*********

و مهدی ع یک ایمان آورنده است اینکه گفته بشود که اوروزی میآیدوباشمشیرخود کافران ومشرکان ومرتدان را ازروی زمین پاک خواهدکرداز ارتداد است واین چنین پنداری برخلاف دین توحیدی محمدص است وظیفه یک ایمان آورنده چون پیامبرهمانا روش دعوت وتبلیغ وهشداراست  .ایشان چه درغیبت باشندچه وفات یافته باشندهرگز ظهورنخواهندکرد مهدی ع گمشده ساخته وپرداخته تشیع است که احتیاج به همانندی دارد .یک مذهب کوچک که درمسیرگمراهی است درتشیع به رقابت با دین الهی توحید  عیسی مسیح س ایستاده است. وعیسی س اوقرنها قبل از آنکه اسلام محمدص دستخوش بیماری ( اکثریت)بعضی اهل کتاب بشود به  رسالت  رسیده است وغیبت اونیز قرنهاقبل روی داده است . پس برای بعضی اهل کتاب بسیارسهل و آسان بوده است که به شبیه سازی این تاریخ بپردازند وعجیب است که انها ظهور ؟ مهدی را با دیدار مجددا عیسی س ویاظهورمجدداورا همزمان می دانند . شبحی از توهمات ونفاق  بر سرنوشت بدفرجام تشیع بدینگونه سایه می اندازد.

(وهراهل کتابی سرانجام به حقیقت مسیح ایمان خواهدآورد هرچنددرلحظه قبل ازمرگش ودرروزقیامت مسیح شاهد وگواهشان خواهدبود) سوره نساء آیه صدوپنجاه ونه

عیسی س(هراهل کتاب منظورایمان آورندگان کتب الهی است ونه بعضی اهل کتاب)راقبل از مرگش می بیند.چرا؟ به دلیل آنکه بامرگ ما تبدیل جسم به خاک آغازمیشود .این مراحل مرگ درهمه انسانها مشترک است .و در لحظه آغازمرگ اوما رامی بیند.چون او زنده است اورامی بینیم وهمچنین درروزقیامت .ببینید به زمان مرگ تا آغاز پایان دنیا توجه بکنید این زمان مطمئنا انقدرطولانی هست که مارا تبدیل به ذرات ریزخاک بکند توجه بکنیدکه عیسی س قرنها قبل ازمیان انسانها غیب شده است حال به زمان آغازمرگ اولین پیرو دین توحیدی اودرزمان حیات او  تا آخرین زمان مرگ اخرین پیرواو رامحاسبه کنید قرنهابه درازامی کشد بعدتعمیم دهیدهمین زمان را به پایان مهلت که همه مخلوقات انس وجن مجددا زنده ازخاک برخواهندخواست واین دیدارنیز مجددا تکرارمیشود قرآن دیدار باعیسی را مقارن میداندباآخرالزمان .یعنی الله آیه بالا را هرگز تغییرنمیدهد ردنمیکندانکارنمیکند وباید وجبرا این رویداد رخ خواهد داد . انسانی مافوق انسان میرا.

وبه این آیه نیز توجه بکنید این آیه از زبان عیسی س آمده است

( پس سلام برروزی که متولدشدم وروزی که میمیرم وروزی که *دوباره زنده برانگیخته میشوم .)

