بسم الله الرحمن الرحیم

قاب وارونه ارتداد ومن                                                                                                    

( الله گفت دوگانگی در پرستش را کنار بگذاریدزیرا او خدای یکتاست پندبگیریدوتنهاازکیفرمن بترسید.آنچه در آسمانهاوزمین است متعلق به اوست حتی دین از اوست اگر می فهمیدپس چرا ازغیرخدا خوف دارید؟) سوره نحل آیات پنجاه ویک وپنجاه ودو 

( بگو ای اهل کتاب بیایید زیر چترکلمه وباوری که بین ما وشما مشترک است و آن چیزی نیست جز آنکه غیرخدارا نپرستیم وهیچ شریکی برایش قائل نشویم وبرخی ازما برخی دیگررا سوای خداوند به پرستش نگیرند واگر از این هم رویگردان شدند شما  بگویید گواه باشید که ماتسلیم خداوند شده ایم) سوره آل عمران .آیه شصت وچهار

**************************************************************                    

( ما انسان را خلق کرده ایم وکاملا از وسوسه های نفسانی اش آگاهیم زیرا مااز رگ گردنش به اونزدیکتریم. به یاد داشته باشید   آن دو فرشته موجود درچپ وراست انسان عملکردهای اورا ضبط می کنند)                                                            سوره ق . آیات شانزده وهفده

*در آیات بالا ازحضوردوفرشته در دوسمت( چپ وراست )انسان گفته میشود واز اینکه آن دوفرشته مامور ودخیل بر اعمال نفسانی یانفسانیات یا آنچه از نفس یا نفس کشیدن و ازظواهرجسمی ونهاد آن از طبیعت خاک است  بطوردائم درارتباط هستند ورفتارهای انسان را ضبط ( ازضابطه می آید آن شکل والگویی که باید طبق شرع وحکم الله اتفاق بیفتد وتمردازآن طغیان و داخل دردایره نفسانیات وتعلقات مادی است)میکنند .در زبان اصلی وعربی قران دراین آیه  از متلقیان  گفته میشود ومترجم به پندارخود متلقیان رافرشته خوانده است .واما قبلا گفته شد که روح نفس نمی کشد پس نفسانیات بعدجسمی وخاکی انسان را در برمیگیرد معمای مجهول  در حراست وجلوگیری از بروزحاکمیت خواهی نفسانیات(یاتعبیر دنیایی خاک مرده ) بر سرنوشت انسان البته معنویت و ادراک وتعقل است . هرچه بیشتر از معنویت وادراک و عقلانیت در زندگی انسانی کاسته بشود جنون مادیگرایی بیشتر خودرا نشان میدهد.  عدم تعادل وبی نظمی انسان  که با طبیعت خاک درآفرینش او عجین شده است را میتوان  مشابه با بی پروایی خاک که بصورت گردوخاک یا طوفان شن  دیده میشود عنوان کرد که مادرزیرمجموعه های متشابه با آن رفتارهای افسارگسیخته ای مثل تجاوز رامیتوانیم معادل ان قرار دهیم البته آنچه گفته شد از متشابهات است برای اینکه بدانیم که ترکیبی که به نام انسان از خاک آفریده شده است در احا طه ای غیر قابل تغییر اما کنترل شونده  ازنمادهای طبیعی وذاتی خاک قرار دارد.مهمترین ضعف خاک آنست  که میسوزد اگرچه آب تعادل را در خاک برای حفاظت از انسان مانا بوجودمیآورد.دو مورد جبرواختیارهمواره در کنار این طبیعت  خاک گونه اجتماعی  دیده میشود به مناطق مختلف کره خاک توجه کنید وبه طریق زندگی .فرهنگ ها ی آیینی وحتی عقاید دینی .که باهم دراختلافند. سوختن خاک با اتش یا مخلوط شدن خاک باآب برای شروع یک تولد وباز پس گیری آب دراثر تجزیه پس از مرگ یک ویژگی است برای نمایش بعد اجتماع پذیری جنس بشر . و آیه بالاازجنبه معنوی رشدیافتن وگرایش پیدا کردن  به آب برای ابقاء حیات انسان پس ازمرگ وبا مددجویی ازموجود آبی سرنوشت خودش باملائک ویا هم نشینی وهمراهی باآتش یا شیطان میگویدکه درکره ماهمه جاخاک است حتی درقعر آقیانوسها.خاک نماد اجتماع درآفرینش انسان است .  پس آتش و آب همواره در مسیر سرنوشت  برای رسیدن به هدف غایی انسان دریک اشتراک  سهیم هستند.آنچه از آیه بالا ادراک میشود چون مورد صحبت ازنفسانیات است  پس برخلاف تصور آنها آن دوموجودی که فرشته خوانده شده اند نمی توانند ازملائک  باشند ملائک ازحق ( وحق یعنی فقط الله )ومعنویت محافظت می کنندآنها نمونه تسلیم محض هستند نسبت به یگانگی الله .انها در ایمان ثابت هستند و درمقایسه با انسان نیازمند به ثبات هستند برخلاف خاک .واماعجیب نیست که خاک با گرایش اجتماعی چنین قوی تحت تسلط  وزندانی آتش بشود نقصان درخاک .ببینید گفته شد که خاک درهمه جاهست حتی درموقع لزوم دراسمان پس خاک همه چیز را می بیند اما درحریم انسانی که هم نشین اتش شیطان است این بینایی دائما در تنزل است .وقران میگوید اکثریت نمی بینند خاک درهمه جاهست حتی درقعردریاها پس همه چیز را می شنود اما همین  خاک وقتی که درجسم یک انسان گمراه بخواهد خودنمایی بکند متاسفانه از شنوایی قابل ملاحظه ای برخوردار نیست .خاک نوررا می بیند اما آنچه خمیرمایه  است درخلقت انسانی که ازسهم شیطان میشود آنچه دراو می بینیم دراثرمحاصره اتش ناتوان از دیدن است .همراهی جبری سرنوشت آتش با سرنوشت انسان گمراه جنون یا جن زدگی را سبب میشود.

