بسم الله الرحمن الرحیم

                                                         قاب وارونه ارتداد ومن (من =شیطان)

(بگومن بدعت گزار پیامبران دیگرنیستم . ونمی دانم  که برمن وشما چه خواهد رفت من فقط از آنچه بسویم  وحی میشودتبعیت می کنم ومن چیزی جز یک پیامبر هشداردهنده آشکار نیستم) سوره احقاف آیه نه

(جزاین نیست که مردم بردوصفتندیک.پیروقانون شرع.ودویا بدعت گزاروپیرو بدعت که با او هیچ برهان قانونی و روشنایی دلیل ازخداوند وجودندارد) ازسخنان حضرت علی ع ازکتاب نهج البلاغه

 

                                                                     ************************                                                         

(آیا درزمین سیرنمی کنندتا ببینند عاقبت  کسانی که  قبل ازآنها زندگی کرده اند چگونه بوده است؟. آنها نیرومندتر بودندوزمین را دگرگون کردندو بیش ازآنچه اینان آباد نموده اندعمران ساختند وپیامبرانشان  هم بادلایلی روشن بسویشان آمدند بدانید که خداوند به آنها ظلم نکردبلکه  این خود آنها بودند که به خویشتن ستم روا داشتند.عاقبت سوء سرانجام کسانی بود که عملکرد بدی داشتندزیرا آیات خداراتکذیب کردند) سوره روم آیات نه وده

    (بگودرزمین سیر کنیدوببینیدعاقبت گذشتگان که اکثرشان مشرک بودند چه بوده است؟) آیه چهل ودو سوره روم

(آیادرزمین سیرنمیکنندتاببینندسرنوشت کسانی که قبل ازآنهازندگی میکردندچگونه بوده است؟ آنهانیرومندترازاینان بودندحتی آثاری که درزمین بجای گذاشتندبیشترازاینان بوداماخداوندبخاطرگناهانشان همه راگرفتارعذاب کردبطوریکه هیچکس دربرابراین مجازات الهی نگهدارنده آنهانبود.این عذاب بخاطرآن بود که پیامبرانشان با دلایل روشن به سراغشان آمدنداماآنهاحقایق را انکارکردندوخدانیزهمه انهاراگرفتارعذاب کردزیرااوقدرتمندوعقوبتش سخت وطاقت فرساست)سوره غافرآیات بیست ویک وبیست ودو

( آیا در زمین سیر نمیکنند تاببینندعاقبت کسانی که قبل از آنها زندگی میکردند چگونه بوده است ؟ آنها هم نیرومندترازاینان بودندوهم آثاری در زمین بجای گذاشتند بیشتر بوده است امادستاوردشان باعث نجاتشان نشد.چون  پیامبرانشان با دلایل روشن بسراغشان آمدندبه علم ودانش خودشان دلخوش بودند ورسالت پیامبرانشان را مسخره کردند) تا اینکه حقایقی راکه مسخره میکردند محاصره شان نمود) سوره غافر آیات هشتاد ودو وهشتاد وسه

(آیامردم در زمین سیر نمیکنندتا ببینندعاقبت کسانی که قبل ازآنهازندگی میکردندچگونه بوده است؟خداوند آنهاراهلاک کرداهل کفرنیزعاقبتی آنچنان خواهندداشت.)سوره محمدآیه ده 

در آیات بالا از انتخاب گفته میشود وراز نابودی ومرگ دائم در بین اهل کفروشرک وارتداد (باطل بودن .ندیدن .نشنیدن .نفهمیدن .درک نکردن .ندانستن و..........دقیقا علائمی هستند ویژه افراد برتری جو ودنیاطلب که با مشخصات مردگان همسان است بنابراین قرآن آنها رامرده می خواند). اما باتوجه به معرفی گروههای بالا  الله  یک نکته دیگررا دائما برای خوانندگان وشنوندگان آیات قران گوشزد می کند وآن سخن گفتن ازبندگانی است که آنهارادعوت به خودکرده استو این بندگان گل چینی از انتخاب خود اوست .الله انتخاب میکند .ومی بینیم انتخاب یک حق واجب است برای الله وانسان والبته گروه جن .