سوره مریم آیه سی وسه

روزی که میمیرم . آیامگر عیسی س مرده است .نه؟ قرآن مرگ عیسی را یک وهم ازسوی دشمنان الله میداند.پس چرا عیسی ازمرگ خودمیگوید. اشاره عیسی س درواقع اشاره است به متلاشی شدن جسم انسان .تجزیه جسم انسان وانفطار.قبل از این گفته شدکه با شنیدن صدای صور آخرین نسل ازانسان ومخلوقات بازمانده دیگرجبرا میمیرند یعنی مرگ آنهابایداتفاق بیفتد ووبا شنیدن مجدد صور همه انسانها مجددا زنده میشونداین اتفاق هم جبرا باید روی بدهد .عیسی نیز با بیان این جمله خودرا تسلیم میداند به برابری حیات ومرگ جبری همه انسانها بدون هیچ استثنایی . همه میمیرنداوهم میمیرد .درحالیکه قران ازغیبت اومی گوید ببینید حتی عیسی س به مرگ تسلیم ازسوی الله  است به زندگی دوباره تسلیم است وسلام .سلام .من تسلیمم مترجم خوب کشورمان این سلام معنایی جز سلام متعارف دربین ما انسانها دارد پر از راز است . سوره قدر . سلام از سوی روح وملائک تا آغاز فجر رایادآورمیشوم . سلام ودوستی .عیسی س مظهر تسلیم ودوستی درزمان حیات خود بوده است .او پیام خودرا قبل از غیبت اینگونه بیان میکند. من تسلیمم. به گذشتن از بعدمکان.ازاسمان به زمین واز زمین به آسمان . ازغیب آمده است وبه غیب میرود.واوتسلیم است . به تجزیه وتبدیل شدن به خاک . این یک جبراست اراده انسانی نمیتواند مسیروطی این مراحل را تغییر وتبدیل کند هرگونه وهم وپنداری جزاین از ارتداد است وعیسی این را بخوبی میداند. اوغیب شده است . یک معجزه اتفاق می افتد که انسان مادی از درک آن عاجزاست .اومثل ما نمرده است غیب شده است .اما حتی غیبت او  مانع نمیشوداز تغییر وتحول درجسم او درزمانی که درغیبت است . غیبت هم یک نوع مرگ است؟ اماهرچه باشد  هرکس خواه پیامبرباشد خواه ایمان آورنده باید مرگ را تجربه کند.ومرگ برای همه انسانها درطی مراحلی خاص روی خواهد داد.

(وکسانی که امیدواعتقادی به دیدارماندارند گویندچرافرشتگان برمانازل نمیشوند؟چراپروردگارمان را نمی بینیم ؟ حقیقتا خودرابزرگ پنداشته اند وگستاخی را از حد گذرانده اند . روزی که آنهافرشتگان را ببینندآنروزبرای مجرمان قطعا خوشایندنخواهدبودوبیدرنگ خواهندگفت به ما امان بدهیدوازما صرف نظرکنید)

 سوره فرقان آیه بیست ودو

(او مسیح نشانه فرا رسیدن رستاخیز است هرگز درآن تردیدنکنیدوازمن تبعیت نکنید که راه راست ودرست همین است ) سوره زخرف آیه شصت ویک

باتامل دراین دو آیه ازدوسوره قران ما به یک راز بزرگ اززندگی عیسی س پی می بریم . ای اهل کتاب دین محمد ص آیا طریقه آفرینش عیسی س شباهتی با طریقه آفرینش مهدی ع داشته است که شما  وهم ظهور مجدد مهدی ع رادر طول سالیان متمادی از فروع دین ؟ ویا از تعصبات خاص درمذهب تشیع قرار داده اید؟ براستی شما خودتان باورتان میشودکه کسی که قرنهاپیش مرده است  نیاز به نایب وجانشین دارد؟ چه کسی به شما القا کرده است که برای کمک به ظهور  مهدی ع ؟ شما می توانید بدعت سلطنت وحکومت را در دین اسلام وارد ونسبت به حقایق ارتداد بورزید؟عیسی س دارای قدرتهای خارق العاده بوده است برای گذشتن از مرز مکان دنیا باید قسمتی ازآنچه که درقیامت رخ خواهد داد دردنیا نیز بوقوع بپیوندد تا اواز بعد مکان دنیا به جهان ماورآء برگرددواین اتفاقات جزو معجزات الهی است که ایمان آورندگان را شامل نمیشود..اگرچه همه ما اکنون می دانیم که نیرو وقدرتی الله که حاکم است بر ابعاد زمان ومکان برهمه تغییرات دنیا اشراف دارد

( بدانیدما درجات هرکس را بخواهیم بالا می بریم وهمواره برفراز هردانایی داناتری هست)

 سوره یوسف آیه هفتادوشش    

وعیسی س باز اززندگی مجدد میگوید اوبه قیام غیرارادی همه انسانها نیز اسلام آورده است..  

