بسم الله الرحمن الرحیم

رویاهای صادقه

قاب وارونه ارتداد و( من=شیطان)

 در آغازسلام به آنها که بیدارند

( بدانید که دین در نزد خداوند دین اسلام = تسلیم بودن در برابر حق است ) قسمتی از آیه نوزده سوره آل عمران

*دین .فقط مختص به الله است .تسلیم بودن به الله . فقط الله .ودیگر هیچ کس . پس هر کس دیگری مدعی بشود که دین دار است اما برخلاف حق بگوید او دین ندارد . مسلمان نیست ومشرک است

( خداوند *خودگواهی میدهد که جز او معبودی نیست .فرشتگان وحاملان علم نیز همین گواهی را می دهند همو که برپاکننده ( عدل وداد ) است حقیقتا خدایی جز اونیست .قدرتمند وحکیم است.) سوره آل عمران آیه هجده

*در این آیه هم یک نکته جالب است و آن اینست که فقط الله برپاکننده عدل وداد است  هرکس دیگر هم چنین ادعایی بکند در واقع ادعای خدا یی کرده است .واین از ارتداداست

( خداوند راه گشوده قسم هایتان را بیان کرده است زیرا خداوند مولای شماست واو آگاه وحکیم است ) سوره تحریم . آیه دو

دراین آیه  حق که ازسوی الله آمده و پیامبر دین ما آن رانوشته است برهمه مسلمانان واجب شده است که فقط الله را مولای خود بدانند .و شما خوب می دانید که اساس قابهای وارونه من مبارزه با شرک وکفر است با استناد به قرآن بزرگ و اینک با نگاهی دیگر به ادعیه شبهای قدر این بحث ومجادله را همراه با شما ادامه خواهم داد.تنها  الله آن ولی . سرپرست .قیوم  .که **( باید ) همیشه زنده وحی باشد.الله  تنها وجود زنده ای است که  درهمیشه زمان ودرهمه مکان مخاطب بندگان خویش است  .هر انسانی که به حق تسلیم شده باشد اگر پنداری  غیر ازاین بکند دچار انحراف . ارتداد وشرک شده است .باکمال تاسف این حقیر در درگاه الله در این رمضان چونان شما به سراغ کتابهای ادعیه ( مفاتیح الجنان ) رفتم وبخوانیدآنچه را که من ازدیگر گونه های شرک در قاب  خودآورده ام . مطمئنا شما هم چون من به نفوذ شرک وکفر درکتب ادعیه واقف خواهید شد  .اما قبل ازبحث ونقد دعای موردنظر  باید اشاره ای کوتاه بشود به دعایی کوتاه دراین کتاب به نام( گنج العرش) که در این دعا ما با نفوذ افکار بعضی از اهل کتاب دین مسحیت در دعاهای اهل تشیع  نیزروبرو میشویم

لا اله الا الله موسی کلیم الله .لا اله الا الله .داوود خلیفه الله ..لا اله الا الله عیسی روح الله ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

در این مقطع ازدعا مهمترین مطلب  منسوب کردن حضرت عیسی س به داشتن روحی از سوی الله .یا به زبانی دیگر روح خدا در زمین بودن را به ایشان نسبت دادن است ؟که این نوع پندار وگمان به یکی ازگروههای ( بعضی از اهل کتاب یا مرتدین دین عیسی س) تعلق دارد . وعجیب است که آن کس که این دعا را نقل کرده است  نیت درونی خودرا ناخود آگاه نشان می دهد که هم اوهم یکی از افراد مرتد وتایید کننده پنداروگمان این گروه مشرک می باشد . . مرتدی تایید کننده  افکار مرتدانه بعضی از اهل کتاب دین مسیحیت .چرا روحانیت ما باید چنین مشرکانه دعا بنویسد وهیچ کس از اونپرسد چرا؟ چرا ما اهالی شیعه  در اظهار حاجات خود در نزد خدا باید اینگونه ناآگاهانه یک توهم را که متعلق به گروهی مشرک ومرتد است بعنوان بدعت در دین خود واردو آنرا تایید کنیم ؟

( پس باید کسانی که به انجیل معتقدند بر اساس آیاتی که خدا نازل کرده است حکم .کنند . بدانید هرکس بر اساس آیات خدا حکم نکند زشتکار و بدنیت است ) سوره مائده . آیه چهل وهفت

واما در دعای توسل ما با انواع ونمونه های انسانی از خدایگان مختلفی روبرو میشویم به نام علی  به نام حسن به نام حسین .به نام سجاد و عاقبت به نام مهدی .سیزده خدایگان . در لفافه دین .

