/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}     بسم الله الرحمن الرحیم ( آنچه را ازقرآن پروردگارت به تو وحی شده است تلاوت کن. هیچ چیزکلمات قدرتمنداوراتغییر نمی دهد وهرگز پناهگاهی جزاونخواهی یافت) سوره کهف . آیه بیست وهفت                                                  *****************                                                بسم الله الرحمن الرحیم (بگوای اهل کفر.آنچه را که شما عبادت می کنید عبادت نمی کنم . شمانیزآنچه رامن عبادت می کنم عبادت نخواهیدکرد .پس من پرستنده چیزی که شما پرستش می کنید نیستم .شمانیز پرستنده آنچه که می پرستم نیستید.  پس دین شما برای شما.ودین من برای من) سوره کافرون                                                *****************   (این قرآن فقط پندنامه ای برای جهانیان است وخبرحقانیت آن رابعدازمدتی درخواهیدیافت)  سوره ص .آیات هشتادوهفت وهشتادوهشت                                                                              قاب وارونه ( ارتداد ومن  =شیطان)  درادامه قاب وارونه ارتداد بامن همراه هستید. (وقرآن راتلاوت می کنم پس هرکس به راه خداهدایت شداین هدایت به نفع اواست. وهرکس گمراهی پیشه کردبگو من فقط یک هشداردهنده ام.بگو ستایش مخصوص الله است وبزودی(زمان زمان) آیاتش رابه شما نشان خواهد دادتا آنها رابشناسید وبدان که پروردگارت ازعملکردتان غافل نیست)سوه نمل آیات نودودو ونودوسه در قبل از این مطلب آورده شد که انتخاب نقش عمده ای درسرنوشت نوع انسان وجن دارد. سنت قرآن برآنست که چرایی انتخاب اکنون ما رادر زندگی مستقیما به انتخاب ملائک وابلیس در عرش و آدم وحوای س بهشتی عودت می دهد.باتوجه به آنکه بعداز انتخاب جن ملک که اساس شیوه وراه مجموعه ای از شیطان وملک  وانسان را شامل میشود وبعداز هبوط آدم برزمین زیرمجموعه این گروه هاجبرا در دنیا به ادامه بقای خوادامه خواهندداد تا پایان زمانی که به ان (مهلت) وعده داده شده گفته میشود این مهلت با پایان دنیا همزمان است  (پروردگارت به فرشتگان گفت می خواهم برای شما  بشری ازگل بیافرینم. پس هنگامی که قامت اورا ساخته وپرداخته کردم ازروح خویش دراودمیدم گفتم اکنون *همه سجده اش کنید.*همه فرشتگان به سجده افتادند) سوره ص آیات هفتادویک هفتادو دو. وهفتادوسه دراین آیات به تشکیل امت واحده قبل ازهبوط آدم س ودرجهان ماوراءاشاره میشود لازمه ساختن امت واحده حضور الله .پیامبرومخلوقات در تسلیم محض به توحیداست .امابعدازعصیان ابلیس این امت درآفرینش با بدعت الله به مسیر انتخاب وآزمایش تغییرمسیرپیدامیکند (خداگفت ازاینجاواین مقام بیرون شو که تومطرودی بدان که تاروز قیامت  نفرین من برتوباد. ابلیس گفت پس لا اقل تا روزقیامت به من مهلت ده . خداگفت تواز مهلت داده شده گانی ولی تا روز وزمان معین) ( ابلیس گفت به عزتت سوگندکه همه آدمیان را گمراه خواهم کردمگر آنهاکه ازبندگان خالص تواند )  سوره ص آیات هشتادودو وهشتادوسه  روزبرخاستن .روز قیام کردن.روز ایستادن وروزتسلیم مجدد به یکتا خالق جهان هستی الله .روز وعده داده شده خلق میشود .این روزقیام قرینه اعراف است( آیه صدوهفتاد دو).ودرموقعیت باش آینده؟ نه آینده ای برای گروه شیطان وپیروان انس وجن او رقم نمی خورد. هرزمان که انسان وجن دچارجنون وبیماری ارتداد بشوند زمان برای آنها درتوقف خواهدشد . وعده قول جبری انتظار برای رسیدن مهلت .ادعای مدعیان دیانت؟  رابرای تشکیل امت واحد مذاهب مختلف ابعادنگاه  انسان وجن دردنیارابه شکل باورنکردنی درتزایدسوآلات  پرازتردید قرارمیدهد اکنون ودرزمان ما باوربه موقعیت باش الله دربعدزمان که کلمه روزقیامت نشانه پایان وعده مهلت است وخواهدبود این باش دربیان الله دروحی الله درگفته الله درتقارن قرارمیگیرداگرچه یقیین ایجاب می کندکه انسان باوربداردکه گفته الله دچارتزلزل  میشود تغییرنمی پذیردو مردودنمیشود. واینک بیشتراز هرمقطع تاریخ بشری همه مادرمسیرشتاب بسوی زمان وعده داده شده درچرخش زنجیره هستی به هم نیاز داریم تا بتوانیم از این فرصت ممکن یکدیگررا بسوی نورهمراهی کنیم.  