سوره حج اهمیت حفظ مساجدبرای  جلوگیری ازنفوذافکار سلطه طلبانه نشان میدهد .این سوره شامل میشودبرمشخصات گروهی که از افکارمالیخولیایی برای ساختن یک طبقه خاص اجتماعی وحکومتی از دست زدن به هرکارضدالهی پرواندارند.اگرعبادت حج را مظهر بزرگداشت از مساجد وامنیت برای تمامیت مسلمانان  در این اماکن بدانیم وارتکاب به شکستن ماه حرام در مکه را که قصاص ان واجب است توسط عمال حکومت ایران در سرزمین وحی به نقد بکشیم به نیات شوم وانحصارطلبانه آنها بر سرنوشت مسلمانان همه ادیان الهی پی خواهیم برد.انحصاری نمودن مساجدنه برای دعوت وتبلیغ به دین الله . بلکه برای تایید اوهام ضدالهی خودشان .برتری جویی برمسلمانانی که الله را می پرستند به وسیله کسانی که یک مخلوق رامی پرستند . وراز بقای این دین خاکی نیز جنگ با الله حق است پیامبر است .قرآن است .صداقت است .ازمفسده ای به نام فتنه میگویم گروهی که خودرامحق میدانند به حکومت درحالی که حکومت وجبراین چنینی بر زندگی مردم .عبادت مردم ومرگ مردم  دراسلام محمد ص ازسوی فردی خاص حرام است  مردود است وچنین تفکری ازارتداداست. چه کسی می تواندباورکند که عده ای اراذل واوباش  حکومتی ؟پیام آورتبلیغ ودعوت وهشدارباشند؟

در قرآن مداوما از بی اعتنایی ورویگردانی از کافران .مشرکان ومرتدین گفته میشود همان روش متقابلی که کافران ومشرکان ومرتدین در برابر حضرت محمد ص در آن موضع ایستادگی میکردند.رویگردانی وبی اعتنایی. و برای مبارزه وشکستن این حربه الله به پیامبر پیشنهادمیدهد که برای مجادله بااین گروهها از قرآن ونقدآن استفاده کند . واگر رویگرداندند .بی اعتنایی کردند .محمدص نیز مکلف است که از آنها روی بگرداند وبه آنها بی اعتنایی کند . ودر حین این بی اعتنایی از دعوت وتبلیغ وهشدار آنهارا محروم نسازد . اشاره است به دادن مهلت .به دادن فرصت همان امرمهمی که الله در عرش  قول وعده آنرا به شیطان داده است مجددا در دین محمدص تجلی واقعی پیدا میکند .توجه داشته باشید که الله محمدص را هرگز ترغیب به جنگ بااین گروهها نمیکند وبلکه نهی میکند مگرانکه آنها اقدام به جنگ مسلحانه بکنند و آغازگرجنگ با اسلام باشند.درانصورت دفاع و حمایت از دین امری واجب است .درتاریخ ایران ما ودر زمان کوروش خدایگان پیشینیان ما ایرانیان نیز سپاهی به همین جهت ( تبلیغ .دعوت وهشدار ) به ایران ماآمدنداما متاسفانه خدایگان در طبقات مختلف این پادشاهی قانون خودراهم زیرپاگذاردند و این سپاهیان را قتل عام کردند و این اعلان جنگ با آمدن وظهور اسلام محمد ص درکشورما به پیروزی منجرشدکه درکمال صلح خواهی به وقوع پیوست . این جنگ باعث وهمی بزرگ در بسیاری از متفکران دینی و اکثریت حکومتداران دینی شده است که اساس پیشرفت اسلام بر جنگهای مداوم است با کشورهای دیگر.که این تفکرازارتداد است وهمچنین درباور وهم انگیزاین قشر از روحانیت واندیشمندان دینی اینگونه برداشت شده است که خودشان را موظف میداننداز روش جنگ برای پیشرفت دین اسلام محمدص  میتوان مسلمانان ادیان دیگر راتحت تسلط دین محمدص درآورد که این ایده نیزاز ارتداد است . اگرچه همین باور غلط که قران از آن به نام تشکیل امت اسلام ویاکفر نام میبرد در همه ادیان بوسیله (گروههای بعضی از اهل کتاب) که متاسفانه دراکثریت تعدد هستند قرنهاست که بر مردم  کره خاک به بهانه های مختلف تحمیل شده است ازجنون است ووهم است وارتداد.

