قبل از این آوردم ازکتاب قرآن بزرگ که خروج از دایره ایمان آورندگان ورجوع به طاغوت( طاغوت از طغیان می ایدبا ذکر کننده آن  طاغی به اولین طغیان کننده مخلوق درکل جهان هستی که  برعلیه الله  خودرا علنا قربانی وهم کرد ونام اونیز ابلیس بوده است ( سوره نساء آیه پنجاه ونه ).هرکس که از حق( گفته های الله درزمانی که امر استجابت وپاسخ به الله واجب میشود به  یازمان  اکنون( این اکنون زمان خاصی است از آغاز آفرینش آدم وداستان عرش که برآدم ومخلوقات ابلاغ میشود ودر میان پیامبران الهی دست به دست به زمان سپرده میشودو تا زمانی که جهان آفرینش به پایان مهلت وعده داده شده برسد همچنان  درآغازو استمرار است) پارا فراتر بگذارد واز آیات کتب الهی روی گرداند( سوره ص) هرکس که از گواهی دادن به یکتایی الله تمرد بجوید ( سوره آل عمران )یعنی که ولایت الله را انکارونفی کرده است . وقران ( یاتورات .زبور . انجیل . و....)همان اقوال الله یا مرسل است قول  لایتغییر وگفته حق الله است در فقدان پیامبر . واجب است درهر زمان با اطاعت ازقران  به توحید اقرارکنیم درحرف وعمل . پیامبر و قران زنده را مارسول ( مرسلات)می خوانیم . ودر قرآن  منکران حقیقت برای  پنهان کردن تضاد پندارهایشان باآیات حق الله در میان  *اکثریت با  ایجاد بدعت وفتنه از ساختن ولایت انسانی ومخلوق   سودمیبرند