برهمه دینداران است که با گزینش انتخاب برترخود درزندگی امروزحداکثر استفاده رابرای ابلاغ دین توحید بعهده بگیرند. دراکنون ما آنچه به نام دین توحیددرجهان جعل میشود تنهانشانه ای زشت ازگستردگی ارتداددردین الله است. بی شک زیبایی دین توحید درقتل عام همنوعان نیست .کمال دین توحیدگذشتن ازهنجارهای حقوق بشری نیست . آرمان دین توحید تجاوز به عنف وتجاوزبه محدوده اندیشه وعقایدانسانهانیست .دین توحید دین هیچ (حکومتگری) نیست. دین توحید دین بشارت به انسانهاست .دعوت است به تغییر کالبد فرسوده ومرده پیشینیان که طی قرون متمادی به ما به ارث رسیده است .این کالبد اکنون ازآن ماست . گذشته و حال وآینده ما زندانی این کالبداست .برای بسیاری گذشتن ازعاداتی که به ارث برما تحمیل شده است بسیارسخت است آزاردهنده است . اما من ایمان دارم که مامی توانیم ازکالبد مرده پدران خویش انسانهایی زنده وبیدار را بسوی آینده دعوت کنیم .آینده فقط ازآن کسانی است که به دین توحید ایمان بیاورند اغراق وتفریط درمادیگرایی وتکاثرمذاهب گوناگون ساخته وپرداخته شده بشر دیروزاکثریت جهان انسانی امروز را از دین توحید دورکرده است .من از شما دعوت می کنم که قرآن را کتاب بزرگ آخرین پیامبر ادیان توحیدی را که مکملی است ازگفته ها وقول های الله درکتب دیگر الهی مطالعه کنید وشایدکه ازخود بپرسید اکنون شمادراین جهان بزرگ روسوی کجاکرده اید؟                                         ******************************        قبل ازاین خواندید درتبیین داستانی واقعی درقرآن در بالاترین مکان دربلندترین مکان .دربعدمکانی اوجی به نام عرش ابلیس به تنهایی درمقابل الله ازحق (گفته الله) رویگردان میشود وطغیان میکندو قبل ازاین گفته شدکه ملائک نیز از پدید آمدن مخلوق ویژه ای به نام آدم درتردید ودوگانه اندیشی زبان به اعتراض می گشایند. ما با نگاه دقیق به وقایع آمده درعرش با دوگروه در دوحالت کفر وناسپاسی کامل .یک ( ابلیس) و ملائک یا جن درخطر ارتدادازصداقت در( پیش گویی آینده مخلوق انسان.آنها درالقاء وتلقین اوامرالله به بندگان محتمل است که  دچارلغزش بشوند)ودرگروه دوم انسان که با مسئولیت و تعهد آدم به اهمیت توبه در توحید را در زمین دنبال می کنیم.  (ابلیس گفت به عزتت سوگند که همه آدمیان راگمراه خواهم کرد مگرانها که بندگان خالص تواندخداگفت قسم به حق و آنچه می گویم حق است که جهنم را از تو وازتمام کسانی که ازتوپیروی کنندپرخواهم کرد.)  سوره ص.آیات هشتادودو.هشتادوسه . هشتادوچهار آیاتی که دربالاخواندید داستانی است واقعی وجبری که قبل از این درقابی جداگانه درباره ارتداد ملائک وهشدارالله به انها گفته شد بعداز هشدار عذاب است که سرنوشت ابلیس درمسیراین ارتداد به عذاب الله ختم میشود اودرعناصرخوددچارازهم پاشیدگی میشود (باید دانست این داستان همانگونه که درعرش نکته به نکته از زبان الله الله الله گفته میشود همزمان اتفاق می اقتد ودرموقعیت جبرقرارمیگیرد.ودرجمله ای آسان هرآنچه  گفته میشوددرموقعیت باش قرارمیگیرد و نوشته میشودوازان زمان تا اکنون همچنان  درموقعیت باش قرارداردآنچه درزمان ما واقعی میشود  قرنها وقرنها قبل تبدیل به اراده موجودشدن کلمه دراراده ( باش ) الله  شده است .هرپدیده ای که خلق میشود درموقعیت باش درجبری همزمان مکتوب میشود (هیچ مصیبتی درزمین ودرمال وجانتان** نخواهدرسید مگرپیش ازآنکه زمین را بیافرینیم آن مصیبت درکتابی ثبت شده باشد.بدانیدکه این کاربرخداسهل و آسان است) سوره حدیدآیه بیست ودو (بدانیدهیچ مصیبتی جزبه فرمان خدابه کسی نمی رسد پس اگربه خدا ایمان بیاوردقلب اورا به راه نجات وآرامش هدایت می کند بدانیدکه خدابرهرچیزی آگاه است)سوره تغابن آیه یازده کلمه .گفته (قسم به حق وآنچه من می گویم *حق است).باعلم به این جمله تنها حق درمکتوب جبرمیشود باش میشود میماند. تغییرناپذیراست وحاکم است . وقران کتابی زنده است که مکتوب  باش درآن متعلق به زمان آغازین آفرینش نوع  جن .بشر و البته موجودنوظهوریا بدعتی دروغین به نام شیطان است . برای زمان گذشته .حال و آینده قرآن همواره در موقعیت باش جبری دراختیارخواننده خودقرارمیگیرد.تاکید برآیه (هیچ مصیبتی درزمین درمال وجانتان نخواهدرسید) نیز تنها یک سخن ازالله نیست . مهیمن و مامنی است برای فرصت بازگشت .