( ای زکریا *ماتورابه تولدفرزندی به نام یحیی بشارت می دهیم نامی که قبل از اوبرکس دیگری ننهاده بودیم گفت پروردگارا چگونه می توانم فرزندی داشته باشم درحالیکه همسرم نازاست ومن نیزپیروفرتوت گشته ام گفت پروردگارت این چنین *گفته است ؟ که چنین کاری برمن آسان است نمی دانی که خودت قبلا چیزی نبودی ومن تورا آفریدم )آیات هفت تانه ازسوره مریم س

درایه هفت این سوره از ضمیرجمع ما استفاده میشود این ضمیر(ما) را درآفرینش مسیح و درآیه هفده مریم س می خوانیم. اما برای یادآوری  به تولد زکریاس که ازهیچ خلق شده است از ضمیرمفرد(من)استفاده میشود.مادرآیات بسیاری از دخالت ضمیر (ما )درخلقت  می خوانیم .اما برای مثال درتولد آدم س ویا تولد زکریا س یاتولد موسی س  فقط از ضمیر(من)استفاده شده است .به این آیه توجه کنید

(ای پسرمادرم ریش وموی سر مرا رهاکن من ترسیدم وقتی میآیی بگویی توبین بنی اسراییل تفرقه انداخته ای وبه توصیه من اهمیتی ندادی) ایه نودوچهارازسوره طه

عجیب نیست که هارون س به موسی س بگوید ( ای پسرمادرم)؟

وتولد یحیی س نیزچون تولدعیسی س شگفتی ساز است . به این جمله توجه کنیدماتورا به تولد فرزندی به نام یحیی بشارت می دهیم. نام مشخص است مادروپدرمشخص است وآمدن این بشارت یاگفته یاآیه ( که باتوجه به آیه پنجاه ویک سوره شوری در بالا وحی الله است)  درواقع انتقال القاء *باش است به مادریحیی س. این ایه حق ( یک گفته الله)است وباید تلقین بشود پس اتفاق می افتد این یک جبراست

( رسولان مابرای ابراهیم مژده آوردندوسلام کردند. ابراهیم نیز سلام گفت وچیزی نگذشت که گوساله ای بریان آورداماهنگامی که دید آنهادست به غذا نمی برنداحساس بدی به اودست دادوازآنها ترسیدبه اوگفتندنترس مارسولان عذاب الهی هستیم  که بسوی قوم لوط می رویم ) سوره هود آیات شصت ونه وهفتاد

(آن رانزدیک آنهاگذاشت وگفت چرانمی خوریدازآنهاترسی به دلش افتاد.گفتندنترس واورا به تولدفرزندی دانا بشارت دادند.دراین هنگام همسرش جلوآمدودرحالیکه ازخجالت برروی خودمیزد بلندگفت من پیرزنی نازاهستم . به همسرابراهیم گفتند.پروردگارتو این چنین *گفته است .)

 سوره ذاریات آیات بیست وپنج. بیست وهفت .بیست وهشت  .بیست ونه وسی

ملائک  غذارا نمی خورند وابراهیم س می ترسد.راز بی نیاز بودن ملائک از غذای خاکی دراین آیه امده است. ملائک به احتمال زیاد ازگروه جن غذانمی خورنداما شیطان درحدافراط خاک می خورد. به آتش دقت کنید اودرخوردن خاک ( هرچه ازخاک است ) حریص وسیری ناپذیراست .خوردن خاک بر ملک( غذا) و خوردن خاک ازطریق مستقیم برانسان حرام است اما شیطان ان را می خورد محدوده حرام یا حلال را تشخیص نمی دهد رباخوار .زمین خوار. متجاوز به عنف . دزد .متقلب در اعمال ضدارزشهای اجتماعی .( پروردگارتو این چنین گفته است) گفته است زمان گذشته را نشان میدهد گفته است ازحق می گوید از موجودشدن از باش یک کلمه یا دم یانفس میگوید.این امر اتفاق افتاده است چون الله گفته است.این گفته تغییرناپذیراست. مردودناشدنی است . دخالت دراین گفته ازحیطه قدرت انسان وملک خارج است.   

انسانی که به مرحله کوری .کری برسد آتش را نمی بیندکه به حرام خواری افتاده است درواقع خودش را نمی بیندکه چه آرام( چون نمی شنود) چه ناپیدا چون نمی بیند ذره ذره خورده میشود  . اوحتی نمی اندیشدکه چرا الله شیطان را بزرگترین دشمنش را از عنصرآتش خلق کرده است.