( وهنگامی که درصوردمیده شودناگهان ازقبرهابرمی خیزندوبسوی پروردگارشان رهسپارمیشوند.گویندای وای برما چه کسی مارا از خوابگاه مان برانگیخت؟این همان وعده خداوندرحمان است وپیامبران راست گفتند) سوره یس آیه پنجاه ویک

می بینید که مرگ و برانگیخته شدن  انسانها( زنده شدن مجدد) یک اتفاق  جبری همگانی است وپیامبران نیز ازاین جبرمستثنی نخواهندبوداگرچه  سخن بالا ( آیه سی وسه سوره مریم )که قرنهاقبل اززبان عیسی س گفته شده است خودیک پاسخ زیرکانه است به بعضی اهل کتاب دین مسیحیت  که باارتداد ورویگردانی از ایمان به کتب پیامبران می پندارند که عیسی فرزندالله است .

  خواننده خوب رویاهای صادقه اکنون نیز من به اجابت حق ازارتداد میگویم. ازبرگشتن از یک وهم که قرنها ازعمرپیشینیان و سالهای بسیاری از عمرماباتکیه به این وهم که او روزی ظهورخواهدکرد به ارتدادگذشته است . اوهرگز در زمان دنیا ظهورنمی کند . اونمیتواند اینگونه باشد که در اذهان مردم قرنهای متمادی جای گرفته است پذیرفته شده است اونمی تواندبرترازپیامبر باشد این ازجنون است ازارتداد است که پیامبر مازنده باشد اما اورامرده بخوانیم و یک ایمان اورنده بتواند برای نجات مسلمانان ازشرظالمان ازاوپیشی بگیرد چنین پنداری ازارتداد است .درآیه بالا  که از  زبان پیامبری بزرگ عیسی س آمد( ازعیسی میگویم به دلیل تشابه غیبت عیسی س و عقیده بعضی اهل کتاب دین محمدص که مهدی ع را درغیبت کبری می دانند) اوعیسی س ازمرگ خودمیگوید او از بازگشت مجدد به دنیانمی گوید او دیدار خودش را بااهل کتاب موکول به روز قیامت ذکر می کند .غیبت او مصادف میشود بامرگ ایشان .این واجب است که ما با بیان چنین آیه ای مرگ هرکس دیگری را چون ایشان مرگ ایشان بدانیم.اما چرا دیداربا عیسی س ازعلائم رخداد قیامت است؟

 واجب است که  بگویم که حضرت مهدی ع هم با استناد به این آیه از این قاعده جبری (مرگ )مستثنی نیست او نیز مرده است وجهان اسلام محمد ص بایدوواجب است که  درمقابل آیه حق الله تسلیم باشدهمانگونه که عیسی س تسلیم بوده است . او آیه بالا رادر زمانی بیان میکندکه درمیان انسانهای زنده ؟ بوده است .یعنی او ازآینده ای میگویدکه اودرآن مرده خواهدبود . تاریخی که جزبه آخرت ختم نخواهدشد ووماهیت خاکی او به این آیه وحکم الله که همه جهان روزی به پایان خواهدرسید تسلیم است .می خواهم بگویم اساس وهم ظهور مردی به نام مهدی ع جز یک افسانه جزیک وهم نیست. مااورا درقیامت خواهیم دید همانطورکه همدیگر راخواهیم دید. هرکس گمانی جزاین داشته باشد آیه قران را ردکرده است وحقایق راردکرده است حقایق ( = گفته ها.وآیات ونشانه های الله)اوهمانا مرتدخواهدبود. مهدی نیزهمانندهمه انسانهای دیگردرجبر قدرت الله وحاکمیت غیرقابل انکارالله انشقاق وانفطار پیداکرده است . تبدیل به خاک شده است. چرا جهان شیعه اینگونه باید بازیچه اوهام وجنون بشودکه بادردست داشتن قران بزرگ و آیاتی چنین گویا وفصیح از ارتداد آگاهی نداشته باشد. سلام یارب . من تسلیمم به روزی که میمیرم .همه ما باید تسلیم باشیم .ما بایدتسلیم باشیم به انکه انسانها میتوانندازجهان خاک عبورکنند در زمان دائم به ماوراء برسند وعمرجاودانه داشته باشند .

