بسم الله الرحمن الرحیم 

                            قاب وارونه ارتداد ومن ( من در اینجا یعنی شیطان)                                                                                                                                                     

)وما انسان را از گل خشک و لجن بدبو آفریدیم . وجن را پیش ازاین ازآتش گرم وسوزان خلق کردیم . ویاد آرهنگامی راکه پروردگارت به فرشتگان گفت .*می خواهم بشری را ازگل خشک ولجن بدبو بیافرینم . وچون آفرینش اورا تمام * کردم وازروح خود دراودمیدم به فرشتگان گفتم همه اورا سجده کنید .همه فرشتگان سجده کردند مگرابلیس که ابا کرد ازسجده کنندگان باشد)

  جملات بالا ازگفته حق الله است وجملات  زیراززبان جبراییل بر پیامبر نازل میشود

(خدا گفت ای ابلیس .چراتو همراه دیگران آدم را سجده نکردی ؟ گفت نمی خواهم بشری را سجده کنم که اورا از گل خشک ولجن  بدبو آفریده ای .خداگفت از میان فرشتگان بیرون رو که از درگاه ما رانده شده ای وتا ابد نفرین برتوباد .گفت پروردگارا تا روز قیامت مهلتم ده خدا گفت  تواز مهلت یافتگانی .البته تاروزیکه وقتش معلوم است .گفت پروردگارا به خاطر اینکه *مرا فریب دادی .در روی زمین بدیها را درنظرشان زیبا جلوه گرکنم وهمه آنها را گمراه سازم . مگرآن بندگانی که کاملا مخلص و تسلیم توهستند .خدا گفت  .این راه راست وتسلیم حق بودن .راه درستی است که به من میرسد .توبر بندگان من هیچ تسلطی نداری مگربر کسان گمراهی که از تو تبعیت کنند .)  سوره حجر . آیات بیست وشش تا چهل ودو