(وکسانی که آنچه را خداونددرکتابش نازل کرده کتمان می کنند وحق را بیان نمی کنند تاسوداگرانه بهای اندکی بستانند خبرندارنددرشکمهای خودآتش انباشته می کنند) سوره بقره قسمتی از آیه صدوهفتادوچهار

خوردن مال حرام. لقمه حرام .تجاوز=به خوداجازه دادن بیش ازحدمجاز0 ادغام اجازه خود با اجازه الله (شرک ).دزدی.  انکار حق( گفته قول الله) تقیه وریاکردن است اگر دریک جامعه آگاه به دین رخ بدهد.اهل کتابی که خودرا نایب الله برزمین می داند و برثروت وسرزمینی ظالمانه حاکم میشود به نام دین ریاکرده است .کسی که خودرا مسلمان به ادیان الهی میداند مرتکب به اعمال مردود وباطل میشود ریاکرده است این اسلام مردوداست .اماچراشکم ؟چرا دست؟ چراچشم .چرا گوش . چراجسم؟چراخاک؟

 آیات بالانمونه ای دیگراز دخالت مجازملائک در سرنوشت پیامبران است .گفتن ازضمیر جمع ماو از مصاحبه جمع ملائک در زمین جز نشانه ای از حق مشورت و همفکری در پدیدآوردن یک انتخاب نیست . الله خالق است مدیرومدبرو صانع است اما از مخلوقاتی که درمقام پایین تر از الله هستند نیز برای ساختن وپرداختن موقعیت باش در دنیا استفاده می کند .درعرش از ملائک سوال می کند توضیح می خواهد اگرچه ملائک باارتداد به سوآل الله پاسخ می دهند ( چرا ارتداد؟ ملائک وظیفه کلی برعهده دارند وآن القاء گفته های الله است نباید دچار لغزش زبانی بشوند هرملکی که درالقاء وانتقال گفته مربوط به وظیفه خوداشتباه وخطابکند پارااز حق فراتر گذاشته است دچار شرک وارتدادشده است اونباید از حق ( گفته الله ) تجاوز بکند آنچه را می پندارد به عنوان گفته حق الله ابلاغ بکند القاء بکند). ما می بینیم که الله  در دنیا وزمین انسانهایی را درموقعیت باش این گروه قرارمی دهد که با طرز تفکروعقیده آنها همسانی و شباهت زیاددارندانسانی که مرتکب خونریزی نشود . در زمین فسادوتباهی به راه نیندازد.. عمل ملائک اطاعت .تبعیت بی قیدوشرط یاتسلیم است درقران ما از القاء خلق پیامبرانی باچنین روحیه ای توسط ملائک آگاه میشویم . 

(شما همان چیزی را می خواهیدکه خداوندآن پروردگار جهانیان اراده می کند) آیه بیست ونه  سوره تکویر

در این آیه که برای گروههای برتر از جمع مخلوقات الله ( انسان وجن)آمده است ما نزدیک ترین تعریف قران را به موقعیت اراده باش درانتخاب  ملائک می خوانیم .

( بگو این حق است واز سوی پروردگارتان آمده است هرکس بخواهدایمان می آورد ویا انکار می کند)

سوره کهف .آیه بیست ونه

اگرچه این آیه به گونه ای به دفاع ازاراده  انتخاب انسان ( درخیروشر) آمده است (قرآن وکتب الهی برای گروه جن وانسان آمده است) اگرانسان نوررا انتخاب کند الله مسیرنوررابه اونشان خواهد داد وبالعکس .

(هرکس از یادخدای رحمان روی بگرداندشیطانی را بسویش می فرستیم. که همواره قرینش باشد)

سوره زخرف آیه سی وشش

می فرستیم .یک فعل جمع است .اراده جمع دراین آیه نیزمشهوداست.

