بسم الله الرحمن الرحیم

                                      قاب  وارونه (ارتداد ومن =شیطان)

همراه با رویاهای صادقه  ( جارو ودست)

قبل ازهرچیزای خواننده خوب بایدشمارامجددابه بازخوانی قاب وارونه قبل ورویاهای  صادقه(آغاز)دعوت کنم که خود دلیل این دعوت را بامطالعه مطلب خواهید دانست ولازم به توضیح دراینجانیست.

  نظربه اهمیت ارتداد در نظر اهل کتب الهی من همچنان به ادامه بحث ونقد ومجادله با قرآن خواهم پرداخت .باید بدانیم باانکه ارتداد از دین شخص را مستحق عذاب دردناک می سازد اما هیچکدام از انواع ارتداد در یک کشور ( کاملا ) اسلامی منجربه مجازات نمیشود جز نوع محاربه یا جنگ تن به تن یا جنگ رودرو ومستقیم  که در عقیده عام هم این نوع سبک جنگ نیز اگر منجر به هر مرگی بشود دفاع شخصی نام دارد . یعنی قتل یک کافر برابر با شهادت یک مسلمان اهل تسلیم به هرکدام از ادیان الهی است  واگر این جنگ گروهی باشد هر کدام ازنفرات گروهی که بر(علیه )دین الله است اگر اقدام به تمسخر ویا اقداماتی ثل نقاشی پیامبر بنماید به نیت تحقیر ان دین نیز مستحق عقوبت مرگ است وجالب است که اگر مثلا اگر عده ای برعلیه  پیروان دین اسلام موسی قیام کنند بر همه پیروان ادیان دیگر است که آزمسلمانان آن دین حمایت کنند ویا اگر عده ای برعلیه  مسلمانان دین محمد ص برخیزند نیز بر پیروان ادیان دیگر است که به دفاع ازپیروان دین  محمد برخیزند پس اینکه میگوییم جنگ تن به تن درواقع اعلان جنگ است به الله وبر مسلمانان همه ادیان واجب است از دین الله علنا جانبداری کنند .از آنجا که در کشور ما بدون در نظر گرفتن حق دفاع وبا سوء استفاده از شریعت دین محمد ص حکومتگران به قتل عام بیگناهان اقدام می کنند ودر حالی بدین کار اقدام می کنند که خودرا بزرگترین کشور اسلامی  که حکومتی الهی دارد  می خوانند . این حقیر سرسختانه به دفاع از بی گناهانی که قربانی این طرز حکومت ضد الهی شده اند به نقد این قاب ادامه خواهم داد .ونیز باید بدانیم که روش مجادله وبحث ونقد با استفاده از کتاب هردینی برای مبارزه بامشرکین وکافران  در اسلام توصیه شده است( که می بینیم من با قرآن وحی با شما ریشه های ارتداد را به نقد می کشم) .من اراده خود را درنوشتن این قابها مدیون حضرت قائم هستم که به تایید ایشان من بدینکار رغبت نموده ام وامیدوارم بتوانم از زیر این مسئولیتی که بانظر ایشان به من محول شده سرافراز خارج بشوم

واما اولین حربه وبهانه  حکومت ایران برای سرکوب .قتل  وحتی تجاوز به عنف شهروندان ایرانی اینست که این حکومت به وسیله جانشین پیامبر اداره میشود  .

(14-آن هنگام  که پیامبرانشان ازهرسوی بسراغشان آمدندوکفتند .جز خداوند بزرگ چیزی را نپرستید و انها گفتند .اگر پروردگارمامی خواست .فرشتگان را نازل می کرد وما رسالتی را که به ان مبعوث شده اید انکار می کنیم .15-واما قوم عاد به ناحق ومتکبرانه درروی زمین سرکشی کردند ومغرورانه گفتند چه کسی از ماقوی تر است؟ آیا نمی دانستند خدایی که انها راخلق کرد از آنها قوی تر است ؟آنها همواره آیات نجات بخش ما را انکار می کردند )  از سوره فصلت

( 6-کسانی که به جای خداوند تکیه گاههای دیگری برمی گزینند خداوند تمامی عملکردشان را ثبت می کند وتو وکیل آنها نیستی.) سوره شوری

( 9- آیاتکیه گاههایی بجز خداوند اختیار کرده اند ؟ الله ولی وتکیه گاه است . اوست که مرده را زندگی می بخشد واوست که بر هرکاری تواناست ) سوره شوری

*اینکه الله مرتبا در آیات هر سوره قرآن از انتخاب تکیه گاه وولی مخالفان دین می گوید بدلیل همان عمومیتی است که  پیروان هر دین باید بدان توجه کنند . این منتخبان شیطان درواقع با همه ادیان الهی برسرضدیت وستیزهستند.شیطان یک دشمن است در مقابله با همه ادیانی که از سوی الله آمده اند.یک دشمن مشترک برای  همه ایمان آورندگان به نورحق. پس هر کدام از پیروان الهی که از مجازات قاتل هرکدام از پیروان ادیان دیگر سر پیچی کند او ارتداد ورزیده است .بر مسلمانان همه ادیان است که به دفاع ازهم دین خود(در دین توحید) در مقابل دشمن محارب ایستادگی کنند .اگربدانند

درآیاتی که در سوره ص می خوانیم. از سجود همه مخلوقات عرش برآدم س خبر می دهد .آدم س اولین پیامبری است که همه ادیان امروز به تبرک هبوط اوبرانسانها عرضه شده است  او تنها پدر است برای همه پیروان الهی .هرکدام از مسلمانان که از آدم تا خاتم دین دیگری .کتاب دیگری را رد کند وبرعلیه پیروان دین دیگر از توحید برخیزد مرتد خواهد بود   

(71-پروردگارت به فرشتگان گفت می خواهم بشری ازگل بیافرینم .72-پس هنگامی که قامت اورا ساخته وپرداخته کردم از روح خویش دراو دمیدم. گفتم .اکنون همه سجده اش کنید73- همه فرشتگان به سجده افتادند74-مگر ابلیس که تکبرکردوازکافران شد 75-خدا گفت.ای ابلیس چه چیزباعث شد تا موجودی راکه با* دستم خلق کرده ام سجده نکنی ؟ ایا تکبر کردی یا مقام بلندی داشتی؟76-ابلیس گفت. من بهترازاوهستم.مرا ازآتش آفریده ای واورا ازگل .77-خداگفت ازاینجا وازاین مقام بیرون شوکه تومطرودی. 78-بدان که تاروزقیامت **نفرین من برتوباد79-ابلیس گفت پس لااقل تاروزقیامت به من مهلت بده 80-خدا گفت توازمهلت داده شدگانی 81-ولی تا روزوزمان معین82-ابلیس که با این امان نامه خیالش راحت شده بود گفت. به عزتت سوگند که همه آدمیان راگمراه خواهم کرد .83-مگرآنها که بندگان خالص تواند.84-خداگفت قسم به ***حق و آنچه می گویم حق است 85-که جهنم را ازتووازتمام کسانی که از تو پیروی کنند پر خواهم کرد)از سوره ص 

(21-آیا آنها معبودانی دارند که بی اذن خدا برایشان دین وآیینی ترتیب داده اند؟ بدانید اگر قول فضل وکرم  الهی نبود کارشان تمام بود وبی شک برای ظالمان عذابی دردناک است) سوره شوری  

