هرجایی میروم اماگویی نباید ازآنجاچیزی بدانم .آنجاهم روشن است خنک است اما درش را بروی من بسته اند خودم به تنهایی آنجایم .صدایی می آید .نجوایی از دور .صدای اذان است . لحظه به لحظه صدای اذان زیادتر وتعدادشان بیشتر میشود من از آنجا آمدم . آه مرا صدا میزنند . ملائک را می گویم . مرا رها نمی کنند .اوامرکرده است که من باید از خواب بیدار بشوم . صدای اذان بلندتر میشود گفتی آمده اند در گوشم ندا می دهند .

*بیدارشده ام نیم ساعت ازاذان صبح گذشته است هواهمچنان تاریک است و این صدای چیست؟ صدای ساعت است که دیشب کوک کرده ام وصدایش گویی ازدورهافاصله به گوشم میرسد.من درکنارصبحم .والله خاموش ومهربان در همین نزدیکیهاست  

                                     ************************************************

منتظری در انتظارنور

                                                               بسم الله الرحمن الرحیم

(واین قرآن ازسوی پروردگارجهانیان نازل شده است. روح الا مین آن را نازل کرده است .آنهم برقلب توتا اینکه مردم را نسبت به دستاوردشان هشداردهی. آن را به زبان عربی واضح وروشن نازل کرد.نشانه های آن درکتب آسمانی گذشتگان موجود است . آیاهمین نشانه کافی نیست که علمای بنی اسراییل ازآن بی خبرند. اگرآن را بریکی ازعجمان نازل کرده بودیم . واو ( پیامبر) آن را برایشان می خواند قطعا ایمان نمی آوردند .ما این چنین قرآن را برقلبهای مجرمان نفوذ می دهیم .آنها به آن ایمان نمی آورند مگرزمانی که عذاب دردناک را با چشم خود ببینند .آن عذاب ناگهان آنهارادربرمی گیرد درحالیکه کاملا غافل وبی خبرند .ومی گویند آیا به ما مهلتی خواهند داد ؟ خدا گوید آیا باز نسبت به عذاب ماعجله می کنند ؟ دیدی سالهادر زندگی دنیا ازنعمتها برخوردارشان کردیم . وبالا خره عذاب الهی که به آنها وعده داده شده بود گرفتارشان کرد.وآن نعمتها که دردنیا داشتنداینجابه کارشان نیامد.مااهل دیاری راهلاک نکردیم مگرآنکه قبل ازآن هشداردهنده ای برایشان فرستادیم تا حقایق را یادآورشوند وماهیچگاه ظالم نیستیم. این قرآن را شیاطین نازل نکرده اند. آنها شایسته اینکارنیستند وقدرتش را هم ندارند.شیاطین ازشنیدن وحی واسرارآسمانی محروم شده اند .پس هیچگاه خدای دیگری را با الله مخوان که مستحق عذاب می گردی. خویشاوندا ن نزدیکت را هشدارده ووبرای اهل ایمانی که ازتوتبعیت می کنند نهایت احترام را قائل شو.واگراز فرمان توسرپیچی کردند بگومن ازعملکرد شما بیزارم . وبرخداوند قدرتمند وبا گذشت توکل کن .همان خدایی که هرگاه به عبادت می ایستی تورا می بیند وحرکت تورا میان سجده کنندگان نظاره میکند .براستی اوشنواوداناست .