(تسلط شیطان فقط برکسانی است که دوستش دارندوبواسطه اوشرک می ورزند)

سوره نحل آیه صد

 شیطان را می خواهند دوستش دارندپس اراده باش درشرک برآنها جبرمیشود

( بگوحجت کامل ازآن خداست واگرمی خواست همه شماراهدایت میکرد) انعام آیه صدوچهل ونه

اما درآفرینش انسانهایی با آنچه ملائک  تمایل به اراده درخلق اورا دارند وبهترین انتخاب جمع ملائک است ما عیسی س را می توانیم ذکر کنیم .ملائک درخواست کردند و الله مخلوق دلخواه آنهارا درموقعیت واراده باش قرارداد  .شمااگر به سخنانی که از زبان عیسی س درانجیل آمده است ( البته من افتخارمطالعه انجیل را پیدا نکرده ام وبا استفاده از سخنانی که از مسیح در قران بزرگ آمده است دراین باره داوری می کنم.) همواره از تسلیم می گوید( سلام = من تسلیمم ) ازمهربانی کردن به مادر وازدادن زکات ...... سخن می گوید این روحیه مهربانی درمسیح شباهت بسیاری به روحیه مهربان ملائک عرش دارد .

می خواهم دراینجا ازمدعیانی که فکرمی کنند که هیچکس حق نداردهیچکس نمی تواند درمقابل یک انسان به نام ولی فقیه ( وشاید شاه .سلطان . فرعون  ......)زبان به اعتراض بگشاید ویادرخواست سوآل ومحاکمه اورا بکند بپرسم آیا اورا پیامبری می دانند که با نوری از سوی الله هدایت میشود؟ آیا اوانسانی چون پیامبر ویا ایمان آورنده ای است که با نوری درپیش عمل می کند ؟آیابراستی باور آنها این چنین است ؟

( روزی مردان وزنان اهل ایمان راخواهی دیدکه نوروجودشان پیشاپیش آنهاودر سمت راستشان حرکت می کند)

سوره حدید قسمتی ازآیه دوازده

(شما بهره های دنیوی می خواهیداما خداوند آخرت را اراده کرده است. وخداوندمقتدروحکیم است) قسمتی از آیه شصت وهفت سوره انفال

چه آیه زیبایی .  وهم دنیا طلبی. برتری در قدرت طلبی . درحکومت طلبی .درتصرف ثروت . ملک . آیا این چنین خواسته ای  می تواند از جبر استهلاک در زمین وازمرگ بگریزد .قبول وپذیرش  ولایت یک انسان . حکومت شاه.فرعون ویا تعبیر دروغین ار الله با نام بت از نشانه های مرگ هستند . از ارتدادو از تاثیر ریشه های جنون درسرنوشت انسان وزمین می خوانیدباهمراهی کتاب بزرگی که اراده کرده است  که می تواند.  

( ودراموالشان برای سائل و محروم حقی معلوم بود ) سوره ذاریات

 فکرمی کنم برشما واجب باشدکه بدانید که ثروت هنگفت بیت المال رادر دسترس عده ای خاص ( خواص)قراردادن از ارتداد است .درداستان راستان نوح خواص محکوم میشوند به هلاکت ومرگ جبری. این یک نشانه است که هرطبقه اجتماعی که به شکل خواص درجامعه انسانی  بوجودبیاید ارتداداست ومحکوم است به رفتن . مبارزه ابراهیم پیامبربا طبقه خواص . مبارزه نوح با طبقه خواص . مبارزه محمدص با طبقه خواص یک پیشگویی است برای آینده ای که دراستمراراست برای تباهی نسل خواص .

درقرآن می خوانیم که مادرزبورقبل ازتورات مقررکردیم که وارث زمین بندگان شایسته ام خواهندبود)

 سوره انبیاء آیه صدوپنج

وازسویی دیگر درسوره قصص می فرماید

( مااراده کرده ایم که برمستضعفان نعمت دهیم و انهارا پیشواووارثان زمین قرار دهیم)

مستضعفان بندگان شایسته الله هستند . وهمانا آنها وارثان زمین خواهندشد .باتوجه به این آیات  شما خواص وحکومتگران  قربانیان ارتداد ورویگردانی از حق خواهید بود .اراده کرده ایم این آیه نشانه درخواست مستضعفان است مستضعفانی که در سیاستی که عین دیانت مرتدان است ودر دیانتی است که قربانی سیاست مرتدان است روزی به پیروزی خواهندرسید وچه زیباست روز خوب پیروزی .

