بسم الله الرحمن الرحیم                                                     

قاب وارونه ارتداد ومن( =شیطان )                                              

(ازمنکران حقیقت اطاعت مکن بلکه بوسیله قرآن جهاد بزرگی را علیه شان آغاز کن)

سوره فرقان . آیه پنجاه ودو

(ازمشرکان تا مدتی روی بگردان .ببین که چه خواهند شد.آنها هم خواهنددید .آیا نسبت به مجازات ما عجله دارند.هنگامی که عذاب الهی به ساحت خانه هایشان فرود آیدچه صبح بدی خواهندداشت اخطار شدگان.ازآنها تامدتی روی بگردان.بنگر.آنها هم عاقبتشان راخواهنددید) سوره صافات . آیات صد وهفتاد وچهار تا صد وهشتاد ونه

( از آنچه از سوی پروردگارت  به تو وحی شده تبعیت کن پروردگاری که جز او معبودی نیست.واز مشرکان روی بگردان ) سوره انعام آیه صدوشش

   باید دانست گروههای  کوچک وگاه بزرگ (بعضی از اهل کتاب) .از نظر دین الله  مشرک و در مجموعه اکثریت (درکنار گناهکاران وظالمان ومجرمان)انسانهای روی زمین هستند که وعده عذاب الیم بدانها داده شده است اما مجازات این گروهها در زمین ما ممنوع و از عهده پیامبر وانسانهای دیگر خارج است  .در بالا از تکالیفی که از سوی الله بر محمدص وحی شده بخوبی بر ما روشن شده است . طرد و رویگرداندن از آنها وادامه تبلیغ ودعوت .  ما در قرآن اکثریت راازگوناگونی  افراد مجنون یا جن زده که از دایره ایمان آورندگان خارج شده اند می شناسیم خروج ازدایره ایمان آورندگان به ادیان الهی و ایمان آوردن به کفر وشرک (این کفر وشرک شامل بت پرستی.شاه پرستی .ولی پرستی دریک کلام  همه ادیان ومکاتب مادی  گرایی )ونه  خروج از دین یا خروج از جمع ادیان الله.  . یعنی دین شخص نباید تغییر پیدا بکند به مکاتب مادی گرایی . یا به ادیانی که الله را وپیامبر وملائک وکتب الهی را نفی وانکار می کنند . پس اگر شخص از دین اسلام محمد ص به دین اسلام عیسی س گرایش پیدا بکند وایمان بیاورد چون دین عیسی  یا دین موسی و.... کتاب الهی دارند واز معنویت الله سرچشمه گرفته وگواهی بر توحید ویکتاپرستی هستند  پس شخص مرتد محسوب نمی شود .واینکه دین محمد ص در آخرین مقام خاتم از ادیان قرار گرفته است دلیل بر باطل بودن ادیان قبل از او نمیشود .وچنین طرز فکر وپنداری ( =باطل بودن دین  ماقبل   توسط پیروان دین جدید )جز از جنون وارتداد نیست  واین انکار واضح ایات الله  است .قبلا هم گفته شد حد وحکمی که برای گروههایی که وجود الله را رد می کنند ویا منکر پیامبر ان اوهستند ویا کتاب پیامبران یکدیگر را نفی می کنند  که اکثریت بعضی از اهل کتاب در این گروه هم قرار میگیرند  و آن رسیدگی به اختلافات آنها در آخرت و عذاب الیم است .در قرآن آمده جز در موارد جنگ علنی ویا جنگ تن به تن با مسلمان همه ادیان الهی ( این مورد خاص دین محمد ص نیست ونظر قران همواره یک نظر کلی است که باید وواجب  است در همه ادیان الهی رعایت  بشود  میتوان از نگاهی دیگر در مقابل  آن * جهاد یا کوچ وهجرت را توسط نفی کنندگان حکومتهای فاسد وظالم  رانام برد )وجز طرد وقطع رابطه ویا همان تبعیدی  یا رویگردانی  از گروههای معاند با دین الله (  ونه نظامی که انسانها برای حکومت کردن  خدایان جعلی  ساخته اند) که الله در عرش برای شیطان مقرر کرده نخواهد بود .حتی زندان یک سنت ظالمانه  است برای کسی که در دین خود دچار تردید شده است . قبول ارتدادتامادام که  در حیطه فکر واندیشه شخص  باشد نمی توان شخص را به بهانه ارتداد زندانی یا اعدام کرد . در زمانی که  الله شیطان وآدم را از قرابت به نور محروم می کند و آنهارا ساکن زمین میسازد یعنی آنکه ارتداد آنها( اگرچه آدم از گناه خود توبه کرد)  فقط در در جنبه زمینی یا مادی یا خاکی آن اهمیتی ویژه پیدا می کند  وقتی فکر وپندار به مرحلع عمل در بیاید و بصورت مبارزه  وجنگ بر علیه دین الله ظهور بکند در آن صورت میتوان بطور جدی با ان مبارزه کرد. ( سوره توبه) .