 پشت سر این مخلوق ایستادن= تولای  به اودرواقع تولای به دوستداردنیاست  اطاعت از الله .اطاعت از رسول در دایره ایمان آورندگان واجب است حتی در صورت بروز اختلاف ودر فقدان پیامبر .  رجوع به قران در فقدان پیامبر واجب است و تمکین به ایمان آورنده در فقدان پیامبر وردشدن از آیات قرآن ارتداد است .خودفریبی خودرا به فراموشی زدن  براساس تبعیت ازشیطان برای دورشدن از معنویتی بزرگ دورشدن از الله ( بخاطربیاورید که در قابی ازقابهای گذشته  درآیه ای گفته شدکه جهنم درپشت سر ظالمان قرار دارد ).ویا درپشت این بت  .انسان .یاوهم قرارگرفتن برای رسیدن به آنچه دربعد مکان *دنیا نامیده است است( دنیا حداکثر ایده آلی است که اوبا چشمهایی که نمی بیند .گوشهایی که نمی  شنوند . درکی که  واقعیت وحقیقت رانمی پذیرد و عقلی که اورا دریک نابرابری بسوی حق هدایت نمی کند انتخاب کرده است ). ارتداد شمرده میشود .دریکی از قابها از تلاش مشرکین .کافران ومرتدان  برای تسلط وحاکمیت  برمساجدگفته شدبرای رسیدن به منافع دنیایی که حضرت علی ع آنرامعادل  بدعت وفتنه در دین توحید می داند مسجدنیز(خانه الله) میتواند یک مخفی گاه بشودبرای کسی که وهم تسلط بر ایمان ودنیا ی مردم اورا دچارجنون ساخته است .این هم یک نوع مبارزه با حق است این گروه بعضی از اهل کتاب نیز باسکونت درمساجد تضاد بین پندارهایشان با باور توحیدی را بدینگونه نشان می دهند این هم یک قسم دیگر از ارتداد دربین بعضی از اهل کتاب است . زمان .مکان یازمینی که پس ازماموریتش باید برگردد به چهره واقعیش هرگزازآن انسان باقی نخواهد ماند پس الله مکرردرقرآن و درکتب دیگرتوحید  بیان میکنددلیل می آورد که همه چیز یادنیا جبراازبین خواهد رفت ودرگذشتگان وپیشینیان وشهرهایشان واقتدارانها را برای مثال یادآورمیشود .دنیای ماروزی  باطل خواهد شد ( دراینجاهم شمارابه شباهت سرنوشت زندگی انسان وزمین و دنیا جلب میکنم  انسان هم جبرا باید بمیرد)وبا آنکه درقرآن ازمستضعفین (آنها که از احقاق حق خود در موضع ضعف وناتوانی اجباری قرارگرفته اند درعاقبت وراث زمین خواهند بوداما در انتها ودرسرانجام یاموعود  ازکره ای به نام زمین به شکل امروزی اثرونشانه ای نخواهد ماند  .با این همه دوراندیشی که الله برای ما آشکارا بیان میکند  چگونه  به حاکمیت خواهان بایدگفت  که سهمی از شیطان شدن باپیروی محض از یک اصل؟  قانونی که درمقابل شرع  از اهمیت بیشتری برخورداراست درواقع برعلیه الله ایستادن است  شرک کفر وارتداد است رد آیات الله است ورد اقوال الله است  انسان امروز باید آگاهی بیابددر صورت ارتداد هرآنچه از نماد خیر و نور ونعمت و از بهترینهاست و روزی حلال است براو حرام وباطل  میشود بدلیل رویگردانی از آیات قرآن همان  گفته های  حق الله؟  قدر مسلم آنست که  خواص ایران ماسالهاست عامدانه وباتوسل  به مکر خودرابه تجاهل زده اند . درچشم آنها  حق با( لباس روحانیت دینی) درجامعه شناخته میشود چه فرق میکند این لباس چه شکلی است بر تن کیست ؟.درمقابل  ارتداد وتابعیت محض ازوهم وجنون تمکین واقتداء به اصل ( ولایت  چه فرق میکند نام ولی خاص  منسوب به کیست باتمکین  واقتدای محض از ولی اوجبرا وبی اراده از حق ونوردورمیشود) درهرموردحق ونور وخیر ونعمت  آن لباسی که نمادی از مظاهر دین درمیان مردم شمرده میشود با تمرداز الله ورسول وآیات قرآن برانسان  حرام وباطل میشود .وعدالت قانونی *الفی شوم متولد شده بی روح قرن جدید یارنگ ولعاب طرح وقانون هدفمندی یارانه ها  نیزاز ارتداد است .مقایسه کنید ناتوانی بشر را برای مهارواستفاده  حداکثری ازطبیعت واختیاراتش در مقابل الله قادر  و منشاءومبداء فقر وبحران اقتصادی که امروز جهان  ما باان روبروست تسلیحات .جنگ . تحریمها) انسان را بوسیله قانون شرطی کردن .تخمین زدن اجباری عدالت  جعلی برای حصارکشیدن .بربایدها ونبایدهای یک ماشین به نام انسان .الفی همان انسان است . این ماشین عاقبت آتش میگیردویا ذوب میشودمثل گوساله سامری . دراین طریق جن زدگی نفس کشیدن هم دراختیارانسانها نیست همانطورکه پیمانه ها.نیازها وتوانایی اقتصادی از اراده انسان نیست.ازحاکمیت قانون است . این ماشین باید کنترل بشود .شارژ بشود وبیش از خودش نخواهد .طریق دیگری ازجنون .مردن باطل شدن مرتب دروسواس کم شدن زیادشدن دنیا بودن از هرچیزی باید ردشدحتی ازانسانیت .عجیب است که دراین بدعت جدید خمس وزکات مطمئنا سرجای خودش است نمیدانم خمس وزکات یک ماشین را ازچه کسی بایدگرفت؟نمازاومتعلق به کیست؟ عبادات اوچطور .وقتی زنده است که مال خودش نیست وقتی مردچه کسی صاحب او خواهدشد. وقتی آتش گرفت چه کسی بایدجواب بدهد؟ . وقت وزمان برای همه ماشینها یکسان خواهدبود آنها که حفظ نظامشان را اوجب واجبات می دانند می گویند که این بدعت نامشروع  را یوسف برایشان سرمشقی برای روزها سختی  قرار داده است . اما کدام یوسف؟آن یوسفی که آنها به جهان معرفی میکنندمجنون وار درمیان بتها؟ به دعوت مردم مشغول است وفراموش کرده است که چرا متولدشده است  گویا به دنیا آمده است تا یارانه هارا به ما بسپارد ومارا بفرستد دنبال نخود سیاه وشایدهم قراربوده است بگوید در( اکنون) تاریخ آنهافقط  از یک زن میشودآموخت که چگونه بت را باید شکست .(بله  زنهای اکنون ما بت را شکستند ترانه ها . نداها. سیده ها ......سلام اکنون مابرشمایان باد) این یوسف آنها خودش را گم کرده است وکسی که در دنیا گمشده چگونه میتواند برای آنها ازچنین طرحی  برخواسته  ازعدالت  خواهی؟ به نام هدفمندی ( یارانه)  بگویددرحالیکه خروارهاگونی اسکناس را در جیب یک نفر می ریزند چگونه؟این یوسف خودش یک مدل از قانون است .پیامبر نیست جنسش از دین توحیدنیست .همان الفی ماشینی بی روح است که فقط تماشا میکند تا قانون براوحکم کند ونه الله ) .این هم  گونه ای استفاده ازالقا یک باور شیطانی  است که  میشود؟ پیامبری معصوم دریک رویای واقعی بودو درکنار ولی یا بت یا فرعون یاشاه هم الله را پرستید وزندگی کردوفقط برای اومرد .جای سوآل است که این پیامبرقانونی  چرا چون پیامبران دین اسلام نمی گوید ( نماز من وتمامی عبادات من وزندگی ومرگ من از آن الله پروردگارجهانیان است ) شک نکن  یوسف آنها هم چون (ولی) چون شاه .چون فرعون بیماراست وگرفتاردرارتدادودرروزمرگی ندیدن نشنیدن .اوهرگز تسلیم محض آیات الله نیست