 دین محمدص مردی بوده است تسلیم محض به حقایق به آیات الله .به نشانه ها ومرسلات و هرگز حامی جنگ برای پیشبرد وانجام رسالت الهی  خود نبوده است معصومین ماهم به همچنین در اوج تسلیم به شهادت رسیده اند در اوج موفقیت در تبلیغ ودعوت وهشدار . اگرشماچیزی غیراز این می اندیشید باید بگویم دچار جنون وارتداد شده اید .                        

  *خواننده خوب روی سخن من در چند جمله بالا به مسلمانانی بوده است که باناآگاهی از اقدام به جنگ برای پیشرفت اسلام                                                  نام میبرند ونه حکومتگران ایران ما .که من آنها راهمان می بینم که خودشان به جهان معرفی کرده اند اوجب دانستن نظام خودشان بر دین ومعنویت  الهی ولو ادیان دیگرالهی باشد با اتکاء به هرروشی .تجاوز . دزدی . قتل . شکنجه و آبروی مسلمانان را بردن والبته جنگ و......این چهره واقعی حکومت ایران است ونتیجه دلخواه انها هم فقط دردورکردن مسلمانان راستین ازحقانیت دین الله  در زندگی .عبادات ومرگشان خلاصه میشود وجمله حضرت علی ع درواقع انتقال هشداراست از سوی معصومی به آنها که به حقایق ایمان آورده اند.                                                                                           

                                                     ***********************   

ما دیدیم که تاریخ عاشورای ایرانیان را مردم ایران نوشتند حکومتگران وخواص سرمست از پیروزی  ارتداد ورزیدند ومبارزه  را در مقابل حق مردم انتخاب کردند وسپاه بصیرت برآنها شورش بردند زدند کشتند در حالیکه همه چیز در مقابل چشم جهانیان عریان بود آنها حرمت ماه حرام را با کشتن مردم بی دفاع شکستند وارتداد ورزیدند آنها در زمانی که سجده بر حق واجب بود  چون شیطان عصیان ورزیدند. آنها از قصاص برای مجرمان به گناه کبیره قتل نگفتندوارتداد ورزیدند .ومردم رابا فتنه بزرگ برای تحمیل رای باطل به دامان کفر وناسپاسی راندند وبازارتداد ورزیدند.به مردم گفته اند فتنه گرند اما من معتقدم که انها فقط سبزند وبایدحکومت این واقعیت ونعمت بزرگ را محترم بشمارد

