بسم الله الرحمن الرحیم

(ما هیچ پیامبری راپیش ازتونفرستادیم مگر آنکه به او وحی کردیم که ابلاغ کند*هیچ معبودی به جزمن نیست پس فقط مراپرستش کنید) سوره انبیا .آیه بیست وپنج

                                                      **************               

(بگو از خداوپیامبراطاعت کنید.چنانچه از حقیقت روی برگردانیدبدانیدکه پیامبرمسئول اعمال خویش است وشمانیزمسئول اعمال خودتان هستید اگراورا اطاعت کنیدبه راه نجات و آرامش هدایت می یابیدوبدانیدکه وظیفه پیامبرفقط ابلاغ روشن وشفاف است) سوره نورآیه پنجاه وچهار

(من مامورشده ام که پروردگار این شهررا عبادت کنم شهری که حرمتش راواجب گردانیده است .بدانیدکه همه چیزازآن خداست ومامورشده ام ازمسلمانان باشم. و*قران راتلاوت کنم .پس هرکس به راه خداهدایت شداین هدایت به نفع اوست وهرکس گمراهی پیشه کرد *بگو من فقط یک هشداردهنده ام.) سوره نمل آیه نودویک .نودودو

(اگرپیامبر راتکذیب کنید بدانیدملتهای قبل ازشما نیز تکذیب کرده اندوبرپیامبروظیفه ای جز یک ابلاغ روشن نیست) سوره عنکبوت آیه هجده

(چه قسمتی از آنچه وعده داده ایم به تونشان بدهیم خواه قبل از آن تورابمیرانیم.بدان که تو فقط مامورابلاغ وحسابرسی برآنها هستی.) سوره رعد آیه چهل

(چنانچه *کافران ازتوروی برگرداندندبدان که تورا به عنوان *نگهبان آنها نفرستاده ایم وظیفه تو *فقط ابلاغ روشن است)قسمتی ازآیه چهل وهشت سوره شوری 

(ای پیامبراگرازحقیقت روی گردان شدندباکی نیست. وظیفه تو *فقط یک ابلاغ روشن است)

سوره نحل آیه هشتادودو

                                                         ************

(ماتورا به پیامبری نفرستادیم مگرانکه برای تمامی مردم جهان بشارت دهنده وهشداردهنده باشی هرچنداکثرمردم درک نمی کنند) سوره سباء آیه بیست وهشت

(ای پیامبرماتوراهم به عنوان شاهد وهم به عنوان بشارت دهنده وهشداردهنده فرستاده ایم)

سوره احزاب آیه چهل وپنج

(ماتورا به عنوان پیامبری شاهدومژده دهنده وهشداردهنده فرستادیم) سوره فتح آیه هشت

(این قرآن نازل شده ازسوی آن قدرتمندبارحمت است.تامردمی راهشداردهی که پدرانشان هشدارداده نشدندوخودازحقایق غافلند)سوره یس آیه شش

(آیامیگویندقرآن دروغی است که پیامبربافته است ؟نه قران حق است وازجانب پروردگارت آمده تامردمی راکه قبل ازتوهیچ هشداردهنده ای نداشته اندنسبت به دستاوردشان هشدار دهی شاید به راه نجات هدایت شوند.) سوره سجده آیه سه

(چه شنواوبیناشده اندآن روزی که دوباره نزدمامی آینداماامروزظالمان درگمراهی آشکارند.آنهارانسبت به آنروز روزحسرت آمیز هشدارده آنگاه که کارپایان پذیردآنهاهنوزدرغفلت وبی ایمانی بسرمی برند.)

سوره مریم ایه سی ونه

(بگومن فقط بواسطه وحی به شماهشدارمی دهم اماآنهاگوشهایشان کراست وازاین هشدارهانمی ترسند)

سوره انبیاء آیه چهل وپنج

(پیش ازاین ماهیچ کتاب آسمانی رابه آنهانداده ایم که آنرابخوانندهمچنین قبل ازتوهیچ پیامبرهشداردهنده ای رابرایشان نفرستادیم)سوره سباء آیه چهل وچهار

                                           ***********

*قبل از آغازمطلب قاب وارونه (ارتداد ومن)شایسته است  ضمن آرزوی سلامتی وموفقیت برای آقای بان کیمون که زبان گویای مردم ایران دراجلاس سران کشورهای جنبش غیرمتهعدها بودندفراوان تشکرکنم.

