اینست که ما می بینیم الله نیزمرتبا به پیامبران خود ازامرمهم ابلاغ .دعوت و هشدار آیه می اورد بایدگفت اقدام به عمل ابلاغ .دعوت وهشداردرواقع همان اثرعمل سنگسارشیطان توسط ابراهیم وتاثیرلبه تیزچاقوی ابوعلی سینا رابرای فردمبتلا به مجنون وبیمارالزایمر انجام می دهد .روش دین توحید یک  نوع روش درمان معنوی ودرونی است وروش ابن سینا یک نوع درمان برای نوع مادی انست .  

(تنهاوظیفه من ابلاغ دعوت الهی است ورساندن رسالات اوست پس هرکس نافرمانی خداوپیامبرش نمایدآتش جهنم ازآن اوست وجاودانه درانجا خواهدماند)سوره جن بیست وسه

نافرمانی از الله وپیامبر یک وضعیتی رابرای انسان بوجودمیآورد که از سوی الله شیطانی برای هدایت انسان بسوی آتش مامورمیشود.واین یک جبراست وخلاصی ازآن نیست.( قبلا از شیطان قعیدگفته شد)مکان .جایگاه ومقام این شخص راه نجاتی برای رهایی اواز این بن بست نیست.زمان برای اومرده است هرچه کارخیربکند باقیات وصالحات .بصیرت . سپاهیانش را بهانه بکند درتغییر سرنوشت او بی تاثیر است مگرآنکه به دین الله برگردد. برگرددبه هنگامی که درجمع فرزندان بنی آدم به یگانگی الله گواهی داده  است سوره اعراف آیه صدوهفتادودو. بعد ازآمدن به دنیا هرگونه انتخابی جز انتخاب دین توحید ارتداد است

  .وقتی یک پیامبر بیاید واز دعوت وتبلیغ و هشداربگوید خوب عکس العمل این اکثریت بعضی از اهل کتاب که سالها  درکفرو اوهام زندگی کرده انددر مقابل چنین پیامبری روشن واضح است .برتری جویی ریشه دار وافسارگسیخته اکثریت درمقابل اقلیت مهلت می طلبداگر باتوجه مریز به آیات آمده در بالا دقت بکنید در بعضی از این دوران سنگسارراه وعملکردی برای قتل یا کشتن مخالفان .گناهکاران و...نبوده است مثلا در زمان فرعون قطع دست وپا واعضاء بدن وسیله نابود کردن مخالفان بوده است . ودر زمان ابراهیم زنده سوزی ودر زمان عیسی به صلیب کشیدن ودر زمان یوسف اعدام بالای دار.... از اشکال مجازات محکومان بوده است وقتی برای اولین بارابراهیم درخلوت با پدراز اسراروازتغییردردین خودمیگوید پدراوازسنگسار فردی می گوید پدرش نمی خواهد جامعه انروز که دربت پرستی شهره بوده اند از گفته های پسرش آگاه بشوند وپسر اورا مجنون بخوانند مجنون .پدرش ازسنگسارمی گوید پدروپسر ودیگرهیچکس. دراینجا طالب دین با شرک در نهایت برابری تصویرمیشود. آیا یک پدرفرزندخودرا می کشد؟  اومیخواهداین راز پنهان بماند ونه شایدکه پسرش بدست حکومتگران(نفرین شده) کشته بشود

 در سنگساراز نوع دینی فردرا به زعم آنکه دیوانه شده است  آگاهانه اجبارمیکرده اند از چیزی که میگویدویا میخواهد برای محفوظ  ماندن مصالح ومنافع جمع ( برگرددولو اگرانچه می خواهد انچه میگوید حق باشد ) اما ابراهیم یک پیامبراست و دین  با بگو وابلاغ ودعوت وهشدار یک رابطه دیرینه وفرامرزی دارد پس راز ابراهیم افشامیشود آیا حکومت ان دوره ابراهیم را سنگسار می کند نه اورا به زنده سوزی  محکوم می کند. او فرزند یک بت تراش است ( بت تراش). واگرچه روزی این نسبت برای او امتیازبود لیکن دراین موقعیت  برای او یک ذلت است  حکم زنده سوزی برای اینکه اورا بکشند .پس این نتیجه را میتوان گرفت هر پیامبریا ایمان آورنده ای که با تهدید به سنگسارازعقیده وگفته هایش برنگردد ( که هیچکدام برنگشتند)حکم بعدی برای او مرگ بوده است وعقیده من براینست که سنگساردرمقطعی از دوران تاریخ بشرازسوی عده ای فرصت طلب وتمامیت خواه  بعنوان راه حلی نجات دهنده برای تثبیت ماندن دریک حاشیه امن وبه زعم بعضی ازاهل کتاب  القا ء نوشدارویی شفادهنده وروشی درمانی بوده است برای درمان جنون .

