بسم الله الرحمان الرحیم

                                                 (به نام خداوند بخشاینده مهربان)

(وازسمت راست کوه طورموسی راخطاب نموده وبه خود نزدیک کردیم تااسراری رابااودرمیان بگذاریم وازروی رحمت بیکرانمان هارون راکه اوهم پیامبربوددراختیارش قراردادیم.دراین کتاب ازاسماعیل یادکن که اومشهوربه وفاداری وفرستاده ای پیامبربودکسی بودکه اهلش راهمواره به اقامه *نمازوپرداخت* زکات امرمیکردوبی شک اوموردرضایت پروردگارش بود دراین کتاب ازادریس یادکن زیرا اونیزبسیارراستگوبود وبدین سبب اوراجایگاهی رفیع عطا کردیم.همه انهاکسانی هستند که خداوندنعمت خویش راشامل حالشان کرده است.همان پیامبران وفرزندان آدم وهمه کسانی که بانوح سوارکشتی کردیم..فرزندان ابراهیم واسراییل وهرکس دیگری راهدایت کردیم وانتخابشان کردیم .آنهاتا* آیات خدای رحمان را شنیدند به سجده افتادند وگریه عاشقانه سردادند.اما کسانی بعدازآنها جانشین شان شدندکه * نمازرا متروک گذاشتند وبه دنبال شهوات خویش رفتند بزودی مجازات دستاوردشان را خواهند دید مگرکسانی که ازگذشته زشت خویش توبه کنندوبه خدای بزرگ ایمان بیاورندودست به کارنیک زنند بدون تردیدآنها به بهشت واردخواهندشدوهیچ ستمی برآنها نخواهدرفت.آن هم به بهشت های جاودانی که خدای رحمان به بندگانش وعده داده است هرچندآن راندیده انداما بدانندکه وعده اوتحقق یافتنی است. درآنجاجزسخن ازصلح وسلام وامنیت هیچ کلام لغووبیهوده دیگری نمی شنوندورزق وروزی شان هرصبح وشام آماده است این چنین بهشتی متعلق به بندگانی ازماست که *حرمت اوامرخدارا نگاه دارند .ومافرشتگان جزبه امرپروردگارت فرود نمی آییم آنچه پیش روی ماوپشت سرماوحتی دراین میان است ازان خداست .بدان پروردگارت هیچ چیزی را فراموش نمی کنداوپروردگارآسمانهاوزمین وآنچه میان آنهاست می باشد.پس فقط اورا بپرست وبراین پرستش صبرواستقامت داشته باش آیا حتی همنام همطرازی برای او می شناسی ؟)آیات پنجاه ودوتا شصت وپنج سوره مریم.ازسخنان ملائک که برموسی س نازل شده است .

                                           *****************************

قاب وارونه ارتداد ومن( =شیطان)                                                

درایات بالابه اهمیت(آیه اطیعواالله واطیعواالرسول واولی الامرمنکم  ....)یااطاعت ازالله ورسول وایمان آورندگان وازرجوع به طاغوت که  بعدازآنهامردم را از راه پیامبران به انحراف کشانده انداشاره شده است .اگرتوجه بکنیدبه آیات بالاازآنچه دراولویت واجب ادیان توحیدی ودردین اسلام محمدص هم موردتوجه قرارگرفته است همانا بزرگداشت نمازاست وحرمت (= احترام واجب)به اوامرالله وهمچنین راستگویی وتعهدبه دین حق است که اگراین شرائط اطاعت ازالله ورسول ویا جمع ایمان آورندگان درجامعه اسلامی (توجه داشته باشید که امت اسلامی هرگزبعدازپیامبران تشکیل نخواهدشد)دیده نشود(باتوجه به انجام اعمالی که برای مثال واجب درآیات بالا آمده )اطاعت وتسلیم واقتداء وتمکین مسلمان(همه ادیان الهی)به چنین حکومت وجامعه ای واجب نیست واین حکومت وجامعه ازطاغوت شمرده میشودودردین توحیدمردود ومرتدمحسوب میشود.ومااکنون نیزمی بینیم شرک مفرط با رجوع به طاغوت وحکومتی نامشروع درجامعه ایران ترویج ورشدیافته است واماتوجه به این نکته که پیامبران همه ادیان توحیدی انجام واقامه نمازوپرداخت زکات تا تسلیم بودن به آیات کلام الله وتحسین کردارهای پسندیده راستگویی و متعهدبودن بودن به وظائف وتکالیف شرع رسالت ( تبلیغ ودعوت وهشدار)راکه برآنها واجب می گشته است همواره سرلوحه دعوت پیروان وایمان آورندگان قرارداده اند وواجب بودن اقامه نمازونیزپرداخت زکات به آنها همزمان بااحترام به اوامرووحی الله را برای به دست آوردن رضایت الله برخودلازم الاجرامی دانسته اندردوانکارعبادات (نماز.زکات حج.روزه که پس ازان برنامه زکات بایدوواجب است انجام بشودوحرمت واحترام بی چون وچرا وبدون تردید آیات حق الله)ازهرشخصی خواه مسلمان ( دین محمدص ویا ادیان دیگر) باشدازارتداداست.مرتدبه آیات الله هرگز پیامبرنمیشودوهرگزازایمان آورندگان وازجانشینان دردیانت نخواهدبود زیرا ازالله اطاعت نکرده است واین شخص باتبعیت نکردن ازپیامبران درواقع ازالله اطاعت نکرده است.بله اقتداء به فرد ویاجمع مسلمانی که آیات وقول حق الله را انکارنمایند ومادیات ودنیارابرآن اوجب بدانندحرام است.وعبادات واعمال حسنه  وصالحه شخص را باطل می کند.