(هرکس از شمابتواند به دیدارخداوندمتعال نائل گرددبادستی پاک از خونهای مسلمانان واموال آنان وبا زبانی سالم از اهانت به نوامیس مسلمانان به سوی چنین دیدار حرکت نماید ) نهج البلاغه.از علی ع

 

 با توجه به آیات قرآن می توان نتیجه گرفت ملائک ازحق انتخاب محرومند به دلیل ثبات دائمی که درتغییرناپذیری درجه ایمان ویقیینی که نسبت به احد یت الله دارند

( خداگفت قسم به حق و آنچه می گویم حق است .که جهنم را ازتو ( جن ابلیس یا شیطان ) واز تمام کسانی که ازتوپیروی کنند پرخواهم کرد ) سوره ص .آیات هشتادوچهارو هشتادوپنج

( همان که در سینه ها ی مردم وسوسه بپا میکند چه جن باشد چه انسان) سوره ناس آیات پنج وشش

در این آیات ودیگر آیات قرآن که ازوارد شدن اکثریت انسانها و شیاطین به جهنم  میگویند یاداوری به نام ملائک نشده است.

توجه به زندگی  گیاه انجیر می تواند راهنمای خوبی باشد برای چگونگی این ناتوانی جبری بر ملائک.واراده الله بطور ثابت  براراده آنها حاکمیت دارد.اما در قرآن آیاتی را می خوانیم که الله ازنقش حاکمیت غیرمستقیم خود بر سرنوشت انسان وشیطان میگویدو گویاترین وصادقانه ترین نماداین حاکمیت واراده  مستقیم الله  بر تولد ومرگ و آمدن روز معاد یا قیامت است که نه انسان ونه گروه جن در زمین از آن گریزی نخواهند داشت اما اراده غیر مستقیم الله با جملاتی یاری دهنده بیان میشودوپیام کلی آنست که  ما در هر ضرورت احاطه مکان وزمان برسرنوشت خودفقط الله را در سرنوشت خویش ولی ویاور خواهیم دید

( این چنین  نیست .بدانید که این قرآن پند واندرز است برای هرکسی که بخواهد از آن پندگیرد. وکسی پند نمیگیرد مگر آنکه خدا صلاح بداند او شایسته این است که حرمتش نگاه دارندهمچنانکه اوشایسته آمرزش بندگان است) سوره مدثر آیات پنجاه و پنجاه وچهار وپنجاه وپنج وپنجاه شش

( شما بجز آنچه خداخواسته چیز دیگری نمی خواهید .بدانید خدا آگاه وحکیم است .هرکس راصلاح بداند به رحمت بیکرانش  واردمی کند حال آنکه برای ظالمان عذاب دردناکی مهیاکرده است)

سوره انسان آیات  سی وسی ویک

آنچه ما در انتخاب  ودرراه رسیدن به رشد وتکامل  راه ومقصدی  که باید بخواهیم جبراباید بپذیریم وازحق خود بدانیم تسلیم و قبول حاکمیت واراده الله یا توحید است.آیه ای کامل .گویا واشاره به جبری که ما در سرنوشت خود باید بدان تمکین وتسلیم باشیم .والبته دررد وانکارآن جبرا ناتوانیم انتخاب شخص ممتاز از جمعیت بی شمار انسانها توسط  الله است که از میان  مخلوقاتش.اراده کند دوستداران خودرا دریابد وقتی الله با تحکم از موقعیت ( باش ) می گوید هیچ اراده ای نمی تواند از غلبه شدن این نیرو و قدرت مانع بشود. اینست که پیامبربه شیوایی  از زمان متوالی پیام می دهد ومیگوید زندگی من .عبادات من ومرگ من از آن الله است تسلیم محض بودن .از* من  گذشتن است.  وقتی الله انتخاب میکند باید که مخلوق به این دیگر شدن تسلیم باشد. وتردید ورداین انتخاب ظلم واز ارتداد است آیه اطیعواالله واطیعوا الرسول واولی الامرمنکم نیزاشاره محض داشتن به این انتخاب است توسط ایمان آورندگان . ایمان آورنده ای که توسط الله انتخاب شده است نمی تواندازمسئولیت جدید وماهیت جدید(که میرا نیست) ازاین انتخاب الهی خارج بشود.یک پیشنهاد جبری برانتخاب شخص مومن برای رسیدن به مقام بلندبهشتیان با نظر وخواسته الله حق دراین آیه *الله سریعا اشاره میکند به پیامبروایمان آورنده که (من جدید)فقط من می توانم و(میخواهم). ازارتداد میگوییم با تکیه به کتاب قرآن اولین و آخرین  کتاب از کتب ادیان توحیدی  که به دست نوع بشرنوشته شده است وتوجه به اینکه کتاب پیامبران دیگر توحید به دست پیامبران نوشته نشده اند ما را آگاهی میدهدازشخصیت برجسته وناب ترین انسانی که از خاک به معراج رفته است ازخاک تکامل یافته ای است ازنسل انسانهای کامل .موجودی انسانی که ازنطفه خلق گشته است دیگرهیچ مخلوق آسمانی درتکوین وخلق اونقش نداشته است  تولدانسانی کامل (هویت  فبل ازاین بودن باطل است وجود ندارد ).

