بسم الله الرحمن الرحیم

 

(وکسانی که به حقایق کافرشده اند میگویند توپیامبرنیستی .بگوخدا وکسانی که که علم به قرآن دارندبرای گواهی دادن به حقانیت رسالت من کافیست) سوره رعد آیه چهل وسه

                               

                            ******           *************            ******

(ای مردم هرچه ازحلال وپاکی درروی زمین است برای بهره مندی شماست مواظب باشیدوپاجای پای شیطان مگذاریدکه او دشمن واقعی شماست)سوره بقره آیه صدوشصت وهشت

(آیاآنهایی را که بهره ای ازکتاب داشتندندیدی؟همین که دعوت شدندتاکتاب خدادرمورد آنهاقضاوت کندعده ای ازآنهاآگاهانه روی گردان شدندوازحکم خداسرباز زدند.واین به خاطر آن است که مغرورانه گفتند.فقط چندروز محدودی درآتش خواهیم بودواین دروغ وخودفریبی باعث گستاخی آنان دردین شان شد وچه حالی خواهند داشت وقتی آنهارا درروزی که درآمدنش هیچ تردیدی نیست گردآوریم وپاداش عملکردهرکس بی کم وکاست داده شودبی آنکه ستمی به کسی رواگردد.) آیات بیست وسه وبیست وچهاروبیست وپنج سوره آل عمران

(وهرکس غیرازتسلیم بودن دربرابرخداوند دینی برگزیندهرگزازاوپذیرفته نخواهدشد وقطعا اودرآخرت اززیان دیدگان خواهدبود) سوره آل عمران آیه هشتادوپنج

(کسانی که ایمان آورده اندایمان خودرابه شرک وظلم آلوده نمی کنندزیرا امنیت وآرامش برای آنهاست و آنان به راه نجات ورستگاری هدایت شده اند) سوره انعام . آیه هشتاد ودو

                                         **************************

                                                 قاب وارونه ارتداد ومن

همچنان درادامه بحث مبارزه با شرک وکفروارتداد با من همراه هستید

همانطورکه قبلا آمدهمه اشکال ونمادهای شرک وکفرازعرش ومتعاقب آن ازبهشت آغازشده است .

                                                   ( به نام خداوندبخشاینده مهربان)

(بگوپناه می برم به پروردگارمردم.مالک وفرمانروای مردم.خدای مردم .ازشروسوسه گری که ازنام خدا *می گریزد.همان که درسینه های مردم وسوسه به پامی کند.چه جن باشدچه انسان .سوره ناس)

دراین سوره ما از چگونگی به وجودآمدن شرک وکفر منجربه جنون که ازتاثیر وسوسه یا بیماری وسواس است آگاهی پیدامی کنیم. پس ابتلائ  انسان به بیماری وسواس درمجموعه اکثریت بانشانه های کفروشرک نمودپیدامی کند .گفته شدکه بطور ژنتیک یاوراثت جنون یاجن زدگی ازتاثیر( وسواس مزمن) ازنسلی به نسل آینده  انتقال پیدامیکند.تنها راه نجات ازاین بیماری هم بازگشت به وعده ای است که در(آیه صدوهفتادودودرسوره اعراف آمده است).دراینجا واجب است که به مترجمان کشورمان از اشتباه در ترجمه این آیه خاص نیز آگاهی داده بشود متاسفانه این حقیر( فقط دردرگاه الله ) نیز با مطالعه این آیه دچاراشتباه درتشخیص جنبه مورد نظر الله در یک انسان شده بودم وان نیز مربوط میشود به اشاره درسخن الله به تمیزوتشخیص جنبه فطری انسان با جنبه نفسانی انسان برای خواننده این آیه است.

*( به یادآرهنگامی که پروردگارت  ازپشت بنی آدم همه فرزندانش را برگرفت =جمع کردوخطاب کرد شمارا بر *درآیه اشاره به نفس میشود نفس بعد خاکی انسان است وجود وظاهر انسان  است  جسمی است که نفس می کشدفقط با این طریق میتواندباشد . اما مترجمان کشورمان در برگردان این آیه نفس را به فطرت ترجمه کرده بودند .پس الله  ظاهرانسان ها را. بعدخاکی  اورا یا جنبه ناتوان وضعیف یا بی ثبات اورا. وجود نابودشونده وجسمی را که دردائم درجبراست بسوی متلاشی شدن وتجزیه را یادآورمیشود.واشاره او به  فطرت شاخص و ارزش درانسان نیست و انسان را به آنچه  گرایش بیشتری بدان داردیعنی مادیات وجاذبه های خاک متذکرمیشود  .

گفته شدارتداد.کفروشرک درتسریع نابودی نوع انسان ونابودی کره خاکی مادخیل است .