وقتی تحجر دریک جامعه همه گیر وعادی بشود حاکمان ومردم فرورفته دراوهام ودر خرافات ظهوریک عقیده جدید را جدی نخواهندگرفت نمی توانند تحمل بکنند وانرا به دیوانگی یاجنون ویا رسوایی  حواله می کنند وآنرا به محدوده خارج از هنجارها وارزشهای انسانی رایج ومقبول اکثریت ارجاع می دهندحتی اگر آنچه راازخودمی رانند مستندی زنده از اطاعت ازدین الله باشد   ( آنرا بدعت می دانند فتنه می خوانند محاربه  وقانون ستیزی قلمداد میکنند درواقع  سنگسار هم مانند اصل ولایت فقیه ویا قوانین ومقررات حقوق بشری . حق وتو و...قرآن سوزی .یک حربه است یک بهانه است برای اکثریت وبعضی اهل کتاب برای رویگردانی ازحق.بااطاعت از منبع ومنشا یی که جنون برآن سلطه یافته است درآیات بالا مخالفان دین وبعضی ازاهل کتا ب ازکشتن پیامبران نمی گویند .نمیگویندتورا ( ای پیامبر؟) سنگسارمی کنیم تا اینکه درآخربمیری .دراینجا به آیات بالا که الله از قتل عام مخالفان بادین خودگفته است می پردازیم الله رحمان ورحیم  تاقبل از ظهوردین محمد الله جمع یا اکثریت کافران ومشرکان ومرتدان را قربانی اقلیت پیامبران و ایمان آورندگان خودکرده است پس فقط الله مختار است وصاحب اراده است که یک جمعیت رانابود بکندویا نکند اما بعداز دین محمد این پیامبر بزرگ می تواند با حکم وفرمان الله که بصورت آیه براونازل میشود با دشمنان برخاسته به جنگ با دین توحید بجنگد .ببینید موسی س ازطریق دریا ازفرعون وسپاهیان او(جمع جن زده)دور میشود.لوط س بااقوام نزدیکش از شهرودیارخود که گروه بزرگی ازفریب خوردگان شیطان درآنجا بوده اند دورمیشود نوح س نیز بابالا آمدن آب درخشکی (سونامی) ازقوم مجنون خود جدامیشود وسرنوشت قوم شعیب س نیز با بادی مرگ باراز پیروان کفروشرک جدامیشود می بینیم که فقط الله حاکم براین نقل وانتقالات وبایدهاونبایدهاست اما بعداز آغازرسالت پیامبراکرم  اومی تواندبا دشمن دین توحید دریک میدان بجنگد(یک مسلمان در برابریک کافر یا یک مشرک)دین اسلام محمد س دین برابریهاست زیرا تمامیت اقوام  مسلمان  درگذشته تا قبل از دین محمد س درانتخاب مرگ مخیرنبوده اندواما بعدازظهوردین محمد س دیگر بلا یا عذاب مرگبار که برای نابود کردن مشرکان .کافران و...و به یکباره نازل بشود وجودندارد واین از نشانه های رحمت الله است.سونامی .رانش زمین زلزله . طوفانهاو بادها خسوف وکسوف کم شدن حجم زمین . سونامی یاپیشروی آب درخشکی که همه نشانه هایی از آمدن بلاهایی آسمان درکره خاک هستند .  

واما عمل سنگساردرمیان مدعیان  پیرو دین محمد؟یا مذاهبی که با تفرقه درامت واحده بوجودآمده اند

(خداوند همان دینی را که به نوح سفارش کرده بودبرای شما تشریح کردوآنچه به تو وحی کردیم وبه ابراهیم وموسی وعیسی سفارش نمودیم اینست که *دین را به پاداریدبه آن عمل کنیدودرآن فرقه فرقه نشوید( تفرقه ایجاد نکنید)بدانید پذیرفتن حقایقی که مشرکان را به آن دعوت می کنید برایشان سخت وسنگین است وبدانید خداهرکه را صلاح  بداندبرای انجام رسالت خودبرمی گزیندوهرکه روسوی اوکند هدایت می کندو آنهافرقه فرقه نشدندمگربعداز آنکه آگاهی بسراغشان آمده بود واین تفرقه جویی باعث سرکشی از*حق بود واگرقول ومهلت پروردگارت نبودکارشان تمام بود بدین سان حتی کسانی که کتاب الهی را بعدازآنهابه میراث برده انددرباره آن به شک وتردید افتاده اند) سوره شوری آیات سیزده وچهارده

