بسم الله الرحمن الرحیم

قاب وارونه ارتداد ومن = شیطان

به نام خداوند بخشاینده مهربان                                               

(ای کسانیکه  به حقایق ایمان آورده اید ازخداوند اطاعت کنید از پیامبر اطاعت کنید وصاحبان اولا وبرتردرایمان درامورخودتان اطاعت کنید و اگر در چیزی اختلاف کردید برای *داوری آن را در نزد *خداوپیامبر مطرح کنید چنانچه به خدا وروز حسابرسی ( معاد)ایمان داریداینکار برای شما خیر و عاقبتی نیکو دارد.آیانمی بینی آنهایی را که گمان می کنند به آنچه که *بر تو و*قبل از تو نازل شده ایمان دارند در حالیکه می خواهند قضاوت وداوری را به طاغوت واگذارند حال آنکه به آنها امر شده بود که به* طاغوت کافرشوند بدانید که شیطان  می خواهدآنهارا گمراه وحیران کرده وبه بیراهه های دور از *حق بکشاند)

آیات پنجاه ونه و شصت از سوره نساء

آنچه در آیات بالا می خوانید خاص ایمان آورندگان بیان شده  ( ایمان آورندگان  مسلمانانی هستند که یقین به توحید به قلبشان وارد شده است )و هر جمله از ان  مصداق واقعی  رویداد وتصمیم  بزرگی است که در عرش یا سجده گاه ( مسجد ) بین مخلوقات الله  اتفاق افتاده است .ببینید مسجد یک سمبل یک نماد است از پرستش از الله درهرکجای این آفرینش .  به امر الله ورسول ( رسول = فرستاده = آن کس یا آن چیز که ارسال شده است  ان کس مطمئنا پیامبر است وشاید که کتابی به نام قرآن تورات .ویا انجیل ویا زبور داود باشد  اینست که وقتی قرآن می خوانیم وقرآن از سوی الله برای ما ارسال شده است پس در بعضی از آیات ان به سجده های واجب می رسیم پس در سجده گاه  جانشین پیامبر می تواند که کتاب او)  حق = قرآن  حقایق جمع اقوال .جمع  گفتارها .آنچه  الله در زمان  می گوید) باشد از یاد نبریم که قرآن تورات . انجیل و...همه زنده اندچون خالق آنها زنده است و شاید به همین دلیل الله یک حکم لایتغییروعام  می دهد اطیعوا الله واطیعوا الرسول و... . همه اکنون  .عین نوشته ای است که در قران آمده است پس وقتی فرمان به سجده در قرآن می آید رد آن ارتداد است اکنون یک زمان ایده آل است برای حال برای اینک .برای این زمان پس قرآن وگوینده اش در این زمان در اکنون .در حال حی وحاضرند خالقی با کلام اما خاموش در هر لحظه که حکم او جاری میشود در طول قرن گویی هرگز زمان آغاز وپایانی نبوده است .اینست که الله در قرن آنآ   آن  برای مثال میآورد  اگر از آنان که مرده اند سو آل شود   تو تا چه زمان در دنیا بوده ای؟ سالها . ساعتی ؟ نمی داند ودرحال. اکنون. اکنون فقط سجده های تو ارزش دارند وبقیه زمان باطل است بقیه اعمال تو باطل است. ای خاموش با برهان مارا دریاب )او اما این سجده درمحور سنجش  اولین  انتخاب برای مخلوقات وقبل از هبوط آدم  در قرآن بیان شده است یک کلیت است برای همه موجودات در زمین .در بهشت . در عرش و (زمان) آن تاریخ زندگی انسان را تغییر داده است . اطاعت از الله وپیامبر . توجه بکنید که در قران در آغاز آفرینش آدم. ملائک به  بهانه مخالفت با آفرینش موجودی زمینی  به نجوا پرداخته اند . اما به علامت تسلیم ویقین از سجده سر باز نزدند واز الله وآدم اطاعت کردند . اما امتناع شیطان ابلیس از سجده برآدم که همان طغیان وعصیان است در واقع رد اطاعت از الله وپیامبر او آدم است واگر شیطان که روحانی یا ایمان آورنده یا عالمی در عرش بود ازدیگر مخلوقات ( ایمان آورندگان در عرش )اطاعت میکرددر بین ساکنان عرش اختلافی با چنین جوانب گسترده بوجود نمی آمد بعد از این طغیان ضدیت ها آغاز میشود ودو جبهه مخالف با هم در مقابل هم قرار میگیرند . ایمان آورندگان تسلیم و اجنه یا یاران شیطان.اگر به این آیات دقیق بشویم به آسانی می توانیم در یابیم که گروه اجنه ای که جزو ایمان آورندگان در عرش هستند به ابلیس شیطان رجوع می کنند وقضاوت وداوری را از اوطلب می کنند در حالیکه قبل از آن به آنها حکم شده بود به آنکه از اطاعت از الله وپیامبر سرپیچی نموده است کافر بشوند = ایمانشان را از اوسلب کنند. انچه  ما در کتب پیامبران می خوانیم به گونه ای کپی یا برداشتی است از آنچه در عرش برای اولین بار به اراده تبدیل شده  ودر موقعیت ( باش) به عمل در آمده است .آگاهی وهشدار از عرش که پیروی گروه مخالف ازاطاعت از الله ورسول او جز به گمراهی و فاصله بیشتر آنها ازحق نخواهد انجامید آغاز میشود.