(وابلیس گفت  اکنون که مراگمراه وحیران کردی برسرراه راست تو( ابلیس آگاهانه ازتضاد راه خودسخن میگویداین یک اشاره است به همه انسانها وگروه جن که اگاهانه بر ضدیت راه راست عمل می کنند)به کمین آدمیان  می نشینم  وچنان با وسوسه هایم از *روبرو وازپشت سر وازچپ وراست برآنهایورش می برم تاتو اکثرآنها راناسپاس  بیابی )سوره اعراف آیات شانزده وهفده

ناسپاسی ازسهم خودراضی نبودن .ازخلقت خود ناراضی بودن . ازخودجداشدن باتوسل به وهم.مثل ابلیس که جسم خودرا رهاکرد .( رهاشدگان) درحالی که درعالم واقع جبرا نمیشود بیش ازآنچه هستی ویاکمترازانچه می اندیشی ( افراط وتفریط) موجودیت خودت را باورکنی . راهی جز پناه بردن به وهم ندارد .درموردابلیس  وقتیکه اوازتحمل تسلیم به حق خودرادرعجز می بیند گوشهایش را می بندد والله اورا ازگوش محروم می کند چشمهایش را می بنددو الله چشمهایش رااز اوپس میگیرد(مثل انسانهایی که درنهایت تجاهل ازشنیدن ودیدن حق پرهیز دارند) . نفی واقعیت درزمان برای او به قیمت ازدست دادن هزاران نعمت تمام میشود .برای او این تنها راه رسیدن به آن چیزی است که ردشدن ازآن ارتداد است ومانمونه ها ونشانه های طرزنگاه اورابه جهان دراکثریت انسانها می بینیم. .من اگرچه انسانم اما ازانسانهای دیگر برترم .انسان خلقت خودرا زیرسوآل میبرد همان عکس العملی که ملائک عرش  به محض آگاهی ازتصمیم *باش  توسط الله درمقابل خلق آدم ازسوی خودنشان دادند . آنهاهم می پنداشتندکه درآفرینش برترندچون الله رابه شکل عادت گونه می پرستنداماسخنان آنها اینگونه ثابت میکندکه ملائک فقط الله را می پرستیده اند عظمت الله راباورنداشته انددرحالیکه باورالله جبری است باور.یقیین .ایمان بریک ایمان آورنده تحمیل نمیشوداواینگونه نگاه راانتخاب میکند. ملائک با تضادی که درپرستش ازخودنشان می دهند دربرابر انکاری که درماهیت آدم ازخودنشان می دهندواز ارتداد است وردالله است .ردخوداست رد آدم است رد ایمان راستین ملائک است  درگروه مخلوقاتی که بایدتابع زمان وموعد مهلت و آزمایش قرارمیگیرند.می بینیدکه ارتداد همه مجموعه آفرینش خلایق برتر رادربرمیگیرد.

وامادرآیات قران ما ازپایان زندگی کره زمین و انتقال مالکیت زمین به ایمان آورندگان میخوانیم این پایان یک پایان جبری است هیچ نیرو وهیچ قدرتی نمی تواند از پایان  زنجیره یا اکوسیستم زیست درزمین ممانعت بکند اما همین پایان اگربا ارتداد وکفروشرک نوع انسان خاکی همراه بشودنابودی زمین درزمان (بزودی) رادربرخواهدگرفت .تشویق مردم به ازدیاد جمعیت وتوالدنسل مادام که جامعه عامدانه درتحمیل جبر شرک وارتدادباشد (چون ایران ما .حکومتگران ایران ما نظام خودرابا تعریف کلی .دیانت ما عین سیاست ماست وسیاست ما عین دیانت ماست تبیین می کنند اگربه این نظام ازدیدگاه قران نگاه بشودکه اداره امورمسلمانها را طبق  آیات زیر ارائه وتبلیغ میکنددرخواهیم یافت که اصول وقوانین این نظام باچشمهای بسته وبانااگاهی کامل مجالس چندگانه قانونگزار طرح شده است وعامدانه بارویگردانی وبی اعتنایی کامل به آیات حق الله  به اجرادرآمده است .توجه به مراجع قضاوت درادیان توحیدی بعداز دعوت به رسالت  نبی و انبیاء مراجعه است بعدازآنها به یک مجموعه از ایمان آورندگان متدین و تسلیم به آیات ونشانه های الله واقتداءبه نبوت پیامبران .

(ای کسانی که به حقایق ( گفته هاواقوال الله)ایمان آورده ایدازالله اطاعت کنید از پیامبرالله اطاعت کنید وازاولیای امور راستین (منظورایمان آورندگان  است) درمیان خودتان اطاعت کنید واگردر چیزی اختلاف پیداکردید برای داوری آن را نزد الله وپیامبرمطرح کنیدچنانچه به الله وروز حساب رسی ایمان دارید این کاربرای شما خیروعاقبتی نیکو دارد .آیا نمی بینی آنهایی راکه گمان می کنند به آنچه که برتو وقبل ازتو نازل شده ایمان دارند درحالیکه میخواهندقضاوت وداوری را به طاغوت واگذارندحال آنکه به آنهاامرشده بودکه به طاغوت کافرشوندبدانیدکه شیطان میخواهدآنهاراگمراه وحیران کرده وبه بیراهه های دورازحقیقت بکشاند)سوره نساء آیات پنجاه ونه وشصت.