بیرون رفتن جن از گروه ملائک درآغاز کوری .کری .ناتوانی از درک وفهم جنون واراز نظمی بوده  است  که در بین ساکنان عرش حاکم می بوده است .وناتوانی از برخورداری ازاستعدادها و ویژگیهای ثابت در یک انسان کامل را باتسلط شیطان  ودر تضاد با راه الله در بین اکثریت  وبعضی از اهل کتاب همه ادیان می توان دید. راه د رست . راه تسلیم تنها راه خاص رسیدن به الله است  شک در نظم . شک در ولایت وحکمروایی الله یکتا خالق انسان را دچار آشفتگی می کند واما ملائک که قبلا گفته شد ملائک به گروهی اطلاق شده است که در مخلوقات خاص الله دلالت بر ثبات واراده را تقویت میکرده اند یاری انسان در اراده شنیدن  ودیدن درست. درست فهمیدن.درک حس بی نهایت صادقانه. بصورت القاء از راه دور.با روشی تقریبا نزدیک به عمل وسوسه شیطان اماازطریق وروش مثبت آن . تفاوت بین روش ملائک با روش وسوسه شیطان در اینجا ازتضاد ویژه ای برخوردار میشود توجه داشته باشیم که ملائک وشیطان هردو درعرش دریک گروه قرارداشته اند .یک گروه یک دست ومطیع   .و می بینیم که نفی ورد وحرام دانستن یک واجب باعث از بین رفتن متعادل پیروی از روش منظم تسلیم محض  میگرددو در بهشت وزمین سرنوشت دو موجود انسان وابلیس  را دستخوش تغییر می کند . ملائک وشیطان  هردوازیک روش القا و وسوسه دردو جهت متضاد ومخالف استفاده می کنند . آب همچنان مبدا ء ومنشاء حیات عاقلانه و ثابت درماهیت ملائک میشود تلاشی بی وقفه برای تشویق  انسان به گوش کردن به گفته الله حق یا حجابی نامریی . ما درقرآن می خوانیم  که ( سابقون )یا گذشتگان وگذشتگان . وگذشتگان ( این آیه را می توان در چند نگاه معناوتشریح کرد.این آیه از تسلیم محض  سه نسل ازایمان آورندگان می گوید وبه این نکته توجه داشته باشید که این الله خالق است که رسول را ببینید رسول خود را ازمقام برتری در بین انسانها ی آینده بر گذشتگان مومن نیز آگاهی میدهد ) نسل آینده باید ازیک نظم پیروی کند که عدم رعایت آن باعث بدعت وارتداد از آیه فوق می باشد اگرچه هرآیه ای از قرآن که توسط ایمان اورندگان نفی وانکاربشود در واقع چهارچوب توحید وکل  آیات  قران را نفی ومردود کرده است واین ایه ازیک نظم جبری  حاکم بر همه مخلوقات برای نزدیک شدن به الله  می گوید واختیار درآن هیچ نقشی ندارد وما می بینیم این بدعت وطغیان بصورت کفر ازعرش آغاز میشود توسط ایمان آورنده ای که قبل ازخلقت آدم ازجمع ملائک بوده است .و عجیب است  که ملائک ازجنس انجیر یا عنصرآب و گروه جن با شاخصه عنصر آتش در یک  گروه بوده اند در کنارهم اما با دو ماهیت عملکرد ذاتی مخالف و در تضاد باهم .  جن ابلیس از درکنار بودن وهمجواری با گروه همتای خود انجیر با عنصر آب برای در بارگاه الله بودن سود می برده است .آب نمادی برای رسیدن به آرامش وامنیت او در عرش بوده است . درهمینجا می توان نتیجه گرفت که گروه جن نیز چون انسان به یاری ملائک آبی محتاج ونیازمندند . وجن دراثر فقدان استفاده  ازآب بصورت دائم ** خواهد مرد . مرده ای که باید ببیند امانمی بیند .باید بشنود اما نمی شنودو..... شیطان بدون آب موجودی مردود است . وقتی می گوییم که یک مشرک یک کافر ویامرتد باطل  است یعنی آنکه مرده است مثل شیطان .هرانسانی که مطیع شیطان بشود از تاریخ وادوار تکامل حذف شده است  تصورش را بکنید که او وبقایای نسل او در آتش خواهند سوخت . ما جن وشیطان را نمی بینیم .نمی توانیم ببینیم . درجهان خاک آنهارا رویت نمی کنیم این شخص هم همین حالت را در ادامه زنجیره تاریخ انسان پیدا می کند این یک نظم جبری است.او از آب دور شده است مثل شیطان آتش . جن لاجرم برای  زیستن در زمان متوالی ودائم  در کنار مقام بزرگ عرش ودراوج الله حی به آب نیازمند است  اما درعمل نیاز به آب را ردکرده است.خودرا فریب داده است اوازملائک ( ایمان آورنده) تابعیت نکرده است .آیه پنجاه ونه سوره  نساء از تابعیت نکردن از درجه برتر ایمان در بین ایمان آورندگان می گوید وضعیت ابلیس در عرش مصداق معنا و تعبیر این دوآیه است باید دانست که شیطان درصورتی به گروه ملائک بازخواهد گشت که مثل انسان مثل ملائک  انجیری وآبی بهره منداز آب باشد. آب به شکل نمادین ازنمایش  ایمان درمخلوقات بینا . شنوا. فهیم . با قدرت ادراک وعقلانیت بالا وبرترمیگوید. در آیه بالا می خوانیم که الله می گوید جن را قبل از آفرینش انسان خلق کرده است .از آفرینش آدم از گل خشک و لجن بدبو می گوید .گل خشک .لجن بدبو .وبه این آیه توجه کنید

 (این خداست که هر جنبنده ای را از آب آفریده واکنون بعضی از آنها برشکم خود می خزند وبعضی روی دوپای خودراه می روند وبرخی بر چهارپا .خداوند آنچه بخواهد خلق می کند زیرابرهرکاری تواناست) سوره نور آیه چهل وپنج

جنبندگانی برروی دوپا . چهار پا راه می روند ویابرشکم می خزند.شکل ظاهری موجوداتی که انسان (می بیند ).وزن دارند . جا اشغال می کننداز مادیت خاکی هستنداما ملائکه انجیر وجن آتش؟آنها بر روی خاک نیستند انسان قدرت واراده دیدن آنها راندارد.