*آیات سوره ( ص) را بادقت بخوانید - در این آیات ازخلقت آدم س می گوید -از دمیدن روح برکالبد آدم می گوید –ازسجده ملائک برآدم می گوید –از تکبر ابلیس میگویدکه الله بدو میگوید  که مگر ابلیس مقام بلندی نداشته است یعنی همه دیگرانی که در عرشند برتربوده اند اما سجده را بر آدم س انجام داده اند   وازتکبر ابلیس  که برای اولین بار موجدتولد راه شر یا کفرمیشودومی بینیم  قبل از آنکه ابلیس ازعرش بیرون رانده شود اوکافربوده است -از زیر سوآل رفتن ابلیس برای اصرار برنادیده گرفتن برجستگیهای ویژه آدم س می گوید – واز سویی از مشخصات مشترک  الله( چون دست) با انسان یا تفاوتهایی ویژه است  که آدمس از خاک است خبر میدهد-  از ادعای ابلیس بر برتری برآدم  س میگوید – ازسرشت وطبیعت خلقت  ابلیس که ازعنصرآتش  بوده می گوید .- از خلقت وسرشت آدم س که از گل است می گوید .از نفرین الله بر ابلیس که کفررا پذیرفته تازمان  معاد میگوید( که این هم یک کلی گویی در قرآن است که نفرین الله علاوه بر شیطان شامل همه کافران ومشرکانی که راه شیطان را بپذیرند نیز خواهد شد - ازمحدودیت اختیارات شیطان در ادامه بقا او می گوید(وعلی الخصوص پیروانش) بطوریکه ابلیس از الله خواستار ادامه حیات میشود . ( واین ابقا ء بقا وحیات بخشی است و درحیطه اختیارات هیچ مخلوقی نیست واز قدرت جبری وخاص الله محسوب میشوداین هم یک نوع کلی گویی ازسوی قرآن است)- الله نسبت به مخلوقات خود ولو کافر ومشرک باعدالت رفتارمی کند بطوریکه همانطور که ابلیس را بدلیل عصیان از خودمی راند اما (حق) ادامه حیات  ابلیس را چون آدم س مراعات  میکند . – واینکه ادامه زمان حتی قبل از آفرینش آدم س برای  همه موجودات تازمانی خاص وروزی خاص قبلا پیش بینی وحساب شده است  -  الله درچشم ابلیس نیزعزت وبزرگی داشته است (ابلیس درادا قسم خود در آیه هشتاد ودوبدان اعتراف می کند این هم خواننده خوب یک کلی  گویی دیگر است از کلام قرآن که همه آنها که درمسیرحقند درنظر کافران ومشرکان وظالمان بزرگی و اقتدار خاصی دارند اما خودرا مرتب فریب می دهند )-ازکینه شدید وسختی انتقام توسط شیطان نیز برعلیه حکم الله خبرمی دهد واین هم یک نوع کلی گویی دیگر است که خطاکاران وگناهکاران همیشه به انتقام می اندیشند به انتقام ازکسانی که  ما آنها رامظهرحق می دانیم این نوع اندیشه مثل پندارهای باطل شیطان یک طبیعت ذاتی ونهادینه درآتش است که ازشخصیت عصیانگر اوجداشدنی نیست –ازبندگان خا لص  الله می گویدوهمین بس که دراینجا سوره جن را یادآور بشوم که (هرکه ازغیرالله یادبکند ) بنده  خا لص الله نیست .-  این آیه از هرآنچه الله میگویدو حق است والله بدان سوگند خورده است نیز خبرمی دهد– ودرآخرازیک جایگاه مشترک یک جهنم مشترک  برای زمانی که مهلت به سرمیآید وما آنرا قیامت میگوییم برای شیطان وپیروان  او که الله آنها را و دشمنان خود رادریک جهنم جمع خواهدکرد این هم اشاره ای است به آنکه شیطان ویارانش در واقع دشمنان الله حق هستنداگرچه در هردو صورت هر دو الله وشیطان درهیچ چیزی جز فرستادن دشمنان حق به جهنم و پایداری در قولی که در این مورد به هم داده اند با هم اشتراک هدف ندارند.وبرای اثبات صداقت  کلام حق هم فقط  سوگند الله کافی است .


*آیات سوره ( ص) را بادقت بخوانید - در این آیات ازخلقت آدم س می گوید -از دمیدن روح برکالبد آدم می گوید –ازسجده ملائک برآدم می گوید –از تکبر ابلیس میگویدکه الله بدو میگوید  که مگر ابلیس مقام بلندی نداشته است یعنی همه دیگرانی که در عرشند برتربوده اند اما سجده را بر آدم س انجام داده اند   وازتکبر ابلیس  که برای اولین بار موجدتولد راه شر یا کفرمیشودومی بینیم  قبل از آنکه ابلیس ازعرش بیرون رانده شود اوکافربوده است -از زیر سوآل رفتن ابلیس برای اصرار برنادیده گرفتن برجستگیهای ویژه آدم س می گوید – واز سویی از مشخصات مشترک  الله( چون دست) با انسان یا تفاوتهایی ویژه است  که آدمس از خاک است خبر میدهد-  از ادعای ابلیس بر برتری برآدم  س میگوید – ازسرشت وطبیعت خلقت  ابلیس که ازعنصرآتش  بوده می گوید .- از خلقت وسرشت آدم س که از گل است می گوید .از نفرین الله بر ابلیس که کفررا پذیرفته تازمان  معاد میگوید( که این هم یک کلی گویی در قرآن است که نفرین الله علاوه بر شیطان شامل همه کافران ومشرکانی که راه شیطان را بپذیرند نیز خواهد شد - ازمحدودیت اختیارات شیطان در ادامه بقا او می گوید(وعلی الخصوص پیروانش) بطوریکه ابلیس از الله خواستار ادامه حیات میشود . ( واین ابقا ء بقا وحیات بخشی است و درحیطه اختیارات هیچ مخلوقی نیست واز قدرت جبری وخاص الله محسوب میشوداین هم یک نوع کلی گویی ازسوی قرآن است)- الله نسبت به مخلوقات خود ولو کافر ومشرک باعدالت رفتارمی کند بطوریکه همانطور که ابلیس را بدلیل عصیان از خودمی راند اما (حق) ادامه حیات  ابلیس را چون آدم س مراعات  میکند . – واینکه ادامه زمان حتی قبل از آفرینش آدم س برای  همه موجودات تازمانی خاص وروزی خاص قبلا پیش بینی وحساب شده است  -  الله درچشم ابلیس نیزعزت وبزرگی داشته است (ابلیس درادا قسم خود در آیه هشتاد ودوبدان اعتراف می کند این هم خواننده خوب یک کلی  گویی دیگر است از کلام قرآن که همه آنها که درمسیرحقند درنظر کافران ومشرکان وظالمان بزرگی و اقتدار خاصی دارند اما خودرا مرتب فریب می دهند )-ازکینه شدید وسختی انتقام توسط شیطان نیز برعلیه حکم الله خبرمی دهد واین هم یک نوع کلی گویی دیگر است که خطاکاران وگناهکاران همیشه به انتقام می اندیشند به انتقام ازکسانی که  ما آنها رامظهرحق می دانیم این نوع اندیشه مثل پندارهای باطل شیطان یک طبیعت ذاتی ونهادینه درآتش است که ازشخصیت عصیانگر اوجداشدنی نیست –ازبندگان خا لص  الله می گویدوهمین بس که دراینجا سوره جن را یادآور بشوم که (هرکه ازغیرالله یادبکند ) بنده  خا لص الله نیست .-  این آیه از هرآنچه الله میگویدو حق است والله بدان سوگند خورده است نیز خبرمی دهد– ودرآخرازیک جایگاه مشترک یک جهنم مشترک  برای زمانی که مهلت به سرمیآید وما آنرا قیامت میگوییم برای شیطان وپیروان  او که الله آنها را و دشمنان خود رادریک جهنم جمع خواهدکرد این هم اشاره ای است به آنکه شیطان ویارانش در واقع دشمنان الله حق هستنداگرچه در هردو صورت هر دو الله وشیطان درهیچ چیزی جز فرستادن دشمنان حق به جهنم و پایداری در قولی که در این مورد به هم داده اند با هم اشتراک هدف ندارند.وبرای اثبات صداقت  کلام حق هم فقط  سوگند الله کافی است .