طبق این آیات  سوره نساء .ایمان آورندگان با ارتداد برای اداره امورمورد سوال واختلاف شان یا به یک فردازمیان خود که درمقابل آیات و نشانه های الله  عصیان وطغیان کرده است  اقتداء می کنند( مثل اقتداء پیروان دین موسی که به سامری  متمایل شدند)  ویا به فردی خارج از دایره ایمان آورندگان که طاغی است ونسبت به آیات و نشانه های الله رویگردان است  رجوع میکنند.که درایران ما این گرایش درهر دومورد متذکرشده آیات بالامصداق  پیدامیکند واین درحالی است  که  مورداول( طاغوت خارج شده ازدایره ایمان آورندگان.ولی . شاه .فرعون . و...) تحت  تسلط طاغوت دیگری قراردارد ازمیان بعضی اهل کتاب موردقبول  بااهداف ومنافع  منافقین درقران اورده شده است .منافقین  دردین محمدص  درواقع همان ذریه ذوب شده  از بعضی اهل کتاب دین محمدص که درعقاید متمایل ووابسته به بعضی اهل کتاب ادیان دیگرهستندمی باشند.منافقین  درطی تاریخ بانفوذ به دایره ایمان آورندگان که به طاغوت تکیه کرده اند سرنوشت بعضی اهل کتاب دین محمدص را تحت تسلط وحاکمیت القائات انحرافی خودقرارداده اند ازنشانه های این نفوذ ومرعوب شدن دربعضی اهل کتاب دین محمد  ص توسط این گروه استفاده ازروش سنگسار. زندان .  ونمونه جدیدونوین ارتداد ساخت تسلیحات کشتارجمعی و تولید انرژی هسته ای( مفیدومضر) است وهمچنین لازم دانستن وتاکیدبر جانشین قراردادن انسان به جای الله ویاپیامبراست .که مادرزبان  قانون به آن اصل ولایت میگوییم . طبق آیه بالااطاعت از رسول برهمه مسلمانان واجب است اما نمیشود که برای ادامه ثبات دین به *فردی  غیراز رسول اقتداء کرد. یک ویژگی خاص  فقط درمسئولیت رسول دیده میشود وان وصل بودن به جهان نادیدنی است . بعداز رسول هیچکس چنین ویزگی را نخواهدداشت اومعجزه می آورد. وبعداز پیامبر کس دیگری توان انجام  چنین امورخارق العاده ای راندارد اگرچه نام اوعلی ع باشد .حسن ع باشد .حسین ع باشد .  وخواه مهدی ع باشد .با استنادبه این آیه بالا هیچکس نمیتواندبگوید علی ع جانشین محمدص بوده است . هیچکس نمیتواندبگویدحسن ع.یاحسین ع جانشینان محمد ص بوده اند . به دلیل ناتوانی انها ازدسترسی به وحی. .حتی اگرما ایمان اورندگان صالح را ازگروه کسانی بدانیم که عمرجاودان خواهندداشت آنها دردرجه ومقام فقط یک ایمان اورنده اند . برای مثال ایمان آورندگان دین موسی س نمیتوانندچون پیامبران بنی اسراییل حکومت کنند .و ایمان اورندگان دین محمدص نمی توانند چون محمدص ازالله حکم وآیه  برای اثبات حقانیت  خود بیاورند .وحتی ایمان آورندگان امروزی دین محمد ص نمی توانند التزام به حکومت ولی فقیه  رابرمسلمانان این دین  واجب کنندنمی توانند ویانمی توانند برای حفظ مادیات واموردنیوی یک گروه ویاقشرخاص نمازوعبادات الله را از اولویت ساقط کنند ویا تجاوزبه مسلمان وغیرمسلمان  راحلال کنند ایمان اورندگان؟نمی توانند بطورانحصاری به سرمایه وثروت مردم ( بیت المال ) دسترسی داشته باشند . نمی توانند به مردم بگویند که چون حکومت وقت برای ارضای حس قدرت طلبی اش به انرژی هسته ای محتاج است برانهاست به تحریم رضا بدهند تسلیم باشند قانع باشند وباثروتی که متعلق است به عامه مردم آنها رابه خوردن(اشکنه) تشویق وترغیب بکنند ولواز مجتهدین و اعلم به اموردین باشند. وعجبااگر گروه اقلیتی از ایمان آورندگان دین محمد ص بانام خواص ( که ما میدانیم برتری در دین توحید براساس ایمان وتقوی سنجیده میشود ونه با ثروت) ازمردم  درمحرومیت بخواهندکه از خواص غرق در نعمت اطاعت وفرمانبری داشته باشند . این از تحجراست که یک حکومت دینی چنین بپندارد آیات ونشانه های حق الله با یک فتوی .تغییرمیکنند وباارتداد ورویگردانی از آیات حق.جبر حاکم در آیات الله نیزدر زمان تبدیل می پذیرنددرحالیکه زمان ومکان وجهان آفرینش همه درجبر هستندبرای موجودیت یافتن در موقعیت خاص باش انچه تحت اراده الله است.یک ایمان آورنده وظیفه اش دعوت وتبلیغ و هشداراست ودیگرهیچ . وتسلیم بودن به اجرای آیات .احکام ونشانه ها واین گونه تسلیم ( اسلام ) که خودنیز یک دعوت است  ودراینجا لازم است  آورده شود که حاکمیت درقوم بنی اسراییل تامادام که پیامبران انها مدعی خدایی نکرده بودند پابرجا ووراثتی بوده است اما بعدازآن این قدرت ازآنهاگرفته میشود.آنچه در اکثریت  بعضی اهل کتاب شایع است ردو باطل شدن این سنت الهی است که متاسفانه هیچکدام ازگروههای بعضی اهل کتاب همه ادیان الهی آنرا باورندارنددرحالیکه این یک جبراست که الله بران حاکمیت دارد .اکنون هم ما با واقعیت رداین اکثریت روبروهستیم .انها درطول زمان باتکیه به وهم  برتری واشراف یا سلطنت وحاکمیت برپیروان ادیان دیگرالهی راازحق خودمی دانند(خدایگان زمین.؟ محتاج والبته بیمار) .همین طرزپندار وقتی وارد بعضی اهل کتاب دین محمدص بشودجایش را به لباس پیامبری . ولایت .ودربعد مادیگرایانه اش درقوانین جهانی؟حق وتو . حق اعمال درسرنوشت انسانها یاحق دخالت اعضا یک سازمان عریض وطویل با رابطه های خاص در سرنوشت غیرقانونی؟کشورهای دیگر( ناتو)ویا خون بازی و........ میدهد . نفوذو قدرت  بعضی اهل کتاب ادیان دیگر درمیان بعضی اهل کتاب دین توحیدی محمد ص غیرقابل انکار است .اگرچه در وسعت عام دین و قرآن به آیه بالا نگاه بشوددین توحید هرگونه ولایت وسرپرستی از جمله شاهنشاه . ولی .فرعون و اشراف .خواص .الهه ها و انواع اقسام ولایت انسانی را برسرنوشت انسانهامردود وباطل میداند .