ای خواص ایران ما ازمیان خودتان چندنفر رادر انظار عمومی قطع ید کرده اید؟ چندنفر را زندانی کرده اید؟ شکنجه داده اید؟ بیضه اش رابا ته سیگار سوزانده اید؟ سرش رادرکاسه توالت پراز نجاست فروکرده اید؟ کدام را درانظار عمومی بالای دار ؟ برده اید؟ کدام را قصاص کرده اید؟ کدام را؟چرا این (من ) شما بایدو فقط به تحمیل آنچه شما (می خواهید) بر سرنوشت مردم سلطه پیداکند ؟ای خواص وای روحانیون ایران ما چرابیدارنمی شویدشما مگرازآتش نمی ترسید؟چراارتکاب به هرکار حرام وباطلی ازسوی شماحلال است یک حق است درحالیکه سوآل ازشما از ارتداداست ( حرام )است .چه شده است که انسان دریک طبقه خاص حتی از الله بالاتر رفته است که با ارتداداز آیات الله درسرنوشت  ناس طبقات اجتماعی را بدعت می گذارد. ؟(از جبر مکالمه الله با ایمان آورندگان  واز سوآل الله  ازملائک درزمان خلقت آدم س باید برای شما خواص وروحانیون جاهل مسلک کتاب نوشت) گاهی ازخودتان بپرسید این حق شماست که از خودتان بپرسید که شما این دین زشت سیرت وبدنهاد و بدترکیب را ازکجا آورده اید؟درحالیکه قران پاسخ آن را به روشنی داده است.آیه بیست ونه سوره تکویر وهمچنین

(مردزناکارجزبازن زناکاریامشرکه ازدواج نمی کندوزن زناکارراجز مردزناکاریامشرک به ازدواج خوددر نمی آورد وهمه این موارد برای اهل ایمان حرام است.)آیه سه ازسوره نور

(نوح گفت پروردگاراهیچ کافری را درزمین زنده باقی مگذار. اگرآنها را زنده بگذاری بندگانت را از راه حق گمراه می کنندوجز فرزندان فاجر وکافربدنیا نخواهندآورد) سوره نوح آیات بیست وشش .بیست وهفت

ذریات .باقیمانده های شرک وکفر. که هرگز ازجبراین سرنوشت مکتوب گریزی ندارند.بیماری نهفته ای که درمان نیافته است نسل به نسل تقلیل نیافته است . پدران .آباء اجداد ناقل بیماری شرک وکفرهستند پدران کور . کر. بی عقل . بدون احساس . این بیماری شوم جزبا ایمان به توحید جز تسلیم شدن به نورالله درمان نمیشود خاک ما جسم ما درتاریکی میسوزدای  پدران ما اجدادما چرا این آتش دیوانه را رهانکردید؟ تومی دانی؟

(حکایت آنهامثل کسی است که آتشی می افروزدتابانورآن پیرامونش راراببیند اماچون اطراف روشن شودخدا آن نور را ازآنها میگیرد ونابینادر ظلمات رهایشان می کند )سوره بقره آیه هفده

به سخنان نوح س توجه بکنید اواز آینده سرنوشت گروهی خاص میگوید .آینده نگری .آگاهی از آینده را به روشنی درکلام یک پیامبر می بینید . وموقعیت باش برای اکثریت کفروشرک که ازقرنهاقبل رقم خورده است . زمین ما. زمین ما قرن به قرن با آتش سوزان اجسام فسیل شده اکثریت همراه میشود .ومداوما چاههای نفت وگاز کشف میشود اتشفشانها فوران می کنند زوایای انکارنشدنی ارتداد در زمین ظهورپیدا می کند و عقایدپدران بی ارزش میشود. پروردگارا هیچ کافری را در زمین باقی مگذار. انحراف ازحق  نتیجه اش نسل امروز است که دررنج ازبیماری جنون قانون را بر نجات انسان برتری می دهد . قوانینی که نمونه ای هستنداز فرسایش عقایدانسانهایی که ناآگاهانه و به مرور درارتداد از روی زمین حذف میشوند.وزمین نیز ذره ذره از دایره آفرینش حذف میشودمیسوزد.یک فرجام بد .و گوشهایی که می شنوند .چشمهایی که می بینند .قلبهایی که ادراک دارند وعقل و هوشیاری که توهم را ردمی کند .شرط ایمان و پذیرش القاء  میتوانند تحقق معجزات بزرگ را برای انسان تسلیم رقم بزنند . تکیه آیات الله بر درک آیات قیام و اصراربرشنیدن .دیدن و استفاده از عقل در تشخیص حق ازباطل . بودن یانبودن .فقط وفقط به منظور استفاده ازاین نعمتها نیست یک روش وتدبیردر آماده کردن انسان است به  گریز ازعنصر اتش شدن .