اما درسوره شوری آیه بیست ویک .از مکر شیطان و عمل به سوگندهایش که همانا گمراه کردن انسانها بوده است می گوید واینکه انها شیطان رابرای سرپرستی انتخاب کرده اندو بعدازقول وفضل الله می گوید .همان قول وسوگند حق الله  که درعرش ودادن مهلت به شیطان ازآن گفته شد. در اینجا نیز الله از ذکر ویاد آوری وتعهد بدان سوگند وگفته حق خود دفاع می کند ومیگویداگر تعهد و تامل درآن سوگند نبود کارظالمان تمام شده بودوباز یاد آوری می کند به خواننده قرآن وکتب الهی بطورعام که ظالمان ( =آنها که درواقع با ظلم به خودشان راه گمراهی را پذیرفته اند) را تازمان قیامت وعذاب جهنم چون شیطان مهلت داده است .پس هیچکدام از مسلمانان  ادیان الهی  نبایداز مجازات ظالمان .کافران ومشرکان توسط ا لله نا امید بشوند که  درصورت ناامیدی ویاس ازامید ورجاء الله دچار ارتداد میشوند

(46-آنهاکه بجز خدا هیچ دوست وتکیه گاهی ندارند تا یاریشان کند بدانید خداوند هر کس را در گمراهی گذارد هیچ راه نجاتی نخواهد داشت) سوره شوری

( 45-ازپیامبرانی که قبل از تو فرستاده ایم بپرس .آیاما به جزخدای رحمان .خدایان دیگری را برای پرستش آنان قرارداده بود یم؟) سوره زخرف

(57-چون ماجرای عیسی پسر مریم گفته شد .قوم تو شادمانه سروصدا براه انداختند 58-وگفتند آیاخدایان ما بهتراست یا او(عیسی)؟واین سخن را جز برای جدال با تو نگفتند زیرا آنهامردمی ستیزه جویند)سوره زخرف
*آیه پنجاه وهفت .سوره زخرف . ازآگاهی مردم زمان پیامبراکرم از رسالت پیامبران گذشته  میگویدومقایسه کردن بتهای مرده با حضرت عیسی مسیح توسط کافران .الله این سخنان کافران را بهانه ای میداند برای ردوامتناع از قبول دعوت وگفته های پیامبر .اگرمجادله ابلیس با الله رادرعرش به یاد بیاوریم ابلیس نه تنها عملا روش انکاررا بلکه تداوم درستیزه جویی با حق راهم درهمانجا انتخاب نمودبلکه از توبه هم امتناع کرد .اما برای مثال پیامبر ما چرا ازعیسی س می گوید؟چون گفتن ازالله وملائک. و باوراینکه موجودی به نام ( روح) وجود داشته باشد( روح) راهم که قبلا ازاوبرایت گفته ام واینکه روح یک توانایی خاص ( دمیدن)داشته باشدوبتواند تولد یک پیامبرراموجب بشود دراندیشه وپندارهای ظلمانی آنها ( کور وکر .لایعلمون .لایعقلون و....) نمی تواند پذیرفتنی باشد .نسلی ویزه پرستش بتها دربتخانه های انحصاری اشراف زمان جاهلیت ( مثل روحانیت عصر جدید درمیان خواص ایران که با بتی به نام *ولی  زمینی دینی در حیطه انحصارخود بوجود اورده اند که با شریعت ودین محمد ص کاملادرتضاد ومحاربه است .).بت پرستان  دراغاز بایدبا شیطان درون بجنگند تا بتوانند وجود الله ودین اورا  را که از سوی پیامبر برانها عرضه شده احساس کنند باورکنند اما نیروی وسوسه های شیطان روح آنهارا به تسخیر خود درآورده است آنها درواقع مرده اند .وقتی از باطل می گوییم به معنای ان نیست که آنها هستند اما دیده نمی شوند بلکه به این علت است که آنها موجودیتی از نظر فکروعقلانیت که لازم باشد به دیدن. شنیدن .اندیشیدن ودانش در زمین ندارند کالبدهایی توخالی که در زمان ومکان متوقف شده اند هستند .انها زمانی موجودیت خواهند داشت که خود را ببینند .اما این مرحله تاریک ازعمرشان که نمی بینند .نمی شنوند . نمی اندیشند و..... ودر گمراهی بسر می برند درحساب روز جزا وکیفردرنظرگرفته خواهد شد. گمراهی .ظلمات .خود را ندیدن .الله را ندیدن تمام حربه های حقیر شیطانی است که این انسان در مبارزه با آن ناتوان است.لاجرم باید این بتخانه ها محوبشوند این بتها نابود بشوند تااین گمانهای باطل جای خودرا به خلاء بدهند و لزوم جانشینی برای بتهای سابق با تولد یک موجود  زنده (حس پرستش یک موجود برتر)  که نابود شدنی نباشد بتوانددراوظهوربکند.

این موجود عاطل وباطل به پرستش بیمارگونه ( عادت) کرده است . جن زدگی .جنون .مجنون ( جای تامل است در اینجا  به تامل در منظومه شاعرانه لیلی و مجنون درادبیات ایرانیان بپردازیم که  قیس به جای الله . فقط لیلی را می جست لیلی را می دید فقط لیلی را می خوانداین عشق  بوجود امده  اورا مجنون روزگار خود ساخته بود عشق لیلی در قیس بود که نمی گذاشت لیلی را چون خودش ببیند  درمقابل هرآنچه غیرلیلی بود چون مانعی محکم بود مجنون غیر از لیلی هیچ نمی خواست .وعظمت خلاقیت و آفرینش الله را نمی دید .پرستش  لیلی   بعنوان الله هم گونه ای از  تصویرشرک است که شاعر عاقلانه آنرا به آموزه های ادبیات ما افزوده است وقتی علاقه ای غیرمتعارف ومفرط  به موجودی فانی باعث بشودکه انسان نبیند .نشنود .دانایی خودراازدست بدهد وبا اصرار براین عشق خاکی وپوچ عقلانیت  خودرا تعمدا مختل بکندو  اونیز به جنون مبتلا شده است و مثال وتمثیل این منظومه ادبی ازتعبیرو معنی (سوره جن) جدا نیست وعجیب است سراینده  لیلی ومجنون بدون هیچ نگاهی به دین این  نام را برمجنون گذارده است) وعجیب تر اینکه زندگی وسرنوشت  لیلی با کسی غیرازقیس عاشق ومجنون  پیوند می خورد .