(بدانید که دوست وتکیه گاه شماخداوپیامبرش واهل ایمان می باشند همانهایی که نمازبجا میآورند ودرحالیکه دررکوعند زکات می دهند وهرکس خدا وپیامبرش واهل ایمان را تکیه گاه خود کند بداند که حزب خداپیروز است)

سوره مائده آیات پنجاه وپنج وپنجاه وشش

در آیه دو سوره از تحریم. مقام (مولا ) در معنی فقط الله است . نه به معنی دوست است .نه به معنی تکیه گاه است مولای مسلمانان همه ادیان فقط  ( الله ) مولا محسوب میشود ( چون این آیه برای حضرت محمد ص بیان شده است در مورد شکستن قول پس تاکید برآن اشاره  برهمه پیامبران دارد) .اما در دو آیه بالا استفاده از کلمه (ولی ) معنایی دیگر پیدا می کند . دوست .تکیه گاه . اما در دعای توسل متاسفانه بطور عمد معنی وتفسیر ازمقام ( مولا ) مخدوش میشود وجانشین پیدا می کند . گویا مغرضانه آیات کلام الله دریک جمع از معنا خالی میشود تا شخص مغرض بتواند به مقاصد دنیایی خود برسد مثل آنکه محمد بیاید ودوستی خود را با علی ع با مولا تودن الله و پیامبری خود متراذف کند که او هرگز اینکار را نکرده است جانشینی محمد به جای الله .علی ع به جای محمد ص و....ع.  رویای سیاه شیعه است که رسیدن به سلطه و قدرت وحکومت را در حد اعلای آن در دعای توسل بخوبی می بینیم .

 واقع امراینست که هیچ انسانی ولی یا مولا نیست ونمی تواند بلشد. وفقط الله ولی ومولا ست .الله سروراست .دارنده  برکت وخیر ونوراست. حاکم است . قدرت مطلق است . خالق است میمیراند. زنده می کند. می بخشد . می رویاند ..........وحکم می دهد ومحمدص این حقیقت را خوب می دانسته است که ولی فقط الله است . پس درزمان  این دعا چه اتفاقی افتاده است؟ چرا مدعیان این دعا حضرت پیامبر و ایمان آورندگان بعد از اورا ( ولی ) می خوانند .

اینجاست که آیات الله منافقانه  تحریف  ودر اختیار منافقین  حکومیت خواه  وتمامیت خواه قرار میگیرد وآیات برجسته قرآن درحدکلام انسانها نزول پیدا میکند تا وهم ورویای سیاه حاکمیت شیعه تخقق پیدا بکند.طالبان قدرت به شرک وارتداد متمسک می جویند .اما چرا منافقین ؟اگر کلام الله مجید را قرائت کرده باشید .منافقین همیشه از سهم وغنیمتهای جنگی ناراضی بوده اند . آنها ازجنگ گریزان بوده اند.  اما درلحظه تقسیم آنچه که بدان غنائم جنگی گفته میشود همواره خواهان سهم بیشتری می بوده اند .اینکه ما در ماه تلخ محرم می آییم از شهادت علی ع می گوییم وآن  اتفاق بزرگ معنوی را به دلیل دلباختگی وسلطه یک زن بر مردی به نام  ابن ملجم  می خوانیم درواقع خود فریبی است و تمامی این جنگ وستیز مشرکان ودشمنان کوچک وبزرک دین ما به شرایط قدرت خواهی و قطع پیام محمد ص درجامعه  انسانی یا محوو نابودی بعد معنوی ادیان الهی برانگیزاننده واحیا کننده شرافت انسانی وتمرکز آن در زیر پوست جوامع بوده است منافقین  چون مادیگرایان نماز وروزه راکه از بعد معنویت هستند  تقبیح وچون افیون در تداوم جوامع می دانسته اند اما منافقین مادیگرا با همه وحشتی که از طغیان این بعدازدین که همواره موازی باعمل نیزبوده  در جستجوی اکتساب  قدرت وحاکمیتی که از سوی الله بدانها ارجاع بشود وهمان آرزوی سیاه قدرتمندان امروز جهان ماست به تحریف ادیان وپست بودن نقش قدرت وحاکمیت ظالمانه اقدام کرده اند .

 منافقین حکومت طلب  هرگز علنا با دین الله نمی جنگند همیشه ابن ملجم هایی هستند که قربانی کامیابی آنها برای کسب قدرت بشوند ( آه ای خیابانها وای زندانهای مخوف ایران ما شما را روزی به گواهی خواهند گرفت) وباید که تا قربانی شدن علی ع دین دارومرد عمل خدایی ساخته بشود به نام ولی زمینی و اینجاست که علی ع  وفرزندان علی ع همیشه درقربانگاه ایستاده اند.تنها راه رسیدن منافقین اینست که پیامبران وامامانرا از اوج معنویت به حقارت مادیت بکشانند آنها را با شعبده ورمالی و چشم بندی  وترویج خرافات به یک متجاوز تبدیل کنند به یک دزد تبدیل کنند به یک قسمت کننده بهشت وجهنم تبدیل کنند و......... وما می می بینیم که در این سیاهی اندیشه وتعقل  اسلام  بزرگ دراین برهه زمانی دیگررهاشده است .یک  باورجدید از میان همه گروههای بعضی از اهل کتاب  در چهره پنهان منافقین به ثبوت میرسد به نام  ولایت جعلی  .به نام ولی  مصلحتی .وامروزاما اصلی به نام اصل ولایت فقیه به ظهورمیرسد

 چون ولی قدرت کامل بر مادیات ودنیای کوچک شرک آلوده  دارد اما .اما  همه ادیان الهی واز جمله دین  محمدص آنرا مردود واز ارتداد می دانند والله مدعیان ولی زمینی .خدای دروغین  را سزاوارعذاب علیم می خواند و نماد شرک وکفر..

