بسم الله الرحمن الرحیم

قاب وارونه ارتداد و(من)

                                                         بارویاهای کوتاه ( وقفه)

 سلام مرا که با رویا به  روشنی صبح می اندیشم بپذیر  

 در قاب وارونه ارتداد ومن( =شیطان) با مجادله وبحث با استنادبه قرآن بزرگ با من همراه شده اید واینک دنباله کنکاش مرامی خوانید

با دقت درتاریخ می بینیم  پیروی ازمکاتب ساختگی نوع بشروهمچنین دین قرون جاهلیت که همانا کفر(بت پرستی) بوده که ادامه آن به شکل سلطنت وحکومت انسانها ( شاهان .فرعونها وولایت ) در طول قرون  ازبعد وجنبه  پرستش  نمادین خاک  و از نگرش وبینش مادیگرایان به جهان جدا نبوده است.درمطالب قبل بارها یادآوری شد که ارتداد توسط شیطان ازعرش آغاز شد واو اولین نقش تداوم دهنده بقا درمسیر ارتداد محسوب میشود توجه کنید که وقتی در زمانهای متوالی ازنقش شیطان صحبت میشود ازگروه بزرگی ازنسل ابلیس است همانطور که وقتی ازآدم س می گوییم در کل صحبت از بخش بزرگی از مخلوقاتی ازنسل این پیامبراست که برای ایجادتعادل بین حق وباطل در مقابل شیطان قرار می گیرند .آدم س نماینده الله  دوست الله درزمین به تکاثرنسل می پردازدوفرزندان آدم س در زمین مختارند که راه شیطان را برگزینندکه  نماینده آتش است وشیطان با الله درستیزاست ویا راه پدرشان آدم س را که بعد از ارتداد اقدام به بازگشت وتوبه نموده است دراین برهه از زمان هرآنکه ازنسل آدم س باشد وبه شیطان گرایش پیدا بکندواز اصحاب آتش بشود از بندگان شیطان واز سهم او محسوب میشودواوبنده ای میشود سزاوار زندانی به نام جهنم وهر که در راه آدم س از آسیب وسوسه های شیطان (با تکیه برالله وتمسک به پیامبران وکتاب آنها)درامان بماند بنده خاص ومقرب الله خواهد بود .در این ستیز ومبارزه دنیایی حدوسطی برای هیچکدام از دوگروه بندگان شیطان وبندگان الله وجود ندارد.نمیشود که هم به الله مومن بود وهمراه با آدم س  وهم دوستدارآتش بود ومومن به شیطان. این دوراهی از تردید است وتردید درانتخاب نیز ازارتداداست .

ازجهنمی گفته شد که چون بهشت برچهارگونه است واین از**عدل خالق الله است که همانطور که برای بهشتیان چهار بهشت مهیا کرده است برای دوزخیان نیزچهار جهنم مهیا بسازد . گفتیم که جن غیر مسلمان .غیر صالح یاشیطان در* دنیا  ( ببینید این خیلی مهم است که ما بدانیم او دردنیا وبین زمین وآسمان )در آوارگی وسرگردانی است .چون این جایگاه جن دقیقا نشانی جایگاه پیروان ابلیس را به ما میگوید .بین زمین و آسمان .وقران تعمدا ازطرد وتبعید جن ابلیس می گوید زیرا او انسان نیست که از خاک آفریده شده باشدوبتواند بر روی زمین زندگی کند وازانجیر نیست که بتواند در کنار الله درقربت ازنوردر مکانی بسیاربالاترازانسان به زندگی ادامه بدهد او ازآتش است که فرارو هرجایی است .هرجاکه نفس ( اکسیژن ) هست او در آنجا حاضر است وما می بینیم در واقعیت امر که انسان وحیوان هر دو به اکسیژن برای تنفس نیاز دارند در حالیکه انجیر چنین نیازی را به هوای مطلوب انسانها ندارد.شیطان اگربه زمین ( وزیر زمین ؟نفت .گازوگرمای زمین ) نزدیکتر باشد تنفس راحت تری برای سوزاندن دارد ودر هوا وخلاء بالا که براوحرام گشته است هوای خاص تنفس او یافت نمیشود .هرچه به اوج نزدیک تر میشویم میزان اکسیژن کمتر وکمتر میشودوحضور جن کم رنگ تر .

وشیاطین براحتی میتوانند به ما انسانها دسترسی داشته باشند که درکلام الله مکرر یادآور میشود که شیاطین دشمن انسان هستند.دشمن ما .رقابت برسرادامه بقاست شیطان می خواهد دنیایی را تصرف بکند که ازآن او نیست وراه حل واثبات آن رادرمقابله با الله درجمعیت واکثریت پیروان خود می داند. وسوآلی که ماهمیشه آنرا بی جواب رها کرده ایم.

شیطان می خواهد صاحب مطلق زمین بشود صاحب دنیایی که اکسیژن درآن غنی است( برای سوزاندن) .اکسیژن .اما انسان می خواهد به بهشت برود ولی همین انسان مرتب در راه میماند وموجودیت و ادامه زندگیش با راه ابلیس در یک مسیر قرار میگیرد اوهم محکوم میشود که با خدایش بماند اما کدام خدا؟. الله هرآنچه را باید بگوید در همه کتب الهی وبا زبان پیامبرانش بارها وبارها گفته است .اما ...در روزی که معاد بیاید قسمت بندگان شیطان اماآیا دنیا خواهد بود؟ دنیابهانه و سمبلی شده است برای تباهی وگمراهی انسان . هرآنچه دردنیاست ازآن الله است.طبق گفته الله  همه چیزاز سرسبزی وحیات .آب .نور .وهمه  نعمات ومواهبی که انسان می پنداشت میتواندآنرا از آن خود بسازد در قیامت محو میشود و آنچه از باطل میماند شیا طین هستند وآتش وبندگان شیطان  که همواره دارنده آتش بوده است.

وچون  کافران ومشرکان وظالمان همه طالب دنیا بوده اندو طالب بندگی شیطان .از آنچه مخلوق الله است سهمی نخواهند داشت . در اینجا( وجه ) خاکی ودنیایی انسان که جسم اوست کالبد اوست به شیطان تعلق می گیرد .او طا لب دنیا بوده است برای بد ست آوردن دنیا از الله گذشته است .این جسم اوست که به فرمان شیطان زنا کرده است .دهان اودروغ گفته است . دست او زبان او دست او امربه قتل کرده است  واگرتوجه کنیم  گناهان ما همه جنبه جسمی دارندهمه رویه خاکی دارند پس جسم  خاکی همه انسانهای جهنمی درآتش شیاطین خواهد سوخت. آتشی حاکم بر جسمهایی که خالی شده بود وجایش را به جن آتش داده بود. در روزمرگیهای گناه و شر وتاریکی یک چیز گرانبها .یک پشتوانه که از الله به انسان تقدیم شده است وتنها امتیاز اوبرهمه مخلوقات جهان هستی است وآن هم هیچ نمی تواند باشد جز ( روح)از انسانی که شیطان را بعنوان خدای برترپذیرفته ازموجود خودباخته  پس گرفته میشودو جای ( روح ) به جن داده شده است .مسخ وبعدتسخیر وتصرف  جسم دنیایی  انسان  کور .کر .نادان . احمق .نفهم ..انسان جن زده.انسان آتشین.