.همه چیز درمسیرجعل ازتاریخ دین توحید است درشکل دنیاییش به شیوه ای مضحک . مصلحت دنیایی این خواص ایجاب می کند که اکثریت معنویت الهی را تحت سلطه اولویتهای دنیایی قرار بدهند  افسانه  عدالت محوری دروغین را قانون کرده اند برایشان سنت شده است که هربدعتی رادر کمال بی رحمی به رسمیت بشناسند

 * حکومتگران نفرین شده ایران وجهان برای رد این آیات شما چه قانونی راچه طرح ویا چه بسته پیشنهادی رامصلحت  میدانید

( خداهرکس را صلاح بداندمجازات می کند وهرکس را صلاح بداند مشمول رحمت می نماید *بدانید که همگی بسوی او بازمیگردید امکان ندارد که شما بتوانید از خداوند بگریزید نه در آسمان ونه در زمین وجز الله هیچ ولی و یاوری نخواهید داشت)

سوره عنکبوت آیات بیست ویک وبیست ودو

( هنگامی که قیامت فرارسدجنبنده ای را برای آنان از زمین خارج می کنیم تا بامردم سخن بگوید که این مردم به آیات ما یقیین نمی آوردند) سوره نمل آیه هشتادودو

به زمان فعل درآیات سوره های قرآن  دقت کنید . بداند. میکند . می نماید .نمی دانند . و....همه این افعال ازمشخصه ووضعیت درزمان حال میگویداز زمان زنده اکنون دردنیا که ادامه دارد اکنونی برای ابدووقتی بطورنهی ازفعل  مپندارمیگوید یعنی انکه جایز نیست و نمیشود با تعلل با درنگ وباشک آیات قرآن راپذیرفت *باید با یقیین وتسلیم محض  به آیات ایمان آورد .جای هیچگونه سوآل . تفکربه عقب . محافظه کاری وفریبی نیست انسان هرگز  نباید اینگونه بیند یشد واجب است که بداند که آنی تردید . ذره ای شک  درحجاب بین او والله یارابطه بین ایمان آورنده وقران یا گوینده حق را مردود میسازد اینست که الله به پیامبرمیگوید به سوآل کنندگان از الله بگوید که الله در همین نزدیکیهاست هرچه یقیین وایمان به گفته ها .آیات .اقوال . مرسلات و...حتی رویاهای صادقه ( یوسف س.ابراهیم س. محمدص )در شخص قویتر وسریعتر مورد اجابت قرار بگیرد شخص به الله نزدیک تر خواهدبود اوهمزمان در حجابی از نوردرمحافظت  الله وبی نیازی از دنیاخواهدبود .

(مپندار که کافران راه گریزی در زمین خواهند داشت.آنها جایگاهشان درآتش است وچه بدسرنوشتی است آتش.)

 سوره نورآیه پنجاه وهفت 

(اینها به آن دلیل بودکه  متکبرانه در زمین ازاوامر حق سرکشی کردند ونیرنگ های بد ی طرح ریزی کردندبدانید که نیرنگ های بد وناحق *فقط به اهل خودش میرسدآیا در انتظارچیزی غیرازسنت پیشینیان نشسته اند؟(آنهامورد عذاب الله قرار گرفتند)درسنت الهی ( قوانین ومقرات الهی = آیات الله اقوال الله .گفته های حق الله که تبدیل به اراده در زمان شده اند)نه تبدیلی خواهی یافت ونه تغییری)سوره فاطر آیه چهل وسه