(حکایت آنها مثل کسی است که آتشی می افروزدتابا نورآن پیرامونش را ببینداما چون اطراف روشن شودخداان نوررا از انها میگیرد ونابینا در ظلمات رهایشان می کند *نورودیدن حقیقت برآنها حرام است)سوره بقره آیه هفده

(یاحکایت آنها مثل کسانی است که درشبی بارانی وتاریک وپررعدوبرق ازخوف صدای رعب انگیز صاعقه های مرگبار انگشتان خودرا درگوشهافروبرده اند*تاشایدمفری پیدا بیابند حال آنکه خدابرهمه ناسپاسان چیره ومسلط است)سوره بقره آیه نوزده

(توگویی برق آسمان میخواهددیده هایشان راکورکندهرگاه رعدوبرقی برمی جهدبی اراده بسویی میروندوچون ازغرش می افتدحیران وماتمزده می ایستندوخطررابا تمام وجودحس می کنندواگرخدامیخواست کروکورشان میکردزیرابرای خداهرکاری شدنی است) بقره آیه بیست

توجه کنید درحالیکه اطراف انسان با افروختن اتش روشن باشد .اوناتوان ازدیدن الله است.او عاجز است که این نور را بر قدرت نور الله تحمیل مپکند .اسیر در دنیایی از اتش . آتشی که خودافروخته است. چون نابینایان عاجزازدرک نوراست  .دراین ظلمات انسان نومیدانه می بیندفقط اتش را میبیند خودرا نمی بیند الله رانمی بیند .او آتش سو زان رابرافروخته  وبدون حامی . بدون تکیه گاه  رها شده است رها شدگان . همه چیز درتسلط خیال ووهم قرار میگیرد انسوی اتش چه خبراست؟تاریکی .درتاریکی مگرمیشود دید؟مگر اتش میگذاردکه انسان نوردیگری را ببیند ؟دلبستن به وهم باعث میشود که انسان لذت درک هرحقیقتی را ازدست بدهد دراینجا ماانسانی را می بینیم که ازتاثیر تاریکی به وهم پناه برده است گوشهایش را تعمدا می بندد واین را ه حل میداند که راه نجات او محسوب میشود .مفر؟. به شرایط بالا توجه کنید منشاء این اتفاقات .رعدوبرق . غرش ابرها .همه چیز در تحت یاری واراده الله است اما او نومیدانه  ترین واحمقانه ترین راه را انتخاب میکند فرار از حقیقت. همین او ست که از هر ( های وهوی) میترسد می ترسد که می کشد می ترسدکه تجاوز می کند .می ترسد که خیانت می کند می ترسد که مدعی ولایت میشود می ترسد که خودرا جانشین پیامبرمیداند .می ترسدکه در لباس تقوی به مسجدپناه میبرد .یارانه را به غایبی که درمیان ما نیست نسبت میدهد اینگونه توجیه میکند که برای هر کار زشتی هر نیت بدی باید ارکان دیانت خود را لوث کند او  می ترسدکه از یک دیکتاتوروقاتل مسلمانان  حمایت می کند می ترسدکه انرژی هسته ای راازحق خودمیداند .میترسدکه نماز وحج وعبادات الله .معنویات را از اوجب واجبات نمی داند  او می پندارد انسان میتواند جانشین الله بشود پس میگوید انسان میتواند همه مخلوقات الله را خلق بکند .مطمئنا اوباورندارد که الله بر همه ناسپاسان چیره ومسلط است حتی درقلمرو دین .حتی در پناه قانون ( یک اصل) .حتی درمسجددربالای منبر .حتی درکنارمردم فلسطین مظلوم ......

(بگوای پیامبر. نمازمن وعبادات من وزندگی ومرگ من از آن الله پروردگار جهانیان است )اما اوخودراچون  پیامبرمتعلق به الله نمی داندزیرا اواز شنیدن ودیدن نورحق الله عاجز است  قربانی آتش است..آه ای جن .ای شیطان توچرا اب رارهاکرده ای؟ .بخوانیدآنچه را درآیات بیست وچهارتابیست ونه سوره ق آورده میشود

( فرشته قرین او گوید این  نامه اعمال اوست که آماده کرده ام.خدا گوید تمام کافران لجوج را به جهنم افکنیدهمان کسانی که مانع خیربودندوتجاوز پیشه کردندوهمواره درمورد حقایق درشک وتردیدبسرمیبردند .همانکه با خداوند خدای دیگری قائل شد پس اورا به عذاب سختی درفکنید .فرشته قرین اوگوید پروردگارا من اورا به طغیان وسرکشی *وادارنکردم خوداو در اعماق گمراهی بود. خداگوید نزدمن مجادله نکنیدقبل ازاین درباره مجازات ها با شما سخن گفته بودم *حرف من تغییر نمیکند حال آنکه به بندگانم نیز ظلم روا نمی دارم .)