 اگر به اکثریت از بعد ارتداد نگاه کنیم  بردو گروه  خاص تاکید دارد  به  گروه بی پروا به برخی  از گناهان .گناهانی که الله آنها را خروج ایمان آورنده از رای حق  خود می داند و این گروه پا را از حق فراتر می گذارند وعده ای دیگر که  در کلیت ازاقدام به جرمهای مختلف رایج ابایی ندارند . ارتکاب به گناه  وارتکاب به جرم هر دو از موارد ارتداد هستند  دراین دو نوع  اعمال حد وحکم جاری زمانی جاری میشود که  شخص ازمرزهای شخصی  گذشته  و طغیان درگناه وجرم را به جامعه خود( سخن از جمع است)  تحمیل بکند . مثل نگاه بد . مثل غیبت در محدوده شخصی که هیچ حکمی براین دوگناه داده نشده است .اگر چه الله مرتب ایمان آورندگان را از آن منع می کند . اما اگر این غیبت تواما با تهمت بشود ونگاه بد ازانگیزه شخص برای ارتکاب به گناه یا جرم  تجاوز بکند اجتماع را عادات . سنتهای خوب را وبینش اکثریت را تحت الشعاع قرار می دهد .در عرش با انکه افکار متوهم شیطان بخوبی بر الله آشکار است اما به شیطان مهلت می دهد تاروزی که همه ما در انتظار آن هستیم مثل همه انسانها به زندگی ادامه بدهد . و آدم  . آدمی که به گناهی که اگر این گناه اورا دربهشت بیاییم واز جوانب مختلف نگاه بکنیم شامل خودفریبی . طمع به ریا یا فرشته شدن یا زیاده خواهی .  دزدی . شامل تجاوز از حدود شخصی .  ویا تجاوز به مالکیت شخصی دیگران  .زنا . لقمه حرام .  ارتدادو....... میشوداورا با شیطان ملعون در یک ردیف قرار می دهد نه اینکه در مقام هم سان باشند اما اورااز زندگی متعارف والبته ادامه حق حیات محروم نمی کند . آنچه شخصیت شیطان را از ادم جدا می کند اینست که او در عمل به ارتکاب گناه و جرم درمانده ووناتوان است اواز جنس خاک نیست طرف مبارزه با آدم است اما فقط می تواند بسوزاند .اگر بتواند طعمه خودرا گرم بکند داغ بکند بطوریکه او هم  به دروغ نیرو وقدرت سوزاندن پیدا بکند . گناه بکند .بکشد . ارتداد بورزد . ارتدادبنیان واساس پیروزی وهم شیطان بر آدم است .  در جهات مخالف با نیروی درمانده  اوهام شیطان قلمرو مخلوقات برای استفاده خاک یا انسان  بسیار وسیع و  بی همتاست و برای شیطان فقط در محدوده قدرت در طبقه همسان خود ازآتش است .اینجاست که سجده بر آدم واجب میشود . بر خاک واجب میشود در عرش در زمین . در حالیکه خاک دیگر آدم نیست . خاک است . وخاک سجده گاه میشود .    انسان خاکی می تواند از انجیر  ( ملائک ) .از آتش  ( جن سیراب شده از آب ).و از  آب سود ببرد این سه گروه در میدان  رقابت شیطان وانسان می توانند در مقابل شیطان قرار بگیرند همانطور که در عرش این اتفاق افتاد .  .اساس افکار شیطان پندارووهم است  آن چیزی است که واقعی نیست . نامریی است نامحسوس است  و در زندگی با تکیه  به این وهم وپندارها وسوسه  . خود فریبی .حسادت . دروغ  گفتن .غیبت و  نیات  شر . فقط  می تواند در چهار چوب  درونی ( روانی )انسان تاثیر خودرا نشان  دهد وهم .و لحظه  تصمیم در جهت اقدام به عمل را که مااز ان به نام زشتی نیت نام می بریم مجموعه ای از افکاری آتشین در چهار چوب وهم وخیالند  ..در بهشت آدم را می بینیم که مختار است به  اعمال قدرت واراده که با  تسلط  خودفریبی پندار و وهم شیطان  استفاده از آنرا  از حق خود می داند.در حالیکه استفاده از قدرت واراده جز به قول وحکم و آیه الله از ارتداد است وجز این از وهم است . بعد از فرود جبری آدم وحوا  هر چه انسان به خاک گرایش بیشتری پیدا می کند تمایل او برای انجام جرم وگناه نیز بیشتر  دیده میشود چون تعداد آدم وحواها زیاد شده است . می توان گفت که در اکثریت  جامعه  انسانی جرم وگناه زیاد شده است .نمایش چگونگی رفتار با دو موجود کافر وموجودی که مختار به انتخاب است را ما در عرش وبهشت بخوبی می بینیم . آیا شیطان کافر کشته میشود؟ آیا انسانی که تمایل به خاک او در قلیان و پیشروی است و دیگر به او اعتمادی نیست کشته میشود ؟  ببینید وقتی الله از روی گرداندن و بی اعتنایی  میگوید این یک کلیت است برای آنکه ما بدانیم رویگردانی از همان لحظه ای که شیطان از اجابت حق ( قول . یاگفته الله ) سر باز می زند در واقع الله از او روی بر گردانده است . واین هشدار است به آدم وشاید یک راه برای دور شدن از دیدن .شنیدن . دانستن شاید به این درک برسد . که با هر گناه  وجرم از الله خالق خود دور میشود .شدت دوری از حق  دور شدن از شنیدن . دیدن . حس ( که این خاص ملائک است اما انسان هم می تواند بدان تکیه کند به دلیل کامیابی او از آب ) .واز شدت گمراهی . در اکثریت بعضی از اهل کتاب را ما اکنون هم در جوامع انسانی بخوبی می توانیم مشاهده بکنیم .  در کشورعزیزمان ایران بعضی از اهل کتاب برای ثبات در قدرت وحاکمیت نامشروع خود به نام دین نماز را باطل می کنند . حج و .... را باطل می کنند تجاوز را به ناموس مخالفان خود مشروعیت می بخشند  . ولی یا انسان ناقص  را جانشین الله  میسازند ( باز میگردیم به مطلب قبل و باید اشاره شود بدانکه بعضی از اهل کتاب همه از بیماریهای خاص خود رنج  می برند وهیچ کدام از افراد این گروهها  انسان کامل نیستند) این بدان معنا ست که از شیطان و جن متضرر شده اند .این بدان معناست که اگر اساس حکومت آنها که با یک جمله  سمبلیک بنیاد گذارده است و آن  ( جمله سیاست ما عین دیانت ما ست ودیانت ما عین سیاست ماست ) را شاخص قرار یدهیم برای شناسایی این نوع حکومت در خواهیم یافت که پایه های حکومت اینچنینی بر وهم وبر شالوده بدعت وارتداد  ساخته وپرداخته شده است  . شر ک وکفر. وریا . با سوءاستفاده از جهل مردم .در جهان غرب هم جنگها . آزادیهای نامتعادل جنسی . حتی کشیدن نقاشی از پیامبران دیگر یک علامت است .آیا در چنین مواردی که سازمانهای  حقوق بشری از آزادیهای جنسی افسار گسیخته حمایت می کنند و آنرا از حقوق بشر اعلان می کنند می توان گفت که میشود که دین را حکومت جدا کرد؟  ایا میشود مسئله  بغرنج فلسطین را از افکار عموم مسلمانان جدا دانست ودر سیاست دول این سازمانها هم  شراکت جست در حالیکه مداوما در تضاد با هم در چرخه جهان نقش دارند؟ آیا میشود آزادی لیبی را پذیرفت در حالیکه بی گناهان بسیاری در زیر بمباران نیروهای ناتو از بین می روند . ما مسلمانان نمی توانیم بین سیاست ودیانت خود چنین اختلاف فاحشی را بپذیریم . ما نمی توانیم گفته های خواص ایران را بپذیریم که دم از دین محمد ص می زنند ودرحالیکه در زندانها به نوامیس مردم اجازه تجاوز می دهند بیگناهان را می کشند شکنجه می دهند .نه اسلام زشتیهارا .بی عدالتی ها را . اختلاف  طبقاتی خواص وعوام را . دزدیها را ( آه دستهایی که هرگز قطع نشد)توسط حکومتگران که دست درازی به بیت المال می خواند .فقر را فقر را   بی رحمانه رد ومحکوم می کند.جانشین الله را رد ومرتد می خواند . زنده کردن آیین ورسم پدران می خواند . شرک وکفر می داند .می بینید ای خوانندگان خوب که ریشه های سیاست و دین الله چنان در هم گره خورده است که بریدن هر کدام از این سر شاخه ها جز محکوم شدن به ارتداد نخواهد بود. وباور کردنی نیست که در ایران ما قضات نا داور هر دادخواهی را که مدعی گویایی از حکومت وحاکمیت باشد به نام دین زیر ضربات شلاق می برند .در حالیکه فقط در مواردی که قرآن به آنها اشاره کرده است می تواند از چنین حکمی استفاده کرد . بله استفاده از حد و حکم شرعی والهی در سیاست از ارتداد است . در ضمن سنگسار . اعدام در انظار جزو آیین کافران وپیشینیان است .(ادعای سنگسار نوح س . موسی  س .ابراهیم .س و یامراسم  در اتش انداختن حضرت ابراهیم درانظارویا تخریب شخصیت موسی س در انظار خواص  ) را می توان نام برد.