به روشنی در این دعا می توان دریافت که کسب  قدرت وحکمت خاص و خلاقیت . دانایی . بینایی . شنوایی .عدل وداد . مجیر بودن وحسیب بودن وهمه وهمه ایده ال هایی که خاص ( ولی = الله)است بطور انحصاری از الله کسب و دروهم حامیان این حکومت طلبان بصورت شاخص  ملاک قرارمی گیرند حتی کشتی  نجات در پندارآنها بدون نوح س بدون آنکه وجود واقعی داشته باشد جزیی از تلاش پنهان انهاست برای احاطه بر مرگ وزندگی انسانها .فرستادن انسانها به بهشت وجهنم مالیخولیای باورهای شرک آلود جانشینان دروغین  الله است .سیطره بر جهان مادی توسط عده ای ناتوان ازدرک و بصیرت الهی وناتوانی از تکامل ورشدی متعالی است که آنها را دست به دامان دین الله می کند .حجاب اجباری میشود .دین تحمیلی میشود اما کدام دین .دینی مادیگرا که خوردن وخوابیدن ثروت و قدرت نهایت ایده آل دنیای خاکی آنهاست .( سوره کافرون را بخوانید) القا این توهم که متاسفانه  این فرصت طلبان درطی تاریخ در تلقین وباوراندن آن هم بسیار موفق بوده اند آنست که  دشمنی خود را با محمد علی و.... بدینگونه پنهان می دارند  که محمد همان ولی دیگر است ( ؟) وعلی ع نیز وحسن ع نیز و................در پندار باطل آنها باید با مصلحت  اندیشی ساده لوحانه   (حکومت)آنها جبری میشود   .نتیجه اش این میشود که امروز در ایران ما بعداز قرنها یک حکومت بوجود آمده است بیگانه با دین  برداشت شده از چهره منافقین بدون کم وکاست( نوزدهمین آیه از سوره آل عمران را بخوانید)  حکومتی انسانی ازنوع حکومت الله به نام ( ولی  -ولی فقیه؟) فقط با القا موهومات وسطحی نگری در ارکان دین ممکن میشود بله واضح است که دعای توسل حکایتی دردناک دارد از القا ودیکته اینکه یک انسان می تواند به ولایت وجانشینی الله برسد  درآغاز باید محمد  ص حاکم مطلق و جانشین الله بشود و تا مقام جن سقوط کند بت بشود بعد قربانی بشود اما .محمدص یک پیامبر است که همواره وهمه جانبه از سوی الله حمایت میشود و بعد نوبت به علی  ع  میرسد که ناتوان از دین وانسانیت بشود بت بشود . خدای زمینی بشود و تا مقام جن به شیطان تسلیم بشود اما این نیز ناشدنی است پس باید  علی ع قربانی بشودو کشته میشود در محراب نماز در مقام بلند انسانیت به خون می غلطد ویکایک این انسانهای متقی ووارسته باید قربانی این خواسته  وتوهم( نامشروع) وضد خدایی بشوند .  آن مولود شومی که نماز وروزه را برمسلمان باطل می داند وتجاوز ودزدی و غارت مسلمانان و قتل در محراب وزندان وخانه را جز حقوق  حاکمیت واجب خود میداند وحاکمیت شمشیر را برمسلمانان واجب  تر از فضای امنیت و آرامش می داند در حقیقت نسلی از بعضی از اهل کتاب یا  نسلی بازمانده  ازمنافقین صدر اسلام هستند  .جنون جن زدگی .انتقال وهم وپندار شیطانی در اندیشه اهل تسلیم باتمسک به دعا . قربانی کردن الگوهای انسانی برانگیخته شده از معنویت ونور  برای رسیدن به جنون حاکمیتی زمینی .قربانی کردن دین الهی به نیت استبداد وقدرت در دنیا. بعد از قرنها منسوخ شدن .مردود شدن .

 این دعا متعلق به چه دوره ای از تاریخ دین ما بوده  برماروشن نیست ولی این دعا نشانگر وسعت  ارتداد و انحراف در دین محمد ص می باشد . دوازده ایمان آورنده ای که می توانند شفیع  ووسیله قرار بگیرند اما آماج افکار شیطانی دنیاطلبان قرار می گیرند .وما همه دعای توسل را زمزمه می کنیم ما همه با دل وجان به شرک وارتداد خود اعتراف می کنیم .همه ما بازیچه دست یک گروه ازمردود شدگان  (بعضی  اهل کتاب ) ومشوق آنها میشویم برای آنکه در یک کشوری که مدعی اسلام محمدص است طبقه خواص وعوام بوجود بیاید .وبه ما القا بشود به اینکه انسانهایی کور. کر. لایعقلون .لایعلمون برنوامیس و جان ومال ما مسلمانان قدرت حاکمیت وحق ارتقا ء و تقدم دارند .