 ببینید در آیات بسیاری از قرآن( مثلا در سوره احقاف آیه بیست وهشت .ودر سوره جاثیه آیه ده ) الله صریحا ازرها شدن آنها که غیر الله کس دیگری را به خدایی انتخاب می کنند می گوید واینکه در عاقبت اینان  تنها خواهند ماند چون پرستش آنها دروغین بوده است چون  چیزی وجود نداشته است جز(وهم ).اینکه یک جن زده بتواند با آنچه وجود ندارد . آنکه وجود ندارد اخت ومانوس بشود درمان اورا مشکل می کند .وشاعر لیلی ومجنون تنها راه درمان قیس را خارج شدن لیلی ازسرنوشت او میداند .خارج شدن ازتسلط ریشه های عشق به غیر الله درسوره جن نیز بیگانه با این تمثیل شاعرانه نیست ودر مورد جن افزودن آب را برای گسسته شدن از ماهیتی که به آتش گراییده بود توصیه می کند .جنی که در وجود الله تردید دارد وبه دلیل همین تردید بین زمین و آسمان رها شده است.اونمی تواند به عرش برگردد اما می تواند با سیراب شدن از آب بخت خودرا در کنار انسان برای رشد وتعالی  نوع خود امتحان کند.

 

واما پرستش یک موجود راکد .ساکت وهمیشه زندانی درعصرجاهلیت.آنها چیزی را باور دارند که  جا اشغال می کند .حجم دارد ووزن دارد (اگرتوجه کنید این مشخصات ایده آلی ازخواسته های اندرونی مادیگرایان است با چنین طرزفکری است که کلیه  ادیان الهی  را که به موجودی جدا  وخارج ازاین پندارهای محدود گرایش داردانکارمی کنند )



در گمان آنها نهایت عقلانیت آنست که  این موجود را بشود لمس کرد .بشود دید .فقط چنین موجودی سنگ گونه برای این نسل هویت دارد . طلبیدن واصرار بر حمایت از چنین محدوده ای از بینش دنیایی قابل رویت برای مادیگران هیچ چیزی هیچ کسی جزخود آنها نیست .بتی انسانی .بیشتر ازمن انسان .بالاتر از من انسان . چیزی دیده نمیشود .اندیشه بلند پروازانه دینی در چهارچوب همین طرز فکر ترور میشود .درمقابله باهر دینی درجا می زند  با وحشت وترس از دست دادن آنچه بدان ( عادت ) کرده است به  نفی وانکار وجودی الله می پردازد. این یک اعتراف نیز هست که من نمیتوانم بیشتر از این ببینم .من نمی توانم بهتر از این بشنوم .بیندیشم . برآنچه ممکن است وجود داشته باشد واقف باشم .یک نوع ترس درونی ووحشت از  روبرو شدن با دنیایی غیرازانچه من در قلبم در فکرم ودر سرنوشتم قاب کرده ام انجماد انسانیت وحالت تدافع گرفتن  درمقابل هرآنچه غیراز تفکرمن است ( شوالیه دن کیشوت ). او هرآنچه را نمی بیند باآن مبارزه می کند.که اگر این ترس نباشد اوهم می تواند ببیند .بشنود و....... اوتازمانی می تواند آرامش خود را در زندگی تضمین کند که این ترس اورا در مقابله با اندیشه ای برتر در زندان  وهم خود از هرچیز ممکن دیگری بترساند . اگر این ترس نبود معادله های او که همه مادیگرایانه است با از بین رفتن این توهم در هم می ریزد .حکومت ( نظام )ایرانی .حکومت لیبی . حکومتگران ظالم  مادیگرا  نیزبیانگر  گونه ای از تحجردر یک نسل است که با واقعیت  روبرو شدن بامذهب وحتی مبحث مادیگرایان نیز در ترس ووحشت به توهم  ( گمراهی) برده اند .   

چهارچوب حقیقت این چنین موجودانسانی  تک بعدی درواقع خود اوست که در زندان بدون دیواری از سکون وارتجاع ازتعالی سیال به سوی عروج کم کم به سنگ مبدل میشود .فکرش راخود ش تولید میکند وخودش مصرف می کند.افکاراو خوراک هیچ ذهن  تعالی جویی نیست . دراوج درماندگی است از رخوت دیدن دیگر. شنیدن دیگر

الله کیست؟ پیامبر کجاست؟ هرگز برای ان پاسخی نخواهند یافت .الله کجاست ؟ همین جاست .پیامبر کجاست؟ همین جاست .هیچکس نمی تواند در چنین چهارچوبی از عیسی س بگوید  ازعصای موسی س .از کشتی نوح .از چشمه زمزم .از عمر هزار ساله نوح  ویا از موم شدن آهن در دست داوود و......بگوید همه چیز دریک بعد از قرن حل وفصل شده است .او هرجا برود .هرجا بخواهد .بخورد بیاشامد ازخود خالی است فقط خاک است در.جای خالی در جسم اوبت مرده ( آرزوهایش )اورا به اسارت گرفته است این نوع انسان هم مجنون است.ودر دنیا منجمد شده است سنگ شده است مورد مصرفش تمام شده است باطل شده است چون نمی توان بیشترازآنچه می بیند ومی شنود بیندیشد . این  طرزفکر. این انسان سنگ گونه .خاک شده .زنده به گورشده  دردنیا خواهد ماند در جایی که آنرا می پرستیده است .دنیارا دوست داری بمان . دنیا حق توست .

و اما محمدص در مقابله با کافران اینرا بخوبی در می یابد که با کسانی روبروست که فقط بت غایت ونهایت درک عقلی آنهاست .اوازعیسی مسیحا می گویدکه با مسح نفس خود بر موجودمرده اورا جان دوباره می بخشد (واین عیسی نیزخالقی به نام  الله دارد که اونیزبانفس خود زندگی می بخشد.مانند اینکه به ولی ایرانی دروغین بگویی کسانی هستند که بهتر از تو نگاه می کنند .می شنوند . می اندیشندو...... ودر عاقبت افتضاحی شد که در دوسال اخیرکشور مارا با بحران وفجایع انسانی روبروکرده است ) .می دانیم عیسی  نبی بیماران را شفا میدهد( می دهد.چون زنده است).ودرتقابل مبارزه با سنگ گونه های عصرخود غیب میشود تا از سکون رهایی پیدا بکند.ومی بینیم که عکس العمل کافران زمان محمد ص با مادیگرایان عصر جدید کاملا شبیه به هم است .کاملا شبیه به هم .

 

(10-پشت سرآنها جهنم است ودستاوردشان هیچ بدردشان نخواهد خورد وکسانی را که بجای خدا بعنوان تکیه گاه برگزیده اند هیچ نفعی به انهانمی رساند وبرای آنها عذابی بزرگ است.) سوره جاثیه  

( بگو.آن چیزهایی را که به جای الله به خدایی می خوانید نشانم دهید تا ببینم در زمین چه خلق کرده اندویا چه مشارکتی در آفرینش آسمانها داشته اند ؟اگر به کتابی قبل از قرآن ویا به آثار پیشینیان استنادمی کنید همه رابیاورید اگر راست می گویید .11-چه کسی گمراهتر از کسی است که بجای الله چیزهای دیگری را به خدایی می خواند ؟ اگر تا قیامت هم انها را بخوانند جوابشانرا نمی دهند اصلا دعای آنها را نمی شنوند .12 –هنگامی که در قیامت همه مردم محشور شوند همانها (معبودان دروغین) دشمنانشان هستندوعبادتشان را انکار میکنند) ازسوره احقاف

*آیا موجودی که به جای الله عبادت کرده بودندوآن موجود  پرستیدنی الله نبود آن عبادات راستین خواهد بود؟.