(خداوندبزرگ کسی را که به اوشرک بورزدنمی آمرزداما هرگناهی پایین ترازآنرانسبت به هرکه صلاح بداند می بخشدزیراکسی که برای خداوند همتایی قائل شودبدون تردیدبه بیراهه های گمراهی وحیرانی افتاده است.)سوره نساء صدوشانزده (او کسی است که درمیان مردم  درس ناخوانده پیامبری ازمیان خودشان برانگیخت تابرآنهاآیاتش را تلاوت کندوپاکیزه شان گرداند وکتاب وحکمت تعلیمشان دهد هرچند پیش از این درگمراهی واقعی بوده اند .همچنین بر* دیگرانی که هنوز به آنها نپیوسته اند بدانیدخداوندقدرتمند وحکیم است این فضل الهی است که به هرکس صلاح بداند عطا میکند بدانید خداوند صاحب فضل بزرگی است)سوره جمعه . آیات دو .سه .وچهار

( زیرا نمی توانستند شاهد این باشند که خداوند فضل وکرمش را به هرکدام از بندگانش که بخواهد می دهد . وبدین سان خشمی مضاعف آنها راگرفت. ) قسمتی از آیه نوداز سوره بقره

انسان معجزه گری که روحش ( عبادت ومعنویتش )جسمش ( تولدومرگش)ازالله است  شیطان هیچ سهمی وتسلطی براو ندارد. زمانی رسیده است که ما میتوانیم بیان صادقانه این آیه را در زندگیمان احساس کنیم ببینیم .بشنویم . رد این آیه از ارتداد است .رد تک تک آیات قران .ودیگر کتب اسلامی وتوحیدی از ارتداد است انتخاب پیامبروایمان آورندگان اگر از سوی نوع بشرردبشود ازارتداد است. باتسلیم شدن به این آیه انتخاب یک مخلوق به عنوان ( ولی) ارتداد محسوب میشود.نشانه ها .مرسلات و آیات سندی بر این انتخاب هستند . انتخاب یک مخلوق به جانشینی پیامبرکه فقط از سوی الله باید برگزیده بشود ازارتدادوجنون است.رها کردن بتها در اطراف محل هدایت یک پیامبرنیزازارتداد است هرگز نمیشود درمیان بتها زندگی کرد ودر ادامه رسالت  به الله تکیه کرداین نوع زندگی زندگی نابینایان .کوران و.... است کاش ما انسانها خودرا پیامبر نمی دانستیم وچه خوب است که انسانها نمی توانند الله باشند .پیامبربیافرینند( جای سو آل است  که فیلم یوسف پیامبر درایران ما پخش وتکثیر میشود وهیچ روحانی  مختصر ایرادی هم به این فیلم نگیردکورچشمی ازتاثیربیماری جنون است )

احدی نمی تواند به یک پیامبر تهمت شرک بزندواورا به تصویر بکشددرحالیکه ازتاثیرشرک نمی بیند.نمی شنود.ازدرک ایمان راستین عاجزاست عقلانیت اوبه زوال رفته است واورا درکنار بتها پذیرفته است .