اگردر دوآیه بالا باتامل ودقت توجه کنیم  وباوربداریم وایمان بیاوریم که اطاعت ازالله ورسول وجمع ایمان آورندگان جبری است وانتخاب ما درردوانکاران بی تاثیراست درمی یابیم اکنون خواص ایران جمع ایمان اورندگان را رهاکرده اند وبه طاغوت یا فردیت تکیه واقتداء کرده اندفردی که همه انسانهارا برابرنمی داند عبادات ونمازو مرگ وزندگی انسان را ازان الله نمی داند عبادات ونمازوروزه وزندگی ومرگ خودرا وقف الله نمی کند وآنرا وقف حکومتی مقطعی کرده است......امان ازتو  ای فخارفخرفروش.درواقع این شخص درمقابل الله طغیان کرده است . طاغی موردنظرقرآن ایات الله را مردودمیداند و سخنان وحرافی های وهم انگیزودروغین خودرا شاخص دیانت وسیاست قلمدادمی کند طراحان بدعت وفتنه دینی با قانون قراردادن اصل ولایت فقیه  این آیات  وتمامیت کلام حق الله رابه صراحت مردود وانکارکرده اندآنها ازجمع ایمان اورندگان خارج شده اند وبه یک مرتد تکیه کرده اند .مرتدی که تحت نفوذ شدید درگذشتگان بعضی اهل کتاب است .درحالیکه اطاعت ازاین آیه یک جبراست وواراده واختیارانسان دررد .انکار بطلان وتغییروتبدیل وتحریف آن مردوداست.طبق آیات قران وبا توجه به سجده جبری درعرش برآدم اقتداء به هر فردی بعدازپیامبربرای انسان وجن ملک  مردوداست نمیشودکه پیامبر ( آدم) را رهاکردوبرای زندگی دردوروز دنیا به شیطان واوهام اوتکیه کرد  .اطاعت وتکیه تمکین واقتداء به اصل ولایت نیز که منشاء فردی داردمردوداست توجه کنید به هشداری که درآیه بالا آمده است *شیطان میخواهدآنهارا گمراه وحیران کرده وبه بیراهه های دورازحقیقت (حقیقتت .؟)بکشاند. حق  ((و انچه من میگویم حق است این جمله الله است درسوره ص ))وکافریعنی ناسپاس .الله جبرا از مخلوقات خودمیخواهد که شاکرومتکی به طاغوت نشوندبه رجوع  طاغوت راضی نشوند .ازدایره ایمان آورنددگان پارافراترنگذارند وباتمسک به وهم خودفریبی نکنند.برآنها واجب کرده است هرطاغوتی را ازمیان خودطردکنند.

میشودانواع  نشانه های طرز پندارطاغوتی راکه قران بصراحت ازآن سخن میگوید درایران با جملات انها نیز شناسایی کرد .طاغوتی که میگوید نمازوروزه او اوجب واجبات نیست حفظ  نظام وحکومتش اوجب است . یا طاغوتی که میگوید *مردم هیچ حقی درمقابل تخطی یک ( فرد )درجامعه تابع در دایره وچهارچوب دین توحید  ندارندحتی حق خلع اورا؟حتی حق محاکمه اورا؟ درحالی که الله بصراحت آیه میآوردکه ازچنین نفرین شدگانی روی برگردانید.وعجیب ترانکه مخالفان چنین فردی راهم بعنوان محارب با الله به محاکمه می کشند.عجبا.

( قل اعوذ به رب الناس )بگو پناه می برم به رب مردم .  بگوپناه می برم به رب یا الله که پناه برای مردم است.مال همه مردم است .خودراوقف مخلوقاتش کرده است. پناه می برم به الله ازشرکسی که حق رانمی بیند .پناه می برم به الله ازشرکسی که برای حفظ منافع دنیایی  خود درمقابل نماز وعبادات مسلمانان ایستاده است.ازشرکسی که چون قوم مشرکین برای مردم زندان ساخته است .گوساله طلایی ساخته است .ازشرهمان او که خائن به عفت نوامیس مردم است .خائن است به رای مردم است . ازشرکسی که (بیضه های.)زندانیان رامیسوزاند . ازشرکسی که بیگناهان؟ را به جرم ( ز نا .لواط .دزدی؟)به  شلاق می بندد ازشرکسی که با دست بردن به  بیت المال دست او درجبرحق سزاوارکیفر قطع دست است .ای پناه  ای آخرین پناه همه مردم ای مال همه مردم ای رب به تو پناه میآورم.ازشرشیاطین درلباس انس.