توای خواننده خوب آیا می دانی ( روح ) بعد از خارج شدن ازدم الله .در کدام قسمت بدن انسان جای میگیرد ؟ درسمت راست .ویا سمت چپ؟ کجای بدن ما اقامتگاه روح است ؟روح .روح اما بعد از دمیدن در قفسه سینه ما قرار میگیرد .درقسمت بالای بدن ما.قسمت پاکیزه ترآن . قسمت (بالاتر )آن در قسمتی که با قلب انسان وبا مغز در نزدیکی است . اگررویای(دربرزخ ) را خوانده باشید می توانید** شکل تقریبی روح  در اندام بالایی بدن  وقفسه سینه را نیز پیدا کنید . روح به طورکامل همه اندام ما را تصرف نمی کند .اگر به آیات قرآن توجه داشته باشید الله در باره مشخصات کافران ومشرکان ونیز ظالمان  دائما از افعالی  ثابت ویکسان مثل ( نمی بینند=کورند) و(نمی شنوند= کرند).( نمی دانند) و(نمی فهمند) (نمی اندیشند). (لایعقلون ) و..... استفاده می کند .خوب اگربا بصیرت وظایف اعضاء بدن خودرا بررسی کنیم بخوبی به راز استفاده از این کلمات آگاه خواهیم شد .عمده ترین وظایف قسمت بالای بدن ما دقیقا با آن گروه کلماتی که اشاره دراختلال دروضعیت تشخیص حق از باطل  دارنداین اعضا ی مختل شده .نزدیکی ارتباط با جن شیطان را بدینگونه منعکس می کنند با کر شدن .کورشدن و....درحالیکه چشم برای دیدن است وگوش برای شنیدن و عقل برای اندیشیدن و و.....درگمراهی تردید وتماردهمه در حالتی ازناتوانی قرارگرفته اند این کلمات بی هیچ اغماضی  درآیات الله بوضوح ذکرمیشونداستفاده ازاین کلمات که نشانه عدم پذیرش حق وضعف باوردینی فرد است از وظایف قسمت بالای بدن است .چشم .گوش . مغز . و...ونقش عقل در تمیزاراده  برای بازگشت.   

انسان در آن زمان که قتل .دروغ وتجاوز ودزدی و کفر والحاد دراو بصورت بیمار گونه رشد یافته است وبصورت عادت درآمده است ..روح گرفتار آمده در مخمصه رقابت کالبد جادوشده و ازمواهب الهی دراثرتکدر ازاین مکررات زندگی جسم قرین  خود که درظلمات رها شده جسم  راترک میکند. وبعد ازاین مرحله الله شخص عاصی را درقرآن بانام ( رها شدگان ) می خواند. روحی که زنده است . راهنماست . تعالی دهنده است ونفس نمی کشد و با اکسیژن زندگی نمی کند (چون الله بی نیازازتنفس است ) چراباید به شیطان نزدیک بشود وبعد قربانی آتش بشود؟.وخاک کالبد انسان( که ماآنها رابا نامهای  توخالی ) در قرآن می شناسیم و واین نام نیازمند به ( من)دنیایست . نامش وابسته به وجود دنیاست( فرعون .ولی . شاه. ظالم .کافر .مشرک وانواع واقسام قدرتهای مادی که با انکارالله برخود ودیگران ستم می کنند ) ونیاز به اکسیژن دارد درآتش شیاطین میسوزد وهمواره  وبی وقفه در آتش میسوزد مثل جن .مثل خودش ( جن زده )که مابین زمین وآسمان آواره بوده است اکنون  آتش براواز زمین و آسمان تحمیل میشود.در کنار خدایی که هرگز اورا نیافریده است . هرگزبه اوجان نبخشیده است .که  فقط  یک وهم بوده است ودروغی بزرگ.

ازجهنم گفتیم و آیه آوردیم که جهنم در(پشت سر)ظالمان . کافران ومشرکان است .پس بهشت کجاست؟ اصحاب یمین کیستند ؟بهشت آنها کجاست؟چرا به آنها اصحاب یمین گفته میشود ؟درقرآن آمده است کسانی که اهل بهشت هستند نامه اعمال آنها از سمت راست بدانها داده میشود. سمت راست . در موردیافتن  نشانی از جهنم اگر تصور کنیم یک شخص تا سیصدوشصت درجه بچرخد درهرکجای این کره خاکی که باشد پشت سراوجز دنیا واشکال  مادی آن دیده نخواهد شد پس خیلی آسان میتوان جهنم اورا ادراک کرد که کجاست .شخص جهنمی در پایان  عمرهرگزاز دنیایی که با بصیرت ندیده است جدا نخواهد شد .اما بهشت واما بهشت زیبا ورویایی؟آنجا کجاست ؟.من که در دنیایم چگونه می توانم تخمین بزنم که بهشت بهشتیان پس کجاست؟ . من در این مدت خیلی فکر کردم.وگویا نباید این کنجکاویهای من بی جواب بماند.

 همه ما درهر بار که دور خودمان بچرخیم سمت راستمان  نسبت به شرق وغرب  جایی که ایستاده ایم تغییر می کند مگر آنکه برای ابد در یک جا ثابت بمانیم ونتوانیم بر گردیم .نتوانیم بنشینیم .نتوانیم بلند شویم .نتوانیم نفس بکشیم . نتوانیم ببینیم . بخوانیم و.....بله آخرین لحظه ای که ما در روی زمین هستیم زمان وقوع مرگ .زمانی که هرگز نخواهیم توانست در دنیا بایستیم .

در شب اولین خواب ابدی ما لاجرم نشان بهشت را خواهیم دانست .ما مسلمانان دین محمد ص وقتی میمیریم .