 حتی بردستها .دستهای ما واجب است که این آیات رابشنوند.دستهایی که دست محمدص نیست .دست یوسف س نیست .دست توست دست من است دست تدوینگران قوانین خاکی دنیاست .دستهایی که براصل بودن ولایت دروغین یک انسان  صحه میگذارند. دستهایی است که قرنهاست خون درآنهامرده است وهدیه ازسوی نیاکان ماست نیاکان .پیشینیان .اجداد ی که بدون دست زندگی کرده اند .

( خداگفت ای ابلیس چه چیزباعث شد تاموجودی راکه با دستم خلق کرده ام سجده نکنی ؟آیاتکبرکردی؟یامقام بلندداشتی؟) سوره ص آیه هفتادوپنج

(توقبل ازقرآن هیچ کتابی نخوانده ای .وبه دست خودآن راننوشته ای مبادا اهل باطل شک وتردیدکنند)

 سوره عنکبوت آیه چهل وهشت

(ن والقلم ومایسطرون)ن قسم به قلم وقسم به آنچه می نویسند .مینویسند؟

( و آن زمان که ازگل مجسمه ای به شکل پرنده ساختی وبه اذن من درآن دمیدی)

قسمتی ازآیه صدوده سوره مائده

( ای موسی دردست راستت چیست ؟ گفت این عصای من است به ان تکیه می کنم )

 قسمتی از آیه هجده سوره طه

( دستت را درگریبان خودفروبرتا بی هیچ عیبی سفید ودرخشنده بیرون آیداین هم یک معجزه دیگر)

سوره طه آیه بیست ودو

(تبت یدآ ابی لهب وتب) دستان ابولهب بریده باد . جبربریده باد امربه بریدن می کندوبرای بریدن دست تاکیدزمان به زمان آینده  عودت داده میشود .

(وبعنوان یک مجازات الهی دست مردوزن دزدرابه علت دست درازی به اموال مردم قطع کنیدوبدانیدکه خداوندمقتدروحکیم است) سوره مائده آیه سی وهشت

(وکاش می دیدی هنگامی که این ظالمان درشدائدمرگ فرورفته اندوفرشتگان قبض روح دستهایشان راگشوده اندومی گویند جانتان را بالا بیاوریدکه امروزبه خاطردروغهایی که به خداوندنسبت داده ایدوتکبری که نسبت به آیاتش داشته ایدجزایی خوارکننده انتظارتان رامی کشد) سوره انعام آیه نودوسه

البته باید دانست که درامروحکم قطع دست توبه . ومعادل دیه یک دست سالم و.... تاثیرگذاراست والزاما این حقیر( دردرگاه الله) فقط به دلیل آگاهی شما این آیه را آورده ام.درقسمت پایانی این آیه الله از اقتدار وحکمت خودمیگوید یعنی اگرشما این کاررا نکنید من اینکاررا می کنم. واومی تواند این یک جبراست که در زمان آینده بوقوع خواهدپیوست .در آیات بالا از دست خوب ودست بدوزشتکار می خوانید . دست نور ورحمت ودست طعمه تباهی وفساد . همین گفته کافی است  که برماواجب است ومادرجبریم که حق را بپذیریم .دست یک نعمت الهی است برای عام مردم  اما کدام دست ؟آیا شما می دانید که شیطان بعداز طغیان وتمرد از تسلیم شدن به گفته حق الله از داشتن دست محروم شده است؟ هردستی که دردنیا ازحق تمردبجوید برعلیه حق بکشد . شکنجه بدهد . وبرباطل گواهی دهد . دزدی بکند. برای ترویج شرک وکفرقانون بنویسد. ازهیچ قانون حقوق بشری که ضامن حق راستین یک انسان باشد دفاع نکرده است؟این دست به خودش ظلم می کند.به خودش خیانت می کند.وای کاش پرده های بین ما وحقیقت بالا برود وجهان شاهد دستهای خونمرده ای باشد که به حق الله گواهی می دهند؟چراما ازدشمنی با خود برنمی گردیم؟