الله هرجنبنده ای را ازآب خلق کرده است زندگی بخشیده است یعنی اگر آب را از موجود خلق شده اش بگیرد پس اورا از ادامه حیات تحریم کرده است . گل خشک . خاکی مشابه خاک رس یا سفال از اعماق آب مثل آجر که بسرعت خشک ویا داغ میشودو گل ولجن ازقعرآب آبی که روزی زمین را مغروق  ساخته بوده است . از روی زمین غرق دراب به عرش برده میشود . بعد از خلقت آدم اولین عصیان انسان به نام شرک روی میدهد . با گناه آدم وحوا دربهشت زمین بدون هیچ اراده واختیاری ازمیان آب خارج میشود . توجه کنید که  وقتی که کفر شیطان اثبات میشود واوازآب محروم میشود به دلیل رویگردانی  وبی اعتنای حق  .نور . خیر . صدق  و...می باشدو در کلیت  همه گروه جن زنده ازآب  مورد بی اعتنایی  ومحروم از نور حق ......به عنصر اصلی خود آتش برمیگردند وازعرش خارج میشوند و وقتی آدم وحوا در بهشت  تحت وسوسه های مداوم شیطان به شرک مبتلا میشوند  به دلیل  رویگردانی حق ونور وخیر ونعمت و.... از او ومخلوقات مرکب از خاک واز جمله زمین از آب خارج وتبعید میشوند .اما توبه عاجزانه آدم موقعیت استفاده از آب را تا روز موعودبرای انسان مهیا می کند .و آب در خدمت انسان قرار میگیرد بطور مستقیم .رودخانه ها .دریاها و.... وبطور غیر مستقیم .با بارش باران (غدیرخم) وحفرچاه و...... جوشش چشمه ای برای مریم س این حضور آب نشانه ایمان است زندگی است ونه مرگ ونه آتش .تاآنجاکه هر نسلی به سجده خاک خودرا با حبل الله پیوند بزند در کنارآب به امنیت خواهد رسید. اما شیطان معلق میشود بین زمین و آسمان وآدم  ( ببینید در قرآن ما با دو چهره از نسل خود رابطه برقرارمی کنیم . آن آدمی که در عرش ساخته وپرداخته شده است با گل خشک ولجن بدبو. وانسانی که ازبعد از تولد اولین انسان با آب جهنده ویا منی واز خاک زمینی که همواره در خطر خشک شدن و آتش است تناسل وتوالد خودرا ادامه میدهد.

(این خداست که شمارااز خاک ( خاکی که ازآب گرفته شده است ) آفرید وسپس از نطفه. آنگاه شمارا همسران یکدیگر قرار دادبدانید هیچ ماده ای باردارنمیشود ووضع حمل نمی کند مگر به علم خداوهیچ انسانی عمر طولانی نمی کندوهیچکس از عمرش کم نمیشود مگر آنکه در کتاب علم الهی نوشته شده باشد .بدانید این امور برای خداوند آسان است) سوره فاطر و آیه یازده

( او دانای نهان و آشکار است  واو قدرتمندبارحمت است .کسی است که هر چیزی را به بهترین وجه ممکن خلق کرد و آفرینش انسان را ازگل آغاز نمودسپس بقای نسل اورا در عصاره . آبی بی مقدارقرارداد.بعد قامت اوراموزون ساخت واز روح خودش دراودمیدوبرای شماگوش وچشم ودل آفرید.شکرگزاریتان چه اندک است.) سوره سجده آیات شش .هفت .هشت ونه