 افسوس .افسوس که  قضاوت برای برتری انسانها درزمان حال معلوم نمیشود وبه پایان مهلت وعده داده شده  متصل است بارها ومکرر آورده شد نظامی با تکیه برولایت انسان باارتدادازآیات حق الله  علنا دیانت درتوحیدرا ردمی کند .برتری الله را انکارمیکند با خیال پردازی تکیه به اوهام جبر درپذیرش آیات ونشانه های الله را ردوانکارمی کند من برترم این همان جمله معروف شیطان است .قرآن را درآغاز می خوانند ودرآخرادعا میکنندکه انسان می تواند همه مخلوقات الله را خلق بکند؟ .این همه عصیان .این همه انکاردریک جامعه نشانه پندارو وهم برتری جویانه مسئولان آن جامعه است واماگفتن از خواص بعنوان ملاک برتری ازجنون است ازارتداد است

برتری یک صفت ویاویژگی خاص است وفقط ازان الله است و درعرش شیطان تنها کسی بودکه درمقابل الله ازبرتری خودگفت .مقابله انسان با الله .برای همه ایمان آورندگان اطاعت ازآیات الله جبری است  .دراینجا همان (نفس) نقش خودرا نشان میدهدنفسی

میدهدنفسی که از طبیعت خاکی پیروی میکند . جهان ازخاک است .تکیه برمادیات ومادیگرایی درجملات خواص وحکومتگران ایران بیداد میکند.تکیه به فرد به یک فرد همراه با شیطان قرین وعتید که میسوزاند . خاک رامیسوزاند .گرم میکند . شعله ورمیکند.زندانیش میکند. زندانی شعله ها .اگربدانند.بله درسوره اعراف تاکید برنفس انسانی است .

 کسی که جبرا درانسان بودن باهمه انسانها برابر است(واگرازپیامبران به عنوان انسان کامل نام برده میشود وپیامبران با مصلحت وانتخاب الله به این مقام رسیده اند به دلیل آنست آنها با تسلیم وقیام دین الله را یاری رسانده اند )انسانی که  نیازمنداست به جبر نابودشدن  .نفسش متلاشی میشود چگونه میتواند ازهمه انسانهای خاکی (برتر)باشد.جسم همه انسانها در جبراست که تجزیه را تجربه کند .

ببینید وقتی آیه ونشانه ارسال شده ازسوی الله برانسان وجن یک جامعه تبلیغ میشود جبراست تا انسان وجن بدان تسلیم بشوند اگرتسلیم به امرالله  درشک وتردید ردبشوددرواقع شکاف . تکه تکه شدن( انشقاق) ومتلاشی شدن بعدمادی انسان آغازمیشود او باطل میشودواوازشیطان سیاه .شیطان کثیف .خونمردگی را به ارث میبرد.

(حکایت آنهامثل کسی است که آتشی می افروزد تابانوران پیرامونش را ببینداماچون اطراف روشن شود خداآن نورراازآنهامیگیردونابینادرظلمات رهایشان میکند .نوردیدن حقیقت برآنان حرام است)

سوره بقره آیه هفده

 دراین آیه آن اتش شیطان است اما بدون روشنایی قرمزش .بدون هیچ نشانه ای.ونابینایی وظلمات ازنشانه های شیطان است که سیاه است .به رنگ قسمتی ازبدن شخصی که دچارخونمردگی شده است توجه کنید تاریک است نیلی است سیاه است وآن قسمت درحالت تجزیه است درحالیکه شخص رازنده می بینی. انچه ازسیاهی است با جسم انسان عجین میشود . مسخ میشود.هرآیه ازآیات الله همه مارابه بیداری میخواند..

شکافته شدن ومتلاشی شدن (انفطاربه فطرت الهی برگشتن )درهمه ما درروزقیامت جبرا اتفاق می افتدامادرشخص مرتد.کافرومشرک متلاشی شدن و تجزیه زودهنگام وسریعتر ودرزمانی که راه میرود حرف می زند .می خندد .می گرید وازکشتی نجات میگوید وازبهشت ؟ میگوید.وزندگی؟ می کند این تحول وتغییر جبری صورت میگیرد نیمه جانی سراپاکبود . نیمه مرده ای درمیان زندگان . وافطار زمان شکافته شدن ومتلاشی شدن بعدخاکی و ظهور فطرت  همه انسانهاوهمه مخلوقات آفرینش است یک امرجبری است .این زمان مقارن است بااولین  دمیدن درصور. همه خواهدمرد وقیامت باید بیاید همه ما نسل بنی آدم س متلاشی ونابودمیشویم خاک میشویم تجزیه میشویم . نفت میشویم گازمیشویم .بعد دوباره درصوردمیده میشودوما زنده میشویم . بعدازتجزیه شدن مرحله انفطاراست . نمایش زیبایی از قدرت الله .ازعظمت الله .ازحقی که الله مکرر ازان میگوید وردآن ازارتداداست.ودر ان روز فطرت ما گواهی بریگانگی الله خواهدداد  جسم مامجددا ازتسلیم به الله خالق آفرینش می گوید؟

                                                             *******

ازارتدادمیگوییم .قبل از این گفته شدکه یکی ازنشانه های ارتداد درجسم انسان که به باطل شدن نسل او می انجامد ایدز است ودیگر اعتیاداست به موادمخدر که ما بدان مرگ تدریجی میگوییم . شایدبرایتان جالب باشداگربدانید استفاده از طلاجات برای آقایان نیز ازارتداد است . و درتجارب پزشکی جدیدی که توسط پزشکان به اثبات رسیده است باطل شدن نسل ویا ناباروری مردان دراثراستفاده از طلاجات  تایید شده است .