چراباورنمی کنیم که الله هست.ونمیشودنمیشودکه یک اولی العزم با دیگرانسانها در زندگی ومرگ و ره آورد قیامت متفاوت باشد0این امریک جبر الهی است. ردآن ازشرک است

( بگو پروردگارمان همه مارا گردمی آوردسپس به حق میان ماداوری می کندزیرا اوداوری آگاه است)

سوره سباء ایه بیست وشش

همه برمی گردیم مثل روز اعراف . روزی که همه فرزندان بنی آدم جمع شدند وبه یکتابودن الله سوگندیادکردند وروز دیگری درانتظارماست درانروزبازخواست خواهیم شد که دردنیا چنین سوگندی را فراموش نکرده ایم. این سخن پیامبرماست پیامبران نیزد درجمع ما خواهندایستاد .می ایستند چون مادرجبرخواهیم بودتا قیام کنیم .

(وهم اینکه گفتندمامسیح.عیسی س پسرمریم پیامبرخداراکشتیم درحالیکه نه اورا کشتند ونه به صلیب کشیدندبلکه امربرآنهامشتبه شدوکسانی که درموردمسیح اختلاف می کننددرشک وتردیدندوبه حقیقت ماجرا آگاهی ندارندوجزازظن وگمان خودپیروی نمی کنند بدانیدیقینامسیح را نکشته اند . بلکه خداونداورابسوی خویش بالا بردوخدامقتدری تواناست وهراهل کتابی سرانجام به حقیقت مسیح ایمان خواهد آوردهرچنددرلحظه قبل ازمرگش ودرروزقیامت مسیح شاهدوگواهشان خواهدبود)

سوره نساء آیات صدوپنجاه وهفت وصدوپنجاه وهشت وصدوپنجاه ونه

ما درهنگام ظهور روح ودرتولد مسیح درآیه هفده مریم از جمع ما می خوانیم اما درآیات بالا ازسوره نساء الله از بالا بردن عیسی س به سوی خودش می گوید .دراینجا ما آگاه میشویم جمعی  روح وملائک که در تولد عیسی دخیل بوده اند درکنارالله نیستند ملائک بین زمین و آسمان زندگی می کنند وبه همین جهت روح قادربوده است به زمین بیایدوماموریت باش را به انجام برساند.

(ای اهل کتاب دردینتان غلو نکنیدودررابطه با خداجز حق نگویید بدانیدکه مسیح عیسی س پسرمریم فقط **پیامبر خداست وکلمه ای است که به مریم القا کرده است وروحی متعالی ازاوست)قسمتی ازآیه صدوهفتادویک سوره نساء

القا کردن یک کلمه . روح انتقال دهنده است انتقال دهنده تلقین وباوریک کلمه است به مریم خاکی.

(هرگز مسیح ابایی ندارد که بنده خداباشدحتی فرشتگان مقرب نیز اینگونه اند)

 قسمتی از آیه صدوهفتادودوسوره نساء

این آیات درپاسخ به اوهامات عده ای ازاهل کتاب امده است که پاراازحق فراتر گذاشتند وعیسی س را خدا نامیدند وهشدار به این اکثریت اهل کتاب نیز دراین آیه بصراحت امده است الله مسیح عیسی س پسرمریم را بنده خودمی خواند یعنی که هرکس جزاین بپندارد شرک ورزیده است.درایاتی از سوره نساء  ما می خوانیم که مسیح به قدرت الله زنده از میان از زمین به جهان ماوراء برده میشود واهل کتاب دراوهام خویش رهاشده اند الله *می گویدکه مسیح را به قصدنجات بسوی خود ( عالم غیب ) برده است وازسویی دیگر اورا بنده خودمی خواند یعنی آنکه بندگان همگی در تولدومرگ وبرانگیخته شدن درنهایت عدل ونه ظلم ازدنیاخواهندرفت

(همه کسانی که درآسمانهاوزمین هستندبندگان خدای رحمانند)سوره مریم ایه نودوسه

آیات روشن وصریح . چراماهمواره فراموش می کنیم که  فقط الله حی جاودان است وهرچه می آفریندمیرا هستند

(سپس پرده ای میان خودو آنهاکشید.آنگاه ماروح خودرابصورت یک انسان کامل بسوی او*فرستادیم)

سوره مریم آیه هفده

به این ایه توجه کنید وبه این جمله خاص (ما)روح خودرابصورت انسان کامل بسوی او فرستادیم الله ازجمع ما میگوید ما نازل کردیم ما پایین فرستادیم.ما روح خودراارسال کردیم .رسول .مرسلات . روح مفعول که امری براو جبرمیشود.این روح متعلق به یک جمع است ؟الله نمیگویدروح خودم میگویدروح خود را .