*الله ازمجازات عادلانه تمام کافران میگوید ( منظورجمع جن وانس است)از جمعی که  ما انها را اکثریت میدانیم .اکثریت مجنون . ببینید خواننده خوب در آیه هفده در آیه عربی ازقرآن از متلقیانی گفته میشود که در سمت چپ وراست انسان *قعید هستند متلقیان به کسانی گفته میشودکه بدل ازکار القاء می کنند مامور هستند به استفاده از نوع وروشی مشابه القاء توسط ملائک . آنچه باید بدانیم درسوره مرسلات ازماموران القاء یا  فرشتگان  بعنوان ملقیات نام برده شده است . وما در این آیه از متلقیان می خوانیم .قعید هم که مشخصه خاص گروه جن است  یک همراه نشسته(= قرین قعید) عامل سکون و مانع  برای بوجودآوردن هرگونه تغییر .در بعضی از قرآنهای ترجمه شده ازهمین سوره ازشیطانی به نام   (عتید )هم گفته میشودیعنی ازدو شیطان که انسان گمراه را همراهی می کنندنام برده میشود . با توجه به آنکه الله از وجود یک شیطان درهمنشینی با انسان رویگردان از حق می گوید پس در ترجمه این قرآنها اشتباهی بزرگ صورت گرفته است  درآیه سی وشش وسی وهفت سوره زخرف فقط از فرستادن یک شیطان بسوی انسان گمراه سخن امده است ونام بردن ازدوشیطان ارتداد وغلو وزیاده گویی است ونشانه انحراف است از یقیین وتسلیم به آیات حق الله وارتداد..  ما در قران فقط با یک شیطان آشنا میشویم همان  شیطانی که هم معتداست ومرتب با وسوسه هایش به انسان حمله می کندوحمله هایش گاه آنی است و انسان عکس العمل بسیار غیر طبیعی مثل قتل .یا تجاوز و دزدی.... راازطریق القائات او مرتکب میشودو هم اونیز شیطان قرین است قرین راه نجات را برانسان می بندد اورا زندانی ومحدود  میکند .مخلوق بیمار  یا طعمه ای که  برای سوق دادنش بسوی جهنم به ان احتیاج دارد( توجه بکنید به گفته های ابلیس وقولی که به الله میدهد او وعده میدهد که انسانهای گمراه را سهم خودیا اتش میکند).وقتی قرین همیشه  همراه انسان بی ایمان  باشد قبح اعمال زشت درباوراو ازبین میرودوزشتکاری بصورت عادت در میآید ازتوبه خبری نیست شخص بیمار شده است وجنون یاجن زدگی دراو ساکن شده است  در بعد اجتماعی ما انسان را یامجرم می بینیم یا یک گناهکار و اینجاست  که الله ازلزوم ونیاز به  تغییر میگوید درانسان  زندانی وهم و آتش .واگرانسان بتواند این تغییر را بوجود بیاورد توبه را بازگشت را راه علاج بداند سرنوشت خودرا نیزمیتواند دراختیاربگیرد ودربرداشت ازآگاهی درایجاد تغییریا عدم تغییر نیز ما می توانیم تغییر عملکرد اورا بصورت جرم وگناه در جامعه شاهد باشیم زیراصحبت فقط وفقط ازخاک است وگفته شد که سهم شیطان ویاعنصر مطلوب  ازطرف شیطان برای حاکمیت برانسان  نیز جسم یا کالبد ماست .کالبدی که نیازمنداست نفس می کشد . قید یا حالت موجود قعید که  از الزام وجبردرموجودیت می آید برای  شیطانی به نام قرین  وازنشستن دائم موجودی همسان با ماهیت اوکه نمی تواند جهد بکند نمی تواند قائم بشود بلند بشود اشاره دارد. موجودی که خود پذیرفته است به آفریدگارخود تمردبورزد اوهرگز نمی تواندو این یک هشداراست. قعید شیطان وانسان گمراه هردو بعنوان طعمه و صیاد زندانی یکدیگرند به آیه بالا توجه کنید از جبر فرستادن شیطانی برای همراهی انسان گمراهپس قرین درجبر یک اطاعت بی چون وچرا از فرمان الله قرارمیگیرد وانسان مخیر وانتخابگر خود راه سرگردانی وتاریکی را بدون اراده می پذیرد.اگرالله بخواهد .اگر الله صلاح بداند .این یک امر اصولی است برای افتادن در دامن ارتداد. .اگر انسان برگردد خودآزاد شده است واگر شیطان برگردد خود آزاد شده است اما آزادی شیطان مشروط به سیراب کردن اواز اب فراوان است اگر ایمان بیاورد.همانطور که انسان گمراه به اب نیازمنداست تا بعنوان یک انسان بادو عنصر آب و خاک والبته روح  بتواند زنده بماندزندگی. زیستن  وزمان اکنون برای هردو انها متوقف شده است .زمان اکنون اما دائما در استمرار است برای پیامبران زمین . شهیدان . ایمان اورندگان که زندگان جاویدانند .امااگر الله نخواهد .الله صلاح نداند واراده  باش نکنداو همواره با قرین خواهدبود تا لحظه ورود به جهنم .. قرین  به خاک مخلوق انسانی که هویت خودرا تغییر داده است ( آب راپس زده است)مسخ شده است مجنون است مسلط است و قرین قعیددائم امربه سکون میکند  اما ذاتا قدرت اجباراز اوسلب شده است نیرو وتوان اوفقط دروسوسه کردن است او تشویق به تجاوز میکند .وسوسه به ارتکاب قتل میکند القاءبه ......اما عملا خودرا در هیچکدام ازمواردجرم وگناه شریک نمیداند . حال تصورکنیدآن انسان ؟ راما درجامعه چگونه می بینیم . گفته شدکه شیطان قبل از عصیان  یک فرشته بوده است درجمع ملائک انجیری یا آبی مقام داشته است .عالیترین مقام درعرش .اگر مااین واقعیت را به آنچه که درجهان مادرحال وقوع است تعمیم بدهیم شما تصور بکنید چه کسانی درصورت تمرد وارتداد ازمجموعه همه گروه اکثریت خطرناک ترودرتضادبا دین الله شناسایی میشوند. روحانیت .علما .مبلغین ادیان الهی .ایمان اورندگانی چون سامری .ققنوسهای اتشفشانی . گناه انها ارتداد انها زمین را به اتش خواهد کشید .ای پاپها .ای کشیش ها .ای خاخام ها .ای روحانیون ایرانی .ای.......ای الهه نظام (من) ما مسئولیم چرا بسوی مرگ ؟