(خداگفت ای ابلیس.چه چیزباعث شدتاموجودی راکه با دستم خلق کرده ام سجده نکنی ؟ آیاتکبرکردی یامقام بلند داشتی؟)

سوره ص آیه چهل وهفت

واجب بودن سجده برآدم س ازنگاهی دیگرتاکید بربیعت نیزهست  .دست موسی س که به دستی سفیدونورانی بدل میشد .دست عیسی س که به پرنده جان میداد.دست داوود که آهن را چون موم نرم میکرددست محمد ص که قرآن را بدون قلم می نوشت

(توقبل ازقرآن هیچ کتابی رانخوانده ای وبه دست خودآن را ننوشته ای .مبادا اهل باطل شک وتردیدکنند)

سوره عنکبوت آیه چهل وهشت

ودست دست بیعت با خاتم که نشانه تسلیم است به دین همه پیامبران وتسلیم شدن به اولین مبداء معنویت ومرکزی برای سجودهمه کائنات ورد این سجده درعرش وزمین بطورغیرارادی سرآغاز ومنشاء واساس ارتداد دربین نوع بشرمیشود.   

.این ازجنون است که کسی تجاوزبکند به نوامیس وحرمت مسلمانان ویا درمقابل این بدعت دردین الله سکوت بکند ویا دزدباشد ویا ناظروشاهدبردزدی ازبیت المال مسلمانان باشد وخودرامقیدنداندکه درچنین امری ازپیامبران اطاعت بکند وازارائه واجرای حکم بردزد ممانعت بکند ویا درمقابل قتل عام مسلمانان سکوت کند وبا سکوت خود ظالم رادرظلمش برمظلوم یاری برساندو خودرا ازایمان آورندگان ومومنان وازپیروان پیامبران بداند اومرتداست .نمیشود خودرا مسلمان وباایمان دانست واز سویی دیگر عبادات الله را اوجب ندانست واجب  ودراولویت  دانستن حکومت یا اموردنیوی واعمال سلیقه مصلحتی برآیات وحقایق دین واجب دین توحید یک نوع جنگ زبانی وعملی برعلیه الله وپیامبراست .رد دست بیعت رسول است ارتداداست ازجنون است.اطاعت از شیطان است .

بابحث ومجادله با قران با من همراه شده اید راهی که به نقل ازقران جهاد بزرگ خوانده میشودوگام نهادن دراین جهادمطمئنا جزبا آگاهی وصبرواستقامت وامیدبه یاری الله به پیروزی ختم نخواهدشد.

(ازمنکران حقیقت اطاعت مکن بلکه بوسیله قران جهاد بزرگی راعلیه شان آغازکن) سوره فرقان آیه پنجاه ودو

گفته شد که مسئله ارتداد وکفربا نابودی زمین و نابودی نوع بشرومخلوفات دیگر آفرینش رابطه مستقیم دارد .

(فساد وتباهیی که درخشکی ودریانمایان شده است نتیجه عملکردانسانهاست خداوند میخواهدجزای بعضی ازعملکردهایشان را به انها بچشاندشایدبه راه حق برگردند)سوره روم آیه چهل ویک

 باید دانست که هرکس گمراه بشودهرکس ظالم بشودهرکس ازآیات الله رویگردان بشودهرکس به مبارزه علنی بادین معنوی توحیدبرخیزددرواقع ازآغازاین انتخاب ورویگردانی تمامی عملکرد اومادام که توبه نکند براوحرام میشودواورا باید مرده دانست (ازنظرهویت وماهیت انسانی). وبگوآغازمیشود درمدتی تدریجی  ویکنواخت .پیامبرمیگوید ودرطول این زمان همراه با تانی ودرنگ هرکس که ازدین روی برگرداند تدریجا میمیرد . بیست وسه سال اززندگی پیامبرما توام میشود به بیان یک امرواجب .بگوای پیامبر بگو . قران چون باران رحمت برساکنان زمین می بارد امااین باران هیچ مرتدی را زنده نمی کند هیچ کافری را ازبیراهه برنمی گرداند فقط ایمان اورندگان را زندگی میبخشد .درچنین برهه ای اززمان برمرتدوکافرومشرک انسان بودن حرام میشود کم کم ذره ذره (اوجبرادچاریک نوع تغییردرآفرینش خاکی خودمیشود)دراینجابایدلزومااشاره شود به اینکه انتخاب درست ویا نادرست سریع اتفاق می افتداماراه مبارزه باان زمان براست.به کسی که دچاربرق گرفتگی شده باشد ومرده باشد فکربکنید شخص گمراه هم مانند چنین شخصی است فقط به دلیل اوجب بودن دادن مهلت وفرصت برای احیاء مجددما اورا درظاهرسالم خواهیم یافت .اواگرتوبه کندبه زندگی بازخواهدگشت .ویاکسی که دراثرسوختگی بشدت کریه شده باشد این شخص راهم مادرمسیرگمراهی معنوی درظاهرسالم می بینیم .آسیب شیطان ازلحاظ جسمانی غیرقابل درمان است .امادرمورد این شخص نیزبنابروعده حق الله که برشیطان و پیروان اوداده است وما انرا (مهلت وعده داده شده) می خوانیم اودرمیان ما بصورت نیمه زنده( نیم آتش نیم انسان =جسم) حضورخواهد داشت مخلوقاتی باظاهرانسانی واعمال شیطانی.درمسیرگذرازاین مهلت این گروهها (مرتد مشرک وکافروبعضی اهل کتاب یا اکثریت انسانها)بتدریج ازسهم شیطان خواهندبود وآنهانیزتابع همان وعده وقولی هستند که الله درعرش به شیطان داده است وهمراه باشیطان وارد جهنم خواهندشد .ندیدن .نشنیدن . عدم درک وفقدان عقلانیت با فراموشی یا ازخود بیگانگی دراین دوره سرگردانی برانسان حادث میشود هرچه در شیطان است اعم از غفلت یا فراموشی و .... درانسان نیزبروز پیدامیکند.ازخود دورشدن .ازخود جدابودن یا الزایمر یافراموشی درزندگی اورا از ایمان اورندگان مجزامی کند گفتیم که درآیه صدوهفتاد ودوسوره اعراف انسان گواهی وشهادت می دهد به ایمانی که دردنیا انرا با صبر واستقامت تا روزجزا یا قیامت محفوظ خواهد داشت .وجنون ازخودبیگانگی (وازنوع انسان دورشدن)اززمانی با اوهمراه خواهدشد که انسان گواهی آغازین خودرابه شهادت مخلوق بودن وخالق بودن الله را که فطرتا درنهاداوبه ودیعه گذارده شده است باغرق شدن دراوهام (و تردید) ازدست بدهد انسان بوده است بیمارشده است متمایل به جنسیت جن شده است خودش را نمی شناسد با تکیه بروهم قضاوت میکند و ادعا می کند خداست؟برانسانهای دیگر اشراف وبرتری داردوحفظ نظام دنیایی او بر دین الله واجب تراست .می پندارد انسان میتواندخالق همه چیزبشود یابرسرنوشت عام انسانها حاکمیت پیداکند این انسان سرگردان وگمراه  همان زندانی اتش است .