این آیه را مجددا بخوانید .هرعملی  درمخالفت باحفظ حق .ممانعت از صیانت از حق وهرگونه دخالت و خدشه ای به این آیات باعث عذاب فرد جسارت کننده ومجنون  میشود یک قدرت عظیم که بر آسمان وبر زمین وبرسرنوشت انسان حاکم است هر حیله ای هرمکری را به خاک  وبه فرد دنیاطلب یرمیگردانددراینجا همان آینده ای که در عرش برای درپیش گرفتن چنین راهی از سوی الله پیش بینی شده است یعنی دربیراهه های گمراهی از حق دور شده است 

*قربانی اصل دروغین  میگوید نظام من ( ولی فقیه) از اوجب واجبات است اما هرگزنمیشود الله نمی خواهد .الله منتظراست  بنده اش به الله رجوع کند اما(من )مرتد.(من )مشرک .(من) مجنون دردنیا با قرارگرفتن در تاریکی اجبار میداندکه بندگان الله  فقط از این (من )بگویند.بگویدمن*  چون ابلیس .

امانمیشود هرگز بدینگونه نخواهدشد این یک جبراست واختیاری درآن نقش تعیین کننده دارد که ( برگردد =توبه کند)

الله نمیخواهد نمیشودکه بنده دراین انتخاب مختار بشوددرتردیدباشد سزاوار نمی داند که بنده اش از گفته هایش  ردبشود له اش کند مردودش بخواند این من هم یک ( من)دیگر قربانی  است مثل ابلیس  که نباید و نمیتواند بگویدمن.  همه چیز تحت حکمروایی واقتدار وحاکمیت یک واحد احداست یک زنده جاودان است یک باطل کننده شرو تاریکی وظلمات است  

به این آیه توجه کنید(مرد زناکار جزبا زن زناکاریا مشرکه ازدواج نمی کند*بازهم ازتودرخواست می کنم به زمان این آیه دقت کنی .( نمی کند=همان زمان حال است زمانی شرطی در یک حالت جبری بر کننده تحمیل میشود بدون اراده واختیاروزناکار کسی است که عمل قبیح  زنابرایش عادی شده است وفعل نمیکند .نشانه جبراراده الله است بر فرد یعنی انکه الله نمی خواهد الله صلاح نمی داند  هیچ گریزی ازان نیست )ودنباله آیه .وزن زناکار راجز مردزناکاریامشرک به ازدواج خود درنمی آورد وهمه این موارد برای اهل ایمان حرام است)سوره نور آیه سه 