( هیچگاه به معبود کسانی که غیر خدا را می پرستند دشنام مدهید تا آنها از روی نادانی ودشمنی الله را دشنام دهند ما اعمال هر گروهی را به چشمشان زیبا جلوه گر کرده ایم سپس بسوی پروردگارشان باز خواهند گشت واز عملکردشان آگاهشان خواهد کرد ) سوره انعام . آیه صد وهشت

( آیا خدایی غیر از الله دارند.منزه است خدا از هرچه شریکش میسازند . ( ایران .ایران)چنان غرق در باطلند که حتی اگر قطعه ای از آسمان بیفتد می گویند ابری متراکم بود . پس انهارا رهایشان کن تا روز مرگشان فرا برسد . ) آیات چهل وسه . چهل ودو . چهل وچهار از سوره طور   

آیاتی واضح برای احترام داشت همه کافران ومشرکان .مرتدان . . این حق انهاست که  از انتخاب خود لذت ببرند .چرا  قضات ایران این را ( نمی فهمند) ؟حق حیات .حق انتخاب . والبته مرگ برای همه یکسان ودر نهایت برابری است .عدالت الله مثال زدنی است .واما  روح . یا دم یا نفسی که از الله است وقتی انسان دچار ارتداد میشود از او روی می گرداند .یک انسان که الله را رها بکند وبه مادیت تکیه کند دیگر از بعد روح و معنویت خالی میشود . و* کسی هم که از دین راستین وکامل به  بعضی از اهل کتاب بپیوندد چون در دین حد وسط  وجود ندارد پس شخص  مشرک محسوب میشود ( شخص یا باید در یک سوی خیر باشد ویا در دیگر سوی شر . یا بر حق باشد یا بر باطل . و..). ایمان آوردن به آیات الله یعنی قبول الله .قبول ملائک .قبول پیامبران . قبول کتب پیامبران ومعاد اما در لابلای افکار بعضی از اهل کتاب ما ضدیتی آشکار با بعضی از این حقایق و آیات می بینیم که آنها را از مسیر دین خارج کرده و سزاوار عذاب نموده است  جای دوری نمی رویم در ایران ما اکنون اکثریت مردم بر مراد ولایت زندگی می کنند پذیرفته اند که ولایت یک انسان بر انسانهای دیگر مقدور است شدنی است در حالیکه الله  دراینجا  به  رای اکثریت  انسان اهمیت نمی دهد بر حق( مترادف با قول وآیه و گفته الله )  ویا باطل بودن راه رای می دهد وصریحا چنین حکومتی را رد وباطل  می خواند عجیب است که این اکثریت همه خود را مسلمان می دانند ؟. همین اکثریت تجاوز ودزدیها را  تقلب را دروغگویی را گناه و اغوای عوام نمی دانند . این چنین اسلامی در هیچکدام از ادیان الهی وجود واقعی ندارد . اکثریت اکثریتی قربانی وهم . و وقتی  الله از شخص مرتد ومشرک وکافر روی بر میگرداند مخلوقاتی که در عرش بر خاک او سجده زده اند از شخص روی برمی گردانند . نیستی .