                                                              ************************                                       

( ای همه کسانی که ایمان آورده اید پاجای پای شیطان مگذارید هرکس ازاوتبعیت کند بداندشیطان فقط امربه زشتکاری ومنکرات می کنداگرفضل ورحمت الهی برشمانبودهیچکدام ازشماهرگزروی پاکیزگی وطهارت رانمی دید اما خداهرکس را صلاح بداندپاکیزه میگرداندکه خداشنواوآگاه است)سوره نورآیه بیست ویک

درآیه بالا ازصلاح یا انتخاب الله گفته میشود پس می بینیدکه پاک بودن ازجرم وگناه یک امرجبری درانتخاب صالحان است ( هرکس انتخاب بشودجبرا پاک وطاهرمیشودیک هدایت جبری). والبته مخاطب این آیه همانا ایمان آورندگان هستند .ما درقران کریم مرتب ازهشدارو ازنهی شدن به تبعیت واطاعت ازشیطان می خوانیم (اصراربرامرواجب تکراربگو.بگواین یک نوع تقویت از درون است به گوینده که باوربدارد راه را درست انتخاب کرده است ویک نوع تعارف یک نوع هشداربه شنونده است). این آیه گویای اینست که (تردید وشک)مسئله ای نیست که فقط خاص افرادی بشود که وارد شونده به جهنم هستند ایمان اورندگان هم  ممکن است درزمانی مقطعی دچارچنین حالتی بشوند( مانندآمدن آیاتی ازسوره فصلت که درحضرت محمدص ایجادشک نمود  یا ارتکاب قتل موسی س یا نوعی تعلق به دنیا درسلیمان س یا داوری ناکام داوود س و......درهرحال الله درقرآن به ایمان اورندگان وبه پیامبر تاکیدمیکندکه خودرا بیگناه ندانند)اما وقتی الله به همین پیامبران امرمیکندکه دچارخطانشوند زشتکاری نکنند جرم وگناه نکننداستغفارکنند به الله پناه بیاورندو به حکم وآیه الله تسلیم میشوندو بدون هیچ مجادله ای ویاتردید ی برمیگردند .این تسلیم بودن مستلزم صبرواستقامت هم هست پس امرساده ای نخواهدبود که انسان همواره دریک صراط مستقیم برهدفی که فطرت اورابه آرامش وامنیت می رساند باقی بماند .

(وبه یادآرهنگامی که پروردگارت ازپشت بنی آدم همه نسل اورابرگرفت وخطاب کرد شمارابرفطرتتان گواه میگیرم آیا من پروردگارشما نیستم همه گفتند آری هستی وگواهی می دهیم .این کاررا کردم که تاروز قیامت نتوانیدبگویید ماازان بی خبربودیم .وحتی نگویید که پدران ماپیش ازاین مشرک بودند وما نسل بعداز آنها هستیم وتومیخواهی به جرم اهل باطل مارامجازات کنی) سوره اعراف آیات صدوهفتاد ودو .صدوهفتادوسه

همه اعتراف کرده ایم که الله تنهاپروردگارماست همه ما ازآدم تا اخرین نسل ازانسانهایی  که درمرگ جبری به نقطه پایان دنیا نزدیک تراست .این آیه از شرک پدران در زمین میگویدوفرزندان مشرک که مدعی خواهندشدکه پدران آنهاراگمراه کرده اند چرادراین انسانها (من = شیطان)اجازه می یابد همیشه ابرازبرتری کند؟ .ودرآن وعده گاه هیچکس نبود که پدرش همراهش باشد وگمراهش کند هیچکس نبودکه فرزندش با او باشدواورا ازیاد الله غافل کند درآنجا هیچ تختی نبود تاجی نبود الهه ای نبود لیلی نبود؟ مجنون نبود؟ ولی نبود؟سامری نبود ؟ هیچکس ازعوام نبود ؟وازخواص نیز نامی نبود؟آنجا همه باهم برابر بودندهیچکس نگفت که آمدن بدانجا مشروط است به تبعیت از شیطان وهمه بودند.هیچکس از امانگفت واینکه میشود طاغوت را به جانشین الله کرد.ازآدم س تا آخرین انسان درجبرند که چون با دین آمدندمی دانند می آیندکه بمیرند. تصدیق این گواهی ازآدم س تاآخرین بشرخاکی همواره با او مانا خواهدبود دردنیا ودراخرت . (موجودباش پس میشود) همه ایمان داشتند همه گواهی دادند.