آدم س از لحاظ محیط زندگی وابستگی بیشتری به آب داشته است.وکمیت وکیفیت آب در زمین بر ما انسانها نیز تاثیر مستقیم دارد( این برای من عجیب است که مسلمانان دین عیسی  س مسیح  وموسی س از مشروبات الکلی استفاده می کنند در حالیکه حرام وحلال در دین الله تا ابد یکسان است؟) پس ما نسل زمینی در خطر بیشتری از فقدان ویا محرومیت از آب هستیم در قرآن آمده است که آفرینش عیسی س. یحیی.س چون آدم بوده است آیا عجیب نیست که  باتولد عیسی  س ما در یک آن آب را در محل ولادت او می بینیم .

*(به نظر شما چه زمانی اولین انسان به دنیا آمده است؟برای پاسخ به این سوال به آفرینش حوا ی مادر از پهلوی آدم فکر کنید وبه این فکر کنید که حکم الله لایتغییر است وحرام الله تا ابد حرام است وحلال الله برای ابد

حلال خواهد بود وحد وسطی برای اندیشیدن به پاسخ این سوال وجود ندارد خلقت نوع بشر از آدم شروع میشود.وفقط پسران آدم  پس فرزندان آغازین نسل بشر همه مذکر بوده اندوبعداز خلق حواها از پهلوی این پسران آنها  نسل جدیدی را  که به خاک وماهیت خاک نزدیک تر است به جهان تقدیم می کنند که با ازدواج با فرزندان  آدم وحواهایی  که از هرتوالد نسل به دنیا آمده اند می توانند ازدواج کنند پسر عمو . دختر عمو.پسر خاله و....  یکدیگرند الی بعد) آدم بر خاک هبوط می کند  .سرنوشت زمین بعد از خروج از آب تداعی زندگی جنین انسان  که در کیسه آب شناور است وبعداز آب خارج میشود رابیان می کند وباید بعداز آن در فضای قابل تنفس خاصی زندگی بکند. زمین روزی کودک بوده است . انسانها باتوالدوتناسل زمین را بزرگ کرده اند انسانها ی اکثریت . مثل فرزند نوزاد انسان که  مایه حیات خورا از خاک میگیرد وبزرگ میشود ودر مجموعه اکثریت رشد میکند انسان از خاک تغذیه می کند وزمین انسان را می بلعد.و با هم مرگ را تجربه می کنند هر انسان کافر ویا مشرک ومرتدی که به خواب ابدی میرود در واقع مرگ زمین را تسریع می کند اوتا زنده است مهلت بازگشت دارد.. هرچه از باطل است واز شکل طبیعی خود خارج شده است چه از جامدات وسیالات باشد وچه از نوع مخلوقات برتر الله مثل انرژیهای هسته ای .زندگی درکفر وشرک وارتداد . قتل بیگناهان . بلایای طبیعی مثل زلزله . رانش زمین . آتشفشانهاو........جنگها .بمبهای ویرانگر ویا اصرار بر تشکیل امت واحده که پیروان ادیان توحیدی راتهدید به نابودی می کنندویا برتری دادن وولایت  قوانین بشری بر ادیان الهی وهر گونه انکار ورد آیات ونشانه های واضح الله که اساس آن بر ارتداد کفر وشرک  محاسبه بشود زمین را به سوی نابودی سوق می دهند ( در اینجاحق آنست که گفته شود در همه ادیان الهی هرکس اقدام به تولید . فروش . واستفاده از بمبهای ویرانگر ویا انرژیهای هسته ای از نوع مفید ومضر آن بکند وبا این تفکر واندیشه که آن را حق مسلم ؟ نوع بشر فرض کرده باشد از دنیا برود به دین شرک  ومرتداز دنیا رفته است  کسی که معتقد باشد به  نظام حکومتی که انسانی را جانشین الله ویا پیامبربداند وبا این تفکر از دنیا برود به دین کفر از دنیا رفته است .به خاطر داشته باشید که الله شرک وکفر را برای نوع  انسان مردود می داند گناهی بدین وسعت خشم وغضب الله را برمی انگیزاندنور وحق ونعمت و...وهرچه از الله است را از مشرک ومرتد و کافر دور می کند)  آب را ازنوع بشر دور می کند آب نجات بخش است قرآن بزرگ  نقش آب را در زندگی  ایوب س پیامبر برای بازگشت به زندگی  بخوبی نشان میدهد( اگر انسان متقی ورستگار می تواند عمر جاودان پیدا بکند درواقع یک اشاره است که ما می توانیم با ترویج دین و دوری از آنچه باطل خوانده میشود زمین را برای توفیق در دست یابی به عمر ابدی یاری کنیم .وعجیب است که در جهان ما هر کار وعمل زشتی را انسانها زیبا می بینند  دزدی ها . تجاوز .تهمت بستن به بیگناهان شکنجه .حبس حق خواهان و..... آیا شیطان جز به این عهد وقول پایبند است؟ شیطان با ایجاد وسوسه انسان را تشویق به اعمالی می کند که انجام وارتکاب بدان در دین الله  زشتکاری ومردود ومنفورگفته شده است .ای وزراء. ای روحانیون مدعای ملبس به لباس پیامبری؟ ( آه ای خواص)ای شما رهاشدگان که درهای مجالس ؟چندگانه را بروی حق بسته اید آیا شما بیدارید؟از شما می پرسم .کلام آیات  حق الله را با یک اشاره قربانی کردن . حق را باطل دانستن  با زیاده خواهی و تعلق به دنیا  کار زیبایی است ؟.  بیت المال را تاراج کردن عمل زیبایی است؟  تاییدورضایت از قتل عام مسلمانان دیگر کشورها. وشکنجه وقتل بیگناهان کار زیبایی است؟گمان من این است که شما با تابعیت از( اصل ولایت فقیه) از کشتی نجات نظام او چون برجی که فرعون برای دیدن خدای موسی س ساخت به بندگی دنیا دلخوش کرده اید .از شما می پرسم آیا فرعون توانست الله را ببیند ؟ )