نابودی . آتش . پس می بینیم با آنکه گروه اکثریت در تعداد در زیادت وافزونی هستنداما از لحاظ برتری در قلت  نیرو واراده هستند به دلیل ضعف در دیدن .ضعف در شنیدن و یا بر اساس انچه از چیرگی وهم وخیال ادراک می کنند  و وهم جز دروغ وباطل نیست وجود واقعی ندارد آنها نیزمانند شیطان درمقامی در  اوج پستی قراردارند . ما در قران با دچهره آدم آشنا شده ایم شخصیتی ایمان آورده در عرش و شخصیتی درمانده در گناه در بهشت . اگرما بهشت را سرزمینی نزدیک به زمین بدانیم به مجموعه ای ازگناهان آدم برمی خوریم . نزدیک شدن به خاک یعنی کثرت گناه . یعنی انسانی که دائما با اصل خودش در تضاد است . جسم اواز خاک است پس همسایگی با خاک برایش اسانتر است تا ماندن بر اصالتی که از روح وفطرت برای اوتعالی و معراج را به ارمغان می آورد. اینست که اکثریت مردم خاک را می طلبند . ودر خاک می مانند . در حالیکه خود فریبی است که اگر ما خاک اکثریت را بعد از ارتداد خاک بخوانیم . در مجموعه اکثریت . گناهکاران .مجرمان .  ظالمان و بعضی از اهل کتاب ادیان الله  خاک مصداق واقعی آتش هستند .

(ای پیامبر اگر از ایمان به حقایق ( = گفته ها واقوال الله) رویگردان شدند بدان که خداوند کاملا برمفسدان آگاهی دارد .بگو .بگو( چه زمان زیبایی است اکنون بگو . از فوریت گفتن در زمان می گوید زمانی که بر نمیگردد. اجابت آن در همان لحظه گفتن واجب میشود .مثل اجابت حق رای مردم ایران .مثل اجابت خواسته مردم فلسطین برای تشکیل یک کشور جدید .اکنون باید حق ( گفته الله ) اثبات بشود) ای اهل کتاب بیایید زیر چتر کلمه وباوری که بین ما وشما مشترک است و ان چیزی نیست جز آنکه *غیر خدا را نپرستیم وهیچ شریکی برایش قائل نشویم ( ای روحانیت ایران ما. ای مسئولین ایران مااین آیه مصداق راه جهنمی شماست) وبرخی از ما برخی دیگر را سوای خداوند به پرستش نگیرند واگر از این هم روی گردان شدند شما بگویید ( بگویید . در زمان حال  .اکنون بگویید .آیا کسی هست که به دعوت الله پاسخ بگوید واکنون بگویدوالبته در مقابل ظلم *بگوید ؟ ) گواه باشید که ما تسلیم خداوند شده ایم .) سوره آل عمران آیه شصت و سه وشصت وچهار