*مارا چه شده است که رمضان می آید ومیرود وما را نمی بیند و ذره های قدر همیشه در انتظارند؟در دعای توسل معادل معنی مولانا متاسفانه دوست وتکیه گاه است اما بعضی از اهل کتاب شیعه عامدانه  معنی آنرا با جانشینی  انسان به جای  الله یا همان ولایت انسان برانسان بر مردم عرضه می کنند .روحانیت درباری . افراد روحانی نما  اینگونه بر مسلمانان دین محمد ص  این توهم را تلقین والقا می کنند  که محمدص سرورومولاست ( = خدایی زمینی است ) وازخواص است  ودیگرانسانها ازعوام بنده وبرد ه هستند( یعنی که سهم خواص بیشتر است یعنی انکه اگریک منافق  ( خواص) علی ع را بکشد اورا به جهنم فرستاده است ومتاسفم اگر بگویم در زندانهای ایران چه بیگناهانی که به جهنم خواص نرفته اند )  گفتم که انها هرگز به میدان جنگ نخواهند رفت می بینیم که این طرزتفکر الله بودن محمدص  ویا علی ع و.... به دین محمد ص تعلق ندارد .متعلق به دشمنان اسلام محمدص است زیرا پیرو دین محمد ص بر خود می داند که باکفر وشرک وظلم همیشه در مبارزه باشد وبا تبعیض طبقاتی و تبعیض اجتماعی مبارزه کند .مادام که عقاید آورندگان این دعا بر افکارما سایه افکنده است مسلما از الله دور ودورتر خواهیم شد از محمدص وازعلی ع از حسن ع و...... وازمهدی قائم  دور خواهیم شد . مابه یک تعهد شیطانی متکی خواهیم شد که هر کس بتواند با این اوهام شیطانی  جانیشن الله بشود مارا آنچنان مطیع خود بداند که رام ومطیعانه از انسانیت نزول کنیم بشویم برده بنده و چون شبحی از یک انسان در قضاوت ناداوری کنیم .در زندانها به حرمت ونفس انسانی تجاوز کنیم . اما تجاوز به عنف به نوامیس .به زنان مومن .به زنان مشرک در همه ادیان  الهی چرا؟

*ای حکومتگران ایران  . در اینجا از شما می پرسم چرا در دین ما اسلام  در صورتی که ازدواج با زنان مشرکی که به دین  محمدص ایمان آورده در اولویت  دوم  درازدواج قرار میگیرد؟  وپیامبر از ازدواج با این زن منع بشود همان پیامبر عظیم الشان بیاید ومقام خودرا تا مقام پست جن شیطان پایین بیاورد ومشرک بشود ومرتد بشود  وبه یک زن مشرک تجاوز بکند؟ چرا ؟ اگر الگوی دین ما محمدص است  شما چرا تجاوز به زن مسلمان ومشرک را مباح کرده اید ؟ نکرده اید ؟ پس چرا عاملان وآمران این تجاوزننگین را طبق احکام اسلام محمدص به سزای اعمالشان نمی رسانید. آیا دروهم شما سرسپرگی وبندگی .بردگی کردن به حکم شیطان تا این حد  مهم وحیاتی است که یک انسان  مومن با تجاوز به زن مسلمان ومشرک  به مقام جن رضایت بدهد وبه آتش سوزان جهنم مرتضی بشود باید گفت  نفرین الله وملائک گواراتان باد.

واگردر قالب دین و با ماسک دین الله بیاییم  و با دستبرد به بیت المال دزدیهای میلیاردی کنیم .ودر خانه عدالت  دزدان قهار را ببخشیم . ادعای بصیرت کنیم وبیگناهان را به زندانها در حبس نگاه داریم .شکنجه کنیم .فحش بدهیم .سرشان را داخل کاسه توالت  پر از نجاست بکنیم . وعده ای را وظیفه مند بدانیم برایمان شعر بسرایند .آنکه حقش را طلب میکند از پل پایین بیاندازیم . با اتومبیل ازروی دشمنان فرضی رد بشویم .  وهمه اینها رویارویی  وقیحانه کفر وشرک با دین الله .یک جنگ تمام عیار .واین باور .این اعتقاد به بردگی به بندگی تام الاختیار  یعنی شرک .یعنی ارتداد و از مقام انسان به مقام جن شیطان سقوط کردن.یعنی انتخاب شر .تاریکی . یعنی گمراهی ورها شدن در ظلمات.


 

ت درمتن این دعا ما الله را فراموش می کنیم مقام الله را با وهم می پوشانیم اورا انسانی بدون معنویت می بینیم وبعد از انسانی که اورا تامرزبت ناتوان کرده ایم واو دیگر انسان نیست ووجن است وما چشم بسته ازجنی که خود ساخته ایم شفاعت می طلبیم ومیشویم بنده شیطان .میشویم همان موجود باطلی که حکومتهای طاغی از ما می خواهند همیشه درگیر با معنویت ونور.چه میشودگفت ما ناتوان میشویم که خاک را تبدیل به کیمیا کنیم .