 خواننده خوب رویاهای صادقه افسانه ظهور مهدی ع یک بدعت است یک فتنه بزرگ است انحراف میان پیروان دین محمدص است..واگرایه اطیعواالله واطیعواالرسول و.....همچنین آیه شصت ویک سوره نساء را به یاد داشته باشیم  درخواهیم یافت که چنین وهم بزرگی از سوی منافقین در مذهب تشیع واردشده است واگربا نگاهی دیگر به این آیه نگاه بشود میتوان دریافت که الله بخشنده همه نعمات .همه کرامات همه خیر همه حق وهمه نور است اگر الله مرگ را در پیامبر بدانگونه که درقرآن آمده است به جبر اعمال کند پس از ارتداد خواهدبوداگر ما بپنداریم که مرگ در مورد ایمان آورندگان به حقایق به گونه ای دیگر حادث خواهدشد . ( نمازمن .وعبادات من و زندگی ومرگ من ازآن الله آن پروردگارجهانیان است) زندگی من یعنی زندگی بیشمار انسانها . ونماز وعبادات من یعنی نمازوعبادات مشترک همه انسانها ومرگ من .مرگ من .این دو زندگی ومرگ  برای همه بصورت یکسان وبا عدالت رقم خورده میشود ویک ویژگی جبری وغیرارادی دارداما ما درقرآن از یک انتخاب درمرگ نیز می خوانیم .یک زندگی جاودان دربهشت ودیگری استفاده اززندگی در نیمه جانی مستمردرجهنم . اما نماز وعبادات میتوانندکه مرگ مارا هم تحت تاثیرخودقراردهند .از تجزیه اهالی شرک وارتداد گفتیم دردنیا . این خودنوعی مرگ است . نشنیدن .ندیدن . عدم درک زمانی یا الزایمر .بی عقلی یا جنون ازآثارشوم مرگی است که نمازوعبادات یا تسلیم به حق تاثیرواصالت خودرا ازدست داده است .واما آیامیتوانیم دراین انتخاب با پیامبر برابر بشویم . پس می بینید هیچ ایمان آورنده ای نمی تواندکه درچگونگی زندگی وانتخاب چگونگی مرگ  وایمان ویقیین  به حق اینگونه تسلیم وارعمل کند . واماسوره منافقین را بخوانیدگروهی که ایمان آورندگان را تشویق می کنند به رجوع به طاغوت به فردیت درحکومت درحالیکه حکومت فردی یک روش باطل ومردود درادیان توحیدی است . دراین سوره باذکرنام شهرمدینه اشاره میشود که آنها همان نازپرورده ها وتن آسان های شهرنشین هستندکه همه هم وغم انها سلطه بر بیت المال وثروت مسلمانان است وبس .رویگردانی ازحق( اطاعت نکردن از الله ورسول وجمله ایمان آورندگان ) تنها راهی است که آنها می پندارندمی توانند اعمال وزشتکاری های خودرا توجیه بکنند و  ازشما می پرسم  ای که همراه منی در زمان اکنون ثروت مردم مسلمان ایران دردست کیست؟ متاسفم. بسیارمتاسفم.