ه

*(زمانی برای مردم پیش می آید که از قرآن جز نقشی واز اسلام جز نامی نمی ماند.مساجدشان درآن دوران دارای ساختمانی آباد.ولی از نظر ارشاد وهدایت خراب است ساکنان و آبادکنندگان مساجدبدترین مردم روی زمین هستندکه فتنه و آشوب از آنان بیرون می آید وخطا وانحراف به سوی آنان پناهنده میشود.هر کسی را که ازآنگونه فتنه هابرکنار شود به همانجا برمی گردانند وهرکس را که از آنها عقب افتاد به همانجا می رانند .خداوند سبحان می فرماید(به خودم سوگند برای اینگونه مردم فتنه و آشوبی برمی انگیزم که بردبار را درحیرت فروبرد) وخداوند بزرگ این کار رافرموده است وما بخشش از لغزش غفلت را ازخدا مسئالت داریم)                                                                          ازسخنان حضرت علی ع از کتاب نهج البلاغه

 خواننده خوب اگرچه این قاب باتکیه به قرآن برای تو آمده است اما تعبیرونگاه زیبای حضرت ع از مفسده ( فتنه) دقیقا شرح حال مردم روزگار کشور ما را بیان می کند .توجه داشته باشید که علی ع پیشوایی  است که امامت وهدایت مسلمانان را تجربه کرده است .او وقتی از چنین وضعیتی در آینده خبرمیدهد مردم را محوروباعث چنین فاجعه ای از سوی خود قرارنمیدهد که مردم همواره قربانیان منفعل سیاستهای دنیایی حکومتهای جابر بوده اند واشاره سخن علی ع تلنگری است  به روش و آیین  زمامداران آینده مسلمانان و در تقارن تاریخی با سلطنت و حاکمیت درایران ما .؟ او ما را به پرهیزازغفلت( بیداری) و طلب بخشش ازالله فرامی خواند .فتنه را علی ع اینگونه بی پرده عریان میسازد . چه سخن صادقانه ای. مساجدرا زیبا ساختن .امامزاده های جدید کشف کردن وبرای آنها آرامگاه هاساختن .تلاش برای حاکمیت بر مساجدی چون کعبه معظمه . قدس شریف. زیبا سازی آرامگاه امامان معصوم نه برای نزدیک کردن قلوب مسلمانان به یکدیگر بلکه برای اندیشه مسموم  اینکه حکومت شما الهی است وموجه ومشروع و با عوام فریبی حفظ آن واجب است برای تمام مسلمانان جهان .مقدس مآبی را ترویج کردن ودرخفا همین واردشدگان بدین مساجد دراسارت شیطان به نوامیس مردم تجاوزکردن .قتل بیگناهان رامرتکب شدن .دزدی وارتشاء را امرمعمول جلوه دادن را مقدس بدانند مبارزه با شرک وارتداد بخوانند وهرعمل واندیشه باطلی را حلال کردن وهر حرامی را بر خود واجب دانستن . روسای جمهور .تک وتوک نمایندگان وخدمتگزاران فرهیخته جدا شده ازخود رابه روشهای متجرانه مختلف درفشارقراردادن ( د راینجا از شما حکومتگران؟میخواهم که آقایان موسوی وکروبی وهمسرانشان وبی شمار بیگناهان زندانیان سیاسی عقیدتی را اززندانهای ؟ آزادکنیدچراازخشم الله نمی ترسید).آنها رامورد هجوم انواع اتهامات وتحقیرهاقرار دادن.وبا وهم خودرا مالک همسران حلالشان دانستن وآنهارا برهمدیگر حرام دانستن  به قصد جذب دوباره آنها به قصد همراه کردن آنها درحاکمیتی که بدعتگزاراست ومشروع نیست منشاء فتنه است بله آنچه آمدازعلائم ونشانه های فتنه موردنظرحضرت علی ع هم است .درنظراین گروه مسجدزیبا بطور سمبلیک مظهر ایمان میشود وهرکس وارد آن بشود خودرا مطهرمیداند ودرمسئولیت اوست که انواع واقسام تهمت وفحاشی رابر مسلمانان روابدارد؟. بهترین پناهگاه  امن برای کسانی که در خدمت شیطان هستند سهم شیطان هستند .