 ای حکومت گران نفرین شده ایران ماای پیشینیان مرده قرنهای دور ای سنگواره ها که درمیان ماراه میرویدو فقط حرف میزنید کورید کرید .ونمی دانید که درک زمان ومکان وعقلانیت در شما با تسلط  جنون به زوال رفته است آیا با آگاهی شما از باطل بودن اصل ولایت  ؟ چگونه است که قانونی کردن  این  اصل  راتحمیل شرک وکفر بر مردم این آب وخاک نمی دانید؟ آیا این قانون دورکردن مردم ازدینشان وبه گفته قران فتنه بزرگ نیست؟ ارتداد نیست؟خالی کردن ایران ما از معنویت الهی نیست؟آیا رد آیات بالا نشانه کفر وشرک شما نیست ؟.وقتی می گویید ( بودن وحفظ نظام شما) بر نماز وروزه وحج  الله اوجب است . برشما واجب است که بدانید وقتی  الله به پیامبر خویش می گوید ( ای پیامبر بگوکه نماز من وعبادات من و زندگی و مرگ از ان پروردگار جهانیان است) اشاره الله به امربگو(که یک زمان ابدی را نشان میدهد ) بر پیامبرواجب شده است  اینرابگوید به مردم مسلمان همه قرنها که من خالق (الله) می خواهم که زندگی وعبادات ومرگ تمامیت مسلمانان (ازهمه ادیان الهی ودراینجا نیز به مقام بلند مسلمانان نیز اشاره می کند)مال من باشدانسانی برای الله وتسلیم محض اراده الله درزمین  آدم س. گاه نام این انسان موسی  س است گاه وجود او برای  انتخاب الله .عیسی س است درکنار دریایی ازمهر.ویا مریم س است بانویی که پیامبرگونه زکریا(س)های زمان خویش را به بیداری خواندویا نام اوابراهیم س  میشود که عاشق الله است و زندگیش نوردیده اش را ازآن الله می داند .وشاید نام او حسین ع است که درکنار آب نماد آب میشود وتومیدانی آب چیست ؟.و شما چگونه از حسین ع میگوییدکه حسین ع قربانی مظلوم یک فتنه یک فریب .یک تبانی است دورکردن مردم برای بیعت با او بی شباهت به انقلاب سبزو انتخابات بی سرانجام ایران ما نیست  حسین ع هرگز برای رسیدن به حکومت وولایت .یا تشکیل امت واحده با دشمنانش جنگ نکرد بلکه او را فریب دادند و او ناچارشد که با دشمنان  بجنگد .حسین ع از آیات قرآن آنچه راکه  در راه مبارزه با شرک وکفر وارتداد باید انجام بدهد آموخته بود . اومی دانست تا مادام که دشمنانش  به جنگ تن به تن اقدام نکرده اند وظیفه او فقط  رویگردانی وبی اعتنایی ودرمرحله بعد تبلیغ .دعوت وهشدار است شما چگونه توانستید پاراازحق فراتربگذارید وارتداد بورزید ومردم بی دفاع ایران را قتل عام کنید . مطمئنا شما سخنان مرا خوب می دانید وآگاهید که اکنون برمردم ایران قصاص شماواجب است 

گویا درانتخاب الله حسن ع است که  موظف است از آب مراقبت کند ویا سجاد ع  که مارابه همصدایی می خواند ویا..... هرچه هست رد پای این آب از فاطمه س است همان او  فاطمه س که در محاصره ظلم حق رسیدن  به فدک را برای همه مسلمانان به یادگارمیگذارد. ای حکومتگران نفرین شده ایران ما شماناچارید که  بدانیدو باید ببینید باید بشنویدباید درک کنید .باید بفهمید .......ناچاریدوواجب است که باورکنیدوتسلیم باشید به حکم الله  درراه جبریی که از سوی الله  برای انتخاب  همه مخلوقات ممتاززمینی تعیین شده است  حق همه مردم رادرزندگی وعبادات  ومرگ ازآن الله بدانید .

ای حکومتگران  نفرین شده ایران ماآیا شما وقتی می گویید که  بقاء نظام شما بر عباداتی که متعلق به مردم نیست  ومتعلق به الله است در اولویت است می دانید که چه می گویید ؟ باید بدانید آگاه بشوید دیانت شماریشه درشرک داردوالبته سیاست شما هم.مگر دین دنیاطلبی  هم سیاست میداندکه چیست؟ سیاستش هم توخالی است

آیا شمابرایستادن  ومحاربه علنی  خوددر مقابل  الله واحد الله حسیب الله قادر الله خالق واقف هستید؟( الله .آه ای الله مارادریاب) آیا شما خواص .شما وزراء . نمایندگان واعضاء مجالس چندگانه وشما سپاهیان باطل  ازتضاد درعقاید خود آگاهی دارید؟مگر میشود با تکیه بردنیا با بندگی بریک اصل(اصل باطل .که من آنرا باعث وبانی  فتنه قرآنی می دانم )با حمایت  یک مخلوق ناتوان وعاجزیک مخلوق درمقابل الله خالق ایستاد ؟.