این آیه گواه شرک آشکار بعضی از اهل کتاب درپیروان ادیان مختلف الهی را نشان میدهد.غیر خدارانپرسیتم وهیچ شریکی برایش قائل نشویم . نشویم . نشوید حق این است مگر پیروان دین عیسی س وموسی س و یا داوودس  الله را نمی پرستند؟ نظر توچیست ای خواننده خوب . از این آیه برمی آیدکه زمان بگو یک بیان روشنی است که ارتداد در این ادیان در مقابل اسلام محمد ص از سالهل قبل آغاز شده است واما در زمان اکنون .واین اکنون هنوز ادامه دارد وزمانی پایدار است . زنده است بعد از دیگر پیامبران اکنون زمان ( بگو) برای محمد ص رسیده است .توحید و دعوت  ادامه دارد .پس وجود الله در همه اکنون های مداوم لایتغییر است .الله یکی است .این یک حکم ثابت در زمان است و زمان  اتمام برایش نامعلوم  است .برماست اگر ایمان آورده ایم به باور مشترک با دیگر ادیان .ما نیز اکنون بگوییم . وقتی دین محمد مردود میشود از سوی پیروان دیگر ادیان . بیان شرک آشکار انها نیز توسط محمدص  آغاز میشود( سوره جن) . جنون . جن زدگی .

در اکنون ما سازمانهای حقوق  بشری با قانونی کردن گناه شرک را در میان همه کشورهایی  که این قوانین را پذیرفته اند ترویج می کنند تعمیم می دهندو در حالیکه  این که بشر رای خودرا بالاتر از رای دین الهی خود بداند ارتداد است . این همان ولایت مداری انسان است در بعد جهانیش.  هیچ انسان  یا گروه انسانی جایگزین الله  نخواهد بود و.نمی شود الله را پرستید اما رای انسان را عملی کرد. این همان نجوای غم انگیز نا ممکن بودن جدایی دین از سیاست است . در دین الله نمی شود . نمی توان  رای انسان را بالاتر از حکم وآیه الله تلقی کرد . دین الله حاکمیت هیچ انسانی را برانسانها نمی پذیرد و الله  حاکم مطلق مخلوقات خود است . دوگانه پرستی . شرک . در همه جاهست . بین عوام بین خواص . بین روحانیون . بین بدها. بین بدها .وهیچکس از حق؟ انسانی خود نمی گذرد نمی پذیرد که باید پیرو آن گواهی باشد که قبل از هبوط بر خاک در میان همه مخلوقات بدان اقرار کرده است و آن هم فقط توحید ویگانه پرستی است .انسان سالار ازخاک میرا . ناتوان از دفاع ازخود .ناتوان ازجنون  سوختن . وناتوان از دفع مرگ.واما تصویرشیطان در عرش همان تصویر کلی آیه اطیعوا الله واطیعواالرسول و..... سوره نساو خروج  ازمیان ایمان اورندگان به دین کفر یا شرک است   بت پرستی . شاه پرستی . قانون پرستی . ولی پرستی  آنکه از دایره ایمان آورندگان خارج میشود کسی جز شیطان نبوده است . پس هرکس از این دایره جدا بشود به صورت قهری وجبری طعمه اتش میشود . ایمان آورندگان هیچ کدام نمی توانند در تمیز ریز ترین موارد اختلاف بر دیگران رای خود را تحمیل بکنند . قضاوت ورای خودرا در راس این دایره  قرار بدهند  همانطور که شیطان نتوانست . هر رایی خارج از حیطه قول وگفته وآیه الله دروغ وباطل است شیطانی است.