    ازسخن علی ع اینگونه برمیآید هرعاملی خواه فرد انسانی باشد خواه هرچیزبیجان (مثل بت .مثل یک قانون یا اصل مثل ترس.یاوهم)فرد را در فاصله وموقعیت زمانی ومکانی متفاوت دروضعیت شک وارتداد قرار بدهدبدعت  وفتنه است. فتنه حاصل قدرت طلبی وعوام فریبی یاجنون است ونتیجه آن نوع بشر را از الله وازحق دورکردن است .عامل فتنه درانسان هم مثل بهانه شیطان برای عصیان برتری طلبی است خودرا با خودفریبی برتر دانستن است .مادیگرایی محض است .خالی شدن تدریجی ازمعنویت است .تحمیل نیروی شیطانی است بر سرنوشت بشر به وسیله انسان .وعجیب است که این چنین افرادی دراکثریت باشندچهره ای زشت از کفرانسان و از شرک و ازارتداددرمیان بعضی اهل کتاب مسلمانان ادیان الهی .تصورکنید فردی نبیند .اما خودرا برتر از بینا بداند .فردی نشنود اما از سمع وشنوایی دیگران را انکار کند . نفهمد.نداند.درک نداشته باشد از موقعیت وناتوانی خود وادعای بصیرت کند.ادعای خدایی کند ادعای ..... . از ارتداد (می گویم) .بیماری همیشه درتردیدبودن .گاه  خود رامحتاج الله دیدن .گاه خود را غنی از شیطان دیدن بی اراده در تردد بودن  بین دوراه نور وتاریکی. خیروشر. حق وباطل آمدن با چشمهایی که نمی بینند . گوشهایی که نمیشنوندودرکی که  ازقضا ووت عاجز است . موجودی که نمی فهمد . اراده ایکه  دائم در شک  بین دوراهی است .عقل ودرایت توانایی که از تاثیر عدم تعادل اعضاء بدن با روح دچار جنون شده است.در مسجد الله را خواندن وزندگی  را فدای مخلوقی  کردن .غلبه جنون.تضاد در تفکروعمل .عدم تشخیص خیر وباطل نوروتاریکی. سامری را جانشین موسی س و ولی را جانشین پیامبردانستن نفی نمودن آنچه نمی توانی ببینی .نمی توانی از او کلامی بشنوی. گرایش بیمارگونه به دنیا به مادیات به مادیگرایی.سرانجام این فتنه بزرگ است . 

واماقرآن بزرگ اینگونه از فتنه می گوید

(ماه حرام درمقابل ماه حرام .بدانید که شکستن حرمت ماههای حرام قصاص دارد پس هرکس به تجاوز برحریم شما برخیزد به اندازه همان تجاوز با اوبرخورد کنید واز خدا بترسید و......) سوره بقره آیه صدونود وچهار

( ای پیامبردر باره جنگ در ماه حرام از تو می پرسند بگو ( بگو) جنگ در این ماه گناه کبیره است اما باز داشتن مردم از راه نجات بخش خدا ودامن زدن به کفر ونا سپاسی وجلوگیری از ورود مردم به مسجدالحرام  وبیرون راندن مردمش نزد خداوند گناهی بزرگتر است وفتنه مضرتر از قتل است آنها با شما می جنگند تا شمارا از دین آرامش بخشتان دورکنند .بدانید هرکس از شما از دینش برگرددوبا بی ایمانی بمیردهمانا کافر است ) سوره بقره آیه دویست وهفده

.شکستن حرمت ماه حرام برای حکومتگران ایران یک سنت است . شکستن ماه حرام در موسم حج یک فتنه بزرگ بود که اگر بوقوع می پیوست جزدامن زدن به اختلاف فی مابین مسلمانان نتیجه ای نداشت.گفتنی است  محمدص باعملکردخود  با عوامل فتنه در مسجدضراربصیرت خودرا نشان داد و ازتغییر سجده گاه مسلمانان از بیت المقدس به مکه مکرمه برای درامان ماندن وممانعت از اقامت دشمنان دین  وازیک فتنه دیگر که محتمل است که عملکردآن در زمان ما رویت بشود جلوگیری کرد.قبلا درآیه ای از سوره جن خواندیم که ( مساجد خانه خداست)ودر آیه دویست وهفده سوره بقره نیز از ممنوعیت ورود به مسجدالحرام گفته میشودتوسط دشمنان دین الله  ونیز بیرون راندن مردم ازمسجدالحرام نماد امنیت است برای پیروان همه ادیان الهی .آنچنانکه می بینید تسلط ودرانحصارگرفتن مساجدنیز از جریان واقع درعرش آغازشدکه شیطان سجده برآدم توسط ملائک را از آن خود می دانست نشات گرفته است ومنافقین .وفتنه گران دردوعصرمشابه در زمان محمد ص واکنون در زمان ما برای دردست گرفتن سجده گاه یا مسجدادیان الهی  برای آنکه خودرامحق  ومنتصب به قدرت وعظمت الله  جلوه بدهند از هیچ عوام فریبی وزشتکاری رویگردان نیستند . درجهت مخالف دین ادعای برتری در مقام هدایت وپیامبری بر دیگرمسلمانان دارند