*والله این چنین به روح ما الهام بخشیده است که ازان او باشیم .وقتی ازگواهی میگوید یعنی که مادرجبریم همیشه دریک زمان زندگی کنیم یک بعد یک هدف وهرگز برنگردیم . نمازمان را عباداتمان را زندگی ومرگ  خودرا ازان الله بدانیم وبس.روزه .نماز.قرائت قرآن وفطر.عیدفطر.انفطار .منفطر.شکاف .شکافنده وفطریه سهمی ازدنیاست  که روزه دارواجب است که  ببخشد وانفطاربرای شکاف انداختن بین دنیا وآخرت خودش .بین انسان وشیطان .شکافنده زمین وآسمان.شکافنده باطل ودنیاهرچه شیطان بدان حریص است باید نابودبشودوافطارزمان آنچه باید شکافته بشودهرچه ازحرام است برای آمدن حق.یک اصل یک هویت حقیقی ازمیان تمامیت باطل برانگیخته میشود الله وقتی ازجهنم میگویدوقتی ازبهشت میگوید درواقع ما را به طرد آگاهانه دنیا تشویق میکند دنیا جای انسان کامل نخواهدبود .فاطرآمربرشکاف است جبراست که این شکاف بوجودبیایدوبوجودمی آید بین خیروشر.بین حق وباطل .بین وآخرت .فطرت ازهمان ذریه =نسل اولیه ادم .اورا بسوی الله می خواند ودرمقابل جاذبه گریزان ازماندن بربندگی خالق هستی دعوت میکند اورا دراراده پرستش تثبیت نگاه میدارد (دنیای خاکی همواره بسوی نابودی پیش میرود.انسان دررسیدن ودرخواست عذاب عجول است .انسان موجودی بی ثبات وضعیف است) .فاطر=فطرکننده.شکاف دهنده .نام الله  فاطراست.یک ماه رمضان .بدون آب بدون غذا.امازنده .زنده ترازهمیشه.فقط با الله این یک تمرین وممارست است بسوی والا شدن الله نمی نوشد.نمیخورددراین ماه بی نیازی الله را بخشندگی وپاکی اورا می سنجی .خودرا بااوقیا س می کنی .میشوی زنده ای بدون خاک. فاصله ها دراین ماه بین مخلوق وخالق کم میشود وبین حق وباطل بیشترمیگردد . بین کافروالله زیادمیشود وبین مومن والله کمتر.روزه .نماز.قرآن میشودراهی بسوی نجات .تنها حبل برای پرکردن شکاف وفاصله .دنیا آسمان وزمین روزی ازهم شکافته خواهدشد اراده انسان میتواند این شکاف را به تاخیربیندازد .اگرچه یک روزبرای توفطراست اما اوفاطرجاودان است .اوفطرت بخشنده را به تو داده است . پس ایمان داشته باشیدکه اولین کسی که دردین محمدص نیز خودرا موظف به اجرای نماز وپرداخت زکات و.... احترام وحفاظت ازآیات حق الله می داند همانا اواز الله وپیامبراطاعت میکند وخودراموظف به تبعیت ازاین امرواجب می داند.وبالعکس کسی که خود را به دلایل نامعلوم درمرکزیت دین میداند؟ وبرای حفظ حکومتش دین الله وعبادات واجب حق را بنا به مصلحت منافع متروک ومطرودمیدارد همانا اوازاطاعت کنندگان ازشیطان است ای حکومتگران ایران ماچگونه توانستیداصل (ولایت فقیه)راازدین وتوحیدبخوانید؟ عجیب است که یک مسلمان آگاهانه باآیاتی چنین صریح پای جای درگذشتگان خود بگذارد..این چنین است  که همه ما باید تابع آن گواهی بشویم که درسوره اعراف آمده است (الذاریات ذروا) ازنسل انسان مسلمان که پراکنده شده است درزمین چرابایداکثریت کفروشرک بوجودبیاید؟ . ذره .ژن وذریه وانتقال .دوران جنون گاهی رویگردانی گاهی برگشت .گفتن وتامل ازانحراف اکثریت انسانهای مردود نشان میدهدکه سالهای تباهی سالهای باطل درزندگی بشرنامحدودبوده است .درزمان ولحظات باطل درایام باطل ودرسالهای باطل ازگذردوران باطل فرزندان باطل به دنیامی آیند .ارتداد وشرک وکفرازهرزاویه ای که مورد بحث ومجادله قراربگیرد بی نهایت مسائل زندگانی دنیا و آخرت را درگیر با امرمکرروواجب (بگو)میکند ودرمقابله با گرایش حکومتهای پوشالی به شرک وکفرویاقوانین فرسوده انسانهایی که به وهم دل بسته اند من جزابرازتاسف چه می توانم گفت بگویم پیامبرسامری نبودکه با وهم خود (ببینید الله بعد مادی نیست ازمعنویت است نمیشوداورا بت کرد )بسازد بگویم علی ع مسئول درامورفقط یک شهرازعراق بود وازترس ازالله برچاه میگریست زیرا تصویراوسایه ای شده بودازتقدس متوهمانه انسان .بگویم حسن ع فقط برای بقاء اسلام ناب صلح راپذیرفت .بگویم حسین ع رجوع به طاغوت را باشهادت خودمردودکرد ویا......همین بس که آموخته ام که بارهابگویم با یاری ازقرآن باشرک وکفروباطل می جنگم .وبه پیروزی دراین راه ایمان دارم

(به یکتاپرستی وتسلیم شدن دربرابرحق روی بیاوراین فطرتی است که خداوند انسانهارا برآن آفریده است و آفرینش خداتبدیل نگردد این دین پابرجاست هرچنداکثرمردم ارآن بی خبرند.بسوی اوبازگردید وحرمتش نگاه دارید ونمازبجای آورید وازمشرکان نباشید) سوره روم آیه سی وسی ویک   

 