آیه بیست ونه سوره تکویر یک یاداوری ماناوبدون تغییراست . ( بدانیدشما همان چیزی رامی خواهیدکه خداوندآن پروردگارجهانیان اراده می کند) چون ما مصیبت وبلا می خواهیم اراده باش الله برآن حاکم میشود. وتاکبدبرفعل (شده باش)د هم نشانه ای است از عملی شدن خواسته ما.درکتابی ثبت شده است انچه اکنون ما می خواهیم . نچه ما اکنون می خواهیم د آن ( خداوندآنچه بخواهدخلق می کندزیرابرهرکاری تواناست) سوره نورآیه چهل وپنج   خواسته الله همانا اراده باش الله  است .رداین گفته حق ارتداد است ورویگردانی ازحق .اما ما می توانیم با تغییر درخود وبازگشت به گواهی خوددراعراف سرنوشت خودرا دیگرگون کنیم. (آن روز حق است پس هرکس بخواهد می تواندراهی بسوی پروردگارش برگزیند) نباء آیه سی ونه  توبه آدم درعرش بسیار اهمیت دارد هرکس که بتوانداین تغییر رادرخودبوجودبیاورد ایمان داشته باشد که ژن آدم س را بسلامت باخود داردواگرتوبه نکند او دچارکفروشرک است وازسهم شیطان. توبه علامت زیبایی است از سلامت جسم وروح وآدم موجودی سالم وتوانابوده است ) که قبل ازارتکاب به طغیان آدم س وحواس دربهشت بین الله وشیطان درعرش به حق یاقول جبری یاوعده تغییرنیافتنی درسرنوشت نوع انسان وجن بدل شده است .شیطان دربهشت موفق نمیشود که آدم وحوارا ازسهم خود( جهنم)کندچون الله طریق  توبه را به آنها می آموزاند. درقابهای گذشته  گفته شد که درزمانی فراترازتصور جهان ما جز از آب نبوده است. این آب همواره در جزر ومدوچرخش جبری ( طواف برگردالله)بوده است عرش الله بر روی این آب ثابت بوده است. (انسان موجود بی ثبات وضعیفی است).( هرکه برروی زمین است فانی است .  .هرچه ازعنصرخاک است. نابودشدنی است   فقط الله ثابت است ودرثبات یکی است.(وفقط وجه پروردگارصاحب جلال و گرامی ات باقی میماند.سوره رحمن) (اوکسی است که آسمانهاوزمین رادرشش روزخلق کرد درحالیکه عرش او*بر روی آب بود تاهمه شماراامتحان کندومشخص شود کدامتان عملکردبهتری دارید.ای پیامبراگربگویی همه شمابعدازمرگ زنده خواهیدشدبی شک بی ایمانان می گوینداین جزجادویی آشکارنخواهدبود)سوره هود س.آیه هفت   دراین آیه ازنافرمانی بی ایمانان گفته میشود که باحضورپیامبرنیز آیات الله را انکار ومردود می دانند . یکی از اوهام این گروه نفی روز قیامت یاترس از باور زندگی مجدد است . ( واهل کفرگوینداین چیزعجیبی است آیاوقتی مردیم وخاک شدیم دگرباره زنده خواهیم شد؟ این چنین بازگشتی بعیداست) سوره ق قسمتی ازآیه دو و آیه سه ( اما ماآنچه را زمین ازبدن آنها می کاهدمی دانیم. زیرادرنزدماکتابی است که همه چیزدرآن محفوظ است.آنها هنگامی که حق بسراغشان آمدآن راتکذیب کردندوبه همین خاطر در امورپریشان خودمتحیرند) سوره ق آیات چهاروپنج براستی چه چیزی ازبدن کافران کم میشود که تکذیب آیات منجربه آن میشود؟آیااین باعث حیرت نیست که یک انسان با رد گفته معنوی الله درمادیت جسم خود درخطرابتلا ء به تغییر وتخریب قراربگیرد ؟ (وبیادآرهنگامی که پروردگارت ازپشت بنی آدم همه فرزندانش رابرگرفت وخطاب کرد. آیامن پروردگار شما نیستم ؟ همه گفتند آری هستی و ما گواهی می دهیم.این کارراکردم تاروزقیامت نتوانید بگویید مااز آن بی خبر بودیم وحتی نگوییدکه پدران ماپیش ازاین مشرک بودندومابعدازآنها آمدیم وتومی خواهی به جرم اهل باطل مارامجازات کنی) آیات صدوهفتادودو وصدوهفتادوسه  ازسوره اعراف در این آیه اشاره شده است به خلقت جبری کل انسانها قبل ازآغازدنیا و گواهی امت واحده ای  ازنوع بشرکه به یکتایی الله گواهی داده اند. الله ازهمه ما پرسیده است که ( آیامن پروردگار شما نیستم ؟) وما پاسخ داده ایم( آری هستی وماگواهی می دهیم.) درواقع همه ما مردم جهان یک قول از گفته الله یا یک کلمه ازکلمات جبری اورا درموقعیت باش پذیرفته ایم کلمه ای که تغییرناپذیراست .جبرا نباید تغییرپیدا بکند . وهمه مابه جبراین کلمه ایمان آورده ایم . ایمان به حق و قولی که درجبراست نباید تغییر پیدابکندنمیشودآنرا تغییرداد .ونمیشود آنراتحریف کرد .نمیشود آنرا تجزیه کرد . نمیشودآنرا ردوانکار کرد. (وهنگامی که سخن می گویید(می گویید.می گویید.