 یاد آور میشوم که قائم از اسماء الله می باشد و جن برخلاف ادعایش درعرش هرگز نمی تواند الله باشد یک نوع نفی وانکار جن شیطان توسط الله احد الله واحداین واقعیت امر یک جبر است ردآن از ارتداداست . انسان با ایمان هم از جهدوجهاد بهره میبرد کسی که می تواند برخیزد جهاد بکند واین موجود( فرشته ؟ قرین)نیزعاجز از تلاش وجهد است والبته همیشه همراه ؟  .  سو آل پیش می آیدکه چرا دراین آیه گفته شده است  فرشته قرین به الله می گویداوعملا ازعمل اجباردر انسان به اعمال باطل استفاده نکرده است .ببینید وقتی قرآن می گوید که این موجود ( ؟یا فرشته قرین )به الله میگوید من اورا به طغیان وادار نکرده ام  .از یکسو نمیتوان آیه الله را ردکرد واز سویی دیگرنمیتوان سخن گوینده این جمله را ردکردباتوجه  به آنکه آنچه که میخوانیم یک آیه وقول الله در کتاب مرسل  است شک وتردیددر پذیرش سخن این موجود( قرین) از ارتداد است .ازپیام  این آیه است که  از اختیار انسان می گوید از انتخاب انسان می گوید از اینکه انسانی که اکنون سزاوار اتش وعذاب است از گروه اکثریت است  وخودوقبل از همراهی باقرین  موجودی  کور بوده است .کربوده است از اندیشه وادراک واستفاده از عقلانیت بی بهره بوده است و اما سخن زیبای الله که از عدم تغییر درآیه وقول خود می گوید واز اینکه به بندگانش ظلمی روا نمی داردجای تامل دارد حال توجه شما را به  آیه یازده از سوره رعد جلب میکنم

(هرانسانی به دستورخداوندفرشتگانی داردکه  از* روبرو وپشت سر اوراازحوادث غیرحتمی محافظت می کنندبدانید خداوند سرنوشت هیچ قومی راتغییرنمیدهد مگرآنکه آن قوم خودرا تغییر بدهندواگر خداوند بخواهد آسیبی به گروهی برساندهیچ دفع کننده ویاوری بجز خودش وجودنخواهد داشت)

*در این سوره از حضور وجایگاه فرشتگان در* روبرو وپشت سرانسان گفته میشود .اما در اصل زبان قرانی از معقبات نام امده است  .نگهبانان . عقبه .دنباله .ونه فرشتگان . اینجاهم یک نوع دیگر از تعبیر و استفاده از سلیقه شخصی درترجمه قرآن صورت گرفته شده است . وقتی الله بعداز محافظت از تغییر میگوید .پس همین معقبا ت توانایی ان راخواهند داشت که به انسان آسیب  هم برسانند( درهردو صورت محافظت و آسیب.  انسان اراده ای در دفع حوادث  ندارد همه اراده وقدرت حاکم براو از سوی الله اعمال میشود)پس محتمل  به نظرمیرسدکه آنهااز ملائک باشند اما تایید هم نشده که ازچه گروهی از موجودات جهان ماوراء هستند وازانجا که جن اتش هم روزی از فرشتگان بوده است بعید ومعلوم نیست که معقبها که لزوما *ات ( برای شنتسایی) هم به جمع نام انها اضافه شده است ازچه عنصری از ساکنان عرش هستند  ودرهرصورت ملقیات متلقیات ومعقبات همه از مرسلات هستند .خواننده خوب این آیه وجود فرشتگان (درسوره ق درچپ وراست انسان) راصریحا رد میکندبراستی دو موجودی که در چپ وراست انسان ( این یک کلیت است برای *همه انسانها وبرای  پیروان همه ادیان اسلامی ورد آن ازارتداد است )با انسان تا روز موعود زندگی میکنند کیستند؟بخوانید


(هرکس از یاد خدای رحمان روی بگرداند شیطانی را بسویش می فرستیم که همواره قرینش باشد وآن شیاطین آنهارااز راه نجات بخش الهی باز می دارنددرحالیکه می پندارند هدایت شده اند تا آن هنگام که نزدما بیاید وبه *شیطان ابراز کندکاش بین من وتو فاصله مشرق تا مغرب وجود داشت حقیقتاچه بد هم نشینی هستی . امروز این حرفهابرایتان سودی ندارد زیراظلم کرده ایدو*همه تان درعذاب شریک یکدیگرهستید ) سوره زخرف آیات سی وشش سی وهفت وسی وهشت .وسی ونه