*بانزول آیات بالا بر پیامبران و ایمان آورندگان ادیان الهی واجب میشودکه از حق (آیات یا گفته الله ) پیشی نگیرندو ازگفته های الله تجاوز نکنند .درآیات بالا به نسبت نزول هرسوره  ما به موقعیت مکانی پیامبران پی می بریم. واز موقعیت زمانی رسالت هر پیامبروکتاب او آگاهی می یابیم .دراین آیات به خوبی از وظیفه وتکلیف واجب  یک پیامبرو پیروی ایمان آورندگان ادیان الهی از خط مشی ء توحید دردنیا که جز ابلاغ ودعوت وتبلیغ نیست گفته شده است . نتیجه نازل شدن کتب الهی برای ممانعت ازافراط وتفریط انسانهاست . ابلاغ ودعوت و هشداربا حاکمیت درتضاداست حاکمیت وولایت برانسانهارا مردودمیسازد اگرتوجه بکنید به بعضی ایات از وحی به عنوان وسیله هشدارتوسط پیامبر استفاده میشود و هدف پیامبر رابا تحمیل از طرق رایج درمیان حکومتهاودول مختلف درتقابل  روشن قرارمیدهد .

 وحی یک اسلحه نیست  کاسه توالت زندان  نیست .کهریزک نیست . گوانتانومو هم نیست .حق وتونیست  .باطوم .گازفلفل نیست . کاریکاتورمضحک افشاگر ازنمای درونی گمراهان نیست .قصه هزار ویک شب دروغین برای پیامبران دروغین نیست .سیگار یک زندانبان دیوانه نیست. اطوی داغ دردست دن کیشوت سرد ومرده نیست .پابند ودست بندنیست .موادمخدرنیست .قرص اکس هم نیست . چهارصدوپنجاه میلیون تومان هم نیست .رای قاچاقی هم نیست.اصل سرامد هیچ بی قانونی هم نیست.  

 وحی یک گفته حق است از سوی الله .الله رحمن ورحیم  برای همه انسانهاو برای تحقق فرصتی برابردردعوت به معجزه باش است .

امایک توضیح داده بشود درمو ردمطلب مهم ظهور عیسی س ومهدی ع . خواننده خوب ورییس ...؟ایران ما در تایید اثبات ظهور امام شیعیان مهدی ع وظهور پیامبردین توحید عیسی س برما باید و واجب است که به قران مراجعه کنیم و جبرا باید آیات الله ( گفته های الله )را بپذیریم وبدان تسلیم بشویم .درقرآن بزرگ همانطور که به یک اصل یاولایت یاحاکمیت  فردی بر عام انسانها اشاره نشده است به ظهور مسیح س ویامهدی ع نیز اشاره نشده است . قران کتاب آیات است وتسلیم شدن و ایمان آوردن به آیات از اوجب واجبات است وبا استناد به قرآن دردین محمد ص ولایت انسان یاحاکمیت فردی ویا مسئله ظهور اکیدا وجودندارد و می بینیم دردوگانگی واختلاف درمذهب ( تشیع) مابا  دیدگاه ولایت فردی یا ظهور مهدی ع برخورد می کنیم ودرمذهب تسنن این امرازنگاه پیروان این مذهب مردودمیشود.گفتیم که دومذهب تشیع و تسنن از نشانه های انحراف دردین است.چه بابدعت دردین وهم ظهوررا دردین توحید تداخل داده باشند ویا وهم حاکمیت انسان برانسان را باارتداد وبدعت به عمل دربیاورند وچه این دو مسئله رامردودبدانند  .باید پذیرفت دیداربا موسی س . ظهور مسیح س .ظهور مهدی ع ازنشانه های بدعت دردین و همانندسازی شبهات عقاید مذاهبی است که بواسطه دخالت ونفوذمنافقین  درلباس بعضی اهل کتاب ( اهل کتاب کسانی هستندکه به زبان میگویندبه یگانگی الله اسلام اورده انداما ایمان به قلب انهاواردنشده است می گویند الله یکی است اما برایش جانشین میسازندو تسلیم بودن به حاکمیت نایب وجانشین را برحاکمیت الله واطاعت از پیامبر برترمیدانند . بعضا میگویندالله یکی است اما تسلیم بودن  به قوانین  را اولی بر تبعیت از الله ورسول میدانند ) در میان جوامع اسلامی ترویج شده است .برخلاف آنچه بایداکثریت بعضی اهل کتاب در میان مردم پیش آهنگان مذاهب هستند . 

(بدانیدکه ماپیامبران را بدنهایی ندادیم که به غذانیازنداشته باشند.همچنین *در دنیاآنهارا جاودانه نکردیم)

سوره انبیاء آیه هشت

پیامبران اولی ترین مخلوقات الله هستند اماباتسلیم شدن به این آیه ما درجبریم که بپذیریم  تمامیت پیامبران درجبرهستند که چون انسانهای دیگر درعدالت وبرابری مطلق بمیرند ومجددا زنده بشوند

(اماحرمت نگاهداران حریم الهی درجای امنی هستند.)سوره دخان آیه پنجاه ویک

(درآنجا مزه هیچ مرگی رانمی چشندمگرهمان مرگ اول را وخداوندآنهاراازعذاب جهنم حفظ می نماید)