ببینید دراین آیه الله بندگانش راهشدارمی دهدکه هرگاه گفته ای را بیان می کنند درموقعیت باش قرارداده میشود انسانها آنگاه که جبررا برگفته خودبه اراده تبدیل کنند جبرانباید ازان روی برگردانند)عدالت را رعایت کنیدحتی اگربه ضررنزدیکانتان باشدوهمواره به پیمانی که باخدابسته ایدوفاکنید این چیزی است که خداوند شمارا به آن وصیت می کند شاید پندگیرید) سوره انعام قسمتی ازآیه صدوپنجاه ودو (ای اهل ایمان چرا چیزی رامی گویید که به آن عمل نمی کنید این نزدخداوندگناه  بزرگی است که چیزی رابگوییدوبه آن عمل نکنید) سوره صف آیات دووسه. ماجبرتسلیم دربرابری دربرقراری نظم یک عدالت جبری را پذیرفته ایم آیه . قول حق وجبری که باهمه استعدادها وتواناییهای خاص بشری ازتغییروتحریف وتجزیه آن ناتوانیم. دراین آیه همه انسانهابه  جبریک قول یا حق ( قسم به حق و آنچه میگویم حق است) آگاهی پیدامی کنند .همه *میدانند .همه* می شنوند همه می بینند .درک دارند چون به حق عاقلانه تسلیم شده اند.ودر تسلیم شدن  جبری نوع انسان به گفته جبری الله همه وحدت کلمه دارند. باتوجه به آیات سوره صف هرگاه انسان در وعده با الله  تعمدا وغیرعامدانه دچارخلف درعمل بشود استغفارلازم است دراین زمان هنوز آدم درعرش ساخته وپرداخته نشده است وابلیس به طغیان  اقدام نکرده است بهشت برای نوع بشر بیگانه است .عرش وبهشت. دوزخ .دنیا هنوز تبدیل  به کلمه نشده اند ودرموقعیت کلمه ( باش) قرارداده نشده اند.  یک امت واحدازمسلمانان (همه گفتندآری هستی) یاهمه مردم جهان .دربی نهایت  فاصله جبری زمان  امت های متفاوت برای انسان .برای جن ملک .برای نوع وحش  تشکیل شده است وهمه به یکتایی ویگانگی الله گواهی داده اند توچطور ای اصل ولایت ؟توچطور؟آیا توبه پیمانی که با الله بسته ای وفاکرده ای ؟ شما چطورمجالس چندگانه ایران ما؟ وشما چطور؟پس چرا شیطان را می پرستید؟ (بی شک خدا ازپیمانی که با اوبسته اند همه آنهارا بازخواست خواهدکرد) سوره احزاب قسمتی از آیه پانزده یکی ازسوآلات جبری از همه ما پاسخ به این پرسش است (چرایی  پیمان شکنی) . گواهی نوع بشر درسوره اعراف را هیچ انسانی نبایداز یادببرد. (ای پدرم .شیطان را پرستش مکن شیطان نسبت به خدای رحمان نافرمان بوده است ) سوره مریم آیه چهل وهشت این آیه از زبان ابراهیم س در دعوت  پدرش آذربه دین توحید آورده شده است همه ما می دانیم که مردمان وخواص زمان این پیامبر بت پرست بوده اندوپدر ابراهیم س یک بت تراش بوده است .دراین آیه ابراهیم  س صریحا بتها را شیطان می خواند ( وآنهاراازآن دسته پیشوایانی قراردادیم که مردم رابسوی آتش دعوت می کنندودر روزقیامت یاری نمی شوند)  سوره قصص آیه چهل ویک این آیه خطاب به فرعون (امام درآیه عربی قرآن  فرعون امام خوانده میشود) امام یا پیشوای جهنمیان آمده است .درسوره ق مااز شیطان فرستاده شده (یا قرین .قعید .عتید )گفتیم همانطور که بت در سوره مریم  س از نوع شیطان است فرعون نیز از انواع شیطان است .ولی زمینی . شاه .امون . وگوساله طلایی.قوانین و..همه از انواع شیطان هستند درپرستش آمون یا بت ما بایک موجودغیرزنده روبروهستیم .همانطورکه ابراهیم س .محمدص ودیگرپیامبران وایمان آورندگان  دعوت کننده مردم به بهشت هستندانواع واقسام شیاطین . وانس زمینی ولی.شاه .فرعون و..... دعوت کنندگان مردم به جهنم هستند (ابلیس گفت اکنون که مراگمراه وحیران کردی برسرراه راست تو به کمین آدمیان می نشینم) سوره اعراف آیه شانزده   . شیطان موجودی است که ازدیدن شنیدن .درک و احساس وعقلانیت درافول است.درنفی زندگی  است. همه مظاهرنعمت وبرکت دراوسوخته است .فرعون نیز چنین کسی است .به انسانها درقرآن ودرسوره ناس هشدارداده میشودکه ازشر وسوسه های شیاطین انس وجن به الله پناه ببرید.مگرمخلوق  انس چه فرقی با انسان  با ایمان دارد؟در پناه الله مگرچه چیزی است که بدن مومن (=ایمنی بخش)را ازاستهلاک نجات می دهد؟     ( آیا ازغیب خبردارد؟یاعهدوپیمانی از خدای رحمان گرفته است ؟( می گوید می گوید فعلی برای زمان حال .رد جبر وموقعیت باش در گفته  اومکتوب میشود وانسان  خودمختارآنچه می گوید درجبر باش میگیرد . می گوید می گویدنماز وروزه دراولویت حکومت اونیست  وهیچکس نمی پرسد چرا؟. شیطان انس می گوید لازمه ورودبه بهشت همراهی با حکومت اوست وهرگاه انسان چنین بگوید درموقعیت باش شیطان قرارمیگیرد آنچه می گوید در ردگفته الله است  رد مالک بودن بهشت .