 (وهنگامی که علی ع شنید عماربن یاسردر باره سخنی به مغیره بن شعبه مراجعه نموده است به عمار فرمود *اورا به حال خود بگذار زیرا مغیره از دین چیزی را نگرفته است مگر اینکه اورا به دنیا نزدیک بسازد اوبر مبنای (عمدو آگاهی) واقع را برای خود مشتبه میسازد تاامور ابهام انگیز را برای پلیدیهای خود عذری قراربدهد)


   

این هم سخنی دیگراز علی ع است (عجیب اینکه امام اول شیعیان درهیچکدام ازخطبه ها وسخنان فصیح به یاد مانده ازایشان خودشان را ولی  یا مولا نمی خوانند ) امارنجی که او از جنون در مغیره بن شعبه بیان میکند دقیقا آثار آن را ما درحکومتگران وخواص دنیاطلب ایران ما می بینیم  نگویید که دنیا طلب نیستید که همانا شما برای حفظ نظامی مردم را به قتل رساندید که آیات الله را دلیل برواجب بودن عبادات ردمیکند. وبامصلحت اندیشی باطل می شمارد قضاوتی بالاتر از الله درمورد اموردنیاو آخرت مردم می کنید.چگونه است که شما وهم را به نام بصیرت بهامی دهید؟ گویاعلی ع  همانگونه ازفاجعه فتنه میگوید نویدبرتری در پایداری  درحق را برای همه حق طلبان که امید به پیروزی ندارند در قرنها پیش برای اکنون ما زمزمه کرده است

(هرکس با حق گلاویز بشود حق اورا می افکند)

از ارتداد میگوییم.قبلا گفته شده است هیچکدام از انواع ارتداد مستوجب مرگ زندان ویا اعدام نمیشود مگر یک مورد که مرتد علنا وبا سلاح به جنگ با مسلمان اقدام بکند .پس زندانی کردن ویا اعدام کسی که دین الهی خودرا تغییر داده است یا از دایره دین الله خارج شده است تخطی ازاحکام الهی محسوب میشود وارتدادو یا پارا فراتر ازحق نهادن است .

( بدانیدای بندگان خدا.شخص باایمان چیزی را درسال حاضر حلال می شمارد که در سال اول  هم ان را حلال شمرده بود وحرام می داند درامسال  چیزی را که در سال اول هم آنرا حرام می دانست و آنچه مردم بدون سابقه *شرعی ایجادکرده اندآنچه برای شماتحریم شده بود حلال نمیکند زیراحلال همان است که خداوندآن را حلال نموده وحرام همان است که خداوند آن راتحریم کرده است.)ازسخنان حضرت علی ع .بله هر*چیزی که مارا ازحلال وحرام الله دورکندبدعت دردین و منشاء ارتداد است.

 ( آری این چنین خداوندهرکه را صلاح بداند در گمراهی میگذارد وهرکه را صلاح بداند به راه نجات هدایت میکند بدانیداین نکات جز پندواندرزی برای مردم نیست ) سوره مدثر قسمتی از آیه سی ویک

وتوبه . یونس س بعدازآنکه توبه کرد(اما سرانجام  پروردگارش اورا انتخاب کردودرزمره صالحان قرارداد)سوره قلم .آیه پنجاه

توبه آدم س . توبه عیسی.س توبه ایوب س نقش توبه درانتخاب برای قبول شدن انسان (که زندگی اوعبادت او وانتخاب او) فقط برای الله باشدوالله درقران به شیوایی بیان می کند که توبه کنندگان را بسیار دوست میدارد.باید در اینجا بگویم که جنبش سبز مردم ایران یک اتفاق ساده وگذرا نبود ه است یک هشدارباش یک بیدارباش به  کلیت یک نظام بوده است .                                                                                  **********************                **************************                              *******************                                                 

                                                         ورویای صادقه ( مرزبالا)                                                     