 خواننده خوب  گفتن از مفهوم و شرح صریح این آیه برای من بسیار سخت ورنج آور بوده است .پیام این آیه بسیارتکان دهنده است .ازچندنگاه میشود انرا تشریح کرد.از یک سو آیینه است برای زناکاران ومشرکان که همدیگر را در نگاه  ماورایی وحق الله یکی بدانند .زناکار با مشرک درنزد الله  هردومردودند هردو یکسانند فرقی باهم ندارند هردو سزاوار جهنمند واین آیه چه  میگوید؟ میگوید که یک روحانی مشرک یک قاضی مشرک یک ولی که دچار جنون شده اند با زناکاران در یک سطحند دریک میزانندیعنی شخص مشرک هرکه هست زناکارخواهد شد؟ زناکار هم میشود؟زناکارهم یک مشرک است ؟ فرزندان مشرک فرزندان زنایند؟وفرزندان زناکاران مشرک به دین الله هستند؟میزان وعدل درنگاه مهربان وحق الله در جامعه شرک امروزما اکنون ما . چرا ؟چرا؟ ایران ما؟ از اینجا رابطه زنا وتجاوز با شرک گسترده در میان مردم مانیز روشن میشود.زنا وتجاوز در جامعه مشرکان .کافران زیاد است واکنون نیز زیاداست ( توجه به این مطلب بکنید که زن ومرد در نظر الله هم کفو وکامل کننده یکدیگرند زن مشرکه .مردزناکار ومشرک ......) وزمان فعل ازدواج نمی کند ازجبراست اگر زن گناهکار همسر پیامبری به نام لوط هم باشد بایداز پیامبر جدابشود یا همسر فرعون مصر ( آسیه) باشد باید ازاوجدا بشودو مشرک کافر باید هلاک بشود زیرا یک پیامبر درمقابل او ایستاده است .مسئله رویگردانی خودش را دراینجا عملا نشان میدهد .مخالف الله وپیامبر از نعمت زندگی . نور وحق و .... باید محروم بشود .واگر الله بخواهد که این آیه را تصدیق بکند.مطمئنا قادراست .واما ببینید که الله چگونه از تشابه ناتوانی مشرکان( بعضی ازاهل کتاب که خودرا مسلمان واز پیروان دین میخوانند)  وزناکاران در تشخیص حلال وحرام میگوید برای یک مردی که دچاربیماری  جنون است ( مشرک)تشخیص زن پاک با زن ناپاک ویازنی که  اوهم دچار ومبتلاء به جنون است تشخیص مرد پاک وناپاک مقدور نیست میخواهد مشرک باشد می خواهد  زناکارباشد .قدرت تفکیک وعقلانیت ازاو سلب شده است اینست که ما می بینیم حکومتگران ایران ما بجای اسف خوردن برفاجعه  تجاوزات در  زندانهای ایران شاکیان را سرکوب می کنند در حصر وزندان قرارمی دهند . زناکار ومشرک .کافر در یک وجه اشتراکی باهم قراردارند به نام جن زدگی وبه دلیل.این عدم تشخیص و تمیز درگروه اکثریت قرارمیگیرند . اگرچه ما می گوییم .زناکار .الواط .دزد .مرتد.. دروغگو . کافر .مشرک . قاتل .و...... اما همین گروههایی که در چند دستگی قرار گرفته اند با آنکه مرتب همدیگر را به نقد می کشند اما هر کدام از این افراد در گروه خودش راحت است زندانی است .به سخنانی که درروزمرگی هایتان ( می شنوید) دقت کنیدافرادی در طبقات مختلف یک ساختار اجتماعی از مجموعه یک نظام اگرچه همدیگر رامرتبا می کاوند اما همه انها در یک نقطه کورکه همواره ثابت است  ناگزیرندبه تحجر .سنگ شدن ارتجاع( رجوع ) به نسل اولیه سنگ بودن. از زنده شدن ( ایمان به الله)  بدون آنکه بخودشان فرصت بدهند وقادرباشند  ازحق بشنوند.یانوری ازحق را که آنها را درحجاب خودقرارداده است را ببینند برمیگردند به سرگذشت پیشینیان  میمیرند وباانها دفن میشوند . نه آنهانمی توانند بیشتر ازآنچه مقدورشان است ازحق بشنوند  نورراببینند .ارتجاع بازگشت  سرنوشت خودرا عودت دادن به گذشتگان باطل  واین یک جبراست که الله برایشان صلاح دیده است .آنهادرنهایت عجز عقلی برای انتخاب  چگونه زندانی شدن خود خطوط قرمز می کشند.اینها هرگز به دیگر شدن نمی اندیشند بالعکس همواره در سقوط ازمقام انسانیت عجول هستند. . در قابهای وارونه قبل از برتری جویی وزیاده خواهی ابلیس که درمیان کافران ومشرکان ومرتدان نیز دیده میشود گفته شد . این دو ویژگی منفی وانفعالی شیطان آنها راچه بخواهند وچه نخواهند در زندانی ازموهومات قرار میدهد .ازانها مرده میسازد وقتی تواناییهای  شنوایی . بینایی ازانها گرفته میشود.آنها از جمع بینایان .شنوایان  وانسانهای صاحب درک وفهم  و تمیز سوامیشوند .

(ومحققا جماعتی از شمارا که درروز شنبه عصیان ورزیدند شناختید پس آنهارا گفتیم باشید بوزینگانی خاموش و ذلیل.)

سوره بقره آیه شصت وشش

(آیا می خواهیدشمارا ازکسانی که موقعیتشان نزدالله بدتر است اگاه سازم کسانی که الله نفرینشان کرده وموردخشم قرارداده وازانها میمونها وخوکهایی ساخته که طاغوت وبت عبادت می کنند.آری موقعیت آنهابدتراست ونسبت به راه درست گمراه تر وحیران ترند) سوره مائده . آیه شصت

شرک . وعصیان انسان را ازمقام انسان به شان حیوانی نزول میدهد . اگر به صفات میمون توجه کنیم میمون به آسانی شرطی میشود و از خود انچه را انسانهای دیگر انجام میدهند تقلید می کند.گمراه میشودکه میمون است یاانسان  .کسی که نمی شنود .نمی بیند چگونه حرف میزند از چه حرف می زند ؟ویا خوک از حیوانات حرام گوشت است .حیوانات حرام گوشت . فرزندان زنا.انسانهایی که الله آنهارا به حیوانات تشبیه میکند .

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 25 دی 1390    | توسط: منتظر در انتظار    |    | نظرات()