( 28-  پس چرا کسانی را که بجای خدا .ان هم به بهانه تقرب به خدا برگزیده بودند آنها را یاری نکردند ؟ بلکه همه انها ازجلوچشمشان ناپدید شدند .اینها دروغها وتهمتهایی بود که می بافتند )سوره احقاف

( 32-  وهرکس دعوت کننده الهی را اجابت نکند هیچ راه گریزی در زمین نخواهد داشت وغیر از خدا هیچ تکیه گاه وپناهی برای اونیست واین چنین افرادی در گمراهی واقعی هستند.) سوره احقاف


*اعتراف جن را در سوره جن( آیه یازده ) به یاد آورید که به جبراییل گفته بود که آنها ( جنها)نمی توانند الله را درزمین عاجز کنند. درآیه سی ودو سوره احقاف هم الله می گوید که منکران دعوت الهی هیچ راه گریزی درزمین نخواهند داشت بینش بیمارگونه افکاریک جن غیرمسلمان باگمراهان رادراین آیه میتوان بخوبی دید .هردودرمسیرضدیت با الله ودرمسیرگمراهی هستند .واما اینکه الله میگوید منکران  دائم به دعوت الهی هیچ راه گریزی در زمین نخواهند داشت  به چه معنی است ومگرهمه آنها وما دریک کره خاک زندگی نمی کنیم .منظورازاین جمله چیست؟مگرهمه مادر زمین به خاک سپرده نمی شویم؟ مگرزمین همان مکانی نیست که تا اتمام مهلت به آدم س وفرزندانش و پیروانش .شیطان وفرزندانش ویارانش حق زندگی درآن داده شده است؟چرالله به منکران چنین حرفی را می گوید؟ به زندگی مردمان جهان امروزنگاه کنید آیا درکره خاک جایی برای منکران. حق  زندگی وحق دفن وجود  ندارد؟

ببینید خواننده خوب به نظر وعقیده من حقیر ( فقط در درگاه الله )الله در قران تعمدا می گوید که شیطان در مورد آدم س گفته است که اواز جنس گل است یا خودش تعمدا می گوید که انسان را از عصاره خاک وازخاک آفریده است . در قاب های وارونه و قدیمی گفته شد که ازنقاط ضعف خاک ( انسان) درمقابل شیطان یا آتش توانایی قابلیت سوختن خاک است . اگر قرآن را با بصیرت بخوانید از نشانه های روز قیامت آن است که  کره خاک به مرور زمان نابود میشودو  قبل اززنده کردن  دوباره انسانها مجددا بوجود می آید خلق میشود وانسانهای مرده همه از خاک همین کره برمی خیزند . لایه های زمین از روی هم برداشته میشوندتا اینجا همه چیز برآن روالی است که ما اکثراازان می دانیم .اما بعد ازآنکه نامه اعمال هر کس بدو داه شد هرکس که از ایمان آورندگان است ومستحق زندگانی جاودانه باید به بهشت برود وهر کس که از پیروان شیطان است از کفر وشرک وگمراه وظالم ومتجاوز واکثریت دروغگویان که دروغ برایشان  بصورت عادت درآمده است (همه دچار جن زدگی شده اند)وبکلی همان گروه رها شدگان که الله آنها را در کره خاک به حال خود واگذارده واز سهم شیطان هستندومستحق عذاب دردناک وابدی به جهنم می روند .اما بهشت؟ .

در قرآن صریحا آمده است که وسعت بهشت به اندازه زمین و آسمانهاست وجهنم .جهنم نفرین شدگان کجاست ؟دراینجا ما باید به خودمان برگردیم به نوع  ازخاک بودنمان .خواننده خوب بهشتیان ازمیان جهنمیان جدا میشوند وبه بالا می روند بالا به بهشت  که در قرآن آمده در قرابت ونزدیکی الله است وجهنمیان در همین خاک خواهند ماند وزمین کوچک شده که قسمت اعظم ازآب  وخاک  خود را بواسطه مراجعه ایمان آورندگان  به بهشت از دست داده است بعدازاین دیگربه نام زمین خوانده نخواهد شد وبه نام ( هاویه ) خوانده خواهد شد .الله درقرآن می گوید که جهنمیان ازچرک وریم یکدیگر خواهند خورد .اگر توجه کنیم به مسئله بعد ازمرگ انسان  درمی یابیم که براثر فشار زمین ( قبر)آب . چرک وریم وآنچه که آلوده است به حرام ودرطی قرنها به زیرخاک نفوذ کرده است و پوست .گوشت و مووحتی استخوانها تجزیه شده است برای پذیرایی اهل جهنم جمع خواهد شدوبه نظر میرسدکه گرمترین نقطه زمین که گویا هسته مرکزی آن باشد روزی مکانی خواهد شد برای تجمع اهل جهنم .  از عدالت به دور نیست همانطور که درقرآن آورده است که بهشت  دارای چهار قسم است جهنم هم به چهار قسم باشد  .اهل ایمان ازخاک به بهشت منتقل میشوند آنها که درخاک خواهند ماند جهنمیان خواهند بود وآنچه درخاک میماند همان چرک وریم زناکاران . الواط و.......ونجاست همه گناهکاران  همه اعصار وقرون متمادی درطی آفرینش است که میشود نوشابه اهل جهنم وخاک وجسم و بدن این جهنمیان میشود هیزم و مواد سوخت جهنم . در سوره جاثیه آیه ده الله می گوید

( 10-پشت سرآنها جهنم است ودستاوردشان هیچ بدردشان نخواهد خورد .)

کل این آیه را شمادرهمین مطلب اما  با شرح کامل ترمی خوانید ومن دراینجابرای تفهیم آنچه در باره جهنم می گویم فقط به قسمت آغازین این آیه می پردازم . الله در این آیه می گوید که( پشت سر) مشرکان وکافران ( جهنم) است .پشت سر؟کجاست؟

مگر آیا پشت سرهمه ما گذشته مانیست .آنچه برماگذشت نیست . آنچه از ما باقی خواهد ماند نیست .پشت سرما .گاهی به پشت سرت نگاه کن ( اینگونه با خود بیندیش که الله از توخواسته است که** هرگز خود را بیگناه مدان .) چه می بینی خاک را. موجوداتی از جنس خاک را. دنیا را.

واما وقتی بیمارمیشویم به چه فکر می کنیم؟ به دنیا . وقتی هم که میمیریم  مگر دنیا نیست که ازانجا میرویم ..پس این آیه اشاره مستقیم می کند که جهنم درواقع همان خاک .و دنیا است . ما که  درامروزدردنیاییم باید بدانیم که پس ازمرگ ودرروزندامت .روزحسرت .روز تغابن وقتی برای بازپرسی و گرفتن نامه اعمال میرویم  اگر از اهل دوزخ باشیم .جهنم ما آنجاست که خاک ما ازآنجاست. زمین .