این آیات را مادر سوره ص نیزبصورت واقعی وملموس  در آیات هفتاد ودو تاهشتاد وپنج  خوانیم

(پس هنگامی که قامت اورا ساخته وپرداخته کردم  از روح خویش دراو دمیدم .گفتم . (این تاکیدخیلی مهم است یعنی فقط گفته الله .فقط آیات الله فقط کلام وحی الله )هیچکس دیگر نمی تواند ونباید به کلامی جز کلام الله تمکین بکندوتسلیم بشود وایمان بیاورد

 * همه اکنون (کل جهان آفرینش .وزمان اکنون .این به معنی امر به زمان حال است حتی برای ما. و تاخیر در رد حکم الله مجاز نمی باشد وپذیرفته نیست =خدا نمی پذیرد از کسانی که از امر او سرکشی وتخطی کنند) سجده اش کنید .همه فرشتگان ( این هم  اشاره به آنست که فرشتگان برترین ساکنان عرش هستند وقبل از آن مخالف با آفرینش موجودی به نام آدم بوده اند) به سجده افتادند؟مگر ابلیس که تکبر کردواز کافران شد .خداگفت ای ابلیس چه چیز باعث شد تا موجودی را که با دستم ؟خلق کرده ام سجده نکنی آیاتکبر کردی یامقام بلند داشتی واین  جمله نیز اشاره به موقعیت ومقام بلندتر فرشتگان برابلیس بوده است .ابلیس گفت من بهتر از اوهستم  مرا از آتش آفریده ای واورا ازگل .خداگفت از اینجا واز این مقام بیرون شو که تومطرودی.بدان که تاروز قیامت نفرین من برتوباد. ابلیس گفت پس لا اقل تا روز قیامت به من مهلت ده .ببینید در این جمله ابلیس یک واقعیتی هست و آن این نکته مهم است .که ابلیس نیز به روز معاد وقیامت باور دارد. خدا گفت تواز مهلت  داده شدگانی ولی تاروز معین وزمان معین.؟ابلیس که با این امان نامه خیالش( باز توجه بکنید به اعتماد غیر قابل تصور ابلیس به گفته الله حق.) راحت شده بود( در این جمله یک تبانی ویک تعهد دوجانبه از سوی دو دشمن مخالف باهم نیز دیده میشود . و آدم نیز این گفتگورا می بیند وبا اگاهی تصمیم میگیرداو انتخابگری مسئول است او بخوبی در می یابد که الله خالق او در صورت ارتداد  او از شیطان گمراه ( در مقابل اهل ایمان) غضبی قهر انگیزتر دارد قهری نابود کننده باور کنندگان  قول وگفته شیطان  و اما حق همان قول وگفته الله است که مقابل آن قول وگفته باطل شیطان قرار میگیرد ) شیطان گفت  به عزتت سوگند که *همه آدمیان را گمراه خواهم کرد .مگر انها که از بندگان خالص تواندخدا گفت قسم به حق ( ودراینجا کلمه حق اشاره به راه مخالف وضد خود یعنی راه باطل ابلیس دارد) وآنچه می گویم حق است ( یعنی که آنچه ابلیس گفته است قولی باطل است)که جهنم را از تو واز تمام کسانی که از تو پیروی کنند پر خواهم کرد .

( قسم به حق و آنچه ***می گویم حق است ).آنچه الله *می گوید برای همه زمان  ثابت است نشانه زمان اکنون .که  اکنون نیز پس از قرنها لایتغییر است این گفته  (می گویم ) از زبان الله فقط در زمان اکنون باید به اراده در عمل  تبدیل بشودو امر به همه مخلوقات. وبعد از این زمان عصیان است وطغیان .غفلت است .امامگر آنچه الله می گوید در زمان کجاست ؟ چرا از این فعل استفاده میشود ؟ می گویم یعنی انکه حالا می گویم . اعتراف به زنده بودن را معنا می بخشد . ادامه امر وحکم را تعبیر میدهد.این می گویم همان قرآن .تورات .انجیل وزبورو..... است .