رد وقف موجودیت انسان . در آیه( نماز من وتمامی عبادت من و زندگی ومرگ من از ان الله آن پروردگار جهانیان است) وقتی پیامبرچنین میگوید آنچه می گوید مکتوب میشود باش میشود واقعیت پیدا می کندو اگاهانه تسلط الله را می پذیرد. وهمواره درعذاب گرفتارش می سازیم وچیزهایی را که به آن دل بسته است( دلبسته است)از اومی گیریم تا تک وتنها نزدما بیاید زیرا آنها خدایانی به غیر الله اختیارکرده اندتا به گمان خودمایه عزتشان باشد ) سوره مریم س آیه هفتادوهشت تاهشتادویک ( وابلیس گفت. به عزتت سوگندکه همه آدمیان را گمراه خواهم کرد مگرآنها که بندگان خالص تواند) سوره ص آیات هشتاد دو وهشتادوسه وشیطان به این سوگندعمل میکند وآدم س وحواس را تشویق به عصیان میکند وانهامرتکب به سرکشی از امرالله می شونداین سرکشی آدم س وحواس برای شیطان یک پیروزی است اوبخت خودرا برای سوزاندن و تغییرهویت دربندگان الله می آزمایداینست که این وهم دراوایجادمیشودکه حاکمیت جهان وعام مخلوقات ازان اوست واومی تواند  آنهارابه عنصرخوداتش تبدیل کند.ودراینجا برای شما ازتشابهات می آورم درزندگی معمولی ازعنصرآتش جزآن انواع که ازبلایا ونعمات آسمانی والهی است مثل رعدوبرق ( توجه کنید به ایمنی رعدوبرق اگرالله بخواهدموجب بارش باران میشودواگرالله نخواهد؟).رخدادآن تحت حاکمیت الله است اما انواع دیگرآتش بوسیله انسانها تولیدمیشوندیعنی اقتدارانسان بالاتر است ازاقتدارآتش برخودش .یعنی انسان می تواندشیطان را تحت تسلط خودش دربیاورد. ومعدوددراقلیت انواع آتش که جزو بلایای آسمانی میشوند را ما می توانیم ارسال شیاطین به حساب بیاوریم زیرا انسان دربرابرجبر ظهورآنها ناتوان است. ای خدایگان مجالس چندگانه ایران ما متلاشی کردن امتی که وجود الله رابا ایمان به ( امام آتش =اصل ولایت فقیه) ردمی کنندبسیارآسان است .واکنون زمان برای شما درتوقف است وپشت سرشما آینده شماست .پشت سر . همان گذشته ای که درآن شیطان جامانده ورانده شده از قافله ملائک تنهارها شده است.وکافران ومشرکان وظالمان ازآن جهنم اوهستند .چرابیدارنمی شوید؟چرا از الله نمی ترسید؟  آیه (صدوهفتاد ودواعراف)زیباترین شکل بیان تشکیل امت واحده رانشان میدهد.می بینیدکه فقط در صورت ایمان ویقیین همه انسانهاو تمامی گروه جن به یگانگی الله  میشود که امت واحده توحیدی یا اسلامی (اسلام = تسلیم محض بودن)تشکیل بشود. این قاب اختصاص داده شده است به مطلب مهم تشکیل امت واحده یا مدیریت کلی جهان اما شایسته است که اشاره بشود که هیچ جامعه ای درجهان ( فراموش نکنید دین توحید یک دین جهانی است)بدون دین قادربه ادامه حیات نیست اگرجامعه ای اکنون هست باید گفت که دین بازدارنده ومانع مرگ ان جامعه بوده است. فرزندان بنی آدم س در قبل ازآغازطلوع دین محمد ص همه درجبر پذیرش مرگ(همه گفتند آری هستی سوره اعراف آیه صدوهفتادودو)ازراه بلایای زمینی وآ سمانی بوده اند. درامت واحده فقط وتنها ایمان آورندگان ازمرگ جبری این بلایا مستثنی بوده اند تنها بازماندگان ونجات یافتگان از بلایا مومن ومتقن به دین بوده اند. (پس چرادرمیان مردمانی که قبل ازشمابودند به جزعده اندکی که آنهارانجات دادیم خردمندانی نبودند تامردم را ازفسادوتباهی نهی کنند؟ بدانیدکسانی که *ظلم کردندبه دنبال لذت های دنیوی رفتند وگنه کارشدند وپروردگار توهیچ شهری را که مردمش مصلح اند به ستم نابود نمی کند* نمی کندبازهم زمان ازگذشته تا به اکنون  ادامه دارد)  سوره هود س آیات صدوشانزده .صدوهفده (مامردمی راکه قبل ازشمابودند. بودند؟چون *ظلم کردندوبه پیامبرانی که بادلائل روشن بسویشان آمدندایمان نیاوردند نابودکردیم. بدانیداین چنین مجرمان را مجازات می کنیم (مجازات می کنیم . دقت بکنید به زمانی که ادامه دارد مجرمان اکنون هم نابودمیشوند تجزیه میشوند میمیرند .مجرمانی باچشمان کبود.در دیگرشدن به آتش .درکهریزک حرام درخلوت درانزوا وشیطان موجودی همیشه گریزان ازجمع است وطعمه خودرا همواره رهامی کند  منزوی است ملول است بیماراست.)سوره یونس س آیات سیزده وچهارده (سرانجام پیامبرانمان واهل ایمان رانجات می دهیم ( نجات می دهیم؟