  دعای توسل چه دعایی است؟ این دعا چه دعایی است؟ که ریشه مهر وایمان  الله وخاندان پیامبر را می سوزاند نیست می کند زمزمه این دعا در واقع اصالت محمد ص را نابود می کند اخلاص علی را زیر سوآل میبرد.و......چرا ما  در شبهای دعا در اوج سوزوگداز باید با شیطان پیمان ببندیم وحق انسانی و ایمانی خودرا قربانی یک وهم جنون آمیز بکنیم..    

 اما چرا دردعا  شهیدان وایمان آورندگان خاندان آل عبا  به شفاعت گرفته میشوند؟

 (وکسی راکه در راه انجام فرمان خدا کشته شده است .مرده نخوانید زیرا آنها زنده حقیقی اند وشما شعوردرکش را ندارید) صدوپنجاه وچهاراز سوره بقره

 یکی از امتیازات برتر الله آنست که همیشه حی  وزنده است

وچون انها زنده اند  .پس می توان ازانها شفاعت طلبید .اما اراده برآورده شدن هر شفاعتی با مصلحت ( ولی = الله ) شدنی است وبس .اما آنها از شایستگیهای ( ولی بودن) فقط زنده بودن را دارا می باشند و  در جبر بنده بودن ومخلوق بودن متکی به اراده الله هستند . نمی توانند حکومت کنند .بر بندگان الله حاکمیت داشته باشند .آنها در بهشتی نزدیک به نور الله هستند

 توجه باشید شما در این زمان که  دعارا می خوانید قرنها از شهادت آنها گذشته است.و دیگرآنکه آن گروه بعضی از اهل کتاب که این دعا؟ را برای رسیدن به مقاصد شوم خود نوشته اند درواقع  یک زندگی بنده وارانه خاکی را به مسلمانان آموزش می دهند .اشتباه این حکومتگران این است که خودرا با علی ع  قیاس می کنند که همانا او در بهشت  انسانی زنده و جاوید است . وبه وهم خود می اندیشند که  با قلب در جانشینی  ونیابت الله  می توانند مردم را فریب بدهند و آنهابه استثمار بکشانند خودرا خواصی  سرور وعوام را بنده وبرده بسازند .ببینید طریقه اغوا مردم را توسط طالبان حکومت .ما وقتی علی ع را سرور  یا (ولی ) بخوانیم لاجرم اورا در ردیف جن می خوانیم ومسلما خود را حقیر وکوچک تلقی خواهیم نمود واین علی ع ساخته وپرداخته وهم وخیال  سازندگان دعا قدرت حاکمیت (کامل) بر انسانها  بنده وبرده را دارد برترین است وهمچنین است  وقتی حسن  ع یا حسین ع را سرور و آقای خود بدانیم .متاسفانه  ما  باجهل وناآگاهی زیر نفوذ این طرز تفکر الله راگم خوهیم کرد وبجای آن انسانی را خواهیم دید انسانی که اگراو به حقیقت بشناسیم در واقع خصوصیات برتر ایمانی او وسیله ای برای توطئه چینی  وشیخون افراد بی دین وقدرت طلب بر ضد شخصیت عالی او شده است .علی ع یک ایمان آورنده است ونه ولی . وقتی به علی ع ولی می گوییم بدون هیچ آگاهی ویژگیهای الله را در اوجستجو می کنیم . وعلی ع در تصور جدیدما پوچ میشود  دیگر علی ع نیست  خاک است ماده است  باطل است .بت است  .مرده ای مجنون است و جنون وبازجنون .مگرنویسنده دعای توسل؟ جز این می خواهد؟.

این آرزوی گروهی بعضی از اهل کتاب دین محمد ص( مذهب شیعه ) که با ظرافت محمدص را جانشین مطلق الله وعلی ع را نایب تام الاختیاری چون محمد ص معرفی بکنند .متاسفانه یک فاجعه  انسانی است . محمدص یک پیامبر بوده است . او در ارتباط با جبراییل و معجزات بزرگ برگزیده شده است .اگرچه اوهم یک معصوم کامل نیست .اما مقام پیامبر یک جایگاه ویژه است .محمد ص یک خلیفه است .ولی نیست . نمی تواند باشد اگر محمد اینگونه می اندیشید اونیز یک مشرک تلقی میشد اینست که الله به پیامبر خود گوشزد می کند که (من ( الله ) ولی ومولای تو هستم ) ومحمد ص باید این را به مردم بگوید ومی گوید ودر قرآن به ثبت میرسد تا مردمان  همه تاریخ بخوانند و هیچکس خودرا مولا وولی نخواند.این واقعیتی است که هرگز نمی توان انکار کرد که ولی های دروغین زمان ما .رهبران مذهبی جهان ما از شنیدن کلام حق قرآن در هراس هستند اینست که خودرا درهزار توی سیاست دروغ وتوهم وشعرواسلحه پنهان می کنند .باهرهای وهویی از سوی مردمان هوشیار و آگاه تنشان به لرزه در می آید؟