به نام خداوند بخشاینده مهربان

*قسم به زمان. در زمان اکنون .  درزمان حال .  زمانی که مداوما درتکرار است .این سوره یک وصیت یک سفارش و یک  قول وگفته جبری است برای بعدازمرگ پیامبر.اکنون که پیامبر زنده نیست که از الله حق ( کلام قرآن و.....)را بیاورد.ودر باور اهل شیعه مهدی ( ایمان آورنده) نیز در غیبت است بی شک انسان در زیان است .ببینید در اینجا الله از فقدان وغیبت  پیامبران وایمان آورندگان  می گوید که به زیان ما انسانها است.*.مگر کسانی که به حقایق یک کلمه جمع از جمع حق ( وحق آنچه الله میگوید درقرآن وحقایق یعنی جمع.قرآن وتورات و انجیل و.... پس کسی دچار زیان در دنیاو آخرت  نمیشود که به همه حقایق یعنی همه کتابهای ادیان الهی قرآن . تورات و..... ایمان داشته باشد) ایمان بیاورند .وعملکردی نیک ومفید داشته باشند . این عملکرد نیک ومفید دوگروه را در بر میگیرد گروه ایمان آورندگان وگروه توابین ومستغفرین .که آدم پیامبر یک نمونه از این گروه است . وموسی نیز و.داوود .سلیمان و...آنها عملکردی گسترده تر را باید بپذیرند برای قبول توبه اشان . برای جبران وقفه در ایمان .ببینید الله در بعضی از سوره ها از غل وزنجیر ی که جن واجنه را در آن گرفتار کرده است می گوید واز آنکه آنها را همراه با غل وزنجیر در انجام امور خود مورد استفاده قرار داده است ویا در اختیار پیامبران گذارده است می گوید این همان اجبار به امر خیر ونیک است برای گروه جن. یعنی مجبورکردن اشخاص  وانسانهای مجنون .جن زده  برای شکست شیطان واجبار به انجام امور خیر دینی واجتماعی  تا کنون چند راه حل برای تنبیه وکیفر گناهکاران و مجرمان را در این قاب از متن قران برای شما آورده ام .یکی از آنها توبه یاباز گشت است  آن عمل پسندیده ای که آدم س در عرش انجام دادوبا هبوط اوبه زمین اوموظف شده است مسئولیت بشارت و هشدار دین حق را به انجام برساند دوم رویگرداندن از مجرمان وگناهکاران است یا همان دوری کردن به تعبیری از نوع تبعید شیطان از عرش ..سوم قصاص است درمحور جرم . چهارم بخشش درقصاص با قبول اخذ دیه یا با نیت ترویج اعمال امور خیردر جامعه .اجبار نمودن گناهکاران ومجرمان به انجام امور خیر  تحت حفاظت شدید برای ایجادتغییر در آن جنونی که باعث عدم تعادل و تضاد درهمزیستی  مسالمت آمیزشخص یا اشخاص در جامعه دینی شده است و از شرایط رایج در اقوال قرآن در غل وزنجیر کردن اجنه است در راستای انجام فرامین الله وپیامبران یا همان اجبار در امورات دینی ومن عقیده دارم این نوع آخر خاص گناهکاران باشد ونه مجرمان .  . پس می بینید که با آنکه الله اسغفار آدم س را می پذیرد اما  توبه وبازگشت زبانی اورا منوط به شروط انجام به اعمال نیک والهی در زمین پذیرفته است . شرط توبه فقط به زبان پذیرفته نیست باید در عمل ثابت بشودواین  حکم قرانی نیز با توبه آدم س شامل او نیز میشود ..* ویکدیگر را به حق ( می گویم . آنچه الله میگوید قرآن و......) وصبر = انتظار .انتظار برای دستیابی به نتیجه سفارش نماید.در اکثر آیات قرآن می خوانیم که ازفعل  امر گفتاری ( بگو) پیامبراستفاده شده است این بگو نیز حکایت همان زمان اکنون وحال را دارد یعنی تغییر ناپذیر است آنچه الله به آن ( حق ) می گوید آنچه در قرآن وتورات و..... گفته است ( قابل توجه ولی باطل ایرانیان که باتوهم فکر می کند میشود نماز وروزه گفته حق قرآن را در نبود پیامبر ومهدی ع ( ایمان آورنده ) از واجبات ندانست و حکومت شرک و کفر خودش را واجب دانست وباز ادعای اسلا م و قران  وانتظارکرد)این تفسیر ساده ازآیات سوره نساء آیات پنجاه ونه به بعد است  که اگر پیامبر نبود نباید به ایمان آورنده هرچه مقام اوبلند ودرمقام اولا باشد برای حل واختلافات دینی ( اختلافاتی ازنوع اهل کتاب مراجعه بشودواکنون بعداز قرنها مرگ پیامبر اوجب آنست که مردم وایمان آورندگان به حق ( = آنچه الله در اکنون نیز می گوید) مراجعه کنند وشما خوانندگان خوب با مطالعه قابهای ارتداد ومن باید نظر وگفته الله را در اکثریت پیروان بعضی از اهل کتاب دانسته باشید باید اکثریت این گروه مرتد به حکم نهایی الله عودت داده بشود در روز محاسبه اگرچه الله در کلام حق خود قرآن سر انجام ونتیجه  زندگی آنها رادر دنیا و اخرت بر ما روشن کرده است وآن جهنمی با عذاب الیم است ). درماجرای فی مابین یهودیان زمان موسی س نیزاگر لوح  توسط موسی س برای پیروان او آورده میشود برای آنست که در غیبت وبعد از مرگ موسی س .پیروان او به علما ودانشمندان وایمان آورندگان سست ایمان دیگر مراجعه نکنندودچار انحراف در دین خود نشوند  . این لوح اسلام موسی س  برای همه زمانها آورده میشود وزبان زنده الله است اگر بدانند .

 می بینید احدی از فقها وعلما دین ما .اسلام محمد ص نیز نمی توانند ( ولایت ) شخصی را تایید کنند که ( الله) از اوجب بودن حاکمیت وولایت اودر هیچ کتاب زنده خودحمایت نکرده است ودر صورت تایید فقهاوعلماء همه ادیان دچار گمراهی شده و  با بدعت خود دچار ارتداد وشک در ولایت خاص الله  شده وسزاوارعذاب الیم خواهند بود.اکنون که پیامبر نیست اکنون که مهدی ع درغیبت است تا کتاب (حق) درمیان مردم است حاکمیت باطل یک مجنون = جن زده = طعمه شیطان نیز باطل است . مجنون جن زده یامنزلگاه شیطان. با بحث ومجادله با قران  در راه مبارزه  با حاکمیت  شرک .کفر با من همراه هستید .خوانده ایم که ابلیس از اطاعت از الله ورسول سرپیچی می کند ازاطاعت از دیگر ایمان آورندگان برتر واولا در عرش نیزتخطی می کند .وبه اولین  موجود در عرش که حضور واقعی ندارد یعنی (منی )که ناباورانه در مقابل آدم از خود در عرش عرضه میدارد رجوع می کند واین (من )اکنون در میان   رسول ودیگر ایمان آورندگان برتر عرش به حق کافر شده است   گروه جن در عرش اولین مراجعه کنندگان به ابلیس هستند واگربه آیات سوره نساء عنایت داشته باشیم الله بعداز از سرپیچی شیطان اورا کافر و پیروان اورا گمراه وکسانی می خواند که در مسیری دور ازحق گام برمی دارند