 بعدازغسل وکفن پوشاندن ما رادر قبری می خوانند که دردنیاست وتنگ است و میت یا شخص مرده را به گونه ای می خوابانند که  پیکراووعلی الخصوص پاهای او دقیقا ومستقیما به سمت قبله باشد وقبله یعنی مسجد الحرام . یعنی کعبه .واماصورت این شخص میت  بر زمین بطرف ( راست) برگردانده میشود.سمت راست سمت یمین.طرز خوابیدن این میت رادرنظربگیرید حال اگر ما( پاهای )این میت رابا یک خط فرضی  راست ومستقیم ودر(روی) زمین تامسجد الحرام ادامه بدهیم (روی یک کاغذ اینکارراباید کرد.)وبا یک نقطه درمسجد الحرام آن را قطع کنیم .یک ضلع کوتاه ازشکل مثلث  گونه ای بوجود خواهد آمد که ما باید بدنبال ضلع دیگرآن باشیم .خوب ما صورت همین شخص میت را اگر نگاه کنیم ( شما خودتان می توانید بخوابیدوازاین راه نشانی را دقیق ترپیدا کنید)صورت این شخص میشود زاویه دیگراین مثلث فرضی.حال ازسراین شخص(از پیشانی= سجده گاه ) ما یک خط فرضی دیگری می کشیم که البته این خط در آغازودرادامه کم کم از روی زمین به صورت صعودی تا آسمان وتا بی نهایت کشیده خواهد شد .بالا وبالاتر وبالاترین نقطه یا اوج  یا سقف برای بالاترین وهمانا عرش . ختم این خط  بی نهایت یا ضلع  مثلث فرضی ما در اوج عرش خواهد بود.( پاها )ی میت هم با یک خط کوتاه رسم وبه کعبه متصل شده اند وحال اگر خطوط دیگری به موازات ازنقطه ای در بی نهایت از انشعاب خطوط سجده گاه  کشیده شود که آخرین خط به  کعبه  ختم بشود تقریبا شبیه میشود به مثلث کاملی که یک ضلع آن در زمین وضلع دیگرش دربی نهایت آسمان است الله که در اوج سجده گاه است وآنجاست که روزی ملائک وساکنان عرش بر خاک آدم سجده زده اند وآنجا سجده گاه همه مخلوقات بایستی باشد آنچه دربین این دوفاصله ازسجده گاه تا محل کشیده شدن پاهادر سمت راست میت  تشکیل میشود نشانی آن  بهشتی خواهد بود که ما به دنبال آن می گردیم  واین مکان وسیع وسرسبز در روز موعود به  بهشتیان به اصحاب یمین  نزدیک خواهد شد. حالا تصور بکنید که درطول زمان وقرون چندمیلیارد نفر به همین شکل بالا گرداگرد کعبه خوابیده اند و چهره همه در گذ شتگان هم به شکل بالا بصورت مدور به اوج اشاره دارد .وبرای هر کدام از آنها چنین خطوطی ازیک مثلث فرضی را بایدمتصور شد . آن وقت بزرگی عرش . وسعت گسترده بهشت را در خواهی یافت وبه عقیده من درآن روز دورازانتظارنیست که بعد ازچرخش وسجده بر دورکعبه شخص مومن وایمان آورنده  اززمین به بهشت برود .آه ای بهشت نزدیک . صورت ما بصورت نیم کج به سمت راست آسمان  متمایل است زیرا دیدن عرش بدینگونه ممکن است وکعبه مانع دیدن الله نخواهد بود .وتصورش را بکنید که در آن روز چه انقلاب بزرگی باید تحقق پیدا بکند ؟.

***لازم به ذکر است که این طرز پیدا کردن مکان عرش و بهشت فقط نظریه شخصی من است و فقط آیه ای که در مطلب قبل آمدکه از بودن جهنم در پشت سر گمراهان خبر می داد از کلام الله گرفته شده است.ومکان روح در جسم انسان را باتوجه به شکل روح نیزازتجربه رویای صادقه شخصی ام برای شما آورده ام . البته شما هم می توانید .

ودیگرآنکه اگرما به طرزخوابیدن همین شخص میت دقیق بشویم اگراورا قبلا بطورکامل شناخته باشیم که شخص ظالمی می بوده اگر انسان دنیایی بوده است ( پشت سرش )دقیقا به زمین اشاره دارد.یعنی جهنم .یعنی دنیا.یعنی زمین.واین طرزخوابیدن میت درقبرنیز دقیقا با آیه ای که قبلا اشاره به جایگاه ظالمان (پشت سرشان) یعنی جهنم داشت مصداق پیدا میکند

*دراینجایک توضیح لازم است که بعضی آقایان روحانی ویا مدرسان قرآن اینگونه تاکید می کنند که بعضی از اهل جهنم بعد از مدتی عذاب درجهنم به بهشت فرستاده میشوند .متاسفانه این گفته نیزیک وهم وخودفریبی است ونیزازارتداد است زمانی که قرآن که وحی الله است برای اهل بهشت سکونت در بهشت را ابدی می خواند وبرای اهل جهنم آتش وعذاب دردناک را ابدی می خواندهرگفته ای مغایرومخالف با آیات الله.رد آیات کلام الله است وارتداد محسوب میشود. حکم الله لایتغییر است .انسانی که طالب شاهی .ولایت وسروری و مقام  .قدرت .اموال .دارایی وزمین وثروت بوده است وبرای تملک آن دست به هرکار باطلی زده است در آنجا حتی به اندازه (جای پایی برای ایستادن) اززمین دنیا محروم میماند سرگذشت ابدی او میشودچون جن سرگردان  درآتش .وجن پست.جن آتشین اورا ناخواسته درکنار خودبرای ابد( زندانی جهنم) می کندوهرآنچه بازیچه دنیایی وسوسه های شیطان بوده است وشعله های رنگین آتش برجسم انسان انتخابگر.انسان مجنون که آن روزجن نیز اززندگی درکالبد اودرگریزاست حریصانه وسوزان تحمیل میشود .جهنمی کوچک برای انسانهای کوچک .انسانی ؟چون جن مابین دو آتش.

( با خیال خام می گویند یک چند روزی بیشتردرآتش نمی مانیم .ای پیامبر به آنها بگو آیا از خداوند چنین عهدی گرفته اید؟اگرچنین است خدا هرگزازعهدش تخلف نمی کند .اما چنین نیست بلکه شما چیزی را که نمی دانید به خداوند نسبت می دهید .آری کسانی که دستاوردشان زشتی وپلیدی است وجرم وگناه آنها را بی امان محاصره کرده است جاودانه در عذاب دوزخند .وآنان که حقایق را با تمام وجود باور کرده اند وعملکردی خوب وشایسته دارند  بی تردید اهل بهشتند وجاودانه لذت می برند .)سوره بقره . آیات هشتاد وهشتاد ویک وهشتاد ودو

*واما در اینجا هم جادارد اشاره بشود به مطلبی در یکی ازنشریاتی که توسط یک نهاد عقید تی وسیاسی پر طمطراق که گویا نویسنده مطلب درک درستی از مقام پیامبران ومقام ایمان آورندگان ندارند . نویسنده در مطلبی که تحت عنوان (بازگشت دردوران ظهور ) آورده اند به مطالبی اشاره کرده است که اغراق آمیز وبدور ازتسلط عقلانیت در قرآن است

این نویسنده آیه (واحی الموتی باذن الله .از سوره ال عمران آیه چهل ونه) را آورده وبعد افزوده در این آیه که مورد اتفاق همه مسلمین ؟ وهمه ادیان است به روشنی اشاره به زنده شدن اموات قبل از قیامت داردکه حضرت عیسای روح الله( در اینجا واقعا متاسفم از طرز تفکراین آقا که حضرت عیسی را روح الله می نامد.متاسفم .به اذن خدا می تواند مردگان را زنده نماید چرا در زمان ظهورحضرت حجت عج تکرار این امر توسط خداوند وملکی مقرب به اذن الهی دورازذهن باشد ؟ اگر دم عیسوی روح الله؟؟؟؟؟؟می تواند به مردگان جان بخشد چرادم علوی بقیه الله الاعظم این چنین نباشد. چنین معجزه ای درکتب روایی از حضرت رسول وائمه ع نیز بیان شده است .پس با توجه به این آیه شریفه بازگشت برخی اموات درزمان رجعت امکان دارد)  .