ما باید بپذیریم وظیفه محمد تبیین یک کتاب بزرگ است برای ابلاغ ودعوت .اما علی ع  درموقعیت خود فقط تابعی ازیک پیروورهرو است .ما دراین دعاما  برماست که به علی ع وفرزندانش شهید بگوییم مومن .متقی بگوییم ولی نمی توانیم به آنها ولی بگوییم  چرا باید شیعه برای رسیدن به حکومت وقدرت  چنین دعایی را بنویسد وما بخوانیم وندانیم که ناآگاهانه به اعماق شرک وکفر وارتدادفرو میرویم . آنچه ما انسانها در طول تاریخ دین  فراموش می کنیم آنست که هیچ انسانی ولی ومولای هیچ انسان دیگری نیست حتی دردایره  ایمان آورندگان نیز اطاعت ازالله ورسول یک حکم واجب است . ولی ومولا فقط الله است. وایمان علی ع فقط تایید کننده  والگویی کوچک است ازپیام ورسالت  الهی محمد ص در قالب یک انسان مومن  است وبس وما چرا نمی توانیم اینرا باور بداریم  ؟چرا؟.

برای تاییدخدایان مادی زمینی شاه فرعون . ولی . بایدازمحمدص خدا ساخت بت ساخت  باید ازعلی ع خدا ساخت بت ساخت وایمان آورندگان  دروغین حکومت طلب را متعمدا الله خواند وآنهارا درجرگه پیامبران قرارداد تا دنیا طلبان ظالم  بتوانند به آرزوی شوم خود برسند ویا به آن ادامه بدهند .عجیب است که آیات معروف قرآن دراطاعت ازالله و اطاعت ازرسول با نهایت زیرکی درنزد ایمان اورندگان دروغین حکومت طلب نادیده گرفته میشود وآنها پا را ازحق فراترمیگذارند واین شیوه کثیف را با وهم وپندار شیطانی در افکار مردم به حق تعبیر می کنند .حق را باطل جلوه می دهند وباطل راحق . در این صورت است که اگر یک خدای ساختگی از نوع بشر به رویای سیاهش برسد استدلال این حکومت  رونق دادن به قسمت باطل دین خواهد بود ودیگر واجب نیست مردم به نمازمحمد ص اقتدا بکنند وروزه یک امر غیر دینی نامشروع نامیده میشود وحفظ حکومت باطل وحرام بر عوام ؟ واجب ؟ واوجب خوانده میشود دستهای شوم ارتداد که یاریگر حکومت ظالم میشوند.. اما آیا ما مسلمانان بیداریم؟ آیا ما مسلمانان می دانیم که کجا ایستاده ایم؟

( ای کسانی که ایمان آورده اید چنانچه از کفار اطاعت کنید آنها شما را به آیین زشت گذشتگانتان برمی گردانند وسرانجام زیانکارخواهیدشد . الله مولای شماست واو بهترین یاری دهنده  است .بزودی در دل ناسپاسان رعب ووحشت خواهیم انداخت زیرا آنان چیزهایی را شریک خدا قرار دادند که هیچ حجت آسمانی ندارد .بدانید جایگاه ظالمان اتش است وچه بد جایگاهی است.) سوره آل عمران آیات صدوچهل ونه .صدوپنجاه .سدوپنجاه ویک

( به آنها بگو اگر راست میگویید که بهشت خدا وحیات جاودان فقط ویژه شماست  نه مردم دیگر .پس آرزوی مرگ کنید تا زودتر به وصال خویش برسید .وهرگز آرزوی مرگ نمی کنند زیرا دستاوردشان زشت وپلید است وخدا ستمکاران را خوب می شناسد . انها حریص ترین مردم به زندگی در دنیا هستند حتی حریص تر ازمشرکان .برخی از این ناسپاسان  خودخواه حتی طالب عمرهزارساله اند اماحتی این عمردراز آنها را ازعذاب الهی مصون  نخواهد کرد وخداوند نسبت به عملکردشان بیناست.) سوره بقره آیات نود وچهار. نودوپنج .ونودوشش.  

( خداوند بزرگ هرکه را صلاح بداند شامل رحمت خاص خود می کند بدانید فضل وکرم خداوند بسیار بزرگ است )

سوره بقره . قسمتی ازآیه صدو پنج

*بله تنها هم اوست که می ماند.