الله براستی شنوا وداناست .او صدای ضجه مردان وزنانی را که در زندانها به آنها شکنجه می دهید .تجاوز می کنید .عذاب می دهید می شنود اما نمی ترسد .الله صدای خدای زمینی شما را می شنود اما نمی ترسد . الله اه وناله دردمندان مسلمان ( همه ادیان ) را در سرتاسرجهان خاکی می شنود اما نمی ترسد .نجواهای بیهوده شما رابر سر قدرت حکومت بر مردم مستضعف ( باتوجه به آیه قرآن ضیف نگه داشته شدگان درجهل .فقر .و....) را می شنود اما نمی ترسد .الله صدای بی امان بمبهاراکه بر سربیگناهان و مسلمانان فرومی افتد می شنود اما نمی ترسد .الله از سوزاندن قران در ناکجای این خاک ( می داند ) اما نمی ترسد الله از تحریف قرآن از سوء استفاده از نام محمد ص ودین او برای  فریب عوام ( می داند) اما نمی ترسد .الله از لحظه ای که سر یک انسان حق جو را در نجاست توالتهای زندان فرو می کنید در حالی که او شاید در عمرش یکبار نیز مزه نجاست را بر خود تحمیل نکرده است می داند .اما نمی ترسد الله از اینکه یک قوم مشرک وکافر چون شما را به هلاکت برساند نمی ترسد .الله از اینکه در یک کشور مسلمان برای مردان وزنان خانه عفاف بسازید نمی ترسد .الله ازاینکه جهالت را بجای بصیرت بر مردم قالب کنید نمی ترسد الله از افشا ارقام وآمار اشتباهات وگناهان بندگانش اگر بر همه آشکاربشود نمی ترسد .الله ازاینکه در خاکی که به مخلوقات هدیه کرده است از گناهان کبیره ای چون تجاوز ودزدی وتقلب وقتل و.......آمار وارقام به دست مخلوقاتش بدهد نمی ترسد . .الله از اینکه در ماه حرام با جعل آیات قران به کشتار بیگناهان بپردازید نمی ترسد .الله از اینکه چه کسی را به جای حق وچه کسی را در زندان وحصر ببیند نمی ترسد.الله از این که هر روز یک خدای زمینی بر مردم یک دین جدید عرضه کند نمی ترسد . الله از اینکه سپاهیان بی ایمانی را ببیند که با باطوم واسلحه بر سروروی مردم می کوبند.نمی ترسد . الله از اینکه عده ای پرستندگان خدای زمینی از یاری مهدی ع بگویند وآماده کردن زمینه ظهورایشان را به دنیا وعده بدهند نمی ترسد . الله از بخشش بی حد وحصر اموال مردم واز دیدن مردمی که در فقر دست وپا می زنند می داند ونمی ترسد.الله از آزاد کردن ازدواج همجنس بازان توسط نمایندگانی که هرکدام از دینی الهی پیروی می کند می داند ونمی ترسد . الله از اینکه به بهانه دفاع از منافع یک کشور مردم کشور دیگری قربانی بدهند نمی ترسد .الله از اینکه ( من ) به جای میلیونها نفر همزبان یک رای بدهد وخود را منسوب به پیامبرش بداند نمی ترسد . الله از ریختن بمبهای شیمیایی بر سر بی دفاعان در جنگها توسط سردمداران علم ودانش می داند اما نمی ترسد.الله از آوارگی مردم  ایران .سوریه و فلسطین و .وووو........می داند.می داند ونمی ترسد .الله از اینکه مردم با های وهوی حقشان را از مستبدان طلب کنند می داند ونمی ترسد .الله از اینکه  دنیا دوستان امام غایبش را وسیله تحمیل خواسته های باطلشان بر مردم خاموش بسازند  نمی ترسد . الله از دیدن هواپیماهایی که توان پرواز ندارندو توسط مستبدان به آسمان میروند و مردم را قربانی می کنند نمی ترسد .الله از اینکه نعمتهای سبزی وخرمی در زمین در استانهای ایران وجهان  آتش میگیرد ودود میشود وبه هوا میرود وهیچکس ؟ اینرا نمی بیند ونمی داند؟ نمی ترسد . الله از اینکه آرامش وخواب ظالمان با نام مهدی ع آشفته وپریشان میشود می داند ونمی ترسد .الله از دیدن کاریکاتور حضرت محمد ص ولوث کردن زندگی او توسط بندگانش نمی ترسد .نمی ترسد  .الله از اینکه هر روز خدایی از خاک سربلند بکند ونماز اورا عبادات اورا به باد افتضاح بکشد نمی ترسد . الله از تنهایی .تنهاشدن نمی ترسد .الله می داند ونمی ترسد اما شما ای حکومتگران نفرین شده ایران وجهان چرا شما با آنکه هیچ نمی بینیدوهیچ نمی دانید اینهمه می ترسید.شما ازچه می ترسید؟از خودتان؟ازدستاوردتان .برای بازگشت ازهرراه دوری به نزدیکترین امید هیچوقت دیر نیست .الله درهمین نزدیکیهاست .بیایید الله را دریابیم .

***((بروبه همه بگو هیچ ستم کاری تا قبل ازظهور من در دنیا روی آرامش نخواهد دید بروبه همه بگوتومیتوانی این کاررابکنی بایداین کاررابکنی به هرکه رسیدی بگو مهدی عج می آید))

وامروز بعداز بعد از دوسال تجربه رویای صادقه ( خسرو شیرین سخنان )وآنچه بر مردم ایران وجهان می گذرد

من منتظری در انتظار نوربا افتخارمی توانم بگویم

(بله بله ای غایب زمان ما می بینی .می بینی ؟من می توانم .)         

وتیرباستانی .  آقای روحانی اگر توسط یک مرد میانسال به یک دختر بچه چهارسال ونیمه  اقدام به تجاوز بشود .آیاشما این دختربچه راهم قربانی بد حجابی میدانید ؟. بعد ازسی ودو سال حاکمیت مطلق ( خدای زمینی) آیا زمان آن فرا نرسیده است که گاهی ازپنجره زندان اوهامتان به ایرانی که درساختن چهره زشت آن سهیم هستید نگاهی بیاندازید .آیا سکوت مردم برای شما حل مشکلات را آسان می کند ؟چرا شما ازسکوت رنج آورمردم خوشحال میشوید؟ چرا؟

ایران ما .خوزستان .

         مبعث آخرین پیامبر اسلام  محمد ص

                                             را به همه اهل تسلیم       در سراسر گیتی تبریک می گویم        

                                                      

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 8 تیر 1390    | توسط: منتظر در انتظار    |    | نظرات()