وچون موضوع  مطالب این حقیر ( فقط در درگاه الله ) از ارتداد است پس برداشت من از مطالعه مطلب این آقا چنین است البته این حق را بر خودم واجب می دانم که از دین وشریعت اسلام محمد ص درحیطه بحث ومجادله قرآنی دفاع کنم .ومطمئنا من براین باورم کسی که با استناد به قرآن با دشمن دین بجنگد همواره در مبارزه پیروز وکامیاب خواهد بود

و  یک- باید گفت که آیه چهل ونه سوره آل عمران .دقیقا معجزات حضرت ( احیا ی اموات)در زمان رسالت حضرت عیسی س  می گوید.ونه از احیاء مردگان در قبل از روز قیامت . و شما آگاهانه باید بدانید که اشاره ای درآیه مذکور به روز قیامت  وزنده کردن اموات توسط حضرت عیسی س در آن روزنامعلوم هم نشده است .باید گفت چنین برداشتی جاهلانه از یک آیه نوعی ارتداد وتحریف (به حرف کشاندن) آیات قرآن است دو- واما ( نسبت دادن ) عیسی س به داشتن روحی از سوی الله نیز ارتداد است زیرا این نویسنده گویا آیات قران را با بصیرت مطالعه نکرده است . درآیاتی ازقرآن اشاره میشود به دمیدن نفس یا دم ( روح) به حنجره حضرت مریم س . آیا وقتی قرآن با این صراحت ازآفرینش عیسی س می گوید جای سوآل نیست که ما وجود عیسی س را جاهلانه ( روح) یی ازالله بدانیم .اگر دم یا نفس از الله باشدویا از ملک باشد در بیان ما همان روح است وتلقی ما از نفس یا دم الله یا ملک روح است . این چنین برداشتی کفرآمیز که عیسی س .روحی از الله است هم ازنشانه های ارتداد وارتجاع ویکی از بهانه های بعضی از اهل کتاب برای ستیزه با دیگر اهل کتاب مسیحیت  است. بعضی تفکرات مصنوعی ما اهل کتاب نه تنها به  جذابیت دین مورد نظر کمک نمی کند بالعکس باعث دیر باوری وایجاد شک در بین مسلمانان آن دین می نماید سه.-تجسم اینکه یک انسان  بتواند  روح . بله روح الله در زمین باشد ومانند زمینیان زندگی کند واقعا مضحک است وکفرمطلق است تصور کنید انسان تنها موجودی است  بر زمین که از دم یانفس الله در جسم او دمیده شده است اما الله هرگز اورا روح الله نخوانده است  چهار- ببینید آقای محترم مقام یک پیامبری که دم یانفس روح القدس در او دمیده شده است با مقام یک ایمان آورنده فرق می کند  ملک . پیامبرهر دو درمقام تسلیم محض هستند.ملک از جنس انجیربه طور اخص است و پیامبر ممکن است از جنس خاک ویا از جنس انجیر باشد

( خداوند هم از فرشتگان وهم از آدمیان پیامبرانی برگزیده است .بدانید که خداوند شنوا وبیناست.) سوره حج . آیه هفتاد وپنج


این انتخاب پیامبر به دلیل توانایی واستعداد تسلیم محض در ( روح یا دم یا نفس الله)این گروه خاص است وتسلیم ذاتی  وبالقوه ملائک نیز از توانایی برتری آنهاست که همیشه در یک موقعیت ثابت زندگی می کنند ونیز دلیلی برای انتخاب آنها بعنوان پیامبر. اما امکان خطا از یک ایمان آورنده خاکی  بعید نیست . پیامبرفقط از الله فرمان میبردواسطه ارتباط اوبا الله هم جبراییل بوده است .اما ایمان آورنده باید که از الله .وپیامبر فرمان ببرد واثبات ایمان اوبه الله جزبا اطاعت از پیامبرممکن  نیست ودر فقدان پیامبر .پیامبران دیگر ودر انتها جز مراجعه به کتاب الهی هیچکس نمی تواند اورا در تسلیم  وتمکین به وحی الله یاری بدهد . وبه همین دلیل است که ایمان آورندگان چون پیامبر نمی توانند معجزه بیافرینند و نمی توانند با عالم غیب ووحی درارتباط باشند. ومی بینیم  مقام نبوت بعد از حضرت خاتم قطع میشودودسترسی به ملائک غیرممکن .پس ارتباط با مرکز وحی از طریق ارتباط با ملائک میسر است که ایمان آورندگان متاسفانه از این گروه مستثنی هستد واگر ایمان آورنده برای رفع ورجوع وتسلط برامور جمع ایمان آورندگان به غیراز الله وپیامبر به ایمان آورنده ای با درجه برتر ویا ایمان آورنده ای درگروه خود تمکین کند  در دین خود طغیان کرده است .او موجودی زمینی است وبه گمان من شما محور اقتداریک پیامبرکه از سوی الله به او داده شده است را با نیروی اراده یک ایمان آورنده را ازهم تفکیک نمی دهید.  کتاب ومعجزاتی که الله به پیامبرانش هدیه کرده است ما درزندگی هیچکدام ازایمان آورندگان نمی بینیم .برای مثال ما در قرآن می خوانیم که الله حجاب را برای خاندان پیامبروهمچنین ایمان آورندگان واجب  واجبارمی کند اما همین حجاب را برای کل کسانی که به اسلام توحید ( همه ادیان در اینجا منظور است) برترازپرهیزکاری وتقوی نمی داند و الله تقوی وخویشتن داری از گناه را بر حجاب در اولویت قرار می دهد. توجه کنید که این وحی الله است .اما اگر ما بیاییم مسئله حجاب را مثلا از زبان آقای خمینی که ایشان آنرا واجب ؟دانسته اند بخواهیم بر جامعه تحمیل کنیم با اغماض و ستمکاری آنرایک امر واجب واجباری در جامعه بنمایانیم  ازدو سوارتداد ورزیده ایم از یک سو که سخن الله وپیامبر را زیر پاگذاشته ایم واز حق گذشته ایم وازسوی دیگر آنکه برانسان  مسلمان واجب است ولو ایمان آورندگان چون علی ع و........ چون مهدی ع که از آنچه (الله وپیامبر)می گویند اطاعت کنند  واگر درآیه  کلام الله وحکم الله تغییر وبدعت دا ده بشود و رای وحکم یک انسان جایگزین رای وحکم الله بشود درواقع ارتداد وانحراف در دین حاصل شده است . پس نمی توان به صرف اینکه حجاب بر خاندان محمد ص ویا ایمان آورندگان جبری شده است آنرا از مردم جامعه تحمیل کرد و آنها حق انتخاب واختیار دارند .پس می بینیم شرط  جبری شدن حجاب بر خاندان رسول وایمان آورندگان  به طور خاص صورت میگیرد واین جبر در کل عام جامعه  منتفی است و بصورت انتخابی در می آید واحدی ولو پیامبر باشد نمی تواند از آیات الله سر پیچی کند .این رای خاص برای خاندان پیامبر نیز در مورد ازدواج زنان پیامبر نیز آمده است و در قرآن آمده است ( سوره احزاب) که زنان پیامبر بعد از طلاق ویا مرگ ایشان هرگز نمی توانند با کس دیگری ازدواج بکنندودیگران حتی از ایمان آورندگان از اینکار نهی شده اند( حرام میشود)  .در حالیکه درسوره ای دیگراز قرآن از مردان  جامعه می خواهد در صورت طلاق از زنانشان آنها را از ازدواج مجدد منع نکنند .پس می بینید بعضی از آیات کلیت اجتماعی پیدا می کند وبعضی آیات مثل رعایت حجاب  خاص خاندان رسول وایمان آورندگان است وبرای دیگر افراد جامعه اولویت جبری پیدا نمی کند .واما حتی آقای خمینی .حتی آقای خامنه ای ونه هیچ مرجع  وروحانیت فقهی دیگری نمی توانند رای الله را تغییر بدهند ودر صورت اقدام به تحریف وتغییرآیات کلام الله  ارتداد ورزیده اند وشرک  وبدعت را وارد دین کرده اند وباعث انحراف در دین شده اند ودرآخر.ای هموطن همیشه بیاموزید تا قرآن دردسترس شماست  هرگزبه هیچ پندارو گمانی استناد نکنید .اول الله .بعد پیامبر( همه پیامبران منظور است  ).بعد کتاب پیامبران  ودیگرهیچکس .( اطیعواالله) و(اطیعوالرسول )این  رای وحکم الله چهارچوب یک دین الهی رادر قلب ایمان آورندگان از کفر والحاد وشرک مصون ومحفوظ نگاه میدارد.    