وقتی میگوییم الله درعرش است یعنی که  الله درسقف که بالاترین نقطه اوج از جهان هستی است زندگی می کند ( فراموش نکنید الله حی = زنده است)پس هرآنچه بر ضدیت با الله است در پست ترین نقطه قرار میگیرد  ووقتی قرآن می گوید که پشت سر ظالمان ( ستمکاران یک صفت کلی است برای همه انها که  با شرک وکفر هم بر خود وهم بر جامعه اجحاف کرده اند )جهنم آنها قرار دارد واز سویی دیگر می گوید که راه گریزی برای جن ( از زبان جن این جمله رامی آورد) وهمچنین راه گریزی در دنیا برای ستمکاران وظالمانی که دعوت الله ورسول اورا ردکنند وجود ندارد ومسلما  درقعر زمین وپست ترین نقطه آن  جایگاه شیاطین وگمراهان مشرک وکافر وظالمان خواهد شد.اعماق زمین. میان هسته زمین سیاهچالی از آتش با طبقاتی چهارگانه تا روی زمین   

وشیطان در هاویه مسموم .تلخ .کثیف  بهتر وبیشتر ازهمیشه از خاصیت اتشین خود برای اهل جهنم سود می جوید   شیطان آنها را مخلوق الله می بیند آدم س  می بیندکه گمراه شده است چون در ( وهم ) گرفتاراست . شیطان آتشین کام ازپست ترین مخلوقات الله است در مقابل الله بلندمرتبه .این هم یک نوع کلیت است که وقتی الله می گوید که آیامگر شیطان ازنظر مقام درپست ترین است که سجده نمی کند( به آیه هفتاد وپنج سوره ص در بالا توجه بکنید). و......... یعنی اینکه من برترینم  وبه همین نسبت اهل بهشت براهل جهنم برتری خواهند داشت .برای اثبات این عقیده هم همین بس که در قرآن آمده است که بهشتیان می توانند جهنمیان را ببینند .( چون الله درعرش است ودر قرآن مستقیما میگوید که نور الله بر بهشت حاکم است پس آنها یعنی اهل بهشت درمکانی بالا تر ازهاویه زندگی می کنند ) که اگر بهشت وجهنم به موازات هم بودند آنها ساکنان  آن دومکان نمی توانستند یکدیگر را ببینند . بهشت از جهنم دور است آن قدر دور که الله می گوید نوری او در بهشت جاری است نوری که بهشتیان را نمی آزارد. پس تاثیر گرمای مکان جهنمیان وشیاطین به بهشتیان نخواهد رسید .الله  متعال ودرعرش است . شیطان در پست ترین مقام ومکان .این دوکلمه گویای  تضاد ومغایرت مکان ومقام  زندگی دو موجود بهشتی وجهنمی نیزهست

 ( 19-بدان که هیچ معبودی جز الله نیست .از گناه خود  وگناه مردان وزنان اهل ایمان استغفار کن که خدا هم محل حرکت وهم قرارگاه شما را میداند.) سوره محمدص

*گناه حضرت رسول .گناه مردان ایمان آورنده .گناه زنان ایمان آورنده .وتوبه .توبه.

این آیه بهترین جلوه از اثبات در عملکرد انسانهاست   که همه ما ازارتکاب به گناه در امان نیستیم .واما باز یک عمومیت  در عمل را درمتن این آیه می بینیم وآن هم عمل بازگشت ازگناه یا توبه است .که ازآدم س که در بهشت گناه کرد بعد توبه نمودو چون آدم س بعداز گناه کردن توبه کرده است بر همه مسلمانان ادیان الهی است که بعد از گناه توبه کنند ( امر توبه توسط آدم س در واقع فرمان یک کلیت است برای  پیروانهمه ادیان). اندیشه مغایر براین امرواجب نیزازارتداد است .

( 26- همان که با خدا وند خدای دیگری فائل شد پس اورا به عذاب سختی درافکنید) سوره . ق


برمیگردیم به سوره (جن)که باید یادآورشد که  جن مسلمان هم در صورت مخالفت وضدیت با الله  از این اسارت در خاک برای ابد می گوید ومطلع است که با الله جنگیدن همان ودر خاک ماندن بطور ابد نیزهمان . والله هم می گوید  برای  آنها که دعوت پیامبر یا همان توحید را نپذیرند وراه شرک را انتخاب کنند در زمین راه گریزی برای آنها نخواهدبود(سوره احقاف.آیه سی ودو).واین یک امر ابدی را یاد آور میشود (راهی نیست) اماجهنم ابدی هست.

خاک به آسانی میسوزد اگردربرابر آتش قرار بگیرد.برای اینکه گفته وبیان ما با گفته های قران مصداق ومعنا پیدا بکند به سفال بخاریهای گازی نگاه کنید بخوبی به دلایلی که چرا الله ما را ازخاک خلق کرده است آگاه خواهید شدانسان خاک زاده بایداز آتش حذر کند .وبازجن غیر مسلمان که گفته شد حتی با افزودن آب فراوان درماهیت  شیطانی اوتغییری حاصل نمیشود (ازآب سیراب نمیشود= در شیطنت افسار گسیخته است  میشودگفت  اودر ایمان مردود است و میشود مهمان اتش جهنم). حال اگر انسانی بگوید که جهنم وجودندارد یا بهشت وجود ندارد خلقت خود راانکار کرده است ارتدادورزیده است معاد را منکر شده است . برای  پاسخ  به او باید گفت موجودیت بهشت وجهنم با ماست .با خاک است با آب است حتی اگرمادیگرا باشد این را ردنخواهد کرد .

 ودلیل دیگرانکه این شیاطین ( جنها وگمراهان .مشرکان .منحرفان .ملحدان . ظالمان ستمکاران ) در خاک خواهند ماند آنست که آنها در طول زندگی دنیارا دنیای خاکی را بر راه نوروبرتعالی نوع خود  و آخرت ترجیح داده اندراه آدم س وپیامبران را ردکرده اند وبه گفته قرآن آخرت را به بهای ارزانی فروخته اند جهنم سرنوشتی است که بهای آنرا دردنیا ارزان خریده اند . آخرت را فروخته اند ودنیا را خریده اند.واینست که الله مرتب .مکرر .بارها .با دلیل .با آیه با نورهدایت با ابلاغ با دعوت مخلوقاتش را بسوی خود می خواند .آنچه ازدنیا ست ازخاک است آسان میسوزد وشیطان جز این نمی خواهد .ووقتی به سفال  بخاری نگاه می کنی با دقت نگاه کن با بصیرت نگاه کن که سفال گویی قرنهاست که بااتش یار بوده است .زندانی آتش بوده است مگر در زندانی از آتش میشود دید ؟ مگر در زندانی ازآتش میشود شنید؟ میتوان فکرکرد.ازعقل گفت.از بصیرت گفت؟ ای یار شیطان شرم کن .شرم کن.

  وقران درهرسوره خود  به انسانهاهشدارمی آورد دلیل وبرهان می آورد دعوت به توحید می کند دعوت به نور می کند .از انذار می گوید از انتقام می گوید چرا؟ آیا جز بدان دلیل است که این گروههای شیطانی با اعمال خود هر لحظه به اعماق زمین  به جهنم خودشان نزدیک می شوند .وقتی قتل زیاد میشود وقتی خونریزی زیاد میشود .آخرت نزدیک تر میشود وقتی کفر والحاد زیاد میشود .وقتی جنایت وگناه زیاد میشودوقتی شرک جایش را به توحید می دهد وقدرت جنون بر پیروان شیطان تسلط پیدا می کند . انسانها به آخرت نزدیک تر میشوند .ورسیدن به آخرت دیگر انتخابی نیست جبری الهی است پایان واتمام هرمهلتی است برای جهنمیان.  برای همه تفکیک ساکنان بهشت و دوزخ  اجرای این حکم اجباری است.واعمال نور وظلمت  امری جبری میشود .جهنمیان در کنار خدایشان شیطان ودر کنار آتش وبهشتیان با الله احد ودرکنارآب .این یک سرنوشت جبری وماندگاراست.