سوره دخان آیه پنجاه وشش

پس چگونه است که عده کثیری ازماباآگاهی ازاینکه همه پیامبران وایمان آورندگان دردنیامرده اند مدعی میشویم یک پیامبریا ایمان آورنده که الله ازمرگ جبری  او چون همه انسانهای دیگرمیگوید وجبرا فقط با وعده الله درقیامت زنده میشود میتواندمجددادردنیا ظهورکند؟ این چگونه است که پیامبر( عیسی س موسی س. نوح س .ایوب س. ابراهیم س .محمدص)به چنین معجزه ای ( عمرجاودان دردنیا دردنیا؟) نائل نمیشود اما تشیع باپیشی گرفتن از کلام حق الله ورد وحی تبلیغ شده همه پیامبران با ردشدن ازآیات  مدعی میشودکه یک ایمان آورنده ( مهدی ع) به عمرجاودان دردنیا دست یافته است و درانتظارظهور اوهستند. خواننده خوب گذشتن از مرز دنیا( دنیا یک بعدمکانی گسترده خاکی است و هرآنچه از خاک است مستلزم  آنست که  مرگ وانفطارراتجربه کند.

(ای اهل ایمان هنگامی که خداورسولش شمارابه چیزی می خوانندکه مایه حیات وعزتتان است اجابت کنید بدانیدکه خداوندبین آدمی وقلبش حائل است وهمه بسوی اوگردخواهیدآمد.) سوره انفال .آیه بیست وچهار

 یک انسان عصرجدیدنیزنمیتواند از فضاوخلاء اطراف زمین بدون امکانات ویژه حیاتی بگذرد وحتی بابهره بردن از امکانات خاص نمی تواند درانجا بطوردائم زندگی بکند .نیروی جاذبه زمین مانعی بزرگ در رسیدن به این آرزوی بزرگ بشری است .

 از شرط جبری  یکتاپرستی ویگانه پرستی  است که  مسلمانان ادیان الهی به اطاعت از الله ورسول اقتداءوقیام کنند وهرعقیده ای جز این ازشرک است مردوداست باطل است تکیه واقتداء به (ولی.شاه . فرعون . و.......)برای پیشبرد دین ورسیدن به اهداف الهی تمسک به تقیه (ریا)است وتقیه در دین محمدص حرام است واز امورمردود وباطل ونشانه ای ازشرک است .

(وواقعاستمکارترازکسی که شهادت وگواهی خودرا از خداپنهان می کندتصورمیشود؟ بدانیدکه خداوندبزرگ نسبت به عملکردتان غافل نیست) سوره بقره آیه صدوچهل

رد آیات الهی ازدلایل ورود کافران ومشرکان به عذاب الهی دردنیا است .تولد ومرگ ورستاخیز روزقیامت .ورود به جهنم یا بهشت انتخابی برای همه مخلوقات الله دراوج برابری بوقوع خواهدپیوست این گفته حق الله است وتغییروتبدیل آن یاتحریف آن از ارتداداست . قران بطور صریح بیان می کند که زمین  قبل ازنابودی ومتلاشی شدن ازآن مستضعفان خواهد شد .ونیز باتوجه به آیه ( اطیعواالله واطیعواالرسول واولی الامرمنکم......از سوره نساء آیه پنجاه ونه) زمین توسط جمع ایمان آورندگان اداره خواهدشدپس مسئله ظهورمجدد مهدی ع وعیسی س درزمانی مجهول بر ایمان آورندگان در زمین منتفی خواهدبود . الله حاکمیت فردی نوع بشررابرجمع ایمان آورندگان ردمی کند(توجه داشته باشیدبا یادآوری ازگذشته دردین یهود = هادو =هدایت شدگان .کسانی که رداشدن از آیات و امرالله برانان حرام بود= کسانی که هدایت برانها بطور کامل ومثال زدنی عرضه شده است  پیامبران این دین  با ادعای (خدایی)نمودن یک تغییربزرگ درسنت الله بوجودآوردند .و حاکمیت پیامبران ونوع انسان هدایت شده  ازسوی  الله بدیع  حرام وباطل ومردودشدوبعدازاین مقطع زمانی دردین توحید جبرا رسالت باحکومت دردنیادرتضادمیشود واین جبرتا پایان دنیا تغییرناپذیروغیرقابل بازگشت است برای پیامبران وهمه ایمان آورندگان وایمان اورندگان همه ادیان الهی مکلف هستند ودرجبرهستند که از الله وپیامبراطاعت کنند و حاکمیت و فرمانروایی بر نوع انسان وجن را ازارتدادوشرک بدانند . رد آیات الله بدانند .سلطنت وولایت و حکومت را مردودبدانند وتسلیم باشند به برابری در نظم ومساوات تمامیت نوع بشر درتوحیدوپنداری جزاین از جنون است  .مادرمذهب تشیع می بینیم که ائمه نیز هرگزدر راس حاکمیت قرارنمیگیرند زیرا حاکمیت پیامبرو ائمه برامورمسلمانان از امورجبری وواجب دردین توحید نیست .رسالت یک امرمعنوی است که خاک و دنیا را به زندگی و فطرت (بازگشت به ماهیت واقعی) می خواندودرواقع چون دین از الله است پس می تواند برخاک  احاطه داشته باشد الله خالق جهان است  دین توحید چون ازطرف الله است این قدرت وتوانایی جبری را دارد ومی تواند برجن وانسان مخلوق الله حاکمیت پیداکندامادرصورت تسلط حکومت نوع بشریاجن وضعیت ارتدادبر دنیای خاکی  تحمیل میشود وانسان درحکومت ( ولی .شاه . فرعون  و....)نمی تواندبر دین توحیدوبردنیا مسلط بشود . عدم تسلط و ضعف  انسان  بر دنیا در دین توحیدوانحصاری کردن دین الله یکی از روشن ترین دلایل ازمجموعه ( نه )هایی است که آرزوی تشکیل امت واحده را دربین ادیان توحیدی به سراب وتوهم تبدیل می کند