*دراین آیات ما به هویت موجودی که در سوره ق بعنوان فرشته  خوانده شده است پی می بریم . از شیطان  متلقی قرین  گفته میشود واز شیطان دیگر یا  متلقی دیگر گفته ای نمی آیدچون درواقع  گفتن ازموجودیت ثانوی از شیطان  هویتی حقیقی ندارد  امااز اعتراف غیر مستقیم ( قرین ) از وسوسه ها یا القائاتی که به انسان گمراه ارائه کرده است ودلیل  جهنمی شدن انسان گمراه را  ( اصولا)تبعیت از وسوسه هایش نمی داندآگاه میشویم . وما سبب وعلت اصلی تاثیر وسوسه هارا درآغاز آیه  می خوانیم  الله از رویگردانی *( هرکس  که به آیات الله بی اعتنایی کند آنهارا ردکند یا تحریف کند )   میگوید ودراین آیه یاد آوری میشود که رویگردانی وبی اعتنایی به حق  درانسان را  شیطان نیزمی شناسد وانهارا می آزمایدشیاطین نیز با انسانها به جهنم افکنده میشوند ودر سوره زخرف   به نحوه عمل شیطان نیزاشاره شده است و( از شباهت نوع القاء و پندار میگوید) جمع دراین فعل *می پندارند ازشیوع عدم تشخیص  از بسیاری ازافراد ورواج اوهام دربین اکثریت میگوید چون کامل نیستند .اکثریتی که نمی بینند .نمی شنوندودرک درست ندارند ازفهم واستفاده ازعقلانیت  محرومند و....... ( وریشه  اکثریت نیز ازعرش آغازمیشود وقتی ابلیس تنها درمقابل الله طغیان می کندوابراز به برتری خود  این وهم دراو بوجود میآید که اونیز یکی است درحالی که در طی سیر دردنیای ارتدادما  شیطان رامداوما با گمراه کردن اجنه وانسانهاودرکثرت می بینیم پس فردیت در میان گروه جن نیز وجود ندارد مثل ماانسانها .مثل ملائک و... فرد وتنها وتک ویکتا ویگانه احد واحد فقط خاص الله است اما بایددانست همواره سهم شیطان از سرایت بیماری جنون دراکثریت بیش ازالقا ء اوهام درانسانهای با ایمان خواهدبود.به دنیای اطراف نگاه کنید ما بیش ازآنچه فکرمی کنیم با نیروهای اتش .از جمله گاز نفت .برق .بمب  .تلویزیون .کامپیوتر. موبایل . تلفن . رادیو . باطری حتی باطری اتومبیل . ووو.....درارتباط هستیم واین یک تشابه است به هشداری که ما دراحاطه انواع واقسام اشکال اتش یا شیطان قرارگرفته ایم آتش . اتش حتی درقطارها .درهواپیماها و....) این آتش میراث پیشینیان ماست .ققنوسهایی که هرگز متولد نشده اند . وهمواره دراتش میسوزند  امان از پدران ما نفت وگاز که به نسل کشی فرزندان خود کمین کرده اندپدران فرزندخوریک پدرمشرک هرگز فرزندی معنویت گرا یگانه پرست نخواهد داشت . برای اوزمان مرده است مردن یک تیره از یک نسل مشرک یا زناکار برای ابد .زمانی به نام اکنون نیز برای او وجودنخواهد داشت. شرک وکفر ازجنس آتش . مشرکین .زنا زادگان . چه فرق میکند که مقام این پدرکیست ؟عادل ترین قاضی جهان است ؟ راستگوترین فرددنیاست ؟ کیست این باطل شده.این مردود .این آتش ؟ او برای فرزند خود فقط یک ارث به جامیگذارد باطل بودن .حرام زادگی . فرزند مرده متولد شده ازژن بیمار مشرک . می خواهد از سادات باشد میخواهد علوی باشد . دراینجاهم توجه   شمارا به یک نکته مهم جلب می کنم و ان اینست که در قرآن بزرگ علوی ویا سادات و اموی همه در انواع واقسام گونه های ارتداد به یک چشم نگاه میشود دوگانگی پرستی حرام است حتی برای انکه خودرامنسوب به پیامبر میداند .ودر صورت ارتداد ودوگانه پرستی ( مثل تمکین به اصل ولایت ) این رگه یا ریشه ای که این شخص مرتد خودرا بدان منسوب میکند قطع میشود ودراکنون مرده محسوب میشود اوهرگز نمیتواند حضرت فاطمه س را مادر خودبخواند یااصالت خودرا به امامان معصومین ویا پیامبر وپیامبران منتسب بگرداندودادن وپرداخت خمس وزکات وصدقات رایج مسلمانان نیز به این گروهها نیز ارتداد است .ارزش تقوی ارزش دارا بودن ایمان واقعی . یقیین به توحید دراینجا نیز در قطع کردن ریشه های ارتداد بیش ازهر زمان دیگری موثر ودر سرنوشت انسان دخیل می باشد .مضحک است اگر فردی از سادات؟ بیاید وادعای ولایت ویا حاکمیت  براهل تسلیم  بکند وخود تیشه به ریشه نسل سادات بزندویاخودرا ازمسلمانان دین محمدص  سرزمین کربلا ونجف . فلسطین .و.... بداند وادعای دوگانه پرستی بکند مطمئنا این اشخاص ارث شرک را قبل ازتولد ازپدران ( پیشینیان) باخود داشته وبه نسل بعدازخودانتقال میدهند .می بینید که مسئله شرک وارتداد مسئله ای بسیار بسیار جدی است  .  

(زنان ناپاک برای مردان ناپاکندومردان ناپاک برای زنان ناپاکندو زنان پاک برای  برای مردان پاکندومردان پاک برای زنان پاکند)                                                 سوره نور آیه بیست وشش

  درمطلب قبل از ازدواج نامتعادل  وجبری ازدواج زن مشرکه بامرد زناکار( یامردمشرک) وازدواج  مردمشرک بازن زناکار( یازن مشرکه) گفته شد واز اراده الله درامر این ازدواج نامیمون که  امرازدواج برای این گروهها حتمی است .آنها حتی اگر بخواهند به جبر وقدرت اراده الله نمیتوانند با زن مومن و زنان پاک یا مردمومن ویامردان پاک ازدواج کنندالله نمیگذارد .نمیشود.والله از (نمی کند )می گوید یعنی زمان برای ابد بدینگونه ادامه خواهد داشت وما دراینجا به یک نقطه می رسیم به جهنم ..زمان برای این مردگان وباطل شدگان همواره درتوقف خواهدبود(درسوره منافقون تشبیه گروهی از آنها به چوبهای خشک نیز بیانگر باطل شدن عمرآنها ویامرده دانستن این اکثریت در توحید پیامبران است).دروسط آتشی که روشن کرده اند راه گریزی نیست