 به این آیات توجه بکنید.قرآن درقرنها وقرنهاقبل این مورد از ارتداد را یادآوری میکند .

(آیا من برترم یا این مرد خواروذلیل که حتی درست حرف زدن نمی داند ؟چرا براو دست بندهایی از طلا آویزان نشده است؟)سوره زخرف آیه پنجاه ودو وپنجاه وسه

 این سخنان از زبان فرعون آورده شده است که مخاطب اوحضرت موسی س است .اوموسی را شخصی می بیندکه اززیورالات طلا استفاده نکرده است پس غیرمستقیم به ما میگوید من (فرعون) برترم به دلیل آنکه از طلاجات استفاده می کنم .  وامروزبرما ثابت میشود که مردودنیست که فرعون  ازتاثیر استفاده ازجواهرات طلا نمی توانسته است صاحب فرزندبشود . استفاده ازطلاجات ازنشانه های ارتداد آقایان است.

                                                        ******

رمضان .سحر دوباره بیدارشدن وباز خوابیدن وصبح صبح بیدارشدن ( سلام ای صبح .یارب من تسلیمم ).این سخنان همه مخلوقات برترآفرینش است درصبح تغابن. واین سلام وتسلیم درسوره قدرآمده است ده شب لیالی عشردرسلام و دوستی. درزمان انفطار.

. ودرقران بطور غیرمستقیم  آمده است که صبح زمان واقعی رویداد رستاخیزاست .هرمرده ای درجبراست که قیام کند .پس ازمتلاشی شدن.وانسان درروزفطربه معمای گمشده خودبرمیگردد.به فطرت  پنهان خود که همواره تسلیم محض است واواز چنین ماهیتی درتغافل بوده است فطرت انسان .جسم انسان همواره درجبراست تا ازحق سخن بگوید درآن روز با عمل به حق همه آسمانها .سیارات وموجودات آفرینش ازحق خواهندگفت .مخلوقاتی ناتوان از ارتداد.       

قبل ازاین برای شماآمدکه الله درآیاتی مدت زمان آفرینش برون ودرون زمین وآسمان را اعلان میکند

(اوکسی است که آسمانهاوزمین را درشش *روز خلق کرد درحالیکه عرش او برروی آب بود)

سوره هود آیه هفت                             

درمدت زمان شش روز . الله جهان انچه ظاهر و پنهان درجهان است راخلق می کند ودرهمین مدت نیزهمه انچه را درظاهروپنهان خلق کرده است می شکافد .تکه تکه می کند . متلاشی می کند پودرمی کند کوههاراچون پشم زده می کند . خورشیدراخاموش .ماه را بیفروغ .وستارگان راناپدیدمیکند .درطی این زمان همه جهان  بایدبه وضعیت آغازین خودبرگردد  هرانچه را انسان می بیند ونمی بیندومی تواندازخاک باشد.واین شش روز ازشب بیست وسوم ماه رمضان  شروع میشود درزمانی مقارن ومعاصر .درزمانی به نام اکنون .ازبیست وسوم رمضان تا عیدفطرهمه چیززنده میشود تسلیم میشود برای بازگشت. وصبح فطرمیرسد صبحی خاص برای همه کسانی که ایمان دارند به انفطار بازگشت انسان به فطرت الهی اش. ایمان دارندبه مرگ وقیامت . زمان زنده عیدفطر همان نقطه آغازین زمانی اعتراف همه فرزندان بنی آدم  به توحید ویگانگی الله است که درسوره اعراف ( آیه صدهفتادودو)آمد . بعدازقرنها رویگردانی .بازگشت تردید .انکار برگشت ورویگردانی انسان برمیگردد به تسلیم به حق .  ودران صبح انسان اعتراف به فطرت  حق خود میکندتسلیم محض فطرت میشود .سلام .من تسلیمم .نوع انسان تسلیم است همانطورکه در سوره وآیه صدوهفتادودو اعراف درقضاوت برتربود .رمضان سرتاسر شگفتی واعجازاست اگرما الله را باور بداریم وزکات هرآنچه است ازدنیا که برای آخرت هزینه کرده ایم .

 آیاشماای حکومتگران وخواص  نفرین شده ایران ما ای مدعیان دین محمد ص چرا شما چون محمدص ( نمازوعبادات وزندگی ومرگ خودرا وقف الله آن پروردگار جهانیان نکرده اید؟)چرا سرمایه دنیای شماحفظ حکومت چند روزه دنیاست؟

 سخن گفتن از توالدوتناسل جبری دریک جامعه توام باشرک وکفر فقط  یک وهم است .وامر(تکثیر انسانها)ازاراده انسان خارج است .چنین گمانها وسوءظن در ترویج این وهم ویا تبدیل وتغییردراعمال اراده وقدرت الله حتی ازسوی پیامبران نیز مردوداست .  یک ایستادگی و قیام است بر علیه  حکم وامرالله که مارا بارها درکتابهای آسمانی بدان وعده است . الله مارا به قیام به اقتداء وتسلیم به  آیات ونشانه هایش می خواند ازنشانه های  الله همانا کوچک شدن وفرسایش جبری زمین ونقصان جمعیت کره زمین بطورغیرارادی وجبری  است اما ( بعضی اهل کتاب ) متاسفانه دچاروهم (برتری جویی)با تحمیل برنامه هایی چون تشویق مردم به توالدوتکاثرجمعیت ناآگاهانه نقش ارتداد رادرظهورنشانه های الله مردودمی شمارند انکارمی کنند آنها مرگ خودراانکارمی کنند .زندگی دردنیا وزمین یک وهم باطل است یک فریب بزرگ است اگر بدانند                                  