انسان  مدعی دین در تئوری (حاکمیت  انسان برانسان) که دین توحیدآنرا مردود میدانداز تحمیل دین برنوع انسان عاجزمیشود .نمیشود .حکومت انسان برانسان  مردوداست وجبرا ادعای دین انسان درحکومت نیزمردودمیشود فقط یک مشرک وکافرچنین وهمی را می پذیرد.  و تسلط برای تصرف ودخالت دراشکال حکومت بر ایمان آورندگان حرام است.برابری انسانها درنزد الله .عدالت جبری و تداوم نظم جبری درروند آفرینش مانع است درتسلیم شدن ایمان اورندگان برچنین تفکرمادیگرایانه . وازآنجاکه وعده الله حق است وجبری و اراده اوهمواره درموقعیت ( باش) قراردارد حاکمیت اوبر مخلوقات همواره زنده وغیرقابل انکاراست وهرگزتغییروتبدیل وتحریف پیدا نمی کند.تجاوز( اجازه دادن .جواز دادن ) یا شریک قراردادن عقاید بشری که با بینش برتری جویانه نوع بشر بر حق یاگفته الله اراده حاکمیت وقدرت نمایی داشته باشداز ارتداداست مثل عقاید حکومتگران ایران ما که به خوداجاز می دهند باگذشتن از آیات الله نماز وعبادات (امورحلال)را مردودکنند و امور باطل را درلباس دین ؟ برمردم القاء کنند. بدیهی است در توهمات این حکومت دین توحید جایی ندارد زیرا انسان برحاکمیت انسانها مرکزیت پیداکرده است  الزایمر(طبیعت بی ثبات خاک). و وضعیت متزلزل عقاید به جامانده متحجراز (ذریات) در این حکومت درحدافراط دیده میشود .عجیب است که این حکومت انرژی هسته ای را حق (مسلم  =حق تبین شده تسلیم درحالت جبر. سلام = من تسلیمم =من اسلام اورده ام = آنچه از اسلام است.گفته الله است )یک (مسلمان = تسلیم شده انتخابی) می داند.این حکومت انعکاس هرگونه سوآلی را توجه به هرهای وهوی را ازجانب مردم وبرمردم (حرام )می داند .     

(بدون تردیدما وارث زمین وهرکه برآن هست می باشیم وهمه بسوی ما باز گردانده خواهندشد)

 سوره مریم.آیه چهل

(آفرینش آسمانهاوزمین وجنبنده های مختلفی که درآنهاپراکنده است ازنشانه های اوست واوهرگاه اراده کندقادربرجمع آوری انهاست )سوره شوری آیه بیست ونه

(ای جماعت انس وجن اگرمی توانید؟ازمرزهای زمین و آسمان بگذریدولی *هرگزقادرنخواهیدبودمگربانیروی الهی.) آیه سی وسه سوره رحمن

(شماهرگزنمی توانیدازقدرت الهی فرار کنیدوغیراز خداوندبرای شماولی ویاوری نیست)

 سوره شوری آیه سی ویک

 همه مخلوقات از آن الله هستند . آیا تعبیر ومعنای این آیه جزاینست .که جهان  مانا نیست .انسان فراراست.زمین فراراست .حیوان. گیاه .دریاها .آبها .کوهها زندگی فرارند.همه برمیگردندجبرابرمیگردند .می شنوی؟هیچکس حاکم نیست مگر واحداحد.کاش ولی ها .شاهان .فرعونها .قانونگرایان با تسلیم به این آیات می دانستندکه حاکمیت چیست ؟ وحاکم چیست؟نه نمی دانند.(همه =انسانها وجن هابسوی ما بازگردانده خواهندشد)مگرانهاکه باارتداد مردندو رفتند هنوزبسوی الله برنگشته اند؟ نه انها نمیتوانند ازجبرجاذبه زمین ردبشوند.دنیا یک زندان است .زندانی که درجبر استمرار زمان درجبراز نابودی است

( مپندارکه کافران راه گریزی در زمین خواهند داشت.آنهاجایگاهشان اتش است وچه بدجایگاهی است آتش ) سوره نورآیه پنجاه وهفت

زمین جایگاه خاص کافران است کسانی که ازجبر مقام خود پاراازحق فراتر گذاشتند وانسان بودند امامدعی شدندکه درنوع خود (برتر) هستندو با تکیه بروهم ودرجنون به بیراهه های گمراهی رفتند.