(امکان ندارد که شما بتوانیداز خداوندبگریزیدنه درآسمان ونه درزمین وجزخداوندهیچ یارویاوری نخواهید داشت)سوره عنکبوت

.پس باید بدانیدکه  نسلی که خودرا منتسب به یک امام معصوم ویا یک پیامبر میداند در صورت ارتداد وشرک  از ادامه بقا وتوالد درنسل محروم میشود .ونیزباید دانست قبل ازآنکه شرک یک معضل وبیماری زمانی باشد یک امرژنتیک هم هست اگر پدران این اشخاص دردوگانگی .گمراهی ازدنیا بروند پس فرزندان ایشان نسلهای پیاپی بعداز این اشخاص نیز در ارتداد وشرک خواهند بودمگرآنکه الله صلاح بداند که انها را به اطاعت ازآیات حق یقیین وایمان به نور دعوت بکند. 

 واما قرین هرگز نمیتواند اراده خودرا بر شخص  بیمار تحمیل بکند پس تبعیت ازوسوسه والقا ئات قرین هم امری  اجباری نیست .وشخص همواره وتا فرصت هست مختاراست به ایجادتغییر. قرین انسان را امربه معروف نمی کندکه  زشتکاری خودرا رهاکندوبالعکس اورابه ابطال  حق به خیال پردازی . به پوچی. به دنیا مشغول وسرگرم می کند ایجاد وهم درتلقین  برتری دنیا تنها اسلحه شیطان است .( به یاد بیاورید زمانی راکه دربهشت شیطان برای تشویق آدم وحوا به گناه به آنها وعده فرشته شدن را میداد مثل مسافران کشتی خواص وولایت ایران ما که به آنهاوعده داده شده  است که درصورت اقتداء به اصل دروغین ولایت فقیه میتوانند به بهشت ومن نمیدانم کدام بهشت مراجعت بکنندوعجیب است که درآنجاهم فقط میتوانندبه زبان عربی صحبت بکنند.نه ای خوش خیالان غرق دراوهام هیچکس صاحب اراده درنمازوعبادات وزندگی ومرگ خودش نیست چه رسد به تداخل درسرنوشت دیگران) والله درپایان این آیه ازعذابی مقرر میگوید .

از ارتداد میخوانید که راه مبارزه باان نیز بی شک از طرف الله فقط استفاده از قرآن وکتاب دین توحید خوانده شده است و استفاده از آنرا در راه مبارزه با شرک وکفر وارتداد جهاد با قرآن بزرگ خوانده است .ترجمه آیاتی از کتاب الله را برای تو ای مترجم کشور عزیزمان ایران آورده ام تا سهم  کوچک خودرا نسبت به آنچه از ارتداد می دانم واز حق واجب تومی دانم که از آن آگاهی پیدا کنی ادا کنم .امیدوارم چنین برداشتی اشتباه در ترجمه قرآن فقط ازناآگاهی محض باشد ونه از نقصان آگاهی از کتاب بزرگی به نام قرآن زنده  که قرنهاست دربین ما مسلمانان دست به دست میگردد.برما واجب است بدانیم که هرگونه تحریف .هرگونه تغییر وهرگونه مغلطه درترجمه  یا تقلید از پیشینیان در ترجمه از آیات الله از ارتداد است جای تعجب دارد که کتاب قرآنی که از شبیخون ارتداد بی زهر چشم نمانده است از موسسه فرهنگی قدر ولایت ؟حق چاپ وتکثیر گرفته است؟  دراینجا پرسش پیش میآیدکسی که  مدعی بصیرت است وویاادعا دارد یارانه ؟مردم از جانب مهدی ع مدیریت میشود  چگونه نتوانسته است از چنین اشتباه بزرگی درترجمه کتاب قران اگاه بشود. بعضی ازاهل کتاب گمراه کامل نیستند وبه درستی نمی بینند و .....

القیا. القیا ببینید الله از روش صحبت با کافران دراین آیه پرده برمیدارد

(القیا . به آنها القا کنید تمام کافران لجوج را به جهنم افکنید)سوره ق آیه بیست وچهار

دراین آیه قرآن ازامر در زمان *بگو نمیگوید الله زنده نمی گوید به جهنم وارد بشوید بلکه امر به القا به این واقعه تلخ میکند امر میشود القیا . القیا . زمانی برای صحبت معین نشده است . بعداز راندن شیطان از عرش نوراز شیطان رویگردان شده است . برابری وعدالت در عمل . شیطان .کافران .مرتدان رویگردانی میکنند الله .پیامبر نیزازانهاروی میگردانند .سخنی از شلاق .زندان .نیست بلکه سخن ازتمام شدن فرصتهاست

والله هرگز با کافران وجهنمیان صحبت نمی کند .چرااین کتاب ازوزارت  فرهنگ وارشاد اسلامی؟ حق چاپ گرفته  است

( اوهمان کسی است که قرآن رابرتو نازل کرد کتابی که هم دارای آیات محکم است (با حکمی روشن وواضح)که این قسم اصل قرآن است وهم دارای آیات متشابه است ( که ازنظر معنی وجوه مختلفی دارند) بدینسان آنها که قلبها ونیاتشان منحرف است بخاطر ایجادفتنه وارائه تفسیری نادرست به سراغ متشابهات میروند درحالیکه عمق ومعنای ناب آنهارا کسی جز خداوند بزرگ نمی داندو آنان که در راه علم ثابت قدم واستوار هستندمیگویند ما قران را باور کرده ایم تمام ان از جانب پروردگارمان است واین نکته را کسی جزاندیشمندان درنمی یابد.) سوره آل عمران . آیه هفت