                                                    **********

درسوآل ملائک به اینکه آیاآدم  می تواند قاضی باشد؟ موجودی که به ناحق خون خواهدریخت فساد وتباهی را ترویج میکند .میشودکه عادل باشد به دانایی وعلم حکمت کند.درحالیکه جایگاه ثابت آدم زمین است خاک است . با استناد به آیه بالا خلیفه را الله منصوب می کند.ونیزانچه را خلیفه میخواهد پس اراده الله برآن حاکم میشود .حتی ملائک  درتغییروتبدیل دراین انتصاب عاجزند.الله از چنین برگزیده ای مومن ومتقی و مطیع نسل برتریا انسان کامل را طلب می کند.هیچکس هیچ احدی نمیتواند درجبروتقریرووعده به این آیه تبدیل وتغییرایجادبکند .انتصاب فقط ازسوی الله عرضه میشودتحقق می یابد واعلان میشود.هرکس که بعداز الله وپیامبران به نام ولی .فرعون یا شاه و..... وبه شکل فردی ازسوی اشخاص خاص ویاقومیت ویاپیروان دین ومذهب الهی به عنوان خلیفه یا شخص برگزیده الله خوانده بشود ازسهم شیطان است برخلاف گفته وگفته ها( حق وحقایق عملکرده است) اودردین توحید مردوداست.یک مرده یک باطل محسوب میشود. اومجنون است .معاند بادین الله است محارب با پیامبراست .آزاردهنده الله وپیامبر است . درگمراهی است .برهیچ بشری واجب نیست که ( جانش را فدای اوبکند.) می بینیدکه اگر اراده الله برانتخاب شخصی برای ابقاء واحیای دین حاکم باشد گروه جن .گروه ملائک انجیری . وحتی آدم بعنوان شخصی که این اراده براو واجب گشته است ویک منتخب است ناتوانند ازآنکه اراده خودرا درتغییروتبدیل این رای وحکم حق دخالت بدهند وبایدکه به حق وگفته الله سجده بکنند وتسلیم بشوندوبالعکس .

*ای خواص  نفرین شده ایران ما شما آیا چشمهایتان باز است  وشهامت آن را دارید تا فردی که به عنوان نایب ویا جانشین  پیامبر برگزیده اید مستند به آیات قران قراردهید درحالیکه قرآن صریحا انتصاب چنین فردی را مردود میداند ؟.

خلیفه کسی خواهدبود که برملائک واجب است  براو سجده بکنند . خلیفه حق تقدم دارد برملائک .نسل او در زمان حی خواهدماند زنده وجاودان خواهدبودآینده دارد

( آدم وحواگفتند.پروردگارامابه خودمان ظلم کردیم واگرما رانیامرزی بدون تردید(درعملکردخود شک نداشتند) اززیان دیدگان خواهیم بود. وخداگفت همه تان (همه تان؟ الله اکنون تنهاست؟زیرافقط او احداست قل هواالله احد وانسانها بیشمارند گیاهان ومخلوقات بیشمارند فقط الله تنهاست)ازاین مقام پایین ( پایین .بالا .سقوط .زمین .)رویدکه ازاین پس دشمن یکدیگرخواهیدبودودرزمین بمانیدتابموقع تکلیف تان روشن شود.)

آیات بیست وسه وبیست چهارسوره اعراف

درعرش ودربهشت  درآن هنگامه همه ازمقام خلع میشوند .ملائک آبی .جن اتش ودومخلوق خاکی .هیچ تبعیضی درنظرگرفته نمیشود وقضاوت الله شامل خواص یاعوام نمیشود.که این قضاوت نفرین شدگان است وبس.هیچکس زندانی نمیشود .شکنجه نمیشود . به زشتی متهم نمیشود . درحالی ازارتدادمیخوانیم که درکتاب بزرگ قران ما جوانب مختلف ارتداد را در عمل( توسط آدم وحوا)ودرقلب توسط ابلیس وبه زبان توسط ملائک انجیری برای آگاهی ما بصورت آیه تبیین شده است . همه درعمل به رویگردانی مردودندوشامل لطف وبخشایشی به نام توبه .واماهیچکس  مجازات نمیشود. اعدام نمیشود.هیچکدام ازاین مخلوقات نمیتوانند به محدوده اختیارات ویاحقوق مشروع یکدیگرتجاوزکنند.یکدیگرراتحریم کنند .وازمجازات نیروهای متقابل با خودناتوانند  این رویا نیست  ازبایدها ونبایدهای واقعیت دین مادردنیانیزهست .درعرش باامروحکم الله  همه آنها از نزدیکی الله به تبعید رانده میشوند وچنان که درسوره جن آمد تارسیدن پایان مهلت هیچکس نمی تواند به دنیای بالا ( جهان ماوراء)نزدیک بشود  .دراینجا اعمال اقتداربه ارائه عدل درحاکمیت الله به زیبایی جلوه گرمیشودوآدم به خواسته واراده الله به زمین می آید درهبوط به زمین ما ملائک وجن راهم ازهمراهان آدم وحواخواهیم دیددراینجا میتوان نتیجه گرفت هم درگروه ملائک وهم درگروه جن خاک وجود دارد .اگردرملائک خاک وجودنمی داشت انهاهرگزدرآفرینش آدم ( ادم بی ثبات .دائم درحال رویگردانی ازحق  ویا بازگشت وتوبه)دچارشک وتردید نمیشدند ودردنیا سهمی نداشتند.وبرای آینده این گروههای علاقمندبه احرازبرتری میشودتصورکرد که همه آنها دردنیانیزهمواره در حالت رویگردانی وبازگشت سیرخواهندکرد.