واما بعدازمرحله بازگشت و رستاخیز جهانی الله  ورودبه بهشت را برایمان آورندگان واجب کرده است پس آنها قبل از پایان دنیا به بهشت مهاجرت خواهند کرد و عمرجاودان خواهندیافت ازاین زاویه نیز ادعای کسانی که باوهم می پندارند زمین مرکزی خواهدبودبرای حاکمیت اوهام و حاکمیت یک بشرفناپذیر و محتاج نیز رد آیات الله است از ارتداداست . من ازدریچه این قاب از یکایک مدعیان ظهور عیسی س پیامبرمی پرسم چرا هیچکس بعداز غیبت این پیامبر راندیده است ؟چراعیسی س اکنون نمی آید؟ چرا مسلمانان مذهب تشیع دراثبات سخنان خود از رویت و ظهورمهدی ع  آیه قران نمی آورند ؟عجیب است پندارها وعقایدبیمارومالیخولیایی آنهاازقرنها پیش تاکنون درحالی تداوم داشته است که قران رادرکتب خانه ها در مدارس و موسسات عالی از دروس واجب برای تدریس قرار داده اند قران بعداز رسالت حضرت محمدص دائمااز رستاخیز وقیامت می گویداما حتی یک جمله و آیه از ظهور مسیح س ومهدی ع ویا دیداربا موسی س نمیآورد. .دراینجا بازهم تاکیدمی کنم تامادام که یک کتاب آسمانی از مواردی چون اصل ولایت یا ظهور ایمان آورندگان آیه نیاورده است نمیتوان به هیچ روایت یا حدیثی تمکین کرد. فقط آیه های قرآن وکتب الهی می توانند (صراط مستقیم) را مشخص کنند واین امر از حیطه قدرت ودخالت .تحریف .تبدیل ویا تغییر وتجزیه انسان وجن  خارج است. تداخل عامدانه احادیث وروایاتی که باعث شده اند انسان باوهم آیات وگفته الله رامردودکند وبعضا درسری مطالب قاب وارونه بدان پرداخته شده است معدودنیستند.

خوانندگان خوب رویای صادقه ظهور مهدی ع یک توهم جاهلانه وخودفریبی است برای دور انگاشتن روزقیامت .برای زیر سلطه بردن و خاموش کردن ندای ابلاغ ودعوت پیامبر به قیام ایمان آورندگان که باید او بیاید وما خلاص بشویم ؟ ازچه ؟ازمیراث پدران .نیاکان .پیشینیان .آباء .اجداد .ذریات .ذریاتی که از سنگواره های ارتداد برای فرزندان خودساخته اندوبارویگردانی ازحق خود ونسل بشری را باطل کرده اند

و هیچ دور نیست که روز؟قیامت *بزودی بدون هیچ انتظاری  ودریک چشم برهم زدن به واقعیت بدل شود .اکنون زمان زیبایی است اگربه آزادی ازاین وهم واحتجار بزرگ قیام کنیم  مادرمقابل باطل شدن و تباه شدن نسل آینده خود وفرزندان آینده خودمسئولیم .  

*ای پیروان ادیان الهی برشما واجب شده است با آگاهی سخن بگوییدسخنانی که در حیطه دیانت برآن اصرار می ورزید گواه  کفرودین الهی شما هم هست . 

( ای پیامبر اگربندگانم ازتو درباره من سوآل کنند ( کنند؟به زمانهادر این آیه توجه کنیدتکرار زمان زنده )بگومن بسیار نزدیکم .ندای کسی که مرا می خواند( می خواند؟)پاسخ می دهم( می دهم ؟) پس انها نیز باید ( باید یک جبراست ردآن ارتداد است باید تسلیم بود باید پذیرفت باید ایمان آورد) به ندای من ( ندای من تومی شنوی ؟)پاسخ دهند وباورکنندمرا.امید( امید؟) آنکه به راه رشد وتعالی درآیند.) سوره بقره آیه صدوهشتادوشش