                                         *******************************************************

رویای صادقه (نزدیک)

*خوابیده ام .در خواب اما بیدارم دراز کشیده ام . وبالای سر من پسر من نشسته است  کتابی در دستش است ودارد درس می خواند .همه جا روشن است روشن . نمی دانم چرا از او پرسیدم اگر بخواهی یک جمله زیبابنویسی . ان جمله چهخواهدبود واو جواب داد( من دوست دارم آن *یکی را که درهمین نزدیکیهاست.) غرق در فکرمیشوم . آن یکی . آن یکی .الله من  هم اوست الله من.بغض گلویم میگیرد دلتنگ دیدارش میشوم .دیدار اوکه در این نزدیکیهاست .پسرم از بالای سرم بلند میشود میرود .چشمان جز نور نمی بیند مثل سیالی در نور محومیشوم صورتم را برمیگردانم . نوراورا می بینم که تااوج آسمان راروشن کرده است.او در ان بالا می درخشد غرق در لذت دیدار اویم دارم میروم . نه بال می زنم که پرواز کنم .نه قدم می زنم که به یادم بماند بر روی زمین هستم .نه من دیگر انجا نیستم . من دیگرروشنم  ودیگر نیستم .نیستم .وهرلحظه به اونزدیکتر میشوم خنکای هوا مرا غرق در لذت این دیدار می کند من به او نه او به من نزدیک ترین است  .

                                      **********************************

  رویای صادقه ( ان یکاد ...)

*در خوابم . هوانیز بسیار خنک و پرنور است. این منم تاریک با چشمانی که چون روز می درخشند سروصدایی برپاست این صدا از کجاست؟ آه  سروصدا ازآنجاست . مردی ایستاده است بسیار تنومند وقوی هیکل .با لباس جنگی قدیم .کلاه خود ندارد .کمی نزدیک تر میروم فراموش کردم بگویم در بالایم .بالا .آنجا که نه بال می زنم ونه احتیاجی به قدم زدن هست ..مرتب آرام . آرام در حال رفت و آمدم . حالا بالاتر از مکانی که آن مرد ایستاده است دارم اورا نگاه می کنم کنجکاوم که جریان سروصدارا بدانم .آن هم در ان فضای پر از آرامش اه این صدای ضجه من است؟.ان منم .در دستان ان مرد قوی بنیه . مرا بطور دمر از یک طرف با یک پا واز از طرف دیگر با گرفتن موهای جلوی سرم کمی بالاتر از انجا که ایستاده است  گرفته است یک دست او پایم را ویک دست دیگرش موهایم را محکم گرفته است عصبانی هست . ومن مضطربم وغرق در وحشت. دارد مرا به جایی پرتاب می کند به سوی یک دیوار روشن .من آرامش  درون خودم را از دور حس می کنم وچهره ام را می بینم که هراسان است .چرا هراسانم؟باید بدانم . آرام میروم روبرو چهره ام را می بینم به خودم نگاه می کنم آن یکی (من )هم به من نگاه می کند .موهایم ژولیده است وچشمهایم دارد از حدقه در می آید .اما من فکر می کنم آن یکی ( من ) بیشتر دارد تظاهر می کند تا واقعا پریشان باشد .آن مردعجیب سنگدل ؟ مرتب مرابطرف دیوار مقابلمان هل می دهد .وهر بار سو آلی می کند .( بخوان  چه نوشته شده  است؟).  ( می بینی ؟ می بینی؟ ) آن هم با عصبانیت . من هرچه نگاه می کنم ان چه می بینم محواست ودر هربارپرتاب  بهتر می توانم آنرا ببینم البته من هرگز از دستهایش رها نمیشوم .گویا دارد شکنجه ام می کند . وبار دیگر قرآن است که می بینم .دیواری بزرگ از قرآن که با زیبایی نوشته است حرکات وسکنات هر کلامش با نظم مشخص شده است .چه دیوار بی انتهایی نه عرض آن پیداست ونه طول آن دیوار. آن مرد باردیگر مرا بطرف دیوار پرتاب می کندومی گوید .( این چیست؟ تواینرا می دانستی؟).

 ( من )آرام ( سبک واما نرم) مقابل دیوار. درست کنار پاهایم  در هوا ایستاده ام ودارم با آن یکی ( من ) در هر بار پرتاب دیوار رانگاه می کنم .به آ ن دیوار که آن یکی ( من ) دیگر دارد بدان نگاه می کند  نگاهی می اندازم باید بدانم آن چیست؟  احساس می کنم آن ( من) دیگر به من احتیاج دارد بدون من نمی تواند دقیق ببیند بخواند .میروم به طرف صورت آن یکی ( من) باید به اوکمک کنم .اینرا حتی حس نمی کنم اما بی اراده انجام می دهم آیات را نگاه می کنم ودر یک لحظه با او ( آن  من مضطرب) یکی میشوم.حالا ما بهترمی توانیم آن جملات زیبا را ببینیم مسحورزیبایی این دیوار شده ایم .دیواری نورانی .دیواری از جنس قرآن هردو با لذت بدان نگاه می کنیم واقعا زیباست ..اما امان از این مرد.باز دادمی زند ومارا به عقب می کشد ( هر حرکت از پرتاب او رفت و آمدی است برای دیدن ما)می خواهد حرکت مارا به سوی دیوار انجام بدهد ودر حین ان با صدایی عصبی می گوید( بخوان .آن چیست که می خوانی؟) .به آیات قران خیره میشوم این بار توجه ودقت بیشتری می کنم که آنچه که می خوانم چیست؟؟. آه بله آخرین آیه از سوره (قلم ) جلوی چشمان من است .با صدای بلند آن را می خوانم .