(فرعون گفت  ای درباریان غیراز خودم خدای دیگری را برای شما؟نمی شناسم  ای هامان .آتش کوره رابرخشت های خام بیافروزوبرجی بلند برایم بسازتا ازآن بالا روم وازخدای موسی اطلاع یابم هرچند که اورا ازدروغگویان می پندارم)

 سوره قصص . آیه سی وهشتن آن بالا روم واز خدای موسی اطلاع یابم  هرچندکه اورا از دروغگویان می پندارم لقبیقیبببلبزببآن بالا روم واز خدای موسی اطلاع تتتتتتتتتتتتتالبیسشثفممممم 

 واما اکنون در عصرما زمین روبه پیری گذاشته است هردم از حجم واندازه زمین کاسته میشود زمین بتدریج  تبدیل میشود به آن شکلی که تولد یافته است . مثل انسان که بزرگ میشود ودر پیری دوباره کودک میشود  وقرآن می گوید

(بدانید هرکه را عمردرازدهیم دوباره به ناتوانی اولیه اش بازمی گردانیم (مثل دوران کودکی) چرا در این موارداندیشه نمی کنند) سوره یس. آیه شصت وهشت                                                      ویا میگوید

(اماما آنچه را زمین ازبدن آنها می کاهدمی دانیم .زیرادرنزدما کتابی است که همه چیز دران محفوظ است)سوره ق آیه چهار