و چرااین انسان سفالی که گم شده است در دنیا نمی بیند .نمی شنود. کوراست .کراست .دانش وبینش ندارد عقل ندارد هیچ ندارد جز خاک ؟.چرادرآغازدرانتخاب حق وباطل .نوروظلمت آزاد می بوده  است؟ واماچرا انسان؟

ما انسانها هر خطا وگناهی که انجام می دهیم هر ستمی که برخود ودیگران روا میداریم با اعمال ان ( پارا از حق فراتر گذارده ایم)و ارتداد ورزیده ایم ودر راستای انتقام وهدف شیطان  ازنسل آدم س عمل کرده ایم .

و الله. الله.الله نور .الله حق .الله بینا .الله شنوا .الله بشارت دهنده .الله هشداردهند ه.الله زنده .الله ولی .الله  یکی . الله بی تا . الله باحکمت .الله باعظمت .الله قادر .الله  یاری دهنده .الله  بخشاینده .الله  اعلم


*داستان کافران در مسجد را به یاد آورید ( سوره جن) . دراینجا یک گونه از ارتداد وکفر بیان میشود که عذاب آن به آخرت موکول میشود .وای کاش حکومتگران ایران قرآن را می خواندند شاید که به اهمیت این کتاب پی ببرند .

( 50-پس به سوی الله بگریزید من از جانب خدا برای شما یک هشدار دهنده آشکارم .51-همراه با الله خدای دیگری را قائل نشوید .من از جانب او برای شما هشدار دهنده ای آشکارم.)سوره ذاریات

*بازهم تکرارشریک ساختن به جای الله . خواندن جن .رها شدن در گمراهی .کوری .کری . بلاهت وحماقت .طغیان ..مگر تاثیراین شرک چه می تواند بکند ؟

(1-ای اهل ایمان ازخداوند وپیامبرش پیشی نگیرید وحرمت خدارا نگاه دارید که خداوند شنوا وآگاه است .) سوره حجرات

( 26- همان که با خداوند خدای دیگری را قائل شد پس اورا به عذاب سختی درافکنید ) سوره ق.

در کجا در روز محشر.روز آشکارکننده تفاوتها وازبین رفتن تبعیضها .بی عدالتی ها .و گذشتن ازتاریکی دنیای وهم وگمان .

( 50- پس بسوی خدا بگریزید من از جانب خدا برای شما هشدار دهنده آشکارم .51-همراه بااله خدای دیگری را قائل نشوید من از جانب اوبرای شماهشدار دهنده آشکارم .) سوره ذاریات

*می تواند باتو چه بکندمگر  این شرک؟  تورا یاغی وطاغی ازفرامین الله ورسول ( پیامبرانش) نمی کند؟تورا متجاوز به عنف نمی کند؟ تورا قاتل بیگناهان نمی کند؟ تورا غاصب حق وحقوق انسانی مردم در رای .حجاب ودین نمی کند ؟.تورا دزد بیت المال نمی کند ؟ تورا شکنجه گرانسانهای بی پناه در حبس نمی کند ؟ تورا آمر به اتهامات دروغین به مردم بی گناه نمی کند؟ تورا مظهر تبعیض طبقاتی بین مسلمانان یک کشور نمی کند ؟ تورا خواص ومردم را از عوام نمیسازد؟ تورا قاتل مسلمانان  هم دین  مادرکشورهای دیگر نمیسازد ؟ تورا قاچاقچی مواد مخدر نمی کند؟ تورا خدای زمینی نمیسازد ؟ تو را بی هیچ واسطه ووکیل ونشانه جانشین پیامبر نمیسازد؟  تورا عامل وآمر در فقر .فحشاء  در یک سرزمین ثروتمند نمی کند؟ تورا تحریف کننده قرآن بزرگ نمی سازد ؟ تورا .ای تو . تورا جن زده .تورا مجنون .تورا دیوانه نمی کند چرا نمی شنوی ؟ چرا آگاه نیستی .چرانمی بینی؟ چرا نمی اندیشی ؟ چون خالی شده ای؟ .چون رها شده ای؟ چون باطل گشته ای؟ .چون سالهاست که مرده ای؟چون خدا نیستی؟ چون پیامبر نیستی ؟ چون مهیا کننده اسباب  ظهور قائم نیستی؟ چون مومن چون علی ع نیستی؟ چون انسان نیستی؟ می دانی چرا؟ چون نفرین شده ای.چون از پست ترین شده ای.

دراینجا فرصتی پیش امده که بعنوان یک منتظرازجامعه روحانیت ایران .از شورای نگهبان .ازمجلس خبرگان رهبری ومجلس تشخیص مصلحت نظام  وهمه علمای مبلغ دینی .از مجلس شورای اسلامی؟در خواست کنم  اصل( ولایت فقیه ) را که عین طغیان وارتداد است از قانون اساسی ایران  لغو وحذف  بکنند امید است که الله گناهان ایشان را ببخشاید.از همه شما خواستارم  برای رفع هر سوء تفاهمی به سوره نساء آیات پنجاه ونه وبه بعد وسری مطالب قاب وارون ارتداد ومن که توسط این منتظر باکمک قرآن بزرگ جمع آوری شده است مراجعه کنید . خواهید دانست که چنین اصلی مغایر با دین وشریعت محمد ص است وتصویب  وبه رسمیت شناختن آن مصداق ارتداد بوده است.ماباید این حق را برخود واجب بدانیم که اگربا آگاهی ( پارا از حق فراتر)بگذاریم دیگر نه تنها درزمره پیروان دین واسلام محمد ص وبلکه از پیروان هیچ  دین الهی دیگری نخواهیم بود از شما می خواهم اگر به معاد ایمان دارید به فکر عاقبت وآخرت مردم مظلوم ورنج کشیده  ایران باشید ونه هیچ چیز دیگر.. حذف این اصل این دشمنی با اسلام نیست اراده ایجاد حکم  الله حق است که باید بر تمامیت این سرزمین جاری بشود .در پناه حق باشید.

                                        ************************************************

                                             ورویا آن خیال زیبایی که در بیداری نیست

                                          رویای صادقه .خواب ( جارو ودست)

**در خوابم .درحیاطی بزرگ که حصار ودیوار هم دارد. خانه قدیمی  وبزرگی است که زمین آن خاکی است وناهمواروتمیز. این آقای خانه است مرتب خاک باغچه ها رازیر ورومی کند . چند باغچه کوچک نقلی اطراف خانه هست  فکر می کنم می گوید برای اینکه سبز بشود باید این کار را بکند بیل در دست دارد . خاک گلی رنگی دربیلش است دارد می برد در باغچه وسط این حیاط  بریزد.نگاهی به باغچه می اندازم .چه باغچه بزرگی است  این اولین بار است می بینمش .در حدود سی  متری پهنای آنست .دایره شکل است و خاک آن زیر رو نشده است تپه های کوچک وبزرگی در وسط این باغچه بر روی هم انباشته شده است  درختچه های خشک شده وپلاسیده بر روی آن باغچه را اززیبایی انداخته است.در فکرم که چه مدت میشود آنرا شخم زد ؟ آقای خانه خاک را می ریزد . لحظه ای می ایستم ساکت وخاموشم .در لذت یک حس هستم  ونفسی عمیق می کشم . این خانه چه روشن  است چه خانه آرامی است