الله.در سوره جن هم با تایید از زبان پیامبرفرد یا افرادی را که در مسجد از کسی غیر از الله یاد کند مجنون خوانده است واین جمله را علنا به کافران ومشرکان اطراف خود که در صدد آن بوده اند که خود را در اکثریت نشان بدهند می گوید  ( ببینید پیامبر یک نفر وآنها در تعدادبسیار بوده اند ) این خیلی مهم است که پیامبر بدینگونه در اکثریت بودن کفار ومشرکان یا همان گمراهان دور از حق را مجنون بخواندوالله نیز با فراوان بودن این افراد در آیات خود با اکثریت از انها نام ببرد پیروان شیطان  هر کدام از بیماری رنج می برند وهرکدام را درگروههایی تحت پوشش  دینی به نام ( بعضی از اهل کتاب  قران .تورات .انجیل . زبورو...) می بینیم  پس می توان بدینگونه نیز قیاس کرد که  کتاب هر پیامبر جانشینی برای پیامبرآورنده آن کتاب  نیز هست .اهل .کتاب)  قرار میگیرند به دلیل آنکه شیطان در آغاز در عرش از ایمان آورندگان بوده است ودر آنجا رودر روی آدم به عصیان بر خواسته است .و *اکثریت گروه جن چون او به طغیان اقدام می کنند..با اوهامی متفاوت با خیالات وپندارهای غیر واقعی وپریشان

اکنون برای حقیقی بودن آنچه الله در آیه فوق  آورده است
 به غیبت موسی  س نبی اشاره می کنم که در غیبت او سامری که ایمان آورنده ای در میان پیروان موسی س بود برعلیه حق طغیان کرد وگوساله طلایی را ساخت وپیروان موسی س را به گمراهی کشانداما سنت الله این است که مادام  که صلاح بداند برای نجات دین خود به پیامبر آن زمان ودوره قدرت ومعجزاتی می بخشد تا از فروپاشی انچه که ( امت واحده اسلامی )خوانده میشود جلوگیری بشوداما مهم آن عکس العمل سامری است که با وسوسه شیطان از فردی مومن به فردی تابع وهم وپندارهای خودبدل میشود وارتداد می ورزد.این همان تصویر خروج ایمان آورنده است از دایره ایمان آورندگانی که باید از الله وپیامبر تابعیت بکند .که داستان آن به زیبایی در قران آمده  همان تکرار واقعه عرش در زمین است  با توجه به اینکه برادر موسی س .هارون اصرار بر تابعیت از الله وموسی س را ادامه میداده ولی  قدر مسلم آنست که در زمان بت قراردادن گوساله سامری موسی س کتابی نازل نشده است .الله بیناست به حال بندگان .پس موسی  س برمی گردد در حالیکه لوح در دست دارد برای دین یهودیت. ومی توان گفت آوردن  کتاب به دلیل برتری آن پیامبراست ونیز جانشینی زنده  در غیبت پیامبر که جامعه به انحراف نرود

.شما چه می گویید ای حکومتگران نفرین شده ایران ما . شما چه فکر می کنید  ( اکنون) که قرآن زنده قول زنده الله  در زمان  اکنون با ماست.؟ در هر خانه ای از کشور ما با ما همنشین است این کتاب زنده؟چرا از آنچه که می کنید و آنچه که می گوییدواز دستاوردتان  احساس شرم وپشیمانی نمی کنید؟ چرا؟

 بدیهی است که گروههای (بعضی از اهل کتاب)  آمده در قرآن نیز مشخصاتی چون وضعیت  ( بعضی از اهل کتاب )ایران ما دا شته اند  به تکرار آنچه قرآن ( می گوید) دقت داشته باشید . زمان ثابت میشود و حتی گروه انسانها . نسلی باز مانده از ( بعضی از اهل کتاب ) مردگانی در زمان حال وقرآن زنده باز ( می گوید)وازتکرار خسته نمیشود وباز می گوید در زمان آینده .

باید گفت وهمی برپایه وشالوده  ولایت یا خدایی بر همنوعان از کفرآمیز ترین نوع  باور انسانی است  که در همه ادیان اسلامی از نوع آن دیده میشود  (بعضی از اهل کتاب ) با خارج شدگان از دایره ایمان آورندگان با وهم  برتری وزیاده طلبی به عصیان بر علیه  الله .پیامبر و کتاب دینی خود وهمچنین مومنین اولا دردین خود قیام می کنند اما خود نمی دانند چون دچار جن زدگی شده اند. مجنون هستند نسبت به حق کافر شده اند. مرگ خودرا ملحق به مرگ درگذشتگان خود کرده اند وبا هم به آتش واردخواهند شد اراده انتخاب خودرا به مردگان سپرده اند مردگان مرتد .مردگان جهنمی.