مدن ملائک برایمان اورندگان به امرالله گواه حقانی

فطرت تسلیم وتوحید یا ذریه الهی یا ذاتی که اصل است باطل شدنی نیست نابودشدنی ومردودشدنی نیست وانسان چه اوبخواهد وچه نخواهدتغییرنمیکندوتا ابدهمانگونه با اوخواهدبود باوراینکه انسان بتواند آنرا تغییربدهد شرک وکفررا جایگزین تسلیم به توحید بکند ارتداد است ازجنون است دیوانگی است.فطرتا واجب است برانسانها وباید که دردنیافقط به دین توحید تسلیم باشندهرگونه تغییرهرگونه سرکشی .هرگونه عصیان درمقابل این گرایش فطری موجب شکستن وشکاف درهویت وموجودیت وماهیت انسانی اوخواهدشد .نمیشود که به ذات انسانی تحمیل کردکه تجاوزبه عنف ازدین است .نمیشود به ذات  فطری انسان تحمیل کرد که میشود یک انسان خاکی  را جایگزین الله دانست نمیشود به اوتحمیل کردکه میشود که قتل کردوتوبه نکرد تجاوزکردوتوبه نکرد و..نمیشود نمازرا بردنیا اولویت داد فطرت انسان ارتداد را ردمی کندچون الله همواره ودرجبرعصیان از وحی وقول ونشانه هایش را مردودمیشمارد. فطرت انسان یگانه پرست با تحریف وتجزیه گفته های الله درتضاد کامل است روی برمیگرداند بی اعتنایی میکند( قابل توجه مدعیان شعرای عدالت و صداقت و ......تحریف وتجزیه قرآن .تورات .انجیل . زبور و..کتب پیامبران خلاف ومغایربا دین توحیداست وقتی فطرت به یگانگی الله وتوحید گواهی داده است واین کلام قران است اگرما یک ( اصل ) به نام اصل ولایت رابراوتحمیل کنیم درواقع توحیدرا که انسان پذیرفته است تجزیه کرده است .بدعت را دردین تداخل داده است درحالیکه قران صریحا میگویدکه سنت الله . آیات الله تغییروتبدیل ناپذیراست .ازیک سو مردم را گواه میگیرند که دین اسلامی دارند وازسویی دیگر آنها را با اوجب خواندن دنیا (حکومت)گمراه می کنند . ویادیده میشود قانون سنگساردردین توحیدمردوداست اما آنهابه نام  قانون انراعملی می کنند ویا در حکم شرعی  سرقت .دست عوام را قطع می کنند ودست خواص را ازقطع شدن معاف می کنند می بینید که در حکومت فردی انسان برانسان که اسلام آنرا رد میکند تجزیه قران بصورتی عملی وعینی صورت میگیرد ازسویی حکم را می نویسندابلاغ می کنند وازسویی دیگرآگاهانه حکم قران را مردود می کنند آن را دچارمحدودیت درسیطره افکارظالمانه خودقرارمی دهند .حکومت جاهلانه دنیایی درمقابل توحید. قانون درمقابله با دین ؟.دنیا درمقابل معنویت .مگرآیا نمی دانند بایدوواجب است حرمت اوامر الله دریک جامعه توحیدی بزرگداشت بشود؟ .اطاعت از الله برای فطرت انسان کامل با اطاعت ازرسول بقا می یابد .ادامه می یابدوایمان آورندگان یاریگرمیشوندکه حریم آن درهمه ارکان جامعه  اسلامی محفوظ نگاه داشته بشود.حاکم فقط الله است .هیچ انسان خاکی نمی تواند خودرا جایگزین الله بداند این چنین گرایشی  برضد فطرت انسانی است .ضدیت انسان برعلیه انسان است .ستیزودشمنی پنهان انسان برعلیه خودش است .

(وکسانی که برای رد آیات ونشانه های حقیقت تلاش می کنند بدون شک اهل جهنم اند) سوره حج ایه پنجاه ویک

(حال انکه به آنان دستوری داده نشده بودبجز انکه خداوندرا عبادت کندودین شان را برای اوخالص گردانندوشرک نورزند ونماز به پادارندوزکات پرداخت نمایندواین چنین دینی با ارزش است بدون شک کافران اهل کتاب ومشرکان درآتش جهنم اندودران جاودانه خواهندبودزیرا آنها بدترین موجودات اند) سوره بینه آیات پنج وشش

مجهول الهویه است ونمازراردمیکند چون مشرک است حج را ردمی کند روزه را ردمیکندوبهشت راازان خودمی دانددوگانه پرست است وغیرمستقیم میگوید من خداهستم من حاکم هستم .من آفریدگارم اما آیا او آنچه را میگوید باوردارد .اوازاهل جهنم است.کسی که از جهنمیان باشد با جنون به آنجا میرودبا خیالات واهی .با هیچ درگیراست. همه ضدیت های کلامی او.اعترافی است  ازاوبادشمنی  که با ذاتش داردو با الله دارد باحق داردبا حاکمیت مطلق الله  دارد همانند ابلیس د رعرش و چه دنیای تاریکی دارندبندگان او بردگان او .هیچ نمیشنوند .هیچ نمی بینند .نمی فهمند که به کجا میروند .درک نمی کنند که ازکجاامده اند وباید که به کجابروند راه را گم کرده اند.به نظرشما چرا؟زیرا که شیطان دراصل گوش ندارد .چشم ندارد .قلب ندارد حس ندارد اوپس ازارتداداز بسیاری نعمات الهی محروم میشودوشماباید دراینجابدانید چرا انسان مشرک ومرتدبا چشم سیاه درقیامت ظاهرمیشودچشمهایش وگوشهایش دردنیا ازاوگرفته میشودودرآخرت فقط برای چشیدن عذاب می بیند می شنود دنیای مطلوب آرزوهایشان .اوهامشان برآنها تحریم میشود .آنها سهم شیطان هستند وبه تبعیت ازشیطان با تحریم نعمتها  برخودظلم می کنند آگاهانه وباچشمانی باز. درطی مراحل ارتدادانسان اگر بهترین امور زندگی خودرا برروال دین توحید اجرا بکند درست سخن بگویدعدالت را اجرابکند نمازبخواند.روزه بگیردحج برودازجمله اعمال وکردارورفتار باطل اوشمرده میشوداعمال.کردارورفتارهای باطلی که درتجزیه جسم اودخیل است دراستهلاک آب وخاک ونابودی تدریجی زمین تاثیرگذاراست .