(وان یکاد الذین کفروا لیزلقونک بابصارهم لما سمعواالذکر ویقولون انه لمجنون .وما هوالا ذکرللعالمین)

( اهل کفر هنگامی که قرآن را شنیدند نزدیک بود با چشم ونیت پلیدشان تورا از قرآن منحرف کرده وبه ورطه هلاکت اندازند وادعا می کنند که او دیوانه است .حال آنکه قران فقط پند وتذکری برای جهانیان است )

 صداهایی درفضای آنجا جاری میشود که همه دارند قرآن را آرام نجوا می کنند.احساس راحتی می کنم .اینکه او همان یکتای واحد از اوج تاریکیها مرانگاه می کند ومواظبم است خیال معصومانه ما شیرین تر می کند .

*وه بیدار شده ام وسحر است  من سحر را به روشناییهای صبح دعوت میکنم .  

                                        *********************************

منتظری در انتظارنور

 برای یافتن این یات فقط می توانم بگویم اومرا یاری کرد بامعجزه ای به نام برگ سبز  آیات فقط همان او مرا یاری کرد با معجزه ای به نام برگ سبز به او که قلم مرا به نقد ومجادله با بزرگترین معجزه دین محمد ص یعنی قران دعوت کرده است .

                                                    به نام خداوند بخشاینده مهربان

( ای آدم تو وهمسرت در بهشت ساکن شوید واز هرچه خواستید بهره مند شوید فقط به این درخت نزدیک نشوید که اگر چنین کردید در زمره ستمکاران خواهید بود .اما شیطان به هدف اینکه آنچه در بدن نهان دارند برایشان آشکار کند آنها راوسوسه کرد وگفت . خداوند شمارااز این درخت منع کردتا مبادا تبدیل به دو فرشته شوید وبه زندگی جاوید دست یابید .وبرای آنها قسم خورد که بی شک من خیر خواه شما هستم .پس شیطان آنچنان آنهارا وسوسه کرد که با خوردن از آن درخت لخت وعور شدند وتلاش کردند با برگهای درختان بهشتی خودرا بپوشانند . آنگاه خداوند آن دورا ندا داد. آیا شمارا از آن درخت منع نکردم وبه شما نگفتم که شیطان برایتان دشمنی آشکار است .آدم وحوا گفتند پروردگارا مابه خودمان ظلم کردیم واگر مارا نیامرزی ورحم نکنی بدون تردید از زیان دیدگان خواهیم بود .وخدا گفت همه تان از این مقام ومرتبه پایین روید که از این پس دشمن یکدیگر خواهید ودر زمین بمانید تا به موقع تکلیف تان روشن شود . وخدا گفت در آنجا زندگی خواهید کرد ودر آنجا خواهید مرد واز آنجا هم خارج؟ خواهید شد .ای فرزندان آدم .برای شما لباسی فرستادیم تا بوسیله آن اندامتان را بپوشانید  ومایه زینت تان باشد در حالی که ( لباس تقوی وپرهیزکاری ) بهتر است اینها آیات ونشانه های خداوند است .امید آنکه نعمتهای اورا به یاد آورند)سوره اعراف آیات نوزده تابیست وشش

* و.الله به آنها آموخت که نوع بشر برای رسیدن به نور ازحق انتخاب لباس شاید بگذرد اما ازحق انتخاب  تقوی وایمان هرگزنمی گذرد واین از فطرت ما انسانهاست اگربه آیات  حی الله ایمان داشته باشیم وبرتری ایمان بر مادیات را از نعمات الله بدانیم .

(وبه یاد آرهنگامی که پروردگارت از پشت( نسل) بنی آدم همه فرزندانش را برگرفت وخطاب کرد .شمارا به فطرتتان گواه میگیرم آیامن پروردگار شما نیستم ؟ .

همه گفتند آری هستی وگواهی می دهیم . )

( این کار راکردم که در روز قیامت نتوانید بگویید ما از آن پیمان و گواهی بی خبر بودیم وحتی نگویید که پدران ما پیش از این * مشرک بودند وما بعد از آنها آمدیم وتومی خواهی به جرم باطل مارامجازات کنی )

 سوره آل عمران آیات صدوهفتاد ودو وصد وهفتاد وسه

خواننده خوب  آیادر این آیات اشاره ای به لباس  فرزندان بنی آدم شده است؟ به یاد داشته باشید که الله هر گناهی را می بخشد جز شرک وکفر که متاسفانه در امروز ما تمامیت  ایمان مردم  ایرا ن ما ابلهانه  قربانی شرک وکفرروز افزون میشود.

شهریور .( یاران سبز ما را آزاد کنید )

ایران ما(خوزستان ) ای منادیان وحامیان دموکراسی خواهی آیا زمان به رسمیت شناختن فلسطینی آزاد ومستقل فرا نرسیده است؟    


نوشته شده در تاریخ جمعه 11 شهریور 1390    | توسط: منتظر در انتظار    |    | نظرات()