              

( او خدایی است که همه شمارا از یک تن آفرید ( یک تن؟ آدم وحوا = نیمی از آدم  موجودی که از پهلوی آدم خلق شده است پس حوا نصف اوست او ( اکنون = توجه داشته باشید که قید زمان اکنون متناوبا برای همه زمانها  اعمال میشود)زنی است که نصف یک مرد دیه دارد .اکنون نصف یک مرد ارث می برد .و اکنون گواهی اونیز نصف یک مردمحاسبه میشود یعنی هرگونه شک وتردید  در این حکم و قول وآیه الله و رد وانکار آن  مردود است از ارتداداست) وهمسرش را نیز از جنس اوقرار دادتا در کنارش آرام بگیرد پس هنگامی که با او آمیزش کرد حملی سبک برداشت تااز کار روزانه اش وانماندو آنگاه که حمل سنگین  شدهردو از پروردگار خود خواستند که اگر فرزندی شایسته عطاکنی بدون تردید از شکرگزاران خواهیم بود .وهنگامی که خدا فرزند صالحی به آنها عطاکردبه او شرک ورزیدند . ودراین نعمتی که به الله به آنها بخشیده بود شریکانی قائل شدند بدانید که خداوند بلند مرتبه تراست از آنچه همتای اوقرار میدهند .آنها چیزهایی را همتای خدا قرار می دهند که نمی توانند چیزی را خلق کنند وحتی خود مخلوقند)

شروع   آیین خودپرستی و نوع پرستی با تولد اولین فرزند بشری. توانایی وبرخورداری از نعمت توالد وتناسل  انسان  را متکی به موهومات می کند (.من ) دیگر از نوع ( من ) شیطان که وجود واقعی ندارد در او ظهور می کند شریک ساختن برای خدا از جنس خاکی که آب ان تبخیر میشود واز شرر آتش میسوزد .انسان  مدعی خلاقیت میشود به آفرینش مخلوقی که با او برابر است وپناه آوردن  به اقتداری دروغین وباطل وجدا ازعقلانیت. تشابه  وهم و گمان شیطان با وهم یک انسان زمینی به خوبی دراین آیه آمده است . از گونه های این متشابهات وپندار بعضی از اهل کتاب می توان ازحکومت  ولی باطل  ایرانی که شخصی ناتوان است وهم (اکنون  = این زمان اکنون خیلی مهم است زیرا ممکن است هرگز تکارار نشود همانطور که برای فرعون تکرارنشد )مدعی نیابت الله را دارد وگفته حق الله واراده جبری الله را انکار میکند واز حکم وآیات اطاعت از الله وپیامبر وکتاب طغیان کرده است  و یا رییس جمهور ی؟که اصراردارد برآنکه یک انسانی میتواند همه مخلوقات آفرینش را خلق بکند؟  همه ما بخوبی می دانیم چنین مخلوقی وجود واقعی ندارد و این قول وگفته از روی وهم گفته میشود  اینکه هر انسانی را ما خدا بخوانیم دلیل بر خلاقیت اونیست همانطور که کوروش خدا نبود همانطور که ولی ؟ باطل نیز خدا نمیشود وهمانطورکه گوینده این وهم نیز همچون شیطان خدا نمیشود .پنداری بسیار نزدیک به پندار شیطان در عرش که خود را برتر می دید ومی پنداشت انچه از برتری خود میداندکیفیتی واقعی است وخاص ومتمرکزدرموجودیت وماهیت ومالکیت اوست ونه از اراده خلاقیت الله..