 (مابه تو سوره حمدوقرآن بزرگی داده ایم.هرگزچشمت به دنبال نعمت های دنیوی که به دیگران داده ایم  نباشدوغصه انهارامخور وبرای اهل ایمان نهایت احترام راقائل شو.بگومن هشداردهنده روشنگرم.مابرمنکران حقیقت عذاب می فرستیم) همچنانکه برتجزیه کنندگان قران عذاب می فرستیم.)سوره حجرآیات هشتادوهشت وهشتادونه ونود

(آیادرانتظارچیزی غیرازسنت پیشینیان نشسته اند (آنهاموردعذاب واقع شدند)درسنت الهی نه تبدیلی خواهی یافت ونه تغییری) سوره فاطر آیه چهل وسه

                                                     ***********************

(سوگندبه آسمان باراههای روشنش .که شمادرعقاید مختلفیدهرکه ازقبول حق سرباززندازحق منحرف شده است)

سوره ذاریات آیات هفت. هشت  ونه

درآیه (هشت ذاریات = ذریه .ذاریات . نسل ها.ژن ها.باقیمانده ها)هم به جبری بودن اختلاف وگوناگونی عقاید درنسلهای انسانها اشاره میشوداختلاف وتفاوتهایی که انسان نمی تواند ونباید آنراردکند واجب است بدان تسلیم باشد وبدان ایمان بیاورد رداین آیات نیزازشرک است . الله میگوید(درعقایدمختلفید. یعنی درزمان حال اختلاف وجود دارد .به زمان توجه کنید این زمان حال مرتب دراستمراراست و نمی میرد. الله برمااینگونه حکم میراندوصلاح میداند.هرچه در آیات وحقایق قرآن بدان اشاره میشودبواسطه آنست  که این گفته ها زنده انداز زبان موجودی زنده مداوما تکرارمیشود برای آدم تااخرین نسل ازانسان. پس زمان زنده بودن برای این آیات محفوظ است نمیشود آنها را درزمانی دیگرتغییر داد الله میگوید درعقیده مختلط هستید یعنی آنکه تا ابددراختلاف عقیده هستیدناچارید بدینگونه باشید چون ( الله =من ) میگویدواگربه زمان دقت کنیم ازاکنون نیزمیگویدواگرتاریخ توحیدرا مطالعه کرده باشیم وازنمونه های ارتداد دربین پیروان ادیان الهی درگذشته آگاه شده باشیم وتوجه به مسائل ومعضلات آشکاروپنهان دربین پیروان ادیان الهی داشته باشیم بطورصریح مارامتوجه انتقال گسترده این اختلاف ازنسلی به نسل دیگرهم می کند ودریک قضاوت به ما میگوید اگاهی میدهد هشدارمیدهد هرکس ازآیات ردبشود اوازدرجه ایمان ساقط شده است. می بینید که با ذکراین آیه هرگونه تفکرومددازاراده واختیاربرای تغییروتبدیل یک امرواجب ویا حرام ازابتدای آفرینش انسان تا کنون ازما سلب شده است برای ابد.هیچ اراده ای جزاراده الله نمی تواند این جبررا منفعل ویاازمسیرخود خارج بکند واگرماامروز انرایک حق طبیعی وازحقوق بشرمی دانیم ازحق خودمی دانیم که نکته معنوی آنرا نادیده بگیریم وازآن ردبشویم .و قانون پناهگاه .بهانه و استدلالی شده است برای فرارازدین فرارازآفرینش خود فطرت خودودرغبارقراردادن یک سرنوشت تعیین شده واجب الاجراکه هیچکس را ازآن گریزی نیست وما می بینیم اما ایمان نمی آوریم . جبری گریزناپذیرکه بشردرآن مثل یک بازیگرنقش بازی میکندامانقشی واقعی والبته مسئله ساز.درجهان مادرکشورهایی که حکومتگران هرانتخاب ویاهرسازمخالفی را محکوم ومردود می دانند ودرمقابل ظهوروبروزاین عقاید درمقابل خودبشدت می هراسند وباتهدیدبه سلاح وایجادخفقان دربرابرآن ازخودایستادگی نشان میدهندانها بایدبدانند روش ظالمانه انهادرمقابل جبرالله (جبری بودن یاحق آزادی وگوناگونی درعقایدمردم) ازارتداداست عصیان درمقابل قول الله است مقاومت درمقابل تیره ای ازگروه انسانی است که نسل آنهاپی درپی درتزایدبوده است ودربرابراین گروهها جزتسلیم هیچ سلاحی کارگرنمی افتد.مردم ازطرف الله درجبرند که دراختلاف عقیده زندگی کنند .آزادباشند .این همان مانع بزرگ برسرراه تشکیل امت واحده است وبه همین دلیل هم الله مخالف با اراده  تحمیل تشکیل امت واحده توسط هردین توحیدی یاجامعه کفرمی باشد.( آیه ای که ازورود بسیاری از انسانها وگروه جن میگوید اشاره داردبراختلاف درعقاید .آزادی تفکرات وجهان بینی انسانهادردایره بزرگ اکثریت ).مهم است بدانیم کوچکترین شک وابهامی درقبول یا ردآیات حق الله انسان را درحیطه دایره اکثریت قرارمیدهد دین اورا به شرک وارتداد می کشاند .جای تعجب دارد که زندانهای ایران ما از افرادبیگناهی پرشده است که همه درانواع تفکرات مختلفندامادریک مورد با هم اشتراک عقیده دارندمبارزه با ظلم .مبارزه با قدرتهای قهقرایی وحکومت ایران محدوده حرمت آیات وگفته های حق الله را برای حفظ مصالح ومنافع فقط( آه ای الهه  ای این فقط یک نفریا ولی فقیه) با ارتداد انکارمی کند. باوراینکه مردم درعقاید دراختلافندودراین حق مختارند برای بسیاری ازحکومتهای خودکامه یا انسانهای مردود غیرقابل قبول است .دراین آیات می بینید که الله حاکمیت  وتحمیل هرگونه عقیده بربندگان خودرا به هربهانه ودلیل مردود وردمی کند .درادامه تکرارمکرردعوت مابازهم باید به ماجرای آفرینش آدم س وحواس وطغیان شیطان  درعرش برگردیم رازپنهان این همه گمراهی وبلا تکلیفی بشرخاکی با تاثیرفراموشی ابلیس درآدم تداوم پیدا میکند ودربهشت به اوج خودمیرسد وامادرزمین آدم وحوا با جاذبه زمین ( نیروی جاذبه زمین توجه به آنکه قرآن قرنها پیش ار چنین نیرویی برای انسان میگویداعجاب اوراست) بازهم فریب میخورندشیطان درسجده گاه دریک دوره فراموشی ( شوک خاموش یاعالم هپروت .خودشیفتگی .خودفریبی.وکماکه درمیان انسانها ازعوارض سکون ومرگ مغزی است وانسان جبرا ازجسم خود سوامیماند رهایش میکند غافل میشود شیطان هم درحالت اغما وبیهوشی یا فراموشی ازعنصرآتش ودرتغافل ازهویت جنسی وجسمی فریب میخورد.)وما اورا درمیان ملائک گم می کنیم جسم اوازمیان ملائک بخاروحذف میشود.  