 گردهمایی وطواف انسانهادر مسجدالحرام نماد بطلان و ناتوانی هرعقیده مشرکانه ای است که مدعی تشکیل امت واحده باشد.هیچ دین الهی وغیر الهی نمی تواند درمکه ودر زمان برپایی مراسم حج از تشکیل امت واحده خودبگوید . که اگر بگویدارتداد نموده است . خانه ای که فرد فرد انسانهااز همه پیروان الهی می توانند در ان لبیک گویان به جمعیت بزرگی از همه ایمان آورندگان بپیوندند .خلاصه  دین عیسی س دین موسی س. دین ابراهیم س.دین محمد ص در آنجا فقط یک دین است دین توحیدوهمه این مسلمانان درمسجد .کعبه تحت حمایت الله قرار میگیرند  . پس چرا درکشور ما برای  تک تک پیروان ادیان دیگر نبایستی امنیت باشد؟چراای حکومتگران خودمحور شمااین چنین خدایی نمی اندیشید ؟چرا تمامیت ایران ما نباید مکان امن برای همه مسلمانان باشد؟ همه پیروان از همه ادیان الله می توانند در کعبه به وحدت برسند. وهمه با هم سجده تسلیم را ادا کنند . پس چرا درکشورما هیچکس جرات نمی کند از حق بگویداز وحدت توحیدی  بگوید؟

  وقتی الله می گوید ( سوگند به حق و آنچه می گویم حق است)  باید دانست ورود همه مسلمانان از ادیان مختلف به  مسجدالحرام در واقع اشاره به تمکین حق است توسط مردم. درهرنقطه از این کره خاکی که امر به اداء سجده بشود همانجا قبله خواهدشد همانجا مسجد ومحل تجلی حق خواهدبود.در این آیه بطور آشکاربیان میشود ورود مردم برای نجات از ظلم .بیعدالتی وستم حکومتگران به حق به حق خواهی درواقع ورود به خانه الله محسوب میشود وباید حقگویان وحق طلبان  درهر کجای این خاک که هستند همچون زمان اقامت در مسجدالحرام در امنیت و حمایت قرار بگیرندوچه کسی قدرتمندتر وعظیم تر از الله ازحق دفاع میکند .این مکان می خواهد ایران ولی پرست باشد می خواهد آمریکای فاتح وقربانی منافع مهلک باشد می خواهد انگلیس بازیگر باشد می خواهد سوریه باشد می خواهد بحرین باشد می خواهد پشت دیوارهای یخزده کرملین باشد ویا سرزمین مصرتوفانی باشد ویامی خواهد فلسطین باشد . ( آه ای فلسطین .ای سجده گاه  بیگناهان) در دین توحید وقتی از حق مردم سخن به میان می آید آن مردم بی اختیار وناآگاهانه تحت حفاظت الله نور قرارمیگیرندگویی  الله  آنها را دربهترین مکان دنیا یا مسجدالحرام (سجده گاه) داخل کرده است واین آیه چون دیگرآیات قرآن کلیتی برای همه زمانها ومکانها رادربرمیگیرد.احدی نمی تواند مانع دستیابی آنها به این حق بشود وهرکس آنها را ازحق خودشان دورکند فتنه ایجادکرده بدعت وارتدادورزیده است

درمیان مردم کسانی هستندکه همواره بدون علم و آگاهی وبدون راهنمایی وکتاب روشنی به مجادله درموردخدا می پردازند .باتکبروگردن کشی  می خواهند مردم را از راه نجات بخش الهی منحرف کنندبی شک درهمین دنیا رسوامیشوندودر روز قیامت نیز عذاب سوزان رابه انها می چشانیم .) سوره حج آیات هشت ونه

(به غیرازالله چیزهایی را میخوانندکه هیچ سودوزیانی برایشان ندارد.بدانیدکه این از اعماق گمراهی است.)سوره حج .آیه دوازد

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1 دی 1390    | توسط: منتظر در انتظار    |    | نظرات()