 این آیه برای بعضی ازاهل کتاب دین محمد ص که درایران ما دراکثریت هستند نیز مصداق پیدامیکندو نه دی ؟نیز متاسفانه راز  نهفته اکثریت قرآنی را بخوبی نشان می دهد .می بینید که اکنون مداوما تکرار میشود تکرار  آیات الله . تکرار حکم الله. وتکرار باش الله  وباز رد وانکار حکم الله .پارا از حق فراتر نهادن با رد آیات الله . آیات وقول زنده الله و طرد شدن وباز جنون وگمراهی انسانها .در یکی از آیات قرآن از حرکت کوهها گفته میشود اما ما اگر به کوهها نگاه کنیم از دیدن حرکت آنها عاجزیم . چرا زمان در لحظه  خودش متوقف است؟ دیروز امروز است وامروز فردا در حالیکه هوا سرد میشود گرم میشود وما(نمی دانیم)والله به مانزدیک است وما نمی بینیم .  چرا ما به اوکه نزدیک است پاسخ رد می دهیم وبه صاحب. خانه ای پاسخ لبیک می دهیم که منزلگاه او فقط آتش است و آتش است و آتش؟اما مهلت ورود به این خانه هنوز نرسیده است .گفتیم که جن واجنه بعد از ارتدادیا طغیان در عرش مابین زمین و آسمان آواره اند .پس جن اولین حربه های خود را برای داشتن خانه تارسیدن به روز معاد بر آنها که قرآن بندگان  واز سهم شیطان می داندبه کار میبرد وسوسه های مداوم .انسان اشرف مخلوقات اگر با این وسوسه ها آنچه وهم شیطان است جانشین ایمان به توحید بکند وکم کم این وسوسه ها در قلب او به باور ویقین بدل بشود شیطان کالبد انسان اشرف مخلوقات را محل زیست و زندگی درمیان انسانها با دشمنی با اانسانها میکنداو انسان را مسخ می کند گروهی را به گناه دعوت می کند گروهی را به جرم . کم کم این جسم عکس العمل نشان می دهد هر آن انسانی که طعمه شیطان است میسوزد آب بخار میشود( نسل چنین انسانی از بقا ساقط میشود. )خاک میسوزد چشمهایی که نمی بینند.گوشهایی که نمی شنوند . لکه های سوختگی بر جسم بیماران ایدز ( عفونت از تاثیر بیماری )علنا موفقیت وتسلط شیطان را بر جسم بیمار مجنون نشان میدهد این انسان دیگر از توالد وتناسل همنوع خود ناتوان میشود. آن یکی مدام با آب بازی می کند .انسانی دیگر زنا برایش امری عادی میشود تجاوز را حق مسلم خود می داند . وصاحب دستهایی که دزدی را برای خود تکلیف می دانند . این جسم خاکی دیگر ازدرک دین حق عاجز است از شنیدن حق بی بهره است . نمی تواند اراده در او مرده است .نمیخواهد چون نمی تواند . ببینید یک شخص زناکار دیگر فرزند کامل انسانی نخواهد داشت او یک زناکار را تحویل جامعه خواهد واین شخص زنازاده در دین یک شخص باطل است  وهرگز انسان کامل آنچه مقصود ونهایت اراده  رسالت پیامبران الهی است  نخواهدگشت.یک شخصی است در گروه ایمان آورندگان هرگز جایی نخواهد داشت اومرده ای مطرود است در میان مسلمانان. همجنس بازان . همه از حق ادامه راه حق محرومند بندگان شیطانند .وناتوانند از نسوختن .قربانیان شرک .قربانیان ارتداد  در همه جوامع بشری در اکثریت هستند . آنها که بت . یا الهه .یا همنوع خودرا می پرستند آنهایی که در زمین ادعای دروغین خدایی می کنند در واقع موجودات باطلی هستند .مرده اند  انها قرنها وقرنها قبل واز بعداز هبوط آدم در زمین مردود اعلام شده اند هر چند در اوج پرستش باطل خود کارها وامور خیر انجام بدهند.همه کارها وامور وقضاوت درستشان نیز باطل است . در زمان مرده است.چون  اعمال درگذشتگان مردود شمرده میشود  

اکنون بهترین فرصت است برای انسان جهان ما که بعد از قرنها به نور دین واقعی سلام کند مسیحیان جهان قدرت و.یهودیان بعضی از اهل کتاب  که  همه در پی تشکیل امت واحده ای از ادیان خود هستند .وکشورهایی چون ایران .عربستان در لابلای ارتداد تشیع وتسنن به موج پر هیاهوی برتری بر یکدیگر ملتهای خودرا قربانی  ظهور نابه هنگام بعضی از اهل کتاب مسیحی و یهودی در کشورهای  خودقرار داده اند  . وهمه کشورهایی که مصر هستند به تشکیل این امت باید بدانند که چنین امت واحده ای هرگز تشکیل نخواهد شد (.اکنون) همان بهترین وناب ترین  فرصت  زنده قرآنی( عصر محرومیت از پیامبر وغیبت مهدی قائم ع) است که قوم  نوح.  ثمود .قوم لوط . فرعونیان .شاهان . با آنکه درکنار پیامبرانشان می بودند آنرا با انکار ونفی ادیان الله به آسانی از دست دادند .

وپدر آدم س قربانی نجات ما شد وبهشت را تا (اکنونی) دیگر رها کرد  اگر  ما بدانیم.

ای کاش این همه بعضی از اهل کتاب که اکثریت گمراهان را تشکیل می دهند بخود بیایند بیدار بشوند وجز به نجات نوع بشر .به احقاق حق  ( قرآن .تورات .انجیل و.....)الهی برای تعالی وتکامل انسانها وبرای نجات دیانت خود به هیچ وسوسه شیطانی نیندیشند اکنون زمان سجده است زمان سجده بر خاک وتا خاک هست ما هستیم و همه (همه = این حکم الله است برای جمع ما )ما در اکنون  فرصت زنده را برای  تسلیم به توحید پیامبران  وحق ( قول الله )خویش  داریم . بیایید به درمان مجنونهای روزگار خود بیندیشیم بیماران همجنس گرا . بیماران زنا کار .بیماران قاتل . بیماران متجاوز وهمه بیمارانی که از درک وشنیدن ودیدن نور عاجز مانده اند .ما مسئولیم . ما می توانیم اگر به نور سلام کنیم .در اینجا مجددا از مسئولین وعلی الخصوص روحانیت ایران عزیزمان می خواهم  اکنون به  نتیجه روزی بیندیشند  که هرآنچه  ازخیر برای آخرتشان تدارک دیده اند قربانی یک اصل وهم انگیز ضد خدایی ( اصل ولایت فقیه)شده است . اکنون بهترین زمان است برای انسان آگاه امروز که به الله سلام کند .