(وهرکس دعوت کننده الهی را اجابت نکند هیچ راه گریزی درزمین نخواهد داشت وغیرازالله هیچ ولی وپناهی برای اونیست واین چنین افرادی درگمراهی هستند) سوره احقاف آیه سی ودو

(مپندارکه کافران راه گریزی درزمین خواهندداشت) قسمتی ازآیه پنجاه وهفت سوره نور

 گریزازنیروی جاذبه زمین ممکن نیست این آیه هم بیانگرجبری دیگربرای موجودات خاکی است .توجه داشته باشید که همه موجودات دنیا درخلقت خودازخاک برخوردارندحتی شیطان اما درجه خاک درجامدات بیش ازانسان ومخلوقات زنده است. ناتوانی ازفرارازخاک بودن .درخاک ماندن دائم. ناتوانی درمقابله با نیروهای مادی ازنشانه های شرک کفر هستند این نیروی عجیب خاک بی ثبات انسان بی ثبات را اسیرخود میکند.کسی که دنیارا دوست بدارد دنیااورا رها نخواهدکردبراستی  نمی تواندازآن بگریزد. نمی تواند با عالم غیب رابطه برقرارکند.اوظلمات را برنورترجیح داده است .خاک تمام نیروی اوست وبا خاکی که بواسطه تحلیل آب مداوما درحال نابودشدن وکاهش است چگونه میتوان به جنگ نوررفت(دراینجا عظمت نیروهای الهی برنیروهای کفروشرک وارتدادبخوبی نشان داده میشود) ودرجهان ما دیده میشود که تعددجمعیت روبه کاهش می رود.رفاه اقلیت ازمیان اکثریت دائم قربانی میگیرد .توالدنسل کمتر صورت میگیرد.سن ازدواج بالا میرود.وهیچکس نمی داندچرا؟ارتداد اکثریت را ازسیرطبیعی عمرزمین بدون اراده واختیارحذف میکند باطل می کندوزمین باازدست دادن بخشی ازخاکش کوچک وکوچک ترمیشود.باارتداد انسان آب وخاک نیزبه تدریج براوحرام میشودنسل اوازبقا ساقط میشود(چشمانی کبود.خونمرده) درقیامت اوبه پایان وهم میرسد.

(اوخدایی است که همه شمارا ازیک تن آفریدوهمسرش را نیزازجنس اوقراردادتا درکنارش آرام گیرد.پس هنگامی که با او آمیزش کرد حملی سبک برداشت تاازکارروزانه اش وانماند و آنگاه که حمل سنگین شد هردواز پروردگارخود خواستند که اگربه ما فرزندی شایسته عطاکنی بدون تردید ازشکرگزاران خواهیم بود. وهنگامی که فرزند صالحی به انها عطا کردبه او شرک ورزیدند ودراین نعمتی که به آنها بخشیده بود شریکانی قائل شدند بدانید که خداوند بلندمرتبه تراست ازآنچه همتای او قرارمیدهند)سوره اعراف آیات صدوهشتادوهشت وصدوهشتادونه

این آیات درارتباط با آغازشرک درزندگی آدم س وحواس درزمین امده است . اینکه آدم س فراموش می کند( دچار بیماری اغما .کما.تغافل میشود)که ازخاک آفریده شده است ودراو دم الله دمیده شده است سوآل برانگیز است .اگرچه این آیات هم نمانگر کلیتی است برای تمامیت نوع بشر. بشری که درشرک وکفروارتداد نمی تواند خودرا ازانسانهای دیگرمستثنی بداند .