شرط گرفتن جواب ازسوی الله درموقعیت پاسخ فقط یک جمله است پذیرفتن دعوت یعنی باورکردن الله .آیاتوصدای پیامبر را( اکنون )می شنوی . ؟توچطور؟.تو که با اهانت وفحاشی به پیامبران دیگر وعده الله را برزبان عیسی س جاری شده است رامردودمی دانی؟ توکه با جنون رسالت عیسی س را ردوانکارمی کنی؟ توچطور؟آیا عیسی س ازآمدن پیامبری به نام احمد ص برای تونمی گوید ؟.احمد یعنی کسی که شایسته  دراوج  مدح وتحسین یا(ترین) درتسلیم است توجه کنیدو این جمله از زبان پیامبر الهی عیسی س درقران آمده است وقتی عیسی س چنین ازبرتری احمد ص می گوید درواقع اوجبری بودن  گفته حق الله درمورد محمدص را تبلیغ می کند یعنی که احمدص درتسلیم از عیسی س برتراست .عیسی س پیامبری مسلمان (تسلیم محض) بوده است اما ما می دانیم که اواز مادر فرزند یک مخلوق خاکی است واز سوی دیگرمخلوقی از کلمه حیات بخش ( موجودشویا باش.الله ) توسط روح است  .(سوگندبه حق و انچه میگویم حق است.سوره ص)

محمدص یک بشرخاکی است کاملا خاکی . وقبل از این گفته شدخاک ماهیتی داردکه ذاتا مهاروکنترل ان بسیار مشکل است . گفتیم که نوع انسان درعرش ازدم یانفس الله جان میگیرد وجه تمایز احمدص  برعیسی س نیز ازسویی تحت تاثیر نوع آفرینش انسان خاکی است وازسویی دیگرباید پذیرفت تسلیم شد به جبر درتولد عیسی س که ازارسال جبر ی(کلمه باش یاموجودشو الله) به شکل معجزه وار صورت گرفته است و ماهیت عیسی س همواره تحت الشعاع تسلیم محض درآفرینش روح بوده است . روح دقیقا کلمه ای را برمریم س می دمدکه از زبان الله خارج شده است . ومریم س با مسح یا کشیدن این کلمه (که گویابرحنجره پاک ایشان دمیده میشود)به تولد عیسی س  کمک می کند.واین بدان دلیل است که دراین مدت ( بعدازرسالت موسی س) شخص خاصی با صلاحدیدالله برگزیده نشده است .پس عمل روح  انتقال حاکمیت گفته ( اسم یا کلمه)جبری الله برزمین است در ضرورت واجب زمانی.برای شناخت روح من به نوشته کتاب ( المنهج القویم لتعلم لغه قرآن الکریم) مراجعه کردم که گویاترین تعریف است برای شناخت یک موجود فرازمینی که درقران روح خوانده میشود

( افعالی که به فاعل مشخصی نسبت داده شده است فعل معلوم وافعالی راکه فاعل آنها در جمله حذف شده است فعل مجهول می نامند.وبه مفعول که جای فاعل راگرفته است ومرفوع شده نایب فاعل می گویند)

وقران در باب روح به محمدص چنین می گوید

(ازتودرباره روح سوآل می کنند.بگوروح نشات گرفته از امرپروردگارمن است وبه شما ازعلم و آگاهی اندکی بیش نداده اند) سوره اسراء آیه هشتادوپنج

( روح نشات گرفته ازامر پروردگارمن است) نشات *گرفتن ازامر الله. یعنی اراده ای در( باش)به کسی داده شده است به شی ء به جسم به یک جاندار؟ فقط یک کلمه می تواند اوراخلق کند کلمه .دم . نفس . الله احتیاج به هواندارد.(گرفته شده) زمانی در گذشته که دامنه آن اکنون را دراستمرار پاسخ برای یک سوآل قرار می دهد .( گرفته شده) فعلی است برای نشان دادن واثبات یک مفعول( =عمل ) درگذشته .این سوآل دائم درحال تکراراست ( می کنند) وقران پاسخی را که برمحمدص واجب بوده است در باب این سوآل  به زمان گذشته عودت می دهد ما علم واگاهی درباره روح نداریم ( نداده اند) به شما ؟ به مجموعه پیامبران وبه عام مردم در زمانهای متوالی .واکنون برما نیز واجب است که بپذیریم  وجود روح یک جبراست واقعا هست. وشما از روح چه می دانید ؟آیا پروردگارشما روح را درموقعیت باش قرارداده است ؟براستی پروردگارتوکیست؟

(سزاوارهیچ انسانی نیست که خداوندبااو سخن بگویدمگرازطریق *وحی یا ازورای حجاب ویابه اذن خدا بواسطه فرشته ای آنچه را که *بخواهد وحی می نماید زیرااوبلندمرتبه وحکیم است واین چنین روحی راازامرخودبه تووحی کردیم حال آنکه توپیش ازاین نمی دانستی کتاب چیست وایمان کدام است ولی ماآن رانوری قراردادیم تا بواسطه آن هرکس ازبندگانمان راکه صلاح بدانیم راهنمایی کنیم بدان که تومردم را به راه راست ودرست هدایت می کنی) سوره شوری آیات پنجاه ویک . پنجاه ودو