( آیانمی بینی که ماشیاطین رابسوی منکران حقیقت فرستادیم تاانهاراشدیداوسوسه کنندپس درمورد آنهاعجله مکن ما( ما) تک تک اعمالشان را مدنظرداریم . دران روزی که حرمت گزاران اوامرالهی را بسوی خدای رحمان گردآوریم ( آوریم ؟)سوره مریم آیات هشتادوسه .هشتادوچهاروهشتادوپنج

  طریقه  ارتباط  شیطان باانسان وملک وروح با انسان با نازل شدن یاپایین امدن ( شیطان ازگروه جن ملائک بوده است)صورت میگیرد . واماروح هم یک کلمه یا دم یانفس زنده الله است که درموقعیت باش به یک مخلوق بدل میشود یک دم خالص وپاک است ازالله ( الله .الله ) .  دمیدن جبری کلمه معجزه  انسان  مسیح ( باش) پس میشود .همانگونه درآفرینش آدم  کلمه یادم الله باعث خلق اولین نوع انسان زمینی میشودومریم آن خاک پاک است که دم دراو معجزه تولد مسیح را در دنیا تثبیت می کند.

(ونیزمریم دخترعمران را مثال می زندکسی که پاکدامنی خودراحفظ کرد وما نیز از روح خودمان در آن دمیدیم. مریم کلمات و کتابهای پروردگارش راتصدیق کرد زیرا اواز فرمانبرداران الهی بود) سوره تحریم آیه دوازده  

کلمات . آنچه تبدیل به موقعیت باش میشود ازعقیده من است که آنچه را که الله کلمه می نامد همان دم یا نفس یا اراده موقعیت باش  ازسوی الله است که توسط ملائک در زمین خلق میشود.یحیی . اسماعیل .عیسی س. و......... خواننده قرآن را به جمع ما یعنی اشتراک ملائک در اراده بوجودآوردن موجودی که الله اراده کرده است را درآیه بالا جلب می کنم. می خواهی مشرک باشی ( باش) می خواهی مومن ( مومن = ایمنی بخش فاعل بوجودآورنده سرای آرامش وامنیت است این یک جبراست که با ایمان یک انسان  امنیت. ایمن شدن درایمنی بودن درامان بودن جامعه ای بسوی امنیت تمایل نشان بدهند به ارامش تعلق پیداکنند به حق به گفته الله تسلیم بشوند ایمن شدن ازشرجن وانس از قدرت نیروی اراده باش ) به توحید باشی ( باش) ما بسیار درقرآن از اراده کلمات الله در خلق هویت انسانهای جدید و پیشینیان  می خوانیم. 

درآیه خطاب به پیامبر توحید حضرت محمدص از خواسته  سابقون سابقون .سابقون اولئک المقربون ( می باشند) درمی یابیم که گاها آینده یک کلمه ( موقعیت باش )ازقبل تعیین میشود

(فرشتگان وروح بسوی او عروج می کنند در روزی که مدتش پنجاه هزار سال است) سوره معارج آیه چهار

بازگشت  مجددملائک وروح به ماورای مکان خاکی.این آیه  مدت زمان فاصله ملائک وروح با الله را قبل از ظهورقیامت به ما میگوید وانسان ؟

 ملائک مخلوقاتی هستندکه القائات کلمات اراده باش( آنهابا انسانهای معمولی مستقیما حرف نمی زنندودرجهت ارتباط ازنیروی اراده الهی و ذاتی القاء خود بهره میبرند گفتیم که القاء نیز به نوعی شبیه به وسوسه است امادرتضادباآن )رادرمسیرنوع بشر قرارمیدهندفرمانهایی که از سوی الله است و بر انسانهای ایمان اورده القاء میشود ووحی نیستند.اگرملائک در ارسال فرامین الله به دروغ متوسل بشوند ارتدادورزیده اند ودرالقاء خود به انسان معلوم نیز باارتداد عمل خواهندکرد.وحی خاص پیامبراست وعملا مکتوب میشودوحی گفته یا قول یاکلام زنده الله است .و وحی گفته شده الله جبرازنده ابدی است اگرچه ما آنرابصورت نوشته درقران .انجیل وتورات و زبور و..می خوانیم وحی هرگاه خوانده بشود تسلیم شنونده بدان واجب میشود.خواننده خوب احادیث و روایات متعدد که به مرور زمان به سنت های دینی بدل شده اند ازسوی اهل تسنن وتشیع. هرگز وحی خوانده نمیشوند .