همه این مخلوقات ممکن است درزمین مجدداو بارها دچارشک وتردیددراعمال اجرای حقایق(گفته های الله)بشوندتوجه داشته باشیدکه بیان هرقول الله مترادف خواهدشدبا عمل به گفته الله.الله اراده می کندو میگوید باش پس موجودمیشودآنهانیز بایدتسلیم به این اراده بشوند شک دراصل مرحله عمل باعث میشود که آنهادچارارتدادبشوند ودرانچه (میخواهند)اراده خودرا دخالت بدهندمسیرخودرا در تسلیم تغییربدهنددرحالیکه حکم آیه وحقایق همچنان ثابت وبرقراراست ودر بعدزمان دربعدمکان برای همه انسانها به یکسان عرضه  میشود.اما دریک کلام الله درداستان عرش که درقرآن تعمدا آمده است به همه مامیگویدکه حدود دخالت انسان در مقابل کنش ارتداد  نباید ازمرزرویگردانی و تبلیغ ودعوت فراتر برود .هرکس مسئول اعمال خوداست.

(بگوازخداوپیامبراطاعت کنیدچنانچه ازحقیقت روی برگردانیدبدانیدکه پیامبرمسئول اعمال خویش است وشمانیزمسئول اعمال خودتان هستیداگراورا اطاعت کنیدبه راه نجات و آرامش هدایت می یابیدوبدانیدوظیفه پیامبرفقط ابلاغ روشن است) سوره نورآیه پنجاه وچهار

وظیفه یک پیامبر جاودانه فقط ابلاغ روشن می باشد ودیگرهیچ . محدوده اختیارات همه مخلوقات درعرش وبهشت  نیز برخلاف تصور محدودومعین است ( حتی آدم وحوا)وحاکمیت الله بر این مخلوقات نیزجبری است همه آنها مستحق هستند برآنها تحمیل شده است جبرشده است که فقط وفقط به الله پاسخ بدهند والله تنها نیروواراده ای است که قدرت بازخواست  ازمخلوقات رادارد.پس ایه میآورد وموقعیت مکانی هرانسان را محدود به آیات می کند . این آیات درواقع بازتاب باش وشدن هستند ( باش پس موجودمیشود) .نمیشوداز شدن گذشت .اراده وقدرت گذشتن از این آیات ازانسان سلب شده است .هرکس بگذردمیمیرد باطل میشود .مردود ومفقودمیشود .از زمان زنده محروم میشودمیمیرد .هرکس باشدکه انسان هست پس میماند موجودمیشود آدم .ای آدم خلیفه شو. پس میشود ودیگرهیچکس.موسی ساخته میشود وعیسی .اوانتخاب میکنداراده میکند .میشود وچنین موجودی که می پذیرد وروی برنمی گرداند .ایمان میآورد .ردنمی کندانکارنمی کند تحریف وتجزیه نمیکند وقیام میکند. پذیرفته میشود . ردنمیشود .انکارنمیشود ..نابودنمیشود.متلاشی نمیشود .تجزیه نمیشودبه خاک تبدیل نمیشود.موجودمیشود زنده میشود.خاکی که میشود شکافته بشودمیشودکه بسوزد.



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 5 شهریور 1391    | توسط: منتظر در انتظار    |    | نظرات()