سنگساردردین محمد س درزیرمجموعه مذاهب مختلف آن که درگروه بعضی اهل کتاب قرارمی گیرند با ارتداد برای جاری کردن حکم بر زناکار و.. بکار میرود. واین علامت درستی و صداقت کلام حق الله در سوره شوری از شیوع تفرقه وارتداد می باشد .بعضی اهل کتاب دین محمدس نیزچون درگذشتگان  خودوبا ارتداد ازحقایق کتاب دین خود ازمذاهب متفرقه بعضی اهل کتاب تقلیدمی کنند .دراینجا هم اگر دقت بشود زناکاراگرتوبه نکند یک مشرک است چون به وسوسه شیطان زنارا انجام داده است یعنی از تاثیرجنون اقدام به زناکرده است .سنگ زدن به جن زده درمیان این مذاهب  ساختگی رجوع داده  میشودبه پرتاب سنگ بسوی جن توسط ابراهیم یا اشاره جن به پرتاب شدن شهاب سنگها؟ آیا مگرتکلیف دعوت وهشداربه زناکارابلاغ نشده است؟ آیا حکم شلاق  امده درقرآن برای محاکمه او کافی نبوده است ؟ این بعضی اهل کتاب هم پارا ازحق فراتر می گذارند وخودرا محق  می دانند که چون الله ومحمد ص ودیگرپیامبران برمحکومان حکم جاری کنند انها هم از شیطان پیروی می کنند .شیطان دشمن انسان است وآنها انسان را می کشند درحالیکه به آیات الهی واقفندحق را ردمی کنند.درهرصورت درتمام موارد ارتداد صورت گرفته است .متاسفم متاسفم .   

پیامبریک برگزیده است اما در میان انسانهایی که از شنیدن .دیدن .درک وعقلانیت در ضعف و عجز هستند ان پیامبردیگر یک ایمان آورنده یا مسلمان نیست که می گوید الله جانشین ندارد . الله یکی است  الله خالق است .الله انسان نیست .بت نیست شاه نیست ولی نیست گوینده این جملات درچشم آنها( گوساله است بزغاله است.یک موجود خبیث .کثیف .ویروس .میکرب و شاید که یک مجنون است دیوانه است .این پیامبر ویا ایمان آورنده خواه موسی س باشد وقتل کرده باشد یک انسان ویا یک مسلمان است  اوشیطان نیست جن نیست  وحدی که برای حکم قتل ازسوی الله آمده است مسلما سنگسارنخواهدبود .یک مسلمان دین محمدس حتی اگرباوسوسه جن (چه فرق میکند همه پیروان ادیان توحیدی درکتاب قران مسلمان خوانده میشوند) اگر زناهم بکند بازهم مسلمان است و حدوحکم کیفرومجازات یک مسلمان نیزسنگسارنیست در قرآن به صراحت آمده است واین ازارتداد است که مابه یک روایت یا داستانی که دران گفته شده است حضرت محمد س(امان ازاین همه توهین ازاین همه آزارپیامبران)مجرمی را سنگسارمیکرده است البته ناگفته عیان است که اساس وریشه این روایت ساختگی نیزجزازانحراف دردین الهی  ویا تقلیدکورکورانه ازمنحرفین  بعضی اهل کتاب ساخته وپرداخته نشده است