(واوکسی است که از آسمان بارانی فرستاد وبوسیله ان انواع گیاهان را رویاندیم وازآن شاخه های سرسبزی بوجودآوردیم متعاقب ان دانه های انبوهی رانمایان کردیم ونیزاز شکوفه های درخت نخل خوشه هایی سرفرودآورده پدیداوردیم وباغهایی از تاک وزیتون واناربرخی شبیه هم وبرخی غیرمتشابه خلق کردیم پس به میوه آن وطرز رسیدنش بنگرید که دران نشانه های قدرت وعظمت خداوندبرای اهل باور است . اما انها برای خداشریکانی ازجن قراردادند درحالیکه جن را خداخلق کرده است وازروی نادانی برای خدا دختران وپسرانی قائل شدند حال آنکه اوپاک وبی عیب است وازانچه می پندارندفراتر.چگونه میشودآفریننده زمین وآسمانها فرزندی داشته باشد درحالیکه همسری نداشته است بدانید اوهمه چیزراخلق کرده است وبه همه چیز آگاه است ) سوره انعام آیات نودونه .صدوصدویک

قبل ازاین گفته شدکه زمین واسمانهادرچهارروزخلق شده است امادربعضی آیات به کل زمان دقیق ترآفرینش همه مخلوقات اشاره شده است که درطول شش روزخلق شده اند ازجمله آفرینش های الله دردوروزدیگرهمین بارش باران وپدید امدن نادیده ها ی گیاهی وحیوانی است که تا پایان جهان هستی انسان باان نادیده ها سروکارپیدا میکند وبتدریج ازوجودانها آگاه میشود .دراین آیات به آفرینش بهارتوجه شده است برای آدم س وحواس که درفضای سبز بهشت زیسته اند اما مسئله مهم نهفته درایات بالا چگونگی ارتداد این دومخلوق بعدازتوبه است . اینکه آدم به پندارخود(وهم یا جن زدگی) ایمان می آورد وخودرا خالق می بینددرارتباط با وهم آدم س ما بعدازآن دونفر آدم را ودیگری جن را می بینیم. شریکی ازجنس جن که باآدم س وحواس همراه میشود(همان شیطان قعیدیا همراه وهمنشین)ادم س وحواس یا انسانهایی که ما می بینیم وجنی که دیده نمیشوداما پرستش میشود(جنی که تبدیل به نوعی گاز یابخارشده نفت .گاز.). پرستش میشودامادرگمان درخیال دروهم اگرچه انسان آن موجودرا ازمصلحت وبصیرت ویامحافظه کاری خودمی پندارداما اوفقط یک همراه است یک همراه شر.انسان درخیال خودش را می ستاید می پرستد اما  انسانی که درگمراهی است نمیتواند فراترازاین بیندیشد.ببیندوباورکند.بفهمد.ادراک بکند .آتش نمی گذارداتشی که با اوست اما دیده نمیشود.خواننده خوب هرچه دردین همه پیامبران توحیدحرام است باطل است نابودشدنی است وهرچه درحیطه حاکمیت حق است مانا وابدی است همه جهان هستی درتحت این حکم لایتغییردرجبرند به تسلیم بودن و ایمان آوردن به این سرنوشت که ازان هیچ گریزی نیست خودفریبی است که انسانی بتواند درپناه انسانی دیگربه آرامش وامنیت برسد وازاین سرنوشت محتوم بگریزد.

(هرکس خواهان عزت است بداندکه تمامی عزت وشوکت ازآن خداست.سخنان پاکیزه بسوی خدامی روندواین عملکردخوب است که انهارابه اوج الهی می رساندو آنهایی که فریبکارانه دست به کارزشتیهامیشوندبرایشان عذاب سختی مهیاست.حال آنکه فریبکاری اینان نابودشدنی است) سوره فاطرآیه ده

(حکایت آنهامثل کسی است که آتشی می افروزدتابانورآن پیرامونش راببینداماچون اطراف روشن شود خداآن نوررا ازآنها میگیرد ونابینا درظلمات رهایشان می کند)سوره بقره آیه هفده
 خوانده اید که ازوعده حق وجبری  الله است به شیطان و اطاعت کنندگان به وسوسه های شیطان که(قسم به حق وانچه میگویم حق است که جهنم را ازتووازتمام کسانی که ازتوپیروی می کنند پرخواهم کرد) سوره ص آیات هشتادوچهاروهشتادوپنج.

این آیه هرگز مردودنمیشود وهیچکس وهیچ قانونی نمیتواند آنرا ردبکنداین ازجبراست .این قول وآیه لایتغییراست مردود نمیشودتبدیل نخواهدشد.ردشدن ازآن انکارخوداست  .واجب میشود که اینگونه اتفاق بیفتد وهیچ قدرت واراده ای نمی تواند چنین قولی راتغییربدهد.توجه بکنید به آیه بالا(سوره بقره آیه هفده).آتش که آماده شد الله نورآنرا ازاومیگیرد الله دراین آیه نمی گوید آتش را ازاومیگیردمی گوید نورراازاومیگیرد .مابا یک موقعیت مجهول یا زمان حذف شده باطل شده درزندگی انسان گمراه درصورت تحریم آتش آشنامیشویم که بعدازآن  این زمان یا دوره ظلمات خوانده میشود.خواننده خوب آتش حریص است تاثیر زمان دراو ازبین رفته است زمان را گم کرده است سریع عمل میکند داغ است ومرگش زودرس.زودخاموش میشود طعمه اش را فقط باید بسوزاند .برق گرفتگی  ممکن است فی الفورطعمه خودرا بکشد یااتش گاز.نفت .شیطان نیزدریک زمان کوتاه شخص کافرویامشرک ومرتدویامجرم وگناهکار رامیکشدزمان رسیدن  این مرگ برایش بسیارسریع است توجه کنیدسرنوشت همه عمرانسان خلاصه میشود درهمین زمان اندکی که اتش طعمه اش را نابودمیکندانسان کافرومشرک ومرتد نیز زمان راهمینگونه طی میکند چون درحال سوختن ممکن است فرصت فکرکردن به زندگی برای همیشه ازکف برود .لحظاتی دردنیابوده است .داردخودکشی میکند با اتش با تسلیم شدن واقتداء به شیطان درحالیکه شایدتمامی عمرخودرا بهترین شخص وایمان اورنده بوده است امااین تمامی عمر دراین زمان کوتاه باعث نجات اونخواهدشدو آتش اورا روانه جهنم میکند.فاصله به دنیا آمدن تامرگ میشودپوچی وهیچ.اینست که شخص زمان دردنیابودن را کوتاه می داند.

 

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 16 خرداد 1391    | توسط: منتظر در انتظار    |    | نظرات()