*مگر ممکن است.؟ وقتی می گوییم الله کجاست .می گویید اینجاست یعنی که این آقاست وهم این آقا جانشین الله است . وقتی می گوییم پیامبر کجاست .می گویید که این آقا جانشین پیامبراست .اینجاست .وقتی می گوییم رای ما کو .میگویید این علی است واز فتنه می گویید یعنی که علی هم اوست که دراینجاست درمیان ماست .وقتی ازانتظار گفته می آید می گویید نایب مهدی ع اینجاست .این آقاست .این آقاست؟

وما می بینیم دربینش شما دین بعدارزشی  ووجه خودش را ازدست می دهد .با رونمایی ازیک انسان  بعنوان الله .الهه های ما هزاران تا میشود والله خالق .الله واحد .الله احد .صمد رئوف .ودود .نور .قدوس .مجیب ( آه ای مجیب) و................ گم میشود.دیگرهیچکس الله را نمی بیند.وحی الله را نمی شنود.علم بر وجودالله ندارد. عقل اورا توهم مسخ میکند.میشود یک نفهم .میشود یک گمراه ومیشود یک مجنون .جن زده ای سرگردان ومردد میان حق وباطل  . و مخلوقات الله فقط بت ( یک انسان؟)را می شناسند باپارا از حق فراتر گذاشتن حق ( نماز وروزه)باطل میشود و اطاعت ازحرام ( نظام شرک. تجاوز .تقلب .دروغگویی . فساد ) بر جامعه ما حلال  وواجب میشود پیامبر لوث میشود .میشود فرعون .میشود نمرود .ومیشود.........ودین  حق سرکوب میشود.وعلی های زمان ما پیامبری را نمی شناسند بت را می شناسندوعلی میشود تعبیریک کلمه(ارعاب )ومهدی ع انتظار را به انتظار می نشیند  .این همان مکتب مادیگرایان است که  دین را در یک بت خاکی محتاج .مفلوک . گمراه به نام انسان ( که یعنی الله هم باید وزن داشته باشد  .حجم داشته باشد وجا اشغال  بکند و در توهم شما یک ماده یک انسان یا یک بت هم می تواند پیامبر باشد هم می تواند علی ع باشد وهم نایب برحق امام زمان؟ چون هست .چون میشود اورالمس کرد) رادر جهان هستی  مورد پرستش وستایش بدون قید وشرط  واجباری ( اصل ولایت) ایرانیان قرار داده است . باید با بصیرت دید  چگونه دین حکومت( نظام من) با عقاید مادیگرایان  شبیه سازی شده است بطوریکه در ایران ما هیچکس نباید امیدی به رجاء و یاری الله وظهور موعودمنتظر داشته باشد چون الله همینجاست .چون پیامبر ص همین جاست .چون جانشین او همینجاست چون علی ع همین جاست ومهدی ع0؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟.

وقتی الله را نمی بینیم یعنی چون *من  وزن دارم .دیده میشوم .حجم دارم . می بینم ومیشنوم و.... پس الله ایرانیان هستم ؟وقتی محمد ص نیست .چون  دیده نمی شود .دیگر وزن ندارد . جا اشغال نمی کند . پس نیست ومن (جانشین )الله هستم ؟ .وقتی علی نیست .دیده نمی شود .حجم ندارد . وزن ندارد پس من هم علی هستم . من می توانم داغ بر پیشانی منافقین؟؟؟؟؟؟؟بگذارم . وما این موهومات را روزها شنیده ایم  وروزها دیده ایم .

 و هیچکس از اونمی پرسد این کدام  دین است که مقتدایش تویی ؟اگر تونایب الله هستی ؟ پس چرا به پیامبر الله اقتداء می کنی ؟ اگر تو جانشین  پیامبر الله هستی ؟ آن کدام نایب الله است که می تواند بر پیامبر اقتدا کند و آن کدام  جانشین پیامبر است که  می تواندبه علی ع اقتدا می کند ؟آیا او می داند الله به پیامبر اقتداءنئمی کند آیا او می داند پیامبر نمی تواند به علی ع اقتداء کند . هرگز نمی تواند . که اگر این کار را بکندبرعلیه حق طغیان کرده است وارتداد ورزیده است واگراوخودرا جانشین پیامبر میداند چرا به خمینی اقتدا می کند .مطمئنا اوسوره نساء را . سوره جن را با بصیر ت نخوانده است ؟عجیب است هیچکس نمی پرسد او کیست.الله است ؟.پیامبرص است ؟ ویا سمبل زنده ازیک (نام توخالی) از بقایای درگذشتگان قرنها جدال بین حق وباطل.... او چه بخواهد وچه نخواهد باید بداند برپیامبران وعلی ع وهمه ایمان آورندگان وهمه مسلمانان واجب است که برالله اقتداء کنند