درآیه پنجاه ویک سوره شوری الله می گویدکه هیچ انسانی را مستقیما مورد خطاب سخنانش قرارنداده است . دراینجااز چندروش  برای مکالمه با الله دربرابر همه زنان ومردان اعم از پیامبر وایمان اورنده آمده درقرآن آورده شده است الله دوروش  درحجاب و وازطریق وحی را مستقیما از طرق صحبت با مخاطب خودذکر می کند وروش  فرستادن ملکی که حامل وحی قرارمی گرفته است را دردرجه سوم قرارمی دهد.که این روش اکثرادر زمین بوسیله ملائک برپیامبران ( بصورت وحی) وایمان اورندگان ( بصورت القاء)ارائه میشود

 ماباتاکیدبرآیات قرآنی موسی س راکلیم الله می خوانیم دراینجااز مکالمه غیرمستقیم این پیامبربا الله خالق آگاه می شویم اما ما درایه پنجاه  ودو از روحی می خوانیم که باعث هدایت وراهنمایی بندگان موردانتخاب الله میشود.  روح موجودیت یک کلمه القاءکننده است . سخنان الله را بربندگان خاص تلقین می کند . روح القدس . همراهی با روح ضامن درستی وراستی راه یا  رفتن بسوی صراط مستقیم است. آنچنان که الله می خواهد ( باش). ما میدانیم روح آورنده موقعیت باش بوده است در زمین برای تولدمسیح کشیدن یک کلمه برخاک مسح یک کلمه باخاک خاک پاک مریم س. پس فعل یاعمل اوبرماروشن است  اما از روح درزمان انجام ماموریتش فقط از این عمل می دانیم .توجه داشته باشید که ما درباره آفرینش عیسی س بایدبدانیم فاعل واقعی  دمیدن دم یانفس یاکلمه الله است وروح فقط مفعول است برای این عمل و درانجام یک کاریاماموریت ازسوی الله است.روح ازیک سومفعول است وازسویی دیگر فاعل کلمه باش در دنیا.پس او میتواندجانشین در دنیا وزمین باشدو دمیدن یا ارسال کلمه الله را در زمین انجام داده است . اونایب است . اوهمراه بافرشتگان به دنیاواردشده است والله در راس برهمه مانظارت و حاکمیت دارد .

دراینجا بایدبر ارتداد اکثریت تشیع که می پندارند پیامبران؟نواب ویا جانشین الله در زمین هستند و امامان شیعه ؟جانشینان پیامبردر زمین هستند واکنون نیزمیشود که ولی؟ فقیه جانشین ونایب الله برزمین باشد تاسف خورد. پیامبر یک فرد تمامیت خواه نبود وایمان اورندگان نیز اینگونه نمی اندیشیدند .که اگر پیامبران ویا ایمان آورندگان درباره حاکمیت دین بر جهان بدینگونه می اندیشیدند هرگز دچار بحران های تحریم . جنگ جمل . یاچندگونگی احزاب نمی شدند . زندانی کردن مخالفان. شکنجه کردن وقتل عام مخالفان در دین توحید مردود است .دردین توحیدجنگ در وضعیت امنیت و آرامش نیزازارتداد است مگر به قصد حفظ جان ودفاع ازجان باشد

(واجازه داده شدتاباکسانی که به جنگ باشمابرخاسته اندبجنگیداما تجاوزکارنباشیدزیرا خداوندبزرگ تجاوزکاران رادوست ندارد) سوره بقره آیه صدونود

دراینجااجازه  انسان رادراجازه الله  دخالت دادن . از حدوحدودیک مرزحق با تمسک به وهم خارج شدن است.افراط کردن در اجازه خود برای اعمال پاراازحق فراتر گذاشتن  باحدس وگمان پارا از گلیم ( حق)خود بیشتردرازکردن . دزدی کردن . به بیراهه رفتن . عدل دراین آیه مستنداست به تسلیم بودن  مرز حق( گفته وقول الله) .با اطاعت ازخواسته یااطاعت ازنفس  خود درجنگ یا امری از گفته  جبری الله ردشدن که عملکرد ظاهری آن سرانجام  برای (حق = گفته الله)شریک ساختن را تداعی میکند .اجازه داه میشود با کسی که اراده جنگ دارد بجنگید. اما برای جنگیدن با دشمن اجازه نداریداز وهم اطاعت کنید درجبرهستیدکه از قول الله اطاعت کنید ردشدن از اجازه الله تجاوز است خواه درمیدان جنگ باشد خواه در رعایت امورشرع باشدنمیشود که وهم یا اوهام را به نام دین ودرکنار دین ابلاغ کرد. تجاوز به خوداجازه دادن.  