ملائک  از دیدبشرمعمولی پنهان هستند اما روزی که انسانها بتوانند آنهارا ببینند آن روز روز قیامت خواهدبود

(روزی که فرشتگان راببینند آن روز قطعابرای مجرمان خوشایندنخواهدبودوبیدرنگ خواهندگفت به ما امان بدهید )

سوره فرقان آیه بیست ودو

(مافرشتگان راجزبه حق نمی فرستیم اما وقتی بیاینددیگربه آنها مهلتی داده نمیشود) سوره حجرآیه هشت

ظهورملائک آغاز پایان مهلت است رسیدن روز کیفر وبازخواست است  

درسوره طه سامری درپاسخ به سوآل حضرت موسی س چنین می گوید

(وتوای سامری این چه کاری بودکردی ؟ سامری گفت من چیزی دیدم که انها نمی دیدند من قسمتی از آثار *رسول را گرفتم  ودران انداختم نفس من این کار رادرنظرم آراسته ساخت) سوره طه آیات نودوپنج ونودوشش

چرا سامری که درایمان برتربوده است باید اسیرنفس خاکی خودبشود.اوتوانسته است ظهوریک معجزه راتجربه بکند . اما. برتری دادن پندارخاکی بر(حق وگفته الله )از او نسلی از گروه معتدین یا تجاوزکاران را در میان قوم بنی اسراییل بوجوداورد. برعلیه دین توحید با نظرمادیگرایانه ( آزادی بیان) سخن گفتن.فیلم ساختن . نقاشی کشیدن . داستان ساختن  .ترانه ساختن قضاوتی شرک آلوداست ارتداد است .برتری دادن نظریات مادیگرایانه است بر گفته حق الله که گریز ازآن محال است وتسلیم شدن بدان جبری است .  

درقران از دیدار ابراهیم س با ملائک می خوانیم از وعده ملائک به دیدار پیامبر دیگر لوط س می خوانیم امکان ظهورملائک فقط درموقعیت باش بر پیامبر عرضه میشود عجیب نیست آنها باپیامبران وبامریم س باخواهرموسی س مادرموسی س و مادرمریم س سخن می گویند. ( درقرآن از سلام برعیسی س .سلام برموسی س . ابراهیم س ودیگرپیامبران می خوانیم ومادربیان احترام واجب براین پیامبران سلام راباحرف س موکدمی دانیم ونیز از طرف الله جبرشده است برایمان آورندگان که محمد را صلوات بخوانیم ص حرف اول این امرواجب احترام به این پیامبراست به عقیده من حرف اول ص درآغاز بعضی سوره قرآن نیز از نشانه تاکید جبری ازسوی الله می بوده است که روح می بایست در زمان عرضه وحی برپیامبر صلوات بگوید)

اماقرآن در زمان مبارزه و جنگ ویاری ملائک با جمعیت کفر وشرک از ظهور انها دربین افرادمعمولی نمی گویدهیچکس جزپیامبران  از چگونگی نحوه مبارزه آنها نمی داند البته درقران از کمک این مخلوقات در رساندن وحی و نابودکردن ریشه وذریه کفروشرک بارها آمده است .

وعیسی س پیامبری ازکلمه باش در زمین متولدمیشود معجزه آسا حرف می زند . بابروز معجزه های گوناگون ازنبوت خوددفاع می کند عیسی س همانند روح نفس ودم ( کلمه واسم ) الله را بر مرده منتقل می کند ومرده را زندگی می بخشد . روح بی اراده می تواندغیب بشود وعیسی س غیب میشود هردوتحت جبر حاکم  و اراده قدرتی استثنایی قراردارند ونمی توانند از این جبر بگریزند زیرا تسلیم بدان شده اند .

( نمازمن .عبادات من و زندگی ومرگ من از آن الله .پروردگار جهانیان است)

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 9 آبان 1391    | توسط: منتظر در انتظار    |    | نظرات()