او نمیداندهرکس ازالله  وازپیامبروایمان آورندگان که به مقام پایین تر ونازل ترازخود اقتداء بکند.دچار تردید وبدعت شده است ارتداد ورزیده است ومشرک است .کافراست.وآیا ای تو .ای ( من =شیطان)تا به حال ازخودت پرسیده ای حفظ حاکمیت یک نظام انحصاری(یک نام توخالی) به بهای رها کردن الله واحدوپیامبر وحی یعنی چه؟  

* آه .ای ابراهیم س. ای ابراهیم س. تبر ت را.تبرت راما اینک ارج می گذاریم . تبرتوامروز سهم ایرانیان گشته است

وامادرقبل ازاین گفتیم که آتش یا جن یاشیطان  شخصیتی فراروهرجایی دارد .درکل اونسبت به چیزی که نوری از الله دارد واکنش تهاجمی دارد به اوحسادت می کند. اورا نفی ورد می کند .ازعدم سجده او برآدم س اینطور برمی آید که او به هر موجودی  غیرازجن  که نور الله بتواند براو سیطره پیدا بکند نوعی حالت انکاردارد خودش را می فریبد که اشتباه می کند خودش را می فریبد که اشتباه می بیند .اشتباه می شنود. غلط می اندیشد ووارونه فکرمی کند. اینگونه شخصیتی متوهم اگر درانسان ضعیف النفس قرار بگیرداو دیگرهمه چیز را وارونه می پسندد و(راه )را هم در تسلط این وهم گم می کند .میشود انسانی  همراه با جن . قرین با جن .

همزاد او روح رهایش کرده است درحالیکه قدرت مقاومت آب که اوهم با خاک عجین شده وزندگی می کند آن قدر زیاد نیست که بتواند خاک راکه قابلیت سوختن آن بالاست در مقابل آتش محافظت کند .اما قول وقرار ( بین الله وشیطان ابلیس ) یا موعد( مهلت ) حتی در این صورت نیز محترم شمرده میشود .اوهام جن و این ماهیت فرار گونه اش حتی خودش را بازی می دهد همه را عاصی ومجنون می کند وخودش تا ابدنامش جن است

واما جن سیراب شده ازآب( که ایمان اوقطعی شده است) در کنار انسان قرار میگیرد اکنون جن وانسان در یک چیز خاص با هم اشتراک دارند آب .این آب به انسان در مقابل آتش نهفته جن مصونیت می بخشد وهم چنین جن را از استفاده آتشی که جزو برجستگیهای  ذاتی اوست واز بهره بردن از این خصلت خود به ارضاء شیطانی میرسد محافظه کارتر ومحتاط تر میسازد.شما به انسانی که خاک یکی از ظرفیتهای بالقوه اوست توجه بکنید وقتی دچار وسوسه میشود برای ارتکاب به گناه تا بدان وسوسه اقدام نکند به ارضای نفسانی نمی رسد ( درست شبیه به خصوصیت جن شیطان که باید بسوزاند)میدانیم که ازنقاط  انسان ضعف ازجنس خاک بودن او است که سریعا میسوزد.در حالیکه برای جن فرار بودن نشانه برتری اوست .ودرمقابل این فراربودن .تملک  روح درانسان است که جزوبرتری انسان است اگر بدانیم .

مرا ببخشید که  از مطالبی می گویم که شاید در اندیشه شما جالب نباشد اما ما باید خودمان را بشناسیم تا بتوانیم به الله نزدیک بشویم .درضمن من متشابهات ومقایسه را برای آسان کردن درک مطالبم بکار میبرم .

چرا الله خاک را برای ساختن بشر انتخاب کرده است؟چرا خاک ؟.آب پست وبی مقدارو عصاره خاک .نام معجونی است که ما انسانها را جسم وشکل داده است .درخوزستان گردوغبار .گرد وخاک . ودر بعضی از استانهای دیگر ایران طوفان شن هر روزگار زندگی را بر مردم این استانها سخت می کند تنفس سالم را ازآنها میگیرد .قدرت دید راتحت تاثیر قرار می دهد اما موردی که باعث شده من از این گردوخاک برایتان بگویم به دلایل ایجاد وضعیت وضع هوای بد برای این استانها نیست به دلیل آگاهی دادن به شماست که بگویم خاک در ماهیت خود زیاده خواه است .خود نماست . قدرت طلب است .در سرعت جابجاییش دقت کنید . آسمانی را به اشغال خود در می آورد. ذاتا  قدرت تکثیرخاک زیاد است تصوربکنید جسم ما از چنین وجودی ساخته بشوداز خاک .خوب این بهترین راهنمایی است که بدانیم دلیل دنیا طلبی ما .نیازهای ما . خودنماییهایی که با کسب قدرت می خواهیم به دست بیاوریم .بازرو زور .با پول با ابراز خدایی کردن که ما بدان علاقه ودر زبان دین بدان ستمکاری میگوییم  ازطبیعت وسرشت خاک برانسان تحمیل میشود .خاک می تواند آتش را هم خاموش بکند ( برشیطان پیروز بشود)تکثیر نسل وتولید مثل  حتی تمایل به فتح ستارگان .سیارات از اراده ونیروی ذاتی خاک است ووقتی به رنگ زندگی در میآید در قالب انسان نوزاد تشنه میشود گرسنه میشود .گرم میشود وسرد میشود .نیازبه دیدن شنیدن .لذت و.. تا هست اورا رهانمی کند . وهرچه در اوست از نوع غریزه است غریزه همواره یک بی ارادگی .یک حیطه تام اختیار را می طلبد .وقتی شخص گرسنه میشود دیگر با کلام و سرگرمی سیر نمیشود باید این نیاز او برآورده بشود پس خاک به کاربرده شده درجسم ما ترجمان (یک نیاز) بی پایان است.نیاز ونیازوحتی  نیازبه حاکمیت دریک زندگی ابدی را می طلبد ودرحالیکه برخلاف ماهیت خودنمایش بسیارمنفعل ووابسته است .

 ***************************************

(چه کسی ظالم تراز کسی است که بر خدا دروغ می بندد ؟ در حالیکه اورا به تسلیم شدن در برابرحق دعوت می کنند .بدانیدکه خداوند ظالمان راهدایت نمی کند) سوره صف . آیه هفت

(شایدهم معبودانی دارند .اگر این چنین است بگومعبودانشان را بیاورند اگرراست می گویند)سوره قلم . آیه چهل ویک

(که به راه رشد وتکامل هدایت می کند ما به آن ایمان اوردیم *به قرآن *واحدی را شریک پروردگارمان نمی دانیم .واینکه بلند مرتبه است مقام پروردگارمانه همسری دارد ونه فرزندی اختیارکرده است )سوره جن آیات دو وسه

(بگو من فقط پروردگارم را می خوانم واحدی را شریکش نمی سازم.) سوره جن. آیه بیست

(آن پروردگار مشرق ومغرب که جزاو هیچ معبودی نیست .پس فقط خدارا وکیل وکارساز خود کن .).