 همه گروههای کوچک (بعضی از اهل کتاب )در مجموعه بزرگ اکثریت قرار دارند وبا آنکه در تعداد انسانی در کثرت هستند اگرچه  هیچکدام دریک مجموعه  عضوی  انسانی  با این شرک آشکار  هرگز انسانی کامل و آنکه الله می خواهد نخواهند بود . اگر به آیات حق (قرآن)ودیگر کتابهای حق توجه کنیم می بینیم که این گروهها ی بعضی از اهل کتاب با آنکه در ظاهر امر درمسیر مبارزه با الله وپیامبر  ودین الله  باهم هستند و حق را باهم رد می کنند اما در متن  اجتماع خود همیشه در اختلاف وتناقض گویی هستند .واقع امرآنست که شک وتردید در دین الله  که توسط شیطان برای اسارت آنهابوجود آمده است آنها را از سلامتی درونی وجسم در حالتی نا متعادل باور و عقلانیت قرار می دهد .  آنها در گروههای کوچک با بیماریهای خاص دست به گریبانند عده ای از آنها نمی بینند  در حالیکه می شنوند .. عده ای ازآنها نمی شنونددر حالیکه می بینند . عده ای در ک درستی از پیام آوری پیامبران و آیات کتابهای  دینی الهی ندارند .  وهر کدام از این عده به ملاحظاتی خود را برتر ( برتر = این همان وهم  عجیب  وپر راز ورمز شیطان است) از عده دیگر می دانند. تصور اینکه در یک مجموعه انسانی تعداد زیادی مدعی برتری بتوانند همدیگر را تحمل بکنند واقعا نومید کننده خواهد است. حال اگربخواهند با چنین اختلاف فکری اقدام به تشکیل امت واحده  کنند جهان ما با چه فجایعی روبرو خواهد بود الله اعلم

آنچه ما امروز به عنوان پیروان دین مسیحیت .پیروان دین یهودیت و یا دین محمد ص در جهان می شناسیم بیشتر ازآنکه مظهر توحید باشد متاسفانه  قابی است از گوناگونی نسلی که در طی قرنها از آسیب شگردها و توطئه های شیاطین جن وظالمان بشری در خطر انقراض است و از تصاویر واقعی ( بعضی از اهل کتاب )یاخارج شدگان از این ادیان و خالدین در عذاب نار.مطمئن باشید که دین الله رویایی وزیباست..

  در زیر با آیاتی از قرآن نور که آیینه وار شباهتها وتفاوتهای عمده درونی رادر بین گروههای بعضی از اهل کتاب و از برداشت وعکس العملشان نسبت به نور حق ونتیجه  اصرارتکیه بر اوهام این اکثریت از انسانهای بیمارجنون آشنا میشویم .اکثریتی که نابیناییشان نه به دلیل کور است بلکه به دلیل تسلط وهم است اکثریتی که ناشنواییشان نه به دلیل کری است بلکه به دلیل تابعیت از وهم است و....و هم آنها در تصمیم گیری وبصیرت تجارب در گذشتگان در میمانند ودائما با انکار حق وبا پیروی از اجدادخود در مسیر ظلمات وگمراهی بسوی آتش گام برمی دارند.راه ضالین راه ضالین.این کران این کوران به گفته قران مرده اند از میان انسانها منسوخ شدگانی بیش نیستند .

(تو نمی توانی *مردگان را شنوا کنی همچنانکه  نمی توانی سخنت را به  گوش کرانی که روی برگردانده اند برسانی .ونیز نمی توانی کسانی که نسبت به حقایق (گفته ها ی مکتوب را فراموش نکنید) کورند از گمراهی شان به راه هدایت برگردانی .توتنها می توانی سخن خودرا به کسانی که به آیات ما ایمان دارند وسراپا تسلیم حق ( = قران) هستندبرسانی .)سوره روم آیات پنجاه ودو و پنجاه وسه 

(وحشت از شما دردلهایشان بیش از ترس ازخداست واین بخاطرآنست که آنهاجماعتی *بی درک وفهمند) سوره حشر آیه سیزده

(ما نوح وابراهیم را فرستادیم  وبه فرزندانشان مقام نبوت  وکتاب عطاکردیم  عده ای از آنها هدایت یافتند وبسیاری *گنه کار شدند ) سوره حدید آیه بیست وشش

(بگو این خداست  که شمارا زنده می کند سپس میمیراند وسرانجام  همه شمارا در روز قیامت جمع خواهد کرد.در آن هیچ شکی نیست هر چند اکثر مردم *درک نمی کنند)آیه بیست وشش سوره جاثیه

( یادتان می آید حق را برایتان آوردیم اما اکثرشما از *حق بدتان می آمد) سوره زخرف آیه هفتادوهشت

(ما آسمانها وزمین و آنچه را میان آنهاست به بازیچه خلق نکردیم .ما آنها را جز به حق نیافریدیم هرچند اکثرمردم *درک نمی کنند.)سوره دخان. آیات سی وهشت سی ونه

(قرآنی که بشارت دهنده  وهشدار دهنده است اما اکثر مردم از آن *روی برمی گردانند .آنها* هیچ حقیقتی را *نمی شنوند ) سوره فصلت .آیه چهار

( چنانچه قرآن را به زبان گنگ ونامفهوم نازل می کردیم می گفتند چرا آیاتش مشروح و روشن نیست . یک کتاب گنگ ونامفهوم از زبان پیامبری فصیح . بگو قرآن برای کسانیکه آن را باور دارند هدایت وشفاست وبی ایمانان* گوشهایشان نسبت به شنیدن حقایق سنگین است و*چشمهایشان نسبت به دیده حقایق کور است گویی آنهارا همواره از جایی دور ندا می دهند. ) سوره فصلت آیه چهل وچهار

.(آفرینش آسمانها وزمین از آفرینش مردم عظیم تراست اما اکثر مردم *درک نمی کنند)

 سوره غافر آیه پنجاه وهفت

( روز قیامت آمدنی است وهیچ شکی در وجود آن نیست .هرچند اکثرمردم *باور نمی کنند.) سوره غافر آیه پنجاه ونه