   *********************                                         

 واما زمین . خاک .روزی درزیر آب بوده است. والله                              

( اوکسی است که آسمانهاوزمین را در شش روز خلق کرد درحالیکه *عرش اوروی *آب بود تاهمه شمارا امتحان کند ومشخص شودکدامتان عملکرد بهتری دارید ای پیامبر اگربگویی همه شما بعداز مرگ زنده خواهید شد بی شک بی ایمانان میگوینداین  جزجادویی آشکارنخواهدبود ) سوره هود آیه هفت

گفته شد که بعداز گناه آدم وحوا که با خوردن لقمه حرام منشاء وآغاز تبعید آنها  وهمچنین شیطان از بهشت شد خاک وهرچه ازنوع خاک بود ازعرش رانده شدازجمله آدم .از جمله حوا واز بهشت نیز ( بی اعتنایی ویا رویگردانی  نسبت به حق یاقول الله . باعث بی اعتنایی یا رویگردانی الله ازانها شد تنهاراه اثبات حاکمیت وولایت الله بر مخلوقاتش )وهمچنین هرچه از جن و شعله های رنگی خوانده میشد به زمین یا دنیا تبعید شدند .آیه بالا را به دقت بخوانید  . عرش الله روزی بر روی آب بوده است . و زمین و خاک زیر آب بوده اند.جامد درون مایع .مخلوط .مخلوط.همانگونه که انجیر با اب دائمادر اختلاط است  . الله خاک را گرامی میدارد از آب وخاک آدم وحوا را می آفریند خاک کجابوده است زیر آب .زیر آبی که عرش الله بر بالای آن قرار داشته است توجه کنید که چگونه انسان از *زیر به  بالا به اوج به عرش میرود کرامت پیدا میکندو در درگاه الله مقام خاک بالاتر از ملائک  اعلان میشود.واما زمین ما روزی پودری از خاک بوددر زیر آب. وآفرینش  انسان جبرا  خاک را از پودربودن به انسان شدن .به زمین شدن تبدیل کرد( بودن وشدن . بودن در زیر وشدن درعرش .وهمه چیزدر موقعیت باش قرارمیگیرد این یک امر جبری است .اگر در خاک بمانی خاک مرده ای بیش نیست ودر نزد الله یک باطل است اما انسان .انسان باش یک موجود زنده است .اواز آب زندگی می یابد .مکان زندگان .توجه کنید به این نشانی پنهان که الله غیرمستقیم به بشرمیگوید که تو فقط درکنار من زنده ای ودرکنار لیلی . فرهاد . ولی . شاه فرعون .شیطان شیطان تومرده ای بیش نیستی.یقیین در این معادله بعداز مرگ اثبات خواهد شد ودراین جبر فقط اراده یک انتخاب .توبه میتواند انسان را ازگذرازآتش یاری کند.دراینجا می بینید ویژگی خاک در گردوغبار یا تجاوز یاعامل ویرانی بودن یا نادانستن .همه ازنقش بی ارادگی است وانسان تولدیافته ازخاک و آب می تواند  صاحب اراده واختیاراست

وباهرعملی که الله انجام میدهد با دستهای معجزه گرش با مخلوط آب وخاک . خاک وآب زیرعرش اونیزهمان عمل راغیر مستقیم وبدون اراده  تسلیم وارمی پذیرد تسلیم محض به آن میماند که همزمان دعوت به باش به خاک وانسان داده بشود.این دستها سرنوشت انسان زنده وزمین مرده را رقم می زنند دستهای عیسی س از خاک پرنده میسازد واوبا نفس خود به پرنده جان می بخشد عیسی س درواقع یک شبیه یا مقایسه  است برای آنکه آفرینش وخلاقیت الله را مردم باور بدارند وازعظمت واقعیت وحقانیت آن رد نشوند . والله در آیاتی یادآوری میکندکه انسان را عجول وبی ثبات یافته است اورا موجودی قابل ذکر نمی دانسته است .توجه بکنید آدم شکل می پذیرد وزمین شکل می پذیرد . وزمین متولد میشود همانگونه که آدم خلق میشود .عرش دیگر بر روی آب نخواهد بودو آنچه آب نام داشت تبدیل به خلاء میشودواز تسلط وحاکمیت انبوهی ازئیدروژن خارج میشود اما شهابها باز میسوزند .این یک جبراست .ما غسل میگیریم . زمین ما( جسم ما) شاداب میشود این ازحق زمین است.وبرماواجب. باران می بارد وزمین شاداب میشود زمین روزی زیر آب بوده است وما چرایی بودن اورادر آب در نمی یابیم.این خاک این جسم ما همواره در جبراست که پاک بماند.تا روزی که قیامت برسد.قیامت روزی خاص برای برخاستن  قعید . قعید یا زندانیان وهم بدون هیچ توجیهی  همیشه درترس ازبرخاستن هستند.

 برای شناختن قعید آیه پنجاه ونه سوره نساء یک آیه گویا است

(ای کسانی که به حقایق ایمان آورده ایداز خداونداطاعت کنید

ازپیامبرخدااطاعت کنید

از*صاحبان راستین درامورخودتان یا مسئولین* ترین *یا اولی درایمان ازمیان خودتان اطاعت کنیدواگردرچیزی اختلاف کردید برای داوری آن را نزد*خدا وپیامبر مطرح کنیدچنانچه به خدا وروزحسابرسی ایمان دارید اینکاربرای شما خیر وعاقبتی نیکو دارد .) 