 

                                               *******

واما آنچه ازسوی بعضی اهل کتاب دین موسی س به آینده ای بی سرانجام ختم خواهدشد ردیگانگی الله جرم وگناه .کشتارانسانها ی بیگناه برای رسیدن به وهمی است که هرگز محقق نخواهدشد انتظار رویت مجدد این پیامبر در صحرای سینا هرگز میسرومقدورنخواهد شدهرکس پنداری جزاین داشته باشدارتداد ورزیده است . به  دلیل ادامه تجزیه . وتبدیل شدن انسان میرابه خاک درطی زمان بامرگ وپایان مهلت . به دلیل آنکه مرگ وزندگی وتمامیت عبادات ما درحیطه انتخاب ومصلحت الله است .اراده ما فقط یک نیروی باطل درمقابل مصلحت وانتخاب الله است. موسی س نبی هرگز بازنخواهدگشت تا طبق قول الله روز رستاخیز برقراربشود..  اجحاف وستمی که تحت عنوان انتظار برای زیارت موسی س ویا ظهور مهدی ع از سوی بعضی اهل کتاب برمردم جهان روا میشود فقط ازسوی بعضی اهل کتاب  متکی به گروههای مرتدازجمله منافقین اشاعه و ترویج شده است  زیرا تنها بهانه ومستمسک میتواندباشد برای القا حس برتری وحکومت کردن بر دیگرادیان توحیدی. ای بعضی اهل کتابی که با تفرقه درتلاش برای تسخیر وارعاب ادیان راستین توحیدی هستید آیا زمان اکنون برای اجابت بازگشت شما زمان زیبایی نیست؟ .این تنها راه نجات نوع بشراست برای تداوم بقا . پیشرفت انسان در ساخت تسلیحات مرگ زا.زلزله ها  زلزله ازعلائم قیامت است.ورانش زمین .سیل .(دررستاخیز  وقتی سراسر زمین راآب فراگرفت انسانهایکایک برمی خیزند) پس سیل نیز از علائم قیامت است . وهم . ارتداد جنون همه از عوامل نابودکننده انسان . زمین دنیای خاکی هستند.

                                                    ********

 آدم پس ازتوبه دربهشت به همراه ( گروه جن یاهمان  ملائک جن وشیطان) وملائک (باید گفت این ملائک ازنوع درخت انجیرند)که تابع محض تسلیم به الله هستندبه دنیا واردمیشوند  توجه داشته باشید که شیطان روزی ازگروه ملائک بوده است. جن ها همه ازگروه ملائک هستندمادرسوره جن با چگونگی هدایت انها ( نوشاندن آب فراوان ) درصورت  ابتلاء به بیماری ارتداد دردنیا راقبل از این خوانده ایم .نوشاندن آب بدانها نیزجبراست .آب تنها وجه تمایز درماهیت  جن ملک است که اورا ازهم گروه اتشین مزاجش شیطان جدامی کند .مکرر آمدکه ملائک درآغازبا مجادله درآفرینش انسان لب به اعتراض می گشاینداماعاقبت تسلیم به حکم و امرالله میشوند اما ازهمین گروه ابلیس به تسلیم اقدام نمی کندوما اورا درزمان تسلیم به فرمان سجود غایب می بینیم

(ویادارهنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت میخواهم بر روی زمین خلیفه ای بیافرینم .(خلف .کسی که ازنسل خود آینده دارد. همان اونیزپشت سرداردیعنی درگذشته  عقبه ودنباله دارد.نسل اومستمر وزنده در زمان اکنون است زمان خاصی که زنده است برای تسلیم شدن به حق .درهرزمان وبرهه ای ازنسل اوگواه وشاهدی درقیام است. ادم اولین  بشری است که ژن دارد آب داردانتقال دهنده آب است وازجنس خودش باقیمانده داردوچه کسی خلیفه است وآینده دارد.؟کسی که یگانه پرست است .ووجودخودرا وقف الله کرده است.تسلیم به دین الهی است وبه جبرالله اومیتواند درزمان زندگی کند زمان برای اوزنده است انسانی  ازگذشته واما متعلق ودرمسیر آینده .ودرمقابل اوکسی قرارمیگیرد که مرده است درظاهروباطن باطل است ووجود خود ومابقی نسل خودراازسهم شیطان کرده است او نمی بیند.نمی شنود.عقلانیت دراومرده است احساس او قربانی شده بلاهت وجنون است چنین مخلوقی هماناکافراست مشرک است مرتداست ظالم است کسی است که به زبان وعمل  نعمت رابرخودحرام می کند.میگوید نمازدرمقابل حکومت دنیایی  اوجب نیست.درحالیکه درتوحید قوانین مادیگرایانه درکل (و اصل باطل ولایت انسان یافرد) درهرمقطع ازبعد زمان ومکان مردوداست دراینجا باید به ازدست دادن آب درجن ابلیس اشاره بشودکه به گونه ای متلاشی شدن . براوجبرا صورت میگرد آب از اتش جدامیشودودر جریان این اتفاق تجزیه ومتلاشی شدن  نعمت .خیر وحق ازاوجدامیشودچشم وگوش . قلب و عقلانیت ازاو جدامیشود . متلاشی شدن . تکه تکه شدن . وتجزیه وانفطار ( به فطرت رسیدن) درپیروان وپرستندگان اونیز روی خواهد داد.اوازفطرت تسلیم به حق دورمیشود. خواننده خوب بایدآگاهی داشت بعدازهر کفرانی بعدازابرازهرعقیده مادیگرایانه ای که معنویت راانکاربکند.مردود بخواند وتکیه بدان رامحدود به تاریخ مقطعی خاصی بکند هرنعمتی برانسان حرام میشودلقمه حلال براو حرام میشودعبادات اوباطل میشود مرگ وزندگی او مردودمیشود ذریه او نسل اودرزمان باطل میشود میمیرد . اینکه گفته بشودکه الزاما پول حرام یا مال حرام موجب حرام خواری است فقط یک بعد ظاهری  است برای اثبات درجرم . علاوه براین موارد هر گفته ای که برعلیه حق الله ( گفته الله) بیان بشود به محض ابرازان گوینده نیز از نسل باطل خواهدشد عبادات اوباطل میشود مال اوحرام میشود خوراک اوخواب او زندگی او مرگ او باطل وحرام میشود .به دلیل رویگردانی الله نور از باطل. ازشر. ازتاریکی وظلمات .هرگونه حقی از زندگی واقعی حقی که در زمان جاری است وخاص ایمان آورندگان می باشد بر شخص گوینده حرام میشود مردودمیشود باطل میشود. اگرچه کسی که به زبان این لغویات را میگوید درعمل نیزنمی تواند شخص مومن و امانتداری باشد.انسان تنها موجودی است که عمل .اندیشه اش وزبانش درارتداداوتاثیرگزارهستند.   