 یک نتیجه عام  میتوان گرقت از آیات بالا که الله در قرآن بر ما واجب کرده است و آن هم حق حیات یک مرتد وکافراست ولو او شیطان نام باشدشیطانی که حق ( گفته یا قول )الله را ادا نکرده است حق آنچه را که می گوید ( این می گویم درواقع یک  مفهوم امری ویک  فعل دستوری است از آنجا که در سوره ص از همه مخلوقات می گوید واز اکنون می گوید ونشانه از زمان ثابت  حال  که فوریت را در اجابت را می رساند ) که  اگر در زمان  سوال حقی ( گفته راست . عمل  درست . آنچه الله  از ان می گوید) از شخص یا اشخاص خواسته بشود اجابت آن واجب میشود  پس وقتی الله از حق *می گوید ودر واقع از اراده  اجابت به پاسخ هم می گوید . حق آنست که الله می گوید (می گویم) پس پاسخ به سجده من در واقع همان خواسته و پاسخ واجب  در زمان اکنون است به حق واین ایده آل ترین  نشانه ( تسلیم) واسلام است  . خاک . آدمی از خاک او باید در کنار ماده . با وهم شیطان بجنگد واجب را عملی کند . ترویج بکند  . واقعا مشکل است .در این آیه الله  دلیل می آورد که چرا  از قتل یا اعدام کسی که به ارتداد در دین گراییده است  حمایت نمی کند  وبرای آن حکم و آیه نمی آورد

 (این نه خوشایند شماست ونه خوشایند اهل کتاب که کسی را که عملکرد زشت وپلیدی دارد به سزایش برسانیم . آن هم در روزی که بغیر از خدا هیچ دوست ویاوری نمی یابد . )سوره نساء آیه صدوبیست وسه

*ما  اکنون در ذکر سلام در نماز از سلام بر بندگان صالح الله می گوییم . این بندگان همان پیامبران صالح الله هستند که در قران بارها از آنها نام برده میشود .این چگونه است که ما شیعیان ( من از چگونگی نماز اهل تسنن هیچ نمی دانم)به این پیامبران در وعده های نماز یومیه خود بارها سلام می فرستیم اما پیروان این پیامبران را مشرک وکافر می دانیم . مابر انها سلام می فرستیم چون در اکنون این پیامبران صالح  زنده اند .شاهدند و قابل تامل است که الله حتی به فرزندان وپدران بعضی از اهل کتابی که به قتل پیامبران خود اقدام کرده اند اجازه ومهلت زندگی وحق حیات داده است اگر چه آنها را به وعده روز موعود و آخرت هشدار داده است. و در ایران ما با تمرد و طغیان بر علیه الله با قتل کسانی که دین الهی خود را تغییر داده اند وهنوز مسلمان محسوب میشوند ارتداد می ورزند  . الله بارها از تدارک عذاب الیم برای آن عده ای   از اهل کتاب که  برای الله جانشین وشریک میسازند  ( دوگانه پرستی می کنند مثل ایران ما مثل همه دولتهای وابسته به سازمان ملل )  وبعضی از اهل کتابی که پیامبران خودرا کشته اند .  وعده ای از اهل کتابی که ملائک را دختر می دانسته اند .  وبعضی از اهل کتابی  که عیسی س را پسر الله یا روح الله  می خوانند . ویا کتابهای ادیان توحید ویا پیامبران ادیان توحیدی را رد کرده اند و رد می کنند وبدان ایمان نیاورده اند می گوید ومی گوید اکنون نیز می گوید اما حق کشتن واعدام را از همه بندگان و از پیامبر خاتم خود سلب کرده است واین دخالت بشر را در حکم وامر خود در اکنون نیز می گوید .نتیجه شراکت آنها در راه شیطان جز رویگردانی مومنین راستین از انها  نیست  .

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 18 مهر 1390    | توسط: منتظر در انتظار    |    | نظرات()