(ای پیامبر .آنهایی که کفر وناسپاسی سراسر وجودشانرا گرفته .چه ازعاقبت کاربرحذرشان داری وچه نداری .حقایق را باور نمی کنند ) بقره آیه شش

(وعده ای ازمردم می گویند ما خدارا باورکرده ایم وپذیرفته ایم که روز حسابرسی وجود دارد .درحالیکه چنین باوری در وجودشان نیست.تصور می کنند با این اقراربی محتوا خدا واهل ایمان رافریب می دهند اما کسی جز خودشان رافریب نداده اند.شعوردرکش را ندارند)بقره آیات هشت ونه

(وهنگامی که به آنها گفته میشود شما هم مثل مردم عادی بی غرور ایمان بیاورید مغرورانه پاسخ  می دهند ما مثل احمق ها ایمان بیاوریم .بدانید آنها خود احمق واقعی اند هرچند نمی دانند )سوره بقره آیه سیزده

*تعبیر واقعی این آیه را ما مردم عوام ایران دردوسال گذشته بارها در مقابل قشر خواص ؟کشورمان تجربه کرده ایم .آنها به مردم بی غرورایران ما القاب رنگارنگی دادند ازنام گوساله .بزغاله تا ......به نظر شما این چنین نیست؟اما بهترآنست که همه ما به انتظار بنیشنیم .انتظار به ما ثابت خواهد کرد که آنها هیچ نمی دانند .

(پس حرمت این قرآنی که تورات شماراتایید میکند نگاه دارید وشمارابرحذرمیدارم ازاینکه آیات مرا سوداگرانه به بهایی اندک بفروشید وهیچگاه قامت حق را با ردای باطل مپوشانید تا پنهانش کنید.درحالیکه به حقانیت آن واقفید)

سوره بقره آیات چهل ویک .چهل ودو

*این آیه  اگرچه برای  قوم بنی اسراییل آمده است یک پیام کلی دارد به همه مسلمانان ادیان مختلف الهی .که به کتب الهی .تورات .انجیل . زبور و...احترام بگذارند وبدانند که همه کتب الهی دیگرکتب وپیامبران راتاییدمی کنند.

 

(وهنگامی که به آنها گفته شود به آنچه خداوند نازل کرده ایمان آورید گویند مافقط به آنچه برخودمان نازل شده است ایمان می آوریم وغیرکتاب خودشان را مردود میدارند.درحالیکه این قرآن کتب آسمانی ایشان را تایید می کند .ای پیامبر به آنها بگو .اگر چنانچه ادعا می کنید که فقط به کتاب خودتان ایمان دارید پس چرا پیامبران خدارا به ناحق می کشتید؟) سوره بقره . آیه نود ویک 

*پیامبرازچه میگوید .میگوید چراپیامبرانتان رابه ناحق کشته اید؟ اگرچه آنها(بعضی ازاهل کتاب)درآغازرسالت پیامبرانشان با آنها درستیزه بودند وبعضی از آنهارا کشته اند اما قرآن کتابی است برای همه اعصارواین آیه در واقع یک تلنگرویک استعاره ویک کلیت است برای دفاع از پیروان یک دین.چرا همدیگررا دشمن می دارند؟چرا یک مسلمانی که مدعی دین محمدص یا دین عیسی س .یا دین موسی س و...  است یک مسلمان دیگر (از دیگر مذاهب) مدعی حق را می کشد ترور می کند . به اوتجاوز می کندو با هذیان گویی اوراگوساله بزغاله خطاب می کند؟اورا از جامعه ای که متعلق بدان است با بلاهت طرد می کند؟

.وقتی یک پیامبراز حق می گوید این حق  دردین او تعمیم داده میشود به همه پیروان دین آن پیامبر .یک مدعی دین محمد ص نمی تواند مسلمان دیگر همین دین را که به حق خواهی برخاسته است از دین خارج بداند سوالی که پیامبر از بعضی از اهل کتاب زمان خود می کند اینست که چرا پیامبرانشان را کشته اند( پیامبر به نسل اولیه این گروههای اهل کتاب اشاره می کند) در واقع حق سوال را  امروز به یک مسلمان دین محمد ص و مسلمانان ادیان دیگر الهی میدهد که از حق خون خود در مقابل ظالم دفاع کنند .چه برداشت زیبایی . اوکه خون پیامبرش = هم دین خودرا می ریزد ادعا می کند که به  کتاب آن پیامبرایمان دارد؟ . چگونه است که در کشور ما مسلمانی بیگناه وحق طلب با القاب ننگ آور توسط حکومت ازجامعه طرد میشود . زندانی میشودومنافق خوانده میشود .تحقیر میشود .شکنجه میشود . به او تجاوز میشود ( نگویید که این حکومت هیچکدام از این کارها واعمال ضد انسانی وضد دینی را انجام نمی دهد که همانها که در زندانهای ایران اقدام به چنین اعمال زشتی می کنند همانها نمایندگان حاشیه امن حکومت درزندانهای طاغوتی شده اند)همین اشخاص ادعا می کنند به الله وپیامبر وکتاب قرآن ایمان دارند.کدام دین به شما اجازه داده است پارا ازحق فراتر بگذارید فقط گفته الله حق است .فقط الله.

  (خدا گفت  قسم به حق و آنچه می گویم حق است ) سوره ص آیه هشتادوچها ر

با بحث ومجادله با قرآن با من همراه هستید . آیه پنجاه ونه سوره نساء  وبعداز آن را بخوانید ای ایمان آورندگان از الله وپیامبر اطاعت کنید.با این آیه پیامبردرواقع رای خودرامی گویدکه اگر پیامبرانشان هم دین آنها بوده اندچرآنهاراکشته اند؟ چراکشتید؟به عقب برگردید به دوسال قبل وبه سالهای قبل. چرا کشتید ؟ ای بعضی ازاهل کتاب .ایران ما .شما چرا پیام آوران حق راکشتید؟چرا؟ هرکس که از حق می گوید نامش اگر محمدص باشد نامش اگر سهراب باشد .نامش اگر محسن باشد .نامش اگرکیارش باشد هم اوپیام آور نور است.پیامبر یک معجزه است زیراکه فقط از حق می گوید واز مرگ باطل .در کشور ما هیچ معجزه ای حق دفاع از حق ندارد.چرا؟    

                                   ****************************************

                                                     وچند رویای صادقه ( توقف)

**در خوابم .تاریک است ومن جز تاریکی نمی بینم. صدایی می آید .صدای دسته جمعی اذان .چه خوب صبح شده است ومن بادی بیدار بشوم.گویا اذان می گویند.