ازفرمان به جمع نجات دهندگان می گوید نجات دهندگان درتسلیم موقعیت باش قراردارندواین فرمان دربعدزمان محصورنمیشود هیچکس نمی تواندمانع ودافع باشد از انجام جبری که درموقعیت باش الله قرارگرفته است )زیرا نجات اهل ایمان برما حقی واجب است)   سوره یونس  س آیه صدوسه وظالم.درقرآن همانا کسی است که آیات الله را.حقایق راوکلمات الله را چون پیشوای خودشیطان مردود میداندوانکارمی کند. ظالم مخلوق بودن خودراردمی کندو به خودش ستم می کند. دیدن. شنیدن .درک درست رابرخود حرام می کند خودرا باطل می کندبا تغافل جسم خودرا رها می کند. به خودفریبی ابلیس درعرش برمیگردیم نتیجه تغافل او خودکشی یک ملک است وتبدیل شدن اوبه عنصرآتش .کافر.مشرک .گمراه و کل گروه ارتداد درواقع خودکشی می کنند اگرچه دیگرکشی نیزاز اعمال این گروه نباشد.تبدیل شدن انسان به آتش همانا مرگ انسان ونیستی است . وعجیب نیست که چنین موجودجدیدی دراوج حقارت حکومت ولذت  بودن دردنیا را برواجبات دین الله دراولویت می داند .حلال را حرام وحرام راحلال می بیند .چنین کسی علاوه برعدم تشخیص حق ازباطل لاجرم گنه کارهم خواهدبود (آیه سوره هودس دربالا)مقایسه کنیدکه ابلیس وجودعنصرخودرا دربرتری بر آدم خاکی می دانست .این نسل انسان  نابودی وجود خوددرا درهمراهی باابلیس ودرموقعیت قعید بودن نمی داند.انسان محتاج است به قیام . برای ماندن .برای ادامه حیات (الله گفت  دوگانگی درپرستش راکناربگذاریدزیرا او خدای یکتاست  تنهاازکیفرمن بترسیدآنچه درآسمانهاو زمین است متعلق به اوست حتی دین ازاوست اگرمی فهمید چراازغیرخداخوف دارید)سوره نحل پنجاه ویک   دراین آیه الله اشاره می کندبه کسی که ازغیرالله می ترسد .وازاوبه نام مشرک یا دوگانه پرست یادمی کند . الله باورچنین کسی راهم بخوبی زیرسوآل می برد. دوگانه پرستان آسمانهاوزمین را ازآن الله نمی دانند. چنین کسانی ابداع کننده ادیان موهوم میشوند وآنها آگاهانه به اینکاراقدام می کنند .درلابلای پنهان پندارهایی که بیان می کنند وجودالله را قبول دارند اما درتضاد باچنین اوهامی بازالله ازآنها می پرسد(اگرمی فهمیدچراازغیرخداخوف دارید)یعنی انکه این گروه نمی فهمند . ترس از غیرالله ولی .شاه .فرعون .علامت اینست که به مرحله یقیین دریکتابودن الله  نرسیده اند      (ازمردم نترسید ازمن هراس داشته باشیدوآیات مرا به بهای اندک دنیا نفروشیدوبدانیدهرکس که براساس آیات خداحکم نکند ازکافران خواهدبود) سوره مائده آیه چهل وچهار درپشت سنگرمذهب . مسجد. بیت المقدس. کربلا. حتی در لحظه طواف مسلمانان در لحظاتی که هیچ مرزی بین انسان وانسان وانسان والله قرارندارداونومیدانه  درسنگری ازوهم پناه میگیرد. مسجد وسجده گاه مکانی نیست که اورا امنیت و آرامش ببخشد ورهاشدن دروهم به دلیل ترس اوست . ازواقعیت ازچیزی که نمی بیند .نمی شنود . نمی تواند. حس کند درک کندبفهمد.بپذیردمی ترسد . اینست که  اجازه خودرا براجازه الله اولویت می دهد. به آیه وگفته الله تجاوز میکند اجازه خودرا جایگزین اجازه الله می کند .با وهم باجنون میگویدمردان جدا وزنها جدا طواف بکنند چون می ترسد.اویک فراموش شده است . می ترسد فراموش بشوداین فراموشی ناشی ازفراموشی القائات شیطان درون است که به سبب روی گردانی ازحق به جبر الله با اوهمراه شده است. بیت المقدس و ضرار.مسجدپیامبر(بدانید مساجدازآن الله است سوره جن ومساجددراین آیه منظورکلیت مساجدجهان است وکنیسه ها .معابد کلیساهاو..راشامل میشودشیطان نمی تواندبرآن مسلط بشوداما انس می تواند ؟این آیه یک هشداراست نه انس هم بنده شیطان است.)کدام یک از این مساجدبایدازآن اوشود؟واما کعبه یا بیت الله الحرام یک مسجداست وازآن الله است اما اوبازنمی فهمد . مساجد وقف الله هستندهمانطورکه پیامبروپیامبران وایمان آورندگان همه وقف الله هستند.علی .حسن. حسین  و...... همه ایمان آورندگان وقف الله هستنداما اوبازهم نمی فهمد .هرکس پنداری جزاین داشته باشدارتداد می ورزد.به الله ومقام پیامبروبه مقام جمع ایمان اورندگان توهین واهانت کرده است ازمرزحق پارافراتر گذاشته است.ازتومی پرسم آیا مسلمانی هست که  بتواند الله .