 زمین خاک  انسان را می بلعد.پس چرا زمین کوچک میشود؟ آتش خاک را میسوزاند. انسان با عملکردزشت ونادرست خویش حق حیات وبقا دائمی را از خود میگیرد . اکثریت  انسانهابا کفر . شرک وارتداد خاکی که در آرامش آب زندگی کرده است به سهم شیطان می سپارند واو...شیطان فقط به خاک ظاهری آدم به زیبایی خاکی او حسادت می ورزد .وبا وسوسه هایش به انسان می آموزاند که خاک زیباست  خاک پرستیدنی است . وانسان دائم خاک می خوردحرص می خورد غذا .طلاجات .خانه ها . ثروت زیاد وزیادتر . او باید مثل شیطان  دیوانه بشود جنون بگیرد وخاک بخورد(تاخودرا بسوزاند) وکره ما دچار حقارت وکوچکی بشود . در قرآن آمده است  که انسانهای رستگارهرگز نمی میرند . خاک آنها در جوارآب در بهشت به حیات ادامه میدهدآب به رستگاران ایمنی می بخشد .بارش باران را در مشهدالرضا  در زمان حیات حضرت رضا ع پس از دعای باران باید نشانه چشمداشتی از سر مهر الله دانست. نشانه خیر .نور .نعمتی که مردم آن زمان علاج ان را نمی دانستند .معنویت واستغفاردعا برای بارش باران آکنده از نور .خیرونعمت وبرکت  است برای نوع انسان. اماانسانهای نفرین شده در جبر هستند به زندگی در آتش وخاک میسوزد هرچه داشته باآن رشد کرده تغذیه کرده از حرام . باطل ومرده با او خواهد سوخت . این سرنوشت جبری اوست ..هماناانسان زمین را کوچک می کند دنیای او کوچک است پست است و چرا خاک ما در قبر تجزیه میشودو چرا زمین کوچک میشود. یک سرنوشت است برای همه ساکنان خاک که ازآن گریزی نیست.در قرآن آمده است  روزموعود زمین واقعی را زمینی که روزی غرق در آب بوددر شکل واندازه اصلی مشاهده خواهیم کرد 

( آیانمی بینندکه ما پیوسته عمر زمین را ازهر طرف کم می کنیم ؟ این خداونداست که جاودانه حکومت می کند هیچکس توانایی  جلوگیری از حکم اورا ندارد واو کسی است که سریعا به حسابها رسیدگی می کند ) سوره رعد آیه چهل ویک

هشدار.به پایان دنیا و محاسبه اعمال با تفکر به چرایی کم شدن حجم کره زمین .

   واما بعد از اتفاقات واقع شده در عرش در مقام برتر انسان ودر مقام شیطان نزول خاصی داده میشود و نظم برتری مخلوقات ( سابقون .سابقون .سابقون)در عرش با آغاز هبوط آدم ورانده شدن شیطان آشفته میگردد. آن هم در زمانی که انسان یا آدم وحوا بایداز لحاظ ایمان بر سابقون  برتری داشته باشند ودر گروه واصحاب اولئک المقربون  قرار بگیرند .

  درعرش هر بار که گروهی از مخلوقات  ممتازخلق میگردند گروه قبلی به  برتری گروه جدید ایمان می آورند .این یک قانون الهی است  اما جن . جن ابلیس  زیبایی آدم را نمی تواند بپذیرد . اوفقط می تواند جسم او را  ببیند اماچون او مستقل نیست و وابستگی واتکائ او به آب زیاد است ( درگروه خودملائک)نفس یا دم دمیده شده ازالله  در جسم انسان را غیرعامدانه رد وانکار می کند (باوهم  خودرا فریب می دهد) اودر حالی طغیان می کند که هم گروه او ( ملائک آبی ) به گفته حق الله ایمان می آورند

نظم اولئک المقربون در عرش با این انکار ونفی به هم ریخته میشود وما می بینیم که رویگردانی خیر ونور و نعمت .بی اعتنایی حق ازاین رانده شده از عرش و تحریم  آب  که ازبرکت  خیر ونور ونعمت است اورا تبدیل به موجودی ازآتشی کامل می کند  که تامعاد در مکان وزمانی به نام مهلت یافرصت بازگشت در حال ابقای  عهد خویش در عرش است .

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 30 آبان 1390    | توسط: منتظر در انتظار    |    | نظرات()