واما در سوره کوثربطورغیرمستقیم می خوانیم که محمدص یک ( یک بشردنباله داریک انسان سازنده الگوهای زنده درزمان است بایداگاهی داشت مشرک یاکافرازگروه شیطان هستند انها درزمان ذوب ونابود شده اند زمانی که ما می بینیم . زمان دنیایی . ساعت ها .دقایق .روزها .فقط دراین زمان که باشتاب می گذرد انسان نیز به گفته الله موجود عجولی است پس قدرت مقاومت و قیام را در دنیا واستهلاک خودش را درتعلقات دنیا زودازدست میدهد وقتی اوجذب خاک میشود جذب دنیامیشود .خون مردگی این گروهها در روز قیامت هم به دلیل جذب شدن انهاست به خاک .دنیا مداوم درحال مرگ است کوچک میشود حقیرمیشود اونیز میمیرد. او بازیچه جبرانتخابی نوع انسان است .دل بستن انسان  به دنیا اورا همواره از معنویات وحق دورمی کند .اورامتکی به قوانین میکند .قوانینی که چون از جنس دنیاهستند پس درعجله اند برای نابودشدن .برای فرسودن خاک و درمتلاشی شدن از شکافته شدن گفتیم دنیا باید متلاشی بشودباید شکاف ایجاد بشود بین هرچه از جنس دنیاست  تابشود بسوی وجودپر قدرتی که ماناست برگشت .

درهرصورت  برخلاف ایمان آورندگان که برزمان احاطه دارند .گروههای شرک وکفر درجبرازدانش تداوم درحیات وزندگی خود ناتوانند چون آب راازدست میدهند تجزیه میشوند وریزش وبازگشت به خاک درانها مرحله به مرحله دراوج بی ارادگی وناتوانی انجام میشود بیماران مبتلا به  ایدز.گاو ابن سینا اگرشفانیابد.

 مرحله سقوط انسان رابه خاک قران درآیاتش به زیبایی بیان می کندهرچه قدرانسان از انسانیت دور میشودازالله دورشده است ومتمایل به ماهیت وخواص خاک میشود.خاک عصیانگر. گردوخاک .اگربدانیم *ادم س یک خلیفه است .اوهمان نوع مخلوق ایده آل آفریدگاراست که آینده ازان اوست  پس ازخلف بودن اهمیت زیادی دراحیا معنویت ودین توحید دارد.)

( انها گفتند ای خداوندبزرگ آیامی خواهی موجودی رادرزمین *خلیفه کنی تازمین را به فساد وتباهی کشدوبه ناحق خون بریزد حال انکه ماخودمان تورابه حکم ستایش ( حکم ستایش یعنی به انها امرمیشود که الله را تسبیح ومدح کنند. یک امرجبری ولایتغییر)تسبیح می گوییم وهرلحظه تقدیست می کنیم وخداوند داناگفت من چیزهایی می دانم که شماازان بی خبرید.خداتمام  اسماءهستی رابه آدم تعلیم دادآنگاه فرشتگان را خطاب کرد وگفت اگر راست میگویید نام های این حقایق(حقایق ؟.وآنچه میگویم حق است  ازسوره ص ) را برایم بیان کنید.فرشتگان گفتندای خداوند پاک وبی نقص مابه غیر ازآنچه خودبه ماآموخته ای آگاهی دیگری نداریم.این تویی که دانای حکیمی .آنگاه خداوندبه آدم گفت ازاین اسماء آگاهشان کن وچون آدم ازهمه اسماء آگاهشان کردخداوندبه فرشتگان گفت نگفتم که نادیده های آسمان وزمین را می دانم.وآگاهم ازآنچه آشکارمی داریدوآنچه پنهان می کنید)سوره بقره آیات سی وسی ویک .وسی ودو.وسی وسه

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 5 شهریور 1391    | توسط: منتظر در انتظار    |    | نظرات()