اطاعت از الله .اطاعت از پیامبرالله( کدام پیامبر؟ نام خاصی از این پیامبر دراین آیه ذکرنشده است پس واجب آنست که یادآوری نام پیامبر رابه همه پیامبران صاحب کتاب عودت بدهیم وگرنه ارتداد ورزیده ایم وچرا پیامبر ؟همان او که زنده است؟)ودرکناران  اطاعت از جمع  ایمان اورندگان  واجب شده است .ببینید ازاطاعت وپیروی ایمان آورندگان ازمجموعه ای از ایمان آورندگان دراینجا خواسته شده است تسلیم بودن به اطاعت ازیک  فردرها شده است باطل شمرده شده است  درقرآن مستندومنحصر به اطاعت ازیک نفر بطورجبری ممنوع شده است.وجبر یعنی واجب یعنی حرام مطلق با حق الله.

دراینجابطورخلاصه از تاثیر ژن جنون شرک که از جن شیطان به انسان منتقل شده است باید گفت .همه چیز ازعرش آغاز شد .الله آدم راخلق میکند امرمیکند به همه فرشتگان که آدم را سجده کنید همه امرسجده را اجابت کرده اند مگر ابلیس . که از یکسودرمقابل قول الله  که (حق) بوده است تمردمیجوید .از طرف دیگر سجده را ادا نمی کند وخودرا برتر از آدم میخواند که اگر به عمل سجده بخوبی توجه بشود الله به فرشتگان که برترین مخلوقات عرش بوده اند این امر را ابلاغ میکند وبرتر ازآدم در آن روزهمانا الله  است اما شیطان نادانسته خودرا برتر از آدم میداند بدینگونه مستقیما با الله وارد یک مبارزه عقیدتی میشود .واززاویه دیگر شیطان تمام نیروی خودرا بسیج (آه  بسیج .ای شر ؟ ) می کندتا خاک یاآدم را به سوی خود بکشد ( به قرارگاه شیطان یعنی جهنم) دراینجا ما با نبرد برای حاکمیت بر خاک یا زمین روبرو میشویم .وبطور آشکاردخالت شیطان دردین یا عقیده معنوی رابرای تسلط بر خاک  یا دنیا یا همان سیاست حاکمیت برزمین یا مدیریت جهان و ولایتمداری قانون ( دین بایدقربانی دنیا بشودتا شیطان پیروزبشوداما کدام دنیا. دنیایی ازوهم) دنبال میکنیم .معنویت الهی درمقابل مادیات دنیا قرارمیگیرد درحالیکه الله همواره برحاکمیت بردنیاو آخرت مخلوقات می گوید ( سخن پیامبر رامرورکنید)اما باز شیطان مدعی میشود که  اکثریت بندگان الله یاخاک را از سهم خودمیخواند ودراین ادعا نیز اگرچه تمرد صورت میگیرد واراده الله بر انتخاب مخلوقات نادیده گرفته میشودجبر در اقتدار اراده الله توسط شیطان همواره ( اکنون) نفی میشود دراینجامیشودکه  اراده شیطان رابرای به  واقعیت رساندن قول ووعده اش تخمین زد وازتولد اولین فرزند آدم اتفاق وراثت  دوگانه پرستی یا شرک درنسل بنی آدم توسط شیطان درزمین آغازمیشود. 

درادامه آیه  سوره نسا ء اشاره به اطاعت از پیامبر یا رسول =فرستاده شده است  که اطاعت از یک پیامبر الزاما اطاعت ازهمه پیامبران است واطاعت ازفردیت در میان این جمع مردود است نمی توان خودرا مسلمان به دین محمدص خواند و پیامبر دیگری چون عیسی س وموسی س را ردکرد درچنین صورتی نیز ارتداد ورزیده ایم پس مسئله امامت و جانشینی آدم حتی درفرد در نظر الله مقبول نخواهد بود شرط اصولی  بوجودامدن امت واحده توحیدی پذیرفتن همه ادیان اسلامی است وبس. واکنون که  همه پیروان ادیان اسلامی از عقاید وافکارموهوم تاثیر گرفته اند ودچارپراکندگی درابتلاء به بیماری و آفتی به نام جنون  شرک وارتداد شده اند عملا تشکیل امت واحده  ناشدنی  است .باید باور داشت که ردهر پیامبر یاکتاب واسلام توحیدی ازارتداد است. درتوحیدماباید تسلیم به مجموعه بزرگ ایمان اورندگان تسلیم( =پیامبران چرا پیامبرا زیرا پیامبران از زندگان جاویدانند) باشیم .پس در توحید این فقط یک نفر هرگز نمی تواند بصیرت وقضاوت داوودس را داشته باشد نمی تواند برهان یوسف س را بفهمد. نمی تواند حس وادراک عیسی س را در عمل نشان بدهد .نمی تواند شهامت ابراهیم س را درتسلیم به معنویت (برخلاف دنیا) اعتراف بکند. ونمی تواند کلام شیوا وقلب مهربان محمدص رادرتسلیم در راه توحید اثبات کند چون خود را ملزم به اقتداءواطاعت از یک پیامبرمی داند..هرکسی جز پیامبر چنین ادعایی از برتری  رابکند همانا اوسهم ابلیس است . یک نمایش از انحراف و طغیان از نوع وجنس طغیان ابلیس در این آیه مطرح شده است ومی بینیم الله درعاقبت از روزمعادمی گوید همانطور که در سوره ص الله بعداز مجادله با  شیطان ابراز می کند اسلام لازمه اش ایمان به یگانگی الله . پذیرش ملائک .اطاعت ازهمه پیامبران وکتب آنهاو همچنین ایمان به روز حسابرسی است .

(قسم به حق و آنچه میگویم حق است که جهنم را ازتوو ازتمام کسانی که از تو پیروی کنند پر خواهم کرد)

همین هشداردرپایان آیه پنجاه ونه سوره نساء نیزآمده است .هشدار به شیطان هشدار به ایمان آورنده

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 بهمن 1390    | توسط: منتظر در انتظار    |    | نظرات()