 

کشتندبکشید .توقف کردند بایستید . این جنگ برای تصاحب ثروت نیست که به عنف مردم بانگاه ثروت شخصی نگاه بشود . این جنگ برای سیطره بر خاک یا تخت وتاج نیست که کسی به فکر( تسخیر ) یک کشور بیفتد. این جنگ جنگ باگوساله ها وبزغاله هانیست که کسی به خوداین اجازه رابدهد وبپندارد که صاحب گوساله ها وبزغاله هاست ومی تواند برپیشانی انها ( داغ) مالکیت بزند (این تعجب اورنیست که روش حکومتگران ایران درقتل عام مردم معترض در سال هشتادوهشت بسیار شبیه است به عملکرد ابن سینادردرمان گاو .گاو ای گوساله ای  که بزرگ شده ای فقط برای ذبح اماگوساله های هشتادوهشت ادعای انسان  بودن میکردند).جنگ منافع یک نظام مرتدومشرک هم نیست . در این جنگ انسان خودرا وقف الله کرده است .وهرگونه شک دراین مورد ازارتداد است.هرکس هرچیز درجای خودبه نظم درمیآید.وبالاترین عدل دردین توحید درزمانی است که به احدی اجازه داده نشود که ازحق شرعی ودینی خودپارافراتر بگذارد.کسی نمی تواند دراجازه ای که الله حکم می کند امرکرده است اجازه خودیا دیگری را دخالت بدهد .این از شرک است که مسلمان ( تمامیت ادیان توحیدی) در زمان اختلاف وجنگ درتضادبا گفته  الله عمل کند.عمل متجاوز مردوداست . والله اورا دشمن میدارد( =دوست ندارد)

                                                                    ************ 

 مسیح پیامبری است که از مسح کلمه الله باخاک که روح انتقال دهنده انست  دربطن یک انسان زمینی خلق میشود . توجه داشته باشید که عیسی س میخواهد والله اراده می کند درغیر این صورت هیچ موقعیت خاصی که عیسی س خواهان آن باشد به تحقق نمیرسد.اراده الله است که برای ایجادموقعیت یک باش امروز ایمان آورندگان دین عیسی س را به اکثریت بعضی اهل کتاب سوق داده است.این توهم که عیسی س در زمان خود بتواند موجودی را حیات وزندگی ویا سلامتی ببخشد .ویاازراز نهان دیگران آگاهی بدهد باعث شده است که این تصور بوجودبیایدکه کسی که غایب شده است مجددا *می تواند اراده بازگشت به زمین را به تنهایی محقق بکند .واین وهم از شرک است .

 یک کلمه یک دم یانفس ازالله که خاک را مسح کرده است وبدل به انسانی میشود که محکوم به بازگشت است .خواننده خوب سرنوشت و جبرچگونه (بودن) همه ما قرنهاقبل نوشته شده است وبه مرور زمان درموقعیت باش قرارگرفته است .پس گریزازان غیرممکن است مگرآنکه الله بخواهد.توآیانمی خواهی؟

وعیسی س عین یامصداق یا باش ( آنکه درجبراست وبایدباشد) یک کلمه  الهی است .بزرگترین امرمهمی که به او فرصت میدهدکه اینگونه باش را در زمین به عمل بدل بکند روحیه تسلیم محض این پیامبراست

(ویادآوریدکه آن هنگام فرشتگان به مریم گفتند ای مریم خداوند تورابه *کلمه ای ازخودش که نامش مسیح عیسی س پسرمریم است بشارت میدهداوکسی است که دردنیاوآخرت آبرومندوازمقربین درگاه الهی است )سوره آل عمران آیه چهل وپنج

دراین جمله از زبان ملائک بیان میشودکه الله عیسی را مسیح نام گذارده است واو جبرا فرزندمریم س خواهدبود

   مامیدانیم که درعرش اولین نوع انسان امروزی  آدم س مستقیما این موقعیت امری ( باش ) رادریافت میکند موقعیت آفرینش اوبا دم یانفس الله به تحقق میرسد.وهیچ موجودفرازمینی در  امر خلقت آدم س تداخل ندارد.آدم یک انسان کامل وبی نقص است واوبعداز طی مراحلی به دنیا پا میگذارد. چون ازخاک است باید به خاک عزیمت کند درغیراینصورت مرگ براو جبرنمیشود. وعیسی س نیز در دنیا متولدمیشود اونیزدرجبراست از دنیابرود .مهدی ع نیزجبرا دردنیا بایدبماندبمیردمگر؟.....الله بخواهد اما وعده الله وقول اوبارها درقرآن تکرارمیشود وازمرگ انسان وجن و جمع شدن دوباره انهادر روزی که برما مجهول است  میگوید پس باوهم نمیشود در باره ظهور دوباره انهاسخن گفت وباردآیات الله ارتدادورزید. کلمه .کلمات الله .مسیح .و؟ماباید کلمات الله را باورکنیم بدان تسلیم بشویم .هرچه ازخاک است محکوم ودرجبراست که انشقاق . انفطار وتجزیه را تجربه کند چون دنیا ی ما محکوم ودرجبراست که این اتفاق بزرگ را متحمل بشود .مرگ دنیا ومرگ انسان یک امرجبری است . درآغاز سوره مریم س ما ازدعای زکریای پیامبر س می خوانیم.او درزمان کهولت سن از فرزندمحروم است واز الله طلب فرزندمی کند .الله دراجابت دعای او می فرماید

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 9 آبان 1391    | توسط: منتظر در انتظار    |    | نظرات()