در خوابم . همه جا آرام است. آن منم . آن من تاریک . انجا نشسته ام توی آسمان . هیچ نمی ترسم . گفتی بر روی زمین سخت نشسته ام . دارم نگاه می کنم .لحظه ای از آنجا میروم .چشمهایم را می بندم ودیگر خودم را نمی بینم . آه ان چیست . ان منم؟ روشنم به روشنی نورمثل یک طناب که با ظرافت تابیده شده است تا بالا رفته ام من خیلی خیلی بلند وباریکم شاید به اندازه بلندی زمین تاستاره ها . هوا تاریک است سرم نیست . صورتم نیست . پاهایم را نیز نمی بینم . دارم با لذت این من نورانی رانگاه می کنم .مگر آرزوی من جز اینست ؟ یک لحظه در یک چشم برهم زدن از آنجا می روم. بومی کشم.دنبال خودم می گردم .من صورتم را کجا جا گذاشته ام ؟آه این منم .من شاداب وتا انجا که آرزوی دیدار الله را بشود در رویا دید . انجا من صورت به روشنایی رسیده ام .دارم نگاه می کنم .از آسمان گذشته ام . خیلی بلندتر از آسمان هم رسیده ام .نورانی و با عشق . در این لحظه تحمل هیچکس را در کنارم نمی توانم داشته باشم .از حسادت خواهم مرد. به بالا نگاه می کنم کم کم دارم حس خنکای مهر اورا باتمام چهره ام بو می کشم . اما .یک لحظه مکث .یک لحظه ای که مرا به خودم برگرداند.من باید بروم .او رامی بینم که از خود می پرسد بایدبرود؟من تاریکم واو روشن . من حسرت زده ام واو شاداب .سرمست .اما مرا می شناسد صورتم .صورتم دارد غرق میشود .در یک چیزی مثل آب اما سنگین مثل روغن .صورتم دارد تاریک میشود .کمی نفسم میگیرد یک حالت مثل شنا در آب وقتی سرت را با امتناع زیر آب بکنی. صورتم درآنجا غرق میشود پایین می آید یکباره ما پایین را نگاه می کنیم . آه زمین آغوشش را باز کرده است وبا دستهایش پاهای مراگرفته به پایین می کشد منهم .منهم .زمین تاریک است .آه ان منم ان من تاریک در آسمانم دارم پایین رانگاه می کنم  در ارتفاع نزدیک نه وشایدده متراز زمین بال ندارم.ایستاده اممیخواهم کوچه را ببینم اما من که اینجاروی زمینم ودارم به نگاه میکنم دیگر به اومهلت نمی دهم .اوزمین وکوچه راندید.

**چشمهایم را باز می کنم . ساعت دو وبیست دقیقه باید باشد . باکنجکاوی گوشهایم را تیز می کنم . صدای پاهایی می شنوم .کسی دارد به در خانه نزدیک میشود . می ایستد . با گوشی همراهش حرف می زندآوه اوپسر کوچکم است ازعزاداری عاشورا برگشته است .می خواهد بداند برادرش کجاست .چقدرازاو دور است وآیادرخانه است که دررا برایش بازکند .من که می دانم برادرش بیرون از خانه است با سرعت از پله ها پایین می آیم.و...................                                                                   *آنچه برایتوباید توضیح بدهم  .در رویاهای من معمولا سه شخصیت ازحضور ( من) وجود دارند .منی که خواب می بینم ( درخوابم) اما چشمهایم حریصانه رویا می بینند ودرمیان رویاهمیشه تاریکم .مثل تصویر یک انسان در شیشه ای بسیار مات وکدر.و منی که چون مه روشنم  واورا کمتر در رویا هایم می بینم او بسیار آرام است نگاهش همیشه حالت پرسش دارد ومنی که شبیه به انسانی از جنس آبی براقم امادرقالب انسان وهمراه غالب من تاریکم . ما همدیگر رادرآسمانهای بسیارتاریک پیدامی کنیم ویکدیگررا می کاویم .ازرنجها وشادابی های یکدیگر آگاه می شویم .آگاهانه وبراحتی حضور الله را حس می کنیم .او هم مارا می بیند .مانگاه اورا مزه وجوداورا باخنکایی عجیب باخود به زمین می آوریم . به جسم خاکی منتقل می کنیم .در رویای بالا الله مرا قبل از آنکه پسر خانواده زنگ بزند . بیدارکرد او می داند وقتی من به یکباره وناآگاهانه از خواب بپرم بیدار بشوم تا مدتها از حس دوری از دیدارش بی تاب وبیقرارخواهم بود.دومین مورداز توضیح من سوآل کردن از الله است درمواردی که دین بدان اهمیت میدهد ازجمله موردارتداد . در رویای ( مسح) من از الله پرسیدم که آیا حکم  آقایی که ازدین محمد ص به دین مسیحیت گراییده  چیست؟ آیاانچه از قرآن دربابت حکم ارتداد به شما ارائه داده ام صحیح است ؟ و اگراین رویا را خوانده باشید .می خوانیدکه از دست زدن من به زمینی ویاخاک روشن انسانی چون من زنده شد واین دست زدن برخاک چندبارتکرار شد .بله حکم اوهمچون من زنده حق حیات  وادامه زندگی بودومن باید چند بار وشایدچندین باردرروشنگری دراجرای این حکم بنویسم این مسئولیتی بود که من در رویای خود بدان مکلف شده ام. خوانندگان خوب رویاهای صادقه بیایید به الله نزدیک بشویم . همه ما می توانیم  طعمه ای خواستنی برای انتخاب الله باشیم.