(هرکه از قبول حق سر باز زنداز حق منحرف شده است) آیه نه سوره ذاریات

سنگسارمسلمان وغیرمسلمان عملی حرام است عملی باطل است .تحریف وتغییر کلام  (اطیعو ا الله واطیعواالرسول واولی الامر است) نافرمانی از الله وپیامبراست ( که الله وپیامبرش ابراهیم بسوی جن وشیطان سنگ پرتاب میکنند) ازافراط است .ازارتداد است . توجه بکنید به آیات بالا که درمقابل اجراکنندگان عمل  ورای سنگساردر جامعه انسانی متحجر پیشینیان ( پدران) یک مسلمان به دین الله قدعلم کرده است یک پیامبر ایستاده است .این همان برداشت  نا گاهانه از آیات است چون صریحا درآیه نیامده است که سنگسار حرام است  آیا مسلمان باید در این مسئله بلا تکلیف بماند .وقتی از سنگسار پیامبرتوسط کافران وبعضی اهل کتاب  آیه آورده میشود این خود گواه است که بی هیچ شکی سنگسار از اعمال مردود است ودر دین توحید رد میشود .آیه نمی گوید پیامبران می خواسته اند بعضی اهل کتاب را ویا کافران وحتی مجرمان وگناهکاران را سنگسار بکنند می گوید پیامبران محکوم به سنگسار میشده اند .توجه دادن خواننده آیات است که هرکس اقدام به سنگسارانسان بکند مجنون است یاکافراست یا مشرک است ویا شیطان. عمل سنگسار یک بدعت است دردین الله .( وخواص وحکومتگران ومراجع ما این بدعت غیر قانونی و غیر شرعی رادر قانون اساسی بعنوان حکم شرع اسلام؟ با رای ونظر مجالس چندگانه به تصویب رساندند؟بدعت غیرقانونی یعنی چه ؟ بدعت قانونی یعنی چه؟شمانباید به مردم از چرایی اجرای قوانین برمردم وازمنشاءبدست آمده کسب این قانون به مردم توضیح بدهید ) سنگساربعنوان راه مجازات مجرمین امری است شیوه پیروان آیین شیطان .وقتی مخالف باپیامبر عمل سنگسار راانجام بدهد در نگاه ورای اول اویک انسان را وبعدازان یک پیامبر را سنگسارکرده است .پس اواز شیطان فرمان میبرد .ومرتد است .وقتی یک مسلمان دین محمدهم کورکورانه ازاو پیروی بکند اوهم مرتداست.وازاهل کتاب خواهد بود واین مورد در همه امور زندگی وعبادات و.... صدق می کند .  یک مسلمان زناکرده مجرم درنزد الله حرمت  دینی دارد وبا قصاص یا توبه یا جاری کردن حکم الهی ویا قبول دیه (بعنوان بدل ازعضوقطع شده)پاک ومبری خواهدبود.

           ***************                                                         

ازقیامت یا روزقیام جبری انسانها باید بگوییم ودرنتیجه به رد تئوری مادیگرایان می پردازیم .تئوری که از نگاه قران مردود است .رد نظریات  ساختگی بشردرمورد مخلوقات الله همواره ردخواهدشد واین یک جبراست . وهم وپندارهیچکس نمی تواند سرنوشت کره زمین وانسانها را زیرحاکمیت خود قراربدهدآنچه اراده الله است خواهدشد ولو انکه قوانین وپندارهای انسان  درچهارچوب قوانین هزاران ساله برانسانها اعمال وحاکم شده باشد. آنچه زیباتراست باور ناتوانی ماانسانها وقبول  تسلط یک قدرت بی نهایت عظیم بر همه مخلوقات جهان آفرینش است به نام الله .

  ( روزی که درصوردمیده شودهرکس که درزمین واسمان است وحشت زده میشود مگرآنکه خدابخواهدهمه شان درذلت وخواری بسوی اوروانند.وکوههارامی بینی ومی پنداری جامد وثابتند حال انکه بسرعت ابروباددرحرکتندآفرینش خدااینگونه است که همه چیزرامتقن وحساب شده آفریده است *بدانیدکه اوازعملکردتان آگاه است)

سوره نمل آیات هشتادوهفت وهشتادوهشت

کوههای جهان ما دنیای ما .هیچ چیزپایدارنخواهدماند. درشتاب به سوی نابودی ورفتن هستند .الله انسان را عجول وبی ثبات افریده است .توجه بکنید به دومشخصه دو مخلوق بی جان وجاندار که هردواز عنصر خاک هستند .کوههای جامدوبی ثبات .انسان بی ثبات .عنصر خاک عمرجاودان ندارد مگردرکنارآب .

(انسان عجول وشتاب کارآفریده شده است بزودی نشانه هایم را برایتان نمایان خواهم کرد) سوره انبیا آیه سی وهفت

(وروزی که درصوردمیده شودمجرمان رادرحالیکه ازشدت ضعف چشمانشان کبودگشته است گردمی اوریم. به اهستگی به یکدیگرمیگویندگویی شمابیش از ده روز در برزخ نبوده اید.مابه انچه  می گویند آگاهتریم بویژه وقتی روشن بین ترین آنها اظهارمی داردشمابیش از یک روز درنگ نکردیددران هنگام از کوهها می پرسند بگو خدا انهارامتلاشی کرده بربادمیدهد. سپس زمین را بایر وبی گیاه رها میکند بطوریکه دران هیچ پستی وبلندی نخواهی دید)آیات صدودوتاصدوهفت

همه چیزدرعجله برای رفتن مثل ابروباد مخالف ودرقرینه متضاد با روز آغاز آفرینش دنیا .ده روزیا یک روزدربرزخ؟ .

برزخ کجاست؟

(امکان ندارد که شمابتوانیدازخداوند بگریزید نه در آسمان ونه درزمین وجزخداوندهیچ یارویاوری نخواهیدداشت)

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 12 اردیبهشت 1391    | توسط: منتظر در انتظار    |    | نظرات()