پیامبران را وایمان آورندگان را فراموش کند. درحالیکه انکار الله . پیامبران وایمان آورندگان نیزنشانه ای است ازوجودانها.تصرف کشورهای اسلامی بوسیله بعضی از اهل کتاب مذاهب مختلف در زمان ما درحالی اتفاق می افتدکه درکتاب الله (گفته) شده است که (فرمانروایی آسمانها وزمین ازان خداست ) سوره فتح  قسمتی ازآیه چهارده ( بدانیدلشکریان آسمان وزمین همه ازآن خداست وخداحکیم واگاه است) سوره فتح آیه چهار یعنی درصورت دستیابی به  سرزمینی خاص در واقع هیچ نقطه ای ازاین سرزمینها تحت تملک بعضی اهل کتاب  وکافران محسوب نخواهندشدواز نظرالله مالکیت آنها مردوداست . دردین توحیدبایدباورداشت همه سرزمینها همه خاک دنیاکه تحت حاکمیت انسانهاقراردارند درواقع ازان الله هستند.جای سوال است که انها چگونه ازمشروعیت ؟ حکومت خود می گویند چگونه از کشور( من) می گویند؟  بیان چنین سخنانی نشانه ارتداد گوینده سخن است بایدبدانیم آنچه ما می گوییم ومی خواهیم چون گفته های الله درجبرموقعیت باش هستند . اگراز حق الله بگوییم اراده باش یک ایمان اورنده را برخودجبرمی کنیم . واگر از باطل .حرام ومردودبگوییم خودرا بسهولت دراختیار شیاطین قرارداده ایم . هرچه الله ( بگوید) جبراخلق میشود گفته او موجودمیشود نابودی آن .تجزیه گفته الله  مردود میشود وهرگفته ای که انسان( بگوید) براوجبرمیشودودرموقعیت  باش گفته های فردیت انسان قرارمیگیرد به آیات دو وسه در سوره صف توجه کنید الله از گناه عمل نکردن به گفته ها توسط انسان می گوید .وقتی انسان میگوید( آری توپروردگار من هستی) گفته اودرجبر ودایره ایمان آورندگان مکتوب میشود  وانسان هرعمل دیگری که درتضاد با این گفته مرتکب بشود اورااز دایره ایمان آورندگان خارج میکند. مانند سامری که یک ایمان آورنده بود اما تبدیل به طاغوت شد.آیه پنجاه ونه سوره نساء هم همین نکته را می گوید .جداشدن ازدایره ایمان آورندگان یعنی در معرض انشقاق وانفطار و تجزیه قرارگرفتن( انفجارماده راتسریع کردن).یعنی فرارشدن .شیمیایی شدن . یعنی ازگردونه خاک خارج شدن.حیرانی وسرگردانی گفته شده درآیات قران درواقع پراکندگی و خارج شدن نظم همه عناصر در آفرینش است علی الخصوص انسان ارتدادانسان مجموعه عالم هستی را که ازعناصرگوناگون درحالت  ترکیب وانسجام بوده است دچار اختلال و پراکندگی می کند. .توجه کنید الله مکررازدین معنوی خود  می گوید اما آیه می آوردکه ( هرانکه در زمین و آسمانهاست ازآن اوست)یعنی جبرمعنویت او برجهان ماده حاکمیت وفرمانروایی می کند.( بابرکت است کسی که فرمانروایی مطلق به دست اوست واوبرهرکاری تواناست سوره ملک آیه یک) . (ما شمارابه وقوع عذاب بزرگی هشداردادیم.روزی که هرکس به دستاوردش می نگرد وکافرگوید کاش *خاک بودم) سوره نباء آیه چهل ( درآن روز کسانی که در زندگی کافروناسپاس بودندواز فرمان پیامبر سرپیچی کردندآرزو می کنند که ای کاش با خاک زمین یکسان می شدند زیرا هیچ سخنی را از خداوند پنهان نتوانندکرد)سوره نساء آیه چهل ودو سخن .گفته ها .خواسته ها. اراده ها و باش هایی که تقدیرمارا رقم می زنند.کافرمی گویدکاش خاک بودم .ویاای کاش باخاک زمین یکسان می شدم .پس اوچیست؟                                                       ************** دراینجا شایسته است که به ترجمه ای از کتاب قرآن که توسط مترجمان کشورمان دراختیار عموم مردم ما قرارداده شده است بپردازیم یکی از مشکلات پیروان ادیان دیگرتوحید ی برای حضرت محمد ص پذیرش پیامبری وکتاب اوبوده است  .پیامبران ادیان توحیدی دیگر با آنکه از آمدن وابلاغ دین توحید توسط حضرت محمد به پیروان خوداگاهی داده انداما تردید ورددین محمد توسط  بعضی اهل کتاب ( بعضی اهل کتاب مدعی اسلام هستنداما به دین خودایمان نیاورده اند)درمسیر رسالت او همواره سختی هایی رابرایشان تحمیل میکرده اند .  