آه آن منم .جارودر دست دارم . دارم اتاق بعدهم حیاط را جارومیزنم به کنارباغچه  میرسم می ایستم آقای خانه سرسختانه در حال رسیدگی به باغچه است  نگاهش می کنم اوهنوز مشغول است  به اومی گویم ( چه می کنی)؟می گوید( این باغچه را باید یک کاریش بکنم.) عجیب آرام است اووقتی مشغول به یکار دلچسب است .اما من ایراد میگیرم از این همه تقلا .می گویم( کاراوبیفایده است .یعنی آنکه باغچه بزرگ است واو نمی تواند از پس آن بربیاید .)بعد میگویم ( اینکه کاری ندارد)باخودم فکر می کنم خاک آن عوض بشود خیلی راحت تر از کاریست که اومی کند و با جارو ؟بر خاک تلنبار شده باغچه ضربه ای میزنم . آه . آه .همه خاک  وتپه های روی باغچه همه یکباره فروریخت و باغچه شد یک چاله بزرگ وباعمق شاید شش متر. زیرآنچه ما از بالا از باغچه میدیدیم پوک وخالی بود نمیدانم چه کنم .بایدزیرکانه  اززیر اخم وتخم های آقای خانه فرار کنم .اما حیرت اوخوشبختانه ازانچه اتفاق افتاده است مجالی به او نمی دهد که از کار من ایراد وبهانه بگیرد .چه میشودکرد از این جارو چه کارها که برنمی آید؟هردویمان بالای باغچه ایستاده ایم . ای وای . این دختر خانواده است توی باغچه ؟ نه درچاله چه می کند؟ می گوید لیز خورده است وتوی چاله افتاده است وعجیب که اصلا خاکی نبود .وما افتادن اورا ندیدیم .آقای خانه طنابی می آورد .آنرا دولا می کند که محکم بشود وبتواند از بالا آنرا  بگیرد تا اورا از چاله بالا بیاورد . من چند متر دورتر ایستاده ام ودارم کارهای اورا نگاه می کنم . فکر می کنم اونمی تواند زورش نمی رسد .می گویم (می توانی؟ توباید کمک بیاوری.) می گوید( نه) میرود.میرود. دیوارنیست نیست .توی کوچه را می بینیم تعجبی هم نمی کنیم . آن آقا با دوچرخه آمده است از دکه میوه فروشی ( البته بیشتر به بقالی میماند این دکه) میوه بخرد .خریدش را کرده است .شوهرم بسراغش میرود از اوکمک میخواهد .اوهم تقاضای اورا ردنمی کند .می آید در حالیکه دوچرخه اش را به دیوارخانه ای دران کوچه  کم عرض تکیه داده است .آشنا نیست .من صورتش را هرچه دقت می کنم ببینم نمی بینم .حقیقت آنکه سرش را بلند نمی کند که من چهره اش را ببینم .در هرصورت مرد میآید واوهم با طناب توی چاله میرود .من کجا بودم نمی دانم .حالا خودم را کنار باغچه می بینم وآن مرد هم رفته است درآن ته چاله  که دخترمان را بالا بیاورد .از تعجب نزدیک است اسثفراغ کنم .چه احتیاج بوداو توی چاله برود.نمی دانم.مرد بالا آمد تالبه این چاله آمده وآن دخترمان است که گفتی از طناب بالا نمی آید واز پله بالا می آید آقای خانه هم که ایستاد ه است خیلی راحت .نه زوری برای بالا کشیدن آنها واصلا طناب برای چه بود .باز نمی دانم . در رویا هم میشود حیرت کرد .سوآل کرد ویا هیچ نگفت .حالا هر دوبالای باغچه اند اما این دختر ما که تا آن بالا آمده حالا می ترسد حق هم دارد هر دو هم او وهم مرد در قسمت بالای طناب ایستاده اند دخترخانواده کمی هم هول شده است .من چند مترآن طرف تر ایستاده ام .اما .اما .آن دستها آنجا چه می کنند .آن دستهای من هستند رفته اند تا به اوکمک کنند دستهایم  هر لحظه بزرگ وبزرگتر میشوند از کمر دخترخانواده را کمک می کنند تا بالا بیاید .من فقط از دور نگاهشان  می کنم .نفسی ازسر راحتی  خیال می کشم .

نمی دانم ازان اتفاق چه مدت گذشته است . صدای اذان می آید .من در خوابم شب است وسیاه .بعداز روزی پراز حیرت وهراس .در این بینهایت شب صدای اذان می آید .آرام میروم ببینم صدا از کجاست ؟ آه آن منم بر بلندی ایستاده ام نزدیک به آسمان وستاره گانی که دیده نمیشوند .دستم را کنار گوشم قرار داه ام  واذان می گویم . من اذان می گویم .درفکرم پس من باید نماز بخوانم .هنوز صدای اذان می آید.

*بیدار شده ام صبح در انتظار من است .ومن به تابش روشناییهای  صبح امید دارم.

** در خوابم .فشار زیادی را برخودم احساس می کنم حالم بداست .نمی توانم نفس بکشم باید از زیراین فشار به یک باره خلاص بشوم . زورم را می زنم .این همه فشار از کجاست؟بیدار میشوم.تنها بیدار شدن مرا نجات خواهد داد از این همه  تحمل فشار.

*ومن بیدارم با صبح .باید به دیدار او بروم که در شبهای تاریک زندگانی نیز مرا درمی یابد.رها نمی کند.

**در خوابم در وسیله ای نشسته ام در تاریکی آسمان میروم به کجا نمی دانم .هوا تاریک است شب است وسیله .خودرو یی است که فقط جلو دارد .نه اینکه این وسیله عقبش دیده نشود نه  درجلوفقط جای  یک نفر دارد .من هم در آن نشسته ام .تنها . اما  رانندگی نمی کنم .  اینکه وسیله حرکت یا سرعتی داشته باشدبرای من قابل احساس نبود .آه این دیگرچیست ؟ چراجلوترنمی رود .هرچه زور می زند این وسیله نمی تواند یک سانت جلوتربرود. جلویش یک دیوار نامریی است . چه خودرو استثنایی . بازور زیادی که برای پیشروی میزند جلویش دارد تاب برمی دارد ودرطول زاویه دیوار نامریی خم میشود چه خودرو نرمی . مثل کش میماند .من دارم به دیوار نگاه می کنم پشت این دیوار پیداست .زندگی در پشت این دیوار جاری است .مردمانند وخانه ها و...نه نه نمیشود من به انها چه کاردارم که چه می کنند.نمیشود اینجا همین طور نشست وبه پشت دیوارنگاه کرد.من باید بروم .می پرم بیرون .از خودرویی که درسیاهی آسمان شب رها یش می کنم .

*اکنون من بیدار شده ام . وقتی است بدون خیال از سفربه این رویا به دیدارعاشقانه دیگری بروم . هرجا باشم اوهم هست .هرجا باشد زندگی هست ومن با اوزنده ام .وبی او؟

                               ****************************************************          

منتظری درانتظار نور

                                        من باید بگویم .من می توانم بگویم (  مهدی ع خواهد آمد)

                               آن( مردی) که می داند ( دنیای اطراف ما راتباهی وفساد گرفته است )

تیر .آقایان موسوی وکروبی را وزندانیان بی گناه را آزاد کنید اگر اسیر دنیا نشده اید .

(ایران ما) .خوزستان

                                          تولد حضرت مهدی ع

                  را به خانواده  شهیدان سبز وبه بیگناهان در زندانهای ایران سرفراز

                     وبه خانواده سبزایرانیان درایران وجهان  تبریک وتهنیت می گویم 

 

 

 

 

نوشته شده در تاریخ جمعه 24 تیر 1390    | توسط: منتظر در انتظار    |    | نظرات()