( این الله  است که شب را برای شما مایه آرامش  و آسایش قرار داد وروز را روشنایی بخشید .خداوندبرهمه مردم فضل وکرمش خویش را ارزانی کرده است اما اکثر مردم* شکر گزار نعمتهای الهی نیستند)

سوره غافرآیه شصت ویک

( خداوند مثالی می زند .آیا فردی که مملوک شریکانی است و آنها پیوسته در باره مالکیت اومشاجره می کنند  با فردی که تنها تسلیم یک نفر است مساوی هستند؟ ستایش مخصوص خداوند بزرگ است هر چنداکثر مردم *درک نمی کنند) سوره زمر آیه بیست ونه

جن زدگی . بیماری میراث ازشیطان برای پرستندگانش .این را قرآن می گوید قرآنی که اکنون در زمان حرف می زنداما زنده وخاموش است

(چه مردمان بسیاری را قبل از انها هلاک کردیم در حالی که فریاد می کشیدند و گریزگاهی نداشتند)

سوره ص آیه سه

 ( ماتورا به پیامبری نفرستادیم مگرانکه به برای تمامی مردم جهان بشارت دهنده وهشدار دهنده باشی . هرچند اکثر مردم *درک نمی کنند. ) سوره سباء . آیه بیست وهشت

( به یکتا پرستی وتسلیم شدن در برابرحق روی بیاور .این فطرتی است که خداوند انسانهارا بران آفریده است و آفرینشخدا تبدیل نگردد .این دین پابرجاست .هرچند اکثر مردم ازآن *بی خبرند.) سوره روم آیه سی

*بله یکتا پرستی با ولی پرستی .شاه پرستی بت پرستس .دیگر پرستی .شیطان پرستی هرگز عجین نشود یا الله یا شیطان .یا خیر یا شر .یانور یا ظلمات . اسلام حق ( کتابهای ادیان) هیچکدام حدوسطی برای توحید قائل نیستند هرگونه شک هرگونه غفلت .انکار این آیات یا اوجب قرار دادن امور دنیا برحکم وآیه حق الله یعنی ارتداد یعنی کفر یعنی سلام ای  من .سلام ای آتش

      منتظری درانتظار نور                                                   

به نام خداوند بخشاینده مهربان                                         

((سپس ای گمراهان تکذیب کننده حقایق ( کتابها= گفته ها وقولهای الله تورات انجیل و........)از درخت زقوم خواهید خورد وشکم های خودرا از ان پر خواهید کرد وروی آن آب سوزان خواهید نوشید مثل شتر تشنه  خواهید نوشید  این پذیرایی ازآنها در روز قیامت است ما شما را خلق کرده ایم چرا تصدیق نمی کنید . آیا شما آن را آفریده اید؟ یا ما آفریده ایم ما بر شما مرگ را مقدر کرده ایم وهرگز ازآن عاجز نیستیم .که به جای شما مردمی دیگر را بیاوریم . وشمارا در جاایی آفرینش بخشیم که از ان خبر ندارید .شما از آفرینش نخستین آگاهید .پس چرا پند نمیگیرید . آیا چیزی راکه کشت می کنید دیده اید .شما آن را رویاندید یامارویاندیم. ؟اگر بخواهیم آن را به خار وخاشاک تبدیل می کنیم تادر شگفت بمانید . گویند ما ورشکستگانیم .بلکه از همه چیز محرومیم آیا آبی را که می نوشید نمی بینید . آیا شما آن را از ابر آسمان نازل کردید یا ما نازل کرده ایم .اگر می خواستیم می توانستیم آن را تلخ گردانیم پس چرا شکر گزار نیستید ؟ آیاآتشی را که می افروزید نمی بینید؟ ..آیا درختش را شما پدید آورده اید یاما پدید آورده ایم؟ما آن را مایه هشداروهم متاعی برای مسافران قرار داده ایم  پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح گوی . سوگند به موقعیت ستارگان اگر بفهمید این سوگندی بزرگ است ))

آیات پنجاه ویک تا هفتاد وشش از سوره واقعه

این آیات را تقدیم می کنم به  خدای زمینی  وباطل ایرانیان وبه کسی که مدعی است انسان می تواند همه مخلوقات الله را خلق کند وبه همه کسانی که با تصویب و ( اصل ) قرار دادن ولایت یک انسان به جای الله ورسول او( اکنون ) نیزبا دیانت مردم ایران بازی می کنند .

مهر پاییزی .  نسیم (بهار) شما  جهانی را بیدار کرده است                                                          .

(شهادت مظلومانه حق طلبان در کشورهای سوریه .یمن . بحرین را به یاران نستوه آنها وهمچنین به خانواده های  این شهیدان  تسلیت می گویم  

    (ایران ما ) خوزستان محروم                                                                                            

  ای بعضی از اهل کتاب قوم  یهود .

( اکنون) زمان زیبایی است اگر مردم اسراییل تولد فلسطینی مستقل و آزاد را به ملت مقاوم ورنج کشیده  این کشور تبریک بگویند .  

در زمین اکثریت .

شاید این فرصت خوبی باشد که ما با آنکه در قران بارها می خوانیم که اکثریت  به قول و گفته الله ایمان نمی آورند

نوشته شده در تاریخ شنبه 2 مهر 1390    | توسط: منتظر در انتظار    |    | نظرات()