درآیه سی وسه سوره توبه وبه زبان عربی چنین می خوانید (هوالذی ارسل رسوله بالهدی ودین الحق لیظهره علی دین کله ولوکره المشرکون) ترجمه یک (اوست خدایی که رسول خودرا باهدایت ودین حق فرستادتا انرا برهمه ادیان برتری دهد هرچندمشرکان وکافران ناراضی باشند)  ترجمه دو( اوکسی است که پیامبرش راهمراه با هدایت ودین حق فرستاد تا آنرا سرآمد همه ادیان کند هرچندمشرکان از این حقیقت ناخشنودشوند) ترجمه سه(اوست خدایی که رسولش راباهدایت خلق و بلاغ دین حق فرستادتاآن راهرچندمشرکان مشرک خوش ندارندبر همه ادیان عالم غالب گرداند)                                                          ***** (هوالذی ارسل رسوله بالهدی ودین الحق لیظهره علی دین کله وکفی بالله شهیدا) ترجمه یک( اوست که رسول خودرابه هدایت ودین حق فرستاد تا آن دین را برهمه ادیان ( غالب) گرداندوهمین که خداگواه است کافی است) ترجمه دو( اوست که فرستادرسولش راباهدایت ودین حق تاغالب سازدش بردین همه اش وکافی باشدخدا ی شاهد. ) ترجمه سه(اوکسی است که پیامبرش راباهدایت ودین حق فرستادتاسرآمد همه ادیان دیگرگرداندوبرای این نکته شهادت خداوندکافی است) این دوترجمه از کتاب قرآن برگردانده شده به فارسی برای شما آمده است . مادرآیه عربی قرآن از(دین الحق لیظهره علی دین کله ) می خوانیم . اداء جبر لیظهره اشاره است به دینی که برای ظهورحق آمده است برای آشکارشدن حق آمده است .( قسم به حق وآنچه می گویم حق است)اما درهمه ترجمه ها بطورکلی ( لیظهره)اینگونه ترجمه وتعبیر میشود( تا انرابر همه ادیان برتری بخشد) ودرترجمه دو ( تا انرا سرآمد همه ادیان کند) .( برهمه ادیان غالب گرداند) چرا باید مترجمان ما اینگونه نااگاهانه دین محمدص را ازادیان قبل ازاوکه همه ازادیان توحیدی هستند تفکیک کنند این دین فقط برای اثبات وصداقت  در باش وعده پیامبران قبل از حضرت محمدآمده است .تحکیم  صداقت درگفته الله که از زبان پیامبران توحید برای پیروان نقل میشود .که بارها وعده ظهور  دین محمد ص رادرآینده بدانها داده بودند .این آیات ازموجودشدن وخلق ظهور وعده الله درموقعیت باش می گویدوشهادت الله قبل از ظهور دین محمدص  ازپیامبران دیگر توحید ابلاغ شده است . آیا این گونه ترجمه باعث ایجادوهم ودشمنی بین پیروان ادیان  الهی نمیشود ؟ آیا ترجمه شما ردگفته الله برجبرتوحیدی بودن ادیان دیگر الهی نیست ؟ردپیامبران دیگر الهی نیست؟ ردکتب الهی دیگرنیست؟آیا از(خودبرتربینی) جنون آمیزپنهان دراوهام شمانیست؟آنچه شما در ترجمه  قرآن بیان کرده اید همانا تاکید است برتشکیل امت واحده ای که حاکم برادیان دیگری الهی میشود . گفته هایی که با تحریف قران به زبان فارسی اعمال میشود اکنون برپیروان ادیان دیگر در ایران ما تحمیل میشود.آیا خواسته شما ازالله همین است؟ درحالیکه درقران آمده است که الله پیامبررااز تشکیل امت واحد دینی نهی میکندچرا شما چنین اراده ای رابه خواننده قرآنی که کلمات گویای الله است القامیکنید؟تفرقه وایجاددشمنی وکینه بین ایمان آورندگان به توحید تنهاهدف شیطان است . (وکسانی که به آیات ماپرداختند تا اثرات آنهاراخنثی کنند بی شک برای اینان عذابی بد ودردناک است) سوره سباء آیه پنج ( آنان که در ردوتخریب آیات ما تلاش می کنند همه شان گرفتارعذاب خواهندبود) سوره سباء آیه سی وهشت (واگرخدامی خواست همه شماراتبدیل به یک امت واحدی میکرداماخدامی خواهدشمارا درآنچه تقدیم تان کرده است امتحان کند) مائده آیه چهل وهشت ایاالله در آیه چهل وهشت سوره مائده ازحاکمیت یک دین برادیان دیگر الهی دفاع می کند؟آقایان باید بدانید باید بپذیرید این یک جبراست که  اساس اسلام  بروهم نباشد وبرحق باشد.و اسلام  مذهب شیعه شما نیست . مذهب تسنن  دیگران هم نیست . کاتولیک .پروتستان . ارتدکس و دیگرمذاهب وفرق گوناگون ساخت بشرنیست دین اسلام فقط دین توحیداست .واسلام یعنی تسلیم شدن دربرابرتوحید.حاکمیت فقط از ان الله است . وبعدازپیامبران احدی نمی تواند مسئولیت اداره امورمسلمانان ادیان توحیدی راعهده داربشود جبرالله اینگونه حکم می کند این امانت  به جمع ایمان آورندگان سپرده بشود ومابایدبه  جبراین آیات تسلیم باشیم..هرمذهب یا فرقه ای که مسئولیت اداره امورمسلمانان را به فردیت بسپارد مرتد است .و اقتداءبه شیطان کرده است  این جبراست  وحق است وهراراده  باطلی را بااقتداربرای تحمیل حاکمیت فردی برمردم نابودمی کند    ( آنان که در ردوتخریب آیات ما تلاش می کنند همه شان گرفتارعذاب خواهندبود) سوره سباء آیه سی وهشت  

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 10 دی 1391    | توسط: منتظر در انتظار    |    | نظرات()