                                                    *************************                                                 

منتظری درانتظارنور                                                       

                                       ( به نام خداوند بخشاینده مهربان)

( آیاداستان قیامت به تورسیده است ؟ چهره هایی درآن روزسرافکنده اند.کارکردند وخسته شدندولی نتیجه ای عایدشان نشده است .به آتش سوزان واردشوند.ازان چشمه سوزان سیرابشان کنند غذایی به جزخارتلخ ندارندغذایی که نه چاقشان می کندونه گرسنگیشان را رفع می نماید چهره هایی درانروز باطراوتنداز تلاش وسعیشان راضیاند دربهشتی عالی جای دارند. که دران هیچسخن بیهوده ای نمی شنونددرآنجا چشمه ها جاری است درآنجاتخت های بلند قراردارد وقدح هایی آماده درکنار. وپشتی هایی مرتب ومنظم .وفرشهایی گسترده آیا به آفرینش شتر نمی نگرندکه چگونه خلق شده است ؟وبه آفرینش آسمان  که چگونه برافراشته است ؟ وبه آفرینش کوههاکه چگونه در جای خوداستوارگردیده اند وبه آفرینش زمین که چگونه گسترده شده است ؟ پس جهانیان راتذکرده.زیرا تو *فقط تذکر دهنده ای . *زیراتوبرآنها مسلط نیستی که مجبور به ایمان آوردنشان کنی مگرآنکه به حقایق پشت کنندوانکارکنند چنین کسی را **خداوند به اشد مجازات می رساند زیرابازگشت همه شان بسوی ماست. وسرانجام حساب عملکردشان برعهده ما خواهدبود. ) سوره غاشیه بطورکامل

دراین سوره ازتسلط الله برمخلوقات آیه آورده شده است .شمامیتوانیدتنهایکی از هزاران مورد  تضاد واقعی تفکروپندار حکومتگران ایران را با دین اسلام محمدص دراین سوره به زیبایی بخوانید .

دی .ای اصلاح طلبان حتی باد هم به این سرعت تغییر مسیر نمی دهد.جنبش سبز ازاراده الله به ظهور رسید تا همه بدانند که می توانند بخواهند آنچه را که الله اراده کرده است

 *وعیسی بن مریم آمد تا زنگار فتنه را عبادتگاهها وکنیسه هابزداید

زیبا روز ولادت پیامبرعشق ودوستی را به همه مسلمانان ادیان الهی تبریک وتهنیت میگویم .

                                                                                                                  ایران ما ( خوزستان)

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1 دی 1390    | توسط: منتظر در انتظار    |    | نظرات()