*بیدارشده ام .همه جا تاریک است وخاموش .صدای اذانی هم شنیده نمیشود.اما صبح به مهمانی خانه من قدم رنجه کرده است . من عطر اورا فقط در معنای  نور.می شناسم.

**در خوابم .همه جا تاریک است .من باید بخوابم .در خواب به دنبال چه میگردم من .ای من .ای من .صدایی میآید صدای جمعی که غریو صدایشان مرا بیقرار می کند .گوش می دهم به این بانگ بی پایان .اذان می گویند؟ پس باید که به صبح سلام کنم.

*هیچ صدایی نمی آید ساعتی از وقت اذان گذشته است اما گویی اومنتظر من است .من باید بروم اگرچه چون خاک.

وقرار است ساعت سه بیدار بشوم .این وقت خوبی است در بیداری یک نیمروز .

**چقدربحث می کنم من .چقدر غرمی زنم من . به طوری از خودم حساب می کشم که  اوقاتم تلخ  شده است.باورم نمیشود. این دیگر چه خوابی است .نشسته ام .از سر عصبیت دیگر هیچکس را نمی بینم .ونمی بینم . این باید بشود.اینجور.آنجور .چه خبر شده است .آرام میشوم .در تاریکی خواب .درهمان اتاقی که درخواب بودم .پشت آن میزی که درخواب است .کمی صورتم را برمی گردانم .شمارش ثانیه ها را میتوان حس کرد .وقت دارد به پایان میرسد هیچ صدایی نمی آید .من دیگر یک خفته آرامم . ای زمان تورا چه میشود.من باید برگردم .

*و ساعت سه ازراه رسید ومرا بیدار کرد .با خودم می اندیشم به مهربانیهای آن قادر قهارکه چه مهربانانه در زمان مرا می طلبد .مرا از خواب به خود می خواند و من هرگز نمی توانم .چرا من نمی توانم ؟

**خواب است وتاریکی وموعد دیدار.پشت میزی نشسته ام . دارم صحبت می کنم .از چه می گویم .از هرچه شد وآن چه باید  بشود . انجا کجاست نمی دانم .همه جا تاریک است .میز وصندلی ها همه در اسمان هستند وبر تاریکی سوارند .زیر پایم هیچ نیست . اما آنجا کسانی هستند که من دارم به انها توضیح می دهم . آرام نیستم .اما شلوغ هم نیستم . ناگهان صدایی می آید . آرام می گوید یک خنکی باخودش با صدایش آورد که مرا متوجه خودش کرد .گفت شایداو مهدی ع است .مهدی ع .من یک منتظرم .با خودم این را میگویم وبازمی خواهم به کارم ؟به دنباله صحبتم مشغول میشود یکباره درچهره اشان خیره میشوم . انها کیستند؟ آنها هم به من نگاه می کنند .رودر رو. اما ان منتظر جهان هستی انجا ایستاده است گوش می دهد .نمی پرسد .وبازصدایی از پشت سر که خنکای خواب من از اوست گفت( از تو در آنچه در روز کرده ای باز خواست می کنند) .باز خواست .در خواب ؟ در فکرم .من چه کرده ام ؟ ثانیه ها می گذرند .همه باید بگذرند . اگرچه همه جا تاریک باشد . من باید بروم همه جا خنک است ومن در خنکای سکرآور این رویا در زمان می ایستم.وبه دنبال  نسیمی خنک از آن صدای آرام روانه میشوم. میز وصندلیها آنجایند اما دیگرهیچکس نیست رهایشان می کنم  ومن ازآن سوی تاریکی آرام پایین می آیم .من در در ان بالا تنهایم . اومرا صدا زده است .ومن  بدون قدم زدن . بدون بال زدن . بی هیچ  رنجی درهوا چون کاهی سبک .بدون ترس در هوایی خنک در زمان برمیگردم .همه جادر تاریکی است. آسمان نیز تاریک است .

*صبح است ومن بیدار شده ام . بیداری اوج رویاهای من است .اگرچه من به در آنجا ماندن قانعم .

واما ای خواننده خوب  این خواب پاسخ سوآلی است ازمتن رویاهایم. با اشاره به جاهایی که چرا ناخودآگاه درآنجاگم میشوم .محومیشوم .نمی دانم کجاهستم . به بن بستی ازنوروارد میشوم ودریک لحظه غیب میشوم.غایب میشوم ووقتی بیدار میشوم خودم هم بخاطرنمی آورم که درقسمتی ازآن رویا که ازآن هیچ نمی دانم راکجا بوده ام وفقط در زمان برگشت  از آن قسمت مجهول به  خواب وادامه رویا برمیگردم . اینگونه می توان حدس زد من درآن زمان که رویای من متوقف شده است به بازخواست دعوت میشوم .به باز خوانی یک روز از زندگیم که دردنیا بوده ام .ومن فکرمی کنم که امر بازخواست شدن در خواب برای همه ماعمومیت داشته باشد.      

                                 ***********************************************

منتظری درانتظار نور

او آمد ورفت . اما( ما )ماندیم .او آمد ورفت و(ما )هیچ *نبودیم .وهیچ *نشدیم .امروز( ما) ازدیروز بهتر رقم نخورد. شب ما ازدیشب روشن تر نشد . او آمد با( ما)هیچ نگفت  . او رفت و(ما) را با خود نبرد . دروغ را با ( ما) تنها گذاشت . ریا را با (ما) تنها گذاشت . از دین( ما) هرگز نپرسید  از ایمان (ما )هرگز نپرسید .او آمد ورفت وزندانیان بیگناه هنوزدرزندانهایند . او آمد ورفت .حق هنوز باطل است . بیگناهان به قتل میرسند .او آمدورفت  وجدال  شیاطین برسردنیا را با( ما) تنهاگذاشت . اوکه بود .مگر یک انسان نبود ؟ پس چرا نام او هرگز ( توخالی) نشد ؟ چرا هنوز هست .قرنها هست . پس چرا (ما) نیستیم . او آمد ورفت و(ما )را با بتها تنها گذاشت .او آمدورفت غیب شد وانتظاررا با( ما)تنها گذاشت .ای منتظرغایب  نیمه شعبان. ای مولود نسل اعتراض .( ایران ما)را دراین هنگامه جهل وارعاب  دریاب.دریاب .

                                                               به نام خداوند بخشاینده مهربان

قسم به زمان

.بی شک انسان درحال زیان است.

مگرکسانی که به حقایق ایمان بیاورندوعملکردی نیک ومفید داشته باشندویکدیگر را به حق وصبر سفارش نمایند.

مرداد .آه ای الهه .ای الهه حکومت .نظام من.      مشک آنست که ببوید .نه آنست که عطاربگوید.

 (ایران )ما .خوزستان .استانی محروم . مظلوم وقربانی  ثروت .قربانی نعمت؟وقربانی ظلم

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 3 مرداد 1390    | توسط: منتظر در انتظار    |    | نظرات()